📝 کانال فلسفه اخلاق:
💌زبان اول عشق:
✅کلام تاییدآمیز
کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … .
اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بینشان بهتر می شود.
واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب میشویم که متقابلا کاری کنیم.
💌زبان دوم عشق:
✅وقت گذاشتن برای یکدیگر
دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .
💌زبان سوم عشق:
✅دریافت هدایا
هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.
💌زبان چهارم عشق:
✅خدمت به یکدیگر
دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.
💌زبان پنجم عشق:
✅تماس فیزیکی
تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.
اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید.
برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.
تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.
🍀❤️ @filsofak
💌زبان اول عشق:
✅کلام تاییدآمیز
کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … .
اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بینشان بهتر می شود.
واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب میشویم که متقابلا کاری کنیم.
💌زبان دوم عشق:
✅وقت گذاشتن برای یکدیگر
دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .
💌زبان سوم عشق:
✅دریافت هدایا
هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.
💌زبان چهارم عشق:
✅خدمت به یکدیگر
دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.
💌زبان پنجم عشق:
✅تماس فیزیکی
تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.
اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید.
برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.
تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.
🍀❤️ @filsofak
وقتی فکرش را بکنی نومیدکننده است که چطور آدمها هم مثل خانهها
بین هم دیوار کشیدهاند.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
#فرهاد_غبرایی
🍀❤️ @filsofak
بین هم دیوار کشیدهاند.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
#فرهاد_غبرایی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#برشی_از_یک_کتاب📚
بهتر است بیاموزیم که با «خود» شکیبا باشیم تا به نبرد با «خود» بپردازیم. اگر انسان ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت خود را ببینند، جای امیدواری بود که به این شیوه، قادر به درک بهترِ همنوعان خود شوند و دوست شان داشته باشند.
تنها، کاستن از ریاکاری و افزودن به شکیبایی در برابر خود، می تواند نتایج مثبتی برای درک طرف مقابل داشته باشد. زیرا انسان ها به آسانی، گرایش به انتقالِ* نگرانی و خشونت _که طبیعت خود آنان را آزار می دهند_ بر همنوعان خود دارند.
#کارل_گوستاو_یونگ
#روح_و_زندگی
🍀❤️ @filsofak
#برشی_از_یک_کتاب📚
بهتر است بیاموزیم که با «خود» شکیبا باشیم تا به نبرد با «خود» بپردازیم. اگر انسان ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت خود را ببینند، جای امیدواری بود که به این شیوه، قادر به درک بهترِ همنوعان خود شوند و دوست شان داشته باشند.
تنها، کاستن از ریاکاری و افزودن به شکیبایی در برابر خود، می تواند نتایج مثبتی برای درک طرف مقابل داشته باشد. زیرا انسان ها به آسانی، گرایش به انتقالِ* نگرانی و خشونت _که طبیعت خود آنان را آزار می دهند_ بر همنوعان خود دارند.
#کارل_گوستاو_یونگ
#روح_و_زندگی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#بوف_کور، #داستان_کیست؟ #سه #پایان
همهی آنچه که راوی با جانی شیفته در ستایش یگانگی و برگزیدگی معشوق میگوید، به درستی نشان میدهد که او تا به چه اندازه، عاشق زندگیست. او عاشقترین انسان است و به همینخاطر باید دردمندترین انسان نیز باشد. تنها امیدوارترین انسان میتواند جانفرساترین نوع ناامیدی را تا ژرفترین ژرفناهای وجودش بیازماید. دلزدگی بزرگ و تهوع بزرگ، گریبانِ پاکدلی را خواهد گرفت که زیباترین چهرهی زندگی را از دور میبیند، اما در میانِ اینهمه زشتی و موانع دست و پاگیر، راهی به سوی مدینهی فاضلهی خود نمییابد.
