ادبیات فارسی هشتم
4.7K subscribers
69 photos
29 videos
42 files
39 links
لطفا کانال‌ها را به دوستان و آشنایان خود معرفی فرمایید.
پایه نهم
@farsi9a
پایه هفتم
@Farsi7a
کانال شعر و متن ادبی
@baraneadab
Download Telegram
*مرگ*
معلمی از دانش آموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند.
آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانش آموزان هست و طوری معلم را تحت تأثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!😆
به نام خدا
     انشایم را با نام زندگی آغاز می‌کنم. آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد! ما از صبح که بیدار می‌شویم، عزرائیل یار جدا نشدنی ماست. مثلاً همین جمعه‌ای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند.
خواب بودم که مادرم داد زد" الهی خدا مرگت بده! پا نمی‌شی از این وسط!!!"
همین را که گفت فهمیدم یعنی زود بیدار شو و اتاقت را جمع کن.
بعد بابا در حمام را باز کرد و گفت خبر مرگشون کی میان؟
بعد هم که خاله پری آمد و همه خوب و خوش بودیم. البته شوهر خاله پری معتقد است ما خوشی نداریم و با این گرانی‌ها همه باید سرمان را بگذاریم و  برویم بمیریم.
بعد هم که خواستند بروند هر چه مامان اصرار کرد، برای ناهار بمانند گفت به مرگ خودم ناهار خوردیم! و رفتند!!!
مثلا خود ما آقا، می‌گوییم خدا کند فلان معلم بمیرد! یا شما خودتان آقا همش می‌گویید: "مرگ! چه مرگتونه".
دایی‌ام می‌گوید: کاش صاحبخانه‌اشان بمیرد. من فکر می‌کنم صاحبخانه‌اش هم، هر ماه که اجاره دایی عقب می‌افتد همین دعا را به جانش می‌کند!
مطمئنم اگر مرگ نبود هیچکس به ادامهٔ زندگی امیدی نداشت
برای همین من مرگ را خیلی دوست دارم.
ما هر روز صبح مرگ را سر صف صدا می‌کنیم و برای خیلی از کشورها آرزوی مرگ می‌کنیم.
ماشین بابا هر روز صبح روشن نمی‌شود و ما می‌فهمیم که باز یک مرگش شده؛ طوری که بابا می‌گوید عزرائیل خودت بیا و راحتم کن!
کلا مرگ خوب است.
بابا می‌گوید دیدن مرگ آدمهای بد هم خیلی خوب است چون یاد می‌گیریم کار بد نکنیم.
در ایام مرگ مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی می‌کنیم.
آقا ما اینقدر مرگ را دوست داریم که بعد از فوتبال و والیبال و کشتی...بعد از وزنه برداری چه ببریم و چه ببازیم بالاخره برای یکی آرزوی مرگ می‌کنیم.
  عمو احمد می‌گوید مرگ رحمت خداست و اگر مرگ می‌آمد نصف مملکت می‌مردند، جمعیت کم می‌شد و مشکلات بیکاری، کم آبی و فقر هم رفع می‌شد!
من فکر می‌کنم مرگ واقعا چیز خوبی است. پدربزرگم هم که مرد همه می‌گفتند: خدا را شکر که مُرد؛ راحت شد.
مرگ آنقدر خوب است که ما صبح عید نوروز سر قبر همهٔ آدمهای فامیل که مرده‌اند می‌رویم و مرده‌ها را بیشتر از زنده‌ها دوست داریم.
نمی‌خواهم شعار بدهم اما من فکر می‌کنم عزرائیل در ایران خیلی پر کار است.  این بود انشای من!
انشای دانش آموز که به اتمام رسید معلم گفت: "بمیری.برو بتمرگ"😂
علا آزاد
(بر اساس نوشته‌ای از ناصر سبزیان پور)
4
حتما بخوانید...مطمئنم لذت خواهید برد...
ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ می‌خوﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽحوﺻﻠﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩهٔ ﻣﻦ! ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ‌ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می‌خوﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪﻣﺎﻥ. ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. می‌دﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ‌ﻫﺎ . ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می‌زﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻥ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ‌ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ‌ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ‌ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ . ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ .
