°ᗞʀᴇᴀʍ🅜🅔°
17 subscribers
1.1K photos
22 videos
2 files
6 links
نبودنت تنها راز تلخ بودن
قهوه زندگی من است
ومن هرروز این قهوه تلخ را درکام
دلتنگی های دنیا می نوشم ..

#فرهاد_فرهادی
Download Telegram
هیچ وقت عاشق نشین ؛
اگر هم شدین تا جایی که میتونین ازش لذت ببرین …

join us
@faramox💫
It doesn't matter we talk or not, the place I gave you in my heart will always remain the same.

مهم نیست که باهم حرف می‌زنیم یا نه، اون جایی که توی قلبم بهت دادم عین همیشه همون‌طور می‌مونه 💜

join us
@faramox💫
یه جا خوندم نوشته بود:
درسته ما پایانِ قشنگی نداشتیم،اما داستانِ قشنگی داشتیم و همین برای فراموش نکردنت کافیه..!

join us
@faramox💫
تو می‌خواستی بروی
من می‌خواستم بمانی
باورمی‌کنی یانه!؟
نمی‌دانم.
دلم برایت تنگ می‌شود
وقتی هوا می‌گیرد
باران که می‌زند
برگ‌ها که می‌افتند
کوچه باشد یا خیابان
شهر یا زندان
فرقی نمی‌کند
دلم برایت تنگ می‌شود.
حواست به نبودنت هست یا نه!؟
نمی دانم.
کمی شکسته‌تر شده ام، خسته‌تر
نفسم بیشتر می‌گیرد
کاش می‌دانستی
خاطرات، آدم را پیر می‌کند.
خسته‌تر
شکسته‌تر
مرا به یاد داری یا نه؟
نمی‌دانم...
این‌جا #پاییز بوی تو را می‌دهد هنوز.

#پویا_جمشیدی
کتاب #موهایت_را_کوتاه_کن

join us
@faramox💫
من درباره‌ی تو با کسی حرف نمی‌زنم؛ اما تو از چشم‌های من سرریز می‌شوی.

@faramox 🦋
دیگر به راستی می‌دانم که درد یعنی چه...
درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود.
بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود.

درد یعنی چیزی که دلِ آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد؛ بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد،

دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می‌گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد...


📚درخت زیبای من
👤ژوزه مائوروده واسکونسلوس

@faramox 🦋
چهره ام پر شده از خنده های تزئینی

@faramox 🦋
گاه‌گاهی كمی نگاهم كن
عشق از چشم تو تماشايی‌ست
بودنم را بفهم، باور كن
بی‌تو يلدا، قمار تنهايی‌ست
.
#پویا_جمشیدی

join us
@faramox💫
ﺗﻜﻴﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ تو را ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، اما ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭه ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ میﺗﺮﺳﻢ. چشمانت را ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻥ نگاهت میﺗﺮﺳﻢ. ﺩﺳﺘﺎنت ﺭا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭه ﺧﺎلی ماندن ﺩست‌هایم میﺗﺮﺳﻢ. ﺁﻏﻮشت ﺭا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻭباﺭه بی‌پناه ﺷﺪﻥ می‌ترﺳﻢ. ﺑﺎ تو ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭه ﺭﻓﺘﻦ‌ﻫﺎ میﺗﺮﺳﻢ. ﻗﺼﻪ را ﻛﻮتاه ﻛﻨﻢ، من عشق ﺭا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ همه‌ی این “اما”ها میﺗﺮﺳﻢ.

