📝 کانال فلسفه اخلاق:
میخواهم تصویری تقریبی از اینکه امروز چه میزانی از استقلال را میتوان در تفکر فلسفی بهدست آورد، به دست دهم:
خود را در گرو هیچ مکتب فلسفی نگذاریم، یا حقیقتِ بیانشدنی را بهجای حقیقتِ یگانه و انحصاری نگیریم؛ بر افکار خود چیره شویم.
داراییهای فلسفی بر هم انبار نکنیم، بلکه تفکر فلسفی را جنبش بدانیم و بکوشیم آن را ژرفا بخشیم؛ برای حقیقت و انسانیت با برقراری ارتباط نامشروط مبارزه کنیم؛ توان آن را بیابیم که با از آن خود ساختنِ تمامیِ گذشته، از آن بیاموزیم. به همهی معاصران خود گوش فرا دهیم و در برابر همهی امکانها گشوده بمانیم؛
باشد که هریک از ما در مقام فرد، خود را در تاریخیتِ خود، در اصلِ خود و در آنچه کرده است، مستغرق سازد؛ باشد که هریک از ما آنچه را که بوده، آنچه را که شده و آنچه را که به او داده شده، از آنِ خود سازد؛ از بالیدنِ خود از رهگذرِ تاریخیتِ خود به درونِ تاریخیتِ کل انسان بازنمانیم و از این راه اهل جهان شویم.
ما فیلسوفی را که تاثرناپذیر باشد، چندان باور نمیکنیم، ما به آرامش رواقیان اعتقاد نداریم، ما حتی نمیخواهیم تاثرناپذیر باشیم، زیرا نفسِ انسانیتِ ماست که ما را به سوی شورمندی و ترس میراند و ما را بدان وا میدارد که با اشک و شادمانی آنچه را که وجود دارد تجربه کنیم. در نتیجه، تنها با برخاستن از بندهایی که ما را به عواطف ما پیوند میدهد، به خود میآییم، نه با نابود کردن این بندها. پس ما باید جرأت انسان بودن را داشته باشیم و سپس آنچه میتوانیم بکنیم تا بهسوی استقلال حقیقیِ خود پیش رویم. آنگاه، رنج خواهیم کشید بی آنکه شکایت کنیم، نومید خواهیم شد بی آنکه تسلیم شویم، تکان خواهیم خورد اما سرنگون نخواهیم شد، زیرا استقلالِ درونی در ما میبالد، ما را حفظ خواهد کرد.
فلسفه مدرسهی این استقلال است، مالک شدنِ استقلال نیست.
#کوره_راه_خرد | #کارل_یاسپرس | ترجمه ی مهبد ایرانی طلب | نشر قطره
🍀❤️ @filsofak
میخواهم تصویری تقریبی از اینکه امروز چه میزانی از استقلال را میتوان در تفکر فلسفی بهدست آورد، به دست دهم:
خود را در گرو هیچ مکتب فلسفی نگذاریم، یا حقیقتِ بیانشدنی را بهجای حقیقتِ یگانه و انحصاری نگیریم؛ بر افکار خود چیره شویم.
داراییهای فلسفی بر هم انبار نکنیم، بلکه تفکر فلسفی را جنبش بدانیم و بکوشیم آن را ژرفا بخشیم؛ برای حقیقت و انسانیت با برقراری ارتباط نامشروط مبارزه کنیم؛ توان آن را بیابیم که با از آن خود ساختنِ تمامیِ گذشته، از آن بیاموزیم. به همهی معاصران خود گوش فرا دهیم و در برابر همهی امکانها گشوده بمانیم؛
باشد که هریک از ما در مقام فرد، خود را در تاریخیتِ خود، در اصلِ خود و در آنچه کرده است، مستغرق سازد؛ باشد که هریک از ما آنچه را که بوده، آنچه را که شده و آنچه را که به او داده شده، از آنِ خود سازد؛ از بالیدنِ خود از رهگذرِ تاریخیتِ خود به درونِ تاریخیتِ کل انسان بازنمانیم و از این راه اهل جهان شویم.
