📝 کانال فلسفه اخلاق:
راستى لذت تنها بودن را چشيده اى، قدم زدنِ تنها، دراز كشيدنِ تنها توى آفتاب؟...
چه لذتِ بزرگى است براى يك موجود عذاب كشيده، براى قلب و سر! منظورم را ميفهمى!
آيا تا به حال مسافت زيادى را تنها قدم زده اى؟ قابليتِ لذت بردن از آن دلالت بر مقدار زيادى فلاكتِ گذشته و نيز لذت هاى گذشته دارد.
وقتى پسربچه بودم خيلى تنها ماندم، اما آنها بيشتر به زورِ شرايط بود نه به انتخاب خودم. امّا حالا، با شتاب به طرفِ تنهايى مى روم، همانطور كه رودخانه ها با شتاب به سوىِ دريا سرازير مى شوند.
👤 فرانتس كافكا
| نامه به فلیسه |
❤🍀 @filsofak
راستى لذت تنها بودن را چشيده اى، قدم زدنِ تنها، دراز كشيدنِ تنها توى آفتاب؟...
چه لذتِ بزرگى است براى يك موجود عذاب كشيده، براى قلب و سر! منظورم را ميفهمى!
آيا تا به حال مسافت زيادى را تنها قدم زده اى؟ قابليتِ لذت بردن از آن دلالت بر مقدار زيادى فلاكتِ گذشته و نيز لذت هاى گذشته دارد.
وقتى پسربچه بودم خيلى تنها ماندم، اما آنها بيشتر به زورِ شرايط بود نه به انتخاب خودم. امّا حالا، با شتاب به طرفِ تنهايى مى روم، همانطور كه رودخانه ها با شتاب به سوىِ دريا سرازير مى شوند.
👤 فرانتس كافكا
| نامه به فلیسه |
❤🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
لذت بخش تر از این سراغ ندارم
که دو عاشق تنها
در دیداری پر شور
به جنگ قفس های خود ساخته ذهنی بروند
و بی هوا پر بگشایند در آزادی عشق
همو که تنها مأمن و یگانه منجی است...!
✏ #مصطفی_سلیمانی
❤🍀 @filsofak
لذت بخش تر از این سراغ ندارم
که دو عاشق تنها
در دیداری پر شور
به جنگ قفس های خود ساخته ذهنی بروند
و بی هوا پر بگشایند در آزادی عشق
همو که تنها مأمن و یگانه منجی است...!
✏ #مصطفی_سلیمانی
❤🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ببینید در شبکههای مجازی چه میکنیم!
وقتی یک جوکی را میخوانیم و میخندیم، سریعا آن پست را به دوستان خود فوروارد میکنیم تا «مثلا» شادی را به اشتراک گذاشته باشیم.
وقتی یک مطلب فلسفی را میخوانیم و فکر میکنیم، دو حالت اتفاق میافتد:
یا از تفکربرانگیزی و عمق معنایش به وجد میآییم، که در اینصورت وسوسه میشویم آن را طوری به دیگران فوروارد کنیم که گمان کنند «ما» خود آن مطلب را نوشتهایم یا حداقل خود آن را مستقیما از کتابی برداشتهایم؛ یعنی ابتدا نام نویسنده و کانالش را تغییر میدهیم یا حذف میکنیم، سپس به اشتراک میگذاریم. چون مطلب قابلیت فخرفروشی و پز روشنفکری دادن را داراست.
و یا از آن خوشمان نمیآید و درکش نمیکنیم، که در اینصورت نیز نیازی به فوروارد کردنش نیست.
جوکها و سرگرمیها کاربرد چندانی برای پوز دادن و فخرفروختن و فریب دادن ندارند.
نتیجه چه میشود: دنبالکنندگان کانالها و شبکههای فلسفی و فکری، در حد افتضاحی پایین میماند و راه ترویج عام تفکر مسدود یا صعبالعبور میگردد.
عوامل موثر زیادند اما ببینید ادمینها و کاربران تنها با همین رفتار کلیک و کپی و فوروارد چه نقشی در جهتدهی به انتشار اطلاعات ایفا میکنند.
🍀❤ @filsofak
ببینید در شبکههای مجازی چه میکنیم!
وقتی یک جوکی را میخوانیم و میخندیم، سریعا آن پست را به دوستان خود فوروارد میکنیم تا «مثلا» شادی را به اشتراک گذاشته باشیم.