در بوفکور، خندههای خشک و زننده و چندشآور پیرمرد خنزرپنزری که از میانِ تهی بر میآید، چندان بلند و پیوسته در فضای داستان، طنینانداز است که گوشهای ظریف را میخراشد و جانهایی را که خویگر به خندههای سالم و طبیعیاند، سخت به لرزه میافکند. نیچه میگوید: «زندگی، چشمهی لذت است. اما آنجا که فرومایه نیز آب مینوشد، چاهها همه زهرآگیناند. من دوستار پاکیهایم. باری، خوش نمیدارم دیدار پوزههای گشاده به نیشخند را و تشنگی ناپاکان را. آنان در چاه، نگاه انداختهاند و اکنون لبخندِ نفرتانگیزشان از ته چاه به سوی من بر میتابد! آب مقدس را با شهوتبارگی خویش، زهرآلود کردهاند و چون رویاهای پلیدشان را «لذت» نامیدند، واژهها را نیز به زهر آلودند»
عشق پاک و بزرگِ راوی در میانِ رجالههایی که با قیافههای طماع به دنبال «پول و شهوت» میدوند، محکوم به شکست است و «دختر اثیری» در واقعیتِ این زندگی، تبدیل به «لکاته» میشود! در دنیایی که رجالهها آن را تسخیر کردهاند، راوی، هیچ افق روشنی نمیبیند و نمیتواند امیدی به انسان ببندد. او آدمها را اینگونه ترسیم میکند: «همهی آنها یک دهن بودند که یک مشت روده به دنبالِ آن آویخته و منتهی به آلتِ تناسلیشان میشد.» با چنین آدمهایی چگونه میتوان روی خوش زندگی را دید و چشم به فردایی بهتر داشت؟! غم بزرگِ راوی، نهایتی ندارد. بار اینهمه رجالگی در زندگی بر دوش او سنگینی می کند و فرو میکشاندش. و او تنها و غریب، بدونِ امید به هیچ خوانندهای که او را دریابد، تنها برای سایهی خودش که روی دیوار افتاده است، دردمندانهترین اندیشهها را مینگارد:
«دنیا به نظرم یک خانهی خالی و غمانگیز آمد و در سینهام اضطرابی دَوَران میزد، مثل اینکه مجبور بودم با پای برهنه همهی اتاقهای این خانه را سرکشی بکنم _ از اتاقهای تو در تو میگذشتم، ولی زمانی که به اتاق آخر در مقابل آن «لکاته» میرسیدم، درهای پشت سرم خودبخود بسته میشد و فقط سایههای لرزانِ دیوارهایی که زاویهی آنها محو شده بود، مانند کنیزان و غلامانِ سیاهپوست در اطراف من پاسبانی میکردند.»
چنین بود که #صادق_هدایت _ نجیبترین و شریفترین و عاشقترین انسانی که این سده به خود دیده است _ سر به نومیدی سپرد و بدگوی زندگی شد. او چشم به زندگی بهتری داشت و این زندگی ننگین را تاب نیاورد. شرف او در نومیدی و نه گوییاش بود. #نیچه در این باره چه نیک، سخن رانده است:
«اینکه شما نومید گشتهاید، بسی چیزها درین نومیدی احترامانگیز است. زیرا شما نیاموختهاید تن سپردن را. شما نیاموختهاید زیرکیهای خوارمایه را. نومید بودن به که تن سپردن! و همانا شما را از آن رو دوست میدارم که امروز نمیدانید چگونه زندگی باید کرد، شما انسانهای والاتر! پس بهین زندگی، شما راست.
🍀❤️ @filsofak
#بوف_کور، #داستان_کیست؟ #سه #پایان
همهی آنچه که راوی با جانی شیفته در ستایش یگانگی و برگزیدگی معشوق میگوید، به درستی نشان میدهد که او تا به چه اندازه، عاشق زندگیست. او عاشقترین انسان است و به همینخاطر باید دردمندترین انسان نیز باشد. تنها امیدوارترین انسان میتواند جانفرساترین نوع ناامیدی را تا ژرفترین ژرفناهای وجودش بیازماید. دلزدگی بزرگ و تهوع بزرگ، گریبانِ پاکدلی را خواهد گرفت که زیباترین چهرهی زندگی را از دور میبیند، اما در میانِ اینهمه زشتی و موانع دست و پاگیر، راهی به سوی مدینهی فاضلهی خود نمییابد.
