فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

در ميان متفكران بشر به ويژه در غرب، گاه به شخصيت ‏هايي برمي‏ خوريم كه با شنيدن پيام آنان يا بايد آن‏ها را به غايتْ پيچيده، بديع و شگفت ‏انگيز دانست يا در نهايت خُردي، بي ‏مقداري و عدم تعادل فكري تلقي كرد.
فردريش نيچه از كساني است كه در نيمه دوم قرن نوزدهم آراي خويش را بر سه پايه فلسفه، جامعه‏ شناسي و ادبيات آلماني تدوين كرد و اين هندسه عقيدتي پس از او منشأ بي ‏بند و باري ‏هاي فكري و نظري از يك سو و ناهنجاري ‏هاي سياسي و عملي از سوي ديگر شد؛ تا آنجا كه برخي متفكران غربي به اين سخن تصريح مي ‏كنند كه نازيسم و فاشيسم اروپا يك‏سره الهام گرفته از آثار فلسفي نيچه است يا لااقل اتهام چنين پيوندي وجود دارد.
با بررسي نه چندان عميق در افكار نيچه و آنچه از او به جا مانده است، وي را بيش از فلسفه، وابسته به گروه شاعران و نظريه‏ پردازاني مي ‏يابيم كه با بهره ‏گيري از قدرت نثر و نظم در پي تحميل يك ساختار ذهني و يافته ‏هاي پراضطرابِ دوران انزوا و تنهايي خويش هستند.
نيچه با اين كه خود در خانواده‏اي مذهبي چشم گشود و پدرش نيز كشيش كليساي پروتستان بود، مسير فكري خود را از مبارزه با مسيحيت آغاز كرد و تا آنجا پيش رفت كه عصر خويش را دوران مرگ خدا ناميد و با صراحت اعلام داشت كه بشر از اين پس بايد به دور از هرگونه ايمان و اعتقاد به حقايق غير مشهود و با كنار گذاشتن همه ارزش‏ ها و اصول اخلاقي، بنياد هستي خويش را بسازد.
از ميان نظرات نيچه، آنچه بسيار خودنمايي مي ‏كند، تئوري «ابرمرد» است كه در ساحت اجتماعي، اخلاقي و سياسي بشريت، همان را تداعي مي‏كند كه تئوري تنازع بقا در قلمرو زيست‏ شناسي
نيچه معتقد است كه همه آموزه ‏هاي اخلاقي كه سقراط و افلاطون به غلط بر آنها پاي ‏فشردند، مسير مطلوب جامعه يونان را تغيير داد و به سوي اخلاق بازگرداند و نيز هر آنچه در مكتب مسيح به عنوان نوع دوستي، احسان، كمك به بيچارگان، دردمندي و دستگيري از فقيران و... مطرح شده، سدِ راه كمال انساني است؛ زيرا هر آنكه در جامعه از قدرت برتري برخوردار است، بايد همه چيز را به استخدام خويش درآورد و همه زيردستان را براي رسيدن به خواسته‏ هاي خود به كارگيرد؛ بي آنكه حق اعتراضي در كار باشد و اگر هزاران انسان ضعيف نابود شوند تا يك انسان قوي و به اصطلاح، ابرمرد باقي بماند، عين حق و صواب است و در اين مسير حتّي تصريح مي‏كند كه اموري چون برابري زن و مرد، دموكراسي و احترام به رأي اكثريت و...، همگي اوهامي است كه بايد به فراموشي سپرده شود.

📚حیات حقیقی انسان در قران
صفحه 349
علامه جوادی
#نیچه
#فلسفه_غرب
#غرب
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔹به مناسبت روز جهانی مدارا

💢اعتماد‌ِ متقابل‌ جز با احترام‌ متقابل‌ حاصل‌ نمی‌شود. شما باید به‌ من‌ احترام‌ بگذارید و من‌ نیز باید به‌ شما احترام‌ بگذارم. نه من‌ شخصی‌ را تحقیر كنم‌ و نه او مرا كوچك‌ كند. در غیر این صورت دیگر اعتمادی‌ باقی‌ نمی‌ماند و، درنتیجه، كشور از هم گسیخته می‌شود و به‌ گروه‌ها و دسته‌های‌ بی‌حاصل و ضعیف‌ تقسیم‌ می‌شود. بدین‌سبب‌ است‌ كه‌ معتقدم‌ تبادل‌ تجربیات‌ و همكاری‌ ملی‌ و، درنتیجه، رشد و اقتدار كشور در گرو این است‌ كه‌ من‌ به‌ دیگری‌ اعتماد و اطمینان‌ داشته‌ باشم‌ و او به‌ من.
🔹امام موسی صدر
کتاب نای و نی
بند ۴۸۹
#امام_موسی_صدر
#احترام
#اعتماد
#کشور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

