تنهایی استراتژیک یا تنبلی استراتژیک؟
🖋فرشاد عادل
🔹در طی سالهای اخیر شاهد بودیم که مفهوم«تنهایی استراتژیک»تبدیل به کلید واژه ای پر تکرار در محافل مرتبط با سیاست و استراتژی شده است و بسیاری از تحلیلگران با فرض گرفتن این نکته که ایران خواسته یا ناخواسته از شکل دادن به اتحادهای استراتژیک با قدرتهای بزرگ ناتوان بوده، این نتیجه را گرفته اند که ایران در بزنگاههای تاریخی همواره تنها و بی پشتوانه است.
🔹این مفهوم که توسط«دکتر محیالدین مصباحی» پرورانده شده، اما به اشتباه در ایران به نام آرش رئیسی نژاد گره خورده است و در حال حاضر ایده ای پرطرفدار به ویژه در میان سياستمداران ایرانی است؛ مهمترین دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین ایده ای از سوی سياستمدار ایرانی فرصتی است که این ایده برای تنبلی و کاهلی فراهم میکند.
🔹در واقع بدون در نظر گرفتن درست یا غلط بودن چنین ایدهای که محل بحث ما در این یادداشت نیست، نتیجه حاصل از اعتقاد به مفهوم تنهایی استراتژیک برای ایران فراهم آمدن شرایطی برای توجیه تنبلی سیاستمدار ایرانی در شکل دادن به نوعی از سیاستورزی تامین کننده منافع ملی است و در نهایت این«تنبلی استراتژیک» با تعبیر شدن به عنوان تنهایی استراتژیک بهانه لازم را برای فرار از پاسخگویی در اختیار سياستمدار قرار میدهد.
🔹بدیهی است که ایده تنهایی استراتژیک مانند هزاران ایده ای که در فضای فکری ایران تعریف شده اند دارای نقاط ضعف یا قوتی است اما تبدیل کردن این ایده به اصل و اساس تحولات مربوط به سیاستخارجی ایران خواسته یا ناخواسته زمینه را برای رکود در این بخش فراهم کرده است.
🔹این درحالی است که سابقه فرهنگی و تمدنی ایران و نیز موقعیت جغرافیایی این کشور عملا هيچگونه نشانی از تنهایی را نمایان نمیکند و اتفاقا به شکلی کاملا غيرقابل انکار و ملموس نشانههای تعامل میان سرزمینهای ایرانی با محیط پیرامون خود برجسته و عیان است.
🔹ایرانِ پس از جنگ ١٢روزه، ایرانی است که نیازمند ایدهها، افکار و افراد جدید است و در حال حاضر نیز تحرکات فکری بسیار درخشانی زیر پوستهی ظاهری رسانه و دانشگاه در حال شکل گرفتن است که نوید شکلگرفتن یک حیات فکری جدید در ایران را میدهند اما این ظرفیت تنها زمانی به بار خواهد نشست که جنگ ١٢ روزه به عنوان یه نقطه عطف در زمینه«اندیشیدن به موضوع ایران» به رسمیت شناخته شده و جسارت پرداختن به ایدههای نو و عبور از کلیشههای فکری در فضای علمی ایران تقویت شود.
🖋فرشاد عادل
🔹در طی سالهای اخیر شاهد بودیم که مفهوم«تنهایی استراتژیک»تبدیل به کلید واژه ای پر تکرار در محافل مرتبط با سیاست و استراتژی شده است و بسیاری از تحلیلگران با فرض گرفتن این نکته که ایران خواسته یا ناخواسته از شکل دادن به اتحادهای استراتژیک با قدرتهای بزرگ ناتوان بوده، این نتیجه را گرفته اند که ایران در بزنگاههای تاریخی همواره تنها و بی پشتوانه است.
🔹این مفهوم که توسط«دکتر محیالدین مصباحی» پرورانده شده، اما به اشتباه در ایران به نام آرش رئیسی نژاد گره خورده است و در حال حاضر ایده ای پرطرفدار به ویژه در میان سياستمداران ایرانی است؛ مهمترین دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین ایده ای از سوی سياستمدار ایرانی فرصتی است که این ایده برای تنبلی و کاهلی فراهم میکند.
🔹در واقع بدون در نظر گرفتن درست یا غلط بودن چنین ایدهای که محل بحث ما در این یادداشت نیست، نتیجه حاصل از اعتقاد به مفهوم تنهایی استراتژیک برای ایران فراهم آمدن شرایطی برای توجیه تنبلی سیاستمدار ایرانی در شکل دادن به نوعی از سیاستورزی تامین کننده منافع ملی است و در نهایت این«تنبلی استراتژیک» با تعبیر شدن به عنوان تنهایی استراتژیک بهانه لازم را برای فرار از پاسخگویی در اختیار سياستمدار قرار میدهد.
🔹بدیهی است که ایده تنهایی استراتژیک مانند هزاران ایده ای که در فضای فکری ایران تعریف شده اند دارای نقاط ضعف یا قوتی است اما تبدیل کردن این ایده به اصل و اساس تحولات مربوط به سیاستخارجی ایران خواسته یا ناخواسته زمینه را برای رکود در این بخش فراهم کرده است.
🔹این درحالی است که سابقه فرهنگی و تمدنی ایران و نیز موقعیت جغرافیایی این کشور عملا هيچگونه نشانی از تنهایی را نمایان نمیکند و اتفاقا به شکلی کاملا غيرقابل انکار و ملموس نشانههای تعامل میان سرزمینهای ایرانی با محیط پیرامون خود برجسته و عیان است.
🔹ایرانِ پس از جنگ ١٢روزه، ایرانی است که نیازمند ایدهها، افکار و افراد جدید است و در حال حاضر نیز تحرکات فکری بسیار درخشانی زیر پوستهی ظاهری رسانه و دانشگاه در حال شکل گرفتن است که نوید شکلگرفتن یک حیات فکری جدید در ایران را میدهند اما این ظرفیت تنها زمانی به بار خواهد نشست که جنگ ١٢ روزه به عنوان یه نقطه عطف در زمینه«اندیشیدن به موضوع ایران» به رسمیت شناخته شده و جسارت پرداختن به ایدههای نو و عبور از کلیشههای فکری در فضای علمی ایران تقویت شود.
"حق فقط میان برابرها مطرح است، حال آنکه قوی تر ها هرچه را که میخواهند انجام میدهند و ضعیف تر ها از هرچه میخواهند رنج میبرند!".
🔹 این جمله ای معروف است که توسیدید از زبان آتنی های قدرتمند خطاب به اهالی جزیره مِلوس بیان میکند؛ چنین گزاره ای علیرغم گزنده بودن، بیانگر واقعیتی عریان از نظام حاکم میان ملت ها است که بر اساس آن باید پذیرفت که در عرصه روابط بین الملل با واقعیت هرج و مرج کنترل نشده ای روبرو هستیم که تنها عکس العمل برابر آن پذیرش آن است. در پی پذیرش چنین واقعیتی، دولت ها به عنوان برآیند ملت هایشان به سیاستورزی در جهت کسب قدرت (Machtpolitik) میپردازند.
🔹علیرغم فراگیر شدن این نوع نگرش در بین اکثر دولت های جهان، چنین آموزه هایی را بهتر از هرجا میتوان در روند تحولاتی جستجو کرد که در دوران مدرن از سوی دولت های غربی رقم خورده اند. دولت هایی که با فهم واقعیت عریان حاکم بر معادلات قدرت در فضای بین الملل منافع خویش را در اولویت قرار داده اند و بعضا با شکل دادن به اتحاد هایی راهبردی، این منافع را تضمین کرده اند.
🔹در حال حاضر عریان ترین حالت پیاده سازی سیاست قدرت را میتوان در جبهه غربی به رهبری آمریکا دید در حالی که هنوز در جبهه مقابل غرب ملاحظه های بسیاری برای اعمال سیاست قدرت وجود دارد و اگر هم چنین عزمی هم وجود داشته باشد تنها برای تامین منافع و توسعه طلبی های ملی به کار میرود.
🔹در چنین شرایطی حساب باز کردن بر روی اعلام مواضع اخیر روسیه و چین و این تصور که میتوان با کاغذ و حرف در برابر سیاست قدرت ایستاد بسیار دور از واقعیت است.
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هدف«اعمال قدرت عریان» آمریکا است و این اعمال قدرت یکبار با بمبافکنهای B2، موشکهای سنگرشکن و تاماهاک و نیز حمله نظامی متحد استراتژیک آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل انجام گرفته است و در حال حاضر نیز هیچگونه اخلال یا تجدید نظر در تصمیم آمریکا برای استفاده از سیاست قدرت به وجود نیامده است.
🔹راه مواجهه با قدرت عریان، دیدن و پذیرش حقیقت عریان است و این حقیقت عریان را توسیدید دهها قرن پیش بیان کرده است تنها پذیرش چنین حقیقتی است که میتواند مسیر را برای گرفتن تصمیمی سازنده آماده کند.