در بوفکور، خندههای خشک و زننده و چندشآور پیرمرد خنزرپنزری که از میانِ تهی بر میآید، چندان بلند و پیوسته در فضای داستان، طنینانداز است که گوشهای ظریف را میخراشد و جانهایی را که خویگر به خندههای سالم و طبیعیاند، سخت به لرزه میافکند. نیچه میگوید: «زندگی، چشمهی لذت است. اما آنجا که فرومایه نیز آب مینوشد، چاهها همه زهرآگیناند. من دوستار پاکیهایم. باری، خوش نمیدارم دیدار پوزههای گشاده به نیشخند را و تشنگی ناپاکان را. آنان در چاه، نگاه انداختهاند و اکنون لبخندِ نفرتانگیزشان از ته چاه به سوی من بر میتابد! آب مقدس را با شهوتبارگی خویش، زهرآلود کردهاند و چون رویاهای پلیدشان را «لذت» نامیدند، واژهها را نیز به زهر آلودند»
عشق پاک و بزرگِ راوی در میانِ رجالههایی که با قیافههای طماع به دنبال «پول و شهوت» میدوند، محکوم به شکست است و «دختر اثیری» در واقعیتِ این زندگی، تبدیل به «لکاته» میشود! در دنیایی که رجالهها آن را تسخیر کردهاند، راوی، هیچ افق روشنی نمیبیند و نمیتواند امیدی به انسان ببندد. او آدمها را اینگونه ترسیم میکند: «همهی آنها یک دهن بودند که یک مشت روده به دنبالِ آن آویخته و منتهی به آلتِ تناسلیشان میشد.» با چنین آدمهایی چگونه میتوان روی خوش زندگی را دید و چشم به فردایی بهتر داشت؟! غم بزرگِ راوی، نهایتی ندارد. بار اینهمه رجالگی در زندگی بر دوش او سنگینی می کند و فرو میکشاندش. و او تنها و غریب، بدونِ امید به هیچ خوانندهای که او را دریابد، تنها برای سایهی خودش که روی دیوار افتاده است، دردمندانهترین اندیشهها را مینگارد:
«دنیا به نظرم یک خانهی خالی و غمانگیز آمد و در سینهام اضطرابی دَوَران میزد، مثل اینکه مجبور بودم با پای برهنه همهی اتاقهای این خانه را سرکشی بکنم _ از اتاقهای تو در تو میگذشتم، ولی زمانی که به اتاق آخر در مقابل آن «لکاته» میرسیدم، درهای پشت سرم خودبخود بسته میشد و فقط سایههای لرزانِ دیوارهایی که زاویهی آنها محو شده بود، مانند کنیزان و غلامانِ سیاهپوست در اطراف من پاسبانی میکردند.»
چنین بود که #صادق_هدایت _ نجیبترین و شریفترین و عاشقترین انسانی که این سده به خود دیده است _ سر به نومیدی سپرد و بدگوی زندگی شد. او چشم به زندگی بهتری داشت و این زندگی ننگین را تاب نیاورد. شرف او در نومیدی و نه گوییاش بود. #نیچه در این باره چه نیک، سخن رانده است:
«اینکه شما نومید گشتهاید، بسی چیزها درین نومیدی احترامانگیز است. زیرا شما نیاموختهاید تن سپردن را. شما نیاموختهاید زیرکیهای خوارمایه را. نومید بودن به که تن سپردن! و همانا شما را از آن رو دوست میدارم که امروز نمیدانید چگونه زندگی باید کرد، شما انسانهای والاتر! پس بهین زندگی، شما راست.
