دستنوشتهها | فرشاد عادل
Photo
گمانه زنی منابع غربی از رشد پنهان روابط نظامی چین و ایران و معضل اسرائیل
در هفتههای پرتنش پس از درگیری ۱۲ روزه اخیر بین اسرائیل، ایالات متحده و ایران، اطلاعات اسرائیل و ناظران غربی افزایش قابل توجهی در ارسالهای نظامی پنهان چین به ایران را شناسایی کردند. حداقل در دو مورد در اوایل سال ۲۰۲۵، هواپیماهای باری چینی به آرامی در خاک ایران فرود آمدند و قطعات حیاتی را برای احیاء و گسترش قابلیتهای موشکی بالستیک و دفاع هوایی ایران تخلیه کردند. این تحویلها در حالی صورت گرفت که حملات هوایی اسرائیل به شدت زرادخانه موشکی موجود ایران و سیستمهای دفاع هوایی ساخت روسیه را تخریب کرده بود. در حالی که پکن به طور علنی موضع بیطرفی داشت، گزارشهای اطلاعاتی واقعیتی پیچیدهتر را نشان میدهند: نقشی فزاینده از چین در بازسازی قدرت نظامی ایران به عنوان بخشی از شراکت استراتژیک گستردهتر برای مقابله با نفوذ آمریکا در منطقه. اسرائیل با معضل دشواری روبرو است: هر حمله مستقیم به این محمولههای چینی خطر تشدید شدید تنشها با پکن را به همراه دارد. برخلاف تجهیزات ایرانی یا روسی، محمولههای نظامی چینی خطر شعلهور شدن یک بحران ژئوپلیتیکی گستردهتر را دارند، با توجه به جایگاه حساس جهانی چین و افزایش جسارت آن. بنابراین سیاستگذاران اسرائیلی باید پاسخهای خود را با دقت تنظیم کنند تا از درگیری اجتناب کرده و تهدید گستردهتر امنیت منطقهای را مدیریت کنند.
پیشینه تاریخی: مسیر طولانی روابط چین و ایران
روابط چین و ایران به دوران باستان بازمیگردد که ریشه در تجارت جاده ابریشم و تبادل فرهنگی بیش از دو هزار سال پیش دارد. روابط دیپلماتیک رسمی بین جمهوری خلق چین و ایران در سال ۱۹۷۱ برقرار شد که همزمان با دورهای از تعاملات عملگرایانه بود که از آن زمان از طریق تنشهای جنگ سرد، انقلاب و تغییر اتحادها تکامل یافته است.
پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، چین یکی از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی حاضر به فروش تسلیحات و فناوریهای دو منظوره به ایران شد. روابط بین دو کشور به ویژه پس از اینکه ایران در اواخر دهه ۱۹۸۰ توسعه موشکی را پس از جنگ ویرانگر ایران و عراق در اولویت قرار داد، عمیقتر شد. چین شروع به ارائه فناوری موشکهای بالستیک و قطعات حیاتی کرد و از جاهطلبیهای ایران برای ایجاد برنامه موشکی قوی برای بازدارندگی منطقهای حمایت نمود.
توافق هستهای ایران ۲۰۱۳-۲۰۱۵ (برجام) نقطه عطف دیپلماتیکی بود که تحریمها را کاهش داد و به چین امکان داد همکاریهای اقتصادی و انرژی خود را با ایران به طور قابل توجهی گسترش دهد، در حالی که شراکت امنیتی پیچیدهای را ادامه داد. با وخامت اخیر روابط چین و آمریکا، پکن ایران را به عنوان شریک استراتژیک حیاتی برای مقابله با نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن میبیند.
کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و دفاع هوایی
کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز زیادی بر فناوری موشکی و سیستمهای دفاع هوایی دارد که دو ستون استراتژی جنگ نامتقارن تهران هستند. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه ضروری برای سوخت موشکهای بالستیک با سوخت جامد، قطعات سیستم هدایت و تخصص لازم برای بازسازی خطوط تولید موشک که توسط حملات اسرائیل و تحریمها مختل شدهاند را به ایران میرساند.
علاوه بر فناوری موشکهای بالستیک، چین اخیراً سیستمهای پیشرفته موشک زمین به هوا مانند انواع HQ-9B را به ایران تحویل داده است که با سیستمهای S-300 روسیه قابل مقایسه است اما در برخی قابلیتها برتر محسوب میشود. این سیستمها برد دفاع هوایی ایران را افزایش داده و توانایی آن را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذهای هوایی آمریکا بهبود میبخشد. استقرار HQ-9B پس از از دست دادن بخش عمدهای از زرادخانه S-300 روسی موجود ایران در حملات اسرائیل در سال ۲۰۲۴ و در طول جنگ ۱۲ روزه اخیر صورت گرفته است.
ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
موشکهای بالستیک ایران به دلیل اندازه کلاهک جنگی، پیشرانه پیشرفته و برد رو به افزایش، تهدید قابل توجهی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از طرحها شامل وسایل بازگشت مانورپذیر و فناوریهای فراصوت هستند که رهگیری را پیچیده میکنند. با وجود شبکه دفاع هوایی چندلایه اسرائیل، از جمله گنبد آهنین، پرتابگر دیوید و رهگیرهای پیکان، برخی از موشکهای ایرانی در درگیریهای اخیر موفق به نفوذ از این دفاعها شدهاند.
در هفتههای پرتنش پس از درگیری ۱۲ روزه اخیر بین اسرائیل، ایالات متحده و ایران، اطلاعات اسرائیل و ناظران غربی افزایش قابل توجهی در ارسالهای نظامی پنهان چین به ایران را شناسایی کردند. حداقل در دو مورد در اوایل سال ۲۰۲۵، هواپیماهای باری چینی به آرامی در خاک ایران فرود آمدند و قطعات حیاتی را برای احیاء و گسترش قابلیتهای موشکی بالستیک و دفاع هوایی ایران تخلیه کردند. این تحویلها در حالی صورت گرفت که حملات هوایی اسرائیل به شدت زرادخانه موشکی موجود ایران و سیستمهای دفاع هوایی ساخت روسیه را تخریب کرده بود. در حالی که پکن به طور علنی موضع بیطرفی داشت، گزارشهای اطلاعاتی واقعیتی پیچیدهتر را نشان میدهند: نقشی فزاینده از چین در بازسازی قدرت نظامی ایران به عنوان بخشی از شراکت استراتژیک گستردهتر برای مقابله با نفوذ آمریکا در منطقه. اسرائیل با معضل دشواری روبرو است: هر حمله مستقیم به این محمولههای چینی خطر تشدید شدید تنشها با پکن را به همراه دارد. برخلاف تجهیزات ایرانی یا روسی، محمولههای نظامی چینی خطر شعلهور شدن یک بحران ژئوپلیتیکی گستردهتر را دارند، با توجه به جایگاه حساس جهانی چین و افزایش جسارت آن. بنابراین سیاستگذاران اسرائیلی باید پاسخهای خود را با دقت تنظیم کنند تا از درگیری اجتناب کرده و تهدید گستردهتر امنیت منطقهای را مدیریت کنند.
پیشینه تاریخی: مسیر طولانی روابط چین و ایران
روابط چین و ایران به دوران باستان بازمیگردد که ریشه در تجارت جاده ابریشم و تبادل فرهنگی بیش از دو هزار سال پیش دارد. روابط دیپلماتیک رسمی بین جمهوری خلق چین و ایران در سال ۱۹۷۱ برقرار شد که همزمان با دورهای از تعاملات عملگرایانه بود که از آن زمان از طریق تنشهای جنگ سرد، انقلاب و تغییر اتحادها تکامل یافته است.
پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، چین یکی از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی حاضر به فروش تسلیحات و فناوریهای دو منظوره به ایران شد. روابط بین دو کشور به ویژه پس از اینکه ایران در اواخر دهه ۱۹۸۰ توسعه موشکی را پس از جنگ ویرانگر ایران و عراق در اولویت قرار داد، عمیقتر شد. چین شروع به ارائه فناوری موشکهای بالستیک و قطعات حیاتی کرد و از جاهطلبیهای ایران برای ایجاد برنامه موشکی قوی برای بازدارندگی منطقهای حمایت نمود.
توافق هستهای ایران ۲۰۱۳-۲۰۱۵ (برجام) نقطه عطف دیپلماتیکی بود که تحریمها را کاهش داد و به چین امکان داد همکاریهای اقتصادی و انرژی خود را با ایران به طور قابل توجهی گسترش دهد، در حالی که شراکت امنیتی پیچیدهای را ادامه داد. با وخامت اخیر روابط چین و آمریکا، پکن ایران را به عنوان شریک استراتژیک حیاتی برای مقابله با نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن میبیند.
کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و دفاع هوایی
کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز زیادی بر فناوری موشکی و سیستمهای دفاع هوایی دارد که دو ستون استراتژی جنگ نامتقارن تهران هستند. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه ضروری برای سوخت موشکهای بالستیک با سوخت جامد، قطعات سیستم هدایت و تخصص لازم برای بازسازی خطوط تولید موشک که توسط حملات اسرائیل و تحریمها مختل شدهاند را به ایران میرساند.
علاوه بر فناوری موشکهای بالستیک، چین اخیراً سیستمهای پیشرفته موشک زمین به هوا مانند انواع HQ-9B را به ایران تحویل داده است که با سیستمهای S-300 روسیه قابل مقایسه است اما در برخی قابلیتها برتر محسوب میشود. این سیستمها برد دفاع هوایی ایران را افزایش داده و توانایی آن را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذهای هوایی آمریکا بهبود میبخشد. استقرار HQ-9B پس از از دست دادن بخش عمدهای از زرادخانه S-300 روسی موجود ایران در حملات اسرائیل در سال ۲۰۲۴ و در طول جنگ ۱۲ روزه اخیر صورت گرفته است.
ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
موشکهای بالستیک ایران به دلیل اندازه کلاهک جنگی، پیشرانه پیشرفته و برد رو به افزایش، تهدید قابل توجهی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از طرحها شامل وسایل بازگشت مانورپذیر و فناوریهای فراصوت هستند که رهگیری را پیچیده میکنند. با وجود شبکه دفاع هوایی چندلایه اسرائیل، از جمله گنبد آهنین، پرتابگر دیوید و رهگیرهای پیکان، برخی از موشکهای ایرانی در درگیریهای اخیر موفق به نفوذ از این دفاعها شدهاند.
