فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
⚡️استفاده خلاقانه از چکمه های قدیمی

جهان سومی بادیدن این عکس به فقر سازنده فکر میکند و جهان اولی به ذهن خلاق و پویای این فرد...
شما ازکدام جهانید؟
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍂🍃🍃🍁🍃🍃🍂

هیچ گاه، از زندگانی به مانند روزهای نخستین عاشقی شگفتی آور نیست، هنگامی که انسان می تواند با هر دیدار، با هر نگاه، چیز تازه ای دریافت کند که با آن شادمانه بسر برد.

📕کی یر که گور، زندگی و آثار
👤 فريتيهوف براندت/جاوید جهانشاهی
🍀❤️ @filsofak
عكس كاور از Paul Almásy، راك اند رول در حاشيه رود سنِ پاريس، سال ١٩٥٠
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

زندگی در دنیا هم همین طور است خیلی از انسانها داد می کشند ناله می کنند می گریند ولی نمی توانند صدایشان را بجائی برسانند زیرا معلوم نیست آنها زندگی می کنند یا نه؟

البته آنها فرقی با مرده ها ندارند و بغیر از روزهای سرشماری، انتخابات، اخذ مالیات و خدمت سربازی جزو انسان شمرده نمی شوند.

اگر در دنیا از همه سئوال بکنند آیا تو انسان هستی ؟
چند نفر با افتخار می توانند بگویند اره من هستم ؟


|کتاب : #خر_مرده |نویسنده: #عزیز_نسین |برگردان : #اصغر_دانشور | انتشارات:#تلاش ،چاپ اول ،1364| صفحه 23| برگرفته از نسخه :چاپی |
🍀❤️ @filsofak
شادی را نمی توان خرید
ولی #کتاب را چرا
و هر دو از یک جنس اند...
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

زمانی که استالین فوت کرد خروشچف جانشین او در کنگره حزب کمونیست شروع به باز گویی جنایات استالین کرد .همه حاضرین تعجب کرده بودند که چگونه یک رهبر از رهبر پیشین اینچنین تند انتقاد میکند. در حین سخنرانی که سالن مملو از جمعیت بود ناگهان فردی خطاب به خروشچف فریاد زد:پس تو آن زمان کجا بودی؟
سالن ساکت شد خروشچف رو به جمعیت گفت :چه کسی این سوال را پرسید؟ هیچکس جواب نداد دوباره گفت: کسی که این سوال را کرد بایستد اما هیچ کس بلند نشد. خروشچف در حالی که لبخند بر لب داشت گفت:در آن زمان من جای تو نشسته بودم!!!!!!

📚از کتاب خاطرات خروشچف
🍀❤️ @filsofak
⭕️بیکارترین رشته‌های دانشگاهی در ایران!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند؟

💠 خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:

🔸 صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند که وارد رابطه‌ای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد.

زن چهل و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود.

شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز.

چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.

مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمی‌دانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان می‌روید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر می‌خوابید و دم صبح «حالتی بر شما می‌رود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق می‌افتد.

توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه می‌شوید دارد اتفاقی در درونتان می‌افتد، ادامه‌اش می‌دهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری می‌آید و دل و دین و عقل و هوش را به باد می‌دهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».

ما زنگ خطرها را جدی نمی‌گیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفته‌ایم. لحظه‌ای که می‌دانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال می‌شود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک می‌کند. همه چیز از همان لحظه آغاز می‌شود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجان‌انگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه می‌شود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادی‌ست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش می‌کنم...

اینجا آن نقطه‌ای‌ست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و... صحبت می‌کردم؟! آیا اینکه دارم چت‌ها را پاک می‌کنم یک هشدار نیست که رابطه‌ام با شریک عاطفی دارد لنگ می‌زند؟

مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانه‌تان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و ... حدومرز بگذارید. می‌دانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بی‌سواد تلویزیون، فلان شخصیت.... این حرف‌ها را شنیده‌ایم که حالمان به هم می‌خورد. آن‌ها این مفهوم را خراب کرده‌اند. مردم را زده کرده‌اند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعه‌مان باشیم.
☀️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی درهند، برای تشویق دفاع از حقوق زنان درخیابانها...
به درد جامعه ما نیز می خورد.
🍀❤️ @filsofak
شاید براتون سوال پیش اومده باشه که استیکر های تلگرام چه کسانی هستن.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودتای گوسفندان علیه چوپان 😅🐏🐑
@filsofak 😋
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای عاشق شدن
نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت،
برای عاشق شدن
باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت.

📝 میلان کوندرا
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چالش مانکن ینی این، بقیش سوسول بازیه😂😂😂😂
حتما ببینین

@filsofak 👈 join 🙏❤️
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#مصطفی_سلیمانی

📝جملات قصاری درباره عشق و دوست داشتن:


* عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. (دکتر علی شریعتی)
* شما 20 سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر احساستان مطالعه کنید. آیا باز هم عاشق او هستید؟ (شوپنهاور)
* عشق در لحظه ای پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان؛ این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. (ویکتور هوگو)
* عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. (شریعتی)
* عشق فقط یک دروغ است که توسط مردان ساخته شده تا به وسیله آن به اهدافشان برسند. (گابریل گارسیا مارکز)
* آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد. (آندره موروا)
* عشق، امری کاملا باطنی و ذاتی و مربوط به نفس خود ماست و ما موجوداتی را که حقیقی باشند دوست نداریم، بلکه موجوداتی را دوست داریم که خود، آنها را آفریده ایم. (مارسل پروست)
* ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. (برتراند راسل)
* آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتما عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد. (بنیامین فرانکلین)
🍀❤️ @filsofak
#سخن

عملی اگر كاشتید، عادتی درو خواهید كرد.
عادتی اگر كاشتید، اخلاقی درو خواهید كرد.
اخلاقی اگر كاشتید، سرنوشتی درو خواهید كرد.