ما فیلسوفی را که تاثرناپذیر باشد، چندان باور نمیکنیم، ما به آرامش رواقیان اعتقاد نداریم، ما حتی نمیخواهیم تاثرناپذیر باشیم، زیرا نفسِ انسانیتِ ماست که ما را به سوی شورمندی و ترس میراند و ما را بدان وا میدارد که با اشک و شادمانی آنچه را که وجود دارد تجربه کنیم. در نتیجه، تنها با برخاستن از بندهایی که ما را به عواطف ما پیوند میدهد، به خود میآییم، نه با نابود کردن این بندها. پس ما باید جرأت انسان بودن را داشته باشیم و سپس آنچه میتوانیم بکنیم تا بهسوی استقلال حقیقیِ خود پیش رویم. آنگاه، رنج خواهیم کشید بی آنکه شکایت کنیم، نومید خواهیم شد بی آنکه تسلیم شویم، تکان خواهیم خورد اما سرنگون نخواهیم شد، زیرا استقلالِ درونی در ما میبالد، ما را حفظ خواهد کرد.
فلسفه مدرسهی این استقلال است، مالک شدنِ استقلال نیست.
#کوره_راه_خرد | #کارل_یاسپرس | ترجمه ی مهبد ایرانی طلب | نشر قطره
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بروید به دهلیِ کهنه، پشتِ مسجدِ جامع رو ببینید که آنجا مرغ و خروس ها را توی بازار چطور نگه می دارند. صدها مرغِ پریده رنگ و خروسِ رنگ و وارنگ را، تنگِ هم توی قفس های تورِ سیمی چپانده اند و توی هم می لولند، همدیگر را نوک می زنند و هل میدهند تا بلکه جایی برای نفس کشیدن باز شود.
تمامِ قفس بوی گند وحشتناکی می دهد. روی میزِ چوبیِ بالای این قفس، قصابِ جوانی با نیشِ باز می نشیند و گوشت و دل وجگرِ مرغی را که تازه تکه تکه شده و هنوز آغشته به خونِ تیره رنگ است با افتخار نشان می دهد.
خروس های توی قفس، بوی خون را از بالای سرشان احساس می کنند. دل و جگرِ برادرهایشان را می بینند که دور و برشان ریخته. می دانند که بعد، نوبتِ خودشان است ولی شورش نمی کنند. سعی نمی کنند از قفس بیرون بیایند.
توی این مملکت دقیقا همین بلا را سرِ آدم می آورند.
#ببر_سفید 📚
#آراویند_آدیگا 🖋
#کتاب_ارزشمند 📖
🍀❤️ @filsofak
بروید به دهلیِ کهنه، پشتِ مسجدِ جامع رو ببینید که آنجا مرغ و خروس ها را توی بازار چطور نگه می دارند. صدها مرغِ پریده رنگ و خروسِ رنگ و وارنگ را، تنگِ هم توی قفس های تورِ سیمی چپانده اند و توی هم می لولند، همدیگر را نوک می زنند و هل میدهند تا بلکه جایی برای نفس کشیدن باز شود.
تمامِ قفس بوی گند وحشتناکی می دهد. روی میزِ چوبیِ بالای این قفس، قصابِ جوانی با نیشِ باز می نشیند و گوشت و دل وجگرِ مرغی را که تازه تکه تکه شده و هنوز آغشته به خونِ تیره رنگ است با افتخار نشان می دهد.
خروس های توی قفس، بوی خون را از بالای سرشان احساس می کنند. دل و جگرِ برادرهایشان را می بینند که دور و برشان ریخته. می دانند که بعد، نوبتِ خودشان است ولی شورش نمی کنند. سعی نمی کنند از قفس بیرون بیایند.
توی این مملکت دقیقا همین بلا را سرِ آدم می آورند.
#ببر_سفید 📚
#آراویند_آدیگا 🖋
#کتاب_ارزشمند 📖
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر قهرمان وشجاعی که خانه اش آتش گرفت ومجبورشدهمسر وفرزندانش را از طبقه چهارم به پایین انداخت و مردم هم در پایین آنها را میگرفتند
ببینید بجای فیلم و سلفی گرفتن مردم چیکار میکنن.
🍀❤️ @filsofak
ببینید بجای فیلم و سلفی گرفتن مردم چیکار میکنن.
🍀❤️ @filsofak
❤1
تجربیات ۴۰ ساله خود با بیش از هزاران ساعت تدریس و سخنرانی برای میلیونها نفر رادر یک جمله به همه مردم دنیا هدیه میکنم:
"هرگز ظاهر زندگی دیگران را
با باطن زندگی خود مقایسه نکنید.
🍀❤️ @filsofak
"هرگز ظاهر زندگی دیگران را
با باطن زندگی خود مقایسه نکنید.