دستنوشتهها | فرشاد عادل
Photo
ورود فناوری موشکی چینی و سیستمهای پیشرفته دفاع هوایی این تهدید را افزایش میدهد. HQ-9B چالش جدیتری برای عملیات هوایی اسرائیل ایجاد میکند و ممکن است فضای هوایی را مسدود کرده و حملات دقیق به سایتهای تولید موشک ایران را پیچیدهتر کند. این ارتقاء سختافزاری میتواند برتری تاکتیکی فعلی اسرائیل در دینامیک درگیری نامتقارن منطقه را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
توصیهها
با توجه به این چالشهای رو به افزایش، اسرائیل با محیط استراتژیک پیچیدهای روبرو است که نیازمند ترکیبی از تعامل دیپلماتیک و اقدامات مخفی برای جلوگیری از همکاری نظامی چین و ایران است.
1. فعالسازی کانالهای دیپلماتیک مخفی با چین
با توجه به حساسیت و پیچیدگی مقابله، اسرائیل باید دیپلماسی پشتپرده و محرمانه با پکن را در اولویت قرار دهد. این شامل استفاده از تماسهای اطلاعاتی موجود و شبکههای دیپلماتیک برای انتقال خطوط قرمز قاطع اسرائیل در برابر تأمین قطعات موشکی و دفاع هوایی به ایران است. اسرائیل باید خطرات ژئوپلیتیکی که چین از بیثباتی خاورمیانه متحمل میشود را برجسته کرده و به پکن یادآوری کند که پیامدهای جهانی احتمالی، از جمله آسیب به تصویر بینالمللی چین به عنوان یک قدرت مسئول، وجود دارد.
اسرائیل همچنین میتواند همکاری با نهادهای تجاری چینی که در معرض تحریمهای ثانویه هستند را بررسی کند و فشار اقتصادی آرام اما مؤثر از جمله محدود کردن تصویب سرمایهگذاری در بخشهای کلیدی یا تهدید به اختلالات گستردهتر تجاری در صورت ادامه حمایت نظامی چین اعمال کند.
2. تقویت اهرم مشترک آمریکا و اسرائیل بر واردات انرژی چین
از نظر استراتژیک، چین حدود ۱۰٪ نفت خود را از ایران وارد میکند که تهران را به تأمینکننده مهم انرژی برای اقتصاد بزرگ پکن تبدیل میکند. این وابستگی اقتصادی اهرم حیاتی برای اسرائیل و متحدانش، به ویژه ایالات متحده، فراهم میکند. اگر چین به حمایت نظامی از ایران به قیمت بیثباتی منطقه ادامه دهد، واشنگتن و اورشلیم میتوانند برای محدود یا مسدود کردن محمولههای نفت خام ایران که نیازهای انرژی چین را تأمین میکند، فشار بیاورند. استفاده از تحریمهای هماهنگ، ممانعت دریایی تقویتشده و فشار مالی میتواند پکن را مجبور به بازنگری در حمایت نظامی آشکار خود کند و منافع اقتصادی را در برابر هزینههای دیپلماتیک رو به افزایش متعادل سازد.
اسرائیل و ایالات متحده باید به طور نزدیک هماهنگ شوند تا محمولههای نفت ایران به چین را رصد و ممانعت کنند. از طریق فشار مالی بر پالایشگاههای کوچک چینی و تحریمهای سختتر بر واسطههایی که صادرات نفت تهران را ممکن میسازند، میتوان فشار استراتژیک را به حداکثر رساند. فشار دیپلماتیک عمومی همراه با ابزارهای اقتصادی پشتپرده میتواند خط تأمین مالی نظامی که پکن به تهران ارائه میدهد را افشا و مختل کند.
3. گسترش عملیات اطلاعاتی مخفی و خرابکاری
اطلاعات اسرائیل باید نفوذ انسانی و عملیات سایبری را که هدف آن تولید و زنجیره تأمین موشکهای ایران است، به ویژه تأسیسات تازه تأسیس شده با کمک چین، تشدید کند. عملیات مشابه کمپینهای خرابکاری موفق قبلی که بر قطعات موشکهای منفجر نشده، کارخانههای شیمیایی پیشساز و مجتمعهای صنعتی مرتبط با چین متمرکز بود، میتواند زمان حیاتی برای جلوگیری از عملیاتی شدن کامل سیستمهای جدید بخرد.
اسرائیل باید توجه ویژهای به شبکههای لجستیکی که این محمولههای چینی را در دریا و خشکی تسهیل میکنند، داشته باشد. خرابکاری مخفیانه در مسیرهای حمل و نقل یا اجزای کلیدی بار بدون متهم کردن مستقیم چین به تأخیر در بازسازی نظامی ایران کمک خواهد کرد و از تشدید تنشهای اسرائیل و چین جلوگیری میکند.
۴. تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای
اسرائیل باید اتحادهای خود را با اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که نگرانیهایی درباره مشارکت نظامی چین در ایران دارند، عمیقتر کند. یک جبهه دیپلماتیک هماهنگ منطقهای میتواند تحویل تسلیحات چینی را برجسته کرده و پکن را به خویشتنداری وادارد. روابط اقتصادی GCC با چین میتواند اهرمهای اضافی برای محدودسازی باشد.
۵. دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت چین
روابط چین با ایران همچنان حساس است و پکن بین عملگرایی استراتژیک و تمایل خود برای دیده شدن به عنوان یک قدرت مسئول جهانی، در تعادل است. اسرائیل میتواند به افشای همکاری چین در تسهیل گسترش موشکهای ایرانی در مجامع بینالمللی و از طریق رسانهها ادامه دهد و هزینه حیثیتی حمایت نظامی پکن را افزایش دهد.
توصیهها
با توجه به این چالشهای رو به افزایش، اسرائیل با محیط استراتژیک پیچیدهای روبرو است که نیازمند ترکیبی از تعامل دیپلماتیک و اقدامات مخفی برای جلوگیری از همکاری نظامی چین و ایران است.
1. فعالسازی کانالهای دیپلماتیک مخفی با چین
با توجه به حساسیت و پیچیدگی مقابله، اسرائیل باید دیپلماسی پشتپرده و محرمانه با پکن را در اولویت قرار دهد. این شامل استفاده از تماسهای اطلاعاتی موجود و شبکههای دیپلماتیک برای انتقال خطوط قرمز قاطع اسرائیل در برابر تأمین قطعات موشکی و دفاع هوایی به ایران است. اسرائیل باید خطرات ژئوپلیتیکی که چین از بیثباتی خاورمیانه متحمل میشود را برجسته کرده و به پکن یادآوری کند که پیامدهای جهانی احتمالی، از جمله آسیب به تصویر بینالمللی چین به عنوان یک قدرت مسئول، وجود دارد.
اسرائیل همچنین میتواند همکاری با نهادهای تجاری چینی که در معرض تحریمهای ثانویه هستند را بررسی کند و فشار اقتصادی آرام اما مؤثر از جمله محدود کردن تصویب سرمایهگذاری در بخشهای کلیدی یا تهدید به اختلالات گستردهتر تجاری در صورت ادامه حمایت نظامی چین اعمال کند.
2. تقویت اهرم مشترک آمریکا و اسرائیل بر واردات انرژی چین
از نظر استراتژیک، چین حدود ۱۰٪ نفت خود را از ایران وارد میکند که تهران را به تأمینکننده مهم انرژی برای اقتصاد بزرگ پکن تبدیل میکند. این وابستگی اقتصادی اهرم حیاتی برای اسرائیل و متحدانش، به ویژه ایالات متحده، فراهم میکند. اگر چین به حمایت نظامی از ایران به قیمت بیثباتی منطقه ادامه دهد، واشنگتن و اورشلیم میتوانند برای محدود یا مسدود کردن محمولههای نفت خام ایران که نیازهای انرژی چین را تأمین میکند، فشار بیاورند. استفاده از تحریمهای هماهنگ، ممانعت دریایی تقویتشده و فشار مالی میتواند پکن را مجبور به بازنگری در حمایت نظامی آشکار خود کند و منافع اقتصادی را در برابر هزینههای دیپلماتیک رو به افزایش متعادل سازد.
اسرائیل و ایالات متحده باید به طور نزدیک هماهنگ شوند تا محمولههای نفت ایران به چین را رصد و ممانعت کنند. از طریق فشار مالی بر پالایشگاههای کوچک چینی و تحریمهای سختتر بر واسطههایی که صادرات نفت تهران را ممکن میسازند، میتوان فشار استراتژیک را به حداکثر رساند. فشار دیپلماتیک عمومی همراه با ابزارهای اقتصادی پشتپرده میتواند خط تأمین مالی نظامی که پکن به تهران ارائه میدهد را افشا و مختل کند.
3. گسترش عملیات اطلاعاتی مخفی و خرابکاری
اطلاعات اسرائیل باید نفوذ انسانی و عملیات سایبری را که هدف آن تولید و زنجیره تأمین موشکهای ایران است، به ویژه تأسیسات تازه تأسیس شده با کمک چین، تشدید کند. عملیات مشابه کمپینهای خرابکاری موفق قبلی که بر قطعات موشکهای منفجر نشده، کارخانههای شیمیایی پیشساز و مجتمعهای صنعتی مرتبط با چین متمرکز بود، میتواند زمان حیاتی برای جلوگیری از عملیاتی شدن کامل سیستمهای جدید بخرد.
اسرائیل باید توجه ویژهای به شبکههای لجستیکی که این محمولههای چینی را در دریا و خشکی تسهیل میکنند، داشته باشد. خرابکاری مخفیانه در مسیرهای حمل و نقل یا اجزای کلیدی بار بدون متهم کردن مستقیم چین به تأخیر در بازسازی نظامی ایران کمک خواهد کرد و از تشدید تنشهای اسرائیل و چین جلوگیری میکند.
۴. تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای
اسرائیل باید اتحادهای خود را با اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که نگرانیهایی درباره مشارکت نظامی چین در ایران دارند، عمیقتر کند. یک جبهه دیپلماتیک هماهنگ منطقهای میتواند تحویل تسلیحات چینی را برجسته کرده و پکن را به خویشتنداری وادارد. روابط اقتصادی GCC با چین میتواند اهرمهای اضافی برای محدودسازی باشد.