وقتی یک مطلب فلسفی را میخوانیم و فکر میکنیم، دو حالت اتفاق میافتد:
یا از تفکربرانگیزی و عمق معنایش به وجد میآییم، که در اینصورت وسوسه میشویم آن را طوری به دیگران فوروارد کنیم که گمان کنند «ما» خود آن مطلب را نوشتهایم یا حداقل خود آن را مستقیما از کتابی برداشتهایم؛ یعنی ابتدا نام نویسنده و کانالش را تغییر میدهیم یا حذف میکنیم، سپس به اشتراک میگذاریم. چون مطلب قابلیت فخرفروشی و پز روشنفکری دادن را داراست.
و یا از آن خوشمان نمیآید و درکش نمیکنیم، که در اینصورت نیز نیازی به فوروارد کردنش نیست.
جوکها و سرگرمیها کاربرد چندانی برای پوز دادن و فخرفروختن و فریب دادن ندارند.
نتیجه چه میشود: دنبالکنندگان کانالها و شبکههای فلسفی و فکری، در حد افتضاحی پایین میماند و راه ترویج عام تفکر مسدود یا صعبالعبور میگردد.
عوامل موثر زیادند اما ببینید ادمینها و کاربران تنها با همین رفتار کلیک و کپی و فوروارد چه نقشی در جهتدهی به انتشار اطلاعات ایفا میکنند.
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍گونههای دینداری
دربارۀ دین دو عقیدۀ متضاد وجود دارد:
عقیدۀ مشهور:
دین، مجموعهای نسبتاً شفاف، روشن، متعین، جامع و آشکار است که از جانب خدا فرود آمده است و دینداری صحیح، در گرو پیروی از عالمان و متولیان رسمی دین است.
عقیدۀ غیر مشهور:
دین، سخنگو و نمایندۀ نوعی جهانشناسی خدامحور است؛ اما آنقدر کلی است که قالبها و تفسیرهای گوناگون را میپذیرد و همۀ آن قالبها و تفسیرها تا آنگاه که خدا و اخلاق را انکار نکردهاند، ماهیت دینی دارند و هیچیک دینتر از دیگری نیست.
بنا بر عقیدۀ نخست، دین خدا تکلیف همهچیز را مستقیم یا غیر مستقیم روشن کرده است و وظیفۀ عالمان دین، کشف این تکلیفها و سپس اعلام عمومی آن است. پشتوانۀ این عقیده، برخی گزارههای دینی و نیز فهم عامۀ مسلمانان از دین در بیش از هزار سال گذشته است.
عقیدۀ دوم، منویات دینی را کلیتر از آن میبیند که تن به تطبیقات جزئی بدهند. بنابراین، همین که نظر یا عملی، با روح خداپرستی و معادباوری و تصریحات قطعی و متواتر و فرازمانی ادیان، در جدال نباشد، میتوان امضای دین را برای آن نظر یا عمل گرفت؛ البته تا اطلاع ثانوی.
هر یک از این دو عقیده، پیامدهایی دارد؛ اما از آنجا که نظریۀ دوم، هنوز تجربه نشده است، نمیتوانیم پیامدهای مادی و معنوی آن را با نتیجههایی که تا امروز از نظریۀ نخست گرفتهایم، مقایسه کنیم.
✏رضا بابایی
@rezababaei43
🍀❤ @filsofak
📍گونههای دینداری
دربارۀ دین دو عقیدۀ متضاد وجود دارد:
عقیدۀ مشهور:
دین، مجموعهای نسبتاً شفاف، روشن، متعین، جامع و آشکار است که از جانب خدا فرود آمده است و دینداری صحیح، در گرو پیروی از عالمان و متولیان رسمی دین است.
عقیدۀ غیر مشهور:
دین، سخنگو و نمایندۀ نوعی جهانشناسی خدامحور است؛ اما آنقدر کلی است که قالبها و تفسیرهای گوناگون را میپذیرد و همۀ آن قالبها و تفسیرها تا آنگاه که خدا و اخلاق را انکار نکردهاند، ماهیت دینی دارند و هیچیک دینتر از دیگری نیست.