🍀❤️ @filsofak
همواره زمانی فرا میرسد که باید
میان تماشاگر بودن و عمل
یکی را برگزید
این معیار انسان شدن است.
#آلبر_کامو
#اندر_احوالات_بیشعوری
🍀❤️ @filsofak
میان تماشاگر بودن و عمل
یکی را برگزید
این معیار انسان شدن است.
#آلبر_کامو
#اندر_احوالات_بیشعوری
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انگشتم را در هستی فرو میبرم
بوی پوچی میدهد
این چیزی که آن را جهان میخوانند چیست؟
چه کسی مرا به این دام انداخته و اکنون مرا وانهاده است؟
چگونه به جهان آمدهام؟
چرا با من مشورت نشد؟
🍀❤️ @filsofak
بوی پوچی میدهد
این چیزی که آن را جهان میخوانند چیست؟
چه کسی مرا به این دام انداخته و اکنون مرا وانهاده است؟
چگونه به جهان آمدهام؟
چرا با من مشورت نشد؟
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هجده اصل راهنما از مصطفی ملکیان برای زندگیِ بهتر
زیستنی معنوی و عقلانی، آرزویی است که بسیاری از انسان ها در جست و جوی آن هستند. در روزگار ما مصطفی ملکیان در ترسیم و بیان ابعاد نظری چنین زیستنی و شیوه حصول به آن، کوشش های زیادی کرده است که حاصل آن سخنرانی ها، مقاله ها و کتاب هایی است که معنابخش بسیاری از ساعات زندگی مخاطبانش بوده است. متن حاضر هجده اصل راهنما برای زندگیِ خواستنیتر است که توسط مصطفی ملکیان نوشته شده است:
باید:
۱) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بی حساب و کتاب(هم به معنای بدون محاسبه گری و هم به معنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیب ام شود.
۲) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهره مند شوم.
۳) به ارزش داوری های دیگران به کلی بی اعتناء شوم تا به خود شکوفائی کامل دست یابم.
۴) تا می توانم به خودام وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خودام پشت نکنم، هر چند این پشت کردن مطلوب های اجتماعی برایم به ارمغان آورد.
۵) هرگز به حل مساله ی نظری ای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد.(حکمت «به من چه؟»)
۶) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم.
۷) بدانم که به عمیق ترین معنای کلمه، تنهایم.
۸) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خود ام گوش دهم.
۹) خودام را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودام را بپرسم.
۱۰) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجه ی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح می کنم.
۱۱) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود هم ممکن است و هم مطلوب.
۱۲) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم.
۱۳) بزرگترین کاری را که می توانم بر عهده گیرم، نه کاری بزرگتر از آن را، و نه کاری کوچکتر از آن را.
۱۴) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشی ها و چه ناخوشی ها.
۱۵) هرگز از صداقت (= مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواسته ها، گفته ها و کرده ها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشی ها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان( = در ناخوشی ها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم.
۱۶) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگ ام، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ درسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت.
۱۷) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم.
۱۸) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
هجده اصل راهنما از مصطفی ملکیان برای زندگیِ بهتر
زیستنی معنوی و عقلانی، آرزویی است که بسیاری از انسان ها در جست و جوی آن هستند. در روزگار ما مصطفی ملکیان در ترسیم و بیان ابعاد نظری چنین زیستنی و شیوه حصول به آن، کوشش های زیادی کرده است که حاصل آن سخنرانی ها، مقاله ها و کتاب هایی است که معنابخش بسیاری از ساعات زندگی مخاطبانش بوده است. متن حاضر هجده اصل راهنما برای زندگیِ خواستنیتر است که توسط مصطفی ملکیان نوشته شده است:
باید:
۱) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بی حساب و کتاب(هم به معنای بدون محاسبه گری و هم به معنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیب ام شود.
۲) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهره مند شوم.
۳) به ارزش داوری های دیگران به کلی بی اعتناء شوم تا به خود شکوفائی کامل دست یابم.
۴) تا می توانم به خودام وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خودام پشت نکنم، هر چند این پشت کردن مطلوب های اجتماعی برایم به ارمغان آورد.
۵) هرگز به حل مساله ی نظری ای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد.(حکمت «به من چه؟»)
۶) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم.
۷) بدانم که به عمیق ترین معنای کلمه، تنهایم.
۸) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خود ام گوش دهم.
۹) خودام را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودام را بپرسم.
۱۰) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجه ی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح می کنم.