۵. دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت چین
روابط چین با ایران همچنان حساس است و پکن بین عملگرایی استراتژیک و تمایل خود برای دیده شدن به عنوان یک قدرت مسئول جهانی، در تعادل است. اسرائیل میتواند به افشای همکاری چین در تسهیل گسترش موشکهای ایرانی در مجامع بینالمللی و از طریق رسانهها ادامه دهد و هزینه حیثیتی حمایت نظامی پکن را افزایش دهد.
دستنوشتهها | فرشاد عادل
Photo
نتیجهگیری
ورود مخفیانه محمولههای نظامی چینی به ایران مرحله جدیدی در بازسازی قابلیتهای موشکی بالستیک و دفاع هوایی تهران ایجاد کرده است که خطر قابل توجهی برای امنیت استراتژیک اسرائیل به همراه دارد. با این حال، درگیریهای نظامی مستقیم با محمولههای چینی پرخطر است و نیازمند پاسخ پیچیده و چندوجهی است.
برای مقابله موفق با این چالش نوظهور، اسرائیل باید استراتژی دوگانه پیچیدهای اتخاذ کند که ترکیبی از تعامل دیپلماتیک قوی و عملیات مخفی مؤثر باشد. تنها با افشا و مختل کردن حمایت چینی از احیای نظامی ایران، اسرائیل میتواند برتری استراتژیک و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند. چالش اسرائیل در استفاده از اهرم اقتصادی بر منافع انرژی چین و فعالسازی کانالهای دیپلماتیک و عملیاتی مخفی برای تأثیرگذاری بر رفتار پکن است. با ترکیب تعامل پشتپرده محتاطانه با تقویت اطلاعات و تلاشهای خرابکارانه برای مختل کردن ساخت نظامی ایران، اسرائیل میتواند برنامه بازسازی چینی را ناکام بگذارد بدون آنکه به درگیری مستقیم چین و اسرائیل منجر شود.
این استراتژی ظریف که بر عملگرایی و صبر استراتژیک استوار است، برای حفظ برتری امنیتی اسرائیل در عرصه ژئوپلیتیکی پیچیدهای که با رقابت چین و آمریکا و جاهطلبیهای ایران در خاورمیانه شکل گرفته، ضروری خواهد بود.
ورود مخفیانه محمولههای نظامی چینی به ایران مرحله جدیدی در بازسازی قابلیتهای موشکی بالستیک و دفاع هوایی تهران ایجاد کرده است که خطر قابل توجهی برای امنیت استراتژیک اسرائیل به همراه دارد. با این حال، درگیریهای نظامی مستقیم با محمولههای چینی پرخطر است و نیازمند پاسخ پیچیده و چندوجهی است.
برای مقابله موفق با این چالش نوظهور، اسرائیل باید استراتژی دوگانه پیچیدهای اتخاذ کند که ترکیبی از تعامل دیپلماتیک قوی و عملیات مخفی مؤثر باشد. تنها با افشا و مختل کردن حمایت چینی از احیای نظامی ایران، اسرائیل میتواند برتری استراتژیک و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند. چالش اسرائیل در استفاده از اهرم اقتصادی بر منافع انرژی چین و فعالسازی کانالهای دیپلماتیک و عملیاتی مخفی برای تأثیرگذاری بر رفتار پکن است. با ترکیب تعامل پشتپرده محتاطانه با تقویت اطلاعات و تلاشهای خرابکارانه برای مختل کردن ساخت نظامی ایران، اسرائیل میتواند برنامه بازسازی چینی را ناکام بگذارد بدون آنکه به درگیری مستقیم چین و اسرائیل منجر شود.
این استراتژی ظریف که بر عملگرایی و صبر استراتژیک استوار است، برای حفظ برتری امنیتی اسرائیل در عرصه ژئوپلیتیکی پیچیدهای که با رقابت چین و آمریکا و جاهطلبیهای ایران در خاورمیانه شکل گرفته، ضروری خواهد بود.
زنگها برای جنگ به صدا در آمده اند؟
🔹درطی روزهای اخیر چند خبر جدید منتشر شده است که نشان دهنده سرعت گرفتن تحولات و احتمال شکل گرفتن جنگی جدید میان ایران و اسرائیل اند.
🔹فعال شدن مکانیزم ماشه به نحوی نشان دهنده موضع سخت و غیر قابل انعطاف اروپا در قبال ایران است و این موضوع در کنار میل آمریکا به تعیین تکلیف پرونده ایران و قصد اسرائیل برای به سرانجام رساندن ماموریت خود ذیل پروژه نظم جدید شرایط را بیش از پیش برای حمله ای مجدد فراهم کرده است.
🔹از سوی دیگر تفاهم امنیتی عربستان و پاکستان که عملا ایران را برای انجام حملات تاثیر گذار(مانند آرامکو) محدود میکند و به نوعی عربستان را زیر چتر حمایتی چین هم قرار میدهد؛ این موضوعی است که نشان دهنده آماده شدن منطقه برای زد و خوردی جدید است و کشورهای حاشیه خلیج فارس همه تلاش خود را برای مصون ماندن از ترکش های این رویداد به کار گرفته اند.
🔹در عین حال شاهد هستیم که اخطار هایی از سوی روسیه نیز مبنی بر احتمال وقوع جنگی جدید در آینده نزدیک داده شده و رسانههای غربی با برجستهسازی تعاملات نظامی احتمالی میان ایران و چین در حال فضاسازی هایی مشابه روزهای پیش از جنگ ١٢ روزه هستند.
به نظر می رسد که صدای زنگ جنگ در شرایط کنونی بلند تر از گذشته به گوش میرسد؛ اما آیا در تهران کسی به این صداها توجه دارد؟
🔹درطی روزهای اخیر چند خبر جدید منتشر شده است که نشان دهنده سرعت گرفتن تحولات و احتمال شکل گرفتن جنگی جدید میان ایران و اسرائیل اند.
🔹فعال شدن مکانیزم ماشه به نحوی نشان دهنده موضع سخت و غیر قابل انعطاف اروپا در قبال ایران است و این موضوع در کنار میل آمریکا به تعیین تکلیف پرونده ایران و قصد اسرائیل برای به سرانجام رساندن ماموریت خود ذیل پروژه نظم جدید شرایط را بیش از پیش برای حمله ای مجدد فراهم کرده است.
🔹از سوی دیگر تفاهم امنیتی عربستان و پاکستان که عملا ایران را برای انجام حملات تاثیر گذار(مانند آرامکو) محدود میکند و به نوعی عربستان را زیر چتر حمایتی چین هم قرار میدهد؛ این موضوعی است که نشان دهنده آماده شدن منطقه برای زد و خوردی جدید است و کشورهای حاشیه خلیج فارس همه تلاش خود را برای مصون ماندن از ترکش های این رویداد به کار گرفته اند.
🔹در عین حال شاهد هستیم که اخطار هایی از سوی روسیه نیز مبنی بر احتمال وقوع جنگی جدید در آینده نزدیک داده شده و رسانههای غربی با برجستهسازی تعاملات نظامی احتمالی میان ایران و چین در حال فضاسازی هایی مشابه روزهای پیش از جنگ ١٢ روزه هستند.
به نظر می رسد که صدای زنگ جنگ در شرایط کنونی بلند تر از گذشته به گوش میرسد؛ اما آیا در تهران کسی به این صداها توجه دارد؟
دستنوشتهها | فرشاد عادل
زنگزور و غزه؛ گمانهزنی درباره دو پیشران احتمالی حمله مجدد به ایران 🖋فرشاد عادل 🔹امروز در فضای رسانهای دو خبر غیر رسمی اما مهم منتشر شدند که هردو آنها در صورت صحت حاوی نشانههایی برجسته از احتمال تشدید تنشها علیه تهران خواهند بود. 🔹نخستین خبر مربوط…
🔹در ادامه چیده شدن پازل نظم جدید در خاورمیانه، احتمال حل و فصل موضوع غزه اینک بیش از پیش عملی به نظر میرسد و رخ دادن این موضوع به معنای روشن شدن دومین پیشران در فاز جدید مهار منطقه ای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
🔹این موضوع که احتمالا زمینه لازم را برای عملیاتی شدن صلح ابراهیم فراهم میکند، جزء آخرین مراحل پیاده سازی نظم جدید در منطقه است و تا پیش از تثبیت این نظم شاهد رقابتی گسترده میان محور های ترکی و عربی برای تعریف نقش مناسب خود خواهیم بود.
🔹بدیهی است که ضربه نهایی به جمهوری اسلامی و محور مقاومت نقطه پایانی پروژه نظم جدید و آغاز مرحله ای جدید از تعاملات در خاورمیانه است و همچنان مهم ترین سوال این است که برنامه «جمهوری اسلامی ایران» برای زیست در خاورمیانه جدید چیست؟
🔹این موضوع که احتمالا زمینه لازم را برای عملیاتی شدن صلح ابراهیم فراهم میکند، جزء آخرین مراحل پیاده سازی نظم جدید در منطقه است و تا پیش از تثبیت این نظم شاهد رقابتی گسترده میان محور های ترکی و عربی برای تعریف نقش مناسب خود خواهیم بود.
🔹بدیهی است که ضربه نهایی به جمهوری اسلامی و محور مقاومت نقطه پایانی پروژه نظم جدید و آغاز مرحله ای جدید از تعاملات در خاورمیانه است و همچنان مهم ترین سوال این است که برنامه «جمهوری اسلامی ایران» برای زیست در خاورمیانه جدید چیست؟
توافقنامه های جدید امنیتی در منطقه و نکات مرتبط با ایران
١.توافق امنیتی قطر و آمریکا دومین پیمان امنیتی مهمی بود که طی روزهای اخیر در خاورمیانه امضا شد؛ پیش از این شاهد بودیم که عربستان و پاکستان یک توافق امنیتی بی سابقه را به امضا رساندند و این رخداد ها در منطقه به نحوی نشانگر تعاملاتی است که چین و آمریکا در نظم جدید خاورمیانه خواهند داشت.