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﻭ ..
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭﯼ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
5
Forwarded from ادبیات فارسی نهم (مهدی اکبری)
نسل هتل نشین
دکتر فرهنگ هلاکویی
چهل سال پیش، دخترهای خانه، صبح‌ها زود بیدار می‌شدند تا قبل از مدرسه رفتن، همه جای خانه را رفت و روب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند.
پسرها بايد يا صبح زود يا عصر، نان و مايحتاج خانه را خريد می‌كردند و كارهای مردانه را در كمك پدر خود انجام می‌دادند.
حالا با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می‌شوند، از هتل خانه‌شان خارج می‌شوند.
چون که والدینشان به عنوان مستخدمین "هتل‌خانه" همه‌جا را رفت وروب خواهند کرد.
و با يك تلفن همه‌چيز درب خانه مهياست.
نسلی که در برابر اتاقی که در آن می‌خوابد و خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند و ظرفی که در آن غذا می‌خورد احساس مسئولیت ندارد؛ آیا در برابر سرزمینی که از آب و خاک آن بهره‌مند است حس مسئولیت خواهد داشت‼️
برای این نسل، سرزمین همچون هتلی است که می‌توان خورد و خوابید و ریخت و پاشید؛ از مواهب طبیعی آن بهره‌مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد.
سرزمین هم، مثل خانه، برای این نسل، هتل است.
با این تفاوت که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده‌اند.
این نسل را چه کسی و چه کسانی چنین تربیت کردند؟ کی بود؟ کی بود؟! اتفاقاً این دفعه، من بودم، تو بودی، ما بودیم
و... همه بودند.
کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان و این نسل هتل نشین بدهیم‼️
گرچه به نظر من نسلی که این بچه‌ها رو تربیت کرد، فکر می‌کرد چون خودش سختی کشیده باید هرجور امکاناتی را برای بچه‌اش فراهم کنه و این موضوع از تهیهٔ سیسمونی برای کودک به دنیا نیومده شروع می‌شه و متأسفانه ادامه پیدا می‌کنه تاجاییکه شأن والای مادر و پدری خودش رو در حد یک مستخدم برای اربابش پایین بیاره مبادا که آبی در دل فرزندش تکون بخوره. اما غافل شد از اینکه هر باغچه و مزرعه‌ای با آب زیادی فاسد می‌شه و به لجنزار تبدیل خواهدشد.
گاهی باغبان به گیاهش بی آبی رو تحمیل می‌کنه چون می‌دونه اون گیاه نیاز داره چند روز بستر خشکی داشته باشه تا بتونه ریشه‌هاش رو توی خاک رشد بده و به حیاتش ادامه بده!
امیدوارم همه ما مادرها و پدرها بتونیم به این درک برسیم که امکانات هتلی ایجاد کردن برای فرزندانمون افتخار نیست❗️مسئولیت پذیر کردن و قدردان بار آوردن کودکمون افتخاره❗️
دکتر فرهنگ هلاکویی
1👏1
اعلام برگزاری آزمون ورودی مدارس سمپاد و نمونه دولتی سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳
مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش طی اطلاعیه‌ای زمان آزمون ورودی مدارس سمپاد و نمونه دولتی سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳، مواد درسی، تعداد سؤالات، ضریب هر سؤال و مدت پاسخ گویی به سؤالات استعداد تحصیلی را اعلام کرد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت اموزش و پرورش، آزمون ورودی پایه هفتم مدارس پرورش استعدادهای درخشان بدون تغییر در شرایط ثبت نام و نحوه برگزاری، در روز پنج‌شنبه مورخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ انجام می‌شود

