فانِوشت
94 subscribers
190 photos
2 videos
30 links
علاقمند به روایت‌ها، تجربه‌ها، فلسفه، کتاب‌ها و هرچی که بین زمین و آسمونه.
فارغ‌التحصیل روانشناسی 🧠🪄

@Aboutfabot
Download Telegram
هرچقدر نفس عمیق می‌کشم از عصبانیتم کم نمی‌شه. دیگه باید چیکار کرد موقع عصبانیت؟
2
این جمله "اگه طلا هم بشی دیگه نمی‌خوامت" ته ته تهِ حس ناامیدی من از آدماست. البته یهویی از آدما ناامید نمی‌شم، هربار که یه ستاره توی قلبمو خاموش می‌کنن، با خودم می‌گم شب رو مهمون قلبم کردی، پس چرا باید جات رو چشام باشه.
3
هردفعه که قلبم عمیق می‌شکنه، یه پتوس تو خونه متولد می‌شه.

پ.ن: گل‌گلیای شیشه کارِ آبجی کوچیکه‌س🌸.
4
4
کاش اون چیزی که زندگی در تلاشه بهم بفهمونه رو زودتر بفهمم و تموم شه. توی چرخه‌ی موقعیت‌های تکراری خسته‌کننده و ناراحت‌کننده گیر افتادم.
3
اینکه آدمها جزئیاتی از من یادشون می‌مونه و بهم می‌گن، خوشحالم می‌کنه.
3
Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
بترس از اشتباه نکردن، نه از اشتباه کردن. چون اگه هیچ‌وقت اشتباه نکنی، یعنی هیچ‌وقت چیز جدیدی رو امتحان نکردی، و اگه چیز جدیدی امتحان نکنی، یعنی هیچ‌وقت رشد نکردی.
3
نیازمند ورژنِ قوی‌تر و قاطع‌تر از خودم هستم.
3
جا نزن.
2
چطوری خوشحال می‌شی؟
-با یه‌عالمه گل.
3
صبح خود را چگونه آغاز کردید؟
-با شنیدنِ نه.
3
فلانی در جواب درخواستم چی گفت؟
-نه.
3
روز را چگونه شب می‌کنید؟
با شنیدنِ نه‌های متعدد.
چگونه ادامه می‌‌دهی؟
نمی‌دونم.
3
یه خانومی تقریبا نیم‌ساعت نشسته بود توی ایستگاه و منتظر اتوبوس بود. همینکه ناامید شد و پاشد رفت، اتوبوس اومد.

نتیجه‌ی اخلاقی: نمی‌دونم.
4
اره خب درست می‌گن، خیلی از خرابیا رو توی درونمون، ما به‌وجود نیوردیم‌، اما مسئولیت آبادکردنشون با ماست.
5
دیگه نمی‌خوام بقیه رو نجات بدم. این یه‌ذره توان و انرژی‌ای که برام مونده رو باید نگه‌دارم برای باقی‌مونده‌ی خودم.
4
تصور کن، جایِ زخماتو به یه نفر نشون بدی و با انگشت فشارش نده، روش نمک نپاشه و حواسش بهت باشه. چقدر رویایی.
2
Forwarded from خطِ فاج
دل من این روزا شبیه جاییه که پرنده‌ها قبل از کوچ دور هم جمع می‌شن؛ شلوغ، بی‌قرار، پُر از پرپرواز و شوق بال‌زدن و رفتن.
3
تازگیا هرکی سنم رو می‌پرسه و میگم ۲۴، قبل از همه، خودم جا می‌خورم. از کرونا به بعد نفهمیدم زندگی چی‌شد!
4