به نظر میرسد که پس از تکمیل پروژه نظم جدید در خاورمیانه، پاکستان نقطه تعامل جدید چین با کشورهای منطقه باشد و نقشی برجسته در روند همگرایی(عمدتا اقتصادی) چین با کشورهای خاورمیانه ایفا کند.
٢.نتیجه مستقیم پیمان های امنیتی اخیر محدودسازی توان پاسخ ایران به آمریکا از طریق هدف قرار دادن پایگاه های این کشور یا زیرساختهای انرژی منطقه است؛ چرا که مهار توان پاسخ ایران به عربستان نخست از طریق توافق پکن و در مرحله بعد با توافق امنیتی پاکستان و عربستان تثبیت شد.
در مرحله فعلی با پیمان امنیتی جدید قطر به صورت واضح طرف مقابل ایران در صورت حمله مجدد به قطر آمریکا خواهد بود. این اقدام تلاش مهمی است از سوی قطر برای احیای بازدارندگی خود که ابتدا توسط ایران و سپس اسرائیل به شدت زیرسوال رفته بود.
٣.بنابراین به نظر میرسد که عربستان و قطر توانسته اند که به نحوی از معرض تهدیدات احتمالی فاصله بگیرند؛ مگر اینکه ایران تصمیم بگیرد در معادله ای جدید در برابر آمریکا، پاکستان و چین قرار بگیرد!
١.توافق امنیتی قطر و آمریکا دومین پیمان امنیتی مهمی بود که طی روزهای اخیر در خاورمیانه امضا شد؛ پیش از این شاهد بودیم که عربستان و پاکستان یک توافق امنیتی بی سابقه را به امضا رساندند و این رخداد ها در منطقه به نحوی نشانگر تعاملاتی است که چین و آمریکا در نظم جدید خاورمیانه خواهند داشت.
به نظر میرسد که پس از تکمیل پروژه نظم جدید در خاورمیانه، پاکستان نقطه تعامل جدید چین با کشورهای منطقه باشد و نقشی برجسته در روند همگرایی(عمدتا اقتصادی) چین با کشورهای خاورمیانه ایفا کند.
٢.نتیجه مستقیم پیمان های امنیتی اخیر محدودسازی توان پاسخ ایران به آمریکا از طریق هدف قرار دادن پایگاه های این کشور یا زیرساختهای انرژی منطقه است؛ چرا که مهار توان پاسخ ایران به عربستان نخست از طریق توافق پکن و در مرحله بعد با توافق امنیتی پاکستان و عربستان تثبیت شد.
در مرحله فعلی با پیمان امنیتی جدید قطر به صورت واضح طرف مقابل ایران در صورت حمله مجدد به قطر آمریکا خواهد بود. این اقدام تلاش مهمی است از سوی قطر برای احیای بازدارندگی خود که ابتدا توسط ایران و سپس اسرائیل به شدت زیرسوال رفته بود.
٣.بنابراین به نظر میرسد که عربستان و قطر توانسته اند که به نحوی از معرض تهدیدات احتمالی فاصله بگیرند؛ مگر اینکه ایران تصمیم بگیرد در معادله ای جدید در برابر آمریکا، پاکستان و چین قرار بگیرد!
Forwarded from اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
🔆 پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه به ابتکار گروه مطالعات جنوب آسیا و با همکاری اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین برگزار میکند:
🔆 موضوع :
پیمان دفاعی پاکستان - عربستان و اثرات آن بر معادلات منطقه ای
❇️ با حضور و تحلیل :
🔺فرشاد عادل
دبیرکل اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
🔺علیرضا مکی
پژوهشگر مطالعات استراتژیک
🔺سمیه مروتی
مدیر گروه مطالعات جنوب آسیا
⏰ زمان و مکان : یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه به نشانی : تهران ، بلوار کشاورز ، خیابان شهید نادری پلاک شش
@imessiran
🔆 موضوع :
پیمان دفاعی پاکستان - عربستان و اثرات آن بر معادلات منطقه ای
❇️ با حضور و تحلیل :
🔺فرشاد عادل
دبیرکل اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
🔺علیرضا مکی
پژوهشگر مطالعات استراتژیک
🔺سمیه مروتی
مدیر گروه مطالعات جنوب آسیا
⏰ زمان و مکان : یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه به نشانی : تهران ، بلوار کشاورز ، خیابان شهید نادری پلاک شش
@imessiran
پهپادهای روسی در آسمان اروپا و احتمال پایان جنگ اوکراین
🔹در روزهای اخیر موضوع پرواز پهپادهای روسی در آسمان اروپا بسیار برجسته شده و این اقدام جسورانه روسیه شرایط جدیدی را برای اروپا ایجاد کرده است.
🔹روسیه تلاش دارد که سایه جنگ را به اروپا گسترش دهد و پرواز پهپادهای روسی در آسمان اروپا این پیام را به همراه دارد که ممکن است آسایش اروپاییها از آنها گرفته شود.
🔹نباید فراموش کرد که استاندارد زندگی در کشورهای اروپای غربی و شمالی بسیار متفاوت از روسیه ای است که حدود سه سال درگیر جنگ بوده و قطعا هرگونه تشدید تنش وحشت بیشتری را در کشورهای اروپایی میآفریند و این به معنای تحت فشار قرار گرفتن دولت های اروپایی خواهد بود.
🔹در واقع اینجا اصلا این نکته مهم نیست که آیا روسیه توان آسیب به کشورهای اروپایی را دارد یا خیر؛ بلکه موضوع اصلی ترس اروپایی است که چیزهای بیشتری برای از دست دادن نسبت به روسیه دارد!
🔹به نظر میرسد که اقدام فعلی تلاشی برای تحت فشار گذاشتن اروپا برای موافقت با طرح صلحی باشد که احتمالا مورد تایید روسیه و آمریکا است و ترامپ چندی پیش مخالفت اروپا با آن طرح را دلیل به نتیجه رسیدنش اعلام کرد!
🔹در روزهای اخیر موضوع پرواز پهپادهای روسی در آسمان اروپا بسیار برجسته شده و این اقدام جسورانه روسیه شرایط جدیدی را برای اروپا ایجاد کرده است.
🔹روسیه تلاش دارد که سایه جنگ را به اروپا گسترش دهد و پرواز پهپادهای روسی در آسمان اروپا این پیام را به همراه دارد که ممکن است آسایش اروپاییها از آنها گرفته شود.
🔹نباید فراموش کرد که استاندارد زندگی در کشورهای اروپای غربی و شمالی بسیار متفاوت از روسیه ای است که حدود سه سال درگیر جنگ بوده و قطعا هرگونه تشدید تنش وحشت بیشتری را در کشورهای اروپایی میآفریند و این به معنای تحت فشار قرار گرفتن دولت های اروپایی خواهد بود.
🔹در واقع اینجا اصلا این نکته مهم نیست که آیا روسیه توان آسیب به کشورهای اروپایی را دارد یا خیر؛ بلکه موضوع اصلی ترس اروپایی است که چیزهای بیشتری برای از دست دادن نسبت به روسیه دارد!
🔹به نظر میرسد که اقدام فعلی تلاشی برای تحت فشار گذاشتن اروپا برای موافقت با طرح صلحی باشد که احتمالا مورد تایید روسیه و آمریکا است و ترامپ چندی پیش مخالفت اروپا با آن طرح را دلیل به نتیجه رسیدنش اعلام کرد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نتانیاهو در گفتگو با یورونیوز:
ما باید غزه را «از رادیکالیسم دور کنیم»، همانطور که پس از جنگ جهانی دوم در «آلمان یا در ژاپن» انجام شد.
پینوشت: خوانش بین خطوط این اظهارات و گذاشتن آن در کنار دیگر فکتها میتواند نقشی که در پروژه نظم جدید برای ایران در نظر گرفته شده است را روشن کند!
ما باید غزه را «از رادیکالیسم دور کنیم»، همانطور که پس از جنگ جهانی دوم در «آلمان یا در ژاپن» انجام شد.
پینوشت: خوانش بین خطوط این اظهارات و گذاشتن آن در کنار دیگر فکتها میتواند نقشی که در پروژه نظم جدید برای ایران در نظر گرفته شده است را روشن کند!
مهم ترین دلیل جدیت اسرائیل و آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی چیست؟
🔹با سپری شدن بیش از دو سال از رخداد هفت اکتبر و شکل گیری عزم قاطع در اسرائیل برای تقابل با محور ایران، اینک شاهد هستیم که قاطعیت در برخورد با جمهوری اسلامی علاوه بر اسرائیل در آمریکا هم به شدت پیگیری میشود و همین پیگیری و جدیت بود که بمب افکن های B2 را به آسمان ایران وارد کرد!
🔹اما دلیل این جدیت چیست؟ شاید مهم ترین دلیلی که آمریکا و اسرائیل را به این جمع بندی رسانده که باید در برهه کنونی به شدید ترین شکل در مقابل ایران بایستند، این است که جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه یک عنصر ضد سیستم و در تقابل با نظم غربی است، بلکه تعریفی فرا ملی از خود ارائه داده و هویت خود را نه صرفا به عنوان یک حاکمیت ملی، بلکه به عنوان یک جنبش بینالمللی ضد آمریکا تثبیت کرده است.
🔹شکلگیری چنین انگاره ای درباره جمهوری اسلامی و انعطاف ناپذیر بودن اش در اصول هویتی نظیر مبارزه با آمریکا و اسرائیل موجب شده که تهدید جمهوری اسلامی به عنوان یک تهدید گفتمانی خطرناک از سوی غرب ارزیابی شود و سطح برخورد با آن هم صرفا متوقف بر برخورد با یک نظام سیاسی نباشد.
🔹به همین سبب علیرغم اینکه تهدید جمهوری اسلامی برای اسرائیل و آمریکا در بسیاری از نقاط مانند فلسطین، لبنان و سوریه خنثی شده، محور اسرائیل و غرب همچنان از پیگیری پرونده ایران دست نمیکشد و با شدت بسیار و در شرایطی که انگاره ضعف جمهوری اسلامی تثبيت شده به تلاش های خود برای تقابل ادامه میدهد.
🔹در چنین شرایطی طبیعی است که پالسهای جمهوری اسلامی برای مذاکره(در شرایطی که از نظر واشنگتن در ضعیف ترین حالت خود قرار دارد) بی پاسخ بماند و تنها شروط تسلیم بدون هیچ تضمینی برای حفظ موجودیت جمهوری اسلامی روی میز باشد!
