📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍🏼 دستورزبان #تنوین
در زبان فارسی
تنوین « ً» و « ٌ» و « ٍ» وجود ندارد
و تنها کلمات دخیل عربی در فارسی
با تنوین بهکار رفته است.
از میان سه تنوین مذکور،
تنوین «اً» به کثرت
و تنوین «اٌ» در تعداد معدودی از کلمات
و تنوین «اٍ» بهندرت
در خط فارسی بهکار رفته است:
اتفاقاً، غالباً، تماماً، کراراً،
مثلاً، مضاف و مضافٌ الیه،
موضوعٌله، مشارٌالیه، سلامٌعلیکم،
بعبارةٍ اُخری، علی ایِّ حالٍ و... .
🔹قاعدهٔ اول
در زبان عربی کلمهٔ غیرمنصرف تنوین نمیگیرد.
از میان کلمات غیرمنصرف عربی،
به دو کلمه در زبان فارسی تنوین دادهاند
که غلط محسوب میشود: اقلاً، اکثراً.
میتوان بهجای این دو کلمه در خط فارسی،
ترکیبهای حداقل و حداکثر
یا کلماتی مترادف آنها گذاشت.
🔹قاعدهٔ دوم
همانطور که گفته شد،
تنوین خاصِ زبان عربی است
و نمیتوان به قیاس زبان عربی،
به کلمات غیرعربی
اعم از فارسی، ترکی، مغولی و لاتین
تنوین داد.
کلمهٔ غیرعربیِ تنویندار (منوّن)،
غلط محسوب میشود.
برای مثال کلمات زیر
که در زبان فارسی تنوین گرفتهاند،
در زبان معیار غلط محسوب میشوند:
ناچاراً، زباناً، گاهاً، تلفناً،
دوماً، سوماً، خواهشاً، نژاداً و... .
🔹قاعدهٔ سوم
در زبان فارسی تمام کلمات تنویندار
با «اً» قید مختص هستند؛
بنابراین میتوان آنها را
بهصورت قید فارسی بیان کرد.
برای مثال برای کلمات بالا
میتوان کلمات زیر را پیشنهاد کرد:
بهناچار، زبانی، گاهی، تلفنی،
دوم اینکه، سوم اینکه،
با خواهش، از نظر نژادی و... .
🔹قاعدهٔ چهارم
کاربرد کلمات عربی تنویندار
در خط فارسی غلط نیست؛
اما در زبان معیار فارسی بهتر است
بهجای اینگونه کلمات،
واژهها و ترکیبهای فارسی قرار داد:
ندرتاً: بهندرت
تدریجاً: بهتدریج
سریعاً: بهسرعت
شدیداً، بهشدت
کلاً: بهکلی، بهطور کلی
حتماً، بهطور حتم
غالباً: اغلب، بیشتر
تماماً: بهتمامی، بیشتر
اخیراً: بهتازگی
✏ناصر نیکوبخت، مبانی درستنویسی زبان معیار، چ۴، تهران: چشمه، ۱۳۹۳، ص۶۱و۶۲.
🍀❤ @filsofak
✍🏼 دستورزبان #تنوین
در زبان فارسی
تنوین « ً» و « ٌ» و « ٍ» وجود ندارد
و تنها کلمات دخیل عربی در فارسی
با تنوین بهکار رفته است.
از میان سه تنوین مذکور،
تنوین «اً» به کثرت
و تنوین «اٌ» در تعداد معدودی از کلمات
و تنوین «اٍ» بهندرت
در خط فارسی بهکار رفته است:
اتفاقاً، غالباً، تماماً، کراراً،
مثلاً، مضاف و مضافٌ الیه،
موضوعٌله، مشارٌالیه، سلامٌعلیکم،
بعبارةٍ اُخری، علی ایِّ حالٍ و... .
🔹قاعدهٔ اول
در زبان عربی کلمهٔ غیرمنصرف تنوین نمیگیرد.
از میان کلمات غیرمنصرف عربی،
به دو کلمه در زبان فارسی تنوین دادهاند
که غلط محسوب میشود: اقلاً، اکثراً.
