عکسی كمتر ديده شده و كاملن واقعي از پاچه خواری همایونی (مظفرالدین شاه)
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💑
💣 یک سوال: (داری یک نفر که دوست داشتن را بلد باشد؟)
.
.
📝 منبرک: (آدم یک نفر را می خواهد که...)
اخلاق عاشقی
.
.
💑 آدم یک نفر را می خواهد که بلد باشد زشتی
هایش را دوست داشته باشد وگرنه زیبایی را که همه دوست دارند.
آدم کسی را می خواهد که صورت آرایش نکرده ی تازه از خواب بیدار شده اش را دوست داشته باشد.زیر چشم های گود رفته ی سیاهش را.زانو و آرنج پینه بسته اش را.ابروهای پر و دست نخورده اش را.
.
.
💑 دل همه مان کسی را بیشتر می خواهد که آدم را توی تمام فین فین کردن های سرما خوردگی اش با دستمال های خیس و چشم های قرمز و پف کرده و خشکی دور دماغ از روزهای خنده های از ته دل و دندان های ردیف مرتب اش بیشتر دوست داشته باشد.
کسی که صدای هورت کشیدن سوپ و بالا کشیدن نوشیدنی ای که توی لیوان به آخرش رسیده است را با نی بیشتر می پسندد تا خوردن استیک با چاقو و چنگال را.
.
.
💑 همه ی ما کسی را بیشتر می خواهد که منِ زشتمان را بیشتر از من زیبایمان دوست داشته باشد.
کسی که کوتاهی قد و اضافه وزن و ریزش موهایمان ما را به او نزدیک تر کند.
.
.
💑 ما همه مان دلمان کسی را بیشتر می خواهد که سال ها بعد برای چروک های زیر چشم و خط های مورب دور دهانمان بمیرد.
کسی که با حوصله بنشیند دانه دانه تارهای سفید مویمان را ببافد، عینکمان را مثل چشم های پر فروغ روزهای اول آشنایی مان دوست داشته باشد و مراقب شکستنی هایمان باشد.
قلب مان و حتی استخوان هایمان.
.
.
💑 همه ی ما پیرزن و پیرمردهای غرغرو و خودآزار و خودخواهی خواهیم شد که فرشته هایی می خواهیم که تا ابد به ما مثل روز اول نگاه کنند.
پیرزن ها و پیرمردهایی که بیماری، خروپف، فراموشی، زشتی و ناتوانی جزیی از زندگی مان خواهد شد قطعا".
.
.
💑 همه ی ما یک نفر را می خواهیم که سالهای سال روزهای سخت را به دلگرمی بودن ِهم بگذرانیم.
.
.
پ ن:
#زهرا_کمالی
#منبرک
#زندگی
#مصطفی_سلیمانی
#دلگرمی
🍀❤️ @filsofak
💑
💣 یک سوال: (داری یک نفر که دوست داشتن را بلد باشد؟)
.
.
📝 منبرک: (آدم یک نفر را می خواهد که...)
اخلاق عاشقی
.
.
💑 آدم یک نفر را می خواهد که بلد باشد زشتی
هایش را دوست داشته باشد وگرنه زیبایی را که همه دوست دارند.
آدم کسی را می خواهد که صورت آرایش نکرده ی تازه از خواب بیدار شده اش را دوست داشته باشد.زیر چشم های گود رفته ی سیاهش را.زانو و آرنج پینه بسته اش را.ابروهای پر و دست نخورده اش را.
.
.
💑 دل همه مان کسی را بیشتر می خواهد که آدم را توی تمام فین فین کردن های سرما خوردگی اش با دستمال های خیس و چشم های قرمز و پف کرده و خشکی دور دماغ از روزهای خنده های از ته دل و دندان های ردیف مرتب اش بیشتر دوست داشته باشد.
کسی که صدای هورت کشیدن سوپ و بالا کشیدن نوشیدنی ای که توی لیوان به آخرش رسیده است را با نی بیشتر می پسندد تا خوردن استیک با چاقو و چنگال را.
.
.
💑 همه ی ما کسی را بیشتر می خواهد که منِ زشتمان را بیشتر از من زیبایمان دوست داشته باشد.
کسی که کوتاهی قد و اضافه وزن و ریزش موهایمان ما را به او نزدیک تر کند.
.
.
💑 ما همه مان دلمان کسی را بیشتر می خواهد که سال ها بعد برای چروک های زیر چشم و خط های مورب دور دهانمان بمیرد.
کسی که با حوصله بنشیند دانه دانه تارهای سفید مویمان را ببافد، عینکمان را مثل چشم های پر فروغ روزهای اول آشنایی مان دوست داشته باشد و مراقب شکستنی هایمان باشد.
قلب مان و حتی استخوان هایمان.
.
.
💑 همه ی ما پیرزن و پیرمردهای غرغرو و خودآزار و خودخواهی خواهیم شد که فرشته هایی می خواهیم که تا ابد به ما مثل روز اول نگاه کنند.
پیرزن ها و پیرمردهایی که بیماری، خروپف، فراموشی، زشتی و ناتوانی جزیی از زندگی مان خواهد شد قطعا".
.
.
💑 همه ی ما یک نفر را می خواهیم که سالهای سال روزهای سخت را به دلگرمی بودن ِهم بگذرانیم.
.
.
پ ن:
#زهرا_کمالی
#منبرک
#زندگی
#مصطفی_سلیمانی
#دلگرمی
🍀❤️ @filsofak
🙏1
آنانكه دستی را كه نانشان میداد، گاز گرفتند، محكوماند به بوسيدن پاهايی كه لگدشان میزند!
اریک هافر
🍀❤️ @filsofak
اریک هافر
🍀❤️ @filsofak
اگر کسی مداوما از کودکی زنجیرهای آهنین بر پاهای خود داشته باشد، گمان می کند که این زنجیرها جزو بدن خود اوست و برای راه رفتن به آنها نیازمند است.
