📝 کانال فلسفه اخلاق:
📌 عشق، امری عقلانی یا غیر منطقی؟
📎 #مصطفی_سلیمانی
یک.
می گویند عشق در جهان مهم ترین چیز است. اما در این میان چند نفر از انسان ها درنگ می کنند و از خود می پرسند که به راستی عشق چیست؟ فیلسوفان کسانی هستند که دربارۀ چیزهایی پرسش می کنند که دیگران آن ها را بدیهی می دانند. عشق چیزی است که انسان ها از آغاز تاریخ آن را بدیهی دیده اند. فیلسوفان از آن زمان کوشیده اند که دست کم بفهمند عشق چیست.[فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ج1، ص25] افلاطون در رسالۀ ضیافت، به تحقیق درابرۀ ماهیت عشق پرداخته است. این گفتگو، گروهی را در یک مهمانی ترسیم می کند که هر کدام دیدگاهی دربارۀ چیستی عشق ارائه می دهد. یکی از مردان، که نمایشنامه نویسی به نام «آریستوفانس» است، استدلال می کند که عشق راستین هنگامی است که شما «نیمۀ گمشدۀ» خود را بیابید. او برای مهمان ها توضیح می دهد که انسان ها در اصل به سه شکل متفاوت خلق شده اند:
1. یک نیمه مرد و نیمۀ دیگر زن
2. دو نیمه مرد
3. دو نیمه زن
اما یکی از خدایان که از انسان ها عصبانی شده بود، نیمه ها را از هم جدا کرد و هر کدام را در طرفی دور از هم قرار داد. «آریستوفانس» پیشنهاد می کند که همۀ ما باید زندگی مان را وقف یافتن نیمه گمشده خود کنیم. هنگامی که نیمۀ گمشده خود را ببینیم او را خواهیم شناخت، زیرا او پیش تر جزئی از ما بوده است. نیمۀ گمشدۀ ما همان عشق راستین است. احتمالاً «آریستوفانس» قصد ندارد که ما داستانش را به معنای واقعی کلمه جدی بگیریم، بلکه بهتر است آن را تمثیلی برای احساسات خوبمان هنگام عاشق بودن بدانیم.[ر.ک: ضیافت یا سخن در خصوص عشق]
دو. فیلسوفان اتفاق نظر دارند که عشق چیز خوبی است، اما اتفاق نظر ندارند که چرا عشق خوب است. بر اساس نظر افلاطون، عشق خوب است زیرا عقلانی است، به این معنا که عشق همواره دلیل عقلانی دارد. او معتقد است که عشق حقیقی همواره به سوی زیبایی حقیقی کشیده می شود. زیبایی حقیقی چیزی نیست که بتوان آن را دید یا احساس کرد، بلکه از رهگذر فلسفه به وجود زیبایی پی می بریم، یعنی با اندیشیدن دربارۀ آن. بر اساس دیدگاه افلاطون، هنگامی که به کسی عشق می ورزیم، در واقع به «مثال زیبایی» عشق می ورزیم که در آن شخص بازتابیده شده است. از آنجا که «مثال زیبایی» برترین خیر است، کاملاً حق داریم که به آن عشق بورزیم.
سه. نراقی در مقدمۀ کتاب «دربارۀ عشق»، عشق افلاطونی را با عشق آریستوفانس مقایسه کرده و می نویسد: «در عشق افلاطونی (یا مدل سقراطی – دیوتیمایی در «رساله مهمانی» افلاطون):
1. محبوب، اهمیت ذاتی ندارد و صرفاً پنجرهای به حقیقت است. محبوب واقعی، حقیقت کلی و مطلق است.
2. جسمانیت، تحقیر میشود و مطلوب اصلی، امری ماورای حس است.
در عشق آریستوفانی:
1. فرد محبوب، موضوعیت و اهمیت ویژه دارد و تنها یک فرد خاص، میتواند نیمه گمشده فرد باشد و به او کمال خاص را ببخشد.