۱۱) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود هم ممکن است و هم مطلوب.
۱۲) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم.
۱۳) بزرگترین کاری را که می توانم بر عهده گیرم، نه کاری بزرگتر از آن را، و نه کاری کوچکتر از آن را.
۱۴) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشی ها و چه ناخوشی ها.
۱۵) هرگز از صداقت (= مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواسته ها، گفته ها و کرده ها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشی ها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان( = در ناخوشی ها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم.
۱۶) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگ ام، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ درسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت.
۱۷) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم.
۱۸) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#طنز
تفاوت وصیت ها در گذشته و حالا
🔹وصیت نامه های قدیم:
باغ قلهک واسه مادرتون
خونه امیریه واسه خسرو
عمارت تجریش هم واسه مینا الباقی خیرات
🔹وصیت نامه های جدید:
قسط های پراید رو مسعود بده
قسط های مسکن مهر رو هم مریم بده که کارمنده
قسط های وسایل خونه رو هم رضا بده.
به پول یارانه هم دست نزنید واسه مادرتونه
در ضمن پیگیر سهام عدالت هم باشید😂
🍀❤️ @filsofak
#طنز
تفاوت وصیت ها در گذشته و حالا
🔹وصیت نامه های قدیم:
باغ قلهک واسه مادرتون
خونه امیریه واسه خسرو
عمارت تجریش هم واسه مینا الباقی خیرات
🔹وصیت نامه های جدید:
قسط های پراید رو مسعود بده
قسط های مسکن مهر رو هم مریم بده که کارمنده
قسط های وسایل خونه رو هم رضا بده.
به پول یارانه هم دست نزنید واسه مادرتونه
در ضمن پیگیر سهام عدالت هم باشید😂
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
میانگارم مهمترين چيزی که تمام مردم جهان در آن مشترکاند اين است که در پس تمام رنجها و سختیها، شاديیها و تلاشهای پیدرپی، تنها چيزي که همگی به دنبال آناند، «آرامش» است .... درگذر سالها و روزها همهچيز رنگ میبازد و همه آن چيزی که آدمی در تمام زندگی، مصرانه به دنبالش بوده است، ارزش وجودی خود را از دست میدهد! ديگر پول و ثروت، مقام و قدرت مهم نيستند و تنها عنصری که مهم ميشود اين است که پس از اين تلاش بیوقفه و شبانهروزی، پس از اين همه ثروتاندوزی و قدرتطلبی آيا به آرامش رسيده ايم؟ آيا وجدانمان آسوده است و ميتوانيم به خيال راحت نفس بکشيم؟ و يا نه همچنان گذشته و اعمالمان بیرحمانه به دنبالمان است و لحظهاي رهايمان نمیکند؟
بايد بدانيم که هر عمل ما تغييري در اين دنيا ايجاد میکند چه بهتر که اين تغيير نيکو باشد.
کجا ممکن است پيدايش کنم
✏️هاروکیموراکامی
🍀❤️ @filsofak
میانگارم مهمترين چيزی که تمام مردم جهان در آن مشترکاند اين است که در پس تمام رنجها و سختیها، شاديیها و تلاشهای پیدرپی، تنها چيزي که همگی به دنبال آناند، «آرامش» است .... درگذر سالها و روزها همهچيز رنگ میبازد و همه آن چيزی که آدمی در تمام زندگی، مصرانه به دنبالش بوده است، ارزش وجودی خود را از دست میدهد! ديگر پول و ثروت، مقام و قدرت مهم نيستند و تنها عنصری که مهم ميشود اين است که پس از اين تلاش بیوقفه و شبانهروزی، پس از اين همه ثروتاندوزی و قدرتطلبی آيا به آرامش رسيده ايم؟ آيا وجدانمان آسوده است و ميتوانيم به خيال راحت نفس بکشيم؟ و يا نه همچنان گذشته و اعمالمان بیرحمانه به دنبالمان است و لحظهاي رهايمان نمیکند؟
بايد بدانيم که هر عمل ما تغييري در اين دنيا ايجاد میکند چه بهتر که اين تغيير نيکو باشد.
کجا ممکن است پيدايش کنم
✏️هاروکیموراکامی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☯ بیشتر مردم میاندیشند که اندکی فضیلت برای آنان کافی است، ولی آرزوهایشان برای داشتن سرمایه و نیرو و افتخار و مزایای دیگر هیچ اندازه و حد نمیشناسد.