#رنه_دکارت
🍀❤️ @filsofak
#رنه_دکارت
🍀❤️ @filsofak
مامان بزرگ من
می گفت
عاشقی باج دادن داره
مواظب باش اون
کسی رو که دوستش داری
نفهمه که تو عاشقشی
اون وقت باید
بااااج بدی
روز ولنتاین مبارک❤️
🍀❤️ @filsofak
می گفت
عاشقی باج دادن داره
مواظب باش اون
کسی رو که دوستش داری
نفهمه که تو عاشقشی
اون وقت باید
بااااج بدی
روز ولنتاین مبارک❤️
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_کوتاه 📽
🎬انیمیشن "Borrowed Light"
💢پسر بچه ای قصد دارد تا با ترفندی جالب توجه مردم شهرش را به زیبایی های طبیعی آسمان جلب کند..
📆انتشار: 2015
@filsofak 👈
🎬انیمیشن "Borrowed Light"
💢پسر بچه ای قصد دارد تا با ترفندی جالب توجه مردم شهرش را به زیبایی های طبیعی آسمان جلب کند..
📆انتشار: 2015
@filsofak 👈
📝 کانال فلسفه اخلاق:
⁉️معماى بزرگ اينشتين⁉️
۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد
آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی تنها منطق مى تواند اين مساله را حل كند و ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟
🍀❤️ @filsofak
⁉️معماى بزرگ اينشتين⁉️
۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد
آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی تنها منطق مى تواند اين مساله را حل كند و ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرق پدر و مادر دانا با پدرو مادر معمولی👌
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
مطمئن ترین راه برای از بين
بردن جوانان این است که به
آنها آموزش دهید به کسانی
که مانند آن ها فکر می کنند
بیشتر احترام بگذارند تا كسانى
که متفاوت با آنان می اندیشند !
نیچه
🍀❤️ @filsofak
بردن جوانان این است که به
آنها آموزش دهید به کسانی
که مانند آن ها فکر می کنند
بیشتر احترام بگذارند تا كسانى
که متفاوت با آنان می اندیشند !
نیچه
🍀❤️ @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به هر حال "نو" همان "شر" است، زیرا چیزی است که میخواهد فتح کند، علائم مرزی را واژگون کند، مذاهبِ قدیمی را از پای درآورد؛ فقط "کهنه" ها "خیر" هستند! در هر دوره، مردانِ خوب آنهایی هستند که افکار قدیمی را در عمق میکارند تا برایشان ثمر دهد...
[و] تا کنون قوی ترین و شریر ترین روحیه ها باعث پیشرفت بشریت شده اند.
بر گرفته از کتاب: #حکمت_شادان
اثر: #فریدریش_نیچه
🍀❤️ @filsofak
به هر حال "نو" همان "شر" است، زیرا چیزی است که میخواهد فتح کند، علائم مرزی را واژگون کند، مذاهبِ قدیمی را از پای درآورد؛ فقط "کهنه" ها "خیر" هستند! در هر دوره، مردانِ خوب آنهایی هستند که افکار قدیمی را در عمق میکارند تا برایشان ثمر دهد...
[و] تا کنون قوی ترین و شریر ترین روحیه ها باعث پیشرفت بشریت شده اند.
بر گرفته از کتاب: #حکمت_شادان
اثر: #فریدریش_نیچه
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دروغهای معنوی
دروغها را به دو دسته میتوان تقسیم کرد: دستۀ اول، آنهایی است که انگیزههای مادی و منفعتطلبانه دارد؛ مانند دروغی که فروشنده به خریدار میگوید. دستۀ دوم، دروغهای معنوی است؛ یعنی آنچه با انگیزههای مقدس، ساخته و منتشر میشود؛ مانند آنجا که گوینده یا نویسندهای میخواهد با دروغ، آنچه را که حقیقت و راست میداند، برای شمار بیشتری از آحاد جامعه، باورپذیر کند. شخصی را تصور کنید که حقیقت مطلق را در انحصار مذهب و اندیشۀ خویش میداند و مذهبی دیگر را بهشدت باطل و زیانبار. چنین شخصی، گاهی به خود اجازه میدهد که علیه مذهب رقیب دروغ بسازد تا مردم را از خطر گمراهی نجات دهد.
باورش سخت است؛ ولی چنین دروغهایی وجود دارد و شمارشان هم کم نیست. برای نمونه، نویسندهای گمنام که بهشدت ضد عرفان و تصوف و مخالف سرسخت یکی از مذاهب اسلامی بوده است، کتابی نوشته و نام آن را «خاطرات مستر همفر» گذاشته است. مستر همفر، به ادعای نویسندۀ گمنام کتاب(احتمالا شخصی به نام صبری پاشا)، سفیر انگلستان در برخی کشورهای عثمانی بوده است. در این خاطرات جعلی، ثابت میشود که سیاست رسمی انگلستان، ترویج تصوف در میان مسلمانان است. من در گفتوگو با بسیاری از اهل علم و نیز در برخی کتابها دیدهام که به این کتاب استناد کردهاند؛ حال آنکه چنین شخصی وجود خارجی ندارد و نویسندۀ پنهان این کتاب، چون عرفان و تصوف و وهابیت را موجب گمراهی مسلمانان میدانسته است، خواسته است از این راه، به جامعۀ دینی خدمت کند. نمونۀ دیگر، کتاب «سیاسة الحسینیه» نوشتۀ ماربین آلمانی! است. این کتاب و تأثیر آن بر سرنوشت عاشوراشناسی، مهم و به عقیدۀ من تأسفآور است؛ اما بیگمان نویسندۀ واقعی و ناشناختۀ آن، عرب مسلمانی بوده است که درد دین داشته و خواسته است با استفاده از اعتبار فیلسوفان آلمانی، تحلیل انقلابی خود را از نهضت عاشورا جا بیندازد. (ر.ک: محمد اسفندیاری، عاشوراشناسی، ص103)
فصلی از کتاب تاریخ معاصر ایران را باید به گفتوگو دربارۀ کتابهایی اختصاص داد که نام نویسنده و محتوای آنها دروغ محض است. مثلا دستگاه تبلیغاتی پهلوی دوم، کتابی منتشر کرد به نام «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که محتوای آن، خیانتهای پیدرپی حزب توده به آرمانهای ملی است. این خیانتها از زبان روزنامهنگار مقتول، ابوالقاسم لاهوتی روایت میشود که خود عضو حزب توده بوده است. مؤلفان «خاطرات لاهوتی» کتابی دیگر نیز منتشر و به حزب توده منسوب کردند به نام «نگهبانان سحر و افسون» تا میان جامعۀ دینی و ماركسیستهای مبارز اختلاف افكنند. این کتاب، پر از ناسزاگویی و تمسخر دینداران است و خون هر مسلمانی را به جوش میآورد. در مقابل، کسانی هم بودند که مرگ هر نویسنده یا مبارزی را به گردن رژیم شاه میانداختند. آل احمد در آن سالها شایعه کرده بود که صمد بهرنگی را ساواک کشته است. او احمد میدانست که بهرنگی در رود ارس غرق شده است؛ اما اعتقاد داشت که از هر راهی باید به ساواک ضربه زد. رضا براهنی نیز همین روش را داشت. كتاب «دخترم فرح» نیز جعلی و انتقام از خاندان سلطنت است.