🔹با سپری شدن بیش از دو سال از رخداد هفت اکتبر و شکل گیری عزم قاطع در اسرائیل برای تقابل با محور ایران، اینک شاهد هستیم که قاطعیت در برخورد با جمهوری اسلامی علاوه بر اسرائیل در آمریکا هم به شدت پیگیری میشود و همین پیگیری و جدیت بود که بمب افکن های B2 را به آسمان ایران وارد کرد!
🔹اما دلیل این جدیت چیست؟ شاید مهم ترین دلیلی که آمریکا و اسرائیل را به این جمع بندی رسانده که باید در برهه کنونی به شدید ترین شکل در مقابل ایران بایستند، این است که جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه یک عنصر ضد سیستم و در تقابل با نظم غربی است، بلکه تعریفی فرا ملی از خود ارائه داده و هویت خود را نه صرفا به عنوان یک حاکمیت ملی، بلکه به عنوان یک جنبش بینالمللی ضد آمریکا تثبیت کرده است.
🔹شکلگیری چنین انگاره ای درباره جمهوری اسلامی و انعطاف ناپذیر بودن اش در اصول هویتی نظیر مبارزه با آمریکا و اسرائیل موجب شده که تهدید جمهوری اسلامی به عنوان یک تهدید گفتمانی خطرناک از سوی غرب ارزیابی شود و سطح برخورد با آن هم صرفا متوقف بر برخورد با یک نظام سیاسی نباشد.
🔹به همین سبب علیرغم اینکه تهدید جمهوری اسلامی برای اسرائیل و آمریکا در بسیاری از نقاط مانند فلسطین، لبنان و سوریه خنثی شده، محور اسرائیل و غرب همچنان از پیگیری پرونده ایران دست نمیکشد و با شدت بسیار و در شرایطی که انگاره ضعف جمهوری اسلامی تثبيت شده به تلاش های خود برای تقابل ادامه میدهد.
🔹در چنین شرایطی طبیعی است که پالسهای جمهوری اسلامی برای مذاکره(در شرایطی که از نظر واشنگتن در ضعیف ترین حالت خود قرار دارد) بی پاسخ بماند و تنها شروط تسلیم بدون هیچ تضمینی برای حفظ موجودیت جمهوری اسلامی روی میز باشد!
Forwarded from اقتصاد ۱۲۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلم/ جنگ ۱۲ روزه اتفاق بزرگی بود که نباید ساده از کنار آن عبور کنیم/ متاسفانه میبینم فضای بیخیالی در کشور حاکم شده و خطر را جدی نمیگیرند
👤 فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات استراتژیک: تحلیل اشتباهی پس از ۷ اکتبر در ایران وجود داشت که اسرائیل توان جنگ طولانی مدت و فرسایشی ندارد/ پس از جنگ ۱۲ روزه به پژوهشگر چینی گفتم به ایران بیا، پرسید مگر چیزی از شهرهای شما سالم باقی مانده است/ باور نمیکرد با وجود شهادت فرماندهان رده اول نظامی ایران، هنوز زندگی عادی در شهرهای ما جریان دارد.
☸️ اخبار و تحلیلهای اقتصاد ایران را بدون سانسور دنبال کنید 👇👇
✅ @Eghtesad120
👤 فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات استراتژیک: تحلیل اشتباهی پس از ۷ اکتبر در ایران وجود داشت که اسرائیل توان جنگ طولانی مدت و فرسایشی ندارد/ پس از جنگ ۱۲ روزه به پژوهشگر چینی گفتم به ایران بیا، پرسید مگر چیزی از شهرهای شما سالم باقی مانده است/ باور نمیکرد با وجود شهادت فرماندهان رده اول نظامی ایران، هنوز زندگی عادی در شهرهای ما جریان دارد.
☸️ اخبار و تحلیلهای اقتصاد ایران را بدون سانسور دنبال کنید 👇👇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ایران و نزدیک بودن موعد انتخابهای بزرگ
🔹همانطور که پیشتر گفته شده بود، برای ایران تنها«شروط تسلیم» روی میز است و نه مذاکره؛ حضور احتمالی ایران در شرمالشیخ تنها زمانی قابل تصور بود که این شروط پذیرفته میشد و به معنای پذیرش ادغام ایران در پروژه نظم جدید آبراهامی بود که در عمل پایان فلسفه«محور مقاومت» را اعلام عمومی میکرد.
🔹اما مطابق انتظار جمهوری اسلامی ایران که خود مدعی نظم منطقهای دیگری است که متبلور در«ایده مقاومت» است، همچنان بر رویکرد تقابلی خود با نظم آمریکایی در منطقه تاکید کرد؛ اما این تقابل که روزگاری در میدان رقم میخورد و حالا بسیار بی رمق تر از گذشته خلاصه در بیانیههای سیاسی و اقدامات نمادین است، خود از آغاز دورانی جدید خبر میدهد.
🔹میتوان پیشبینی کرد که موعد انتخاب بزرگ برای ایران به زودی فرا برسد و در طی ماههای آینده ایران«باید» به این سوال پاسخ دهد که در خاورمیانه چه نقشی را عهده دار خواهد بود؟ هر روز تاخیر در پاسخ به این سوال به معنای تنگتر شدن فضای اختیار و در نهایت غلبه جبرها بر ایران است و این موضوع مهمترین مساله ای است که سیاستمدار ایرانی باید نسبت به آن آگاه باشد!
🔹همانطور که پیشتر گفته شده بود، برای ایران تنها«شروط تسلیم» روی میز است و نه مذاکره؛ حضور احتمالی ایران در شرمالشیخ تنها زمانی قابل تصور بود که این شروط پذیرفته میشد و به معنای پذیرش ادغام ایران در پروژه نظم جدید آبراهامی بود که در عمل پایان فلسفه«محور مقاومت» را اعلام عمومی میکرد.
🔹اما مطابق انتظار جمهوری اسلامی ایران که خود مدعی نظم منطقهای دیگری است که متبلور در«ایده مقاومت» است، همچنان بر رویکرد تقابلی خود با نظم آمریکایی در منطقه تاکید کرد؛ اما این تقابل که روزگاری در میدان رقم میخورد و حالا بسیار بی رمق تر از گذشته خلاصه در بیانیههای سیاسی و اقدامات نمادین است، خود از آغاز دورانی جدید خبر میدهد.
🔹میتوان پیشبینی کرد که موعد انتخاب بزرگ برای ایران به زودی فرا برسد و در طی ماههای آینده ایران«باید» به این سوال پاسخ دهد که در خاورمیانه چه نقشی را عهده دار خواهد بود؟ هر روز تاخیر در پاسخ به این سوال به معنای تنگتر شدن فضای اختیار و در نهایت غلبه جبرها بر ایران است و این موضوع مهمترین مساله ای است که سیاستمدار ایرانی باید نسبت به آن آگاه باشد!
دستنوشتهها | فرشاد عادل
ملاحظاتی در باب نزاع با اسرائیل ١. کلاوزویتس به عنوانِ یکی از پرآوازه ترین اندیشمندان در باب جنگ، به دو شکل متمایز از جنگ اشاره دارد. از نظر وی شکل نخست «جنگی است که دشمن را کاملا نابود سازد» و شکل دوم « جنگی است که شرایط صلح را بر دشمن تحمیل کند». فهم صحیح…
این متن بیش از یک سال پیش نوشته شده و اینک داوری بیش از گذشته میسر است و بازخوانی آن تصویری واضح از آنچه در حال رخ دادن است را نمایان میکند!
بررسی وضعیت؛
روزهای آرام و انتظار ناآرامی
🔹در طی هفتههای گذشته شاهد هستیم که تحولات در منطقه خاورمیانه بدون شگفتی خاصی پیش میرود و تنها حادثه چشمگیر که میتواند کمی غیر عادی تلقی شود، انفجار در نفتکشی مرتبط با ایران در روز ١٨ اکتبر بود که بر اساس برخی شنیده ها انفجار رخ داده در آن از داخل و مشکوک به خرابکاری بود؛ البته همین اتفاق هم خیلی بی سابقه نبود و درطی سالهای اخیر حداقل هفت یا هشت حادثه از این دست را شاهد بودیم و به لحاظ الگو امر غیرقابل انتظاری رخ نداده!
🔹بجز این رخداد تحولات در منطقه تقریبا مطابق با پیشبینیها پیش میروند و آمریکا و اسرائیل همچنان درباره موضوع غزه احتياط لازم را دارند و مسیرهای دیپلماتیک میان کشورهای منطقه با تراکم بالا در حال فعالیت اند و دقیقا تراکم بالای فعالیت در مسیرهای دیپلماتیک است که از احتمال رخ دادن«رویدادهای بزرگ ناگهانی» و تشنج های بزرگ در منطقه جلوگیری میکند.
🔹برای جمهوری اسلامی ایران همچنان شروط تسلیم روی میز است و آمریکا مطابق با تصمیمات پیشین تکلیف خواستههای خود از ایران را مشخص کرده اما همچنان ایران در صدر فعالیتهای عملی آمریکا در برهه فعلی قرار ندارد و علیرغم اینکه پرونده ایران در صدر اولویت های سیاست خارجی آمریکا است، رسیدگی به آن منوط به سروسامان گرفتن پرونده های دیگری نظیر بحران غزه، چالشها با ونزوئلا و مساله اوکراین به نظر میرسد.
🔹با توجه به آنچه رصد میشود فعلا تحولات در منطقه بدون هیجان و اقدامات شگفتانگیز پیش میرود اما همچنان احتمال حمله نظامی به ایران در ماههای اکتبر و نوامبر بالا ارزیابی میشود و به نظر میرسد که در صورت عدم استفاده آمریکا و اسرائیل از این پنجره زمانی، احتمال درگیری مجدد در زمستان نیز بالا نباشد؛ در چنین سناریویی ضربه به اقتصاد ایران و تشدید تنشهای داخلی در کشور از مهمترین اقداماتی است که دنبال خواهند شد و به طور موازی مقابله موثر و دقیق با تلاشهای جمهوری اسلامی به منظور احیای توان نظامی در دستور کار خواهد بود که به شکل عملیات های خرابکارانه دقیق برنامه ریزی خواهد شد.