تفاوت سنی زیاد در ازدواج چیست؟

🎋 تفاوت سنی زیاد بین زن و شوهر می تواند برای هر دو نفر مشکلات جدی ایجاد کند. البته معمولاً در اوایل ازدواج این مشکلات چندان زیاد به نظر
نمی رسد اما پس از گذشت چند سال به طور جدی خود را نشان می دهد.

اگر بیش از اندازه از همسر خود بزرگتر باشید:

۱-این امکان وجود دارد که حوصله او را نداشته باشید و نتوانید خامی ها،
بی تجربگی ها و کندی او در باره مسائل زندگی را تحمل کنید.
در واقع ممکن است از این که شاهد هستید همسرتان با مسائلی دست به گریبان است که شما مدتها پیش آنها را پشت سر گذاشته اید، خسته شوید.

۲-تمایل دارید بیشتر اوقات نقش والد را بازی کنید، زیرا تجربه بیشتری دارید. تقریباً غیرممکن است که بتوانید از پند و اندرز دادن و نصیحت کردن همسرتان چشم بپوشید. همین باعث
می شود که همیشه با همسرتان مانند یک کودک رفتار کنید و در دام ارتباط مداوم والد- کودک بیفتید. این ارتباط باعث خشم و انزجار همسرتان نسبت به شما و عصبانیت متقابل شما نسبت به او می شود و تاثیر مخربی بر رابطه تان می گذارد.

۳-در رابطه قدرت بیشتری پیدا
می کنید و وسوسه می شوید که همسرتان را کنترل کنید. به دلیل بالاتر بودن سن، تجربه های بیشتر و احتمالاً موفقیت های مالی بیشتر ممکن است همسر خود را کنترل کنید تا دست به کارهای ناپخته و حساب نشده نزند.

۴-ممکن است بخواهید خود را جوان تر از سن واقعی تان نشان دهید. افراد در هر سنی نیازهای خاصی دارند اما وقتی فردی با همسری بسیار جوان تر از خودش ازدواج می کند ممکن است از اینکه به نیازهای سنی خودش پاسخ دهد دست بردارد و برای رضایت خاطر همسرش سعی کند که رفتارهای سنین پایین تر را انجام دهد.


اگر بیش از اندازه از همسر خود جوان تر باشید:

۱- این امکان وجود دارد که به او به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کنید و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کنید. وقتی همسرتان به مراتب از شما بزرگتر باشد طبیعی است که موفق تر، باتجربه تر و از لحاظ اقتصادی با ثبات تر باشد. این موضوع می تواند فرد را به طور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار دهد به طوری که احساس کند همسرش از او بهتر است.

۲-ممکن است همیشه برای همسرتان نقش کودک را بازی کنید. وقتی که تجربه کمتری دارید و مشاهده می کنید که همسرتان با تجربه تر است ممکن است به طور ناخودآگاه در مقابل او در اکثر مواقع نقش یک کودک را بازی کنید.

۳-ممکن است بخواهید خود را مسن تر از سن واقعی خود نشان دهید. برای این که تفاهم بین خود و همسرتان را بیشتر کنید، احتمال دارد رفتارهای مطابق با سن خود را کنار بگذارید و مطابق میل او رفتارهای سنین بالاتر
را نشان دهيد.