اما ... سعادت خواه در فضیلت باشد و خواه در لذت و خواه هر دو، آنان که از هوش و صفات درخشان اخلاقی بهرهمندند ولی مال بهاندازه دارند، میتوانند زودتر از کسانی سعادتمند شوند که بیش از حد لازم ثروت دارند، ولی از نیکیها [و سرمایههای معنوی] دیگر بیبهرهاند.
حتی کسانی که زندگی فضیلتآمیز را از هر نوع زندگی دیگر دلپذیرتر میدانند دربارهی این مسئله همدل نیستند که آیا باید زندگی پرکار و سیاسی را برگزید یا آنکه از غوغای کارهای دنیوی آسوده بود و زندگی گوشهنشینی و فراغت را پیشه کرد که به عقیدهی برخی تنها زندگیِ شایستهی فیلسوفان است.
درواقع همهی کسانی که، چه در گذشته و چه در زمان حال، سودای ناموری به فضیلت در سر داشتهاند یکی از دو شیوه زندگی، یعنی شیوهی سیاسی و شیوهی فلسفی، را برگزیدهاند.
منبع : سیاست / اثر ارسطو؛ مترجم: حمید عنایت – چاپ هفتم، 1390
🍀❤️ @filsofak
☯ بیشتر مردم میاندیشند که اندکی فضیلت برای آنان کافی است، ولی آرزوهایشان برای داشتن سرمایه و نیرو و افتخار و مزایای دیگر هیچ اندازه و حد نمیشناسد.
اما ... سعادت خواه در فضیلت باشد و خواه در لذت و خواه هر دو، آنان که از هوش و صفات درخشان اخلاقی بهرهمندند ولی مال بهاندازه دارند، میتوانند زودتر از کسانی سعادتمند شوند که بیش از حد لازم ثروت دارند، ولی از نیکیها [و سرمایههای معنوی] دیگر بیبهرهاند.
حتی کسانی که زندگی فضیلتآمیز را از هر نوع زندگی دیگر دلپذیرتر میدانند دربارهی این مسئله همدل نیستند که آیا باید زندگی پرکار و سیاسی را برگزید یا آنکه از غوغای کارهای دنیوی آسوده بود و زندگی گوشهنشینی و فراغت را پیشه کرد که به عقیدهی برخی تنها زندگیِ شایستهی فیلسوفان است.
درواقع همهی کسانی که، چه در گذشته و چه در زمان حال، سودای ناموری به فضیلت در سر داشتهاند یکی از دو شیوه زندگی، یعنی شیوهی سیاسی و شیوهی فلسفی، را برگزیدهاند.
منبع : سیاست / اثر ارسطو؛ مترجم: حمید عنایت – چاپ هفتم، 1390
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فقط وقتی آدم
ته یک دره باشه
می تونه درک کنه که
چقدر بالای بلندترین کوه،
شکوه مند است...
#آنتونی_هاپکینز
🌹💎 @filsofak
فقط وقتی آدم
ته یک دره باشه
می تونه درک کنه که
چقدر بالای بلندترین کوه،
شکوه مند است...
#آنتونی_هاپکینز
🌹💎 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﺳﻂﺢ ﺷﻌﻮﺭ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ
تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
1- آیا کار آن مرد درست بود؟
2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
🍀❤️ @filsofak
ﺳﻂﺢ ﺷﻌﻮﺭ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ
تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
1- آیا کار آن مرد درست بود؟
2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
🍀❤️ @filsofak
لطفا شیشه را نشکنید. کولر روشنه، آب براش گذاشتم و داره به موزیک مورد علاقه اش گوش میده. پیام جالب یک راننده برای طرفداران حقوق حیوانات!
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💭 نظریه مثل( form ) افلاطون؛
✍ نظریه مثل (idea) افلاطون یکی از مهمترین آرای مطرح شده در سرتاسر تاریخ فلسفه است.اما عجیب است که این نظریه را تا کنون اکثرا به خوبی درک نکردهاند، یا شاید به همین دلیل است که نظریه مزبور این همه تاثیر گذار بوده است.
⭕ بهترین روش برای درک این نظریه آن است که بخاطر داشته باشیم افلاطون میگفت انسان ها از دو نوع واقعیت آگاهی دارند؛
✔یکی از این دو نوع واقعیت، پیوسته در حال تغییر، مخدوش و آشفته است و همان دنیای پدیده های اطراف ماست که به واسطه ادراک حسی خود از وجودش با خبر میشویم.
