📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ معرفی سایت های مفید پژوهشی:
موضوع پایاننامه خود را در این سایت وارد کنید.به صورت گراف به شما نشان میدهد که موضوع شما با چه مباحثی در ارتباط است و ویدیو، عکس و مقاله مرتبط ارائه میدهد:
🌎http://www.instagrok.com
#پایاننامهنویسی
#معرفیسایتهای_مفید
به ما بپیوندید:
🍀❤️ @filsofak
✅ معرفی سایت های مفید پژوهشی:
موضوع پایاننامه خود را در این سایت وارد کنید.به صورت گراف به شما نشان میدهد که موضوع شما با چه مباحثی در ارتباط است و ویدیو، عکس و مقاله مرتبط ارائه میدهد:
🌎http://www.instagrok.com
#پایاننامهنویسی
#معرفیسایتهای_مفید
به ما بپیوندید:
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ نکات مربوط به اخلاق پژوهش:
1⃣آيا در استفاده از منابع و آثار ديگران امانت دار بوده ايد؟
2⃣آيا در استناد به منابعي که استفاده کرده ايد دقت کافي داشته ايد؟
3⃣آيا به نقش همه کساني که به شما کمک کرده اند اذعان کرده ايد؟
4⃣آيا در گردآوري داده ها، اصول اخلاقي را مبناي کار قرار داده ايد؟
5⃣آيا در انتقاد از آثار ديگران کاملاً منصف و بي طرف بوده ايد؟
6⃣آيا در گزارش يافته ها و نتايج تحقيق، کاملاً صادق و دقيق بوده ايد؟
7⃣آيا مطمئن هستيد که در گردآوري و تحليل داده ها سوگيري نداشته ايد؟
8⃣آيا نگران ردّ پيش فرضهاي خود نبوده ايد و فقط به داده ها توجه داشته ايد؟
9⃣آيا اطلاعات محرمانه نمونه مورد آزمايش را محرمانه نگه داشته ايد؟
🔟آيا مطمئن هستيد پژوهش شما منجر به رنجش جامعه پژوهش نشده است؟
#اخلاق_پژوهش
🍀❤️ @filsofak
✅ نکات مربوط به اخلاق پژوهش:
1⃣آيا در استفاده از منابع و آثار ديگران امانت دار بوده ايد؟
2⃣آيا در استناد به منابعي که استفاده کرده ايد دقت کافي داشته ايد؟
3⃣آيا به نقش همه کساني که به شما کمک کرده اند اذعان کرده ايد؟
4⃣آيا در گردآوري داده ها، اصول اخلاقي را مبناي کار قرار داده ايد؟
5⃣آيا در انتقاد از آثار ديگران کاملاً منصف و بي طرف بوده ايد؟
6⃣آيا در گزارش يافته ها و نتايج تحقيق، کاملاً صادق و دقيق بوده ايد؟
7⃣آيا مطمئن هستيد که در گردآوري و تحليل داده ها سوگيري نداشته ايد؟
8⃣آيا نگران ردّ پيش فرضهاي خود نبوده ايد و فقط به داده ها توجه داشته ايد؟
9⃣آيا اطلاعات محرمانه نمونه مورد آزمايش را محرمانه نگه داشته ايد؟
🔟آيا مطمئن هستيد پژوهش شما منجر به رنجش جامعه پژوهش نشده است؟
#اخلاق_پژوهش
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️محمّد(ص) برگزیده خدا🔻
🔸رضا بابایی
🔹تاریخ اسلام و قرآن کریم، دو گواه بزرگ بر کرامتهای اخلاقی و صلابت روحی پیامبر اسلام، محمد مصطفی(ص) هستند. اگر نبود آن زیباییها در رفتار و گفتار محمد(ص) و اگر نبود مکرمتها و جوانمردیهای رسول خدا(ص)، دین و آیین او هرگز میوه پیروزی را از درخت تاریخ نمیچید. بتپرستان و شرکاندیشان، نخست مغلوب اخلاق و رفتار او شدند و سپس دل به توحید و اسلام دادند. محمد(ص) چنان در میان مردم زیست و چنان با آنان سخن گفت، که ایمان نیاوردن به او آسان نبود. مردم حجاز، چگونه میتوانستند او را تصدیق نکنند وقتی هیچ خلاف مروّت و ناراستی در رفتار و گفتار او ندیده بودند؟
🔹او پیش از آنکه نبیّ خدا شود، امین مردم بود و مگر فاصله میان «امین» تا «نبی» چقدر است که مردم یکی را بپذیرند و دیگری را نه؟ آنان به چشم خود میدیدند که امین مکه، هرگز لب به دروغ نمیگشاید، بر کسی ستم نمیکند، انصاف را پاس میدارد، حرمت نمیشکند، آبرو نمیریزد، از لغو و لهو فرسنگها دور است. پس چگونه او را در ادعای نبوت و وحی، دروغزن بپندارند؟ اگر چند سالی مقاومت کردند و نپذیرفتند، نه با او، که با خود در جنگ بودند.
🔹محمد(ص) هم در مکه و هم در مدینه، کارنامهای روشن و سرشار از اخلاق و فضیلت و خردمندی دارد. اگر این کارنامه نبود، برنامه او نیز مقبول نمیافتاد. او با اخلاق و رفتار خود، دلها را شکار و سرها را تسلیم و خردها را رام کرد. وقتی دست به شمشیر میبرد که راهی جز آن باقی نمیماند، و به جنگ روی نمیآورد مگر آنجا که چارهای جز آن نبود. چنان بود که وقتی در حلقه یاران مینشست، کسی را یارای تمیز او از دیگران نبود. نه تنها همچون دیگران میپوشید و میخورد و میزیست، بلکه همچون دیگران سخن میگفت و چنان با مردم میآمیخت که گویی همه مانند او برگزیدگان خدایاند. وضونمیگرفت مگر آنکه پیش از آن مسواک میزد.
