برای آزاد کردن ایران امکان پلن ریختن هست، حتی میشه به سمت اجرایی شدنش هم حرکت کرد، ولی لامصب انگار توالت بین راهیه. آدم میگه بشینم اینهمه بشورم و بسابم و بکوبم و بسازم و اغلب هم دست تنها چون احتمالا یه عده بیان بگن داری عندونی ما رو پاساژ میکنی ما الان کجا برینیم و همهی اینا که تهش چی؟ که یه پاساژ بسازی وسط بیابون چون صرفا بابات کارگر اون مستراح بوده، بهش عرق داری؟ اگر واقعا آدم اهل کار باشی و کسشعر نگفته باشی، اون توان لجستیکی رو تو هر پروژهی دیگه صرف کنی جهان ازت به نیکی یاد خواهد کرد.
👌7🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مصداقهای اینکه میگه يكتب بين عينيه كافر يقرؤه كل مؤمن كاتب وغير كاتب، همینه که شما هرجا دیدی جوان جقیفیسی، کت شلوار گشاد تنش کرده بود میتونید مطمئن بشید قراره خایهی خلیفه رو بخوره.
به این علائم توجه کنید دیگه لازم نیست یه دقیقه روضه رو گوش بدید مستقیم میزنید ۱۰ ثانیه آخرش.
به این علائم توجه کنید دیگه لازم نیست یه دقیقه روضه رو گوش بدید مستقیم میزنید ۱۰ ثانیه آخرش.
احساس میکنم هرچی لازم بوده بگم رو گفتم. یا بگردید تو پستها میتونید بقیشو حدس بزنید.
Anonymous Poll
25%
بله، پست آخر رو بذار و جمعش کن
75%
نه فلان چیز رو تا حالا بهش اشاره نکردی
امگا تری (مسخرهکننده)
یکی از مصداقهای اینکه میگه يكتب بين عينيه كافر يقرؤه كل مؤمن كاتب وغير كاتب، همینه که شما هرجا دیدی جوان جقیفیسی، کت شلوار گشاد تنش کرده بود میتونید مطمئن بشید قراره خایهی خلیفه رو بخوره. به این علائم توجه کنید دیگه لازم نیست یه دقیقه روضه رو گوش بدید…
حتی جقی تنظیم بازار هم گرفتن.
سگ همینطوری گذاشته پشت سر خایمال داره میگاد.
سگ همینطوری گذاشته پشت سر خایمال داره میگاد.
🤣3
این چندوقته که دارم یه سری مطالب رو مینویسم که کمکم کارای رفتنم رو سر و سامان بدم به یه سری جمعبندیها رسیدم. یکیش اینه که دید شفاف همیشه وجود داشته، و حتی وقتی به قرنها پیش میریم که صوفی موفیها داشتن با فنا فیالله جلق میزدن یکی مثل زکریای رازی بود که اون شفافیت در نگاه رو داشت. ولی ظاهرا جامعه انسانی، مخصوصا ساکنین طویلهی ایران، به شفاف دیدن آلرژی دارن، چون همون رازی هم شما امروز به الکل و پزشکی میشناسید. دیوژن هم که در حد ملانصرالدین باهاش برخورد میکنن. صادق هدایت هم که ورژن آب بستهی اینهاست به خاطر همون میزان توهمش به فتیش تبدیل شد، ولی اونم در سطح همین که جقیها بشینن تو کافه باهاش عروسک بازی کنن. در طول دهههای گذشتهی زندگیم چیزهای زیادی در مورد کارکرد جهان فهمیدم، و احساس میکنم وظیفهای دارم که این تجربه رو انتقال بدم. ولی وقتی به خود چیزهایی که از ساختار زندگی دریافتم نگاه میکنم میبینم همین احساس هم نوعی شفاف ندیدنه. اگر انسان بهتری بودم باید صرف فهم چیزی که فهم کردم برام کافی میبود، ولی نیست و این نقصی در منه، که باید در رابطه باهاش به شفافیت برسم.