✔و دیگری ثابت و ابدی است هرچند که ابهام و آشفتگی نیز دارد و همان مجموعه اصول و باورهای ماست.
⭕ افلاطون برای توضیح مقصود خود از مثال های پرشماری استفاده میکند، اما شاید مقوله« #زیبایی » سادهترین مثالی باشد که وی بکار برده است.
💎 ما انسانها در طول حیات خود پدیده های زیبای بسیاری به چشم خویش میبینیم--- مثلا گلها را یا کوه های پوشیده از جنگلهای سبز و انبوه را
لاجرم، این پدیدههای «واقعی» بی عیب و نقص نیستند، گل ها پژمرده میشوند، و دکل های برق فشارقوی منظره بکر جنگل کوهستانی را ضایع کرده است
و گذشته از اینها، افلاطون میگوید باید در ذهن خود پدیده ی مجزایی را مجسم سازیم تا بتوانیم ادراکات حسی خویش را از هر دوی آن پدیدههای زیبا، هم گل ها و هم جنگل کوهستانی، یا به بیان دیگر، هر آنچه را که از این دو عنصر چشم نواز میبینیم( افلاطون ترجیح میدهد بگوید هر آنچه را که در این دو تشخیص میدهیم) با آن پدیده مجزا مقایسه کنیم.
💎 در اینجا مقصود افلاطون همان کیفیت زیبا بودن است و آن را یک #مثل (form) فرض میکند، اما دیگران آن را یک اندیشه یا مفهوم نیز تلقی کرده اند، اما صرف نظر از نامی که برای این مثل برمی گزینیم، یک نکته را میتوانیم با قطعیت به آن نسبت دهیم و آن این است که
مثل مزبور به مفهوم مادی روزمره وجود خارجی ندارد--- بلکه تنها در #ساحتی _ابدی مصداق پیدا میکند و یگانه دسترسی به آن، خرد است یا همان که افلاطون برایش نام خردورزی (intellection) یا اندیشه ورزی (noesis) را برگزیده است.
📑از فصل دوم کتاب Philosophy For Dummies
✍نوشته مارتین کوهن.
🍀❤️ @filsofak
💭 نظریه مثل( form ) افلاطون؛
✍ نظریه مثل (idea) افلاطون یکی از مهمترین آرای مطرح شده در سرتاسر تاریخ فلسفه است.اما عجیب است که این نظریه را تا کنون اکثرا به خوبی درک نکردهاند، یا شاید به همین دلیل است که نظریه مزبور این همه تاثیر گذار بوده است.
⭕ بهترین روش برای درک این نظریه آن است که بخاطر داشته باشیم افلاطون میگفت انسان ها از دو نوع واقعیت آگاهی دارند؛
✔یکی از این دو نوع واقعیت، پیوسته در حال تغییر، مخدوش و آشفته است و همان دنیای پدیده های اطراف ماست که به واسطه ادراک حسی خود از وجودش با خبر میشویم.
✔و دیگری ثابت و ابدی است هرچند که ابهام و آشفتگی نیز دارد و همان مجموعه اصول و باورهای ماست.
⭕ افلاطون برای توضیح مقصود خود از مثال های پرشماری استفاده میکند، اما شاید مقوله« #زیبایی » سادهترین مثالی باشد که وی بکار برده است.
💎 ما انسانها در طول حیات خود پدیده های زیبای بسیاری به چشم خویش میبینیم--- مثلا گلها را یا کوه های پوشیده از جنگلهای سبز و انبوه را
لاجرم، این پدیدههای «واقعی» بی عیب و نقص نیستند، گل ها پژمرده میشوند، و دکل های برق فشارقوی منظره بکر جنگل کوهستانی را ضایع کرده است
و گذشته از اینها، افلاطون میگوید باید در ذهن خود پدیده ی مجزایی را مجسم سازیم تا بتوانیم ادراکات حسی خویش را از هر دوی آن پدیدههای زیبا، هم گل ها و هم جنگل کوهستانی، یا به بیان دیگر، هر آنچه را که از این دو عنصر چشم نواز میبینیم( افلاطون ترجیح میدهد بگوید هر آنچه را که در این دو تشخیص میدهیم) با آن پدیده مجزا مقایسه کنیم.