میتوان بهجای این دو کلمه در خط فارسی،
ترکیبهای حداقل و حداکثر
یا کلماتی مترادف آنها گذاشت.
🔹قاعدهٔ دوم
همانطور که گفته شد،
تنوین خاصِ زبان عربی است
و نمیتوان به قیاس زبان عربی،
به کلمات غیرعربی
اعم از فارسی، ترکی، مغولی و لاتین
تنوین داد.
کلمهٔ غیرعربیِ تنویندار (منوّن)،
غلط محسوب میشود.
برای مثال کلمات زیر
که در زبان فارسی تنوین گرفتهاند،
در زبان معیار غلط محسوب میشوند:
ناچاراً، زباناً، گاهاً، تلفناً،
دوماً، سوماً، خواهشاً، نژاداً و... .
🔹قاعدهٔ سوم
در زبان فارسی تمام کلمات تنویندار
با «اً» قید مختص هستند؛
بنابراین میتوان آنها را
بهصورت قید فارسی بیان کرد.
برای مثال برای کلمات بالا
میتوان کلمات زیر را پیشنهاد کرد:
بهناچار، زبانی، گاهی، تلفنی،
دوم اینکه، سوم اینکه،
با خواهش، از نظر نژادی و... .
🔹قاعدهٔ چهارم
کاربرد کلمات عربی تنویندار
در خط فارسی غلط نیست؛
اما در زبان معیار فارسی بهتر است
بهجای اینگونه کلمات،
واژهها و ترکیبهای فارسی قرار داد:
ندرتاً: بهندرت
تدریجاً: بهتدریج
سریعاً: بهسرعت
شدیداً، بهشدت
کلاً: بهکلی، بهطور کلی
حتماً، بهطور حتم
غالباً: اغلب، بیشتر
تماماً: بهتمامی، بیشتر
اخیراً: بهتازگی
✏ناصر نیکوبخت، مبانی درستنویسی زبان معیار، چ۴، تهران: چشمه، ۱۳۹۳، ص۶۱و۶۲.
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍معنای زندگی از دیدگاه سه اگزیستانسیالیست:
1. سورن کیرکگور: معتقد است که این فقط انسان نیست که باید معنی آفرینی کند. معنا از قبل هست و وظیفه انسان است که با "ایمان" آن را "کشف" کند. البته انسان هم معنا می آفریند اما در چارچوبِ "خدا باوری".
2. آلبر کامو: اعتقاد دارد که "ممکن" است زندگی معنایی "ذاتی" داشته باشد، اما پی بردن به آن محال و یا بسیار دشوار است. راه چاره، رویارویی شجاعانه با پوچی زندگی و نبرد با آن است که می تواند باعث معنادار شدن آن شود.
3. ژان پل سارتر: از نظر او، زندگی و هستی به خودی خود بی معنا و بی جهت است. انسان، با "انتخاب" ها و جهت گیری های متعاقب و "اعمال" خود، دست به ارزش آفرینی زده و به زندگی معنا می بخشد.
🍀❤ @filsofak
📍معنای زندگی از دیدگاه سه اگزیستانسیالیست:
1. سورن کیرکگور: معتقد است که این فقط انسان نیست که باید معنی آفرینی کند. معنا از قبل هست و وظیفه انسان است که با "ایمان" آن را "کشف" کند. البته انسان هم معنا می آفریند اما در چارچوبِ "خدا باوری".
2. آلبر کامو: اعتقاد دارد که "ممکن" است زندگی معنایی "ذاتی" داشته باشد، اما پی بردن به آن محال و یا بسیار دشوار است. راه چاره، رویارویی شجاعانه با پوچی زندگی و نبرد با آن است که می تواند باعث معنادار شدن آن شود.
3. ژان پل سارتر: از نظر او، زندگی و هستی به خودی خود بی معنا و بی جهت است. انسان، با "انتخاب" ها و جهت گیری های متعاقب و "اعمال" خود، دست به ارزش آفرینی زده و به زندگی معنا می بخشد.
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هرگز درمیان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده است کرکس نمیشود.این خصلت درمیان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان.
✏ویکتور هوگو
🍀❤ @filsofak
هرگز درمیان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده است کرکس نمیشود.این خصلت درمیان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان.
