گاهی اوقات تصور می کنم دلم میخواهد خاکسترم را در کتابخانه ای بپاشند.
| #نیل_گیمن | #سخنان_ناب |
🍀❤ @filsofak
| #نیل_گیمن | #سخنان_ناب |
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دفتر کوچک نادانی
(مسیر بی نشان خودشناسی)
بی آنکه بخواهی دروغ بگویی، فرار کنی و یا خود را فریب دهی و تخدیر کنی باید به پرسشی که پیش ترها از آن بیم داشتی و پرهیز می کردی، جوابی درخور بدهی (مسیر تازه ی زندگی ات از مبدأ پاسخ روشن و مناسب تو به این پرسش، آغاز می شود.)
پرسشی که از تو می خواهد تا روشن کنی، امروز و در لحظه های جاری (که بدون سایه ی سنگین دیروز و درخشش دروغین فردا، فقط و فقط متعلق به تو هستند) چگونه و چقدر هستی؟
باید پرسش مهم دیگری که باید از خودت بپرسی این باشد: چگونه می خواهی بفهمی ارزش زندگی تو و همچنین ارزش آنچه زندگی به تو داده و ارزشی که زندگی می تواند داشته باشد، چقدر است؟ چگونه می خواهی ارزش داشته ها و نداشته هایت را محاسبه کنی؟ با کدام چشمِ گوهر شناس می خواهی آن ارزش و گوهر گمشده (کم یاب، نایاب و یا پنهان مانده) را بجویی؟
در درون زندگی ات یا بیرون آن؟ درحافظه و دفینه ی خاطراتت یا در کلکسیونِ اندیشه ها، باورها و دانسته هایت؟
در گذشته ی شخصیِ محدود و حقیرت؟
آیا می خواهی آن گوهر و ارزش را در ناخودآگاهت یا در ناخودآگاه جمعی که می پنداریم صندوقچه ی اسرار و ارزش ها و چراغ جادوی ظهور حقایق است، بجویی؟
✏| کتاب: #دفتر_کوچک_نادانی | نویسنده: #عباس_شیرازی_مطلق | انتشارات: #بدیهه ( 1395 ) | صفحه: 184| برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
دفتر کوچک نادانی
(مسیر بی نشان خودشناسی)
بی آنکه بخواهی دروغ بگویی، فرار کنی و یا خود را فریب دهی و تخدیر کنی باید به پرسشی که پیش ترها از آن بیم داشتی و پرهیز می کردی، جوابی درخور بدهی (مسیر تازه ی زندگی ات از مبدأ پاسخ روشن و مناسب تو به این پرسش، آغاز می شود.)
پرسشی که از تو می خواهد تا روشن کنی، امروز و در لحظه های جاری (که بدون سایه ی سنگین دیروز و درخشش دروغین فردا، فقط و فقط متعلق به تو هستند) چگونه و چقدر هستی؟
باید پرسش مهم دیگری که باید از خودت بپرسی این باشد: چگونه می خواهی بفهمی ارزش زندگی تو و همچنین ارزش آنچه زندگی به تو داده و ارزشی که زندگی می تواند داشته باشد، چقدر است؟ چگونه می خواهی ارزش داشته ها و نداشته هایت را محاسبه کنی؟ با کدام چشمِ گوهر شناس می خواهی آن ارزش و گوهر گمشده (کم یاب، نایاب و یا پنهان مانده) را بجویی؟
در درون زندگی ات یا بیرون آن؟ درحافظه و دفینه ی خاطراتت یا در کلکسیونِ اندیشه ها، باورها و دانسته هایت؟
در گذشته ی شخصیِ محدود و حقیرت؟
آیا می خواهی آن گوهر و ارزش را در ناخودآگاهت یا در ناخودآگاه جمعی که می پنداریم صندوقچه ی اسرار و ارزش ها و چراغ جادوی ظهور حقایق است، بجویی؟
✏| کتاب: #دفتر_کوچک_نادانی | نویسنده: #عباس_شیرازی_مطلق | انتشارات: #بدیهه ( 1395 ) | صفحه: 184| برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دكتر صادق طباطبایى خاطره اى شیرین از همراهى با امام موسى صدر در دوران جنگ داخلی لبنان نقل مىكند که مربوط به قتل یک جوان مسیحی توسط یک فرد مسلمان می باشد:
یادم هست كه یك روز، جوانى فلسطینى در شهر طرابلس، یك دختر مسیحى را به قتل رسانده و فرار كرده بود. مسیحیهاى مسلّحِ حزب «فالانْژ»، تقریبا پنجاه ـ شصت زن، كودك و پیرمرد فلسطینى را گروگان گرفته بودند و مىگفتند اگر آن فرد را فورى به ما تحویل ندهید، اینها را خواهیم كُشت.