بنا بر عقیدۀ نخست، دین خدا تکلیف همهچیز را مستقیم یا غیر مستقیم روشن کرده است و وظیفۀ عالمان دین، کشف این تکلیفها و سپس اعلام عمومی آن است. پشتوانۀ این عقیده، برخی گزارههای دینی و نیز فهم عامۀ مسلمانان از دین در بیش از هزار سال گذشته است.
عقیدۀ دوم، منویات دینی را کلیتر از آن میبیند که تن به تطبیقات جزئی بدهند. بنابراین، همین که نظر یا عملی، با روح خداپرستی و معادباوری و تصریحات قطعی و متواتر و فرازمانی ادیان، در جدال نباشد، میتوان امضای دین را برای آن نظر یا عمل گرفت؛ البته تا اطلاع ثانوی.
هر یک از این دو عقیده، پیامدهایی دارد؛ اما از آنجا که نظریۀ دوم، هنوز تجربه نشده است، نمیتوانیم پیامدهای مادی و معنوی آن را با نتیجههایی که تا امروز از نظریۀ نخست گرفتهایم، مقایسه کنیم.
✏رضا بابایی
@rezababaei43
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃سه توصیه مهم استاد مصطفی ملکیان پیرامون فرآیند تحصیلی
1. قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید
2. به دانشگاه ها اکتفا نکنید
3. به هرم مطالعاتی عمل کنید
🔹قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید و به دانشگاه اکتفا نکنید
روانشناسان با همه اختلافی که با هم دارند در این نقطه متفق القولند که از 18 تا 40 سالگی بهترین سالهای عمر هر انسانی اند . نه سالهای قبل از 18 سالگی انسان پختگی لازم را دارد برای استفاده از عمر و وقت و استعدادهایش نه بعد از 40 سالگی .
🔹 اما دانشگاه های ما با کمال تاسف باید گفت درست نصف این 28 سال را از شما می گیرند – تازه اگر دانش آموز زرنگی باشید- 11 سال را از شما می گیرند و فقط یک ورق کاغذ به شما می دهند که بهش می گویند مدرک دکتری؛ یعنی نصف عمر مفیدتون را که بر روی این کره زمین اقامت دارید را داده اید و یک ورق کاغذ گرفته اید که به آن می گویند مدرک دکتری.
🔹من هیچ کس را تشویق نمی کنم که مدرک دکتری نگیرد ؛ اصلا و ابدا . اما می گویم اگر در خارج از کشور درس می خوانید خب دکتر می شوید و به اندازه یک دکتر هم معلومات پیدا می کنید ولی اگر به هر جهتی یا نمی خواهید یا نمی توانید بروید خارج از کشور و می خواهید در اینجا علوم انسانی را دنبال کنید بیایید و این کار را بکنید .
🔹فرض کنید دو بازار وجود دارد در یک بازار مدرک می فروشند و در یک بازار علم . بروید در آن بازار که اسمش دانشگاهست مدرک بخرید ؛اما برای خودتان با استفاده از کارشناسان ، اساتید و مشاوران برنامه ریزی کنید و شروع کنید به این برنامه عمل کردن .
تا این برنامه را به شما دادند شما شروع کنید که متوازن این مدرک، معلوماتتان را داشته باشید
وگرنه دانشگاه های ما هیچ چیز به شما نمی دهند جز مدرک !
🔹اگر واقعا به فلسفه علاقه مندید اصلا به دانشگاه اعننا نداشته باشید و به قدر ضرورت و به وقت ضرورت فقط به دانشگاه بروید آن مقدار که اگر غایب باشید چیزی را از دست خواهید داد.
ولی تمام اهتمامتان این باشد که کار کنید و وقتی به سنی مثل سن من برسید می فهمید عمق تلخ این واقعیت را که الان به شما می گویم که به لحاظ ریاضی 51 منهای 50 مساوی یک هست و 21 منهای 20 هم مساوی یک است ولی اصلا فکر نکنید ارزش آن عمری که 20 تا 21 سالگی دارید مساویست با عمری که از 50 تا 51 سالگی دارید .
باور کنید از من و بعدا به رأی العین می بینید یک هفته بیست تا بیست و یک سالگیتان اندازه یک سال 50 تا 51 سالگی ارزش دارد. این سالها بی نمونه اند بی همتایند و آن وقت است که حیفتان می آید.
من به دوستانم می گویم اگر برای عمر خودتان حیفتان نمی آید تا 40 سالگی حیفتان بیاید بعد خواستید ضایعش کنید و هر کاری می خواهید بکنید ولی واقعا تا 40 سالگی را ضایع نکنید .