دروغهای معنوی به منشورات دینی نیز راه یافته است. حدود سی و پنج سال پیش، یکی از نویسندگان دینی، کتابی نوشت دربارۀ کرامات عالمان دینی. وی در پایان عمر به یکی از نزدیکانش گفته بود که برخی از این کرامات را خود به چشم دیده و برخی را ساخته است تا ایمان جوانها محکمتر شود. نویسندۀ دیگری در خارج از ایران، خشم مقدس خود را علیه اسرائیل، با افشای پروتکلهای بینالمللی صهیونیسم بروز داده و چندین مترجم در ایران، کتاب او را به فارسی برگرداندهاند؛ اما چنین پروتکلهایی وجود خارجی ندارد و اگر هم داشته باشد، در دسترس عموم نیست. کتاب «غروب آفتاب در اندلس» که پایه و بنیان بسیاری از تحلیلها دربارۀ مواجهۀ غرب با مسلمانان شده است، از همین دست است. کتاب «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات» نوشتۀ فاضل دربندی را هم باید از باب دروغهای دلسوزانه دانست، ولاغیر. و نیر بسیاری از گفتارها در بسیاری از کتابها و سخنرانیها.
نه حزب توده، قابل دفاع است و نه سلطنت و نه صهیونیسم و نه استعمار؛ اما این روش رسواسازی و افشاگری(مباهته) یا تبلیغ، اگر در کوتاهمدت هم کارستان کند، در درازمدت رسوایی به بار میآورد.
دروغهای معنوی، پروندهای بسیار پیچیده و پربرگ دارد؛ آنقدر که اشاره به برخی از آنها، عدهای را افسرده یا خشمگین میکند و باعث سوءتفاهم میشود. بیشتر مردم گمان میکنند که دروغها، انگیزۀ مادی دارند و بس؛ اما واقعیت باورنکردنی برای اکثر مردم، این است که گاهی منشأ دروغ، آرمانطلبی و هدفپرستی نویسندگان و گویندگان خیرخواه است، و تلختر از آن، این است که برخی از این دروغهای – مثلا – خیرخواهانه، پیامدهایی ناگوار برای ملتها داشته است.
رضا بابایی
95/11/25
🍀❤️ @filsofak
دروغهای معنوی
دروغها را به دو دسته میتوان تقسیم کرد: دستۀ اول، آنهایی است که انگیزههای مادی و منفعتطلبانه دارد؛ مانند دروغی که فروشنده به خریدار میگوید. دستۀ دوم، دروغهای معنوی است؛ یعنی آنچه با انگیزههای مقدس، ساخته و منتشر میشود؛ مانند آنجا که گوینده یا نویسندهای میخواهد با دروغ، آنچه را که حقیقت و راست میداند، برای شمار بیشتری از آحاد جامعه، باورپذیر کند. شخصی را تصور کنید که حقیقت مطلق را در انحصار مذهب و اندیشۀ خویش میداند و مذهبی دیگر را بهشدت باطل و زیانبار. چنین شخصی، گاهی به خود اجازه میدهد که علیه مذهب رقیب دروغ بسازد تا مردم را از خطر گمراهی نجات دهد.
باورش سخت است؛ ولی چنین دروغهایی وجود دارد و شمارشان هم کم نیست. برای نمونه، نویسندهای گمنام که بهشدت ضد عرفان و تصوف و مخالف سرسخت یکی از مذاهب اسلامی بوده است، کتابی نوشته و نام آن را «خاطرات مستر همفر» گذاشته است. مستر همفر، به ادعای نویسندۀ گمنام کتاب(احتمالا شخصی به نام صبری پاشا)، سفیر انگلستان در برخی کشورهای عثمانی بوده است. در این خاطرات جعلی، ثابت میشود که سیاست رسمی انگلستان، ترویج تصوف در میان مسلمانان است. من در گفتوگو با بسیاری از اهل علم و نیز در برخی کتابها دیدهام که به این کتاب استناد کردهاند؛ حال آنکه چنین شخصی وجود خارجی ندارد و نویسندۀ پنهان این کتاب، چون عرفان و تصوف و وهابیت را موجب گمراهی مسلمانان میدانسته است، خواسته است از این راه، به جامعۀ دینی خدمت کند. نمونۀ دیگر، کتاب «سیاسة الحسینیه» نوشتۀ ماربین آلمانی! است. این کتاب و تأثیر آن بر سرنوشت عاشوراشناسی، مهم و به عقیدۀ من تأسفآور است؛ اما بیگمان نویسندۀ واقعی و ناشناختۀ آن، عرب مسلمانی بوده است که درد دین داشته و خواسته است با استفاده از اعتبار فیلسوفان آلمانی، تحلیل انقلابی خود را از نهضت عاشورا جا بیندازد. (ر.ک: محمد اسفندیاری، عاشوراشناسی، ص103)
فصلی از کتاب تاریخ معاصر ایران را باید به گفتوگو دربارۀ کتابهایی اختصاص داد که نام نویسنده و محتوای آنها دروغ محض است. مثلا دستگاه تبلیغاتی پهلوی دوم، کتابی منتشر کرد به نام «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که محتوای آن، خیانتهای پیدرپی حزب توده به آرمانهای ملی است. این خیانتها از زبان روزنامهنگار مقتول، ابوالقاسم لاهوتی روایت میشود که خود عضو حزب توده بوده است. مؤلفان «خاطرات لاهوتی» کتابی دیگر نیز منتشر و به حزب توده منسوب کردند به نام «نگهبانان سحر و افسون» تا میان جامعۀ دینی و ماركسیستهای مبارز اختلاف افكنند. این کتاب، پر از ناسزاگویی و تمسخر دینداران است و خون هر مسلمانی را به جوش میآورد. در مقابل، کسانی هم بودند که مرگ هر نویسنده یا مبارزی را به گردن رژیم شاه میانداختند. آل احمد در آن سالها شایعه کرده بود که صمد بهرنگی را ساواک کشته است. او احمد میدانست که بهرنگی در رود ارس غرق شده است؛ اما اعتقاد داشت که از هر راهی باید به ساواک ضربه زد. رضا براهنی نیز همین روش را داشت. كتاب «دخترم فرح» نیز جعلی و انتقام از خاندان سلطنت است.
