farshidahmadi
3 subscribers
5 photos
1 video
1 link
Download Telegram
Channel created
Channel name was changed to «farshidahmadi»
سال ۲۰۲۲ مبارک
زبابین
حدود ده سالم بود ، یادم میاد که روزی پدرم ، دو تا اسباب بازی برای من و برادرم که چهار سال از من کوچکتر بود ، آورد ، یکی آبی و اون یکی قرمز ، مكعب مستطیلی بود با گردانه ای گرد که برایم گردی چرخ و فلک را تداعی می کرد ، محفظه هایی در آن چرخانک وجود داشت که شیشه های شکسته شده ای و دکمه و در واقع خرت و پرتهایی در داخل اون جا خوش کرده بودند، از اون جایی که من از طفولیت ، عاشق رنگ آبی بودم ، آبی را انتخاب کرده و برادرم رنگ قرمز آنرا البته انتخاب که چه عرض کنم اجبارا انتخاب کرد ، مثل خیلی اجبارهایی که از روی ناچاری اسم انتخاب را بر روی انها می گذاریم ، چونکه وقتی از میان دو تا وسیله ، و دو نفر ، من یکی را که باب میلم بوده انتخاب کرده ام ، برادرم که دیگر حق انتخاب نداشته و اختیار از او سلب و باید تن به جبردهد .
اسم اون اسباب بازی ( زیبابین ) بود ، در اون زمان کلمه اش خیلی برایمان سنگین بود و ماهیت کلمه را نمی دانستیم ، فقط از زیبای آن خرت و پرتها در لنزی کوچک ، لذت می بردیم
با هر حرکتی ، اشكال نو و هندسی زیبایی را شاهد بودیم ، چند ماه گذشت و منهم طبق عادت و کنجکاویم ، پس از اینکه اون اسباب بازی برای ما عادی شد ، به مرحله کالبد شکافی رسید . می خواستم بدانم که چه عاملی موجب تشکیل این همه زیبایی میشود و بدور از چشم والدین ، آن وسیله را کالبد شکافی و آینه های آنرا در آورده و یادمه اون موقع با الهام از آن آینه ها ، با جعبه ای مقوایی ، نمونه مشابهی را ساخته و برای کاردستی به مدرسه بردم .
حالا خز اون زمان حدود چهار دهه میگذرد و من در اواخر دهه چهارم زندگیم هستم . وقتی به به اون اسباب بازی و نحوه برخورد ما با آن وسیله فکر میکنم ، خیلی برایم جالب است که
اولا چه خوب بود که با کوچترین هدیه و وسیله ای شاد میشدیم و سر از پا نمی شناختیم حتی برای من که انواع اسباب بازیها را داشتم ، ولی همچنان با کوچکترین هدیه ای سر از پا نشناخته و در پوست خودم ، نمیگنجیدم .
پس چرا حالا از اون شادابیها و خنده های برآوده از عمق وجودمان خبری نیست ، کجای عرف و دین و قانون شادی را منع نموده ، چرا شاديهايمان بسیار سخت شده و سخت به وجد می آئیم ، خیلی خوب و پسندیده است که همان روحیه کودکیمان را ، الان هم تقویت نمایم ،
الطاف خالق به من و ما خیلی بیش از یک اسباب بازیست ، ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه دست بدست هم داده ، تا ما ، فقط ما شاد باشیم ، ولی این خود ما هستیم که مانع عبور نور شادی به درون خود شده ایم ، آنهم با درگیری های خودساخته ، تكلفهای تصنعی و حواشی ای که میتوانست نباشد ولی آنرا ساخته و به آن دامن زده ایم و با حذف آن در زندگیمان ، نه تنها خللی ایجاد نمی شود ، بلكه در حكم روغنکاری ای است برای چرخ دنده های زندگیمان ، دور و بر ما ، پر است از خرت و پرت ، فقط آینه ای میخواهیم تا آنها را زیبا ببینیم ، آئینه ای که از روح لطيف ما ساخته شده است ، با تلطیف روحمان ، ائینه زیبابین را ساخته و عالم را زیبا می بینیم.
یادمه که آئینه اون اسباب بازی سه تا بود که در کنار هم طوری قرار داده شده بودند که تصاویر همدیگر را منعکس می نمودند و در نهایت تلفیقی از آن سه ، با هم ، تصویری زیبا را به نمایش گذاشته و اوج شاهکار هنری ای را.........
https://farshidahmadi.com/Zibabin0