🔹جامه نمیپوشید مگر پاک و آراسته؛ بیرون نمیآمد، مگر عطرآمیز٫ هیچکس از یارانش بیمار نشد که او بر بالینش نرفت؛ جنازه مسلمانان را تا گور تشییع میکرد و یتیمان را مینواخت و تا در میان خویشان و یاران بود، تبسم از لبانش دور نمیشد. در وقت سخن یا خنده، هرگزتمام دهان را نمیگشود، بیشتر تبسم داشت و هیچگاه به صدای بلند نمیخندید. اگر میخواست به سوی کسی روی کند، با تمام صورت و بدن روی میکرد. پاکیزگی و خوشبویی را هرگز از یاد نمیبرد؛ حتی در سختترین روزهای مکه و مدینه. چنان بود که اگر از جایی گذر میکرد، رهگذران از اثر بوی خوش، او را میشناختند. بر زمین مینشست و در برابر هیچ کس خم نمیشد. دستی را نبوسید مگر دست دخترش، فاطمه(س) را و دست کارگری را که تن به رنج کار داده بود.
🔹روزی که آمد، بردگان شاد شدند؛ زنان یک گام بزرگ به سوی آزادی برداشتند و انسان دانست که هیچ شیء و شخصی سزاوار پرستیدن نیست، جز خدایی یکتا که رحمت و شفقت در او چونان طراوت در آب است. تابود، ازجاهلیت کاست و برعقلانیت افزود. سخنش به روشنی آب، زلال بود؛ به زیبایی عشق، دلربا بود و همچون آسمان، بلند و باشکوه. تا در نگاه آدمی، امید است، روی فضیلت سوی این خورشید است.
🔹محمد(ص)، گریبان مردم را از چنگ نزاعهای قبیلهای و جنگهای بیپایان بیرون آورد و خون آدمی را محترم شمرد و حرمت انسان را عزیزتر از کعبه خواند. مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزگاری، از بیقانونی به نظم و نظاممندی، و از سیاهی و تباهی به شرافت و نیکاندیشی هدایت کرد و این همه را در ۲۳ سال به سامان رساند.
🔹قرآن نیز بهصراحت و بارها اخلاق پیامبر(ص) را میستاید و او را اسوه ابدی برای مؤمنان میخواند. اگر آیاتی که در قرآن کریم درباره پیامبر(ص) وجود دارد، کنار هم بگذاریم و همه آنها را یک جا بنگریم، درمییابیم که سخن از انسانی بزرگ، بزرگوار، کریم، آزموده، مهربان، پاکسرشت، مدیر و مدبر، تاریخساز، اسوه ابدی مؤمنان، شایسته حرمتهای بیدریغ و دلسوخته است. محمد(ص) فقط پیشوای سیاسی یا عقیدتی نیست؛ او بزرگ است، چون صاحب «خُلق عظیم» است.
🔹پیام او بیش از آن که سیاسی یا اجتماعی یا حتی عقیدتی باشد، تربیتی بود. «تربیت» کارستان انبیا است. آنان درد انسان داشتند و این درد، آنان را با مردم مهربان میکرد. او حتی بر دشمنانش دل میسوزاند و در این دلسوزی تا آنجا بر خود سخت میگرفت که خداوند بدو فرمود: «گویا از کفر آنان، خود را در هلاکت افکندهای.»(سوره شعراء، آیه ۳) خداوند به او دلداری میدهد که «اگر امروز اینان تو را انکار میکنند، امتهای پیشین نیز پیامبرانشان را تکذیب میکردند؛ پس بدان که بر تو جز ابلاغ پیام نیست.»(سوره عنکوبت، آیه ۱۸)🔺
🍀❤️ @filsofak
✔️محمّد(ص) برگزیده خدا🔻
🔸رضا بابایی
🔹تاریخ اسلام و قرآن کریم، دو گواه بزرگ بر کرامتهای اخلاقی و صلابت روحی پیامبر اسلام، محمد مصطفی(ص) هستند. اگر نبود آن زیباییها در رفتار و گفتار محمد(ص) و اگر نبود مکرمتها و جوانمردیهای رسول خدا(ص)، دین و آیین او هرگز میوه پیروزی را از درخت تاریخ نمیچید. بتپرستان و شرکاندیشان، نخست مغلوب اخلاق و رفتار او شدند و سپس دل به توحید و اسلام دادند. محمد(ص) چنان در میان مردم زیست و چنان با آنان سخن گفت، که ایمان نیاوردن به او آسان نبود. مردم حجاز، چگونه میتوانستند او را تصدیق نکنند وقتی هیچ خلاف مروّت و ناراستی در رفتار و گفتار او ندیده بودند؟
🔹او پیش از آنکه نبیّ خدا شود، امین مردم بود و مگر فاصله میان «امین» تا «نبی» چقدر است که مردم یکی را بپذیرند و دیگری را نه؟ آنان به چشم خود میدیدند که امین مکه، هرگز لب به دروغ نمیگشاید، بر کسی ستم نمیکند، انصاف را پاس میدارد، حرمت نمیشکند، آبرو نمیریزد، از لغو و لهو فرسنگها دور است. پس چگونه او را در ادعای نبوت و وحی، دروغزن بپندارند؟ اگر چند سالی مقاومت کردند و نپذیرفتند، نه با او، که با خود در جنگ بودند.