👌1
خداحافظی اریک از کانال اقوالش رو که خوندم احساس کردم انگار اینکه "مزهاش رفته" توهم ذهنی من نیست و داره برای خیلیا پیش میآد. یاد این روند پرتکرار در زندگیم میافتم که معمولا یهو تو یه جمعی قرار میگیرم که به مرور میفهمم یک نفر دیگه بغیر از من هم متوجهست که وسط چه بازار خرفروشایی هستیم، و اون آدم معمولا صمیمیترین دوست من میشد. و یک دوران پر از لذت، از دیدن این کساخیل و سپس جمع شدن و مسخره کردنشون رو در کنار هم تجربه میکردیم. زیبایی این دوستیها در این بود که آدم ذوق میکرد وقتی میدید یه نفر دیگه هم با همون شفافیت تو به جهان نگاه میکنه، و از طرفی چون میدونستی طرف مقابل فنهات رو میفهمه و به روت میآره، فرصت میکردی اون کثافت ذاتیت رو بدون تعارفات معمول ارائه بدی.
اما این دوران پرلذت بعد از یه مدت جای خودش رو به ملال این میداد، که الان کسمغز کیه؟ کسمغز اونیه نمیفهمه تو آب ساکن میگوزه و به روی خودش نمیآره، یا منم که هرروز خودم رو در معرض کسمغزیش قرار میدم؟ و ملال از این میآد که بررسی رفتار این افراد، منجر به مرحلهی جدیدی از شناخت نمیشه، درواقع اصلا جنبهی شادیآورش در اینه که قرار دادن خودت در موقعیتی که کاملا بهش اشراف داری، گرفتن پاداش با وجود تنبلی ذهنیه. به خاطر همین با وجودیکه حماقت وضعیت ممکنه ادامه داشته باشه، تا ابد نمیشه در مورد یه وضعیت احمقانه حرف زد بدون اینکه تکراری بشه. و به ناچار دوستیای که بر محور حماقت دیگری شکل بگیره روزی به پایان میرسه. بله، ایرانی بودن ما رو رها نمیکنه و من فردای بستن این کانال یا هر مجرای دیگهای همچنان ایرانیم و ازش آسیب خواهم دید. ولی بعد از یه نقطهای، دیگه اون حالت بریم ایرانی باشیم بعد بیایم بگیم امروز چه کیری خوردیم و چقدر اقبال ما تنگ بود که تو این طویله وسط این خرها آخور ما رو بستن لطفی نداره، و فکر میکنم افراد زیادی دارن بهش میرسن.
اما این دوران پرلذت بعد از یه مدت جای خودش رو به ملال این میداد، که الان کسمغز کیه؟ کسمغز اونیه نمیفهمه تو آب ساکن میگوزه و به روی خودش نمیآره، یا منم که هرروز خودم رو در معرض کسمغزیش قرار میدم؟ و ملال از این میآد که بررسی رفتار این افراد، منجر به مرحلهی جدیدی از شناخت نمیشه، درواقع اصلا جنبهی شادیآورش در اینه که قرار دادن خودت در موقعیتی که کاملا بهش اشراف داری، گرفتن پاداش با وجود تنبلی ذهنیه. به خاطر همین با وجودیکه حماقت وضعیت ممکنه ادامه داشته باشه، تا ابد نمیشه در مورد یه وضعیت احمقانه حرف زد بدون اینکه تکراری بشه. و به ناچار دوستیای که بر محور حماقت دیگری شکل بگیره روزی به پایان میرسه. بله، ایرانی بودن ما رو رها نمیکنه و من فردای بستن این کانال یا هر مجرای دیگهای همچنان ایرانیم و ازش آسیب خواهم دید. ولی بعد از یه نقطهای، دیگه اون حالت بریم ایرانی باشیم بعد بیایم بگیم امروز چه کیری خوردیم و چقدر اقبال ما تنگ بود که تو این طویله وسط این خرها آخور ما رو بستن لطفی نداره، و فکر میکنم افراد زیادی دارن بهش میرسن.