2. اتحاد جسمانی، نمادی از اتحاد روحی و وجودی عاشق و معشوق است.»[ر.ک: درباره عشق، مارتا نوسباوم ، ترجمۀ آرش نراقی]
چهار: خلاصه اینکه در میان فلاسفه حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند، چون از دید آنها عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید. مثلا هگل، عشق را در بنیاد خانواده می بیند. زن و مردی به همدیگر علاقمند می شوند و سپس ازدواج می کنند. به این ترتیب، یکی از ابعاد عشق که فلسفه هگل بسیار بر آن تاکید می شود، جنبه وحدت بخشی آن است؛ به خصوص در تحلیلی که او از تشکیل خانواده به دست می دهد، این مهم نقش اساسی ایفا می کند.
به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. زناشویی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. بر همین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیراخلاقی است و باید به تاخیر افتد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساسا اخلاقی به شمار می رود.
امانوئل کانت که کلا بی خیال عشق است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج. این نظریه از عقاید هگل هم سختگیرانه تر است اما می توان ریشه هر دو عقیده را در آیین کاتولیک دید، آنجا که کشیشان ازدواج نمی کنند و این نکته را حقیر می دانند یا حتی در برخی از گرایش های عرفان یهودی که به ترک دنیا، تاکید می کنند.
نیچه هم به عشق باوری ندارد، هر چند خودش بارها تلاش کرد تا عشق را تجربه کند و ناموفق بود. او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید.
ادامه در پست بعد👇👇
🍀❤️ @filsofak
📌 عشق، امری عقلانی یا غیر منطقی؟
📎 #مصطفی_سلیمانی
یک.
می گویند عشق در جهان مهم ترین چیز است. اما در این میان چند نفر از انسان ها درنگ می کنند و از خود می پرسند که به راستی عشق چیست؟ فیلسوفان کسانی هستند که دربارۀ چیزهایی پرسش می کنند که دیگران آن ها را بدیهی می دانند. عشق چیزی است که انسان ها از آغاز تاریخ آن را بدیهی دیده اند. فیلسوفان از آن زمان کوشیده اند که دست کم بفهمند عشق چیست.[فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ج1، ص25] افلاطون در رسالۀ ضیافت، به تحقیق درابرۀ ماهیت عشق پرداخته است. این گفتگو، گروهی را در یک مهمانی ترسیم می کند که هر کدام دیدگاهی دربارۀ چیستی عشق ارائه می دهد. یکی از مردان، که نمایشنامه نویسی به نام «آریستوفانس» است، استدلال می کند که عشق راستین هنگامی است که شما «نیمۀ گمشدۀ» خود را بیابید. او برای مهمان ها توضیح می دهد که انسان ها در اصل به سه شکل متفاوت خلق شده اند:
1. یک نیمه مرد و نیمۀ دیگر زن
2. دو نیمه مرد
3. دو نیمه زن
اما یکی از خدایان که از انسان ها عصبانی شده بود، نیمه ها را از هم جدا کرد و هر کدام را در طرفی دور از هم قرار داد. «آریستوفانس» پیشنهاد می کند که همۀ ما باید زندگی مان را وقف یافتن نیمه گمشده خود کنیم. هنگامی که نیمۀ گمشده خود را ببینیم او را خواهیم شناخت، زیرا او پیش تر جزئی از ما بوده است. نیمۀ گمشدۀ ما همان عشق راستین است. احتمالاً «آریستوفانس» قصد ندارد که ما داستانش را به معنای واقعی کلمه جدی بگیریم، بلکه بهتر است آن را تمثیلی برای احساسات خوبمان هنگام عاشق بودن بدانیم.[ر.ک: ضیافت یا سخن در خصوص عشق]
دو. فیلسوفان اتفاق نظر دارند که عشق چیز خوبی است، اما اتفاق نظر ندارند که چرا عشق خوب است. بر اساس نظر افلاطون، عشق خوب است زیرا عقلانی است، به این معنا که عشق همواره دلیل عقلانی دارد. او معتقد است که عشق حقیقی همواره به سوی زیبایی حقیقی کشیده می شود. زیبایی حقیقی چیزی نیست که بتوان آن را دید یا احساس کرد، بلکه از رهگذر فلسفه به وجود زیبایی پی می بریم، یعنی با اندیشیدن دربارۀ آن. بر اساس دیدگاه افلاطون، هنگامی که به کسی عشق می ورزیم، در واقع به «مثال زیبایی» عشق می ورزیم که در آن شخص بازتابیده شده است. از آنجا که «مثال زیبایی» برترین خیر است، کاملاً حق داریم که به آن عشق بورزیم.