🔹محمد(ص) هم در مکه و هم در مدینه، کارنامهای روشن و سرشار از اخلاق و فضیلت و خردمندی دارد. اگر این کارنامه نبود، برنامه او نیز مقبول نمیافتاد. او با اخلاق و رفتار خود، دلها را شکار و سرها را تسلیم و خردها را رام کرد. وقتی دست به شمشیر میبرد که راهی جز آن باقی نمیماند، و به جنگ روی نمیآورد مگر آنجا که چارهای جز آن نبود. چنان بود که وقتی در حلقه یاران مینشست، کسی را یارای تمیز او از دیگران نبود. نه تنها همچون دیگران میپوشید و میخورد و میزیست، بلکه همچون دیگران سخن میگفت و چنان با مردم میآمیخت که گویی همه مانند او برگزیدگان خدایاند. وضونمیگرفت مگر آنکه پیش از آن مسواک میزد.
🔹جامه نمیپوشید مگر پاک و آراسته؛ بیرون نمیآمد، مگر عطرآمیز٫ هیچکس از یارانش بیمار نشد که او بر بالینش نرفت؛ جنازه مسلمانان را تا گور تشییع میکرد و یتیمان را مینواخت و تا در میان خویشان و یاران بود، تبسم از لبانش دور نمیشد. در وقت سخن یا خنده، هرگزتمام دهان را نمیگشود، بیشتر تبسم داشت و هیچگاه به صدای بلند نمیخندید. اگر میخواست به سوی کسی روی کند، با تمام صورت و بدن روی میکرد. پاکیزگی و خوشبویی را هرگز از یاد نمیبرد؛ حتی در سختترین روزهای مکه و مدینه. چنان بود که اگر از جایی گذر میکرد، رهگذران از اثر بوی خوش، او را میشناختند. بر زمین مینشست و در برابر هیچ کس خم نمیشد. دستی را نبوسید مگر دست دخترش، فاطمه(س) را و دست کارگری را که تن به رنج کار داده بود.
🔹روزی که آمد، بردگان شاد شدند؛ زنان یک گام بزرگ به سوی آزادی برداشتند و انسان دانست که هیچ شیء و شخصی سزاوار پرستیدن نیست، جز خدایی یکتا که رحمت و شفقت در او چونان طراوت در آب است. تابود، ازجاهلیت کاست و برعقلانیت افزود. سخنش به روشنی آب، زلال بود؛ به زیبایی عشق، دلربا بود و همچون آسمان، بلند و باشکوه. تا در نگاه آدمی، امید است، روی فضیلت سوی این خورشید است.
🔹محمد(ص)، گریبان مردم را از چنگ نزاعهای قبیلهای و جنگهای بیپایان بیرون آورد و خون آدمی را محترم شمرد و حرمت انسان را عزیزتر از کعبه خواند. مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزگاری، از بیقانونی به نظم و نظاممندی، و از سیاهی و تباهی به شرافت و نیکاندیشی هدایت کرد و این همه را در ۲۳ سال به سامان رساند.
🔹قرآن نیز بهصراحت و بارها اخلاق پیامبر(ص) را میستاید و او را اسوه ابدی برای مؤمنان میخواند. اگر آیاتی که در قرآن کریم درباره پیامبر(ص) وجود دارد، کنار هم بگذاریم و همه آنها را یک جا بنگریم، درمییابیم که سخن از انسانی بزرگ، بزرگوار، کریم، آزموده، مهربان، پاکسرشت، مدیر و مدبر، تاریخساز، اسوه ابدی مؤمنان، شایسته حرمتهای بیدریغ و دلسوخته است. محمد(ص) فقط پیشوای سیاسی یا عقیدتی نیست؛ او بزرگ است، چون صاحب «خُلق عظیم» است.
🔹پیام او بیش از آن که سیاسی یا اجتماعی یا حتی عقیدتی باشد، تربیتی بود. «تربیت» کارستان انبیا است. آنان درد انسان داشتند و این درد، آنان را با مردم مهربان میکرد. او حتی بر دشمنانش دل میسوزاند و در این دلسوزی تا آنجا بر خود سخت میگرفت که خداوند بدو فرمود: «گویا از کفر آنان، خود را در هلاکت افکندهای.»(سوره شعراء، آیه ۳) خداوند به او دلداری میدهد که «اگر امروز اینان تو را انکار میکنند، امتهای پیشین نیز پیامبرانشان را تکذیب میکردند؛ پس بدان که بر تو جز ابلاغ پیام نیست.»(سوره عنکوبت، آیه ۱۸)🔺
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با سلام
سالروز ولادت با سعادت پيامبر بزرگ اسلام، پيامبر مهرباني و اخلاق و عقلانيت، حضرت محمد (ص) مبارک باد.
🍀❤️ @filsofak
سالروز ولادت با سعادت پيامبر بزرگ اسلام، پيامبر مهرباني و اخلاق و عقلانيت، حضرت محمد (ص) مبارک باد.
🍀❤️ @filsofak
دنیا در دست مردان است، و جاودانگی در دست زنان.
✏️کریستین بوبن
دیگر قدیسی یافت نمی شود، سی اثر کریستین بوبن، ۷۴۲.
🍀❤️ @filsofak
✏️کریستین بوبن
دیگر قدیسی یافت نمی شود، سی اثر کریستین بوبن، ۷۴۲.
🍀❤️ @filsofak
در میان تمام عواطفی که به نفس انسان، از این حیث که فعال است، مربوطند، عاطفه ای نیست که به لذت یا خواهش مربوط نباشد.
✏️باروخ اسپینوزا
اخلاق، ۱۹۹.
🍀❤️ @filsofak
✏️باروخ اسپینوزا
اخلاق، ۱۹۹.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در دستهای چه کسی
اسراف میشوی
اکنون که من
به ذره ذرهات محتاجم؟
👤ییلماز اردوغان
🍀❤️ @filsofak
در دستهای چه کسی
اسراف میشوی
اکنون که من
به ذره ذرهات محتاجم؟
👤ییلماز اردوغان
🍀❤️ @filsofak
وقتی یه مادربچه روبسته به پشتش وزیر بارون داره کارمیکنه یعنی غیرت به سیبیل نیست!!!