👌1
حکمت ۲۳۴۵
اینکه موافقان پهلوی انسانهای کندذهنی هستن به این معنی نیست که مخالفانش به نبوغ خاصی دست پیدا کردن. بله، مهمه که روی این تفاوت مکس کنید که متوجه جزئیاتی که داره هر نوع حماقت رو شکل میده رو بشناسید. نه، نیاز نیست حرص بخورید چون حرص خوردن سر چیز الکی برای پوستمون خوب نیست.
اینکه موافقان پهلوی انسانهای کندذهنی هستن به این معنی نیست که مخالفانش به نبوغ خاصی دست پیدا کردن. بله، مهمه که روی این تفاوت مکس کنید که متوجه جزئیاتی که داره هر نوع حماقت رو شکل میده رو بشناسید. نه، نیاز نیست حرص بخورید چون حرص خوردن سر چیز الکی برای پوستمون خوب نیست.
👌7
امگا تری (مسخرهکننده)
ما دو دسته گی داریم. یک گیای هست که کون میده، لذت میبره، آدم مثبت و مفیدی برای جامعهست. یک گیای هم هست که چنین توییتی میزنه. اگه به هردو بگی گی، به اولی خیانت کردی. لهذا به دومی باید بگی کونی.
https://t.me/anarchonomy/15087
اون حکمت کونی که گفتم ورژن کسو هم داره ها.
اگر پرسیدن فرق کسو با زن آزاد چیه بگید اونی که بعد از اینکه به زور کردنش و پولش رو ندادن، فردا با پای خودش برمیگرده میگه بکنینم پولمو ندین. و بعد احساس میکنه غر هم میتونه بزنه.
اون حکمت کونی که گفتم ورژن کسو هم داره ها.
اگر پرسیدن فرق کسو با زن آزاد چیه بگید اونی که بعد از اینکه به زور کردنش و پولش رو ندادن، فردا با پای خودش برمیگرده میگه بکنینم پولمو ندین. و بعد احساس میکنه غر هم میتونه بزنه.
Telegram
Anarchonomy
این مطلب یه ادامهای داره و یه مقدمه، که هر دو حذف شده. ولی من دارمش.
مقدمهش اینه: وقتی ایتالیا بودم بچههایی که تو ایران بودن و میگفتن «خر نشی برگردی» رو به خالی شدن از حس وطندوستی متهم میکردم و به بعضیهاشون چون اسم مستعار داشتن میگفتم «آلبانی هوا…
مقدمهش اینه: وقتی ایتالیا بودم بچههایی که تو ایران بودن و میگفتن «خر نشی برگردی» رو به خالی شدن از حس وطندوستی متهم میکردم و به بعضیهاشون چون اسم مستعار داشتن میگفتم «آلبانی هوا…
👌5
فضای مجازی این برکت رو داشت که افراد زیادی با روایتها درگیر بشن و این باعث میشه نتونی روایت رو بر اساس مخاطبت تنظیم کنی.
و جوانترها تو این زمینه کمی زبدهترن چون از اول تو همین شرایط بزرگ شدن، و میدونن موقع تعریف کردن چنین داستانی، فقط باید تمرکز بر بیشعوری شخص مقابل باشه و تاکید، حتی به دروغ، روی اینکه هیچ راه دیگهای نبود. ولی خب خرفتها براشون سخته اتوماتیکش و باید آگاهانه بهش فکر کنن و بعضی وقتا دچار خطا میشن. متاسفانه
و جوانترها تو این زمینه کمی زبدهترن چون از اول تو همین شرایط بزرگ شدن، و میدونن موقع تعریف کردن چنین داستانی، فقط باید تمرکز بر بیشعوری شخص مقابل باشه و تاکید، حتی به دروغ، روی اینکه هیچ راه دیگهای نبود. ولی خب خرفتها براشون سخته اتوماتیکش و باید آگاهانه بهش فکر کنن و بعضی وقتا دچار خطا میشن. متاسفانه
👌1
امگا تری (مسخرهکننده)
Photo
کل داستان اینه که ایشون میخواد بگه اینجور آدمیم که اگه من نباشم مریض تو بیمارستان تلف میشه. ولی خب فن بیانت باید خوب باشه بتونی درست جاکشی کنی.