یكى از فرماندهان گروه «الفتح» به مجلس اعلاى شیعه آمد و موضوع را به امام موسى صدر اطلاع داد. ایشان كمى فكر كردند و سپس یكى از نزدیكانشان را نیز به طرابلس فرستادند و از گروگانگیرها خواهش كردند تا نماینده اى را نزد ایشان بفرستند و از فرمانده اردوگاه فلسطینى منطقه خواستند آن جوان را پیدا كند و تحت نظر بگیرد.
امام موسى صدر در مراسم خاكسپارى آن دختر، یك سخنرانى عاطفى بسیار زیبایى را ایراد كردند و با ذكر داستانهایى از سیره حضرت مسیح، غائله را خواباندند. پدر مقتول به ایشان گفت: «سیّدى! مادرِ این دختر و من، خون این دختر جوان را به تو بخشیدیم».
امام موسى صدر از نمایندگان مسیحى خواستند گروگانها رمراسمد كنند و گفتند: «فعلاً این جوان، به مجلس اعلاىِ شیعیان، پناهنده شده است. شما بروید و مراسم تدفین دختر مقتول را آماده كنید. من هم براى تشییع و تدفین خواهم آمد و بعد، تكلیف مجازات قاتل را معلوم خواهم كرد».
بعدها در بیروت، آن جوان را نزد آقاى صدر آوردند. بسیار سرافكنده بود. خود را روى پاى ایشان انداخت و گفت: «سرورم! خَلاصم كن». سپس او را قدرى موعظه كردند و گفتند: «صاحبان خون، تو را حلال كردند. برو و استغفار كن».
لازم به ذکر است که تصویر بالا مربوط به مراسم عروسی همان دختر مسیحی است.
✏سایت تبیان به نقل از نشریه نامه مفید، ش ۱۶، ص ۸۱
🍀❤ @filsofak
دكتر صادق طباطبایى خاطره اى شیرین از همراهى با امام موسى صدر در دوران جنگ داخلی لبنان نقل مىكند که مربوط به قتل یک جوان مسیحی توسط یک فرد مسلمان می باشد:
یادم هست كه یك روز، جوانى فلسطینى در شهر طرابلس، یك دختر مسیحى را به قتل رسانده و فرار كرده بود. مسیحیهاى مسلّحِ حزب «فالانْژ»، تقریبا پنجاه ـ شصت زن، كودك و پیرمرد فلسطینى را گروگان گرفته بودند و مىگفتند اگر آن فرد را فورى به ما تحویل ندهید، اینها را خواهیم كُشت.
یكى از فرماندهان گروه «الفتح» به مجلس اعلاى شیعه آمد و موضوع را به امام موسى صدر اطلاع داد. ایشان كمى فكر كردند و سپس یكى از نزدیكانشان را نیز به طرابلس فرستادند و از گروگانگیرها خواهش كردند تا نماینده اى را نزد ایشان بفرستند و از فرمانده اردوگاه فلسطینى منطقه خواستند آن جوان را پیدا كند و تحت نظر بگیرد.
امام موسى صدر در مراسم خاكسپارى آن دختر، یك سخنرانى عاطفى بسیار زیبایى را ایراد كردند و با ذكر داستانهایى از سیره حضرت مسیح، غائله را خواباندند. پدر مقتول به ایشان گفت: «سیّدى! مادرِ این دختر و من، خون این دختر جوان را به تو بخشیدیم».
امام موسى صدر از نمایندگان مسیحى خواستند گروگانها رمراسمد كنند و گفتند: «فعلاً این جوان، به مجلس اعلاىِ شیعیان، پناهنده شده است. شما بروید و مراسم تدفین دختر مقتول را آماده كنید. من هم براى تشییع و تدفین خواهم آمد و بعد، تكلیف مجازات قاتل را معلوم خواهم كرد».