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فقه به مَثابه فلسفه اخلاق
به طور کلی درکی که مسلمانان از اخلاق ونقش آن در تنظیم وهدایت افعال آدمی داشته و دارند تا حدود زیادی غیر از درک غربیان از شأن و منزلت و کارکرد اخلاق است.
از نظر مسلمانان اخلاق اولاًوبالذات مقوله ای فردی و اخروی به شمار می رود؛یعنی با باطن و درون آدمی سرو کار دارد ومعطوف به اصلاح وتهذیب وپیرایش نفس و روان آدمی ومتکفل سعادت وفلاح و رستگاری اخرویِ شخصِ فاعل است ونقش آن در تنظیم روابط اجتماعی بالعرض وتبعی است.
اما در جهان غرب و خصوصا در دنیای مدرن ،اخلاق اولاً وبالذات نهادی اجتماعی به شمار می رود،که ناظر به روابط افراد وسایر نهادهای اجتماعی و مبنایی برای همکاری جمعی است ونقش و کارکرد اصلی و اولیه آن تأمین و تضمین رفاه وخوشبختیِ جمعی و دنیوی می باشد وتاثیر آن در کمال و سعادت فردی و اخروی بالعرض وتَبَعی است.
فلسفه اخلاق درتمدن غرب دقیقاًهمان نقش و جایگاه را دارد که فقه درتمدن اسلامی دارد و فلسفه اخلاق در حقیقت فقه جهانِ مدرن وفیلسوفان اخلاق، فقیهانِ جهانِ مدرن اند.
به اعتقاد پاره ای از صاحب نظران تمدن اسلامی تمدنی فقهی وفقیه پروراست .
به عقیده نگارنده معنای درست این سخن آن است که دراین تمدن فقه جای اخلاق را گرفته است،نه اینکه جا را بر اخلاق تنگ کرده است.
طبق تعریفی که غربیان از اخلاق دارند،می توان ادعا کرد که فقه همان اخلاق رایج در جوامع اسلامی است، یعنی در فرهنگ اسلامی فقه هم بر اخلاق فردی وهم بر اخلاق جمعی تقدم دارد،درحالیکه تلقیِ انسان مدرن، اخلاق فردی مقدم بر فقه فردی و اخلاق اجتماعی مقدم بر فقه اجتماعی است.
✏️دکتر #ابوالقاسم_فنایی | دین در ترازوی اخلاق | صفحه 39
🍀❤️ @filsofak
فقه به مَثابه فلسفه اخلاق
به طور کلی درکی که مسلمانان از اخلاق ونقش آن در تنظیم وهدایت افعال آدمی داشته و دارند تا حدود زیادی غیر از درک غربیان از شأن و منزلت و کارکرد اخلاق است.
از نظر مسلمانان اخلاق اولاًوبالذات مقوله ای فردی و اخروی به شمار می رود؛یعنی با باطن و درون آدمی سرو کار دارد ومعطوف به اصلاح وتهذیب وپیرایش نفس و روان آدمی ومتکفل سعادت وفلاح و رستگاری اخرویِ شخصِ فاعل است ونقش آن در تنظیم روابط اجتماعی بالعرض وتبعی است.
اما در جهان غرب و خصوصا در دنیای مدرن ،اخلاق اولاً وبالذات نهادی اجتماعی به شمار می رود،که ناظر به روابط افراد وسایر نهادهای اجتماعی و مبنایی برای همکاری جمعی است ونقش و کارکرد اصلی و اولیه آن تأمین و تضمین رفاه وخوشبختیِ جمعی و دنیوی می باشد وتاثیر آن در کمال و سعادت فردی و اخروی بالعرض وتَبَعی است.
فلسفه اخلاق درتمدن غرب دقیقاًهمان نقش و جایگاه را دارد که فقه درتمدن اسلامی دارد و فلسفه اخلاق در حقیقت فقه جهانِ مدرن وفیلسوفان اخلاق، فقیهانِ جهانِ مدرن اند.
به اعتقاد پاره ای از صاحب نظران تمدن اسلامی تمدنی فقهی وفقیه پروراست .
به عقیده نگارنده معنای درست این سخن آن است که دراین تمدن فقه جای اخلاق را گرفته است،نه اینکه جا را بر اخلاق تنگ کرده است.
طبق تعریفی که غربیان از اخلاق دارند،می توان ادعا کرد که فقه همان اخلاق رایج در جوامع اسلامی است، یعنی در فرهنگ اسلامی فقه هم بر اخلاق فردی وهم بر اخلاق جمعی تقدم دارد،درحالیکه تلقیِ انسان مدرن، اخلاق فردی مقدم بر فقه فردی و اخلاق اجتماعی مقدم بر فقه اجتماعی است.
✏️دکتر #ابوالقاسم_فنایی | دین در ترازوی اخلاق | صفحه 39
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
"به در گفتن و دیوار شنیدن"
(مَنِ والدِ آزار گر)
این بازیِ منِ والدِ طعنه زن است که خیلی با نیرنگ سخن می گوید. منِ والد، خیلی رندانه حرف میزند و یا می نویسد. معمولاً از استعاره ها، تشبیه ها در مقایسه های تحقیرکننده استفاده می کند و رودررو حرف نمیزند. گاهی بازیِ منِ کودکِ ترسو را انجام می دهد. چرا که از رودررو حرف زدن ترس دارد به همین دلیل فرار می کند. منِ والدِ با سیاست، آنقدر با واژه ها بازی می کند، که فرد مقابل نمیفهمد از کجا می خورد و می خواهد به طرف بفهماند که، خودت هستی و من همه چیز را میفهمم. این بازی را مادر شوهرها هم بازی می کنند و آن زمانی است که می خواهند به عروس خود، چیزهایی را تفهیم کنند، اما نه مستقیم.
