Forwarded from در کمال خونسردی
تحمل می کنی
بدون اینکه کسی متوجه شود،
که در باران دردها هنوز ایستاده ای..
بدون اینکه کسی متوجه شود،
که در باران دردها هنوز ایستاده ای..
Forwarded from در کمال خونسردی
بعضیها از دور شبیه یک شاهکار ادبی به نظر میرسند، اما وقتی به وسطهای داستان میرسی، میفهمی فقط یک مشت کاغذِ کاهیِ متعفن هستند که با رنگ و لعابِ دروغ، وقت و احساست را دزدیدهاند.
Forwarded from در کمال خونسردی
Life has taught me not to make definitive judgments about anything, because everything changes over time—people, their opinions, their personalities, and their behaviors.
Forwarded from در کمال خونسردی
من او را طوری نگاه میکردم
انگار آخرین گلی بود که در جهان باقی مانده بود.
انگار آخرین گلی بود که در جهان باقی مانده بود.
Forwarded from در کمال خونسردی
من خیلی وقته قبول کردم انسانها ناامید کننده هستن اما نمیدونم از کی قراره بابتش ناراحت نشم.
Forwarded from در کمال خونسردی
روحمان پارهپاره بود اما وقتی کنار هم بودیم زخمهایمان کمی کمتر درد میکرد.
Forwarded from در کمال خونسردی
سال ها بعد
که مشتی خاک از سرزمینت شدی
باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید؛
کاش بوی عشق به وطن بلند شود
نه خیانت و ذلت...
که مشتی خاک از سرزمینت شدی
باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید؛
کاش بوی عشق به وطن بلند شود
نه خیانت و ذلت...
Forwarded from در کمال خونسردی
کسی نخواهد دانست که زیر هجوم افکار، چگونه هر تکه ام به گوشه ای از این اتاق افتاد و صبح بی آنکه همراهی داشته باشم؛ خود را جمع کردم و ادامه دادم
Forwarded from در کمال خونسردی
با دین یا بدون دین، انسانهای خوب کارهای خوب میکنند و انسانهای بد، کارهای بد. اما برای اینکه انسان بخواهد با ظاهر خوب کارهای بد کند، قطعا به دین نیاز دارد.
Forwarded from در کمال خونسردی
در این روزگار آغشته به خون، چگونه تاب آوردی؟ از دردی به درد دیگر پناه میبرم؛ درد جدید مُسکِن درد قبلی میشود تا زمانی که درد جدید تری از راه برسد..
و این چرخه ادامه دارد تا زمانی که دیگر روحم تاب نیاورد:)
و این چرخه ادامه دارد تا زمانی که دیگر روحم تاب نیاورد:)
Forwarded from در کمال خونسردی
He looked at me and said
"Do you know what your suffering is from?
You think too much about what you shouldn’t."
"Do you know what your suffering is from?
You think too much about what you shouldn’t."
Forwarded from در کمال خونسردی
تا کنون قلب هایمان برای معشوقه های خودمان تنگ میشد، کی فکرش را میکرد برای معشوقهی دختری گریه کنیم که دیگر او را نمیبیند....
Forwarded from در کمال خونسردی
Who knows how hard I have tried to keep my soul beautiful when the world was full of suffering?
Forwarded from در کمال خونسردی
انقدر امیدها به قلبت خیانت کردهاند که هرگاه به شادی کوچکی میرسی، چشم انتظار اندوه پس از آن میمانی.
Forwarded from در کمال خونسردی
گرچه انسان در آن لحظات سخت دوام میآورد، اما بعدها هر اتفاق سادهاى برايش بهانهای برای گریههاى طولانى مىشود.