🔹به طور خلاصه، بر اساس شواهد فعلی، با نزدیک شدن به زمستان احتمال تشدید تحرکات و ناآرامیها در داخل بیشتر و احتمال درگیری نظامی کمتر خواهد بود و البته بدیهی است که این احتمالات تحت تاثیر سرعت تحولات و دینامیکهای منطقهای دچار تغییر خواهند شد.
💢 نکته پایانی این است که همه در منطقه و داخل کشور در انتظار یک اتفاق بزرگ هستند و ثبات در منطقه تنها زمانی حاکم خواهد شد که آن اتفاق بزرگ، رخ داده تلقی شود.
روزهای آرام و انتظار ناآرامی
🔹در طی هفتههای گذشته شاهد هستیم که تحولات در منطقه خاورمیانه بدون شگفتی خاصی پیش میرود و تنها حادثه چشمگیر که میتواند کمی غیر عادی تلقی شود، انفجار در نفتکشی مرتبط با ایران در روز ١٨ اکتبر بود که بر اساس برخی شنیده ها انفجار رخ داده در آن از داخل و مشکوک به خرابکاری بود؛ البته همین اتفاق هم خیلی بی سابقه نبود و درطی سالهای اخیر حداقل هفت یا هشت حادثه از این دست را شاهد بودیم و به لحاظ الگو امر غیرقابل انتظاری رخ نداده!
🔹بجز این رخداد تحولات در منطقه تقریبا مطابق با پیشبینیها پیش میروند و آمریکا و اسرائیل همچنان درباره موضوع غزه احتياط لازم را دارند و مسیرهای دیپلماتیک میان کشورهای منطقه با تراکم بالا در حال فعالیت اند و دقیقا تراکم بالای فعالیت در مسیرهای دیپلماتیک است که از احتمال رخ دادن«رویدادهای بزرگ ناگهانی» و تشنج های بزرگ در منطقه جلوگیری میکند.
🔹برای جمهوری اسلامی ایران همچنان شروط تسلیم روی میز است و آمریکا مطابق با تصمیمات پیشین تکلیف خواستههای خود از ایران را مشخص کرده اما همچنان ایران در صدر فعالیتهای عملی آمریکا در برهه فعلی قرار ندارد و علیرغم اینکه پرونده ایران در صدر اولویت های سیاست خارجی آمریکا است، رسیدگی به آن منوط به سروسامان گرفتن پرونده های دیگری نظیر بحران غزه، چالشها با ونزوئلا و مساله اوکراین به نظر میرسد.
🔹با توجه به آنچه رصد میشود فعلا تحولات در منطقه بدون هیجان و اقدامات شگفتانگیز پیش میرود اما همچنان احتمال حمله نظامی به ایران در ماههای اکتبر و نوامبر بالا ارزیابی میشود و به نظر میرسد که در صورت عدم استفاده آمریکا و اسرائیل از این پنجره زمانی، احتمال درگیری مجدد در زمستان نیز بالا نباشد؛ در چنین سناریویی ضربه به اقتصاد ایران و تشدید تنشهای داخلی در کشور از مهمترین اقداماتی است که دنبال خواهند شد و به طور موازی مقابله موثر و دقیق با تلاشهای جمهوری اسلامی به منظور احیای توان نظامی در دستور کار خواهد بود که به شکل عملیات های خرابکارانه دقیق برنامه ریزی خواهد شد.
🔹به طور خلاصه، بر اساس شواهد فعلی، با نزدیک شدن به زمستان احتمال تشدید تحرکات و ناآرامیها در داخل بیشتر و احتمال درگیری نظامی کمتر خواهد بود و البته بدیهی است که این احتمالات تحت تاثیر سرعت تحولات و دینامیکهای منطقهای دچار تغییر خواهند شد.
💢 نکته پایانی این است که همه در منطقه و داخل کشور در انتظار یک اتفاق بزرگ هستند و ثبات در منطقه تنها زمانی حاکم خواهد شد که آن اتفاق بزرگ، رخ داده تلقی شود.
تنهایی استراتژیک یا تنبلی استراتژیک؟
🖋فرشاد عادل
🔹در طی سالهای اخیر شاهد بودیم که مفهوم«تنهایی استراتژیک»تبدیل به کلید واژه ای پر تکرار در محافل مرتبط با سیاست و استراتژی شده است و بسیاری از تحلیلگران با فرض گرفتن این نکته که ایران خواسته یا ناخواسته از شکل دادن به اتحادهای استراتژیک با قدرتهای بزرگ ناتوان بوده، این نتیجه را گرفته اند که ایران در بزنگاههای تاریخی همواره تنها و بی پشتوانه است.
🔹این مفهوم که توسط«دکتر محیالدین مصباحی» پرورانده شده، اما به اشتباه در ایران به نام آرش رئیسی نژاد گره خورده است و در حال حاضر ایده ای پرطرفدار به ویژه در میان سياستمداران ایرانی است؛ مهمترین دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین ایده ای از سوی سياستمدار ایرانی فرصتی است که این ایده برای تنبلی و کاهلی فراهم میکند.
🔹در واقع بدون در نظر گرفتن درست یا غلط بودن چنین ایدهای که محل بحث ما در این یادداشت نیست، نتیجه حاصل از اعتقاد به مفهوم تنهایی استراتژیک برای ایران فراهم آمدن شرایطی برای توجیه تنبلی سیاستمدار ایرانی در شکل دادن به نوعی از سیاستورزی تامین کننده منافع ملی است و در نهایت این«تنبلی استراتژیک» با تعبیر شدن به عنوان تنهایی استراتژیک بهانه لازم را برای فرار از پاسخگویی در اختیار سياستمدار قرار میدهد.
🔹بدیهی است که ایده تنهایی استراتژیک مانند هزاران ایده ای که در فضای فکری ایران تعریف شده اند دارای نقاط ضعف یا قوتی است اما تبدیل کردن این ایده به اصل و اساس تحولات مربوط به سیاستخارجی ایران خواسته یا ناخواسته زمینه را برای رکود در این بخش فراهم کرده است.
🔹این درحالی است که سابقه فرهنگی و تمدنی ایران و نیز موقعیت جغرافیایی این کشور عملا هيچگونه نشانی از تنهایی را نمایان نمیکند و اتفاقا به شکلی کاملا غيرقابل انکار و ملموس نشانههای تعامل میان سرزمینهای ایرانی با محیط پیرامون خود برجسته و عیان است.
🔹ایرانِ پس از جنگ ١٢روزه، ایرانی است که نیازمند ایدهها، افکار و افراد جدید است و در حال حاضر نیز تحرکات فکری بسیار درخشانی زیر پوستهی ظاهری رسانه و دانشگاه در حال شکل گرفتن است که نوید شکلگرفتن یک حیات فکری جدید در ایران را میدهند اما این ظرفیت تنها زمانی به بار خواهد نشست که جنگ ١٢ روزه به عنوان یه نقطه عطف در زمینه«اندیشیدن به موضوع ایران» به رسمیت شناخته شده و جسارت پرداختن به ایدههای نو و عبور از کلیشههای فکری در فضای علمی ایران تقویت شود.
🖋فرشاد عادل
🔹در طی سالهای اخیر شاهد بودیم که مفهوم«تنهایی استراتژیک»تبدیل به کلید واژه ای پر تکرار در محافل مرتبط با سیاست و استراتژی شده است و بسیاری از تحلیلگران با فرض گرفتن این نکته که ایران خواسته یا ناخواسته از شکل دادن به اتحادهای استراتژیک با قدرتهای بزرگ ناتوان بوده، این نتیجه را گرفته اند که ایران در بزنگاههای تاریخی همواره تنها و بی پشتوانه است.
🔹این مفهوم که توسط«دکتر محیالدین مصباحی» پرورانده شده، اما به اشتباه در ایران به نام آرش رئیسی نژاد گره خورده است و در حال حاضر ایده ای پرطرفدار به ویژه در میان سياستمداران ایرانی است؛ مهمترین دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین ایده ای از سوی سياستمدار ایرانی فرصتی است که این ایده برای تنبلی و کاهلی فراهم میکند.
🔹در واقع بدون در نظر گرفتن درست یا غلط بودن چنین ایدهای که محل بحث ما در این یادداشت نیست، نتیجه حاصل از اعتقاد به مفهوم تنهایی استراتژیک برای ایران فراهم آمدن شرایطی برای توجیه تنبلی سیاستمدار ایرانی در شکل دادن به نوعی از سیاستورزی تامین کننده منافع ملی است و در نهایت این«تنبلی استراتژیک» با تعبیر شدن به عنوان تنهایی استراتژیک بهانه لازم را برای فرار از پاسخگویی در اختیار سياستمدار قرار میدهد.
🔹بدیهی است که ایده تنهایی استراتژیک مانند هزاران ایده ای که در فضای فکری ایران تعریف شده اند دارای نقاط ضعف یا قوتی است اما تبدیل کردن این ایده به اصل و اساس تحولات مربوط به سیاستخارجی ایران خواسته یا ناخواسته زمینه را برای رکود در این بخش فراهم کرده است.
🔹این درحالی است که سابقه فرهنگی و تمدنی ایران و نیز موقعیت جغرافیایی این کشور عملا هيچگونه نشانی از تنهایی را نمایان نمیکند و اتفاقا به شکلی کاملا غيرقابل انکار و ملموس نشانههای تعامل میان سرزمینهای ایرانی با محیط پیرامون خود برجسته و عیان است.
🔹ایرانِ پس از جنگ ١٢روزه، ایرانی است که نیازمند ایدهها، افکار و افراد جدید است و در حال حاضر نیز تحرکات فکری بسیار درخشانی زیر پوستهی ظاهری رسانه و دانشگاه در حال شکل گرفتن است که نوید شکلگرفتن یک حیات فکری جدید در ایران را میدهند اما این ظرفیت تنها زمانی به بار خواهد نشست که جنگ ١٢ روزه به عنوان یه نقطه عطف در زمینه«اندیشیدن به موضوع ایران» به رسمیت شناخته شده و جسارت پرداختن به ایدههای نو و عبور از کلیشههای فکری در فضای علمی ایران تقویت شود.