🔹 این جمله ای معروف است که توسیدید از زبان آتنی های قدرتمند خطاب به اهالی جزیره مِلوس بیان میکند؛ چنین گزاره ای علیرغم گزنده بودن، بیانگر واقعیتی عریان از نظام حاکم میان ملت ها است که بر اساس آن باید پذیرفت که در عرصه روابط بین الملل با واقعیت هرج و مرج کنترل نشده ای روبرو هستیم که تنها عکس العمل برابر آن پذیرش آن است. در پی پذیرش چنین واقعیتی، دولت ها به عنوان برآیند ملت هایشان به سیاستورزی در جهت کسب قدرت (Machtpolitik) میپردازند.
🔹علیرغم فراگیر شدن این نوع نگرش در بین اکثر دولت های جهان، چنین آموزه هایی را بهتر از هرجا میتوان در روند تحولاتی جستجو کرد که در دوران مدرن از سوی دولت های غربی رقم خورده اند. دولت هایی که با فهم واقعیت عریان حاکم بر معادلات قدرت در فضای بین الملل منافع خویش را در اولویت قرار داده اند و بعضا با شکل دادن به اتحاد هایی راهبردی، این منافع را تضمین کرده اند.
🔹در حال حاضر عریان ترین حالت پیاده سازی سیاست قدرت را میتوان در جبهه غربی به رهبری آمریکا دید در حالی که هنوز در جبهه مقابل غرب ملاحظه های بسیاری برای اعمال سیاست قدرت وجود دارد و اگر هم چنین عزمی هم وجود داشته باشد تنها برای تامین منافع و توسعه طلبی های ملی به کار میرود.
🔹در چنین شرایطی حساب باز کردن بر روی اعلام مواضع اخیر روسیه و چین و این تصور که میتوان با کاغذ و حرف در برابر سیاست قدرت ایستاد بسیار دور از واقعیت است.
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هدف«اعمال قدرت عریان» آمریکا است و این اعمال قدرت یکبار با بمبافکنهای B2، موشکهای سنگرشکن و تاماهاک و نیز حمله نظامی متحد استراتژیک آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل انجام گرفته است و در حال حاضر نیز هیچگونه اخلال یا تجدید نظر در تصمیم آمریکا برای استفاده از سیاست قدرت به وجود نیامده است.
🔹راه مواجهه با قدرت عریان، دیدن و پذیرش حقیقت عریان است و این حقیقت عریان را توسیدید دهها قرن پیش بیان کرده است تنها پذیرش چنین حقیقتی است که میتواند مسیر را برای گرفتن تصمیمی سازنده آماده کند.
تفاهم آمریکا و چین و چشماندازها برای ایران
🔹امروز دیدار شی و ترامپ بالاخره انجام گرفت و بر اساس اخبار منتشر شده مواجهه دو طرف بسیار مثبت ارزیابی شده و ظاهرا این دیدار کمی از شدت جنگ تجاری آمریکا و چین کاسته است.
🔹بر اساس اخبار منتشر شده تفاهم های به دست آمده در زمینه تعرفهها و منابع کمیاب معدنی چشماندازی از مدیریت تنش تجاری میان آمریکا و چین را ترسیم کرده و این موضوع میتواند اثرات مستقیم و قطعی بر وضعیت ایران داشته باشد.
🔹در روزهای گذشته اخبار غیر رسمی حاکی از اخطار چین به برخی از پالایشگاه های این کشور بود که از نفت ایران استفاده میکنند و ظاهراً به خریداران چینی نفت ایران توصیه شده که به فکر مسیرهای جدیدی برای خرید غیررسمی نفت از ایران باشند چرا که احتمالا محدودیتهای جدیدی در این حوزه از سوی دولت چین وضع خواهد شد.
همچنین در حال حاضر طرف چینی تخفيفهای بیشتری را از ایران طلب میکند که این درخواست ها به دلیل افزایش ریسکهای خرید نفت از ایران به وجود آمده.
🔹به طور خلاصه شاهد هستیم که همچنان چشمانداز ها برای تهران چندان مثبت نیستند و فرصت مناسب برای گرفتن تصمیمهای بزرگ نیز تقریبا در وقت اضافه است!
🔹امروز دیدار شی و ترامپ بالاخره انجام گرفت و بر اساس اخبار منتشر شده مواجهه دو طرف بسیار مثبت ارزیابی شده و ظاهرا این دیدار کمی از شدت جنگ تجاری آمریکا و چین کاسته است.
🔹بر اساس اخبار منتشر شده تفاهم های به دست آمده در زمینه تعرفهها و منابع کمیاب معدنی چشماندازی از مدیریت تنش تجاری میان آمریکا و چین را ترسیم کرده و این موضوع میتواند اثرات مستقیم و قطعی بر وضعیت ایران داشته باشد.
🔹در روزهای گذشته اخبار غیر رسمی حاکی از اخطار چین به برخی از پالایشگاه های این کشور بود که از نفت ایران استفاده میکنند و ظاهراً به خریداران چینی نفت ایران توصیه شده که به فکر مسیرهای جدیدی برای خرید غیررسمی نفت از ایران باشند چرا که احتمالا محدودیتهای جدیدی در این حوزه از سوی دولت چین وضع خواهد شد.
همچنین در حال حاضر طرف چینی تخفيفهای بیشتری را از ایران طلب میکند که این درخواست ها به دلیل افزایش ریسکهای خرید نفت از ایران به وجود آمده.
🔹به طور خلاصه شاهد هستیم که همچنان چشمانداز ها برای تهران چندان مثبت نیستند و فرصت مناسب برای گرفتن تصمیمهای بزرگ نیز تقریبا در وقت اضافه است!
📣 آسیبشناسی روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری خلق چین
🔹 اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند.
▪️ دومین نشست از سلسله نشستهای «خاوران»
👤 ارائهدهندگان:
➖ دکتر حسین ملائک
سفیر اسبق ایران در چین
➖ دکتر حسین قاهری
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
👤 دبیر نشست:
➖ فرشاد عادل
پژوهشگر روابط ایران و چین
▫️ نامنویسی از طریق نامکاربری: @mahdijafari_77
➖ (ظرفیت محدود)
🗓️ یکشنبه ۱۱ آبانماه | ساعت ۱۷
📍 خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷
#اخبار
#رویداد
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🔹 اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند.
▪️ دومین نشست از سلسله نشستهای «خاوران»
👤 ارائهدهندگان:
➖ دکتر حسین ملائک
سفیر اسبق ایران در چین
➖ دکتر حسین قاهری
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
👤 دبیر نشست:
➖ فرشاد عادل
پژوهشگر روابط ایران و چین
▫️ نامنویسی از طریق نامکاربری: @mahdijafari_77
➖ (ظرفیت محدود)
🗓️ یکشنبه ۱۱ آبانماه | ساعت ۱۷
📍 خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷
#اخبار
#رویداد
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
Forwarded from کلیدواژه
در گفتوگوی جدید «کلیدواژه» با دکتر فرشاد عادل، پژوهشگر حوزه ژئوپلیتیک،
به بررسی سیاست خارجی ایران در قفقاز میپردازیم.
🔹 آیا ایران در قفقاز راهبرد منطقهای دارد یا صرفاً واکنشی رفتار میکند؟
🔹 ضعفهای سیاست تهران در قفقاز کجاست؟
🔹 چرا ایران از شیعیان آذربایجان حمایت نمیکند؟
🔹 رابطه تلآویو و باکو تا چه حد میتواند تهدیدی برای ایران باشد؟
🔹 آیا قفقاز به جبهه شمالی درگیری ایران و اسرائیل تبدیل میشود؟
📺 گفتوگوی کامل را ببینید در یوتیوب کلیدواژه
📌 لینک برنامه:
https://youtu.be/7zerRSPsGOM
🔝 @kelidvajeh1400 🔝
به بررسی سیاست خارجی ایران در قفقاز میپردازیم.
🔹 آیا ایران در قفقاز راهبرد منطقهای دارد یا صرفاً واکنشی رفتار میکند؟
🔹 ضعفهای سیاست تهران در قفقاز کجاست؟
🔹 چرا ایران از شیعیان آذربایجان حمایت نمیکند؟
🔹 رابطه تلآویو و باکو تا چه حد میتواند تهدیدی برای ایران باشد؟
🔹 آیا قفقاز به جبهه شمالی درگیری ایران و اسرائیل تبدیل میشود؟
📺 گفتوگوی کامل را ببینید در یوتیوب کلیدواژه
📌 لینک برنامه:
https://youtu.be/7zerRSPsGOM
🔝 @kelidvajeh1400 🔝
بازیگری قاطع آمریکا در منطقه؛
از آسيای میانه و قفقاز تا شامات و جهان عرب
🔹 روز گذشته شاهد بودیم که سران پنج کشور آسیای میانه در کاخ سفید با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ملاقات کردند. این ملاقات در حالی انجام میشود که در ماههای اخیر و پس از روی کار آمدن ترامپ تماسهای متعددی میان سران منطقه و رئیس جمهور آمریکا ایجاد شده است و از رهبران جهان عرب گرفته تا جولانی و علیف و پاشینیان، همگی سعی کرده اند که خود را بازیگری مکمل کلان راهبردهای آمریکا در پروژه نظم جدید معرفی کنند که در نتیجه این تعاملات سیاسی شاهد این هستیم که در در حال حاضر آمریکا تبدیل به مهمترین بازیگر منطقه شده است.