بعدها در بیروت، آن جوان را نزد آقاى صدر آوردند. بسیار سرافكنده بود. خود را روى پاى ایشان انداخت و گفت: «سرورم! خَلاصم كن». سپس او را قدرى موعظه كردند و گفتند: «صاحبان خون، تو را حلال كردند. برو و استغفار كن».
لازم به ذکر است که تصویر بالا مربوط به مراسم عروسی همان دختر مسیحی است.
✏سایت تبیان به نقل از نشریه نامه مفید، ش ۱۶، ص ۸۱
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
زنها گاهی اوقات چيزی نمیگويند.
چون به نظرشان لازم نيست كه چيزی گفته شود
با نگاهشان حرف میزنند...
به اندازه يک دنيا حرف میزنند.
هرگز نبايد از چشمان هيچ زنی ساده گذشت!
✏سیمین_دوبوار
❤🍀 @filsofak
زنها گاهی اوقات چيزی نمیگويند.
چون به نظرشان لازم نيست كه چيزی گفته شود
با نگاهشان حرف میزنند...
به اندازه يک دنيا حرف میزنند.
هرگز نبايد از چشمان هيچ زنی ساده گذشت!
✏سیمین_دوبوار
❤🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مردها از چه زنانی خوششان می آید؟
هر رابطه عاطفی روزهای اول با شور و اشتیاق زیادی شکل میگیرد و پیش میرود. اما گاهی این اشتیاق خاموش میشود و رابطه بین زن و مرد کمکم سرد میشود. این وسط همیشه یک سؤال برای دو طرف پیش میآید. چه اتفاقی افتاده که آنها به اینجا رسیدند؟ در واقع هیچ اتفاق خاصی نیفتاده جز این که طرفین بعد از مدتی خصوصیاتی از طرف دیدهاند که به قول معروف توی ذوقشان خورده است. همین!
در این پست روانشناسی به خصوصیات زنهایی که توی ذوق مردها نمی زنند اشاره میکنیم و در اینجا به شما می گوییم که مردها از چه زنانی خوششان می آید...
🔸زنهایی که مسائل را پیچیده نمی کنند
این یک اصل روانشناسی درباره خانمهاست. این که اگر مساله ای باب میلشان نباشد، به هیچ صورتی راضی نمیشوند. حتی اگر آسمان به زمین هم بیاید باز فرقی ندارد. این دسته زنها وقتی در شرایطی قرار میگیرند که نمیخواهند متقاعد شوند اقدامی تدافعی دارند. شروع به پیچیده کردن مساله میکنند تا بلکه کلمه ” نه” از دهانشان خارج نشود. مردها از این زنها گریزان هستند.
🔸زنهایی که خودشان را دستکم نمیگیرند
مردها فقط در ظاهر ادعا میکنند که از زنهای مغرور دل خوشی ندارند وگرنه در باطن طالب این هستند که همسر همراه آنها کمی خودخواهی داشته باشد. البته خودخواهی از جنس اعتمادبهنفس. آن هم نه کاذب و اغراقشده. بلکه واقعی و ملموس. مردها از زنهایی که خودشان را تحسین نمیکنند بیزارند!
🔸زنهایی که زیادی حد وابسته نیستند
مردها دوست دارند که در خانه حرف اول و آخر را بزنند و یک جورهایی تکیهگاه و پشتوانه زن و فرزندانشان باشند. اما وقتی این احساس وابستگی بیشتر از حد معمول شود دیگر نمیتوان از مرد توقع حمایت داشت. آن وقت او احساس میکند که آزادیاش را از دست داده و برای رسیدن به آن دست به هر کاری میزند.
🔸زنهایی که سعی ندارند تصمیم گیرنده باشند
در یک رابطه دو طرفه تصمیمگیری یکطرفه معنی نمیدهد. درست است که زنها دوست دارند در زندگی مشترک استقلال خودشان را از دست ندهند و به نوعی نشان بدهند که در زندگی زناشویی نقش دارند اما اگر این نقش در تصمیمگیریها زیاد از معمول شود آن وقت مرد را از رابطه صحیح بیرون میکشد.
🔸زنهایی که ادعای دانستن همه چیز ندارند
برای مردها خیلی سخت است که جلوی زنها کم بیاورند برای همین در برابر زنهایی که مدعی دانستن همه چیز هستند همیشه احساس ناامنی دارند و سعی میکنند تا جایی که ممکن است از این دسته زنها فرار کنند.