🍀❤️ @filsofak
ما می آموزیم ...
۱۰٪ وقتی میخوانیم.
۲۰٪ وقتی میشنویم.
۳۰٪ وقتی میبینیم.
۵۰٪ وقتی میبینیم و میشنویم.
۷۰٪ وقتی بحث میکنیم.
۸۰٪ وقتی تجربه میکنیم.
۹۵٪ وقتی به دیگران یاد میدهیم.
#ویلیام_گل
🍀❤️ @filsofak
۱۰٪ وقتی میخوانیم.
۲۰٪ وقتی میشنویم.
۳۰٪ وقتی میبینیم.
۵۰٪ وقتی میبینیم و میشنویم.
۷۰٪ وقتی بحث میکنیم.
۸۰٪ وقتی تجربه میکنیم.
۹۵٪ وقتی به دیگران یاد میدهیم.
#ویلیام_گل
🍀❤️ @filsofak
تابلو یعنی حرف اول وآخر. تابلو یعنی اینکه دیگر نیازی به توضیح اضافی نیست. در کجای دنیا باید تابلو را هم تفسیر کنیم تا دیگران رعایت کنند؟!
عکس از #داوود_کریمی
🍀❤️ @filsofak
عکس از #داوود_کریمی
🍀❤️ @filsofak
📝 فلسفه اخلاق:
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد:
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها. خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد. خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن، خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات، خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم، خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن،عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
کارل گوستاو یونگ
🍀❤️ @filsofak
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد:
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها. خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد. خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن، خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات، خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم، خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن،عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
کارل گوستاو یونگ
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نفسها را حبس کنید و این فیلم را ببینید...😱
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شرم از نگاه جوزف باتلر
به نظر جوزف باتلر وقتی ما اخلاقی عمل نمی کنیم و شرمنده هم نیستیم، به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفته ایم. در این جا است که باتلر به پیروی از خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق معتقد بود که «شرم» ، اخلاق مرحلهی دوم است، یعنی من که وظیفه دارم راست بگویم اگر راست گفتم که اخلاق مرحله ی اولم تکمیل شده است ، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقی ام؛ اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم آن وقت دو فاز از اخلاق دور شدهام . بنابراین به نظر منِ باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید در یک جایی شرمنده باشید، و این شرم چیزیاست که خیلی ما امروزه به آن نیاز داریم.
ما نمی توانیم همیشه در تراز اول اخلاقی بودن باشیم و بالاخره خطاهایی از ما سر می زند، اما لااقل باید شرمنده باشیم از این که خطا از ما سر زده است. اگر شرمنده نباشیم در تراز اول اخلاق که مردودیم، در تراز دوم اخلاقی زیستن هم مردودیم. اگر من دروغ گفتم و بعد هم که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید باز هم خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمدهاست. انسان اخلاقی کسی است که اگر معصوم نیست لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. در تراز اول اخلاق هیچ انسانی به نظر من نمی تواند به تمام معنا اخلاقی زندگی کند و به تعبیر دیگری معصومیت در تراز اول امکان ندارد، اما معصومیت در تراز دوم کاملاً برای هر انسانی امکانپذیر است، که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
شرم از نگاه جوزف باتلر
به نظر جوزف باتلر وقتی ما اخلاقی عمل نمی کنیم و شرمنده هم نیستیم، به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفته ایم. در این جا است که باتلر به پیروی از خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق معتقد بود که «شرم» ، اخلاق مرحلهی دوم است، یعنی من که وظیفه دارم راست بگویم اگر راست گفتم که اخلاق مرحله ی اولم تکمیل شده است ، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقی ام؛ اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم آن وقت دو فاز از اخلاق دور شدهام . بنابراین به نظر منِ باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید در یک جایی شرمنده باشید، و این شرم چیزیاست که خیلی ما امروزه به آن نیاز داریم.