🔹مثلا 16 سال دیگر که شما دارید؛ ثانیه ثانیه اش را استفاده کنید. اگر این کار را بکنید نه پشیمانی خواهید داشت نه حسرتی و نه اندوهی ولی اگر این کار را نکنید درست به میزانی که استفاده نمی کنید پشیمان می شوید و دائما با خودتان نزاع دارید و با خودتان نمی توانید آشتی کنید و همین طور تا آخر عمرتان خودتان را سرزنش می کنید همیشه قدر تا 40 سالگیتان را بدانید کاری به این دانشگاه ها نداشته باشید برنامه ریزی کنید و کار کنید و البته وقتی برنامه ریزی سنجیده صورت گرفت باید 4 ویژگی هم داشته باشد در آن برنامه :1. نظم داشته باشد 2. پشتکار داشته باشد 3. اعتدال را رعایت کند 4. دائما خودش را بازنگری کنید درست مثل کوهنوردانی که وضعشان را هر از چندگاهی از نو مورد ارزیابی قرار می دهند .
🔹التزام به هرم مطالعاتی
من همیشه عقیده ام این بوده که اشخاص موفق باید به صورت مخروطی یا هرمی درس بخوانند یعنی اول در قاعده این مخروط موضوعات بسیار متعددی را بخوانند اما با عمق کم بعد یک درصد بیایند پایین تر و بعد یک تعدادی از موضوعات قبلی کمتر بشود ولی آنهایی که در این دایره کوچتر است عمیق تر بخوانند بعد بیایند این هرم را بالا تا برسد به راس اما اینکه در این طبقات پنج - شش گانه که از قاعده هرم تا رأس هست چه بخوانند بستگی به این دارد که در راس هرم می خواهند به کجا برسند ؟
🔹من خودم اعتقادم بر این است که برنامه ریزی صحیح این است که در 40 سالگی فرد به راس هرم رسیده باشد .
این معنایش این است که از 40 سالگی تا آخر عمر می خواهد دائما بر روی آن نقطه مرکزی ای که در راس هرم قرار دارد کار کند و عمق بیشتر و باز هم عمق بیشتر به آن بدهید .
🌂گفتگوی خصوصی . اسفند 92
🍀❤ @filsofak
🍃🍃سه توصیه مهم استاد مصطفی ملکیان پیرامون فرآیند تحصیلی
1. قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید
2. به دانشگاه ها اکتفا نکنید
3. به هرم مطالعاتی عمل کنید
🔹قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید و به دانشگاه اکتفا نکنید
روانشناسان با همه اختلافی که با هم دارند در این نقطه متفق القولند که از 18 تا 40 سالگی بهترین سالهای عمر هر انسانی اند . نه سالهای قبل از 18 سالگی انسان پختگی لازم را دارد برای استفاده از عمر و وقت و استعدادهایش نه بعد از 40 سالگی .
🔹 اما دانشگاه های ما با کمال تاسف باید گفت درست نصف این 28 سال را از شما می گیرند – تازه اگر دانش آموز زرنگی باشید- 11 سال را از شما می گیرند و فقط یک ورق کاغذ به شما می دهند که بهش می گویند مدرک دکتری؛ یعنی نصف عمر مفیدتون را که بر روی این کره زمین اقامت دارید را داده اید و یک ورق کاغذ گرفته اید که به آن می گویند مدرک دکتری.
🔹من هیچ کس را تشویق نمی کنم که مدرک دکتری نگیرد ؛ اصلا و ابدا . اما می گویم اگر در خارج از کشور درس می خوانید خب دکتر می شوید و به اندازه یک دکتر هم معلومات پیدا می کنید ولی اگر به هر جهتی یا نمی خواهید یا نمی توانید بروید خارج از کشور و می خواهید در اینجا علوم انسانی را دنبال کنید بیایید و این کار را بکنید .
🔹فرض کنید دو بازار وجود دارد در یک بازار مدرک می فروشند و در یک بازار علم . بروید در آن بازار که اسمش دانشگاهست مدرک بخرید ؛اما برای خودتان با استفاده از کارشناسان ، اساتید و مشاوران برنامه ریزی کنید و شروع کنید به این برنامه عمل کردن .