سه. نراقی در مقدمۀ کتاب «دربارۀ عشق»، عشق افلاطونی را با عشق آریستوفانس مقایسه کرده و می نویسد: «در عشق افلاطونی (یا مدل سقراطی – دیوتیمایی در «رساله مهمانی» افلاطون):
1. محبوب، اهمیت ذاتی ندارد و صرفاً پنجرهای به حقیقت است. محبوب واقعی، حقیقت کلی و مطلق است.
2. جسمانیت، تحقیر میشود و مطلوب اصلی، امری ماورای حس است.
در عشق آریستوفانی:
1. فرد محبوب، موضوعیت و اهمیت ویژه دارد و تنها یک فرد خاص، میتواند نیمه گمشده فرد باشد و به او کمال خاص را ببخشد.
2. اتحاد جسمانی، نمادی از اتحاد روحی و وجودی عاشق و معشوق است.»[ر.ک: درباره عشق، مارتا نوسباوم ، ترجمۀ آرش نراقی]
چهار: خلاصه اینکه در میان فلاسفه حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند، چون از دید آنها عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید. مثلا هگل، عشق را در بنیاد خانواده می بیند. زن و مردی به همدیگر علاقمند می شوند و سپس ازدواج می کنند. به این ترتیب، یکی از ابعاد عشق که فلسفه هگل بسیار بر آن تاکید می شود، جنبه وحدت بخشی آن است؛ به خصوص در تحلیلی که او از تشکیل خانواده به دست می دهد، این مهم نقش اساسی ایفا می کند.
به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. زناشویی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. بر همین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیراخلاقی است و باید به تاخیر افتد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساسا اخلاقی به شمار می رود.
امانوئل کانت که کلا بی خیال عشق است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج. این نظریه از عقاید هگل هم سختگیرانه تر است اما می توان ریشه هر دو عقیده را در آیین کاتولیک دید، آنجا که کشیشان ازدواج نمی کنند و این نکته را حقیر می دانند یا حتی در برخی از گرایش های عرفان یهودی که به ترک دنیا، تاکید می کنند.
نیچه هم به عشق باوری ندارد، هر چند خودش بارها تلاش کرد تا عشق را تجربه کند و ناموفق بود. او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید.
ادامه در پست بعد👇👇
🍀❤️ @filsofak
ادامه از قبل👆👆
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر، اما
افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی است، برای نیچه خنده دار است، زیرا او هم چیز را طبق خواست قدرت می داند. همه اینها باعث می شود که نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر بداند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده، دل شکسته و پرغرور خود را پنهان می کنند اما آیا اگر نیچه در زندگی اش، به عشق سالومه می رسید، باز هم چنین می گفت؟[ر.ک: مجله چلچراغ]
🎯 منابع:
- فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ترجمه: حوریه هوشیدری فراهانی، تهران: آفرینگان، 1394.
- ضیافت یا سخن در خصوص عشق، پیشگفتار از محمدعلی فروغی، ترجمه محمدابراهیم امینی فرد، تهران: جامی، ۱۳۸۵.
- درباره عشق، مارتا نوسباوم، ترجمۀ آرش نراقی، تهران: نشر نی.
🍀❤️ @filsofak
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر، اما
افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی است، برای نیچه خنده دار است، زیرا او هم چیز را طبق خواست قدرت می داند. همه اینها باعث می شود که نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر بداند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده، دل شکسته و پرغرور خود را پنهان می کنند اما آیا اگر نیچه در زندگی اش، به عشق سالومه می رسید، باز هم چنین می گفت؟[ر.ک: مجله چلچراغ]
🎯 منابع:
- فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ترجمه: حوریه هوشیدری فراهانی، تهران: آفرینگان، 1394.