✏ویکتور هوگو
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر افراد میتوانستند یاد بگیرند
که، آنچه برای من خوب است،
لزومی ندارد که برای دیگران هم خوب باشد،
آنگاه دنیای شاد و خوشایندتری میداشتیم.
تئوری انتخاب
به ما میآموزد که دنیای مطلوب من
اساس زندگی من است
نه اساس زندگی دیگران.
✏#ویلیام_گلاسر
🍀❤ @filsofak
اگر افراد میتوانستند یاد بگیرند
که، آنچه برای من خوب است،
لزومی ندارد که برای دیگران هم خوب باشد،
آنگاه دنیای شاد و خوشایندتری میداشتیم.
تئوری انتخاب
به ما میآموزد که دنیای مطلوب من
اساس زندگی من است
نه اساس زندگی دیگران.
✏#ویلیام_گلاسر
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شلخته تر از سرباز ها ندیدهام
پس از جنگ
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرتترین آنها
خودش را جا می گذارد...
✏#رضا_محبی_راد
📘 🗞 🎼 ☕️ 🐢
🍀❤@filsofak
شلخته تر از سرباز ها ندیدهام
پس از جنگ
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرتترین آنها
خودش را جا می گذارد...
✏#رضا_محبی_راد
📘 🗞 🎼 ☕️ 🐢
🍀❤@filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سفر به ایران چگونه است؟
📍این ویدئو محصول سفر یک جهانگرد به نام پیت به ایران است که زیبا و دیدنی است.
🍀❤ @filsofak 🏕
📍این ویدئو محصول سفر یک جهانگرد به نام پیت به ایران است که زیبا و دیدنی است.
🍀❤ @filsofak 🏕
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هر چه در عالم به نظر ما بیهوده و پوچ یا بد می آید برای آن است که اطلاعات ما درباره اَشیا جزئی است و از نظم و توافق کل عالم طبیعت بی خبریم و برای آن است که خیال می کنیم همه اَشیا بر وفق عقل ما ساخته شده است؛ در حقیقت آنچه را عقل ما بد می داند در مقایسه با قوانین کلی بد نیست بلکه از آن جهت بد است که با قوانین طبیعت خاص ما سازگار نیست.
شیئی واحد ممکن است در عین حال هم بد و هم خوب و هم نه بد و نه خوب باشد.مثلا موسیقی برای مبتلایان به مالیخوریا خوب است و برای سوگواران و عزاداران بد است و برای مردگان نه خوب است نه بد
✏#خیر_و_شر
#اسپینوزا
🍀❤ @filsofak
هر چه در عالم به نظر ما بیهوده و پوچ یا بد می آید برای آن است که اطلاعات ما درباره اَشیا جزئی است و از نظم و توافق کل عالم طبیعت بی خبریم و برای آن است که خیال می کنیم همه اَشیا بر وفق عقل ما ساخته شده است؛ در حقیقت آنچه را عقل ما بد می داند در مقایسه با قوانین کلی بد نیست بلکه از آن جهت بد است که با قوانین طبیعت خاص ما سازگار نیست.
شیئی واحد ممکن است در عین حال هم بد و هم خوب و هم نه بد و نه خوب باشد.مثلا موسیقی برای مبتلایان به مالیخوریا خوب است و برای سوگواران و عزاداران بد است و برای مردگان نه خوب است نه بد
✏#خیر_و_شر
#اسپینوزا
🍀❤ @filsofak
Forwarded from تشنگان فراٺ ڪرمان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من چمدانت را گرفته بودم
موج ها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقه ی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی
✏ #گروس_عبدالمکیان
🍀❤ @filsofak
من چمدانت را گرفته بودم
موج ها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقه ی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی
✏ #گروس_عبدالمکیان
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
عشق یکی از نشئه آورترین حالات روانشناختی است که معمولا به هیجانات و احساسات یک زوج درگیر در یک رابطه عاطفی گفته میشود.