join us
@faramox💫
وقتی یه اتفاق خوب، توی زمان و مکان درستش رخ نمی‌ده، به یه حسرت بزرگ تبدیل می‌شن که هرچی بیشتر دست و پا می‌زنی، زودتر غرق می‌شی. وقتی برای زنده موندن به حافظه‌ی بلند مدتم چنگ زدم، وقتی آرزوهای کوچیکم به غده‌های سرطانی بزرگ تبدیل شدن، وقتی رویاهای ریز و درشتم، توی آینده‌ی محال ناپدید شدن، فهمیدم که توی جاده‌ی فراموشی قدم می‌زنم. این عقربه‌های لعنتی اگه به عقب برمی‌گشتن، سعی می‌کردم بخش‌های بیشتری از تو رو تصاحب کنم. سعی می‌کردم برای روز مبادا، خاطرات بیشتری از تو داشته باشم، سعی می‌کردم انقدر توی قلبت ته‌نشین بشم که هیچ وقت فراموشم نکنی. این عقربه‌های لعنتی اگه به عقب برمی‌گشتن، سعی می‌کردم عمیق‌تر کنارت زندگی کنم. حجم بیشتری از خودم رو با تو پر کنم. زندگی تو لحظه‌ای که نمی‌تونم تنهاییم رو باهات قسمت کنم، ارزش ادامه دادن نداره.

#پویا_جمشیدی

join us
@faramox💫
سرمای هیچ زمستونی به سردی خاطره‌ای نیست که هرچی بهش فکر می‌کنی دلتنگ‌تر می‌شی. گاهی خاطره‌هات رو می‌گردی تا دوباره در آغوش بگیریش. دوست داشتن یعنی بغل کردن، یعنی یه‌نفر آغوشش رو بهت هدیه بده. یعنی اجازه بده هروقت خواستی بهش پناه ببری. حالا برای این‌که روح یه‌نفر بُکشی، فقط کافیه آغوشت رو ازش پس بگیری. از سرما می‌میره، به همین سادگی. جهنم هم سرده وقتی کسی رو برای در آغوش کشیدن نداشته باشی.
بغلم کن. محکم و طولانی. انقدر که اگه فردا صبح بیدار نشدم، گرمای تنت رو برای همیشه با خودم به اون دنیا ببرم.

#پویا_جمشیدی

join us
@faramox💫
آدمای ساده خیلی زود عاشق میشن
خیلی زود احساساتشون رو بروز میدن
خیلی راحت میگن دوستت دارم
خیلی واقعی همه ی وجودشون رو برات میزارن
ولی خیلی دیر دل میکنن و دیر تنها میزارن
ولی وقتی برن دیگه هیچوقت برنمیگردن
همینقدر ساده و عمیق


join us
@faramox💫
ترجمه ی عشق
به تمام زبان های دنیا
نام کوچک توست ، مادرم !...

join us
@faramox💫
زندگى یعنی از هر چیزی مقدارى به جا مى‌ماند! دانه‌هاى قهوه در شیشه، چند سیگار در پاکت و کمى درد در آدمى
_ تورگوت اویار

join us
@Asenntra💫
می‌روی
و حجم نبودن‌ت
بر سینه‌ام سنگینی می‌کند
کاش هرگز نمی‌دیدم‌ت
آن‌گاه زندگی
در لحظه‌ی از دست دادن‌ت
تا این حد غم‌انگیز نبود

#پویا_جمشیدی

join us
@faramox💫
یه روزایی توی زندگیم هست، که اول هر سال پشت به زمستون و رو به بهار می‌نشستم و به آینده‌ لبخند می‌زدم. یه روزایی توی زندگیم هست، که با کسی که الان هستم فرق داشتم. حالا من نه دیگه به آرزو اعتماد دارم نه به برآورده شدنش ایمان. حالا دیگه سن برای من، فقط یه عدد نیست. سال‌ها دلتنگیه. روزها میان و می‌رن و با هر سالی که نو می‌شه، من از آدمی که بودم دل‌تنگ‌تر می‌شم. تنهاتر، غمگین‌تر. این‌همه سال انتظار، از من یه دیوونه ساخته که با خاطراتش زندگی می‌کنه، که با دیونگی‌هاش می‌میره.
کاش می‌تونستم این روزا رو برگردم عقب. کاش می‌شد دوباره بغل‌ش کنم، ببوسم‌ش.
هر سالی که می‌گذره، من یه قدم به مرگ نزدیک‌تر می‌شم. اگه قرار باشه وصیت بکنم، می‌نویسم که گور من رو عمیق حفر کنید، خیلی عمیق. برای من و یک عمر دل‌تنگی.

#پویا_جمشیدی

join us
@faramox💫