📚 منبع: راهنمای ازدواج موفق
اثر دکتر آلبرت الیس
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‍ وقتی به ریزه کاری های زندگی می نگریم، همه چیز چقدر مضحک به نظر می آید. مثل قطره ی آبی که زیر میکروسکوپ بگذاریم: یک قطره ی واحد مملو است از موجودات ذره بینی تک یاخته ای. چقدر به جنب و جوش مشتاقانه ی این موجودات و ستیزشان با یکدیگر می خندیم. این فعالیت وحشتناک چه آنجا و چه در مدت زمان کوتاه زندگی بشری، وضعیتی مضحک پدید می آورد.
✏️اریون. د. یالوم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#دکتر_ویلیام_گلسر: هنگامی که نسخه اول کتاب #ازدواج_بدون_شکست را در سال 1994 می نوشتم از اعضای موسسه خواستم هر کاری که به خشنودی ازدواجشان کمک کرده است را برایم بنویسند.
یکی از پاسخ هایی که دریافت کردم، از جانب زوج خشنودی بود که بیش از 26 سال از ازدواج آنها می گذشت. حیفم آمد که در اینجا نیاورم.
ما بر اساس تجربه مان موارد زیر را توصیه می کنیم :
1⃣ حضور یکدیگر را چندین بار در روز #جشن بگیرید: احوالپرسی های پر هیجان،مکالمات تلفن پرشور، #دوستت_دارم های مکرر، خواندن آواز در وصف یکدیگر.
2⃣ همیشه با هم #قرار_بیرون بگذارید حتی در سالهای بچه داری و در دوره مشغله های کاری.
3⃣ از یکدیگر #پشتیبانی کنید. به دنبال راههایی باشید تا از یکدیگر به لحاظ جسمی و روحی حمایت کنید. به عنوان مثال غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید، به هنگام هوای نامساعد یکدیگر را با ماشین به محل کار برسانید، درباره کار با یکدیگر مشورت کنید، هنگام تماشای تلویزیون با یکدیگر #تماس_جسمی داشته باشید.
4⃣ جسارت گرفتن خواسته هایتان را داشته باشید و بگویید که چه می خواهید و آنچه را که به نظرتان نادرست می آید، به زبان بیاورید.
5⃣ #بدون_قید_و_شرط به یکدیگر محبت کنید. در مورد میزان محبتی که به هم ابراز می کنید، انتظار و چشمداشت جبران نداشته باشید. عشق و محبت باید آزادانه نثار شود.
6⃣ به همسرتان #آزادی بدهید تا خودش باشد. تفاوت‌ها را بپذیرید. به مرزهای موجود بین خودتان احترام بگذارید.
7⃣ به یکدیگر به چشم #بهترین_دوست نگاه کنید. هر روز با یکدیگر همانند دو رفیق رفتار کنید.
8⃣ بدانید که چگونه با یکدیگر بخندید، #شوخ_باشید و شادی کنید، بدون آنکه از شرمندگی ترس داشته باشید. مثلا به زبانی ساختگی حرف بزنید، زمزمه کنید و یکدیگر را به ساختن آواز تشویق کنید.
9⃣ #رابطه_جنسی را زنده نگه دارید و همیشه اعمالی توافقی و مورد قبول هر دو طرف را تجربه کنید.
🔟 به همراه یکدیگر #آرزوهایتان را ترسیم کنید و از آنها لذت ببرید.

برای ما جالب بود که این زوج برای داشتن یک زندگی مشترک خشنود، تا چه حد فکر و تلاش کرده اند!!

📚 #برشی_از_كتاب: #ازدواج_بدون_شکست
اثر: #دكتر_ويليام_گلسر و #کارلین_گلسر
👌 ترجمه: #دكتر_علي_صاحبي
📇 انتشارات: #سايه_سخن
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#تله_های_عزت_نفس

