چشم بادومی”
1.31K subscribers
1 photo
4 videos
1 link
دگر کافیست هرآنچه که..
Download Telegram
Channel created
Forwarded from my vibe_ (A)
اگه میرید اعتراضات موارد زیر رو انجام بدین👇🏻
1.چند لایه لباس بپوشید، لباس روییتون مشکی باشه و لباس های زیری‌تون رنگی باشه تا اگه افتادن دنبالتون لباس هاتون رو عوض کنید تا شناسایی نشید. عینک دودی نزنید امکان داره توی صورتتون خورد بشه، ماسک مشکی بزنید به صورتتون و صورتتون رو پوشش بدین (اگه دارید ماسک جوشکاری یا کلاه موتورسواری استفاده کنید و دستکش های مخصوص موتور سوار ها هم خیلی کاربردیه)
2. وقتی میرید حتما به یه فرد مورد اعتماد خبر بدید که کجا میرید و ..
3.اصلا وسایل اضافی و گوشی نبرید
4.اگه گاز اشک آور زدن از همدیگه جدا نشید تا نتونن بهتون نفوذ کنن و هر جایی رفتید همه همراه هم باشید.
5.اگه میتونید یه کیف کوچیک با خودتون ببرید که وسایل کمک های اولیه توش باشه مثل قرص،گاز استریل،الکل،چسب زخم،آب
6.وسیله برای دفاع از خودتون ببرید
7.همراه مردم بمونید و از هم دور نشید
و یادتون نره این سری برای انقلاب میرید به خیابون🔥
Koorosh, Sami Low, & Raha - "Ye Roozi" OFFICIAL VIDEO | کوروش، سامی…
Radio Javan
شرف را مادری با نام وطن یاد ما داد
آسمون قشنگه چون بچهامون مهمونشن🖤🪽
..
Forwarded from my vibe_
مبین مامان(:
من مادر ندارم ...به مادرت بگو برای منم دعا کنه .
بابا وقت خدافظیه ولی به مامان چیزی نگو .
سپهر بابا کجایی سپهر من کجایی بابا 💔
مانی بابا تو برو منم میام.
سوختم بابا سوختم..
حدیث من گشنه رفت (:💔
حکم اعدامه به مامان چیزی نگو...
من الان جواب رونیکارو چی بدم؟!
بچه ها کمک‌ ،ناموسا کمک
بچه ها نخندید(:
به نام خداوند رنگین کمان.
درود به مردم شریف ایران.
بارون اومدو یادم داد.
حیدر حیدر کنان به بچه من شلیک کردن💔.
دوست ندارم گریه کنن سر مزارم شادی کنن
نترسید نترسید ما همه باهم هستیم
ارزو...ی ۲۰۷ مشکی
عه باباییه ،مامان باباییِ(:💔
تنها آرزوم دوباره دیدن ایران آزاده.
به امید آزادی✌🏻🪽
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهل روز گذشته است؛ چهل روز از آن‌گاه که گلوله‌ها بلندتر از صداهای انسان سخن گفتند و خیابان، شاهدی شد که هرگز اجازهٔ شهادت نیافت. خاک هنوز بوی خون می‌دهد. دیوارها هنوز آن فریادها را پس می‌دهند. و زمان، با همهٔ بی‌رحمی‌اش، نتوانسته است رد آن لحظه‌ها را پاک کند. گفتند فراموش می‌شود؛ اما چگونه می‌توان چشم‌هایی را فراموش کرد که تنها جرمشان زنده بودن بود؟ چگونه می‌توان سکوتی را بخشید که پس از هر شلیک، سنگین‌تر شد؟ چهل روز گذشته، و خشم هنوز زنده است— نه چون آتشی کور، بلکه چون حافظه‌ای که نمی‌گذارد حقیقت زیر خاک بماند. نام‌ها را نمی‌توان کشت. صداها را نمی‌توان دفن کرد. و روزی خواهد رسید که همین سکوتِ تحمیل‌شده، با فریادی بزرگ‌تر باز خواهد گشت.
و تَن ، فدای وطن.