🔹برجسته شدن بیش از پیش نقش آمریکا در روند های منطقه ای، ذیل یک ابتکار جامع سیاسی، اقتصادی و امنیتی پیش میرود که من از آن با عنوان پروژه نظم جدید یاد میکنم و مهمترین هدف آن را آماده سازی منطقه برای شراکت راهبردی بلند مدت با آمریکا، تثبیت ثبات در خاورمیانه و در پی آن ایفای نقش برجسته این منطقه در حفظ انحصار ابرقدرتی آمریکا برای دهههای بعد به وسیله مهارپذیر ساختن چین میدانم.
🔹بدیهی است در چنین شرایطی منطقه خاورمیانه و بخشی از مناطق مجاور آن مانند آسیای مرکزی همگی به عنوانِ اجزایی از یک کل منسجم و به هم پیوسته عمل خواهند کرد؛ چرا که مهمترین نیاز ایجاد ثبات در منطقه، شکل گرفتن نوعی از ادغام اقتصادی و چسبندگی تجاری میان کشورهای منطقه است که موجب تعریف نقش آنها در زنجیره ارزش آمریکایی خواهد شد که این امر خود گامی مهم در جهت جلوگیری از گسترش زنجیره ارزش چینی به منطقه ثروتمند و پر از انرژی خاورمیانه خواهد بود.
🔹این موضوع برای ایران از اهمیتی بسیار پر رنگ برخوردار است چرا که آمریکا در حال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در همه مناطق مجاور ایران است و با توجه به نگاه جامع آمریکا به منطقه و با در نظر گرفتن نکاتی که درباره الزام ادغام اقتصادی در منطقه به منظور حفظ ثبات بیان شد، دیر یا زود ایران نیز باید وارد پروژه نظم جدید شود و به ایفای نقش خود در برنامه های در نظر گرفته شده برایش بپردازد.
🔹در واقع ایران شاید کلیدی ترین موضوع در این معادله باشد چرا که برای حفظ طولانی مدت ثبات در منطقه، موازنه میان قدرتهای منطقه ای از اهمیتی ویژه برخوردار است و شکی نیست که پس از استقرار نظم جدید، محور عربی و ترکی در پی رقابت های استراتژیک با اسرائیل ممکن است جنگ قدرت در منطقه را تشدید کنند و وارد تله توسیدید شوند که در چنین شرایطی اسرائیل نیازمند متحدی قدرتمند در منطقه خواهد بود و احتمالا یکی از نقش های تعریف شده برای ایران وسیع، پرجمعیت و دارای منابع انرژی در پروژه نظم جدید همین امر هست تا هدف توازن در منطقه محقق شود.
🔹بر این اساس محور ایرانی-اسرائیلی در برابر محور ترکی-عربی نوعی از موازنه قدرت را شکل خواهند داد و رقابتهای منطقه ای به جای ریخته شدن در ظرف تنشهای نظامی و امنیتی در قالب ابتکارات تجاری و اقتصادی ذیل «زنجیره ارزش آمریکایی» پیش خواهند رفت و بازیگران منطقه نیز کشورهای مسئولیت پذیری خواهند بود که به آمریکا پاسخگو هستند و یکی از مهمترین دلایل پافشاری آمریکا بر روی برچیده شدن گروههای شبه نظامی در منطقه نیز همین امر است.
🔹این چشم انداز اینک با ورود یک به یک بازیگران از مناطق مختلف نظیر آسیایی میانه، قفقاز، شامات و جهان عرب در حال شکل گرفتن است و قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه، عربستان و اسرائیل هریک در ماههای منتهی به استقرار این نظم در تلاش هستند که سهم بیشتری از آینده بازیگری در منطقه را به دست آورند و در این میان اما پرونده ایران همچنان سرنوشت ساز ترین پروند ای خواهد بود که پروژه نظم جدید را تکمیل خواهد کرد.
https://t.me/farshadadel
از آسيای میانه و قفقاز تا شامات و جهان عرب
🔹 روز گذشته شاهد بودیم که سران پنج کشور آسیای میانه در کاخ سفید با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ملاقات کردند. این ملاقات در حالی انجام میشود که در ماههای اخیر و پس از روی کار آمدن ترامپ تماسهای متعددی میان سران منطقه و رئیس جمهور آمریکا ایجاد شده است و از رهبران جهان عرب گرفته تا جولانی و علیف و پاشینیان، همگی سعی کرده اند که خود را بازیگری مکمل کلان راهبردهای آمریکا در پروژه نظم جدید معرفی کنند که در نتیجه این تعاملات سیاسی شاهد این هستیم که در در حال حاضر آمریکا تبدیل به مهمترین بازیگر منطقه شده است.
🔹برجسته شدن بیش از پیش نقش آمریکا در روند های منطقه ای، ذیل یک ابتکار جامع سیاسی، اقتصادی و امنیتی پیش میرود که من از آن با عنوان پروژه نظم جدید یاد میکنم و مهمترین هدف آن را آماده سازی منطقه برای شراکت راهبردی بلند مدت با آمریکا، تثبیت ثبات در خاورمیانه و در پی آن ایفای نقش برجسته این منطقه در حفظ انحصار ابرقدرتی آمریکا برای دهههای بعد به وسیله مهارپذیر ساختن چین میدانم.
🔹بدیهی است در چنین شرایطی منطقه خاورمیانه و بخشی از مناطق مجاور آن مانند آسیای مرکزی همگی به عنوانِ اجزایی از یک کل منسجم و به هم پیوسته عمل خواهند کرد؛ چرا که مهمترین نیاز ایجاد ثبات در منطقه، شکل گرفتن نوعی از ادغام اقتصادی و چسبندگی تجاری میان کشورهای منطقه است که موجب تعریف نقش آنها در زنجیره ارزش آمریکایی خواهد شد که این امر خود گامی مهم در جهت جلوگیری از گسترش زنجیره ارزش چینی به منطقه ثروتمند و پر از انرژی خاورمیانه خواهد بود.
🔹این موضوع برای ایران از اهمیتی بسیار پر رنگ برخوردار است چرا که آمریکا در حال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در همه مناطق مجاور ایران است و با توجه به نگاه جامع آمریکا به منطقه و با در نظر گرفتن نکاتی که درباره الزام ادغام اقتصادی در منطقه به منظور حفظ ثبات بیان شد، دیر یا زود ایران نیز باید وارد پروژه نظم جدید شود و به ایفای نقش خود در برنامه های در نظر گرفته شده برایش بپردازد.
🔹در واقع ایران شاید کلیدی ترین موضوع در این معادله باشد چرا که برای حفظ طولانی مدت ثبات در منطقه، موازنه میان قدرتهای منطقه ای از اهمیتی ویژه برخوردار است و شکی نیست که پس از استقرار نظم جدید، محور عربی و ترکی در پی رقابت های استراتژیک با اسرائیل ممکن است جنگ قدرت در منطقه را تشدید کنند و وارد تله توسیدید شوند که در چنین شرایطی اسرائیل نیازمند متحدی قدرتمند در منطقه خواهد بود و احتمالا یکی از نقش های تعریف شده برای ایران وسیع، پرجمعیت و دارای منابع انرژی در پروژه نظم جدید همین امر هست تا هدف توازن در منطقه محقق شود.
🔹بر این اساس محور ایرانی-اسرائیلی در برابر محور ترکی-عربی نوعی از موازنه قدرت را شکل خواهند داد و رقابتهای منطقه ای به جای ریخته شدن در ظرف تنشهای نظامی و امنیتی در قالب ابتکارات تجاری و اقتصادی ذیل «زنجیره ارزش آمریکایی» پیش خواهند رفت و بازیگران منطقه نیز کشورهای مسئولیت پذیری خواهند بود که به آمریکا پاسخگو هستند و یکی از مهمترین دلایل پافشاری آمریکا بر روی برچیده شدن گروههای شبه نظامی در منطقه نیز همین امر است.
🔹این چشم انداز اینک با ورود یک به یک بازیگران از مناطق مختلف نظیر آسیایی میانه، قفقاز، شامات و جهان عرب در حال شکل گرفتن است و قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه، عربستان و اسرائیل هریک در ماههای منتهی به استقرار این نظم در تلاش هستند که سهم بیشتری از آینده بازیگری در منطقه را به دست آورند و در این میان اما پرونده ایران همچنان سرنوشت ساز ترین پروند ای خواهد بود که پروژه نظم جدید را تکمیل خواهد کرد.
https://t.me/farshadadel
Forwarded from اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
دوره تخصصی«آشنایی با فلسفه سیاسی چین» از روز ٢۶ آبان به مدت ۴ جلسه در روزهای دوشنبه از سوی اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین برگزار خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام به @iranchinains پیام دهید.
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام به @iranchinains پیام دهید.
یکی از مهمترین نقش های آذربایجان در نظم جدید تبدیل شدن به نقطه اتصال دیجیتال دو طرف دریای کاسپین است.