🔻عزت نفس را می توان احساس ارزشمندی درباره زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی مان تعریف کنیم. اگر در دوران کودکی از سوی خانواده، دوستان یا محیط مدرسه مورد عشق و احترام قرار گرفته باشیم، عزت نفس سالمی در ما شکل می گیرد.
در دوران بزرگسالی ممکن است در برخی از حوزه های زندگی تان، احساس ناامیدی کنید. خود را حقیرتر از دیگران خود را تصور کنید. به انتقاد سخت حساس باشید. چالش در زندگی، شما را به شدت مضطرب می کند. ممکن است چالش گریزی را پیشه کنید یا چالش ها را ماست مالی کنید.
دو تا از تله های مربوط به نیاز عزت نفس عبارتند از: نقص/شرم و شکست. این دو تا تله مطابق با احساس بی ارزشی در حوزه شخصی و کاری هستند. تله زندگی شکست همان احساس بی کفایتی در حوزه پیشرفت و کار است. فردی که در دام این تله افتاده باشد، احساس می کند همسالانش از وی موفق تر، باهوش تر و با استعداد تر هستند.
تله زندگی نقص/شرم این احساس را در شما دامن می زند که ذاتا مشکل دار و پر از عیب و ایراد هستید و اگر کسی واقعا شما را بشناسد، کمتر دوستتان خواهد داشت. آسیب هایی که به عزت نفس ما وارد می شود، احساس شرمساری را در ما دامن می زند. شرمساری هیجان مسلط تله های زندگی مربوط به عزت نفس است. اگر در دام تله زندگی نقص/شرم یا شکست افتاده باشید، شرمساری دست از سر زندگی شما برنمی دارد.

🔸منظور از تله زندگی همان طرحواره می باشد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

هزار پرنده در چشمانت
و بالهای شب
پیرامون گیسوانت
قصه های دلم را تکرار می کنند

ای اقیانوس

اکنون بیدارت می کنم
و با نگاهی سبزتر از شعر
چشمانت را می بوسم.

#گیتی_خوشدل
🍀❤️ @filsofak
🗣🗣

اساتید و دوستان ارجمند با سلام و احترام،

پرونده ای در دست دارم،
با عنوان #خشونت_خانگی

قصد دارم برای نشریه حریم، چند مصاحبه قوی بگیرم.

اگر با اساتیدی که در این زمینه کار کرده اند یا مقاله ای دارند، ارتباط دارید، ممنون می شوم به بنده معرفی کنید.

اگر خودتان هم مقاله یا نوشته ای در زمینه #خشونت_خانگی داريد، با کمال میل در این نشریه چاپ می کنیم.

با تشکر
مصطفی سلیمانی👇👇
@soleymani63
💠🌀⭕️🔷🔹
🌀


🔷
🔹

اصل ۹۰ به ۱۰ چیست؟

این اصل میتونه زندگیتون رو متحول کنه، با دقت بخونید...


این اصل می‌گوید،۱۰ درصد زندگی خارج از کنترل، ولی ۹۰ درصد آن تحت کنترل ماست و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می‌شود. تأخیر ساعت پرواز هواپیما، خراب شدن ماشین یا فوت یکی از نزدیکان مان دست ما نیست، ما روی این ۱۰ درصد کنترلی نداریم ولی ۹۰ درصد باقی متفاوت است! نگذارید مردم روی زندگی شما تأثیر منفی بگذارند، هر عکس العملی می‌تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند. به عنوان مثال، سر میز صبحانه نشسته‌اید که یکدفعه دست دختر کوچکتان به لیوان چای می‌خورد و محتویات آن روی لباس شما می‌ریزد. چیزی که اتفاق افتاده ابداً تحت کنترل شما نبوده است. اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می‌کنید همه چیز را مشخص می‌کند؛ شما عصبانی می‌شوید و سر دخترتان داد می‌زنید. او شروع به گریه کردن می‌کند.