تا این برنامه را به شما دادند شما شروع کنید که متوازن این مدرک، معلوماتتان را داشته باشید
وگرنه دانشگاه های ما هیچ چیز به شما نمی دهند جز مدرک !
🔹اگر واقعا به فلسفه علاقه مندید اصلا به دانشگاه اعننا نداشته باشید و به قدر ضرورت و به وقت ضرورت فقط به دانشگاه بروید آن مقدار که اگر غایب باشید چیزی را از دست خواهید داد.
ولی تمام اهتمامتان این باشد که کار کنید و وقتی به سنی مثل سن من برسید می فهمید عمق تلخ این واقعیت را که الان به شما می گویم که به لحاظ ریاضی 51 منهای 50 مساوی یک هست و 21 منهای 20 هم مساوی یک است ولی اصلا فکر نکنید ارزش آن عمری که 20 تا 21 سالگی دارید مساویست با عمری که از 50 تا 51 سالگی دارید .
باور کنید از من و بعدا به رأی العین می بینید یک هفته بیست تا بیست و یک سالگیتان اندازه یک سال 50 تا 51 سالگی ارزش دارد. این سالها بی نمونه اند بی همتایند و آن وقت است که حیفتان می آید.
من به دوستانم می گویم اگر برای عمر خودتان حیفتان نمی آید تا 40 سالگی حیفتان بیاید بعد خواستید ضایعش کنید و هر کاری می خواهید بکنید ولی واقعا تا 40 سالگی را ضایع نکنید .
🔹مثلا 16 سال دیگر که شما دارید؛ ثانیه ثانیه اش را استفاده کنید. اگر این کار را بکنید نه پشیمانی خواهید داشت نه حسرتی و نه اندوهی ولی اگر این کار را نکنید درست به میزانی که استفاده نمی کنید پشیمان می شوید و دائما با خودتان نزاع دارید و با خودتان نمی توانید آشتی کنید و همین طور تا آخر عمرتان خودتان را سرزنش می کنید همیشه قدر تا 40 سالگیتان را بدانید کاری به این دانشگاه ها نداشته باشید برنامه ریزی کنید و کار کنید و البته وقتی برنامه ریزی سنجیده صورت گرفت باید 4 ویژگی هم داشته باشد در آن برنامه :1. نظم داشته باشد 2. پشتکار داشته باشد 3. اعتدال را رعایت کند 4. دائما خودش را بازنگری کنید درست مثل کوهنوردانی که وضعشان را هر از چندگاهی از نو مورد ارزیابی قرار می دهند .
🔹التزام به هرم مطالعاتی
من همیشه عقیده ام این بوده که اشخاص موفق باید به صورت مخروطی یا هرمی درس بخوانند یعنی اول در قاعده این مخروط موضوعات بسیار متعددی را بخوانند اما با عمق کم بعد یک درصد بیایند پایین تر و بعد یک تعدادی از موضوعات قبلی کمتر بشود ولی آنهایی که در این دایره کوچتر است عمیق تر بخوانند بعد بیایند این هرم را بالا تا برسد به راس اما اینکه در این طبقات پنج - شش گانه که از قاعده هرم تا رأس هست چه بخوانند بستگی به این دارد که در راس هرم می خواهند به کجا برسند ؟
🔹من خودم اعتقادم بر این است که برنامه ریزی صحیح این است که در 40 سالگی فرد به راس هرم رسیده باشد .
این معنایش این است که از 40 سالگی تا آخر عمر می خواهد دائما بر روی آن نقطه مرکزی ای که در راس هرم قرار دارد کار کند و عمق بیشتر و باز هم عمق بیشتر به آن بدهید .
🌂گفتگوی خصوصی . اسفند 92
🍀❤ @filsofak
بيشتر مردم به آزادی علاقه چندانی ندارند چون آزادی مستلزم و متضمن مسؤوليت است و بيشتر مردم از مسؤوليت واهمه دارند.
✏زيگموند فرويد
🍀❤ @filsofak
✏زيگموند فرويد
🍀❤ @filsofak
تلگرام برای کسی که بتونه هکش کنه 300 هزار دلار جایزه گذاشته
اون وقت یارو تو تلگرام داره تبلیغ میکنه هک تلگرام ده تومن 😐
🍀❤ @filsofak
اون وقت یارو تو تلگرام داره تبلیغ میکنه هک تلگرام ده تومن 😐
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
♦️از هر 2.2 ازدواج در شمال تهران یک مورد منجر به «طلاق» میشود.