🔸زنهایی که نمیخواهند مردها را تغییر بدهند
خیلی از زنها وقتی رابطهای عاطفی با جنس مخالف را شروع میکنند به این باور هستند که میتوانند بعد از مدتی با تاثیرگذاری روی طرف اخلاق و رفتار او را باب میل خودشان تغییر بدهند. این مساله برای مردها یک جور خط قرمز است. مردها به محضی که بفهمند کسی میخواهد آنها را به نفع خودش تغییر بدهد، فراری میشوند.
🔸زنهایی که قدرت مراقبت از خودشان را دارند
در نگاه یک مرد زن باید قدرتمند و مستقل باشد. در عین این که به مرد زندگیاش تکیه میدهد و گاهی از او حمایت میگیرد. مردها از زنی که در بیرون از خانه قدرت پشتیبانی از خودش را ندارد تمایل چندانی ندارند.
🔸زنهایی که حسادت ندارند
کی گفته که حسادت در زندگی زناشویی بد است؟ خیلی از روانشناسان معتقدند که حسادت تا حد معقولش میتواند روابط بین زن و مرد را سالم نگه دارد اما فکرش را بکنید که زن خانه هر روز و هر ساعت بخواهد از سر حسادت همسرش را کنترل کند یا به در و همسایه حسادت داشته باشد و سرکوفتش را سر شوهر بینوا بزند. معلوم است دیگر. مرد از زن زندگی هر روز دورتر میشود!
🔸زنهایی که ظرافت زنانه دارند
لباس پوشیدن، صحبت کردن، نوع رابطه با دیگران… همه و همه از نگاه یک مرد باید ظریف و زنانه باشد. حالا هر قدر زن زندگی او شخصیت مهمی هم در اجتماع داشته باشد. مهم نیست. مهم این است که او در خانه و بیرون از آن ظرافت و زنانگی خودش را داشته باشد.
🔸زنهایی که دنبال مال و منال نیستند
مردها عاشق زنانگی هستند اما اگر زنی از صبح تا شب کارش فقط فکر کردن به فلان مدل ماشین و یا فلان لباس گرانقیمت باشد آن وقت دیگر برای هیچ مردی جذابیت ندارد. مردها دوست دارند زن زندگیشان گاهی ورای مادیات حرف بزند!
❤🍀 @filsofak
مردها از چه زنانی خوششان می آید؟
هر رابطه عاطفی روزهای اول با شور و اشتیاق زیادی شکل میگیرد و پیش میرود. اما گاهی این اشتیاق خاموش میشود و رابطه بین زن و مرد کمکم سرد میشود. این وسط همیشه یک سؤال برای دو طرف پیش میآید. چه اتفاقی افتاده که آنها به اینجا رسیدند؟ در واقع هیچ اتفاق خاصی نیفتاده جز این که طرفین بعد از مدتی خصوصیاتی از طرف دیدهاند که به قول معروف توی ذوقشان خورده است. همین!
در این پست روانشناسی به خصوصیات زنهایی که توی ذوق مردها نمی زنند اشاره میکنیم و در اینجا به شما می گوییم که مردها از چه زنانی خوششان می آید...
🔸زنهایی که مسائل را پیچیده نمی کنند
این یک اصل روانشناسی درباره خانمهاست. این که اگر مساله ای باب میلشان نباشد، به هیچ صورتی راضی نمیشوند. حتی اگر آسمان به زمین هم بیاید باز فرقی ندارد. این دسته زنها وقتی در شرایطی قرار میگیرند که نمیخواهند متقاعد شوند اقدامی تدافعی دارند. شروع به پیچیده کردن مساله میکنند تا بلکه کلمه ” نه” از دهانشان خارج نشود. مردها از این زنها گریزان هستند.
🔸زنهایی که خودشان را دستکم نمیگیرند
مردها فقط در ظاهر ادعا میکنند که از زنهای مغرور دل خوشی ندارند وگرنه در باطن طالب این هستند که همسر همراه آنها کمی خودخواهی داشته باشد. البته خودخواهی از جنس اعتمادبهنفس. آن هم نه کاذب و اغراقشده. بلکه واقعی و ملموس. مردها از زنهایی که خودشان را تحسین نمیکنند بیزارند!
🔸زنهایی که زیادی حد وابسته نیستند
مردها دوست دارند که در خانه حرف اول و آخر را بزنند و یک جورهایی تکیهگاه و پشتوانه زن و فرزندانشان باشند. اما وقتی این احساس وابستگی بیشتر از حد معمول شود دیگر نمیتوان از مرد توقع حمایت داشت. آن وقت او احساس میکند که آزادیاش را از دست داده و برای رسیدن به آن دست به هر کاری میزند.
