این جمله "اگه طلا هم بشی دیگه نمیخوامت" ته ته تهِ حس ناامیدی من از آدماست. البته یهویی از آدما ناامید نمیشم، هربار که یه ستاره توی قلبمو خاموش میکنن، با خودم میگم شب رو مهمون قلبم کردی، پس چرا باید جات رو چشام باشه.
❤3
کاش اون چیزی که زندگی در تلاشه بهم بفهمونه رو زودتر بفهمم و تموم شه. توی چرخهی موقعیتهای تکراری خستهکننده و ناراحتکننده گیر افتادم.
❤3
Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
بترس از اشتباه نکردن، نه از اشتباه کردن. چون اگه هیچوقت اشتباه نکنی، یعنی هیچوقت چیز جدیدی رو امتحان نکردی، و اگه چیز جدیدی امتحان نکنی، یعنی هیچوقت رشد نکردی.
❤3
یه خانومی تقریبا نیمساعت نشسته بود توی ایستگاه و منتظر اتوبوس بود. همینکه ناامید شد و پاشد رفت، اتوبوس اومد.
نتیجهی اخلاقی: نمیدونم.
نتیجهی اخلاقی: نمیدونم.
❤4
اره خب درست میگن، خیلی از خرابیا رو توی درونمون، ما بهوجود نیوردیم، اما مسئولیت آبادکردنشون با ماست.
❤5
دیگه نمیخوام بقیه رو نجات بدم. این یهذره توان و انرژیای که برام مونده رو باید نگهدارم برای باقیموندهی خودم.
❤4
تصور کن، جایِ زخماتو به یه نفر نشون بدی و با انگشت فشارش نده، روش نمک نپاشه و حواسش بهت باشه. چقدر رویایی.
❤2
تازگیا هرکی سنم رو میپرسه و میگم ۲۴، قبل از همه، خودم جا میخورم. از کرونا به بعد نفهمیدم زندگی چیشد!
❤4