دروغهای معنوی به منشورات دینی نیز راه یافته است. حدود سی و پنج سال پیش، یکی از نویسندگان دینی، کتابی نوشت دربارۀ کرامات عالمان دینی. وی در پایان عمر به یکی از نزدیکانش گفته بود که برخی از این کرامات را خود به چشم دیده و برخی را ساخته است تا ایمان جوانها محکمتر شود. نویسندۀ دیگری در خارج از ایران، خشم مقدس خود را علیه اسرائیل، با افشای پروتکلهای بینالمللی صهیونیسم بروز داده و چندین مترجم در ایران، کتاب او را به فارسی برگرداندهاند؛ اما چنین پروتکلهایی وجود خارجی ندارد و اگر هم داشته باشد، در دسترس عموم نیست. کتاب «غروب آفتاب در اندلس» که پایه و بنیان بسیاری از تحلیلها دربارۀ مواجهۀ غرب با مسلمانان شده است، از همین دست است. کتاب «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات» نوشتۀ فاضل دربندی را هم باید از باب دروغهای دلسوزانه دانست، ولاغیر. و نیر بسیاری از گفتارها در بسیاری از کتابها و سخنرانیها.
نه حزب توده، قابل دفاع است و نه سلطنت و نه صهیونیسم و نه استعمار؛ اما این روش رسواسازی و افشاگری(مباهته) یا تبلیغ، اگر در کوتاهمدت هم کارستان کند، در درازمدت رسوایی به بار میآورد.
دروغهای معنوی، پروندهای بسیار پیچیده و پربرگ دارد؛ آنقدر که اشاره به برخی از آنها، عدهای را افسرده یا خشمگین میکند و باعث سوءتفاهم میشود. بیشتر مردم گمان میکنند که دروغها، انگیزۀ مادی دارند و بس؛ اما واقعیت باورنکردنی برای اکثر مردم، این است که گاهی منشأ دروغ، آرمانطلبی و هدفپرستی نویسندگان و گویندگان خیرخواه است، و تلختر از آن، این است که برخی از این دروغهای – مثلا – خیرخواهانه، پیامدهایی ناگوار برای ملتها داشته است.
رضا بابایی
95/11/25
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☄❤️ تفاوت عشق و رابطه زناشویی
☄❤️ مؤلفه های عشق از نگاه استرنبرگ
🔹من فکر میکنم دو چیز را باید از هم تفکیک کرد؛ یکی عشق و دیگری رابطه زناشویی. البته سوءتفاهم پیش نیاید؛ میشود شما هم رابطه زناشویی با همسرتان داشته باشید و هم عاشقش باشید. ولی اینها دو حکم متفاوت دارد. مثل اینکه شخص واحدی میتواند هم نقاش باشد هم ریاضیدان؛ ولی نقاشی با ریاضیات فرق میکند هرچند میتواند هر دویش در شخص واحدی مصداق پیدا کند. داستان عشق با داستان زناشویی خیلی فرق میکند. عشق انسان به انسان با تعریفی که امروزه در روانشناسی رو به تثبیتشدن میرود سه مؤلفه دارد.
🔹با تحقیقاتی که تیم استرنبرگ (Robert Sternberg) در امریکا انجام دادند، تقریباً دارد دیگر این نکته تثبیت میشود که عشق انسان به انسان سه مؤلفه دارد:
1⃣شور و شیدایی (passion)؛
مثلاً شخص میگوید: «اگر من با فلانی ازدواج نکنم خودم را میکشم»؛ «اگر با فلانی ازدواج نکنم با هیچ کس دیگری ازدواج نمیکنم»؛ «اگر مانع ازدواجم شدید کاری میکنم که از این کارتان پشیمان شوید». اینها جلوههایی از آن شور و شیدایی در عاشقی است.
2⃣ صمیمیت (intimacy) یا محرمیت؛
یعنی اگر تو واقعاً عاشق کس دیگری باشی دوست داری برای او وجودت را کریستالی و شفاف کنی و تمام اعماق روح و ذهن تو را مثل بلور ببیند. اصلاً انسان دوست دارد پیش معشوقش مدام حرف بزند. این همان است که مفسران درباره موسی (ع) میگفتند. میپرسیدند: «چرا موسی اینقدر پر گفت؟ خدا از او پرسید: مَا تِلْک بِیمِینِک یا مُوسَی؟ چه چیزی در دست راستت هست؟». باید میگفت: «هِی عَصَای». اما چرا گفته است: «هِی عَصَای أَتَوَکأُ عَلَیهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَ لِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَی؛ خدایا این عصایم است که به آن تکیه میکنم. گاهی هم با آن برگ درختان را برای گوسفندانم میریزم و بسا کارهای دیگری هم که با آن میکنم. میخواهی بگویم؟». میگویند: چرا موسی اینقدر پر گفته است؟ مفسران دیگر جواب میدادند و میگفتند وقتی کسی پیش معشوقش هست مدام میخواهد حرف بزند؛ یعنی دوست دارد خودش را کریستالی و تا حد ممکن شفاف کند که وقتی معشوق به او نگاه میکند همه چیزش را ببیند. این همان عامل شفافیتجویی، محرمیت، و صمیمیت است.