🔸زنهایی که سعی ندارند تصمیم گیرنده باشند
در یک رابطه دو طرفه تصمیمگیری یکطرفه معنی نمیدهد. درست است که زنها دوست دارند در زندگی مشترک استقلال خودشان را از دست ندهند و به نوعی نشان بدهند که در زندگی زناشویی نقش دارند اما اگر این نقش در تصمیمگیریها زیاد از معمول شود آن وقت مرد را از رابطه صحیح بیرون میکشد.
🔸زنهایی که ادعای دانستن همه چیز ندارند
برای مردها خیلی سخت است که جلوی زنها کم بیاورند برای همین در برابر زنهایی که مدعی دانستن همه چیز هستند همیشه احساس ناامنی دارند و سعی میکنند تا جایی که ممکن است از این دسته زنها فرار کنند.
🔸زنهایی که نمیخواهند مردها را تغییر بدهند
خیلی از زنها وقتی رابطهای عاطفی با جنس مخالف را شروع میکنند به این باور هستند که میتوانند بعد از مدتی با تاثیرگذاری روی طرف اخلاق و رفتار او را باب میل خودشان تغییر بدهند. این مساله برای مردها یک جور خط قرمز است. مردها به محضی که بفهمند کسی میخواهد آنها را به نفع خودش تغییر بدهد، فراری میشوند.
🔸زنهایی که قدرت مراقبت از خودشان را دارند
در نگاه یک مرد زن باید قدرتمند و مستقل باشد. در عین این که به مرد زندگیاش تکیه میدهد و گاهی از او حمایت میگیرد. مردها از زنی که در بیرون از خانه قدرت پشتیبانی از خودش را ندارد تمایل چندانی ندارند.
🔸زنهایی که حسادت ندارند
کی گفته که حسادت در زندگی زناشویی بد است؟ خیلی از روانشناسان معتقدند که حسادت تا حد معقولش میتواند روابط بین زن و مرد را سالم نگه دارد اما فکرش را بکنید که زن خانه هر روز و هر ساعت بخواهد از سر حسادت همسرش را کنترل کند یا به در و همسایه حسادت داشته باشد و سرکوفتش را سر شوهر بینوا بزند. معلوم است دیگر. مرد از زن زندگی هر روز دورتر میشود!
🔸زنهایی که ظرافت زنانه دارند
لباس پوشیدن، صحبت کردن، نوع رابطه با دیگران… همه و همه از نگاه یک مرد باید ظریف و زنانه باشد. حالا هر قدر زن زندگی او شخصیت مهمی هم در اجتماع داشته باشد. مهم نیست. مهم این است که او در خانه و بیرون از آن ظرافت و زنانگی خودش را داشته باشد.
🔸زنهایی که دنبال مال و منال نیستند
مردها عاشق زنانگی هستند اما اگر زنی از صبح تا شب کارش فقط فکر کردن به فلان مدل ماشین و یا فلان لباس گرانقیمت باشد آن وقت دیگر برای هیچ مردی جذابیت ندارد. مردها دوست دارند زن زندگیشان گاهی ورای مادیات حرف بزند!
❤🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟ گفتم: دو رکعت نماز صبح بخوان و سه رکعت نماز مغرب. گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند! گفتم: مسلمانى آنها یک مقدار قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است. کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟ گفتم: خیر، روزه مربوط به کهنه مسلمان ها است،
مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت، به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم. گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر. همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت، و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است، نماز شبش ترک نمى شود، و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
✏مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹.
🍀❤ @filsofak 👈👈👈
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟ گفتم: دو رکعت نماز صبح بخوان و سه رکعت نماز مغرب. گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند! گفتم: مسلمانى آنها یک مقدار قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است. کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟ گفتم: خیر، روزه مربوط به کهنه مسلمان ها است،
مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت، به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم. گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر. همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت، و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است، نماز شبش ترک نمى شود، و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
✏مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹.
🍀❤ @filsofak 👈👈👈
ریاضیات نشان می دهد چگونه در طول یکسال، "اندکی بهتر یا بدتر بودن"، موفقیت یا شکست شما را رقم می زند.