- ضیافت یا سخن در خصوص عشق، پیشگفتار از محمدعلی فروغی، ترجمه محمدابراهیم امینی فرد، تهران: جامی، ۱۳۸۵.
- درباره عشق، مارتا نوسباوم، ترجمۀ آرش نراقی، تهران: نشر نی.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هفته پیش یکی از کاندیداها اومد روستای ما
گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم
گفتیم والا دوتا✌ مشکل خیلی مهم داریم
اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که...
هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید✋
به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من... الو! سلام آقای ***، بنده الان در روستای بوووق! هستم و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون گازکشی انجام بدید...جان؟... خواهش میکنم...کی؟... یک هفته بعد از انتخابات؟...بله بله...پس من قول بدم از جانب شما؟...بسیار خوب.
گوشی رو قطع کرد.گفت این حل شد، حالا مشکل دوم رو بگید
گفتیم مشکل دوم اینه که اینجا آنتن موبایل کار نمیکنه و آنتن نداریم 😐
🍀❤️ @filsofak
هفته پیش یکی از کاندیداها اومد روستای ما
گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم
گفتیم والا دوتا✌ مشکل خیلی مهم داریم
اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که...
هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید✋
به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من... الو! سلام آقای ***، بنده الان در روستای بوووق! هستم و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون گازکشی انجام بدید...جان؟... خواهش میکنم...کی؟... یک هفته بعد از انتخابات؟...بله بله...پس من قول بدم از جانب شما؟...بسیار خوب.
گوشی رو قطع کرد.گفت این حل شد، حالا مشکل دوم رو بگید
گفتیم مشکل دوم اینه که اینجا آنتن موبایل کار نمیکنه و آنتن نداریم 😐
🍀❤️ @filsofak
آدمها خیلی کم بلدند؛
خودشان باشند!
ای کاش آن دسته هم که
نقشی بازی میکنند،
توانایی داشتند نقششان را
به خوبی ایفا کنند
و همان نقش را هم
به خوبی درآورند..
#دیوید_سلینجر
🍀❤️ @filsofak
خودشان باشند!
ای کاش آن دسته هم که
نقشی بازی میکنند،
توانایی داشتند نقششان را
به خوبی ایفا کنند
و همان نقش را هم
به خوبی درآورند..
#دیوید_سلینجر
🍀❤️ @filsofak
حضور معلم با لباس آتشنشانی برای پاسداشت ایثارگری آتشنشانها / شهر وراوی استان فارس.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
از حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله درباره آخرالزمان و فتنههای آن نقل شده که فرمودهاند: «تشخیص تکلیف در آن زمان مشکل است»؛ پس چه باید کرد؟
جواب:
اگر به دست آوردن تکلیف مشکل باشد، احتیاط کردن که مشکل نیست. باید توقف کرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم و هتک اَعراض آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست. برای ما اتمام حجت شده است.
در محضر بهجت ج۱ ص۱۴۳.
🍀❤️ @filsofak
از حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله درباره آخرالزمان و فتنههای آن نقل شده که فرمودهاند: «تشخیص تکلیف در آن زمان مشکل است»؛ پس چه باید کرد؟
جواب:
اگر به دست آوردن تکلیف مشکل باشد، احتیاط کردن که مشکل نیست. باید توقف کرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم و هتک اَعراض آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست. برای ما اتمام حجت شده است.
در محضر بهجت ج۱ ص۱۴۳.
🍀❤️ @filsofak
سالهاپیش مرحوم گل آقااین عکس راگذاشت و نوشت
مشکلات این مملکت مثل این می ماند
میشود آنرادیدولی نمی شود صدایش رادرآورد
🆔 @filsofak
مشکلات این مملکت مثل این می ماند
میشود آنرادیدولی نمی شود صدایش رادرآورد
🆔 @filsofak
آدمیان از هیچ چیز روی زمین
به اندازهی «تـفـکـر» نمیترسند؛
بیشتر از نابودی حتی بیشتر از مرگ!