این موضوع امری حیاتی برای توسعه زنجیره ارزش تجارت دیجیتال میان شرق و غرب جهان خواهد بود.
اخيرا فاز اول خط فیبر نوری ترانس کاسپین میان سومقاییت آذربایجان و آکتائو در قزاقستان به بهرهبرداری رسید و فاز دوم نیز مربوط به اتصال میان سومقاییت و بندر ترکمن باشی ترکمنستان خواهد بود. این طرح به گونهای طراحی شده که هم برای چین ذیل ابتکار DSR و هم برای آمریکا در جهت تسلط بر مسیرهای شرق و غرب دارای اهمیت باشد و در واقع یکی از نقاط مهم ادغام اقتصادی در جهان، منطقه قفقاز است.
دقیقا به دلیل چنین پروژه های ملی بزرگ است که کشورهای منطقه در در حال تعريف نقش خود در نظم جدید و گسترش تعاملات با آمریکا هستند و این بازی برد برد برای دو طرف است؛ کشورهای منطقه قدرت و ثروت خود را بیشتر میکنند و آمریکا نیز زنجیره ارزش آمریکایی را برای مهار زنجیره ارزش چینی به منطقه گسترش میدهد!
هر ثانیه تاخیر در تعریف نقش ایران در نظم جدید معادل میلیارد ها دلار ضرر و آب رفتن قدرت ملی کشورمان در آینده است.
این موضوع امری حیاتی برای توسعه زنجیره ارزش تجارت دیجیتال میان شرق و غرب جهان خواهد بود.
اخيرا فاز اول خط فیبر نوری ترانس کاسپین میان سومقاییت آذربایجان و آکتائو در قزاقستان به بهرهبرداری رسید و فاز دوم نیز مربوط به اتصال میان سومقاییت و بندر ترکمن باشی ترکمنستان خواهد بود. این طرح به گونهای طراحی شده که هم برای چین ذیل ابتکار DSR و هم برای آمریکا در جهت تسلط بر مسیرهای شرق و غرب دارای اهمیت باشد و در واقع یکی از نقاط مهم ادغام اقتصادی در جهان، منطقه قفقاز است.
دقیقا به دلیل چنین پروژه های ملی بزرگ است که کشورهای منطقه در در حال تعريف نقش خود در نظم جدید و گسترش تعاملات با آمریکا هستند و این بازی برد برد برای دو طرف است؛ کشورهای منطقه قدرت و ثروت خود را بیشتر میکنند و آمریکا نیز زنجیره ارزش آمریکایی را برای مهار زنجیره ارزش چینی به منطقه گسترش میدهد!
هر ثانیه تاخیر در تعریف نقش ایران در نظم جدید معادل میلیارد ها دلار ضرر و آب رفتن قدرت ملی کشورمان در آینده است.
چشم انداز های تهدید
Military Podcast | پادکست نظامی 🎙
📢🎙️فایل صوتی نشست ویژه ، با موضوع:
📝چشم انداز های تهدید
👤مهمانان عزیز این برنامه آقایان :
👥 دکتر فرشاد عادل
🎙 mili_podcast ✔️
📝چشم انداز های تهدید
👤مهمانان عزیز این برنامه آقایان :
👥 دکتر فرشاد عادل
🎙 mili_podcast ✔️
تاملی در نقش آفرینی منطقهای عربستان
🔹عربستان سعودی طی سالهای اخیر برنامههای جاهطلبانه ای را در پیش گرفته و اینک پس از چین و هند دارای سومین اقتصاد با سرعت رشد بالا است.
این کشور گزینهای مهم برای تامین مالی استارت آپ های فعال در حوزه های تکنولوژی است و سرمایه گذاری بسیار گسترده ای را معطوف به حوزه هایتک کرده است که پیشتر در همین کانال اشاراتی به آنها داشته ام.
🔹 از سوی دیگر این کشور در حوزه نظامی در حال انجام یک نوسازی گسترده است و انتظار میرود نیروی دریایی عربستان تا پنج سال آینده قوی ترین نیروی دریایی منطقه باشد و در حوزه نیروی هوایی نیز به قابلیتهای غیر قابل انکاری دست یابد. نکته بسیار جالب این است که عربستان با استفاده از تجهیزات ساخت آمریکا، چین و مشارکت در برخی از پروژههای مشترک با کشورهایی نظیر کره جنوبی،. اسپانیا، ترکیه و... بازار تسلیحات خود را تبديل به عرصه ای برای ادغام با صنایع تسلیحاتی جهان کرده که همین موضوع نیز خود یک عامل ایجاد کننده بازدارندگی است.
🔹 این کشور در عرصه انرژی نیز همچنان جایگاه برتر خود را به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت جهان حفظ کرده و ١٠ درصد از نفت جهان را تامین میکند که این مساله باعث شده است تا این کشور به شریکی غير قابل چشم پوشی برای بزرگ ترین وارد کننده نفت جهان یعنی چین تبدیل شود.
عربستان سعودی با شکل دادن به روابط نزدیک با پاکستان و امضای تفاهمنامه امنیتی با این کشور فرصتی را برای پاکستان فراهم کرده است که به عنوان شریک استراتژیک چین، به موازنه گری در سياستهای خاورمیانه ای چین بپردازد؛ همچنین چشماندازهای روابط معقول میان ریاض و واشنگتن و قدرت لابی گری عربستان در آمریکا به ویژه در مورد مسائل خاورمیانه، موجب شده است که در نگاه چین عربستان پس از پاکستان به مهمترین شریک در جهان اسلام تبدیل شود.
🔹 در کنار روابط بسیار خوب با چین، روابط عربستان با آمریکا نیز به نقطه ای رسیده است که این کشور به عنوانِ متحد اصلی خارج از ناتو آمریکا معرفی شد و در حوزه هایی مانند صنايع هایتک چشماندازی بسیار روشن از همکاری ها میان عربستان و آمریکا وجود دارد که هر روز به برجسته تر شدن نقش عربستان در صحنه سیاست جهان خواهد افزود.
🔹 اخیرا مطالبی در خصوص احتمال میانجیگری عربستان میان آمریکا و ایران مطرح شده که به نظر میرسد این موضوع به نقش آفرینی عربستان برای وارد کردن مسالمتآمیز ایران به پروژه نظم جدید اشاره دارد؛ اما نباید فراموش کرد که عربستان از ناممکن بودن پذیرش شروط آمریکا از سوی جمهوری اسلامی ایران آگاه است و احتمالا برجسته سازی نام عربستان به عنوان میانجی ایران و آمریکا و نقش آفرینی احتمالی این کشور در چنین پرونده تخاصم آمیزی بیشتر تلاشی در جهت کاهش ریسکهای موجود برای عربستان در صورت درگیری مجدد میان ایران، اسرائیل و آمریکا باشد.
🔹با توجه به تهدیدهای پیشین ایران و سوابقی که از عملیات علیه تاسیسات انرژی عربستان وجود دارد، قرار گرفتن عربستان در جوار منطقه تنش، ریسکی بسیار جدی برای برنامه های توسعه محور این کشور است؛ بنابراین تعریف نقش عربستان به عنوان یکی از راههای خروج از مخمصه برای ایران در لحظه بزنگاه، میتواند این کشور را از لیست اهداف ایران در صورت وقوع یک درگیری بزرگ خارج کند.
این موضوع زمانی دارای اهمیت میشود که در صورت تکرار درگیری میان ایران و اسرائیل، احتمالا دوحه دیگر نقش میانجی در چنین نزاعی را بر عهده نگیرد و در این شرایط کانال ارتباطی ایران برای هرگونه روند دیپلماتیک عربستان خواهد بود. بر همین اساس ساختن این کانال از همین حالا باید در برنامه های عربستان باشد و به نظر میرسد که این اقدام در حال انجام است.
🔹به طور خلاصه عربستان با درک روندهای در حال پیگیری در منطقه خاورمیانه سعی دارد که بازیگری معقولی در دوره گذار منطقه داشته باشد و کمترین آسیب را از ترکشهای احتمالی منازعه آتی در منطقه دریافت کند. فعال شدن عربستان در پرونده ایران خود به عنوان یکی از نشانه های در پیش بودن تنش باید تعبیر شود و این موضوع از جمله کدهای هشدار آمیز برای آینده است چرا که جمهوری اسلامی ایران پیشتر و در پرونده هایی نظیر توافق پکن نشان داده است که در موقعیت استیصال هرگز اندک ریسمان های خود برای اتصال به فضای بینالملل آسیبی وارد نمیکند و عربستان به دنبال تثبیت این نقش خود برای ایران در بزنگاه های آینده منطقه است.
🔹عربستان سعودی طی سالهای اخیر برنامههای جاهطلبانه ای را در پیش گرفته و اینک پس از چین و هند دارای سومین اقتصاد با سرعت رشد بالا است.
این کشور گزینهای مهم برای تامین مالی استارت آپ های فعال در حوزه های تکنولوژی است و سرمایه گذاری بسیار گسترده ای را معطوف به حوزه هایتک کرده است که پیشتر در همین کانال اشاراتی به آنها داشته ام.