🍀❤ @filsofak
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘☘☘
انسان هم مثل حیوان، طبیعتا موجودی مقلد است. تقلید کردن برای او حکم نیاز را دارد ، به شرطی که آسان باشد. قدرت پدیده ای به نام مد، از همین ضرورت ناشی میشود. موضوع ، چه بر سر تقلید کردن از عقاید و نظریات باشد، چه بر سر اظهارات ادبی و یا مثلا شکل لباس، فرقی نمیکند ولی می دانید که چه تعداد از افراد در عمل جرات خارج شدن از حیطه نفوذ آن را دارند؟
📕روانشناسی توده ها
👤گوستاو لوبون / کیومرث خواجوی ها
🍀❤ @filsofak
☘☘☘
انسان هم مثل حیوان، طبیعتا موجودی مقلد است. تقلید کردن برای او حکم نیاز را دارد ، به شرطی که آسان باشد. قدرت پدیده ای به نام مد، از همین ضرورت ناشی میشود. موضوع ، چه بر سر تقلید کردن از عقاید و نظریات باشد، چه بر سر اظهارات ادبی و یا مثلا شکل لباس، فرقی نمیکند ولی می دانید که چه تعداد از افراد در عمل جرات خارج شدن از حیطه نفوذ آن را دارند؟
📕روانشناسی توده ها
👤گوستاو لوبون / کیومرث خواجوی ها
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘☘☘
عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست. ما آن احساس را بيدار ميكنيم، ولي براي اينكه بيدار شود، به ديگران نياز داريم. دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...!
📕یازده دقیقه
👤پائولو کوئیلو / کیومرث پارسای
🍀❤ @filsofak
☘☘☘
عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست. ما آن احساس را بيدار ميكنيم، ولي براي اينكه بيدار شود، به ديگران نياز داريم. دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...!
📕یازده دقیقه
👤پائولو کوئیلو / کیومرث پارسای
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘☘☘
آدمبزرگها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمیکنن، هیچوقت نمیپرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازیهایی رو دوست داره؟ پروانه جمع میکنه یا نه؟
میپرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق میگیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال میکنن طرف رو شناختن!
اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیونتومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!
نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
📕شازده کوچولو
👤 آنتوان دو سنت اگزوپري
🍀❤ @filsofak
☘☘☘
آدمبزرگها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمیکنن، هیچوقت نمیپرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازیهایی رو دوست داره؟ پروانه جمع میکنه یا نه؟
میپرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق میگیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال میکنن طرف رو شناختن!
اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیونتومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!
نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
📕شازده کوچولو
👤 آنتوان دو سنت اگزوپري
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘☘☘
عشق سرشار از دام است. وقتی می خواهد تجلی کند، فقط نورش را نشان می دهد و نمی گذارد سایه های ناشی از این نور را ببینیم.
.
📕کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
👤 پائولو کوئیلو /آرش حجازی
🍀❤ @filsofak
☘☘☘
عشق سرشار از دام است. وقتی می خواهد تجلی کند، فقط نورش را نشان می دهد و نمی گذارد سایه های ناشی از این نور را ببینیم.
.
📕کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
👤 پائولو کوئیلو /آرش حجازی
🍀❤ @filsofak
شهرداری ایلام پنج سال است که حکم جالبی صادر کرده
برگهای پاییزی آشغال نیستند؛ آنها جزئی از زیبایی طبیعت هستند و آنها را جمع آوری نمی کنیم.
🍀❤ @filsofak
برگهای پاییزی آشغال نیستند؛ آنها جزئی از زیبایی طبیعت هستند و آنها را جمع آوری نمی کنیم.
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ رفتار بسیار درس آموز امام سجاد علیه السلام با دشمن زمینخورده
🔹هشام بن اسماعیل [حاکم مدینه در زمان عبدالملک بن مروان] در ستم و توهین به اهل مدینه بیداد کرده بود. با خاندان علی(ع) و مخصوصا امام علی بن الحسین زین العابدین(ع)، بیش از دیگران بدرفتاری کرده بود.
🔹ولید پس از به قدرت رسیدن، هشام را معزول ساخت و به جای او عمربن عبدالعزیز، پسر عموی جوان خود را حاکم مدینه قرار داد . عمر برای باز شدن عقده دل مردم، دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان بن حکم نگاه دارند و هرکس که از هشام بدی دیده یا شنیده، بیاید و داد دل خود را بگیرد . مردم دسته دسته میآمدند، دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بود که نثار هشام بن اسماعیل میشد.