بیشتر دلخوری ها و دعواهای عروس و مادرشوهر از همین جا شروع می شود. منِ والد، به لحاظ دانش و تجربه، بیشتر با سیاست حرف می زند و عمل می کند و غالباً در قالب خاطره، لطیفه و داستان تاریخی پیام خود را می رساند. منِ بالغ هم گاهی از این شیوه استفاده می کند، اما قصد تخریب و توهین ندارد. او به نوعی شأن و منزلت طرف مقابل را در نظر می گیرد و می خواهد عزت نفس فرد به هم نخورد. اما منِ والد، قصد زخم زبان زدن و تحقیر کردن دارد. من کودک بیشتر به دلیل یک نوع تجربه تازه، کنجکاوی و ابراز وجود، این برخورد را دارد. پیام روانشناختیِ رفتارِ منِ والد، تحقیر و توهین به طرف مقابل است.
مثال:
مهین خانم، مادرشوهر مریم در طعنه زدن مهارت زیادی دارد. مریم مدت زیادی است که از رفتن به منزل مهین خانم اکراه می کند، زیرا میداند که باید دو تا طعنه آب دار نوش جان کند. دفعه پیش یک انگشتر طلا خریده بود، مهین خانم طوری از خاطرات خودش تعریف کرده بود که در دل آن خاطره، به مریم فهمانده بود، که چرا در ابتدای زندگی، ولخرجی می کنی و نباید این خرج را روی دست پسرم می گذاشتی، مادر شوهرش در همه کارهای او به نحوی زیرکانه و غیرمستقیم دخالت میکند و شوهر مریم هم از لحن و سبک سخن مادر خود فهم دقیقی ندارد.
تحليل کوتاه:
پیام اجتماعی رفتار مادرشوهر مریم نشان می دهد، که او بزرگ تر است و باید با انواع روش ها حرفش را به گوش کوچکترها برساند؛ اما لایه روانشناختی رفتار مهین خانم، نوعی خشونت، انتقام و انتقال نفرت است.
دیدگاه بالغانه:
منِ بالغ، ترسو نیست و واهمه ای از شفاف بودن، رک و راست بودن ندارد. منِ بالغ میداند که باید از هرگونه تمسخر کردن و طعنه زدن پرهیز کند و دارای شعور اجتماعی، احساسی و اخلاقی بالایی در روابط اجتماعی خود است. این بازی مخصوص منِ کودک ترسو و منِ والدِ طعنه زن هست.
| کتاب: #بازیهایروانیمردم (چگونه در روابط اجتماعی فریب نخوریم) | دکتر: #علیشمیسا | انتشارات: #نسلنواندیش، ۱۳۹۲ | صفحه: ۶۸ -۶۹ | برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤️ @filsofak
"به در گفتن و دیوار شنیدن"
(مَنِ والدِ آزار گر)
این بازیِ منِ والدِ طعنه زن است که خیلی با نیرنگ سخن می گوید. منِ والد، خیلی رندانه حرف میزند و یا می نویسد. معمولاً از استعاره ها، تشبیه ها در مقایسه های تحقیرکننده استفاده می کند و رودررو حرف نمیزند. گاهی بازیِ منِ کودکِ ترسو را انجام می دهد. چرا که از رودررو حرف زدن ترس دارد به همین دلیل فرار می کند. منِ والدِ با سیاست، آنقدر با واژه ها بازی می کند، که فرد مقابل نمیفهمد از کجا می خورد و می خواهد به طرف بفهماند که، خودت هستی و من همه چیز را میفهمم. این بازی را مادر شوهرها هم بازی می کنند و آن زمانی است که می خواهند به عروس خود، چیزهایی را تفهیم کنند، اما نه مستقیم.
بیشتر دلخوری ها و دعواهای عروس و مادرشوهر از همین جا شروع می شود. منِ والد، به لحاظ دانش و تجربه، بیشتر با سیاست حرف می زند و عمل می کند و غالباً در قالب خاطره، لطیفه و داستان تاریخی پیام خود را می رساند. منِ بالغ هم گاهی از این شیوه استفاده می کند، اما قصد تخریب و توهین ندارد. او به نوعی شأن و منزلت طرف مقابل را در نظر می گیرد و می خواهد عزت نفس فرد به هم نخورد. اما منِ والد، قصد زخم زبان زدن و تحقیر کردن دارد. من کودک بیشتر به دلیل یک نوع تجربه تازه، کنجکاوی و ابراز وجود، این برخورد را دارد. پیام روانشناختیِ رفتارِ منِ والد، تحقیر و توهین به طرف مقابل است.
مثال:
مهین خانم، مادرشوهر مریم در طعنه زدن مهارت زیادی دارد. مریم مدت زیادی است که از رفتن به منزل مهین خانم اکراه می کند، زیرا میداند که باید دو تا طعنه آب دار نوش جان کند. دفعه پیش یک انگشتر طلا خریده بود، مهین خانم طوری از خاطرات خودش تعریف کرده بود که در دل آن خاطره، به مریم فهمانده بود، که چرا در ابتدای زندگی، ولخرجی می کنی و نباید این خرج را روی دست پسرم می گذاشتی، مادر شوهرش در همه کارهای او به نحوی زیرکانه و غیرمستقیم دخالت میکند و شوهر مریم هم از لحن و سبک سخن مادر خود فهم دقیقی ندارد.
تحليل کوتاه:
پیام اجتماعی رفتار مادرشوهر مریم نشان می دهد، که او بزرگ تر است و باید با انواع روش ها حرفش را به گوش کوچکترها برساند؛ اما لایه روانشناختی رفتار مهین خانم، نوعی خشونت، انتقام و انتقال نفرت است.