#فرانسوا‌ ولتر
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‌ مشکلی پیش نخواهد آمد؛
اگــر پاسخ تمامی پرسش ها را نداشتە باشیم.

بهتر است کە جهل خود را بپذیریــم
تا اینکە پاسخ هایی را باور کنیم کە ممکن است اشتباه باشند.

تظاهر بە دانستن همە چیز، در کشف حقیقت را می‌بندد.

✏️نیل ‌دگراس ‌تایسون
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

توجه به هر چیز

هر فکر، هر اندیشه، هر چیز، هر موجود از ارتعاش درست شده است. بنابراین وقتی بر چیزی تمرکز می کنید، حتی برای لحظه ای کوتاه، ارتعاشات وجود شما، ارتعاشات آنچه را آرزویش را دارید منعکس می کند.

هر چه بیشتر درباره آن چیز فکر کنید بیشتر مانند آن ارتعاش پیدا می کنید، هر چه بیشتر مانند آن ارتعاش کنید بیشتر آن چیز را به سوی خود جذب می کنید. آن تمایل به جذب تا زمانی ادامه پیدا می کند که ارتعاش دیگری نظر شما را جلب نکند. هیچ چیز در زندگی شما اتفاق نمی افتد مگر آن که آن را به فکر خود راه داده باشید.

✏️استر هیکس
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ قدیمی ولی دیدنی از سفر 400 روزه یک زوج به 48 کشور جهان.
حتما ببینید.

عضویت: 👇👇
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتحاد مورچه ها برای جلوگیری از غرق شدن
🆔 @filsofak 🌱
رفته لب پشت بوم بعد با دستش خودشو از پشت گرفته نیفته =)))
🍀❤️ @filsofak
نمی‌دانم تا حالا بره‌ای که ترسیده باشد را دیده اید یا نه. سال ها پیش، من یکیشان را دیدم. رفته بودیم سر قنات پشت جاده اصلی که دبه‌هایمان را پر از آبِ معدنی کنیم. من صورتم را گرفته بودم زیر قطرات خنکی که از رخنه توی کوه بیرون می زد و چشم‌هایم را از زور آفتاب بسته بودم. از نزدیکی‌هایمان، صدای زنگوله های یک گله گوسفند می آمد. بعد از میان گله، سرو صدایی شنیدم و یک‌هو دیدم که بره کوچکی دوید بیرون. چند جست کوچک زد و پشت من پناه گرفت.

نمی‌دانستم باید منتظر چی باشم. یک نگاهم به گله بود و یک نگاهم به بره سفیدِ پشمالویی که چشم‌های درشتی داشت. همانجا چندک زدم و بغلش کردم. همه بدنش می لرزید و مرتب گوش‌های کوچکش را تکان می‌دهد. یک آن به این فکر کردم که ببرمش برای خودم. داشتم حسابِ پول هایم را می‌کردم که بخرمش. که این بره ترسیده و تنها اما زیبا را برای همیشه داشته باشم. پیرمرد چوپان که آمد، مَشک سیاهش را زیر حفرهء پایین کوه گرفت. گفتم «اینو می‌فروشی به من؟» سرش را تکان داد که نه. گفتم «ترسیده. من می‌برم نگهش می‌دارم. ببین خودشم نمیخواد بره.» گفت «تو ولش کن میره. مارو مور دیده لابد.» بره را گذاشتم روی زمین. چوپان که مَشک را پر کرد، یک هی بلند کشید. بره چند جست کوتاه زد و لای گوسفندهای پروار پشمالو گم شد. گفت «سِی کردی؟ هر بره‌ای می‌باس توی گله خودش باشه»

حالا سال‌هاست که دور و برمان، بره‌هایی می‌بینم که ترسیده‌اند. که بیمناکند. که ما را بزرگ‌تر از آن چیزی که باید، می‌پندارند. پناه می‌آورند به ما. پشت‌مان قایم می شوند تا یادشان برود رنجی که از معشوق کشیده اند. تا فراموش کنند آسیبی را که از محبوب دیده‌اند. تا نیشِ کین و کنایه و بی وفایی را از بدنشان بیرون بکشند. که تاب بیاورند برای جنگیدن دوباره. چرا که آن‌ها، منتظرانند. منتظر یک هی بلند. منتظر نگاهی مهربان. منتظر پیامی که نقش ببندد روی گوشی و بگوید «ببخشید. برگرد.»

می‌خواهم بگویم که عزیزان جان من، این‌ها، بره‌های شما نیستند. بره دیگری‌اند که پناه آورده اند به شما. زخمی و دل‌شکسته و ترسیده. در بدترین حالت ممکن. آماده پذیرش دشمن به جای رفیق و شب به جای روز و عصیان به جای ایمان. بیایید و این بره‌های گم شده خدا را اهلی نکنید. به جایش دستی از رفاقت بکشید بر سرشان. به آغوش محبت بگیریدشان که دلگرم شوند. امیدوارشان کنید به بازگشت. به فراموش کردن سختی‌ها. بگذارید همه بره ها، برگردند و توی گله خودشان جست بزنند. که آن ها شاید از بی پناهی وانمود کنند به اهلی شدن، اما قلب‌شان پیش شما نیست. می‌دانید که دارم از چی حرف می زنم. نه؟


#مرتضی_برزگر
#قلب_نارنجی_فرشته

❄️ یادداشت ها و داستان های مرتضی برزگر ❄️

📱Instagram: morteza.barzegar
💻fb.com/morteza.barzegar1360
📢Telegram Channel: @MortezaBarzegarNotes