رییس سازمان بهزیستی کشور:
🔹از هر 2.2 ازدواج در شمال تهران یک مورد منجر به طلاق میشود.
🔹در روستاها نیز از هر 6 ازدواج یک طلاق صورت میگیرد.
🔹فضای مجازی باعث شده گفتوگوی بین خانوادهها کاهش یافته و جمع خانوادهها به سمت انزوا، افسردگی و تغییر سبک زندگی حرکت کند.
@Entekhab_ir
🍀❤ @filsofak
♦️از هر 2.2 ازدواج در شمال تهران یک مورد منجر به «طلاق» میشود.
رییس سازمان بهزیستی کشور:
🔹از هر 2.2 ازدواج در شمال تهران یک مورد منجر به طلاق میشود.
🔹در روستاها نیز از هر 6 ازدواج یک طلاق صورت میگیرد.
🔹فضای مجازی باعث شده گفتوگوی بین خانوادهها کاهش یافته و جمع خانوادهها به سمت انزوا، افسردگی و تغییر سبک زندگی حرکت کند.
@Entekhab_ir
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
گفتی:
با این همه شعری که ازبری
به سرزمینی می مانی
که مردمانش همه شاعر اند
گفتم:
به هر مردی که لبخند می زنی
چند تن از شاعرانم کشته می شوند
و شبیه می شوم
به کشوری در آستانه ی فروپاشی
تو اما
عاشق لبخندی
و این غم انگیز است که نمیدانی
با هر تبسمت
باید خون شعری را
گردن بگیری.
✏#محسن_بیدوازی
کتاب: بیدارخوابی
نشر: مایا
🍀❤ @filsofak
گفتی:
با این همه شعری که ازبری
به سرزمینی می مانی
که مردمانش همه شاعر اند
گفتم:
به هر مردی که لبخند می زنی
چند تن از شاعرانم کشته می شوند
و شبیه می شوم
به کشوری در آستانه ی فروپاشی
تو اما
عاشق لبخندی
و این غم انگیز است که نمیدانی
با هر تبسمت
باید خون شعری را
گردن بگیری.
✏#محسن_بیدوازی
کتاب: بیدارخوابی
نشر: مایا
🍀❤ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 انیمیشن "برای پرندگان"
پرندگان کوچکی که نمی خواهند از یک پرنده ی بزرگتر پیروی کنند.
🎖برنده اسکار انیمیشن کوتاه(2002)
#فیلم_کوتاه
🍀❤ @filsofak
پرندگان کوچکی که نمی خواهند از یک پرنده ی بزرگتر پیروی کنند.
🎖برنده اسکار انیمیشن کوتاه(2002)
#فیلم_کوتاه
🍀❤ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آدمهایی پيدا ميشن كه... كه اونقدر غصه اون دنيا رو دارند كه هيچ وقت ياد نمیگيرند تو اين دنيا چه جور بايد زندگی كرد.
✏| كتاب: #كشتن_مرغ_مينا | #هارپر_لي |
| برگردان: #فخرالدين_مير_رمضاني |
| انتشارات: #امير_كبير ، چاپ چهارم، ١٣٩٣ | صفحه: ٧٢ | برگرفته از نسخه چاپي |
🍀❤ @filsofak
آدمهایی پيدا ميشن كه... كه اونقدر غصه اون دنيا رو دارند كه هيچ وقت ياد نمیگيرند تو اين دنيا چه جور بايد زندگی كرد.
✏| كتاب: #كشتن_مرغ_مينا | #هارپر_لي |
| برگردان: #فخرالدين_مير_رمضاني |
| انتشارات: #امير_كبير ، چاپ چهارم، ١٣٩٣ | صفحه: ٧٢ | برگرفته از نسخه چاپي |
🍀❤ @filsofak
گاهی اوقات تصور می کنم دلم میخواهد خاکسترم را در کتابخانه ای بپاشند.
| #نیل_گیمن | #سخنان_ناب |
🍀❤ @filsofak
| #نیل_گیمن | #سخنان_ناب |
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دفتر کوچک نادانی
(مسیر بی نشان خودشناسی)
بی آنکه بخواهی دروغ بگویی، فرار کنی و یا خود را فریب دهی و تخدیر کنی باید به پرسشی که پیش ترها از آن بیم داشتی و پرهیز می کردی، جوابی درخور بدهی (مسیر تازه ی زندگی ات از مبدأ پاسخ روشن و مناسب تو به این پرسش، آغاز می شود.)