آزمون ورودی پایه دهم مدارس پرورش استعدادهای درخشان و مدارس نمونه دولتی در قالب یک آزمون و در روز جمعه مورخ یکم تیر ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد

سؤالات آزمون ورودی پایه دهم مدارس پرورش استعدادهای درخشان و مدارس نمونه دولتی به صورت چهارگزینه‌ای و در دو دفترچه شامل: دفترچه سؤالات استعداد تحلیلی با ۵۰ سوال و دفترچه سؤالات استعداد تحصیلی با ۷۵ سوال طراحی می شود

ثبت نام از متقاضیان ورود به مدارس سمپاد و نمونه دولتی برای سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳، درنیمه دوم فروردین ۱۴۰۳ از طریق سامانه ثبت نام به نشانی my.medu.ir انجام می شود.


https://chat.whatsapp.com/F92v3HysANII476CwD8EAT
1
Forwarded from ادبیات فارسی نهم (مهدی اکبری)
جشنواره خوارزمی ادبیات
2
سلام
کانال‌های ادبیات فارسی متوسطه اول
مهدی اکبری
هفتم
https://t.me/farsi7a
هشتم
https://t.me/farsi8a
نهم
https://t.me/farsi9a
کانال شعر و متن ادبی
https://t.me/golestane1967
https://t.me/baraneadab
baraneadab.blogfa.com
https://t.me/sheromatnhayadabi
1
‎⁨درسنامه_ادبیات_هشتم⁩.pdf
2.3 MB
‎⁨درسنامه_ادبیات_هشتم⁩
6👍2
سلام
کلاس خصوصی ادبیات هفتم، هشتم و  نهم تقویتی و بیشرفته، فقط در شهر شیراز پذیرفته می‌شود.
@Akbari590
👍32
🔴 نکته‌ی مهم املایی 🔴

در املا چگونه فرق بین واژه‌های "گزاردن" و "گذاردن" را تشخیص دهیم؟ یا به عبارت دیگر کجا باید گزاردن بنویسیم و کجا گذاردن؟
پاسخ:
☆ تنها راهِ تشخیص، دقّت در معنای آن‌هاست!
☆ پس برای اینکه بینِ املای کلمه‌های (گزاردن و گذاردن) دچار اشتباه نشویم؛ فقط لازم است به معنای این واژه‌ها دقّت کنیم!
☆(گزاردن) :
به معنای انجام‌دادن یا ادا کردن یا به‌جای‌آوردنِ کاری است و هم‌چنین به عنوانِ پسوندِ شغلی نیز در مشاغل و حرفه‌ها به‌کارمی‌رود.
مانند :👇👇👇
⭕️ نمازگزار (اداکننده‌ی نماز)
⭕️ حج‌گزار (به‌جای‌‌آورندهٔ حج)
⭕️ شکرگزار: سپاس‌گزار
(به‌جای‌آورندهٔ شکر و سپاس)
⭕️ امانت‌گزار (ادا‌کنندهٔ امانت)
⭕️ برگزاری (انجام یا به‌جای‌آوردن کاری)
⭕️ بیمه‌گزار (پرداخت‌کننده یا اداکنندهٔ حقِ بیمه)
⭕️ وام‌گزار (پرداخت‌کنندهٔ اقساطِ وام)
⭕️ مناقصه‌گزار (انجام‌دهنده یا شرکت‌کننده در کارِ مناقصه)
⭕️ خدمت‌گزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجام‌دهندهٔ خدمت)
⭕️ خبرگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجام‌دهندهٔ کارِ خبری)
⭕️ کارگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجام‌دهندهٔ وظایف کاری)
⭕️ خواب‌گزار (به عنوانِ شغلی در قدیم و به معنای تعبیر کنندهٔ خواب)
⭕️ نیزه‌گزار ( به عنوانِ شغلی نظامی در ارتش قدیم و به معنای نیزه‌انداز یا نیزه‌دار)

☆(گذاردن) :
به معنای گذاشتن یا نهادن یا قراردادن یا وضع‌کردن یا بنانهادن یا تأسيس‌کردن است.
مانند :👇

⭕️ بنیان‌گذاری: پایه‌گذاری
(تأسیس‌کردن یا گذاشتن یا قراردادنِ اساس و پایهٔ هر چیزی)
⭕️ قانون‌گذاری (وضعِ قانون)
⭕️ بدعت‌گذاری (قراردادنِ بدعت)
⭕️ سیاست‌گذاری (بنانهادنِ سیاست)
⭕️ سرمایه‌گذاری (قراردادنِ سرمایه در جایی برای رشدِ مالی)
⭕️ بارگذاری ( معادلِ فارسیِ واژهٔ انگلیسیِ " Loud " به معنای قراردادنِ اطلاعات در صفحهٔ اینترنتی)
⭕️ اشتراک‌گذاری ( معادلِ فارسیِ واژه‌ی انگلیسیِ " Share " به معنای به‌اشتراک‌گذاشتنِ مطالب در شبکه‌های اینترنتی )
⭕️ جای‌گذاری ( پُرکردنِ جای خالی با گذاشتنِ چیزی)
⭕️ نام‌گذاری (گذاشتنِ نام)
⭕️ حاشیه‌گذاری (گذاشتنِ حاشیه)
⭕️ تاج‌گذاری ( تاج بر سر گذاشتن)
24