💎 در اینجا مقصود افلاطون همان کیفیت زیبا بودن است و آن را یک #مثل (form) فرض میکند، اما دیگران آن را یک اندیشه یا مفهوم نیز تلقی کرده اند، اما صرف نظر از نامی که برای این مثل برمی گزینیم، یک نکته را میتوانیم با قطعیت به آن نسبت دهیم و آن این است که
مثل مزبور به مفهوم مادی روزمره وجود خارجی ندارد--- بلکه تنها در #ساحتی _ابدی مصداق پیدا میکند و یگانه دسترسی به آن، خرد است یا همان که افلاطون برایش نام خردورزی (intellection) یا اندیشه ورزی (noesis) را برگزیده است.
📑از فصل دوم کتاب Philosophy For Dummies
✍نوشته مارتین کوهن.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم همه جاى دنيا حسابشون از سياستمداراشون جداست
شعار در فرودگاه جان اف کندی نیویورک
"نه تنفر،نه ترس،خوش آمد میگیم به ایرانیان"
@Zhuanchannel
🍀❤️ @filsofak
شعار در فرودگاه جان اف کندی نیویورک
"نه تنفر،نه ترس،خوش آمد میگیم به ایرانیان"
@Zhuanchannel
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از سالن های تولید بنز در آلمان- توصیه می کنم از دستش ندین!" خیلی زیباست...
#اخلاق_کار
🍀❤️ @filsofak
#اخلاق_کار
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from 🧡 قلب نارنجی فرشته 🧡
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍁🍁تنهایی بر اثر عدم درک دیگران
🔹بعضی اوقات، انسان احساس میکند، آنچه را که در درونش میگذرد، کسی ادراک نمیکند. این مطلقاً معنایش آن نیست که او برای کسی نمیگوید یا نمیخواهد برای کسی بگوید یا نمیتواند برای کسی بگوید؛ بلکه مراد این است اگر هم بخواهم یا بتوانم بگویم، کسی فهم نمیکند که او چه دارد میگوید. معمولاً کسانی که یا ازلحاظ ذهنی یا ازلحاظ عاطفی یا خُلقی، پیشرفته تر از دیگران باشند، همچنین چیزی را احساس میکنند.
✳️تنهایی ذهنی
🔹ازلحاظ ذهنی، مثال خیلی ساده اش این است که فردی یک ذهن خیلی قوی ای دارد که یک چیزی را کشف میکند که باید200 سال بگذارد تا انسانها باور کنند و الان کسی آن را درک نمیکند. این معمولاً تنهایی است که نوابغ دارند که به خاطر پیشرفت ذهنی ای که دارند کسی سخن آنها را ادراک نمیکند و مردم فکر میکنند که اینها دیوانه اند؛ چراکه یک سخن خیلی خلاف عرف میگویند.
✳️تنهایی عاطفی
🔹یکوقت ازلحاظ عاطفی است. یعنی کسی است که عاطفۀ خیلی شدیدی دارد. اموری را احساس میکند که اگر برای کسی بگوید، درک نمیکند. هستند افرادی که واقعاً برای یک بچه گنجشک سرماخورده که گوشه ای افتاده، به شدت دل میسوزانند و اگر این را برای کسی نقل کرد، به او چه میگویند؟!
✳️تنهایی خلقی
🔹نوع دیگر ازلحاظ خلقی است؛ یعنی شخص یک اخلاقیات متعالی دارد که وقتی اینها را برای کسی بازگو کند، درک نمیکنند. فرض کنید شخصی در بیابان در حال قدم زدن است و دوستش به او شکلاتی تعارف کند، کاغذ شکلات همچنان در دست اوست و مترصد آن است که سطل آشغالی پیدا کند و کاغذ را در آن بنیدازد. این واقعاً یک امر خلاف متعارف است؛ اما یک انسان اخلاقی ممکن است تا این حد، حساسیت نشان دهد و بنده میشناسم افرادی را که اگر یک همچنین حالتی برایشان پیش میآمد، واقعاً وضع روحیشان را از دست میدادند.حتی در بیابان هم جای مقرری برای آشغال ریختن نبود و اگر پوسته چیزی را پرت میکردند تا یک مدت عذاب وجدان داشتند. حالا یک انسانی روز پانصد انسان میکُشد و عین خیالش نیست و یک انسان هم بدینگونه!