🔹 از سوی دیگر این کشور در حوزه نظامی در حال انجام یک نوسازی گسترده است و انتظار میرود نیروی دریایی عربستان تا پنج سال آینده قوی ترین نیروی دریایی منطقه باشد و در حوزه نیروی هوایی نیز به قابلیتهای غیر قابل انکاری دست یابد. نکته بسیار جالب این است که عربستان با استفاده از تجهیزات ساخت آمریکا، چین و مشارکت در برخی از پروژههای مشترک با کشورهایی نظیر کره جنوبی،. اسپانیا، ترکیه و... بازار تسلیحات خود را تبديل به عرصه ای برای ادغام با صنایع تسلیحاتی جهان کرده که همین موضوع نیز خود یک عامل ایجاد کننده بازدارندگی است.
🔹 این کشور در عرصه انرژی نیز همچنان جایگاه برتر خود را به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت جهان حفظ کرده و ١٠ درصد از نفت جهان را تامین میکند که این مساله باعث شده است تا این کشور به شریکی غير قابل چشم پوشی برای بزرگ ترین وارد کننده نفت جهان یعنی چین تبدیل شود.
عربستان سعودی با شکل دادن به روابط نزدیک با پاکستان و امضای تفاهمنامه امنیتی با این کشور فرصتی را برای پاکستان فراهم کرده است که به عنوان شریک استراتژیک چین، به موازنه گری در سياستهای خاورمیانه ای چین بپردازد؛ همچنین چشماندازهای روابط معقول میان ریاض و واشنگتن و قدرت لابی گری عربستان در آمریکا به ویژه در مورد مسائل خاورمیانه، موجب شده است که در نگاه چین عربستان پس از پاکستان به مهمترین شریک در جهان اسلام تبدیل شود.
🔹 در کنار روابط بسیار خوب با چین، روابط عربستان با آمریکا نیز به نقطه ای رسیده است که این کشور به عنوانِ متحد اصلی خارج از ناتو آمریکا معرفی شد و در حوزه هایی مانند صنايع هایتک چشماندازی بسیار روشن از همکاری ها میان عربستان و آمریکا وجود دارد که هر روز به برجسته تر شدن نقش عربستان در صحنه سیاست جهان خواهد افزود.
🔹 اخیرا مطالبی در خصوص احتمال میانجیگری عربستان میان آمریکا و ایران مطرح شده که به نظر میرسد این موضوع به نقش آفرینی عربستان برای وارد کردن مسالمتآمیز ایران به پروژه نظم جدید اشاره دارد؛ اما نباید فراموش کرد که عربستان از ناممکن بودن پذیرش شروط آمریکا از سوی جمهوری اسلامی ایران آگاه است و احتمالا برجسته سازی نام عربستان به عنوان میانجی ایران و آمریکا و نقش آفرینی احتمالی این کشور در چنین پرونده تخاصم آمیزی بیشتر تلاشی در جهت کاهش ریسکهای موجود برای عربستان در صورت درگیری مجدد میان ایران، اسرائیل و آمریکا باشد.
🔹با توجه به تهدیدهای پیشین ایران و سوابقی که از عملیات علیه تاسیسات انرژی عربستان وجود دارد، قرار گرفتن عربستان در جوار منطقه تنش، ریسکی بسیار جدی برای برنامه های توسعه محور این کشور است؛ بنابراین تعریف نقش عربستان به عنوان یکی از راههای خروج از مخمصه برای ایران در لحظه بزنگاه، میتواند این کشور را از لیست اهداف ایران در صورت وقوع یک درگیری بزرگ خارج کند.
این موضوع زمانی دارای اهمیت میشود که در صورت تکرار درگیری میان ایران و اسرائیل، احتمالا دوحه دیگر نقش میانجی در چنین نزاعی را بر عهده نگیرد و در این شرایط کانال ارتباطی ایران برای هرگونه روند دیپلماتیک عربستان خواهد بود. بر همین اساس ساختن این کانال از همین حالا باید در برنامه های عربستان باشد و به نظر میرسد که این اقدام در حال انجام است.
🔹به طور خلاصه عربستان با درک روندهای در حال پیگیری در منطقه خاورمیانه سعی دارد که بازیگری معقولی در دوره گذار منطقه داشته باشد و کمترین آسیب را از ترکشهای احتمالی منازعه آتی در منطقه دریافت کند. فعال شدن عربستان در پرونده ایران خود به عنوان یکی از نشانه های در پیش بودن تنش باید تعبیر شود و این موضوع از جمله کدهای هشدار آمیز برای آینده است چرا که جمهوری اسلامی ایران پیشتر و در پرونده هایی نظیر توافق پکن نشان داده است که در موقعیت استیصال هرگز اندک ریسمان های خود برای اتصال به فضای بینالملل آسیبی وارد نمیکند و عربستان به دنبال تثبیت این نقش خود برای ایران در بزنگاه های آینده منطقه است.
بین خطوط سخنان اردوغان؛
ترکیه و میراثداری از سنت و تمدن اسلامی
🔹اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه که گفته بود «ما وارثان لقمان حکیم و ابوعلی سینا هستیم» در ایران واکنش برانگيز شده و به ویژه در میان نخبگان دانشگاهی، دیدگاه هایی در مخالفت با این اظهارات و متهمسازی ترکیه به مصادره فکر و فرهنگ ایرانی منتشر شده است.
🔹این نخستین بار نیست که سران ترکیه چنین اظهاراتی داشته اند و چنین صحبت هایی پیشتر هم در مناسبت های دیگری مطرح شده بود و هربار نیز واکنشهای زودگذری را در ایران به همراه داشت؛ اما آنچه در بین خطوط این اظهارات قابل خوانش است، نوعی از تفکر فلسفی است که ترکیه را میراثدار سنت و فرهنگ جهان اسلام میداند.
🔹جمهوری ترکیه به عنوان موجودیتی مدرن در فضای سیاسی، خود اصلی ترین میراثدار امپراتوری عثمانی است که زمانی یک قدرت بزرگ بینالمللی و مسلط بر بخشهای عمده ای از جهان اسلام بود. ایده های نو عثمانی گرایانه اردوغان و حامیان اسلامگرایش به مرور شکلی از اندیشه سیاسی برای تثبیت ایده های حکمرانی آکپارتی بر ترکیه را شکل داد و هویتی مستقل و درونزا برای ترکیه ایجاد کرد که این کشور را به دروازه های قدرت نزدیک میکرد. اما ثبات و قدرت ترکیه تحت تاثیر حاکمیت بیش از بیست ساله حزب عدالت و توسعه، به ویژه در دوران حکمرانی اردوغان ظرفیت هایی را برای بازیگری این کشور به عنوان یک قدرت جهانی ایجاد کرده و این کشور قصد دارد تا سال 2030 یکی از ده اقتصاد برتر جهان و تا سال 2040 رهبر یک محور استراتژیک جدید با مرکزیت «اتحادیه دولتهای ترک» باشد.
دستیابی به این اهداف تنها در شرایطی میسر خواهد بود که این کشور ایدههایی برای حکمرانی بینالمللی عرضه کند و چنین ایده ای بداهتا نیازمند خاستگاه هایی است که ریشه در تمدن و پیشینه فرهنگی داشته باشند.
🔹در چنین شرایطی حلقه نزدیکان اردوغان و به ویژه شخص ابراهیم کالین، دستیار ارشد سابق اردوغان و رئیس فعلی میت(سازمان اطلاعات ترکیه) نقشی اساسی پیدا میکنند و وظيفه طراحی هویت ترکیه به عنوان قطب یک محور استراتژیک نوین را بر عهده میگیرند.
🔹«ابراهیم کالین» که به توصیف برخی از تحلیلگران غربی اندیشمند ترین سیاستمدار معاصر و از این جهت همرتبه با «نیکولو ماکیاولی» است، متفکری پر کار و مسلط بر فرهنگ و تمدن اسلامی است که مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه تطبیقی زیر نظر دکتر سید سید حسین نصر از دانشگاه جورج واشنگتن اخذ کرده و از جهت جایگاه علمی فردی بسیار برجسته به حساب میآید.
🔹اما قرار گرفتن چنین فردی در راس سازمان اطلاعاتی ترکیه در اصل نشان دهنده اندیشه ای است که بر اساس آن ترکیه باید آماده میراثداری از فرهنگ اسلامی و استمرار تمدن اسلامی به شکل کامل باشد. تمدنی که از آسیای میانه تا آناتولی و از شامات تا شبه جزیره عربستان و نیز بخش هایی از آفریقا و هند را شامل میشود و قدرت گفتمانی بی نهایتی را در خود نهفته دارد.
🔹در چنین شرایطی است که روایت سازی ترکیه از خود به عنوانِ میراثدار تمدن اسلامی در برابر حس ملیگرایی ایرانی قرار میگیرد؛ اما بی عملی ایران و تلاش ترکیه برای تثبیت خود به عنوان دولتی مدرن که استمرار تمدن اسلامی است، این ذهنیت را ایجاد میکند که گویی ترکیه در حال مصادره اندیشه و اندیشمندان ایرانی است. در حالی که انديشمندانی نظیر ابن سینا و... متفکرانی متعلق به جهانیان اند و صرفا بی عملی ایران در استفاده از میراث فکری و فرهنگی خود و «بی متولی ماندن فرهنگ ایرانی» زمینه را برای برجسته شدن روایتهایی موازی مانند روایت ترکیه فراهم کرده.