دلیل اینکه احساسات عاشقانه، بسیار قوی و بهیاد ماندنی هستند این است که عشق رمانتیک، قبل از هر چیز دیگر، ناشی از علاقه به جنس مقابل و تولید مثل است و مسائل جنسی و تولید مثل، در میان قدرتمندترین غرایز انسانی هستند (هامر و کوپلند، ۱۹۹۹)
از نظر تکاملی، عشق میتواند به علت تاثیر مثبتی که در متصل نگه داشتن زوجین دارد، بوجود آمده باشد.
عشق را میتوان همانند چسبی دانست که برای اتصال دو قطعهای که به هر حال هر کدام هویتی جداگانه دارند، لازم است.
همچنین، عشق باعث میشود تا فرد از بین گزینههای موجود، بالاخره به یک گزینه اکتفا کرده، به او وفادار مانده و برای تولید مثل موفق خود و شریک، تعهد و مسئولیت پذیری نشان دهد. از این طریق او میتواند انرژی خود را از اتلاف و پراکندگی نجات داده و صرف زایندگی و باروری هرچه بیشتر کند.
✏| کتاب: #هوسهای_سرخ | #کوروش_رستگار | نشر: #اینترنتی | صفحه: ۴۸۳-۴۸۴ | برگرفته از نسخه: PDF |
🍀❤ @filsofak
عشق یکی از نشئه آورترین حالات روانشناختی است که معمولا به هیجانات و احساسات یک زوج درگیر در یک رابطه عاطفی گفته میشود.
دلیل اینکه احساسات عاشقانه، بسیار قوی و بهیاد ماندنی هستند این است که عشق رمانتیک، قبل از هر چیز دیگر، ناشی از علاقه به جنس مقابل و تولید مثل است و مسائل جنسی و تولید مثل، در میان قدرتمندترین غرایز انسانی هستند (هامر و کوپلند، ۱۹۹۹)
از نظر تکاملی، عشق میتواند به علت تاثیر مثبتی که در متصل نگه داشتن زوجین دارد، بوجود آمده باشد.
عشق را میتوان همانند چسبی دانست که برای اتصال دو قطعهای که به هر حال هر کدام هویتی جداگانه دارند، لازم است.
همچنین، عشق باعث میشود تا فرد از بین گزینههای موجود، بالاخره به یک گزینه اکتفا کرده، به او وفادار مانده و برای تولید مثل موفق خود و شریک، تعهد و مسئولیت پذیری نشان دهد. از این طریق او میتواند انرژی خود را از اتلاف و پراکندگی نجات داده و صرف زایندگی و باروری هرچه بیشتر کند.
✏| کتاب: #هوسهای_سرخ | #کوروش_رستگار | نشر: #اینترنتی | صفحه: ۴۸۳-۴۸۴ | برگرفته از نسخه: PDF |
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یعنی اگر داغ و درفش مان کنند و به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و… اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا که کتاب بخوانیم. ما اصلا یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقت مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره های روی شانه مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم.
یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه مان تبدیل می شود و اوراق هویتی و شاخصه ی ممیزه ی ماست همین کتاب نخواندن است.
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته ی مکتوبمان است که بع له… اما به حال و گذشته و آینده ی مکتوب خود به اندازه ی ی تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم.
عملا و علنا به کسانی که کتاب می خوانند می خندیم. آشکارا اگر کسی کتاب خوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می دانیمش. معتقدیم تا وقتی می شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا… (هر شهری، محلی) دور دور کرد خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی.
✏کتاب #چقدر_خوبیم_ما| #ابراهیم_رها| برگردان: - | انتشارات: #مروارید| صفحه - | برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
یعنی اگر داغ و درفش مان کنند و به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و… اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا که کتاب بخوانیم. ما اصلا یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقت مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره های روی شانه مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم.
یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه مان تبدیل می شود و اوراق هویتی و شاخصه ی ممیزه ی ماست همین کتاب نخواندن است.
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته ی مکتوبمان است که بع له… اما به حال و گذشته و آینده ی مکتوب خود به اندازه ی ی تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم.
عملا و علنا به کسانی که کتاب می خوانند می خندیم. آشکارا اگر کسی کتاب خوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می دانیمش. معتقدیم تا وقتی می شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا… (هر شهری، محلی) دور دور کرد خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی.