"حق فقط میان برابرها مطرح است، حال آنکه قوی تر ها هرچه را که میخواهند انجام میدهند و ضعیف تر ها از هرچه میخواهند رنج میبرند!".
🔹 این جمله ای معروف است که توسیدید از زبان آتنی های قدرتمند خطاب به اهالی جزیره مِلوس بیان میکند؛ چنین گزاره ای علیرغم گزنده بودن، بیانگر واقعیتی عریان از نظام حاکم میان ملت ها است که بر اساس آن باید پذیرفت که در عرصه روابط بین الملل با واقعیت هرج و مرج کنترل نشده ای روبرو هستیم که تنها عکس العمل برابر آن پذیرش آن است. در پی پذیرش چنین واقعیتی، دولت ها به عنوان برآیند ملت هایشان به سیاستورزی در جهت کسب قدرت (Machtpolitik) میپردازند.
🔹علیرغم فراگیر شدن این نوع نگرش در بین اکثر دولت های جهان، چنین آموزه هایی را بهتر از هرجا میتوان در روند تحولاتی جستجو کرد که در دوران مدرن از سوی دولت های غربی رقم خورده اند. دولت هایی که با فهم واقعیت عریان حاکم بر معادلات قدرت در فضای بین الملل منافع خویش را در اولویت قرار داده اند و بعضا با شکل دادن به اتحاد هایی راهبردی، این منافع را تضمین کرده اند.
🔹در حال حاضر عریان ترین حالت پیاده سازی سیاست قدرت را میتوان در جبهه غربی به رهبری آمریکا دید در حالی که هنوز در جبهه مقابل غرب ملاحظه های بسیاری برای اعمال سیاست قدرت وجود دارد و اگر هم چنین عزمی هم وجود داشته باشد تنها برای تامین منافع و توسعه طلبی های ملی به کار میرود.
🔹در چنین شرایطی حساب باز کردن بر روی اعلام مواضع اخیر روسیه و چین و این تصور که میتوان با کاغذ و حرف در برابر سیاست قدرت ایستاد بسیار دور از واقعیت است.
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هدف«اعمال قدرت عریان» آمریکا است و این اعمال قدرت یکبار با بمبافکنهای B2، موشکهای سنگرشکن و تاماهاک و نیز حمله نظامی متحد استراتژیک آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل انجام گرفته است و در حال حاضر نیز هیچگونه اخلال یا تجدید نظر در تصمیم آمریکا برای استفاده از سیاست قدرت به وجود نیامده است.
🔹راه مواجهه با قدرت عریان، دیدن و پذیرش حقیقت عریان است و این حقیقت عریان را توسیدید دهها قرن پیش بیان کرده است تنها پذیرش چنین حقیقتی است که میتواند مسیر را برای گرفتن تصمیمی سازنده آماده کند.
🔹 این جمله ای معروف است که توسیدید از زبان آتنی های قدرتمند خطاب به اهالی جزیره مِلوس بیان میکند؛ چنین گزاره ای علیرغم گزنده بودن، بیانگر واقعیتی عریان از نظام حاکم میان ملت ها است که بر اساس آن باید پذیرفت که در عرصه روابط بین الملل با واقعیت هرج و مرج کنترل نشده ای روبرو هستیم که تنها عکس العمل برابر آن پذیرش آن است. در پی پذیرش چنین واقعیتی، دولت ها به عنوان برآیند ملت هایشان به سیاستورزی در جهت کسب قدرت (Machtpolitik) میپردازند.
🔹علیرغم فراگیر شدن این نوع نگرش در بین اکثر دولت های جهان، چنین آموزه هایی را بهتر از هرجا میتوان در روند تحولاتی جستجو کرد که در دوران مدرن از سوی دولت های غربی رقم خورده اند. دولت هایی که با فهم واقعیت عریان حاکم بر معادلات قدرت در فضای بین الملل منافع خویش را در اولویت قرار داده اند و بعضا با شکل دادن به اتحاد هایی راهبردی، این منافع را تضمین کرده اند.
🔹در حال حاضر عریان ترین حالت پیاده سازی سیاست قدرت را میتوان در جبهه غربی به رهبری آمریکا دید در حالی که هنوز در جبهه مقابل غرب ملاحظه های بسیاری برای اعمال سیاست قدرت وجود دارد و اگر هم چنین عزمی هم وجود داشته باشد تنها برای تامین منافع و توسعه طلبی های ملی به کار میرود.
🔹در چنین شرایطی حساب باز کردن بر روی اعلام مواضع اخیر روسیه و چین و این تصور که میتوان با کاغذ و حرف در برابر سیاست قدرت ایستاد بسیار دور از واقعیت است.
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هدف«اعمال قدرت عریان» آمریکا است و این اعمال قدرت یکبار با بمبافکنهای B2، موشکهای سنگرشکن و تاماهاک و نیز حمله نظامی متحد استراتژیک آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل انجام گرفته است و در حال حاضر نیز هیچگونه اخلال یا تجدید نظر در تصمیم آمریکا برای استفاده از سیاست قدرت به وجود نیامده است.
🔹راه مواجهه با قدرت عریان، دیدن و پذیرش حقیقت عریان است و این حقیقت عریان را توسیدید دهها قرن پیش بیان کرده است تنها پذیرش چنین حقیقتی است که میتواند مسیر را برای گرفتن تصمیمی سازنده آماده کند.
تفاهم آمریکا و چین و چشماندازها برای ایران
🔹امروز دیدار شی و ترامپ بالاخره انجام گرفت و بر اساس اخبار منتشر شده مواجهه دو طرف بسیار مثبت ارزیابی شده و ظاهرا این دیدار کمی از شدت جنگ تجاری آمریکا و چین کاسته است.
🔹بر اساس اخبار منتشر شده تفاهم های به دست آمده در زمینه تعرفهها و منابع کمیاب معدنی چشماندازی از مدیریت تنش تجاری میان آمریکا و چین را ترسیم کرده و این موضوع میتواند اثرات مستقیم و قطعی بر وضعیت ایران داشته باشد.
🔹در روزهای گذشته اخبار غیر رسمی حاکی از اخطار چین به برخی از پالایشگاه های این کشور بود که از نفت ایران استفاده میکنند و ظاهراً به خریداران چینی نفت ایران توصیه شده که به فکر مسیرهای جدیدی برای خرید غیررسمی نفت از ایران باشند چرا که احتمالا محدودیتهای جدیدی در این حوزه از سوی دولت چین وضع خواهد شد.
همچنین در حال حاضر طرف چینی تخفيفهای بیشتری را از ایران طلب میکند که این درخواست ها به دلیل افزایش ریسکهای خرید نفت از ایران به وجود آمده.
🔹به طور خلاصه شاهد هستیم که همچنان چشمانداز ها برای تهران چندان مثبت نیستند و فرصت مناسب برای گرفتن تصمیمهای بزرگ نیز تقریبا در وقت اضافه است!
🔹امروز دیدار شی و ترامپ بالاخره انجام گرفت و بر اساس اخبار منتشر شده مواجهه دو طرف بسیار مثبت ارزیابی شده و ظاهرا این دیدار کمی از شدت جنگ تجاری آمریکا و چین کاسته است.
🔹بر اساس اخبار منتشر شده تفاهم های به دست آمده در زمینه تعرفهها و منابع کمیاب معدنی چشماندازی از مدیریت تنش تجاری میان آمریکا و چین را ترسیم کرده و این موضوع میتواند اثرات مستقیم و قطعی بر وضعیت ایران داشته باشد.
🔹در روزهای گذشته اخبار غیر رسمی حاکی از اخطار چین به برخی از پالایشگاه های این کشور بود که از نفت ایران استفاده میکنند و ظاهراً به خریداران چینی نفت ایران توصیه شده که به فکر مسیرهای جدیدی برای خرید غیررسمی نفت از ایران باشند چرا که احتمالا محدودیتهای جدیدی در این حوزه از سوی دولت چین وضع خواهد شد.
همچنین در حال حاضر طرف چینی تخفيفهای بیشتری را از ایران طلب میکند که این درخواست ها به دلیل افزایش ریسکهای خرید نفت از ایران به وجود آمده.
🔹به طور خلاصه شاهد هستیم که همچنان چشمانداز ها برای تهران چندان مثبت نیستند و فرصت مناسب برای گرفتن تصمیمهای بزرگ نیز تقریبا در وقت اضافه است!
📣 آسیبشناسی روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری خلق چین
🔹 اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند.
▪️ دومین نشست از سلسله نشستهای «خاوران»
👤 ارائهدهندگان:
➖ دکتر حسین ملائک
سفیر اسبق ایران در چین
➖ دکتر حسین قاهری
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
👤 دبیر نشست:
➖ فرشاد عادل
پژوهشگر روابط ایران و چین
▫️ نامنویسی از طریق نامکاربری: @mahdijafari_77
➖ (ظرفیت محدود)
🗓️ یکشنبه ۱۱ آبانماه | ساعت ۱۷
📍 خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷
#اخبار
#رویداد
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🔹 اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند.
▪️ دومین نشست از سلسله نشستهای «خاوران»
👤 ارائهدهندگان:
➖ دکتر حسین ملائک
سفیر اسبق ایران در چین
➖ دکتر حسین قاهری
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
👤 دبیر نشست:
➖ فرشاد عادل
پژوهشگر روابط ایران و چین
▫️ نامنویسی از طریق نامکاربری: @mahdijafari_77
➖ (ظرفیت محدود)
🗓️ یکشنبه ۱۱ آبانماه | ساعت ۱۷
📍 خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷
#اخبار
#رویداد
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
Forwarded from کلیدواژه
در گفتوگوی جدید «کلیدواژه» با دکتر فرشاد عادل، پژوهشگر حوزه ژئوپلیتیک،
به بررسی سیاست خارجی ایران در قفقاز میپردازیم.
🔹 آیا ایران در قفقاز راهبرد منطقهای دارد یا صرفاً واکنشی رفتار میکند؟
🔹 ضعفهای سیاست تهران در قفقاز کجاست؟
🔹 چرا ایران از شیعیان آذربایجان حمایت نمیکند؟
🔹 رابطه تلآویو و باکو تا چه حد میتواند تهدیدی برای ایران باشد؟
🔹 آیا قفقاز به جبهه شمالی درگیری ایران و اسرائیل تبدیل میشود؟
📺 گفتوگوی کامل را ببینید در یوتیوب کلیدواژه
📌 لینک برنامه:
https://youtu.be/7zerRSPsGOM
🔝 @kelidvajeh1400 🔝
به بررسی سیاست خارجی ایران در قفقاز میپردازیم.