ما نمی توانیم همیشه در تراز اول اخلاقی بودن باشیم و بالاخره خطاهایی از ما سر می زند، اما لااقل باید شرمنده باشیم از این که خطا از ما سر زده است. اگر شرمنده نباشیم در تراز اول اخلاق که مردودیم، در تراز دوم اخلاقی زیستن هم مردودیم. اگر من دروغ گفتم و بعد هم که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید باز هم خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمدهاست. انسان اخلاقی کسی است که اگر معصوم نیست لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. در تراز اول اخلاق هیچ انسانی به نظر من نمی تواند به تمام معنا اخلاقی زندگی کند و به تعبیر دیگری معصومیت در تراز اول امکان ندارد، اما معصومیت در تراز دوم کاملاً برای هر انسانی امکانپذیر است، که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃وقتى عنوانى روى کسى مى گذاريم کم کم با او چنان رفتار مى کنيم که عنوان ما بر او صادق باشد. کليشه ها آرام آرام به ما مى قبولانند که عنوانى که به ديگران داده ايم صادق است.
🍁مصطفى ملکيان - تعليم و تربيت اخلاقى
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃وقتى عنوانى روى کسى مى گذاريم کم کم با او چنان رفتار مى کنيم که عنوان ما بر او صادق باشد. کليشه ها آرام آرام به ما مى قبولانند که عنوانى که به ديگران داده ايم صادق است.
🍁مصطفى ملکيان - تعليم و تربيت اخلاقى
🍀❤️ @filsofak
خانم ها آقایون توجه
بر طبق یک تحقیق، داشتن دختر باعث میشود «امید به زندگی» در پدران افزایش یابد...😍
🍀❤️ @filsofak
بر طبق یک تحقیق، داشتن دختر باعث میشود «امید به زندگی» در پدران افزایش یابد...😍
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم؛
اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد! گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما...
ولی غافلیم...! شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان، بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوستکنده و با لبخند میگوید بفرما !!
#عباس_معروفی
🍀❤️ @filsofak
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم؛
اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد! گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما...
ولی غافلیم...! شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان، بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوستکنده و با لبخند میگوید بفرما !!
#عباس_معروفی
🍀❤️ @filsofak
Reza Sadri Alamdari:
سلام، من امروز عضو كانال شما شدم، خيلى خوبه، به انسان اميد، عشق، انسانيت زيبا بودن و زيبا ديدن رو ميده، از خداوند مهربان سلامتى و موفقيت روز افزون شما رو ميخوام، حق يارتون
#انرژی
سلام، من امروز عضو كانال شما شدم، خيلى خوبه، به انسان اميد، عشق، انسانيت زيبا بودن و زيبا ديدن رو ميده، از خداوند مهربان سلامتى و موفقيت روز افزون شما رو ميخوام، حق يارتون
#انرژی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نجات حرفه ای 😂
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دینداریِ گوسفندانه❗️
🔹 هیچ مانعی ندارد که مردمی متمدن و چیزفهم، در کارِ دین خود خرافی باشند و مسائل دینی خود را سطحی فکر کنند و واضحترین امور را در کار دین، خوب درک نکنند؛ کما اینکه الان یکی از امراض و بیماریهایی که بهخصوص مردم مسلمان ایران دارند، این است که دربارهٔ دین خود و مسائل مربوط به امور دینیِ خود سطحی و ظاهری فکر میکنند و بههمین جهت است که موضوع مریدبازی و فریبکاری و ریاکاری زیاد شایع است؛ چون بازار دارد و عرضه متناسب با تقاضاست!
🔹 اگر مردم بصیرتی میداشتند، این مقدارِ زیادِ مریدبازی و ظاهرسازی و پرداختن به حجم عمامه و نعلین زرد و عصا و ریش و تمرین در طرز معاشرت سالوسانه با مردم رایج نبود. علتش این است که مردم در کار دین گوسفندند، بهیمهاند، لایُشعِرند؛ و دزدان می آیند با یک مشت علف، دین آنها و روح و قلب آنها را میربایند و همچنین علتِ اینکه جنبهٔ منفی بر جنبهٔ مثبت ترجیح دارد، همین است.