دیدگاه بالغانه:
منِ بالغ، ترسو نیست و واهمه ای از شفاف بودن، رک و راست بودن ندارد. منِ بالغ میداند که باید از هرگونه تمسخر کردن و طعنه زدن پرهیز کند و دارای شعور اجتماعی، احساسی و اخلاقی بالایی در روابط اجتماعی خود است. این بازی مخصوص منِ کودک ترسو و منِ والدِ طعنه زن هست.
| کتاب: #بازیهایروانیمردم (چگونه در روابط اجتماعی فریب نخوریم) | دکتر: #علیشمیسا | انتشارات: #نسلنواندیش، ۱۳۹۲ | صفحه: ۶۸ -۶۹ | برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤️ @filsofak
وقتی نسلی فقط به وظیفه اش بپردازد، که عالی ترین عملی است که قادر به انجام آن است، نمی تواند خسته شود؛ زیرا این هدف، همیشه برای تمام زندگی انسان کافی است.
✏️کی یرکگور
ترس و لرز، ۱۵۶
🍀❤️ @filsofak
✏️کی یرکگور
ترس و لرز، ۱۵۶
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍁تطبیقِ ساختارِ "فلسفه اخلاق" در "فقه"
فلسفه اخلاق از دو جهت میتواند در کارآمد و به روز کردن فقه اثرگذار باشد؛
یکی به لحاظ محتوایی و دیگر به لحاظ ساختاری.
ساختار فلسفه اخلاق به گونهای ترسیم شده است که مباحث آن را در ذیل سه شاخه اصلی: اخلاق هنجاری، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق دستهبندی میکنند.
فرا اخلاق به مبانی اخلاقی میپردازد.
اخلاق هنجاری به اصل یا اصول کلی و بنیادین اخلاقی نظر دارد و اخلاق کاربردی به تطبیق این اصول بنیادین با عناوین خاصتر میپردازد.
همانگونه که این تفکیک در قلمرو اخلاق راهگشاست، در قلمرو فقه نیز میتوان ساختار مشابهی ترسیم و گرهگشایی کرد.
به این معنا که ما یک فرا فقه داریم، یک فقه هنجاری و یک فقه کاربردی.
در راستای تحول در ساختار فقه، تفکیک میان اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی را میتوان الگویی برای فقه دانست.
میباید در فقه نیز، فقه هنجاری و فقه کاربردی از هم تفکیک شوند.
فقه هنجاری بخشی از فقه است که حکم شرعی آن موضوعات مستقیماً و به صراحت در قرآن و سنت آمده است.
از سوی دیگر فقه کاربردی بخشی از فقه است حکم شرعی آنها مستقیماً و به صراحت در قرآن و سنت نیامده است.
به عنوان مثال اگر یک فقیه بخواهد استدلال کند که سیگار کشیدن حرام است، به خاطر اینکه عنوان سیگار کشیدن در فقه نیامده ناگزیر است که این عنوان را زیر عنوان ضرر زدن به بدن تعریف کند. اما این گنجاندن موضوعات،نیاز به مقدمات تخصصی دارد که آن مقدمات از علوم تجربی باید اخذ شود. یعنی برای صدور فتوا در قلمرو فقه کاربردی یک فقیه به چیزی بیش از تخصص در فقه هنجاری نیاز دارد.
✏️دکتر #ابوالقاسم_فنایی | ایراد شده در کرسی نظریهپردازی دانشگاه ادیان و مذاهب.
🍀❤️ @filsofak
🍁تطبیقِ ساختارِ "فلسفه اخلاق" در "فقه"
فلسفه اخلاق از دو جهت میتواند در کارآمد و به روز کردن فقه اثرگذار باشد؛
یکی به لحاظ محتوایی و دیگر به لحاظ ساختاری.
ساختار فلسفه اخلاق به گونهای ترسیم شده است که مباحث آن را در ذیل سه شاخه اصلی: اخلاق هنجاری، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق دستهبندی میکنند.
فرا اخلاق به مبانی اخلاقی میپردازد.
اخلاق هنجاری به اصل یا اصول کلی و بنیادین اخلاقی نظر دارد و اخلاق کاربردی به تطبیق این اصول بنیادین با عناوین خاصتر میپردازد.
همانگونه که این تفکیک در قلمرو اخلاق راهگشاست، در قلمرو فقه نیز میتوان ساختار مشابهی ترسیم و گرهگشایی کرد.
به این معنا که ما یک فرا فقه داریم، یک فقه هنجاری و یک فقه کاربردی.
در راستای تحول در ساختار فقه، تفکیک میان اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی را میتوان الگویی برای فقه دانست.
میباید در فقه نیز، فقه هنجاری و فقه کاربردی از هم تفکیک شوند.
فقه هنجاری بخشی از فقه است که حکم شرعی آن موضوعات مستقیماً و به صراحت در قرآن و سنت آمده است.
از سوی دیگر فقه کاربردی بخشی از فقه است حکم شرعی آنها مستقیماً و به صراحت در قرآن و سنت نیامده است.
به عنوان مثال اگر یک فقیه بخواهد استدلال کند که سیگار کشیدن حرام است، به خاطر اینکه عنوان سیگار کشیدن در فقه نیامده ناگزیر است که این عنوان را زیر عنوان ضرر زدن به بدن تعریف کند. اما این گنجاندن موضوعات،نیاز به مقدمات تخصصی دارد که آن مقدمات از علوم تجربی باید اخذ شود. یعنی برای صدور فتوا در قلمرو فقه کاربردی یک فقیه به چیزی بیش از تخصص در فقه هنجاری نیاز دارد.