🔹 آیا ایران در قفقاز راهبرد منطقهای دارد یا صرفاً واکنشی رفتار میکند؟
🔹 ضعفهای سیاست تهران در قفقاز کجاست؟
🔹 چرا ایران از شیعیان آذربایجان حمایت نمیکند؟
🔹 رابطه تلآویو و باکو تا چه حد میتواند تهدیدی برای ایران باشد؟
🔹 آیا قفقاز به جبهه شمالی درگیری ایران و اسرائیل تبدیل میشود؟
📺 گفتوگوی کامل را ببینید در یوتیوب کلیدواژه
📌 لینک برنامه:
https://youtu.be/7zerRSPsGOM
🔝 @kelidvajeh1400 🔝
بازیگری قاطع آمریکا در منطقه؛
از آسيای میانه و قفقاز تا شامات و جهان عرب
🔹 روز گذشته شاهد بودیم که سران پنج کشور آسیای میانه در کاخ سفید با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ملاقات کردند. این ملاقات در حالی انجام میشود که در ماههای اخیر و پس از روی کار آمدن ترامپ تماسهای متعددی میان سران منطقه و رئیس جمهور آمریکا ایجاد شده است و از رهبران جهان عرب گرفته تا جولانی و علیف و پاشینیان، همگی سعی کرده اند که خود را بازیگری مکمل کلان راهبردهای آمریکا در پروژه نظم جدید معرفی کنند که در نتیجه این تعاملات سیاسی شاهد این هستیم که در در حال حاضر آمریکا تبدیل به مهمترین بازیگر منطقه شده است.
🔹برجسته شدن بیش از پیش نقش آمریکا در روند های منطقه ای، ذیل یک ابتکار جامع سیاسی، اقتصادی و امنیتی پیش میرود که من از آن با عنوان پروژه نظم جدید یاد میکنم و مهمترین هدف آن را آماده سازی منطقه برای شراکت راهبردی بلند مدت با آمریکا، تثبیت ثبات در خاورمیانه و در پی آن ایفای نقش برجسته این منطقه در حفظ انحصار ابرقدرتی آمریکا برای دهههای بعد به وسیله مهارپذیر ساختن چین میدانم.
🔹بدیهی است در چنین شرایطی منطقه خاورمیانه و بخشی از مناطق مجاور آن مانند آسیای مرکزی همگی به عنوانِ اجزایی از یک کل منسجم و به هم پیوسته عمل خواهند کرد؛ چرا که مهمترین نیاز ایجاد ثبات در منطقه، شکل گرفتن نوعی از ادغام اقتصادی و چسبندگی تجاری میان کشورهای منطقه است که موجب تعریف نقش آنها در زنجیره ارزش آمریکایی خواهد شد که این امر خود گامی مهم در جهت جلوگیری از گسترش زنجیره ارزش چینی به منطقه ثروتمند و پر از انرژی خاورمیانه خواهد بود.
🔹این موضوع برای ایران از اهمیتی بسیار پر رنگ برخوردار است چرا که آمریکا در حال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در همه مناطق مجاور ایران است و با توجه به نگاه جامع آمریکا به منطقه و با در نظر گرفتن نکاتی که درباره الزام ادغام اقتصادی در منطقه به منظور حفظ ثبات بیان شد، دیر یا زود ایران نیز باید وارد پروژه نظم جدید شود و به ایفای نقش خود در برنامه های در نظر گرفته شده برایش بپردازد.
🔹در واقع ایران شاید کلیدی ترین موضوع در این معادله باشد چرا که برای حفظ طولانی مدت ثبات در منطقه، موازنه میان قدرتهای منطقه ای از اهمیتی ویژه برخوردار است و شکی نیست که پس از استقرار نظم جدید، محور عربی و ترکی در پی رقابت های استراتژیک با اسرائیل ممکن است جنگ قدرت در منطقه را تشدید کنند و وارد تله توسیدید شوند که در چنین شرایطی اسرائیل نیازمند متحدی قدرتمند در منطقه خواهد بود و احتمالا یکی از نقش های تعریف شده برای ایران وسیع، پرجمعیت و دارای منابع انرژی در پروژه نظم جدید همین امر هست تا هدف توازن در منطقه محقق شود.
🔹بر این اساس محور ایرانی-اسرائیلی در برابر محور ترکی-عربی نوعی از موازنه قدرت را شکل خواهند داد و رقابتهای منطقه ای به جای ریخته شدن در ظرف تنشهای نظامی و امنیتی در قالب ابتکارات تجاری و اقتصادی ذیل «زنجیره ارزش آمریکایی» پیش خواهند رفت و بازیگران منطقه نیز کشورهای مسئولیت پذیری خواهند بود که به آمریکا پاسخگو هستند و یکی از مهمترین دلایل پافشاری آمریکا بر روی برچیده شدن گروههای شبه نظامی در منطقه نیز همین امر است.
🔹این چشم انداز اینک با ورود یک به یک بازیگران از مناطق مختلف نظیر آسیایی میانه، قفقاز، شامات و جهان عرب در حال شکل گرفتن است و قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه، عربستان و اسرائیل هریک در ماههای منتهی به استقرار این نظم در تلاش هستند که سهم بیشتری از آینده بازیگری در منطقه را به دست آورند و در این میان اما پرونده ایران همچنان سرنوشت ساز ترین پروند ای خواهد بود که پروژه نظم جدید را تکمیل خواهد کرد.
https://t.me/farshadadel
از آسيای میانه و قفقاز تا شامات و جهان عرب
🔹 روز گذشته شاهد بودیم که سران پنج کشور آسیای میانه در کاخ سفید با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ملاقات کردند. این ملاقات در حالی انجام میشود که در ماههای اخیر و پس از روی کار آمدن ترامپ تماسهای متعددی میان سران منطقه و رئیس جمهور آمریکا ایجاد شده است و از رهبران جهان عرب گرفته تا جولانی و علیف و پاشینیان، همگی سعی کرده اند که خود را بازیگری مکمل کلان راهبردهای آمریکا در پروژه نظم جدید معرفی کنند که در نتیجه این تعاملات سیاسی شاهد این هستیم که در در حال حاضر آمریکا تبدیل به مهمترین بازیگر منطقه شده است.
🔹برجسته شدن بیش از پیش نقش آمریکا در روند های منطقه ای، ذیل یک ابتکار جامع سیاسی، اقتصادی و امنیتی پیش میرود که من از آن با عنوان پروژه نظم جدید یاد میکنم و مهمترین هدف آن را آماده سازی منطقه برای شراکت راهبردی بلند مدت با آمریکا، تثبیت ثبات در خاورمیانه و در پی آن ایفای نقش برجسته این منطقه در حفظ انحصار ابرقدرتی آمریکا برای دهههای بعد به وسیله مهارپذیر ساختن چین میدانم.
🔹بدیهی است در چنین شرایطی منطقه خاورمیانه و بخشی از مناطق مجاور آن مانند آسیای مرکزی همگی به عنوانِ اجزایی از یک کل منسجم و به هم پیوسته عمل خواهند کرد؛ چرا که مهمترین نیاز ایجاد ثبات در منطقه، شکل گرفتن نوعی از ادغام اقتصادی و چسبندگی تجاری میان کشورهای منطقه است که موجب تعریف نقش آنها در زنجیره ارزش آمریکایی خواهد شد که این امر خود گامی مهم در جهت جلوگیری از گسترش زنجیره ارزش چینی به منطقه ثروتمند و پر از انرژی خاورمیانه خواهد بود.
🔹این موضوع برای ایران از اهمیتی بسیار پر رنگ برخوردار است چرا که آمریکا در حال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در همه مناطق مجاور ایران است و با توجه به نگاه جامع آمریکا به منطقه و با در نظر گرفتن نکاتی که درباره الزام ادغام اقتصادی در منطقه به منظور حفظ ثبات بیان شد، دیر یا زود ایران نیز باید وارد پروژه نظم جدید شود و به ایفای نقش خود در برنامه های در نظر گرفته شده برایش بپردازد.
🔹در واقع ایران شاید کلیدی ترین موضوع در این معادله باشد چرا که برای حفظ طولانی مدت ثبات در منطقه، موازنه میان قدرتهای منطقه ای از اهمیتی ویژه برخوردار است و شکی نیست که پس از استقرار نظم جدید، محور عربی و ترکی در پی رقابت های استراتژیک با اسرائیل ممکن است جنگ قدرت در منطقه را تشدید کنند و وارد تله توسیدید شوند که در چنین شرایطی اسرائیل نیازمند متحدی قدرتمند در منطقه خواهد بود و احتمالا یکی از نقش های تعریف شده برای ایران وسیع، پرجمعیت و دارای منابع انرژی در پروژه نظم جدید همین امر هست تا هدف توازن در منطقه محقق شود.
🔹بر این اساس محور ایرانی-اسرائیلی در برابر محور ترکی-عربی نوعی از موازنه قدرت را شکل خواهند داد و رقابتهای منطقه ای به جای ریخته شدن در ظرف تنشهای نظامی و امنیتی در قالب ابتکارات تجاری و اقتصادی ذیل «زنجیره ارزش آمریکایی» پیش خواهند رفت و بازیگران منطقه نیز کشورهای مسئولیت پذیری خواهند بود که به آمریکا پاسخگو هستند و یکی از مهمترین دلایل پافشاری آمریکا بر روی برچیده شدن گروههای شبه نظامی در منطقه نیز همین امر است.
🔹این چشم انداز اینک با ورود یک به یک بازیگران از مناطق مختلف نظیر آسیایی میانه، قفقاز، شامات و جهان عرب در حال شکل گرفتن است و قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه، عربستان و اسرائیل هریک در ماههای منتهی به استقرار این نظم در تلاش هستند که سهم بیشتری از آینده بازیگری در منطقه را به دست آورند و در این میان اما پرونده ایران همچنان سرنوشت ساز ترین پروند ای خواهد بود که پروژه نظم جدید را تکمیل خواهد کرد.
https://t.me/farshadadel