پرسشی که از تو می خواهد تا روشن کنی، امروز و در لحظه های جاری (که بدون سایه ی سنگین دیروز و درخشش دروغین فردا، فقط و فقط متعلق به تو هستند) چگونه و چقدر هستی؟
باید پرسش مهم دیگری که باید از خودت بپرسی این باشد: چگونه می خواهی بفهمی ارزش زندگی تو و همچنین ارزش آنچه زندگی به تو داده و ارزشی که زندگی می تواند داشته باشد، چقدر است؟ چگونه می خواهی ارزش داشته ها و نداشته هایت را محاسبه کنی؟ با کدام چشمِ گوهر شناس می خواهی آن ارزش و گوهر گمشده (کم یاب، نایاب و یا پنهان مانده) را بجویی؟
در درون زندگی ات یا بیرون آن؟ درحافظه و دفینه ی خاطراتت یا در کلکسیونِ اندیشه ها، باورها و دانسته هایت؟
در گذشته ی شخصیِ محدود و حقیرت؟
آیا می خواهی آن گوهر و ارزش را در ناخودآگاهت یا در ناخودآگاه جمعی که می پنداریم صندوقچه ی اسرار و ارزش ها و چراغ جادوی ظهور حقایق است، بجویی؟
✏| کتاب: #دفتر_کوچک_نادانی | نویسنده: #عباس_شیرازی_مطلق | انتشارات: #بدیهه ( 1395 ) | صفحه: 184| برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
دفتر کوچک نادانی
(مسیر بی نشان خودشناسی)
بی آنکه بخواهی دروغ بگویی، فرار کنی و یا خود را فریب دهی و تخدیر کنی باید به پرسشی که پیش ترها از آن بیم داشتی و پرهیز می کردی، جوابی درخور بدهی (مسیر تازه ی زندگی ات از مبدأ پاسخ روشن و مناسب تو به این پرسش، آغاز می شود.)
پرسشی که از تو می خواهد تا روشن کنی، امروز و در لحظه های جاری (که بدون سایه ی سنگین دیروز و درخشش دروغین فردا، فقط و فقط متعلق به تو هستند) چگونه و چقدر هستی؟
باید پرسش مهم دیگری که باید از خودت بپرسی این باشد: چگونه می خواهی بفهمی ارزش زندگی تو و همچنین ارزش آنچه زندگی به تو داده و ارزشی که زندگی می تواند داشته باشد، چقدر است؟ چگونه می خواهی ارزش داشته ها و نداشته هایت را محاسبه کنی؟ با کدام چشمِ گوهر شناس می خواهی آن ارزش و گوهر گمشده (کم یاب، نایاب و یا پنهان مانده) را بجویی؟
در درون زندگی ات یا بیرون آن؟ درحافظه و دفینه ی خاطراتت یا در کلکسیونِ اندیشه ها، باورها و دانسته هایت؟
در گذشته ی شخصیِ محدود و حقیرت؟
آیا می خواهی آن گوهر و ارزش را در ناخودآگاهت یا در ناخودآگاه جمعی که می پنداریم صندوقچه ی اسرار و ارزش ها و چراغ جادوی ظهور حقایق است، بجویی؟
✏| کتاب: #دفتر_کوچک_نادانی | نویسنده: #عباس_شیرازی_مطلق | انتشارات: #بدیهه ( 1395 ) | صفحه: 184| برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دكتر صادق طباطبایى خاطره اى شیرین از همراهى با امام موسى صدر در دوران جنگ داخلی لبنان نقل مىكند که مربوط به قتل یک جوان مسیحی توسط یک فرد مسلمان می باشد:
یادم هست كه یك روز، جوانى فلسطینى در شهر طرابلس، یك دختر مسیحى را به قتل رسانده و فرار كرده بود. مسیحیهاى مسلّحِ حزب «فالانْژ»، تقریبا پنجاه ـ شصت زن، كودك و پیرمرد فلسطینى را گروگان گرفته بودند و مىگفتند اگر آن فرد را فورى به ما تحویل ندهید، اینها را خواهیم كُشت.