🔹 امروز رایجترین مَتاعها، شخصیتهای منفی هستند؛ امروز بیکاری از کار، بیشتر صرف میکند در کار دین! صلاح زندگی در مخفی ساختن هنر دینی است، عیب است که کسی بداند و بفهمد و بتواند بگوید و بنویسد!...
📖 یادداشتهای استاد شهید مطهری؛ جلد ۱۳ ، ص ۱۸۸
پ.ن : امروز این سطح از خرافهگری، علاوه بر ایران، در اقصینقاط جهان نیز مشاهده میشود.
#دین_شناسی
🍀❤️ @filsofak
دینداریِ گوسفندانه❗️
🔹 هیچ مانعی ندارد که مردمی متمدن و چیزفهم، در کارِ دین خود خرافی باشند و مسائل دینی خود را سطحی فکر کنند و واضحترین امور را در کار دین، خوب درک نکنند؛ کما اینکه الان یکی از امراض و بیماریهایی که بهخصوص مردم مسلمان ایران دارند، این است که دربارهٔ دین خود و مسائل مربوط به امور دینیِ خود سطحی و ظاهری فکر میکنند و بههمین جهت است که موضوع مریدبازی و فریبکاری و ریاکاری زیاد شایع است؛ چون بازار دارد و عرضه متناسب با تقاضاست!
🔹 اگر مردم بصیرتی میداشتند، این مقدارِ زیادِ مریدبازی و ظاهرسازی و پرداختن به حجم عمامه و نعلین زرد و عصا و ریش و تمرین در طرز معاشرت سالوسانه با مردم رایج نبود. علتش این است که مردم در کار دین گوسفندند، بهیمهاند، لایُشعِرند؛ و دزدان می آیند با یک مشت علف، دین آنها و روح و قلب آنها را میربایند و همچنین علتِ اینکه جنبهٔ منفی بر جنبهٔ مثبت ترجیح دارد، همین است.
🔹 امروز رایجترین مَتاعها، شخصیتهای منفی هستند؛ امروز بیکاری از کار، بیشتر صرف میکند در کار دین! صلاح زندگی در مخفی ساختن هنر دینی است، عیب است که کسی بداند و بفهمد و بتواند بگوید و بنویسد!...
📖 یادداشتهای استاد شهید مطهری؛ جلد ۱۳ ، ص ۱۸۸
پ.ن : امروز این سطح از خرافهگری، علاوه بر ایران، در اقصینقاط جهان نیز مشاهده میشود.
#دین_شناسی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌹به نام خدا 🌹
#عتاب_کردن_خداوند_موسی_را_دفتر_دوم_مثنوی
🌾روزی خداوند به موسی"ع "عتاب کرد چرا من بیمار بودم به دیدنم نیامدی؟
موسی گفت :پروردگارا تو از هرعیب وبیماری برٌی هستی !مگر تو هم بیمار می شوی؟
آمد از حق سویِ موسی این عتاب
کِای طلوعِ ماه دیده تو ز جیب
مُشرِقت کردم ز نور ِ ایزدی
من حقم،رنجور گشتم،نآمدی
خداوند دوباره فرمود: چرا از روی کرم وبزرگی به دیدار من نیامدی؟
موسی گفت خداوندا ! تو نیازی نداری مقصودت از این کلام چیست ؟
باز فرمودش که در رنجوریَم
چُون نپُرسیدی تو از رویِ کَرَم؟
گفت : یارب نیست نُقصانی تو را
عقل گُم شد، این سخن را بر گشا
خداوند فرمود : یکی از بندگان برگزیده من بیمار بود ،او در حقیقت خود من هستم."دقت کن"
بیماری او ، بیماری من است ودر عذاب بودن او در عذاب بودن من. اگر می خواهی با من
هم نشین باشی باید با اولیا من هم نشین شوی تا مانع از گمراهی تو گردند.