🔹به بیان دیگر در غیاب و انفعال ایران که به گواهی تاریخ اقلیم اصلی فرهنگ پروری در تمدن اسلامی بوده، این ترکیه است که نقشی که ذاتا متعلق به ایران بود را بر عهده گرفته. این امر در صورتی که ایران نیز بازیگری مکملی داشته باشد میتواند تبدیل به فرصتی برای ارتقای نقش ایران شود و در صورت انفعال تهدیدی تمدنی برای ایران خواهد بود.
ترکیه و میراثداری از سنت و تمدن اسلامی
🔹اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه که گفته بود «ما وارثان لقمان حکیم و ابوعلی سینا هستیم» در ایران واکنش برانگيز شده و به ویژه در میان نخبگان دانشگاهی، دیدگاه هایی در مخالفت با این اظهارات و متهمسازی ترکیه به مصادره فکر و فرهنگ ایرانی منتشر شده است.
🔹این نخستین بار نیست که سران ترکیه چنین اظهاراتی داشته اند و چنین صحبت هایی پیشتر هم در مناسبت های دیگری مطرح شده بود و هربار نیز واکنشهای زودگذری را در ایران به همراه داشت؛ اما آنچه در بین خطوط این اظهارات قابل خوانش است، نوعی از تفکر فلسفی است که ترکیه را میراثدار سنت و فرهنگ جهان اسلام میداند.
🔹جمهوری ترکیه به عنوان موجودیتی مدرن در فضای سیاسی، خود اصلی ترین میراثدار امپراتوری عثمانی است که زمانی یک قدرت بزرگ بینالمللی و مسلط بر بخشهای عمده ای از جهان اسلام بود. ایده های نو عثمانی گرایانه اردوغان و حامیان اسلامگرایش به مرور شکلی از اندیشه سیاسی برای تثبیت ایده های حکمرانی آکپارتی بر ترکیه را شکل داد و هویتی مستقل و درونزا برای ترکیه ایجاد کرد که این کشور را به دروازه های قدرت نزدیک میکرد. اما ثبات و قدرت ترکیه تحت تاثیر حاکمیت بیش از بیست ساله حزب عدالت و توسعه، به ویژه در دوران حکمرانی اردوغان ظرفیت هایی را برای بازیگری این کشور به عنوان یک قدرت جهانی ایجاد کرده و این کشور قصد دارد تا سال 2030 یکی از ده اقتصاد برتر جهان و تا سال 2040 رهبر یک محور استراتژیک جدید با مرکزیت «اتحادیه دولتهای ترک» باشد.
دستیابی به این اهداف تنها در شرایطی میسر خواهد بود که این کشور ایدههایی برای حکمرانی بینالمللی عرضه کند و چنین ایده ای بداهتا نیازمند خاستگاه هایی است که ریشه در تمدن و پیشینه فرهنگی داشته باشند.
🔹در چنین شرایطی حلقه نزدیکان اردوغان و به ویژه شخص ابراهیم کالین، دستیار ارشد سابق اردوغان و رئیس فعلی میت(سازمان اطلاعات ترکیه) نقشی اساسی پیدا میکنند و وظيفه طراحی هویت ترکیه به عنوان قطب یک محور استراتژیک نوین را بر عهده میگیرند.
🔹«ابراهیم کالین» که به توصیف برخی از تحلیلگران غربی اندیشمند ترین سیاستمدار معاصر و از این جهت همرتبه با «نیکولو ماکیاولی» است، متفکری پر کار و مسلط بر فرهنگ و تمدن اسلامی است که مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه تطبیقی زیر نظر دکتر سید سید حسین نصر از دانشگاه جورج واشنگتن اخذ کرده و از جهت جایگاه علمی فردی بسیار برجسته به حساب میآید.
🔹اما قرار گرفتن چنین فردی در راس سازمان اطلاعاتی ترکیه در اصل نشان دهنده اندیشه ای است که بر اساس آن ترکیه باید آماده میراثداری از فرهنگ اسلامی و استمرار تمدن اسلامی به شکل کامل باشد. تمدنی که از آسیای میانه تا آناتولی و از شامات تا شبه جزیره عربستان و نیز بخش هایی از آفریقا و هند را شامل میشود و قدرت گفتمانی بی نهایتی را در خود نهفته دارد.
🔹در چنین شرایطی است که روایت سازی ترکیه از خود به عنوانِ میراثدار تمدن اسلامی در برابر حس ملیگرایی ایرانی قرار میگیرد؛ اما بی عملی ایران و تلاش ترکیه برای تثبیت خود به عنوان دولتی مدرن که استمرار تمدن اسلامی است، این ذهنیت را ایجاد میکند که گویی ترکیه در حال مصادره اندیشه و اندیشمندان ایرانی است. در حالی که انديشمندانی نظیر ابن سینا و... متفکرانی متعلق به جهانیان اند و صرفا بی عملی ایران در استفاده از میراث فکری و فرهنگی خود و «بی متولی ماندن فرهنگ ایرانی» زمینه را برای برجسته شدن روایتهایی موازی مانند روایت ترکیه فراهم کرده.
🔹به بیان دیگر در غیاب و انفعال ایران که به گواهی تاریخ اقلیم اصلی فرهنگ پروری در تمدن اسلامی بوده، این ترکیه است که نقشی که ذاتا متعلق به ایران بود را بر عهده گرفته. این امر در صورتی که ایران نیز بازیگری مکملی داشته باشد میتواند تبدیل به فرصتی برای ارتقای نقش ایران شود و در صورت انفعال تهدیدی تمدنی برای ایران خواهد بود.
دستنوشتهها | فرشاد عادل
به مناسبت انتخاب یئسراییل کاتز به عنوان وزیر دفاع جدید رژیم صهیونیستی، مرور بخشی از اظهارات هفت سال پیش او جالب خواهد بود. وی در زمانی که وزیر حمل و نقل رژیم صهیونیستی بود گفته بود: «دره جزریل به عنوان یک کریدور ترانزیت منطقه ای برای بار بین اروپا و خاورمیانه…
بازخوانی این مصاحبه مربوط به حدود هشت سال پیش کاتز حاوی نکات جالبی است.
Forwarded from مطالعات رسانههای بینالمللی |CIMS
✅ خلاصه:
🌐 چکیده راهبردی (بخشهای مهم):
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چشماندازهای تهدید؛
از احتمال جنگ مجدد تا تزریق نفرت به قصد آشوب
🔹ایران در حال سپری کردن روزهای سرنوشت سازی است و در حالی که جنگ رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی غرب و اسرائیل آغاز شده است، برای سیاستمداران تهران جنگ مجدد همچنان چندان نزدیک به نظر نمیآید.
🔹این در حالی است که استراتژی رسانه ای در پیش گرفته شده علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی محور غربی-عبری دقیقا همانند ماههای منتهی به جنگ ١٢ روزه در حال تثبیت گزاره ضعف ایران و برجستهسازی تهدید هستهای و موشکی جمهوری اسلامی برای جهان است.
🔹محورهای عملیات روانی برجسته این رسانهها تاکید بر تلاش ایران برای احیا محور مقاومت و نیز تهدیدنمایی از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان موشکی و هستهای خود است و این انگاره را تقویت میکند که پنجره زمانی مشخصی برای حمله به ایران وجود دارد که باید از آن استفاده شود. این ادبیات رسانه از حدود ۵ ماه پیش از جنگ ١٢ روزه در سطح رسانههای بینالمللی در حال شکلگیری بود و در حال حاضر نیز به شکل مستمر پیگیری میشود.
🔹از سوی دیگر تحولات میدانی نیز نشان دهنده آغاز روند جدیدی در سطوح نظامی است که با ترور هیثم علی طباطبایی در لبنان وارد فاز عملیاتی شده است. این الگو پیشتر نیز در عملیات علیه محور مقاومت به کار گرفته شده بود و آغاز ترورها در لبنان ارتباط معناداری با استمرار جنگ با جمهوری اسلامی در خاک ایران داشت؛ این موضوع البته موجب برجستگی تهدید برای بخشی از نهادهای امنیتی شده است اما همچنان رفتار تهران به گونهای نیست که نشاندهنده جدی گرفته شدن تهدیدات باشد.
🔹همزمان با اوج گیری مجدد عملیات رسانهای و اقدامات میدانی عليه جمهوری اسلامی ایران، نقل و انتقال پیامهای دیپلماتیک نیز ادامه دارد و در آخرین مورد شاهد سفر وزیر خارجه ترکیه و معاون وزیر خارجه عربستان به ایران بودیم.
این سفرهای دیپلماتیک البته بیش از آنکه ناشی از عزم جدی ترکیه و عربستان برای حل بحران سیاسی ایران باشند، تلاشی در جهت تثبیت نقش آفرینیشان به عنوان پلهای دیپلماسی با آمریکا برای ایران در بزنگاه بحران و همچنین تثبیت نقش خود به عنوان بازیگران موثر در نظم جدید برای آمریکا است.