3⃣ التزام (commitment)؛
یعنی هر چیزی که درد و رنج به معشوق من میدهد به من هم درد و رنج میدهد و همان واکنشی را که به درد و رنج خودم نشان میدادم به درد و رنج او هم نشان میدهم. وقتی دست خودم زخم شود چه میکنم؟ وقتی دست معشوقم هم زخم میشود دقیقاً همان کار را میکنم.
🌂سخنرانی حریم خصوصی از منظر اخلاقی،22 آبان ماه 95.
🍀❤️ @filsofak
☄❤️ تفاوت عشق و رابطه زناشویی
☄❤️ مؤلفه های عشق از نگاه استرنبرگ
🔹من فکر میکنم دو چیز را باید از هم تفکیک کرد؛ یکی عشق و دیگری رابطه زناشویی. البته سوءتفاهم پیش نیاید؛ میشود شما هم رابطه زناشویی با همسرتان داشته باشید و هم عاشقش باشید. ولی اینها دو حکم متفاوت دارد. مثل اینکه شخص واحدی میتواند هم نقاش باشد هم ریاضیدان؛ ولی نقاشی با ریاضیات فرق میکند هرچند میتواند هر دویش در شخص واحدی مصداق پیدا کند. داستان عشق با داستان زناشویی خیلی فرق میکند. عشق انسان به انسان با تعریفی که امروزه در روانشناسی رو به تثبیتشدن میرود سه مؤلفه دارد.
🔹با تحقیقاتی که تیم استرنبرگ (Robert Sternberg) در امریکا انجام دادند، تقریباً دارد دیگر این نکته تثبیت میشود که عشق انسان به انسان سه مؤلفه دارد:
1⃣شور و شیدایی (passion)؛
مثلاً شخص میگوید: «اگر من با فلانی ازدواج نکنم خودم را میکشم»؛ «اگر با فلانی ازدواج نکنم با هیچ کس دیگری ازدواج نمیکنم»؛ «اگر مانع ازدواجم شدید کاری میکنم که از این کارتان پشیمان شوید». اینها جلوههایی از آن شور و شیدایی در عاشقی است.
2⃣ صمیمیت (intimacy) یا محرمیت؛
یعنی اگر تو واقعاً عاشق کس دیگری باشی دوست داری برای او وجودت را کریستالی و شفاف کنی و تمام اعماق روح و ذهن تو را مثل بلور ببیند. اصلاً انسان دوست دارد پیش معشوقش مدام حرف بزند. این همان است که مفسران درباره موسی (ع) میگفتند. میپرسیدند: «چرا موسی اینقدر پر گفت؟ خدا از او پرسید: مَا تِلْک بِیمِینِک یا مُوسَی؟ چه چیزی در دست راستت هست؟». باید میگفت: «هِی عَصَای». اما چرا گفته است: «هِی عَصَای أَتَوَکأُ عَلَیهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَ لِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَی؛ خدایا این عصایم است که به آن تکیه میکنم. گاهی هم با آن برگ درختان را برای گوسفندانم میریزم و بسا کارهای دیگری هم که با آن میکنم. میخواهی بگویم؟». میگویند: چرا موسی اینقدر پر گفته است؟ مفسران دیگر جواب میدادند و میگفتند وقتی کسی پیش معشوقش هست مدام میخواهد حرف بزند؛ یعنی دوست دارد خودش را کریستالی و تا حد ممکن شفاف کند که وقتی معشوق به او نگاه میکند همه چیزش را ببیند. این همان عامل شفافیتجویی، محرمیت، و صمیمیت است.
3⃣ التزام (commitment)؛
یعنی هر چیزی که درد و رنج به معشوق من میدهد به من هم درد و رنج میدهد و همان واکنشی را که به درد و رنج خودم نشان میدادم به درد و رنج او هم نشان میدهم. وقتی دست خودم زخم شود چه میکنم؟ وقتی دست معشوقم هم زخم میشود دقیقاً همان کار را میکنم.
🌂سخنرانی حریم خصوصی از منظر اخلاقی،22 آبان ماه 95.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مصطفی سلیمانی:
💟
🔖 منبرک: (عشق بدون نوشابه!)
_ افرادی که عشق ورزیدنشان مشروط است قصد کنترل تو را دارند.
_ به هر بهانه ای باید دوستی را تبلیغ کنیم تا دنیا را از خشونت نجات دهیم.
.
.
🍹 آن قدیم ها که نوشابه های شیشه ای خوشمزه ترین نوشیدنی ما محسوب می شد، یادم می آید که برخی ساندویچی ها بالای یخچال مغازه شان کاغذی می زدند که رویش نوشته بود:
"نوشابه بدون ساندویچ نداريم!"
یعنی خوردن نوشابه، مشروط به خوردن ساندویچ بود. تو باید به خاطر خوردن نوشابه، ساندویچ هم می خوردی، گرچه قیمتش کمتر از خود ساندویچ بود!
.
.
💟 این مثال را زدم تا بگویم:
اگر قرار باشد کسی تو را دوست داشته باشد، الآن هم دوستت دارد و برای جلب عشق او لازم نیست کار خاصی انجام دهی.
(لازم نیست به خاطر دوست داشتن نوشابه، ساندویچ بخری!)
اگر مردم یا هر که دوستت دارد، به تو بگویند که دوستت ندارند چون تو کاری برای شان انجام نمیدهی؛ مثلا از آنها اطاعت نمیکنی یا انتظاراتشان را برآورده نمیکنی، مطمئن باش که حتی اگر از فرمانهایشان را هم اطاعت کنی و انتظاراتشان را برآورده سازی بازهم تو را دوست نخواهند داشت.
این حقیقتی تلخ درباره عشق مشروط است.
.
.
🎀افرادی که عشق ورزیدنشان مشروط است قصد کنترل تو را دارند.
(فروشنده می خواهد با این شرط، ساندويچش را هم بفروشد!)
لحظهای که بدون قید وشرط به تو مهر بورزند لحظه ای است که آزاد هستی و این چیزی نیست که برای بعضی ها خوشایند باشد. بنابراین هرگاه برای جلب عشق کسی به او مهر بورزی به زودی کشف میکنی که یا آن عشق ارزشش را ندارد یا برای آنکه دوستت بدارند باید پیش از آن، جوابگوی شرایط جدیدی بشوی!
.
.
محبت بی قید و شرط یعنی محبتی که بدون هیچ گونه چشم داشتی نثار طرف مقابلت کنی.