گفت : آری بنده خاصِ گُزین
گشت رنجور،او مَنَم، نیکو ببین
هست معذوریش، معذوری ٌِمن
هست رنجوریش،رنجوریٌِ من
هرکه خواهد همنشینی ٌِ خدا
تا نشیند در حضورِ اولیا
اگر یک لحظه به اندازه یک وجب ازخداوند فاصله بگیری یقین بدان آن فاصله با نفس وجودت
یا شیطان پر می گردد.
🌾مولانا درحکایت فوق به دونکته اشاره دارد :
1_ لزوم داشتن پیر
2_اتحاد_ظاهر_و_مظهر
🍀❤️ @filsofak
🌹به نام خدا 🌹
#عتاب_کردن_خداوند_موسی_را_دفتر_دوم_مثنوی
🌾روزی خداوند به موسی"ع "عتاب کرد چرا من بیمار بودم به دیدنم نیامدی؟
موسی گفت :پروردگارا تو از هرعیب وبیماری برٌی هستی !مگر تو هم بیمار می شوی؟
آمد از حق سویِ موسی این عتاب
کِای طلوعِ ماه دیده تو ز جیب
مُشرِقت کردم ز نور ِ ایزدی
من حقم،رنجور گشتم،نآمدی
خداوند دوباره فرمود: چرا از روی کرم وبزرگی به دیدار من نیامدی؟
موسی گفت خداوندا ! تو نیازی نداری مقصودت از این کلام چیست ؟
باز فرمودش که در رنجوریَم
چُون نپُرسیدی تو از رویِ کَرَم؟
گفت : یارب نیست نُقصانی تو را
عقل گُم شد، این سخن را بر گشا
خداوند فرمود : یکی از بندگان برگزیده من بیمار بود ،او در حقیقت خود من هستم."دقت کن"
بیماری او ، بیماری من است ودر عذاب بودن او در عذاب بودن من. اگر می خواهی با من
هم نشین باشی باید با اولیا من هم نشین شوی تا مانع از گمراهی تو گردند.
گفت : آری بنده خاصِ گُزین
گشت رنجور،او مَنَم، نیکو ببین
هست معذوریش، معذوری ٌِمن
هست رنجوریش،رنجوریٌِ من
هرکه خواهد همنشینی ٌِ خدا
تا نشیند در حضورِ اولیا
اگر یک لحظه به اندازه یک وجب ازخداوند فاصله بگیری یقین بدان آن فاصله با نفس وجودت
یا شیطان پر می گردد.
🌾مولانا درحکایت فوق به دونکته اشاره دارد :
1_ لزوم داشتن پیر
2_اتحاد_ظاهر_و_مظهر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
حماقت بزرگی است که آدمی به
منظور برنده شدن در بيرون،
در درون ببازد..!
يعني براي شوکت، مقام، تجملات،
عنوان و آبرو،
👈🏽آرامش اوقات فراغت و استقلال
خود رابه طور کامل يا به طور
عمد فدا کند..‼️
👤آرتور شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
حماقت بزرگی است که آدمی به
منظور برنده شدن در بيرون،
در درون ببازد..!
يعني براي شوکت، مقام، تجملات،
عنوان و آبرو،
👈🏽آرامش اوقات فراغت و استقلال
خود رابه طور کامل يا به طور
عمد فدا کند..‼️
👤آرتور شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
از دیگرانی که به تنهایی ام دستبرد می زنند، ولی همراهی و مصاحبتی ارزانی ام نمی کنند، بیزارم.
وقتی نیچه گریست
اروین د یالوم
🍀❤️ @filsofak
از دیگرانی که به تنهایی ام دستبرد می زنند، ولی همراهی و مصاحبتی ارزانی ام نمی کنند، بیزارم.
وقتی نیچه گریست
اروین د یالوم
🍀❤️ @filsofak