✏کتاب #چقدر_خوبیم_ما| #ابراهیم_رها| برگردان: - | انتشارات: #مروارید| صفحه - | برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤ @filsofak
Forwarded from تشنگان فراٺ ڪرمان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍آسیبپذیری عاشورا
بسیاری از محققان علوم دینی، دربارۀ عاشورا و آسیبهای آن میاندیشند و مینویسند یا سخنرانی میكنند. در قرن ما، بلندترین صدا در حوزۀ آفتزدایی از عاشورا و آسیبشناسی عزاداری، از زبان استاد مطهری به گوشها رسید. شریعتی و دیگران نیز نکات سودمندی گفتند. پیش از این دو بزرگوار نیز کتابهایی دربارۀ تحریفات عاشورا نوشتهاند و همچنان مینویسند. اما همه میدانیم که سرعت و گسترش آسیبها، بیش از سرعت و تأثیرگذاری آسیبشناسیها و آفتزداییها است؛ یعنی رشد و پیشروی تحریفات، به قدری است که کوششهای تحریفشناسان و آفتزدایان، تقریبا اثری در جامعه و حتی در میان اهل علم ندارد. صدای تحریفات، بسیار قویتر و رساتر و گستردهتر از فریاد مطهریها است. کتابهایی که اکنون دربارۀ امام حسین(ع) مینویسند، ممکن است بهتر از کتابهایی مانند «اسرار الشهاده» و مانند آن باشد، اما همین کتابها نسبت به قرنی که ما در آن به سر میبریم، چندان جلوتر از «اسرار الشهاده» نسبت به قرن سیزدهم نیست. ما اکنون حرفهای گذشتگان را – مثلا - دربارۀ ذوالجناح نمیگوییم، اما حرفهایی میگوییم که فاصلۀ آنها از منطق و تاریخ و اقتضاهای زمانه، کمتر از فاصلۀ منقبتخوانی و معجزهتراشی برای ذوالجناح در قرن سیزدهم نیست.
توصیۀ من به دوستان عاشوراپژوه این است که مدتی پروژۀ آسیبشناسی را رها کنند و به مسئلۀ مهمتری بیندیشند. آن مسئلۀ مهم، «علل آسیبپذیری عاشورا» است. چرا عاشورا این همه آسیبپذیر است، بهطوری که آسیبها همیشه چند قدم جلوتر از آسیبشناسان است؟ چرا صدای غالب در محیطهای شیعی، صدای مداحان است، نه نالۀ محققان و تاریخدانان؟
من پاسخم را به این پرسش در یادداشتی کوتاه و نیز در کتاب «رستاخیز خون و خرد» نوشتهام. به عقیدۀ من، مشکل در جایگاهی است که عاشورا در جامعۀ شیعی یافته است. هر چیزی، اگر در جای خود نباشد، مسائلی میآفریند که حل آن آسان نیست. اگر کسی پاسخ من را هم نمیپذیرد، جا دارد که به پاسخهایی دیگر بیندیشد. ما ناگزیریم که برای این سؤال جوابی پیدا کنیم که چرا عاشورا اینهمه آسیبپذیر است. اگر در پی پاسخ به آن سؤال نباشیم یا به پاسخهای غلط برسیم، بخشی عظیم از سرمایههای علمی و انسانی ما صرف مقابله با آسیبهایی خواهد شد که نمیدانيم از كجا آمدهاند و چرا آمدهاند و چه آبشخورهایی دارند و درمان آنها چیست. به قول مولانا:
اول ای جان، دفع شرّ موش کن
وانگه اندر جمع گندم کوش کن
گر نه موشی دزد در انبار ماست
گندم اعمال چلساله کجاست؟
✏رضا بابایی
🍀❤ @filsofak
📍آسیبپذیری عاشورا
بسیاری از محققان علوم دینی، دربارۀ عاشورا و آسیبهای آن میاندیشند و مینویسند یا سخنرانی میكنند. در قرن ما، بلندترین صدا در حوزۀ آفتزدایی از عاشورا و آسیبشناسی عزاداری، از زبان استاد مطهری به گوشها رسید. شریعتی و دیگران نیز نکات سودمندی گفتند. پیش از این دو بزرگوار نیز کتابهایی دربارۀ تحریفات عاشورا نوشتهاند و همچنان مینویسند. اما همه میدانیم که سرعت و گسترش آسیبها، بیش از سرعت و تأثیرگذاری آسیبشناسیها و آفتزداییها است؛ یعنی رشد و پیشروی تحریفات، به قدری است که کوششهای