✏️دکتر #ابوالقاسم_فنایی | ایراد شده در کرسی نظریهپردازی دانشگاه ادیان و مذاهب.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
جدیدترین آثار منتشر شده در حوزه ى اخلاق, در سال 2017👇
http://email.bloomsburynews.com/q/1H76o2L1HQEuhjalNGmiO/wv
🍀❤️ @filsofak
جدیدترین آثار منتشر شده در حوزه ى اخلاق, در سال 2017👇
http://email.bloomsburynews.com/q/1H76o2L1HQEuhjalNGmiO/wv
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر در جنگها به طور معمول سرودها -شعرهای حماسی خوانده و رایج می شد، در جنگ اخیر ما دعا و موعظه و روضه و مرثیه عامل مطلق در تهییج بود و برادران عارف ما بیش از هدف پیروزی بر دشمن، به پیروزی بر نفس خود می کوشیدند و تا جایی پیش رفتند که یک بار شخصا از آقای هاشمی شنیدم که به هشدار گفتند هدف اول دشمن است نه شهادت!
این اتفاقی بود که در جنگ بزرگ در روسیه هم اتفاق افتاد؛ و آنقدر شدید بود که به استالین اطلاع دادند تمام جوانان کاموسول در پیشاهنگ جبهه، پیشمرگ می شوند و بدین ترتیب تمام کمونیست های مومن دارند از بین میروند.
| کتاب: #قطرهمحالاندیش - جلد دوم| #محموددولتآبادی | انتشارات: #چشمه - چاپ دوم، تابستان ۸۶ | صفحه: ۲۹۴ | برگرفته از نسخه: چاپی
🍀❤️ @filsofak
اگر در جنگها به طور معمول سرودها -شعرهای حماسی خوانده و رایج می شد، در جنگ اخیر ما دعا و موعظه و روضه و مرثیه عامل مطلق در تهییج بود و برادران عارف ما بیش از هدف پیروزی بر دشمن، به پیروزی بر نفس خود می کوشیدند و تا جایی پیش رفتند که یک بار شخصا از آقای هاشمی شنیدم که به هشدار گفتند هدف اول دشمن است نه شهادت!
این اتفاقی بود که در جنگ بزرگ در روسیه هم اتفاق افتاد؛ و آنقدر شدید بود که به استالین اطلاع دادند تمام جوانان کاموسول در پیشاهنگ جبهه، پیشمرگ می شوند و بدین ترتیب تمام کمونیست های مومن دارند از بین میروند.
| کتاب: #قطرهمحالاندیش - جلد دوم| #محموددولتآبادی | انتشارات: #چشمه - چاپ دوم، تابستان ۸۶ | صفحه: ۲۹۴ | برگرفته از نسخه: چاپی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔پس از شکست عاطفى برای بدن و مغز شما چه اتفاقی رخ میدهد؟
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من وظایفم را در یک چیز خلاصه کرده ام:
ابدی کردنِ آزادی ام.
ازدواج با حسادت و ایجاد حس مالکیت نسبت به اطرافیان، روح را اسیر میکند.
هرگز نخواهم گذاشت که چنین عواطفی بر من غلبه کند.
امیدوارم زمانی برسد که هیچ مرد یا زنی، قربانیِ ضعف و بیمایگی آن دیگری نشود.
|کتاب: #وقتینیچهگریست | #ارویند.یالوم | برگردان: #سپیدهحبیب | انتشارات: #قطره، چاپ هجدهم۱۳۹۴| صفحه: ۳۹| برگرفته از نسخه: چاپی|
🍀❤️ @filsofak
من وظایفم را در یک چیز خلاصه کرده ام:
ابدی کردنِ آزادی ام.
ازدواج با حسادت و ایجاد حس مالکیت نسبت به اطرافیان، روح را اسیر میکند.
هرگز نخواهم گذاشت که چنین عواطفی بر من غلبه کند.
امیدوارم زمانی برسد که هیچ مرد یا زنی، قربانیِ ضعف و بیمایگی آن دیگری نشود.
|کتاب: #وقتینیچهگریست | #ارویند.یالوم | برگردان: #سپیدهحبیب | انتشارات: #قطره، چاپ هجدهم۱۳۹۴| صفحه: ۳۹| برگرفته از نسخه: چاپی|
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بیمهنامهای برای شادی فردا
۱. سلامتیتان را اولویت همه مسائل قرار دهید.
از قدیم گفتهاند اگر سلامتی نباشد، انگار هیچ چیز نیست. بدن شما خانه روحتان است. ورزش کنید، سالم غذا بخورید و به اندازه کافی استراحت کنید.
۲. برای انجام کارهایی که دوست دارید وقت بگذارید.
هیچوقت از رفتن به یک مسافرت، انجام یک سرگرمی جدید یا گذراندن یک روز کنار کسانی که دوستشان دارید پشیمان نخواهید شد. ولی ممکن است از نرفتن به یک کلاس هنری، نخواندن یک کتاب یا نخریدن یک چیز پشیمان شوید.
۳. دست از جدی گرفتن زندگی بردارید.
چرا زندگی را اینقدر جدی میگیرید؟ سعی کنید در همه مسائل زندگی جایی برای شوخ طبعی و خندیدن پیدا کنید و زیاد بخندید.
۴. همیشه حرفی که باید بزنید را به زبان آورید.
اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اگر کسی ناراحتتان کرده است، به او بگویید. اگر برای ابراز احساساتتان مشکل دارید، بنویسید. مطمئن شوید که اطرافیانتان از احساستان باخبر باشند.
۵. ذهنتان را به سوی فرصتها باز کنید.
از اینکه گول بازیهای ذهنتان را بخورید احساس احمق بودن خواهید کرد. سعی نکنید با تجسمهای فریبکارانه کنترل شوید.