حالا با خشم، همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می‌کنید و با عجله می‌روید بالا و لباستان را عوض می‌کنید و بر می‌گردید پایین. اما می‌بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه‌اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود. سرویس دخترتان می‌رود! همسرتان باید سریع برود سر کار، شما ماشین را بر می‌دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید جایی که باید با سرعت ۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت ۹۰ کیلومتر رانندگی می‌کنید. شما بعد از هدر دادن ۳۵ هزار تومان برای جریمه سرعت غیرمجاز با ۱۵ دقیقه تأخیر به مدرسه می‌رسید. دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می‌دود. شما نیز با نیم ساعت تأخیر به محل کارتان می‌رسید، اما می‌بینید کیفتان را فراموش کرده‌اید! روز شما خراب می‌شود و همینطور خراب‌تر. بالاخره با خستگی بر می‌گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هرسه شما روز بدی داشته‌اید. چرا؟ به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن. چرا شما روز افتضاحی داشتید؟
الف تقصیر چای بود؟
ب تقصیر دخترتان بود؟
پ تقصیر پلیس بود؟
ت تقصیر خودتان بود؟
جواب قطعاً «ت» است. ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان ۵ ثانیه، روز شما را خراب کرد. حالا ببینید این روز می‌توانست چگونه باشد؛ چای روی لباس شما می‌ریزد. دخترتان خیلی ناراحت می‌شود. شما می‌گویید «عیبی ندارد عزیزم، دفعه بعد حواست را بیشتر جمع کن.» حوله را از روی صندلی بر می‌دارید و سریع می‌روید بالا، پیراهن دیگری می‌پوشید و کیفتان را بر می‌دارید و سریع می‌آیید پایین، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می‌بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد. شما ۵ دقیقه زودتر به کارتان می‌رسید، به همکارانتان سلام می‌کنید و با نشاط و انرژی روی کارتان تمرکز می‌کنید. دو سناریوی مختلف، شروع‌های یکسان، پایان‌های خیلی متفاوت! چرا؟ به خاطر عکس العمل شما! اجازه ندهید اتفاق‌های مختلف، روز و زندگی شما را مختل کند چون هر عکس العمل اشتباه می‌تواند ضرر زیادی به همراه داشته باشد. اصل 90 به 10 می‌تواند بدترین زندگی‌ها را به بهترین زندگی‌ها تبدیل کنند.

🔹
🔷

⭕️ @menbarak
🌀
💠🌀⭕️🔷🔹
مجازات آدم دروغگو این نیست که
کسی باورش نمی کند،
بلکه این است که خودش نمی تواند
حرف کسی را باور کند.

👤 جورج برنارد شاو

Joker @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

بر خلاف تصور رایج عامه، انتقاد کردن نشانه‌ای از علاقه نداشتن یا حتی دوست نداشتن نیست.

ارسطو منتقد سقراط بود ولی شاگرد قدرشناس و ارادتمندش نیز بود.
نیچه نقدهای شدید و عمیقی علیه سقراط طرح کرد اما ستایشگر، دوستدار و بنحو خاصی عاشق او هم بود.

بنظر می‌رسد که بخصوص در مورد اهالی فلسفه و فیلسوفان، انتقاد علیه کسی می‌تواند نشانه‌ی اهمیت آن کس نزد منتقد باشد.
متفکران شاید برای ابراز کیفیت والای علاقه و دوستی‌شان، راهی بهتر از این نیافته‌اند که محبوب‌شان را تا آن حد که او را شایسته‌ی نقد و بررسی دقیق بدانند، ارتقا دهند.

📝 @OnePercent

مارتین هایدگر همزمان با تبیین عظمت و زیبایی تفکر نیچه، با صراحت تمام و بی‌تعارف زوایای تاریک و غلط نظریات نیچه را تشریح می‌کند.

شوپنهاور، بیش از آنکه علیه شلینگ و هگل دشنام می‌داد از آنها الهام گرفت.

اگر دوست داشتن، ستایش چشم‌بسته‌ی هر آن چیزی ست که در محبوب می‌بینیم،
پس، دوستی را ارزشی نیست.

آن کس که نه خود را از دیدن همه‌ی ابعاد دوست محروم می‌کند، و نه دوست را از شنیدن آنچه که «می‌تواند» او را قدمی در مسیر دانایی بر کشد، یک دوستِ واقعی و بینا ست.

یعنی محروم نکردن خود و «دیگری» از انتقاد به مثابه‌ی عنایتی ویژه، باعث می‌شود که «دیگری» به دوست و «آشنا» تبدیل شود.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

عشق به آدمي اين توانايي را مي بخشد كه قيافه ي واقعي خود را نشان دهد؛ شكفته شود؛ سلاح هاي دفاعي خود را از دست بنهد؛ و بگذارد نه تنها از نظر جسمي كه از نظر رواني و معنوي نيز كاملا عريان شود. به عبارتي، آدمي به جاي آن كه خويشتن واقعي خود را پنهان سازد، مي گذارد چهره ي واقعي اش ديده شود. ما در روابط عادي خود با اطرافيان تا حدودي مرموز هستيم و نمي گذاريم طرف مقابل پي به خويشتن واقعي ما ببرد، اما در رابطه ي عاشقانه نمي توانيم چهره واقعي خود را پنهان كنيم.
سرانجام چيزي كه شايد حائز اهميت بسيار هم باشد آن است كه اگر چيزي را دوست بداريم يا به چيزي عميقا علاقه مند شويم و يا شيفته ي چيزي شويم، كمتر دچار وسوسه مي شويم كه در ماهيت آن چيز دخالت بكنيم، يا تصميم به كنترل آزمودني بگيريم، يا آن را تغيير دهيم، و يا اصلاح كنيم. من به اين نتيجه رسيده ام كه آدمي وقتي كسي يا چيزي را دوست داشته باشد، آن را رها مي كند تا به حال خود باشد.