یكى از فرماندهان گروه «الفتح» به مجلس اعلاى شیعه آمد و موضوع را به امام موسى صدر اطلاع داد. ایشان كمى فكر كردند و سپس یكى از نزدیكانشان را نیز به طرابلس فرستادند و از گروگانگیرها خواهش كردند تا نماینده اى را نزد ایشان بفرستند و از فرمانده اردوگاه فلسطینى منطقه خواستند آن جوان را پیدا كند و تحت نظر بگیرد.
امام موسى صدر در مراسم خاكسپارى آن دختر، یك سخنرانى عاطفى بسیار زیبایى را ایراد كردند و با ذكر داستانهایى از سیره حضرت مسیح، غائله را خواباندند. پدر مقتول به ایشان گفت: «سیّدى! مادرِ این دختر و من، خون این دختر جوان را به تو بخشیدیم».
امام موسى صدر از نمایندگان مسیحى خواستند گروگانها رمراسمد كنند و گفتند: «فعلاً این جوان، به مجلس اعلاىِ شیعیان، پناهنده شده است. شما بروید و مراسم تدفین دختر مقتول را آماده كنید. من هم براى تشییع و تدفین خواهم آمد و بعد، تكلیف مجازات قاتل را معلوم خواهم كرد».
بعدها در بیروت، آن جوان را نزد آقاى صدر آوردند. بسیار سرافكنده بود. خود را روى پاى ایشان انداخت و گفت: «سرورم! خَلاصم كن». سپس او را قدرى موعظه كردند و گفتند: «صاحبان خون، تو را حلال كردند. برو و استغفار كن».
لازم به ذکر است که تصویر بالا مربوط به مراسم عروسی همان دختر مسیحی است.
✏سایت تبیان به نقل از نشریه نامه مفید، ش ۱۶، ص ۸۱
🍀❤ @filsofak
دكتر صادق طباطبایى خاطره اى شیرین از همراهى با امام موسى صدر در دوران جنگ داخلی لبنان نقل مىكند که مربوط به قتل یک جوان مسیحی توسط یک فرد مسلمان می باشد:
یادم هست كه یك روز، جوانى فلسطینى در شهر طرابلس، یك دختر مسیحى را به قتل رسانده و فرار كرده بود. مسیحیهاى مسلّحِ حزب «فالانْژ»، تقریبا پنجاه ـ شصت زن، كودك و پیرمرد فلسطینى را گروگان گرفته بودند و مىگفتند اگر آن فرد را فورى به ما تحویل ندهید، اینها را خواهیم كُشت.
یكى از فرماندهان گروه «الفتح» به مجلس اعلاى شیعه آمد و موضوع را به امام موسى صدر اطلاع داد. ایشان كمى فكر كردند و سپس یكى از نزدیكانشان را نیز به طرابلس فرستادند و از گروگانگیرها خواهش كردند تا نماینده اى را نزد ایشان بفرستند و از فرمانده اردوگاه فلسطینى منطقه خواستند آن جوان را پیدا كند و تحت نظر بگیرد.
امام موسى صدر در مراسم خاكسپارى آن دختر، یك سخنرانى عاطفى بسیار زیبایى را ایراد كردند و با ذكر داستانهایى از سیره حضرت مسیح، غائله را خواباندند. پدر مقتول به ایشان گفت: «سیّدى! مادرِ این دختر و من، خون این دختر جوان را به تو بخشیدیم».
امام موسى صدر از نمایندگان مسیحى خواستند گروگانها رمراسمد كنند و گفتند: «فعلاً این جوان، به مجلس اعلاىِ شیعیان، پناهنده شده است. شما بروید و مراسم تدفین دختر مقتول را آماده كنید. من هم براى تشییع و تدفین خواهم آمد و بعد، تكلیف مجازات قاتل را معلوم خواهم كرد».
بعدها در بیروت، آن جوان را نزد آقاى صدر آوردند. بسیار سرافكنده بود. خود را روى پاى ایشان انداخت و گفت: «سرورم! خَلاصم كن». سپس او را قدرى موعظه كردند و گفتند: «صاحبان خون، تو را حلال كردند. برو و استغفار كن».
لازم به ذکر است که تصویر بالا مربوط به مراسم عروسی همان دختر مسیحی است.
✏سایت تبیان به نقل از نشریه نامه مفید، ش ۱۶، ص ۸۱
🍀❤ @filsofak