در حالی که اگر شخص تصور کند برای دوست داشته شدن حتما باید کاری را صحیح انجام دهد، همیشه در این نگرانی به سر خواهد برد که اگر اشتباه کند، حمایت و علاقه طرف مقابل خود را از دست خواهد داد.
#مصطفی_سلیمانی
____________________________
پ ن:
۱. آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه ناپیداست، من دگر به پایان نیندیشم، که همین دوست داشتن زیباست!
۲. حرف طلبگی👇
از گذشته عبرت نگرفتیم و همچنان مشغول تقابل و برخورد هستیم. غافل از اینکه علایق و سلایق جامعه راه خودش را میرود. حالا دیگر در خانهی آدمهای مذهبی هم، حرف ولنتاین است و آنها چارهای ندارند جز سکوت. حالا در همین خیابانی که بیوت و دفاتر مراجع در آن قرار دارند، پر است از نمادهای سرخ ولنتاین و ملت مشغول خرید هدایا و رد و بدل کردن آن هستند.
.
.
#ولنتاین
#منبرک
#دیوید_ویسکات
🍀❤️ @filsofak
مصطفی سلیمانی:
💟
🔖 منبرک: (عشق بدون نوشابه!)
_ افرادی که عشق ورزیدنشان مشروط است قصد کنترل تو را دارند.
_ به هر بهانه ای باید دوستی را تبلیغ کنیم تا دنیا را از خشونت نجات دهیم.
.
.
🍹 آن قدیم ها که نوشابه های شیشه ای خوشمزه ترین نوشیدنی ما محسوب می شد، یادم می آید که برخی ساندویچی ها بالای یخچال مغازه شان کاغذی می زدند که رویش نوشته بود:
"نوشابه بدون ساندویچ نداريم!"
یعنی خوردن نوشابه، مشروط به خوردن ساندویچ بود. تو باید به خاطر خوردن نوشابه، ساندویچ هم می خوردی، گرچه قیمتش کمتر از خود ساندویچ بود!
.
.
💟 این مثال را زدم تا بگویم:
اگر قرار باشد کسی تو را دوست داشته باشد، الآن هم دوستت دارد و برای جلب عشق او لازم نیست کار خاصی انجام دهی.
(لازم نیست به خاطر دوست داشتن نوشابه، ساندویچ بخری!)
اگر مردم یا هر که دوستت دارد، به تو بگویند که دوستت ندارند چون تو کاری برای شان انجام نمیدهی؛ مثلا از آنها اطاعت نمیکنی یا انتظاراتشان را برآورده نمیکنی، مطمئن باش که حتی اگر از فرمانهایشان را هم اطاعت کنی و انتظاراتشان را برآورده سازی بازهم تو را دوست نخواهند داشت.
این حقیقتی تلخ درباره عشق مشروط است.
.
.
🎀افرادی که عشق ورزیدنشان مشروط است قصد کنترل تو را دارند.
(فروشنده می خواهد با این شرط، ساندويچش را هم بفروشد!)
لحظهای که بدون قید وشرط به تو مهر بورزند لحظه ای است که آزاد هستی و این چیزی نیست که برای بعضی ها خوشایند باشد. بنابراین هرگاه برای جلب عشق کسی به او مهر بورزی به زودی کشف میکنی که یا آن عشق ارزشش را ندارد یا برای آنکه دوستت بدارند باید پیش از آن، جوابگوی شرایط جدیدی بشوی!
.
.
محبت بی قید و شرط یعنی محبتی که بدون هیچ گونه چشم داشتی نثار طرف مقابلت کنی.
در حالی که اگر شخص تصور کند برای دوست داشته شدن حتما باید کاری را صحیح انجام دهد، همیشه در این نگرانی به سر خواهد برد که اگر اشتباه کند، حمایت و علاقه طرف مقابل خود را از دست خواهد داد.
#مصطفی_سلیمانی
____________________________
پ ن:
۱. آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه ناپیداست، من دگر به پایان نیندیشم، که همین دوست داشتن زیباست!
۲. حرف طلبگی👇
از گذشته عبرت نگرفتیم و همچنان مشغول تقابل و برخورد هستیم. غافل از اینکه علایق و سلایق جامعه راه خودش را میرود. حالا دیگر در خانهی آدمهای مذهبی هم، حرف ولنتاین است و آنها چارهای ندارند جز سکوت. حالا در همین خیابانی که بیوت و دفاتر مراجع در آن قرار دارند، پر است از نمادهای سرخ ولنتاین و ملت مشغول خرید هدایا و رد و بدل کردن آن هستند.
.
.
#ولنتاین
#منبرک
#دیوید_ویسکات
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
از "رنج" بودا تا "اضطراب درونی" هایدگر!
اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.
من بهش میگم اصل بقای سختی.
یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل می شه ولی نابود نمی شه
برای همین هم توى يک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی میخورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون. آدم های پف کرده، آدم های بد حال؛ آدم های روی لبه.
خیلی ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما ها رو اینجوری کرده و قدیمها مردم خوشبختتر بودن. تو بشنو و باور نکن.
حتی هزارها سال پیش شاهزادهای هندی به نام
سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا».
هایدگر بهش میگه «اضطراب وجودی».
این ها رو نگفتم که نا امیدت کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می رفتی مثل "رسن" بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون.
یکی از این طناب ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر،
و اونجا که از هر حرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفیدترین کاریه که میتونی برای روحت بکنی. هرجا ریتمی شنیدی که میشد باهاش برقصی، خودت رو تکون بده، حتی اگه ریتم چکیدن قطرههای آب از شیروونی باشه.
(رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستی است، بیمهار و بدون ترس از دیده شدن برقص، توی جمعیت...)
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست، همیشه توی حموم و زیر دوش میتونی برای خودت بخونی.
چیز دیگهای که میتونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک میکنه زندگیهای دیگهای رو که هیچ وقت نمیتونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگهای میکنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالاتر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار میگیره؛ و روند ذهنیتر و عمیق تریه.
تا میتونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستارهها و کهکشانها بگذار چون کمکت میکنه که ابعاد چیزها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیمها بیشتر فیلسوفها ستارهشناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی همیشه میتونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غمهات در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچیکه.