🤣2
Forwarded from افشین آزاد
آدم تنها باید جای خدای خودش هم باشه. از طرف خدا به خودش بگه «وقتی بیست سالت بود میگفتی زندگی هرچی داشت رو دیدم، و میخواستی تمومش کنی، اما حالا که سالها گذشته برای خودت افسوس میخوری که خیلی چیزها رو نچشیدی».
خدای من همیشه مچگیر بود.
خدای من همیشه مچگیر بود.
افشین آزاد
آدم تنها باید جای خدای خودش هم باشه. از طرف خدا به خودش بگه «وقتی بیست سالت بود میگفتی زندگی هرچی داشت رو دیدم، و میخواستی تمومش کنی، اما حالا که سالها گذشته برای خودت افسوس میخوری که خیلی چیزها رو نچشیدی». خدای من همیشه مچگیر بود.
خداها چیزهای مختلفی میگن، ولی مرد برتر باید صدای چندین خدا رو بشنوه و برای همشون پاسخی داشته باشه. زمانی که خدای من ازین مچگیریها میکرد، گفتم "درسته که از خود چشیدن خستهام، ولی اینکه هنوز به تماشای زندگی نشستم از ذوق چشیدن نیست، از عفونت اخلاقمه که میدونم باید چه کار کرد، ولی نخوت و غرور مانع میشه و میگم دنیا هنوز باید وقت داشته باشه تا با بزرگی ابعادم آشنا بشه."
و خلاصه که مچگیری خدای من، از ضایع بودن منه، نه نکتهبینی اون. کنارش گذاشتم و با خدای بعدی به گفتگو نشستم که ازین حرفا نمیزد.
و خلاصه که مچگیری خدای من، از ضایع بودن منه، نه نکتهبینی اون. کنارش گذاشتم و با خدای بعدی به گفتگو نشستم که ازین حرفا نمیزد.
🔥1
Forwarded from Anarconomy
میگن کسی که میگفت «هزینه طبیعی آزادی حمل اسلحه اینه که مرگهای مرتبط با اسلحه هم داشته باشیم» حقشه خودش هم یکی از قربانیهای اسلحه باشه.
آزادی رو تهدیدکننده زندگی معرفی کردن، طوری که مثل ضحاک هرروز باید دو نفر رو بخوره تا بتونه بقا داشته باشه، حماقته. اما این یه حماقت نظریه. در فهم تئوریک اینکه حق انسان چیست و قانون چیست ضعیفند.
حماقت نابخشودنی حماقت از روی کوریه.
راستها میگفتن اگه هریس برنده بشه میفتن دنبال ما و دونه دونه سلاخیمون میکنند. قبلش اینو درباره برنده شدن بایدن، و قبلش درباره برنده شدن کلینتون هم میگفتن. اما نهایتا ترامپ رییسجمهوره و این شاهرگ گردن راستگرا بود که گلوله رو دریافت کرد. کسانی که فکر میکنند سیاستمداران یک دیوار دفاعی بین اونها و خطرات خواهند بود، یا بین اونها و فقر، یا بین اونها و بلایا، یا بین اونها و نفرت، از روی کوری احمقند، و این رو نباید بخشید.
ما در دنیایی هستیم که پاسخ حرف، گلولهست. و ربطی به درستی و غلطی حرفها نداره. و جهت گلوله هم گاهی ازینوره و گاهی ازونور. ازونجایی که هیچوقت در تاریخ به اندازه امروز، ابزار حرف زدن برای همه، برای همه در دسترس نبوده، اینکه قاعده دنیاست که جواب حرف گلولهست رو فراموش میکنند.
وقتی کور نباشی و بدونی که هیچکس دیوار بین تو و گلولهها نمیشه، مثل من میشی که سالها برای هزاران نفر نوشتم، اما در بدترین روزهای خودم هم نمیتونم از هیچ کدومشون کمک بگیرم. با اینکه در جنگلی مثل ایران، حتی اینقدر دور ماندن از مخاطب هم سلامت گردن رو تضمین نمیکنه.
اگه پیش اومد که شما هم حرف بزنید برای دیگران، فراموش نکنید که هیچ سپری ندارید. کور نبودن شما رو خوشبخت و مرفه نمیکنه. فقط اجازه میده بدونید کجایید و وارد کجا میشید.