✍ #برتراند_راسل
@filsofak
به اندازهی «تـفـکـر» نمیترسند؛
بیشتر از نابودی حتی بیشتر از مرگ!
✍ #برتراند_راسل
@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای من هیچکس چون «بادمجان دور قاب چینها» نفرتآور نیست و زنندهترین حیواناتی که من تاکنون شناختهام، چاپلوساناند!
✍ #فریدریش_نیچه
📚 #چنین_گفت_زرتشت
🍀❤️ @filsofak
برای من هیچکس چون «بادمجان دور قاب چینها» نفرتآور نیست و زنندهترین حیواناتی که من تاکنون شناختهام، چاپلوساناند!
✍ #فریدریش_نیچه
📚 #چنین_گفت_زرتشت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌀 چرا در زندگی به تمرین هنر نیاز داریم؟
هر انسانی در زندگی باید به تمرین یک هنر بپردازد. هدف از تمرین هنر، الزاما هنرمند شدن نیست بلکه هنر کمک میکند بخشی از وجود ما پرورش پیدا کند. هنر کمک میکند آرامش درونمان را بازیابیم، نگاهمان به دیدن زیباییهای جهان تقویت شود و قدرت خلاقیت خود را حفظ کنیم.
ژاپنیها با آن قلموهای خاص خودشان دایرههایی را به تکرار روی کاغذ میکشند که انزو (enso) نام دارد. کشیدن انزو یکنوع مدیتیشن است و هربار شکل این دایره تحت تاثیر حال و هوای کسی است که آن را میکشد.
انزو در فرهنگ ژاپنی بهمعنی خرد و آگاهی، توانایی، جهان و عدم است.
نکته جالبتر این است که هنرمندانی از ژاپن هستند که سالهاست به کشیدن انزو ادامه میدهند و در هربار کشیدن این دایره به درکی جدید از خود و دنیای اطرافشان میرسند.
کرت ونهگات میگوید:
«هرکسی باید تمرین هنر کند. خوب و بدش مهم نیست. بلکه تمرین هنر روح ما را پرورش میدهد.»
#امیرمهرانی
🍀❤️ @filsofak
🌀 چرا در زندگی به تمرین هنر نیاز داریم؟
هر انسانی در زندگی باید به تمرین یک هنر بپردازد. هدف از تمرین هنر، الزاما هنرمند شدن نیست بلکه هنر کمک میکند بخشی از وجود ما پرورش پیدا کند. هنر کمک میکند آرامش درونمان را بازیابیم، نگاهمان به دیدن زیباییهای جهان تقویت شود و قدرت خلاقیت خود را حفظ کنیم.
ژاپنیها با آن قلموهای خاص خودشان دایرههایی را به تکرار روی کاغذ میکشند که انزو (enso) نام دارد. کشیدن انزو یکنوع مدیتیشن است و هربار شکل این دایره تحت تاثیر حال و هوای کسی است که آن را میکشد.
انزو در فرهنگ ژاپنی بهمعنی خرد و آگاهی، توانایی، جهان و عدم است.
نکته جالبتر این است که هنرمندانی از ژاپن هستند که سالهاست به کشیدن انزو ادامه میدهند و در هربار کشیدن این دایره به درکی جدید از خود و دنیای اطرافشان میرسند.
کرت ونهگات میگوید:
«هرکسی باید تمرین هنر کند. خوب و بدش مهم نیست. بلکه تمرین هنر روح ما را پرورش میدهد.»
#امیرمهرانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یک دوستی داشتم ، پلوی غذایش را خالی میخورد ، گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار.
میگفت: میخواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم .
همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد .گوشت و مرغ غذا میماند گوشه بشقابش ، نه از خوردن آن پلو لذت میبرد ، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش ، برای جاهای خوشمزۀ غذا.
زندگی هم همینجوریست. گاهی شرایط ناجور زندگی را تحمل میکنیم و لحظه های خوبش را میگذاریم برای بعد ، برای روزیکه مشکلات تمام شود.
خیلی از افراد زندگی در لحظه را بلد نیستند ، همه خوشیها را حواله میکنند برای فرداها ، برای روزیکه قرار است دیگر مشکلی نباشد ، غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.