تحریفشناسان و آفتزدایان، تقریبا اثری در جامعه و حتی در میان اهل علم ندارد. صدای تحریفات، بسیار قویتر و رساتر و گستردهتر از فریاد مطهریها است. کتابهایی که اکنون دربارۀ امام حسین(ع) مینویسند، ممکن است بهتر از کتابهایی مانند «اسرار الشهاده» و مانند آن باشد، اما همین کتابها نسبت به قرنی که ما در آن به سر میبریم، چندان جلوتر از «اسرار الشهاده» نسبت به قرن سیزدهم نیست. ما اکنون حرفهای گذشتگان را – مثلا - دربارۀ ذوالجناح نمیگوییم، اما حرفهایی میگوییم که فاصلۀ آنها از منطق و تاریخ و اقتضاهای زمانه، کمتر از فاصلۀ منقبتخوانی و معجزهتراشی برای ذوالجناح در قرن سیزدهم نیست.
توصیۀ من به دوستان عاشوراپژوه این است که مدتی پروژۀ آسیبشناسی را رها کنند و به مسئلۀ مهمتری بیندیشند. آن مسئلۀ مهم، «علل آسیبپذیری عاشورا» است. چرا عاشورا این همه آسیبپذیر است، بهطوری که آسیبها همیشه چند قدم جلوتر از آسیبشناسان است؟ چرا صدای غالب در محیطهای شیعی، صدای مداحان است، نه نالۀ محققان و تاریخدانان؟
من پاسخم را به این پرسش در یادداشتی کوتاه و نیز در کتاب «رستاخیز خون و خرد» نوشتهام. به عقیدۀ من، مشکل در جایگاهی است که عاشورا در جامعۀ شیعی یافته است. هر چیزی، اگر در جای خود نباشد، مسائلی میآفریند که حل آن آسان نیست. اگر کسی پاسخ من را هم نمیپذیرد، جا دارد که به پاسخهایی دیگر بیندیشد. ما ناگزیریم که برای این سؤال جوابی پیدا کنیم که چرا عاشورا اینهمه آسیبپذیر است. اگر در پی پاسخ به آن سؤال نباشیم یا به پاسخهای غلط برسیم، بخشی عظیم از سرمایههای علمی و انسانی ما صرف مقابله با آسیبهایی خواهد شد که نمیدانيم از كجا آمدهاند و چرا آمدهاند و چه آبشخورهایی دارند و درمان آنها چیست. به قول مولانا:
اول ای جان، دفع شرّ موش کن
وانگه اندر جمع گندم کوش کن
گر نه موشی دزد در انبار ماست
گندم اعمال چلساله کجاست؟
✏رضا بابایی
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍بخشی از سخنرانی دکتر محمدرضا #سنگری
مردی که شانزده بار پای پیاده به حج رفت اما حسین(ع) را کشت.
یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!
این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.
در کربلا هر روز بيست هزار نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.
در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.
ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟
این هشدار و اندرزی است برای امروز و فردای ما...
✏بخشی از سخنرانی دکتر محمدرضا #سنگری با موضوع شخصیت «شمر بن ذی الجوشن»
🍀❤ @filsofak
📍بخشی از سخنرانی دکتر محمدرضا #سنگری
مردی که شانزده بار پای پیاده به حج رفت اما حسین(ع) را کشت.
یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!
این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.
در کربلا هر روز بيست هزار نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.
در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.
ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟
این هشدار و اندرزی است برای امروز و فردای ما...
✏بخشی از سخنرانی دکتر محمدرضا #سنگری با موضوع شخصیت «شمر بن ذی الجوشن»
🍀❤ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وای این داره چیکار می کنه؟!😨😨
🍀❤ @filsofak
🍀❤ @filsofak