🔹خود هشام بن اسماعیل بیش از همه نگران امام علی بن الحسین(ع) و علویین بود . با خود فکر میکرد انتقام علی بن الحسین در مقابل آن همه ستمها و سبّ و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش، کمتر از کشتن نخواهد بود . ولی از آن طرف، امام به علویین فرمود: خوی ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن بعد از آنکه ضعیف شد، انتقام بگیریم، بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
🔹هنگامی که امام با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل میآمد، رنگ در چهره هشام باقی نماند. هرلحظه انتظار مرگ را میکشید; ولی بر خلاف انتظار وی، امام طبق معمول -که مسلمانی به مسلمانی می رسد- با صدای بلند فرمود: «سلام علیکم» و با او مصافحه کرد و برحال او ترحم کرده، به او فرمود: «اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم».
🔹پس از این جریان، مردم مدینه نیز شماتت به او را موقوف کردند.
📝 استاد مطهری، داستان راستان، ج1، ص290-289 (با تلخیص)
🍀❤ @filsofak
✅ رفتار بسیار درس آموز امام سجاد علیه السلام با دشمن زمینخورده
🔹هشام بن اسماعیل [حاکم مدینه در زمان عبدالملک بن مروان] در ستم و توهین به اهل مدینه بیداد کرده بود. با خاندان علی(ع) و مخصوصا امام علی بن الحسین زین العابدین(ع)، بیش از دیگران بدرفتاری کرده بود.
🔹ولید پس از به قدرت رسیدن، هشام را معزول ساخت و به جای او عمربن عبدالعزیز، پسر عموی جوان خود را حاکم مدینه قرار داد . عمر برای باز شدن عقده دل مردم، دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان بن حکم نگاه دارند و هرکس که از هشام بدی دیده یا شنیده، بیاید و داد دل خود را بگیرد . مردم دسته دسته میآمدند، دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بود که نثار هشام بن اسماعیل میشد.
🔹خود هشام بن اسماعیل بیش از همه نگران امام علی بن الحسین(ع) و علویین بود . با خود فکر میکرد انتقام علی بن الحسین در مقابل آن همه ستمها و سبّ و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش، کمتر از کشتن نخواهد بود . ولی از آن طرف، امام به علویین فرمود: خوی ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن بعد از آنکه ضعیف شد، انتقام بگیریم، بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
🔹هنگامی که امام با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل میآمد، رنگ در چهره هشام باقی نماند. هرلحظه انتظار مرگ را میکشید; ولی بر خلاف انتظار وی، امام طبق معمول -که مسلمانی به مسلمانی می رسد- با صدای بلند فرمود: «سلام علیکم» و با او مصافحه کرد و برحال او ترحم کرده، به او فرمود: «اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم».
🔹پس از این جریان، مردم مدینه نیز شماتت به او را موقوف کردند.
📝 استاد مطهری، داستان راستان، ج1، ص290-289 (با تلخیص)
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هر چه سعی میکنم نمی توانم به اصل خودم برگردم یا در شخصیت قدیمی ام احساس راحتی کنم، اختلالی که وجود دارد بسیار بزرگ است، بعضی چیزها جابه جا شده اند، لامپ سوخته و تکه هایی از گذشته ام مثل زباله بر زمین ریخته اند!
✏ولادیمیر_نابوکف🍁
🍀❤ @filsofak
هر چه سعی میکنم نمی توانم به اصل خودم برگردم یا در شخصیت قدیمی ام احساس راحتی کنم، اختلالی که وجود دارد بسیار بزرگ است، بعضی چیزها جابه جا شده اند، لامپ سوخته و تکه هایی از گذشته ام مثل زباله بر زمین ریخته اند!
✏ولادیمیر_نابوکف🍁
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
-چرا رنجم می دهی؟
-چون دوستت دارم.
-نه دوستم نداری، وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را!
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم؛ عشق را ... حتی به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
-بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم ...
✏ایتالو_کالوینو🍁
❤🍀 @filsofak
-چرا رنجم می دهی؟
-چون دوستت دارم.
-نه دوستم نداری، وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را!
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم؛ عشق را ... حتی به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
-بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم ...
✏ایتالو_کالوینو🍁
❤🍀 @filsofak