آزادی رو تهدیدکننده زندگی معرفی کردن، طوری که مثل ضحاک هرروز باید دو نفر رو بخوره تا بتونه بقا داشته باشه، حماقته. اما این یه حماقت نظریه. در فهم تئوریک اینکه حق انسان چیست و قانون چیست ضعیفند.
حماقت نابخشودنی حماقت از روی کوریه.
راستها میگفتن اگه هریس برنده بشه میفتن دنبال ما و دونه دونه سلاخیمون میکنند. قبلش اینو درباره برنده شدن بایدن، و قبلش درباره برنده شدن کلینتون هم میگفتن. اما نهایتا ترامپ رییسجمهوره و این شاهرگ گردن راستگرا بود که گلوله رو دریافت کرد. کسانی که فکر میکنند سیاستمداران یک دیوار دفاعی بین اونها و خطرات خواهند بود، یا بین اونها و فقر، یا بین اونها و بلایا، یا بین اونها و نفرت، از روی کوری احمقند، و این رو نباید بخشید.
ما در دنیایی هستیم که پاسخ حرف، گلولهست. و ربطی به درستی و غلطی حرفها نداره. و جهت گلوله هم گاهی ازینوره و گاهی ازونور. ازونجایی که هیچوقت در تاریخ به اندازه امروز، ابزار حرف زدن برای همه، برای همه در دسترس نبوده، اینکه قاعده دنیاست که جواب حرف گلولهست رو فراموش میکنند.
وقتی کور نباشی و بدونی که هیچکس دیوار بین تو و گلولهها نمیشه، مثل من میشی که سالها برای هزاران نفر نوشتم، اما در بدترین روزهای خودم هم نمیتونم از هیچ کدومشون کمک بگیرم. با اینکه در جنگلی مثل ایران، حتی اینقدر دور ماندن از مخاطب هم سلامت گردن رو تضمین نمیکنه.
اگه پیش اومد که شما هم حرف بزنید برای دیگران، فراموش نکنید که هیچ سپری ندارید. کور نبودن شما رو خوشبخت و مرفه نمیکنه. فقط اجازه میده بدونید کجایید و وارد کجا میشید.
🔥3
https://t.me/anarchonomy/15188
بعضی وقتها یه "ای کاش" یا "من اگه میخواستم بدم به کسی میدادم که..." از جملهی آدم جا میافته و ماهیت حرف گنگ باقی میمونه.
وگرنه واقعیتش اینه که خر نر رو به کیرش میشناسن و در هشتاد درصد موارد با طول کافی، قیافهی مطبوع و انقدری کاراکتر مستحکم که ایجاد رنج بیش از حد نکنه، میشه برای مدت طولانی "مرد سکسی" یه نفر شد. تازه این برای رابطهست. کسی که برای یک شب دنبال همآغوش بگرده با همون کیر خوب و قیافهی جالب کارش راه میافته.
بعضی وقتها یه "ای کاش" یا "من اگه میخواستم بدم به کسی میدادم که..." از جملهی آدم جا میافته و ماهیت حرف گنگ باقی میمونه.
وگرنه واقعیتش اینه که خر نر رو به کیرش میشناسن و در هشتاد درصد موارد با طول کافی، قیافهی مطبوع و انقدری کاراکتر مستحکم که ایجاد رنج بیش از حد نکنه، میشه برای مدت طولانی "مرد سکسی" یه نفر شد. تازه این برای رابطهست. کسی که برای یک شب دنبال همآغوش بگرده با همون کیر خوب و قیافهی جالب کارش راه میافته.
Telegram
Anarchonomy
اپل مجبور شده در عکس تبلیغاتی نازکترین آیفون در کره جنوبی، انگشتانی که کوچک بودن صخامتش رو نشون میداد رو حذف کنه، چون اون حالت از انگشتان در اون کشور علامتی توهینآمیز علیه مردان تلقی میشه، چون به سایز کوچک آلت تناسلیشون اشاره میکنه.
این حجم از تنش فرهنگی…
این حجم از تنش فرهنگی…
👌2