یک روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالی زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها ، دست نخورده مانده گوشه بشقاب ، دیگر نه حالی هست ، نه میل و حوصله ایی.
مراقب لحظه لحظه زندگیمان باشیم.
#محمدرضا_میر_شاه_ولد
🍀❤️ @filsofak
یک دوستی داشتم ، پلوی غذایش را خالی میخورد ، گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار.
میگفت: میخواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم .
همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد .گوشت و مرغ غذا میماند گوشه بشقابش ، نه از خوردن آن پلو لذت میبرد ، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش ، برای جاهای خوشمزۀ غذا.
زندگی هم همینجوریست. گاهی شرایط ناجور زندگی را تحمل میکنیم و لحظه های خوبش را میگذاریم برای بعد ، برای روزیکه مشکلات تمام شود.
خیلی از افراد زندگی در لحظه را بلد نیستند ، همه خوشیها را حواله میکنند برای فرداها ، برای روزیکه قرار است دیگر مشکلی نباشد ، غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.
یک روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالی زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها ، دست نخورده مانده گوشه بشقاب ، دیگر نه حالی هست ، نه میل و حوصله ایی.
مراقب لحظه لحظه زندگیمان باشیم.
#محمدرضا_میر_شاه_ولد
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای
دیدن تنها یک وجه از هر مسالهای را دارند ؛
همان وجهی که نفع آنها را تامین می کند !
خاویر کرمنت
🍀❤️ @filsofak
بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای
دیدن تنها یک وجه از هر مسالهای را دارند ؛
همان وجهی که نفع آنها را تامین می کند !
خاویر کرمنت
🍀❤️ @filsofak
وقتی انسان ببری را بکشد نامش را تمرین مردانگی میگذارند؛ ولی وقتی ببری انسان را بدرد نامش را توحش و آدمخواری مینهند. تفاوت «جنایت» و «عدالت» هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست!
#جرج_برنار
@filsofak
#جرج_برنار
@filsofak
اگر نمی توانی
کارهای بزرگ انجام دهی،
کارهای کوچک را
به شیوه ی بزرگ انجام بده...
📝 ناپلئون هیل، نویسنده ی آمریکایی
🍀❤️ @filsofak
کارهای بزرگ انجام دهی،
کارهای کوچک را
به شیوه ی بزرگ انجام بده...
📝 ناپلئون هیل، نویسنده ی آمریکایی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌱🌱تفکیک خرج و برج:
🔹خرج هزینههای لازم ، و بَرج یعنی هزینههای غیر لازم (یعنی تجمل، یعنی برای همرنگی با دیگران و توجه آنان به خرج کردن و خود را آراستن.
به قول استعلاگرایان که معیشت را زندگیِ افقی، و توجه به علائق آزادانه و رایگان بخشی و معنادهی به خود و زندگی و هستی را زندگیِ عمودی میدانستند، کمیت و کیفیت زندگیِ افقیِ من وابسته به چگونگیِ خرج هاست.
اما تبرج یا همان تجمل و تکلف و آراستن خود برای دیگران، برای کسب منزلت نزد انان است.
🔹بَرج وجهه میآورد و کلید واژهاش سرشکستگی و آبروست.
بَرجها بر سر انسان آوار میشوند، آبشاری اند و پشت سر و پی در پی میآیند. با هردرآمدی حتی درآمد کم هم، میتوان هم خرج داشت و هم برج.
خرج برای خوراک و نوشاک، پوشاک و مسکن و سوخت مصرف میشود که همگی گرمای ضروری زیستیِ بدن را در نهایت تامین و حفظ می کنند. اینها برای بود ضروریاند به اضافه هزینههای ضروریِ زندگیِ مدرن.
اما بَرج برای ایجاد و حفظ وجاهت (حیثیت، جاه و مقام، شهرت، محبوبیت و احترام) مصرف میشود.
🔹 از نگاه ثورو علت اخلاقی نزیستن انسانها وجود ایرادهای اساسی در شغل و حرفهشان است، یعنی ناسنجیده اند. شغلی دارند برای تامین دو کار، هم خرج و هم برج.