۶. راه خودتان را دنبال کنید – زندگی حقیقی خودتان را داشته باشید.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به دنبال کمال هم نباشید. زندگی میهمانی بالماسکه نیست. نقابتان را بردارید و خودتان باشید. اگر دیگران از آن خوششان نمیآید، شاید وقتش رسیده که میهمانی جدیدی را پیدا کنید.
۷. دست از زندگی کردن در گذشته بردارید.
همین الان پشیمانیها و حسرتهای گذشته را دور بریزید. گذشته رفته است، فکر کردن به آن و اتفاقاتی که میتوانست در آن بیفتد فقط لذت زمان حال را از شما میگیرد.
۸. چیزهایی که قدرت تغییر آنها را ندارید بپذیرید.
وقتی با واقعیت میجنگید، در جنگ اگرها و انکارها خودتان را زخمی میکنید. فکر کردن یا نگران بودن نسبت به آن فقط زمان حال و لذتهای آن را از شما میدزدد.
«اگر اینطور میشد»، «باید اینطور میشد» و «چرا من»ها را از داستان زندگیتان بیرون بیاورید و پیش روید.
۹. زندگی کردن هوشمندانه را تمرین کنید.
ده سال دیگر ممکن است فکر کنید، زندگیام به کجا رسیده است؟ وقتی هوشمندانه زندگی میکنیم، خودمان را در لحظه غرق میکنیم. اگر این سبک زندگی کردن را تمرین نکنید، این لحظههای گرانقیمت را با فکر کردنهای مداوم از بین خواهید برد. بین اتفاقات مهم زندگی استراحت کنید و وقفه بیندازید. این وقفه زندگی واقعی شما هستند.
۱۰. دست از تعقیب پول، شهرت و داراییها بردارید.
۱۱. قدرشناسی را تمرین کنید.
حتی اگر زندگیتان عالی نباشد، باز هم چیزهایی برای قدردانی و شکرگزاری وجود دارد. پس هر روز برای لبخند زدن، خندیدن و تشکر کردن از لذتهای بزرگ و کوچکی که در زندگیتان هست وقت بگذارید.
🍀❤️ @filsofak
بیمهنامهای برای شادی فردا
۱. سلامتیتان را اولویت همه مسائل قرار دهید.
از قدیم گفتهاند اگر سلامتی نباشد، انگار هیچ چیز نیست. بدن شما خانه روحتان است. ورزش کنید، سالم غذا بخورید و به اندازه کافی استراحت کنید.
۲. برای انجام کارهایی که دوست دارید وقت بگذارید.
هیچوقت از رفتن به یک مسافرت، انجام یک سرگرمی جدید یا گذراندن یک روز کنار کسانی که دوستشان دارید پشیمان نخواهید شد. ولی ممکن است از نرفتن به یک کلاس هنری، نخواندن یک کتاب یا نخریدن یک چیز پشیمان شوید.
۳. دست از جدی گرفتن زندگی بردارید.
چرا زندگی را اینقدر جدی میگیرید؟ سعی کنید در همه مسائل زندگی جایی برای شوخ طبعی و خندیدن پیدا کنید و زیاد بخندید.
۴. همیشه حرفی که باید بزنید را به زبان آورید.
اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اگر کسی ناراحتتان کرده است، به او بگویید. اگر برای ابراز احساساتتان مشکل دارید، بنویسید. مطمئن شوید که اطرافیانتان از احساستان باخبر باشند.
۵. ذهنتان را به سوی فرصتها باز کنید.
از اینکه گول بازیهای ذهنتان را بخورید احساس احمق بودن خواهید کرد. سعی نکنید با تجسمهای فریبکارانه کنترل شوید.
۶. راه خودتان را دنبال کنید – زندگی حقیقی خودتان را داشته باشید.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به دنبال کمال هم نباشید. زندگی میهمانی بالماسکه نیست. نقابتان را بردارید و خودتان باشید. اگر دیگران از آن خوششان نمیآید، شاید وقتش رسیده که میهمانی جدیدی را پیدا کنید.
۷. دست از زندگی کردن در گذشته بردارید.
همین الان پشیمانیها و حسرتهای گذشته را دور بریزید. گذشته رفته است، فکر کردن به آن و اتفاقاتی که میتوانست در آن بیفتد فقط لذت زمان حال را از شما میگیرد.
۸. چیزهایی که قدرت تغییر آنها را ندارید بپذیرید.
وقتی با واقعیت میجنگید، در جنگ اگرها و انکارها خودتان را زخمی میکنید. فکر کردن یا نگران بودن نسبت به آن فقط زمان حال و لذتهای آن را از شما میدزدد.
«اگر اینطور میشد»، «باید اینطور میشد» و «چرا من»ها را از داستان زندگیتان بیرون بیاورید و پیش روید.
۹. زندگی کردن هوشمندانه را تمرین کنید.
ده سال دیگر ممکن است فکر کنید، زندگیام به کجا رسیده است؟ وقتی هوشمندانه زندگی میکنیم، خودمان را در لحظه غرق میکنیم. اگر این سبک زندگی کردن را تمرین نکنید، این لحظههای گرانقیمت را با فکر کردنهای مداوم از بین خواهید برد. بین اتفاقات مهم زندگی استراحت کنید و وقفه بیندازید. این وقفه زندگی واقعی شما هستند.
۱۰. دست از تعقیب پول، شهرت و داراییها بردارید.
۱۱. قدرشناسی را تمرین کنید.
حتی اگر زندگیتان عالی نباشد، باز هم چیزهایی برای قدردانی و شکرگزاری وجود دارد. پس هر روز برای لبخند زدن، خندیدن و تشکر کردن از لذتهای بزرگ و کوچکی که در زندگیتان هست وقت بگذارید.
🍀❤️ @filsofak