🔹چقدر پیشرفت ازلحاظ خلقی حدناپذیر است، چقدر امور ظریف و لطیفی و درد که گاهی وقتها انسان بهحدی ازلحاظ اخلاقی جلو میرود که واقعاً به نظر من و شما با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست؛ چراکه عقل و منطق من و شما در همین حد زندگی روزمره است.یک چنین انسانهایی آنچه را که در درونشان میگذرد، احساس میکنند. کسی ادراک نمیکند. این یک نوع تنهایی است که تنهایی انبیا، عالمان اخلاق و عرفا، بسیاری از تنهاییهایشان از این مقوله است.
🍎مصطفی ملکیان،
تاثیر دین بر منش آدمی.
🍀❤️ @filsofak
🍁🍁تنهایی بر اثر عدم درک دیگران
🔹بعضی اوقات، انسان احساس میکند، آنچه را که در درونش میگذرد، کسی ادراک نمیکند. این مطلقاً معنایش آن نیست که او برای کسی نمیگوید یا نمیخواهد برای کسی بگوید یا نمیتواند برای کسی بگوید؛ بلکه مراد این است اگر هم بخواهم یا بتوانم بگویم، کسی فهم نمیکند که او چه دارد میگوید. معمولاً کسانی که یا ازلحاظ ذهنی یا ازلحاظ عاطفی یا خُلقی، پیشرفته تر از دیگران باشند، همچنین چیزی را احساس میکنند.
✳️تنهایی ذهنی
🔹ازلحاظ ذهنی، مثال خیلی ساده اش این است که فردی یک ذهن خیلی قوی ای دارد که یک چیزی را کشف میکند که باید200 سال بگذارد تا انسانها باور کنند و الان کسی آن را درک نمیکند. این معمولاً تنهایی است که نوابغ دارند که به خاطر پیشرفت ذهنی ای که دارند کسی سخن آنها را ادراک نمیکند و مردم فکر میکنند که اینها دیوانه اند؛ چراکه یک سخن خیلی خلاف عرف میگویند.
✳️تنهایی عاطفی
🔹یکوقت ازلحاظ عاطفی است. یعنی کسی است که عاطفۀ خیلی شدیدی دارد. اموری را احساس میکند که اگر برای کسی بگوید، درک نمیکند. هستند افرادی که واقعاً برای یک بچه گنجشک سرماخورده که گوشه ای افتاده، به شدت دل میسوزانند و اگر این را برای کسی نقل کرد، به او چه میگویند؟!
✳️تنهایی خلقی
🔹نوع دیگر ازلحاظ خلقی است؛ یعنی شخص یک اخلاقیات متعالی دارد که وقتی اینها را برای کسی بازگو کند، درک نمیکنند. فرض کنید شخصی در بیابان در حال قدم زدن است و دوستش به او شکلاتی تعارف کند، کاغذ شکلات همچنان در دست اوست و مترصد آن است که سطل آشغالی پیدا کند و کاغذ را در آن بنیدازد. این واقعاً یک امر خلاف متعارف است؛ اما یک انسان اخلاقی ممکن است تا این حد، حساسیت نشان دهد و بنده میشناسم افرادی را که اگر یک همچنین حالتی برایشان پیش میآمد، واقعاً وضع روحیشان را از دست میدادند.حتی در بیابان هم جای مقرری برای آشغال ریختن نبود و اگر پوسته چیزی را پرت میکردند تا یک مدت عذاب وجدان داشتند. حالا یک انسانی روز پانصد انسان میکُشد و عین خیالش نیست و یک انسان هم بدینگونه!
🔹چقدر پیشرفت ازلحاظ خلقی حدناپذیر است، چقدر امور ظریف و لطیفی و درد که گاهی وقتها انسان بهحدی ازلحاظ اخلاقی جلو میرود که واقعاً به نظر من و شما با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست؛ چراکه عقل و منطق من و شما در همین حد زندگی روزمره است.یک چنین انسانهایی آنچه را که در درونشان میگذرد، احساس میکنند. کسی ادراک نمیکند. این یک نوع تنهایی است که تنهایی انبیا، عالمان اخلاق و عرفا، بسیاری از تنهاییهایشان از این مقوله است.
🍎مصطفی ملکیان،
تاثیر دین بر منش آدمی.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃
از آدمهای حسود متنفر نباشید.
دلیل حسادت آنها این است
که فکر میکنند
شما از آنها بهتر هستید...
#پائولو_کوئلیو
🍀❤️ @filsofak
🍃
از آدمهای حسود متنفر نباشید.
دلیل حسادت آنها این است
که فکر میکنند
شما از آنها بهتر هستید...
#پائولو_کوئلیو
🍀❤️ @filsofak