طنابهای دیگهای هم هست؛ چیزهایی
مثل نقاشی کردن، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویههای جدید، سفر کردن، حرکت.
ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناکترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛ بدو؛ شنا کن.اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشینهایی پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه دوست خوبی باشی؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت جمع خواهند شد.
در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدمها محدود نکن. تو میتونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گلها، علفها، ماهیها، پرندهها، و بله حتی گربهها. حیوونها گاهی حتی از آدمها هم دوستهای بهتری هستن.
توی زندگی چاه غم زیاده ولی طناب هم هست؛ سر رسن رو ول نکن. اما مراقب باش که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی موفقیت، آویزون نشی چون از توی چاه بیرونت نمیاره و بدتر ولت می کنه ته چاه.
بگرد و طنابهای خودت رو پیدا کن و اگه نتونستی پیداش کنی؛ «ببافش».
آدمهای انگشت شماری طناب بافی رو بلدن.
دانشمند ها، کاشفها، مربی های فوتبال، کمدین ها، و هنرمندها همه طناب باف هستن و طنابهایی رو بافتن که آدمهای دیگه هم می تونن سرش رو بگیرن و باهاش از توی چاه بیرون بیان. اگه ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای اینه که طنابی رو گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته، سمفونی شماره پنج طنابیه که بتهوون با نُت ها به هم پیوند زده، صد سال تنهایی طنابیه که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته.
بیشتر طناب ها رو یک روزی کسی که شاید ته چاه زندونی بوده بافته...
مولانا در دفتر پنجم میگه:
آه کردم؛ چون رسن شد آه من؛
گشت آویزان رسن در چاه من؛
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم؛
چاق و زفت و فربه و گلگون شدم.
کسی چه می دونه؛
شاید یک روز تو هم طناب خودت رو بافتی...
#سیامک_عباسی
🍀❤️ @filsofak
از "رنج" بودا تا "اضطراب درونی" هایدگر!
اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.
من بهش میگم اصل بقای سختی.
یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل می شه ولی نابود نمی شه
برای همین هم توى يک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی میخورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون. آدم های پف کرده، آدم های بد حال؛ آدم های روی لبه.
خیلی ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما ها رو اینجوری کرده و قدیمها مردم خوشبختتر بودن. تو بشنو و باور نکن.
حتی هزارها سال پیش شاهزادهای هندی به نام
سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا».
هایدگر بهش میگه «اضطراب وجودی».
این ها رو نگفتم که نا امیدت کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می رفتی مثل "رسن" بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون.
یکی از این طناب ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر،
و اونجا که از هر حرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفیدترین کاریه که میتونی برای روحت بکنی. هرجا ریتمی شنیدی که میشد باهاش برقصی، خودت رو تکون بده، حتی اگه ریتم چکیدن قطرههای آب از شیروونی باشه.
(رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستی است، بیمهار و بدون ترس از دیده شدن برقص، توی جمعیت...)
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست، همیشه توی حموم و زیر دوش میتونی برای خودت بخونی.
چیز دیگهای که میتونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک میکنه زندگیهای دیگهای رو که هیچ وقت نمیتونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگهای میکنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالاتر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار میگیره؛ و روند ذهنیتر و عمیق تریه.
تا میتونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستارهها و کهکشانها بگذار چون کمکت میکنه که ابعاد چیزها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیمها بیشتر فیلسوفها ستارهشناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی همیشه میتونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غمهات در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچیکه.
طنابهای دیگهای هم هست؛ چیزهایی
مثل نقاشی کردن، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویههای جدید، سفر کردن، حرکت.
ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناکترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛ بدو؛ شنا کن.اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشینهایی پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه دوست خوبی باشی؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت جمع خواهند شد.
در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدمها محدود نکن. تو میتونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گلها، علفها، ماهیها، پرندهها، و بله حتی گربهها. حیوونها گاهی حتی از آدمها هم دوستهای بهتری هستن.
توی زندگی چاه غم زیاده ولی طناب هم هست؛ سر رسن رو ول نکن. اما مراقب باش که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی موفقیت، آویزون نشی چون از توی چاه بیرونت نمیاره و بدتر ولت می کنه ته چاه.
بگرد و طنابهای خودت رو پیدا کن و اگه نتونستی پیداش کنی؛ «ببافش».
آدمهای انگشت شماری طناب بافی رو بلدن.
دانشمند ها، کاشفها، مربی های فوتبال، کمدین ها، و هنرمندها همه طناب باف هستن و طنابهایی رو بافتن که آدمهای دیگه هم می تونن سرش رو بگیرن و باهاش از توی چاه بیرون بیان. اگه ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای اینه که طنابی رو گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته، سمفونی شماره پنج طنابیه که بتهوون با نُت ها به هم پیوند زده، صد سال تنهایی طنابیه که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته.
بیشتر طناب ها رو یک روزی کسی که شاید ته چاه زندونی بوده بافته...
مولانا در دفتر پنجم میگه:
آه کردم؛ چون رسن شد آه من؛
گشت آویزان رسن در چاه من؛
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم؛
چاق و زفت و فربه و گلگون شدم.
کسی چه می دونه؛
شاید یک روز تو هم طناب خودت رو بافتی...
#سیامک_عباسی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
.
🔖 منبرک: (میراث شوم!)
🔑 تفسيرتون از تصویر چيست؟
.
.
سخنی هست از امام علی(ع) به این مضمون که: فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید.
.
.
👈 «لا تَقسِروا اَولادَكُم عَلى آدابِكُم، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمانٍ غَيرِ زَمانِكُم» (شرح ابن ابى الحديد، ج 20، كلمه 102، ص 267). ترجمه:
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
.
.
👈 جایی دیدم کسی نوشته بود که منظور امام علی از این سخن این است که مثلاً به بچه هایتان یاد دهید به جای چرتکه از ماشین حساب استفاده کنند و چنین مواردی!
سخن امام علی خیلی عمیقتر از این امور ظاهری است.
.
.
👈 اگر تأمل کنیم، خیلی روشن است.
یعنی این میراث شومِ هویت را به فرزندانتان منتقل نکنید.