آبراهام اچ مزلو
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔺 چرا کتاب نمی‌خوانیم؟!

1- کتاب نمی‌خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به دو دلیل:

- توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.

- لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

2 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

3 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

4 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

5 - کتاب نمی‌خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

6 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

7 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

- بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

- بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

8 - کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

9 - کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این "خوشم می‌آید"ها و "خوشم نمی‌آید"ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

10 - کتاب نمی‌خوانیم چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست...

📚 ایلیا دیانوش
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

خشونت در خانواده يعنی چه؟

وقتی در چارچوب يک ارتباط نزديک ميان دو فرد، رفتار مرد با زن خشونت آميز و سلطه گرانه است، نتيجه آن خشونت خانگی خواهد بود.

خشونت خانگی می تواند جسمانی، جنسی، روانی يا عاطفی باشد. سوءاستفاده مالی و محدود کردن فرد نيز از جمله مشخصه های ديگر خشونت خانگی است.

خشونت می تواند عملا يا فقط با تهديد صورت بگيرد؛ همچنين هميشگی يا موقتا اتفاق بيافتد.

خشونت در خانواده در ميان تمام طبقات اجتماعی، گروه های سنی، نژاد، جنس، شيوه زندگی يا به رغم معلوليت رخ می دهد.

خشونت خانگی می تواند در هر زمان - چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط ميان دو نفر رخ بدهد.

کودکان نيز از تاثير منفی خشونت خانگی - چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت - درامان نيستند.

تمام اشکال خشونت - روانی، اقتصادی، عاطفی و جسمانی - از قدرت طلبی و سلطه گری فرد آزار رسان ناشی می شود.

نکته: در گزارش های مربوط به خشونت در خانواده معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانيان اصلی، و مردان به عنوان افراد خاطی قيد می شوند. چون بنابر آمار جهانی حدود 90 درصد از قربانيان خشونت خانگی زنان و حدود 10 درصد مردان هستند.

مردان نيز مورد سوءرفتار زنان قرار می گيرند اما بخش عمده خشونت خانگی، به ويژه موارد مرگ آور و خطرناک آن، از سوی مردان عليه دختران و زنان خانواده صورت می گيرد.

همچنين مردانی که مورد خشونت زن قرار گرفته اند پس از ترک او با تهديد جانی مواجه نيستند، اما دوره پس از ترک مرد برای زن می تواند بسيار خطرناک باشد.
✏️منبع: بى بى سى
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

خشونت و اسلام

اسلام از ریشه «سلم» به معنای صلح و آشتی گرفته شده است، ریشه ایمان نیز از ایجاد امنیت و آرامش می آید، انسانی که ایمان به حقانیت دین اسلام دارد و رسالتش رسالتی سازنده و سازگار با ساختار و هویت خود می داند مطمئن است که با استفاده از این اصول و مبانی می تواند هم برای خود و هم برای دیگران صلح، امنیت و آرامش ایجاد کند.
یکی از خصوصیات دین «اعتدال و میانه روی» است یعنی در پیش گرفتن راهکار و رفتاری به دور از افراط و تفریط.
|عالمان مسلمان معتقدند هر اقدام و روشی که از اعتدال خارج شد و حالت افراطی به خود گرفت اگر چه به نام دین باشد جزو دین به حساب نمی آید.
خداوند متعال خطاب به پیامبر بزرگوارش می فرماید:(( وما أرسلناک إلا رحمه للعالمین.))
«ما تو را جز برای مهربانی (و خیرخواهی) با جهانیان نفرستادیم.»
در این رابطه از پیامبر روایتی آمده است که: ((انّما انا رحمه مهداه))
«من مهربانی و رحمتی هدیه شده (از سوی خداوند به بشریت) هستم.»
همچنین خداوند می فرمایند: ((فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک…)) آل عمران:۱۵۹
« تو به لطف و رحمت الهى با آنان نرمخو شدى، و اگر درشتخوى و سخت دل می بودى بى‌شک از پیرامون تو پراکنده مى‌شدند.»
و در روایت دیگری آمده است که پیامبر فرمودند:((المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه))
«مسلمان واقعی کسی است که مسلمانان دیگر از دست و زبان او در امان باشند.»
و همچنین می فرمایند:((هلک المتنطعون))
«تند روان و افراط کاران هلاک شده اند»
و موارد زیاد دیگری که در جای جای قران و سنت به مهر و محبت و رفتار مسالمت آمیز اشاره می نمایند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