🔹شرایط در داخل ایران نیز در لبه یک بحران همهجانبه قرار دارد. جهشهای مستمر ارزی، وضعیت نیمه تعطیل در کشور، اوجگیری بحرانهای محیط زیستی در حوزههای آب، هوا و انرژی و نیز تلاشهای همه جانبه عناصر مشکوک تندرو برای بازکردن مجدد پروندههای تنش زایی نظیر حجاب و همچنین تحرکات تعجب آوری که در نهایت موجب تزریق خشم به جامعه میشوند چشم اندازی از تهدیدهای داخلی را نیز در برابر دیدگان تیزبین ترسیم میکنند. این رخدادها دقیقا مشابه فضای ماههای پیش از وقایع ١۴٠١ است که در ماههای منتهی به التهابات اجتماعی، شاهد انتشار اخبار و ویدئوهایی عصبانی کننده ای از برخورد با زنان در سطح رسانه ها بودیم که در نهایت موجب انفجار خشم عمومی در شهریور ماه شد.
🔹شکلگیری هرگونه ناآرامی یا آشوب داخلی در شرایط فعلی بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود چرا که با تجربه حاکمیت آمریکا و اسرائیل بر آسمان ایران و هدف قرار گرفتن مراکز حساسی نظیر ستادهای نیروی انتظامی و یگان ویژه و نیز سپاههای استانی، در هنگام بحران و آشوب موجب ایجاد فشار بسیار بالا بر رده فرماندهی این نیروها و همچنین نفرات عمل کننده خواهد شد و سایه تهدید و اقدام احتمالی اسرائیل علیه ردههای فرماندهی این نیروها در هنگام آشوب میتواند به عنوان یک اقدام مهم برای خنثیسازی تلاشهای نیروهای انتظامی و امنیتی برای کنترل ناآرامی به حساب آید.
🔹به بیان دیگر دلیل هدف قرار دادن نهادهای امنیتی و انتظامی در جنگ ١٢ روزه از سوی اسرائیل ایجاد سایهای از تهدید بر بر سر این نهادها در لحظه بزنگاه ناآرامی در ایران بود و در چنین شرایطی پشتیبانی از ناآرامیها، ترورهای هدفمند و برتری هوایی در آسمان ایران یک پیشران مهم برای تبديل ناآرامیها به اقدامی جدی در جهت براندازی خواهد بود.
چشماندازهای تهدید در داخل و خارج ایران هر روز به شکل برجستهتری خود را عیان میکنند اما تحلیلها در تهران همچنان از سرعت وقایع عقب است و تا این ضعف جبران نشود چیزی جز اقدامات واکنشی را شاهد نخواهیم بود.
از احتمال جنگ مجدد تا تزریق نفرت به قصد آشوب
🔹ایران در حال سپری کردن روزهای سرنوشت سازی است و در حالی که جنگ رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی غرب و اسرائیل آغاز شده است، برای سیاستمداران تهران جنگ مجدد همچنان چندان نزدیک به نظر نمیآید.
🔹این در حالی است که استراتژی رسانه ای در پیش گرفته شده علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی محور غربی-عبری دقیقا همانند ماههای منتهی به جنگ ١٢ روزه در حال تثبیت گزاره ضعف ایران و برجستهسازی تهدید هستهای و موشکی جمهوری اسلامی برای جهان است.
🔹محورهای عملیات روانی برجسته این رسانهها تاکید بر تلاش ایران برای احیا محور مقاومت و نیز تهدیدنمایی از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان موشکی و هستهای خود است و این انگاره را تقویت میکند که پنجره زمانی مشخصی برای حمله به ایران وجود دارد که باید از آن استفاده شود. این ادبیات رسانه از حدود ۵ ماه پیش از جنگ ١٢ روزه در سطح رسانههای بینالمللی در حال شکلگیری بود و در حال حاضر نیز به شکل مستمر پیگیری میشود.
🔹از سوی دیگر تحولات میدانی نیز نشان دهنده آغاز روند جدیدی در سطوح نظامی است که با ترور هیثم علی طباطبایی در لبنان وارد فاز عملیاتی شده است. این الگو پیشتر نیز در عملیات علیه محور مقاومت به کار گرفته شده بود و آغاز ترورها در لبنان ارتباط معناداری با استمرار جنگ با جمهوری اسلامی در خاک ایران داشت؛ این موضوع البته موجب برجستگی تهدید برای بخشی از نهادهای امنیتی شده است اما همچنان رفتار تهران به گونهای نیست که نشاندهنده جدی گرفته شدن تهدیدات باشد.
🔹همزمان با اوج گیری مجدد عملیات رسانهای و اقدامات میدانی عليه جمهوری اسلامی ایران، نقل و انتقال پیامهای دیپلماتیک نیز ادامه دارد و در آخرین مورد شاهد سفر وزیر خارجه ترکیه و معاون وزیر خارجه عربستان به ایران بودیم.
این سفرهای دیپلماتیک البته بیش از آنکه ناشی از عزم جدی ترکیه و عربستان برای حل بحران سیاسی ایران باشند، تلاشی در جهت تثبیت نقش آفرینیشان به عنوان پلهای دیپلماسی با آمریکا برای ایران در بزنگاه بحران و همچنین تثبیت نقش خود به عنوان بازیگران موثر در نظم جدید برای آمریکا است.
🔹شرایط در داخل ایران نیز در لبه یک بحران همهجانبه قرار دارد. جهشهای مستمر ارزی، وضعیت نیمه تعطیل در کشور، اوجگیری بحرانهای محیط زیستی در حوزههای آب، هوا و انرژی و نیز تلاشهای همه جانبه عناصر مشکوک تندرو برای بازکردن مجدد پروندههای تنش زایی نظیر حجاب و همچنین تحرکات تعجب آوری که در نهایت موجب تزریق خشم به جامعه میشوند چشم اندازی از تهدیدهای داخلی را نیز در برابر دیدگان تیزبین ترسیم میکنند. این رخدادها دقیقا مشابه فضای ماههای پیش از وقایع ١۴٠١ است که در ماههای منتهی به التهابات اجتماعی، شاهد انتشار اخبار و ویدئوهایی عصبانی کننده ای از برخورد با زنان در سطح رسانه ها بودیم که در نهایت موجب انفجار خشم عمومی در شهریور ماه شد.
🔹شکلگیری هرگونه ناآرامی یا آشوب داخلی در شرایط فعلی بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود چرا که با تجربه حاکمیت آمریکا و اسرائیل بر آسمان ایران و هدف قرار گرفتن مراکز حساسی نظیر ستادهای نیروی انتظامی و یگان ویژه و نیز سپاههای استانی، در هنگام بحران و آشوب موجب ایجاد فشار بسیار بالا بر رده فرماندهی این نیروها و همچنین نفرات عمل کننده خواهد شد و سایه تهدید و اقدام احتمالی اسرائیل علیه ردههای فرماندهی این نیروها در هنگام آشوب میتواند به عنوان یک اقدام مهم برای خنثیسازی تلاشهای نیروهای انتظامی و امنیتی برای کنترل ناآرامی به حساب آید.
🔹به بیان دیگر دلیل هدف قرار دادن نهادهای امنیتی و انتظامی در جنگ ١٢ روزه از سوی اسرائیل ایجاد سایهای از تهدید بر بر سر این نهادها در لحظه بزنگاه ناآرامی در ایران بود و در چنین شرایطی پشتیبانی از ناآرامیها، ترورهای هدفمند و برتری هوایی در آسمان ایران یک پیشران مهم برای تبديل ناآرامیها به اقدامی جدی در جهت براندازی خواهد بود.
چشماندازهای تهدید در داخل و خارج ایران هر روز به شکل برجستهتری خود را عیان میکنند اما تحلیلها در تهران همچنان از سرعت وقایع عقب است و تا این ضعف جبران نشود چیزی جز اقدامات واکنشی را شاهد نخواهیم بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک توصیف کوتاه از رقابت چین با آمریکا و اروپا در توسعه مدلهای هوش مصنوعی
🔹تبديل چین به ابرقدرت هایتک جهان هدفی است که باید تا سال 2049 محقق شود و برنامه ریزیهای دقیقی برای این مساله صورت گرفته است.
🔹چین در حال حاضر فقط در «صنایع هایتک» مدعی رقابت با آمریکا است و برای هر دو کشور اولویت اول توسعه در هایتک است و دیگر رقابت اقتصادی مهمترین عرصه رقابت این دو قدرت جهانی نیست.
🔹مهمترین هدف چین دستیابی به طبقات بالاتر در زنجیره ارزش جهانی است و این کشور دیگر قصد ندارد کارخانه جهان باشد؛ بلکه به دنبال توسعه با کیفیت بالا و کسب ثروت بیشتر ازطریق سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و برندینگ است و این موضوع یه شکل واضح در اسناد راهبردی این کشور مورد تاکید قرار گرفته.
🔹در چنین چشماندازی چین از هرگونه اقدام تنشزا و سیاست پر ریسک اجتناب خواهد کرد و رقابت خود با آمریکا را در ظرف مسائل توسعه محوری نظیر صنایع هایتک دنبال میکند.