واقعیت این است که این ارث نکبت از نسلی به نسلی انتقال پیدا میکند؛ در قالب مجموعه فرهنگ و افکار و عقاید عرفی.
.
.
👈 ما تمام ارزش ها و معیارها و محکهایمان را از نسل قبلیمان و آنها هم از نسلقبلشان به ارث بردهایم و بردهاند. و این معیارها و محک ها و ارزش ها را به نسل بعدیمان، بطور ناخودآگاه، در قالب یک سری ارزشها و ویژگی های فرهنگی، منتقل میکنیم.
.
.
👈 حال، سوال این است که چطور میشود این شجرهٔ خبیثه را قطع کرد؟
این میراث، یا بقول امام علی(ع) آداب و رسوم، چگونه ممکن است انتقال نیابد؟
.
.
👈 با شناخت خویش!
در حقیقت، پشت سخن امام علی(ع) این است که شما، ای پدر و مادر، ای عمو و دایی و خاله و عمه، ای کسی که در جایگاه و نقش تربیتی هستی، خودت از این آداب و رسوم و میراث شوم خلاص شو! و تا زمانی که متوجه نباشی گرفتارش هستی، چطور ممکن است از چیزی که نمیدانی به آن مبتلا هستی، خلاص شوی؟
.
.
👈 چرا که تا وقتی انسان خودش گرفتار افکار و عقاید و آداب و رسوم و معیارها و محکها و ارزشگذاریها هست، بناچار و به ناگزیر و ناگریز آن را به دیگران و مخصوصاً کودکان منتقل میکند.
.
.
👈 پس تربیت کودک باید از سالها قبل از به دنیا آمدن او شروع شود. یعنی در حقیقت ما نیاز به خودسازی داریم، تا تربیت کودکان!
_____________________________
پ ن:
۱. وجود عشق برای آن نیست
تا ما را خوشحال کند
من اعتقاد دارم عشق وجود دارد
تا به ما نشان دهد چقدر
می توانیم تحمل کنیم!
| #هرمان_هسه |
۲. تنهایی را دوست دارم
به شرط آنکه هر از گاهی
دوستی بیاید تا درباره آن
با هم گپ بزنیم.
| #لوئیس_بونوئل |
.
.
#مصطفی_سلیمانی #تربیت #تربیت_فرزند #منبرک
🍀❤️ @filsofak
.
🔖 منبرک: (میراث شوم!)
🔑 تفسيرتون از تصویر چيست؟
.
.
سخنی هست از امام علی(ع) به این مضمون که: فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید.
.
.
👈 «لا تَقسِروا اَولادَكُم عَلى آدابِكُم، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمانٍ غَيرِ زَمانِكُم» (شرح ابن ابى الحديد، ج 20، كلمه 102، ص 267). ترجمه:
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
.
.
👈 جایی دیدم کسی نوشته بود که منظور امام علی از این سخن این است که مثلاً به بچه هایتان یاد دهید به جای چرتکه از ماشین حساب استفاده کنند و چنین مواردی!
سخن امام علی خیلی عمیقتر از این امور ظاهری است.
.
.
👈 اگر تأمل کنیم، خیلی روشن است.
یعنی این میراث شومِ هویت را به فرزندانتان منتقل نکنید.
واقعیت این است که این ارث نکبت از نسلی به نسلی انتقال پیدا میکند؛ در قالب مجموعه فرهنگ و افکار و عقاید عرفی.
.
.
👈 ما تمام ارزش ها و معیارها و محکهایمان را از نسل قبلیمان و آنها هم از نسلقبلشان به ارث بردهایم و بردهاند. و این معیارها و محک ها و ارزش ها را به نسل بعدیمان، بطور ناخودآگاه، در قالب یک سری ارزشها و ویژگی های فرهنگی، منتقل میکنیم.
.
.
👈 حال، سوال این است که چطور میشود این شجرهٔ خبیثه را قطع کرد؟
این میراث، یا بقول امام علی(ع) آداب و رسوم، چگونه ممکن است انتقال نیابد؟
.
.
👈 با شناخت خویش!
در حقیقت، پشت سخن امام علی(ع) این است که شما، ای پدر و مادر، ای عمو و دایی و خاله و عمه، ای کسی که در جایگاه و نقش تربیتی هستی، خودت از این آداب و رسوم و میراث شوم خلاص شو! و تا زمانی که متوجه نباشی گرفتارش هستی، چطور ممکن است از چیزی که نمیدانی به آن مبتلا هستی، خلاص شوی؟
.
.
👈 چرا که تا وقتی انسان خودش گرفتار افکار و عقاید و آداب و رسوم و معیارها و محکها و ارزشگذاریها هست، بناچار و به ناگزیر و ناگریز آن را به دیگران و مخصوصاً کودکان منتقل میکند.
.
.
👈 پس تربیت کودک باید از سالها قبل از به دنیا آمدن او شروع شود. یعنی در حقیقت ما نیاز به خودسازی داریم، تا تربیت کودکان!
_____________________________
پ ن:
۱. وجود عشق برای آن نیست
تا ما را خوشحال کند
من اعتقاد دارم عشق وجود دارد
تا به ما نشان دهد چقدر
می توانیم تحمل کنیم!
| #هرمان_هسه |
۲. تنهایی را دوست دارم
به شرط آنکه هر از گاهی
دوستی بیاید تا درباره آن
با هم گپ بزنیم.
| #لوئیس_بونوئل |
.
.
#مصطفی_سلیمانی #تربیت #تربیت_فرزند #منبرک
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from پیام تندرستی
اخلاق خوب، زندگی خوبتر.pdf
2.1 MB
یادداشتی مفید از دوست خوبم #مصطفی_سلیمانی در نشریه "حریم امام"، شماره ۲۵۶
💡 "اخلاق، سرایت میکند.
💟 زیست اخلاقی، بر همه اصول تندرستی شامل است.
#دکتر_ناصر_رضایی_پور
شبکه پیام تندرستی
@tandorostan
💡 "اخلاق، سرایت میکند.
💟 زیست اخلاقی، بر همه اصول تندرستی شامل است.
#دکتر_ناصر_رضایی_پور
شبکه پیام تندرستی
@tandorostan