هرکس که تاریخچه ی جنگ جهانی دوم را مطالعه کرده باشد به خوبی می داند که قدرتمندترین و ویران کننده ترین خرابکاران جنگی کسانی بودند که با روش های فریبنده به درون رده های بالای دشمن نفوذ کرده و به عنوان دوست و متفق پذیرفته شده بودند.

همین تعریف در مورد خرابکاران ذهنی شما نیز صادق است. بیشترین و بدترین نوع زیان ها از جانب کسانی به شما وارد می شود که با دروغ های خود شما را قانع کرده اند که به نفع شما کار می کنند و نه به ضرر شما.

آنها به دایره ی داخلی ذهنتان نفوذ کرده و به عنوان دوست پذیرفته شده اند و شما دیگر آنها را به چشم مزاحم و اشغالگر نمی بینید.

این خرابکاران و کارشکنان ذهنی پدیده ای جهانی و همگانی هستند. سؤال این نیست که آیا آنها در ذهن شما وجود دارند یا نه، بلکه سؤال این است که کدام یک از آنها در ذهن شما به فعالیت مشغول است و تا چه حد قدرت دارد.

| کتاب: #هوش_مثبت_نگر | #شیرزاد_چمین |برگردان: #شهاب_کامکار | انتشارات: #لیوسا ، چاپ اول ،1395| صفحه:344 |
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#بخشی_از_کتاب

محبوب را نمی‌توان به‌آسانی با فرد دیگر تاخت زد، محبوب را نباید صرفاً محملی برای تجلی خیر یا زیبایی مثالی تلقی کرد. ما باید محبوب را در تمامتش و به‌مثابه یک کل منحصربه‌فرد و جایگزین‌ناپذیر دوست داشته باشیم. ظاهراً هر کس فقط و فقط یک «نیمه‌‌ی دیگر» دارد. البته وقتی که نیمه‌ی دیگر کسی از دنیا می‌رود، آن فرد می‌کوشد جایگزینی برای او پیدا کند، اما هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم این جست‌وجو موفقیت‌آمیز خواهد بود. هیچ توصیف کلی‌ای از یک عاشق مناسب یا «جفت‌وجور» وجود ندارد که افراد متفاوت بتوانند مصداق آن شوند، و هیچ معیاری برای تعیین این‌که آیا دو نفر متناسب با یکدیگرند در کار نیست. معما این است که چه چیزی یک فرد را نیمه‌ی گمشده‌ی تو می‌کند، و معماگونه‌تر این‌که چگونه می‌توان این امر را تشخیص داد.

✏️درباره‌ی عشق | مجموعه مقالات | ترجمه‌ی آرش نراقی
🍀❤️ @filsofak
🔴واكنش تند #رضارشيدپور به سيلي مامور شهرداري به صورت مادر فومني: آقاي شهردار لطفا استعفا دهيد!
#فيلمخبر
https://telegram.me/joinchat/Bn-Y9Dwm6J_xY_N4X5ay7Q
🍀❤️ @filsofak
اطمینان دارم که
قریب به نیمی از آنچه
موجب تمایز مابین
کارآفرینان موفق و ناموفق می گردد،
پشتکار محض است...

📚 گزیده سخنان استیو جابز
📝 منیر جوادی پور، صفحه ی 16
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتک زدن یک مادر زحمت کش توسط مأموران سدّ معبر شهردای در شهرستان فومن

واقعا #شرم آور
🍀❤️ @filsofak