به این ترتیب مجبور میشوند در این مسیر به رذایل اخلاقی نزدیک و آلوده شوند. اما اگر بخواهند شغلشان فقط تامین گر خرج ضروریشان باشد، سراغ کاری میروند که به نیازهای کودک درون شان هم جواب بدهد و آن را هم ارضاء کند، یعنی کاری مرتبط با علائق شخصی و در همه حال فرصت رایگان بخشی هم بدست میآورد.
🔹این رایگان بخشی الزاما مالی نیست و کمیتاش هم اهمیتی ندارد. مهم این است که با شغل مطلوب و متناسب تر، حتما فرصت بیشتری برای هر دو نیاز استعلایی فراهم میشود.
🌂درسگفتار فلسفه اخلاق،
@mostafamalekian
🍀❤️ @filsofak
🌱🌱تفکیک خرج و برج:
🔹خرج هزینههای لازم ، و بَرج یعنی هزینههای غیر لازم (یعنی تجمل، یعنی برای همرنگی با دیگران و توجه آنان به خرج کردن و خود را آراستن.
به قول استعلاگرایان که معیشت را زندگیِ افقی، و توجه به علائق آزادانه و رایگان بخشی و معنادهی به خود و زندگی و هستی را زندگیِ عمودی میدانستند، کمیت و کیفیت زندگیِ افقیِ من وابسته به چگونگیِ خرج هاست.
اما تبرج یا همان تجمل و تکلف و آراستن خود برای دیگران، برای کسب منزلت نزد انان است.
🔹بَرج وجهه میآورد و کلید واژهاش سرشکستگی و آبروست.
بَرجها بر سر انسان آوار میشوند، آبشاری اند و پشت سر و پی در پی میآیند. با هردرآمدی حتی درآمد کم هم، میتوان هم خرج داشت و هم برج.
خرج برای خوراک و نوشاک، پوشاک و مسکن و سوخت مصرف میشود که همگی گرمای ضروری زیستیِ بدن را در نهایت تامین و حفظ می کنند. اینها برای بود ضروریاند به اضافه هزینههای ضروریِ زندگیِ مدرن.
اما بَرج برای ایجاد و حفظ وجاهت (حیثیت، جاه و مقام، شهرت، محبوبیت و احترام) مصرف میشود.
🔹 از نگاه ثورو علت اخلاقی نزیستن انسانها وجود ایرادهای اساسی در شغل و حرفهشان است، یعنی ناسنجیده اند. شغلی دارند برای تامین دو کار، هم خرج و هم برج.
به این ترتیب مجبور میشوند در این مسیر به رذایل اخلاقی نزدیک و آلوده شوند. اما اگر بخواهند شغلشان فقط تامین گر خرج ضروریشان باشد، سراغ کاری میروند که به نیازهای کودک درون شان هم جواب بدهد و آن را هم ارضاء کند، یعنی کاری مرتبط با علائق شخصی و در همه حال فرصت رایگان بخشی هم بدست میآورد.
🔹این رایگان بخشی الزاما مالی نیست و کمیتاش هم اهمیتی ندارد. مهم این است که با شغل مطلوب و متناسب تر، حتما فرصت بیشتری برای هر دو نیاز استعلایی فراهم میشود.
🌂درسگفتار فلسفه اخلاق،
@mostafamalekian
🍀❤️ @filsofak
استاد فنایی عزیز،
ممنون که بدنیا آمدید.
اگر نیامده بودید، عالم هستی چیزی کم داشت و در نظام احسن خلقت خللی ایجاد می شد و قاعده لطف و رحمت و محبت و عدالت و عنایت خداوند زیر سؤال می رفت.
🍀❤️ @filsofak
ممنون که بدنیا آمدید.
اگر نیامده بودید، عالم هستی چیزی کم داشت و در نظام احسن خلقت خللی ایجاد می شد و قاعده لطف و رحمت و محبت و عدالت و عنایت خداوند زیر سؤال می رفت.
🍀❤️ @filsofak