🔹این موضوع به خوبی از سوی کشورهای عربی به ویژه عربستان و امارات و حتی آذربایجان و ترکیه «درک شده اما ایران همچنان دچار عقب ماندگی جدی در شکل دادن به «روابط آینده محور» با چین است.
🔹تبديل چین به ابرقدرت هایتک جهان هدفی است که باید تا سال 2049 محقق شود و برنامه ریزیهای دقیقی برای این مساله صورت گرفته است.
🔹چین در حال حاضر فقط در «صنایع هایتک» مدعی رقابت با آمریکا است و برای هر دو کشور اولویت اول توسعه در هایتک است و دیگر رقابت اقتصادی مهمترین عرصه رقابت این دو قدرت جهانی نیست.
🔹مهمترین هدف چین دستیابی به طبقات بالاتر در زنجیره ارزش جهانی است و این کشور دیگر قصد ندارد کارخانه جهان باشد؛ بلکه به دنبال توسعه با کیفیت بالا و کسب ثروت بیشتر ازطریق سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و برندینگ است و این موضوع یه شکل واضح در اسناد راهبردی این کشور مورد تاکید قرار گرفته.
🔹در چنین چشماندازی چین از هرگونه اقدام تنشزا و سیاست پر ریسک اجتناب خواهد کرد و رقابت خود با آمریکا را در ظرف مسائل توسعه محوری نظیر صنایع هایتک دنبال میکند.
🔹این موضوع به خوبی از سوی کشورهای عربی به ویژه عربستان و امارات و حتی آذربایجان و ترکیه «درک شده اما ایران همچنان دچار عقب ماندگی جدی در شکل دادن به «روابط آینده محور» با چین است.
Forwarded from Tomahawk
با حضور فعالان حوزه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی
@military_add
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اکوهشت - دیدهبان رشد اقتصادی ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 ویژه برنامه دیپلماسی اقتصادی: ایستگاه چین
جایگاه چین در سیاست ایران
♨️مهمان:
دکتر فرشاد عادل - دبیر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
💢 چرا با وجود تاکیدهای فراوان هنوز نتوانستیم آنطور که باید با چین ارتباط برقرار کنیم؟ آیا تصویر مسئولین ما از چین با واقعیت های این کشور تطابق دارد؟
💢 چرا چینیها هنوز نمیدانند در ایران باید با چه کسی مذاکره کنند؟ مشکل از آنهاست یا ما؟
💢 آیا زمان تعریف یک نگاه جدید و بازگشت به نقش تاریخی ایران در تعامل با کشورهای منطقه فرا نرسیده است؟
📌این برنامه با همکاری خانه اندیشهورزان تهیه شده است.
🎬 گفتگوی کامل را در اینجا تماشا کنید:
🔹 آپارات
🔸 یوتیوب
اکوهشت - دیدهبان رشد اقتصادی ایران
@ecohasht
جایگاه چین در سیاست ایران
♨️مهمان:
دکتر فرشاد عادل - دبیر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
💢 چرا با وجود تاکیدهای فراوان هنوز نتوانستیم آنطور که باید با چین ارتباط برقرار کنیم؟ آیا تصویر مسئولین ما از چین با واقعیت های این کشور تطابق دارد؟
💢 چرا چینیها هنوز نمیدانند در ایران باید با چه کسی مذاکره کنند؟ مشکل از آنهاست یا ما؟
💢 آیا زمان تعریف یک نگاه جدید و بازگشت به نقش تاریخی ایران در تعامل با کشورهای منطقه فرا نرسیده است؟
📌این برنامه با همکاری خانه اندیشهورزان تهیه شده است.
🎬 گفتگوی کامل را در اینجا تماشا کنید:
🔹 آپارات
🔸 یوتیوب
اکوهشت - دیدهبان رشد اقتصادی ایران
@ecohasht
دستنوشتهها | فرشاد عادل
دینامیکهای منطقهای، نظم جدید و جنگ ایران و اسرائیل 🔹آنچه رخ داد صرفا اقدامی از سوی اسرائیل برای خنثی سازی تهدید ایران نبود؛ حمله اسرائیل به ايران آخرین گام و مهمترین گامی است که میتواند آغازگر معماری جدید امنیتی خاورمیانه و شکل دادن به نظم اقتصادی و…
بازخوانی این تحلیل نگاشته شده در حدود شش ماه پیش، حالا که سند امنیت ملی جدید آمریکا منتشر شده خالی از لطف نیست!
نشست پیگیری تفاهم پکن؛
تضمین مصون ماندن عربستان از درگیری احتمالی
سومین نشست پیگیری مفاد تفاهمنامه پکن میان ایران، عربستان و چین که در ظاهر ابتکاری برای عادیسازی روابط میان ایران و عربستان بود در تهران برگزار شد و طرفین بر اجرای مفاد این تفاهم تاکید کردند.
پیگیری مفاد این تفاهم در شرایط فعلی که ایران تحت شدید ترین فشارهای اقتصادی و امنیتی است و همچنان در وضعیت جنگی و نوعی توقف مخاصمه با اسرائیل به سر میبرد و روز به روز سایه جنگ و نا آرامی بر سرش پر رنگ تر میشود تنها یک مفهوم دارد؛ عربستان با پشتیبانی پکن که بزرگ ترین کشور وارد کننده و مصرف کننده انرژی است، ایران را مجاب کرده است که تحت هیچ شرایطی تهدید تأسیسات انرژی این کشور(مانند واقعه حمله به آرامکو) را به عنوان یک سناریو برای پاسخ احتمالی به حمله آمریکا در نظر نگیرد.
در اين میان چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت و منشا ارز خارجی ایران اصلی ترین تضمین کننده دور ماندن عربستان از ترکشهای تنشهای احتمالی آتی میان ایران و محور آمریکا و اسرائیل است.
برنده اصلی این تفاهم چین و سعودی اند و دقیقا مشخص نیست که عایدی ایران از این تفاهم جز مهار شدن چیست؟
تضمین مصون ماندن عربستان از درگیری احتمالی
سومین نشست پیگیری مفاد تفاهمنامه پکن میان ایران، عربستان و چین که در ظاهر ابتکاری برای عادیسازی روابط میان ایران و عربستان بود در تهران برگزار شد و طرفین بر اجرای مفاد این تفاهم تاکید کردند.
پیگیری مفاد این تفاهم در شرایط فعلی که ایران تحت شدید ترین فشارهای اقتصادی و امنیتی است و همچنان در وضعیت جنگی و نوعی توقف مخاصمه با اسرائیل به سر میبرد و روز به روز سایه جنگ و نا آرامی بر سرش پر رنگ تر میشود تنها یک مفهوم دارد؛ عربستان با پشتیبانی پکن که بزرگ ترین کشور وارد کننده و مصرف کننده انرژی است، ایران را مجاب کرده است که تحت هیچ شرایطی تهدید تأسیسات انرژی این کشور(مانند واقعه حمله به آرامکو) را به عنوان یک سناریو برای پاسخ احتمالی به حمله آمریکا در نظر نگیرد.
در اين میان چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت و منشا ارز خارجی ایران اصلی ترین تضمین کننده دور ماندن عربستان از ترکشهای تنشهای احتمالی آتی میان ایران و محور آمریکا و اسرائیل است.
برنده اصلی این تفاهم چین و سعودی اند و دقیقا مشخص نیست که عایدی ایران از این تفاهم جز مهار شدن چیست؟
🔹رسانههای اسرائیل از بهمنماه سال گذشته در حال ایجاد این روایت بودند که جمهوری اسلامی ایران در حال ارتباط گیری و سازماندهی عناصر پاکستانی و هندی برای انجام عملیات تروریستی در سراسر جهان است.
🔹امروز نیز بلافاصله پس از حملات تروریستی در استرالیا، اسرائیل انگشت اتهام را به سمت جمهوری اسلامی ایران گرفت که به نظر میرسد در هماهنگی کامل با روایتی که از پیش ساخته شده در حال بازنمایی تصویر تهاجمی و تروریستی از جمهوری اسلامی ایران است.
🔹این رخداد را باید جدی گرفت چرا که میتواند بخشی از یک زنجیره اقدامات علیه ایران باشد؛ در حال حاضر هر رخداد داخلی و خارجی به طور مستقیم مرتبط با امنیت ملی ایران است و باید به خوبی رصد و به درستی فهم شود!
🔹امروز نیز بلافاصله پس از حملات تروریستی در استرالیا، اسرائیل انگشت اتهام را به سمت جمهوری اسلامی ایران گرفت که به نظر میرسد در هماهنگی کامل با روایتی که از پیش ساخته شده در حال بازنمایی تصویر تهاجمی و تروریستی از جمهوری اسلامی ایران است.
🔹این رخداد را باید جدی گرفت چرا که میتواند بخشی از یک زنجیره اقدامات علیه ایران باشد؛ در حال حاضر هر رخداد داخلی و خارجی به طور مستقیم مرتبط با امنیت ملی ایران است و باید به خوبی رصد و به درستی فهم شود!