در آن مقام
که سیل حوادث
از چپ و راست،
چنان رسد که امان
از میان کران گیرد،
چه غم بود
به همه حال کوه ثابت را
که موجهای چنان
قلزم گران گیرد... حافظ
یازده دسامبر بیست آذر
پاسداشت روز جهانی کوهنوردی
https://t.me/familiar_word
که سیل حوادث
از چپ و راست،
چنان رسد که امان
از میان کران گیرد،
چه غم بود
به همه حال کوه ثابت را
که موجهای چنان
قلزم گران گیرد... حافظ
یازده دسامبر بیست آذر
پاسداشت روز جهانی کوهنوردی
https://t.me/familiar_word
👌3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشت ديماه پاسداشت زادروز فروغ شعر و سخن پارسی پیش رو فروغ فرخزاد
https://t.me/familiar_word
https://t.me/familiar_word
❤6
یک حرف عالمانه
بگویم اجازه هست؟
ای نور دیده صلح
به از جنگ و داوری ( حافظ)
هفت اسفند پاسداشت
روز وکیل مدافع
https://t.me/familiar_word
بگویم اجازه هست؟
ای نور دیده صلح
به از جنگ و داوری ( حافظ)
هفت اسفند پاسداشت
روز وکیل مدافع
https://t.me/familiar_word
نوبهار است، در آن کوش
که خوشدل باشی...
سمیعی
نوروز در راه است و ما نوشدن طبیعت و دیگر پدیده های پیرامون آن را به عینه میبینیم و پوشش سبز بر اندام زمین را بیش از هرزمان دیگر مشاهده میکنیم.
نوروزی دیگر در راه است که همراه ما استقبال از همدیگر را در این روزهای پایانی سال بیش از پیش به انتظار نشستهایم، نه اینکه دارد میآید بلکه ما را نیز به آمدنی همچون آمدن خویش فرامیخواند.
اصلا فلسفه آمدن بهار به تصویر کشیدن حضور ما نیز بوده، چه بسا قرار بر این بوده حضور همیشه غایب خویش را یادآور ما باشد.
باری این آمدن را از رویش درختان، گیاهان، آوای چلچله ها، شادی و نشاط پرندگان میتوان دریافت، نه از جست و خیز و پایکوبی بچه ها جهت خرید پوشاک و لباس و خرید بزرگسالان جهت سور و سات و مایحتاج نوروزی.
بهار در راه است اما اگر ما نیز پابهپای بهار در حال آمدن نباشیم و به خود نیاییم انگار نه انگار اتفاقی رخ داده باشد، در این صورت از بهار همراه با طراوت و سرزندگی هیچ طرفی بر نبستهایم.
به تعبیر آیه شریفه و فیالارض آیات للموقنین و فی انفسکم، افلا تبصرون؟
و در زمین برای اهل یقین نشانههايي پدیدار است و در خود شما، آیا نمینگرید!؟
باری سخن از بهاری باطنی ست که بهار ظاهری قرار است آنرا نیز با خویش به همراه داشته باشد...
بهار در راه است کافیست دیوان خواجه اهل راز را بگشایی و غزلی را که فیالبداهه میآید بخوانی و بهاریه های حافظ را با گوشت و پوست و خون دریابی...
ز کوی یار میآید
نسیم باد نوروزی،
از این باد ار مدد خواهی
چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری
خدارا صرف عشرت کن!
که قارون را غلط ها داد
سودای زراندوزی،
چو امکان خلود ای دل!
در این پیروزه ایوان نیست،
مجال عیش فرصت دان
به فیروزی و بهروزی
یا نه غزلی دیگر :
برخاست بوی گل،
ز در آشتی درا!
ای نوبهار ما
رخ فرخنده فال تو،
بیگمان هرکجای دیوان خواجه را باز کنی محال است غزلی ولو بیتی از آن یا حتی کلمهای باشد مستقیم یا غیرمستقیم به بهار وصل نباشد و این اهمیت بهار و مظاهر عالیه طبیعت در مرام و اندیشه حافظ را میرساند.
بهار میگذرد دادگسترا دریاب!
که رفت موسم و
حافظ هنوز می نچشید.
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد.
و نمونه هایی از این دست که به وفور یافت میشود.
اما گویا حافظ شیراز نیز از پیام باطنی و درونی که طبیعت با نوشدن تعبیه دارد غافل نیست :
تو کز سرای طبیعت
نمیروی بیرون!
کجا به کوی حقیقت،
گذر توانی کرد!؟
و خوشدلی مد نظر خواجه در بیت :
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی آنسان که خوشدلی دیگران را نیز دربر دارد، به مثابه ضربالمثل قدیمی بهر کمتر برار بیشتر نه شهری آباد به از صد تا ولات خراب،
طریق کام بخشی چیست!؟
ترک کام خود کردن،
کلاه سروری آن است،
کز این ترک بردوزی
کلام حافظ تبیین این نکته است که اندکی سختی کشیدن در قبال اندکی آرامش به دیگران میارزد.
که دریافتن و درک کردن جامعه و مردم از رسالت آدمی بوده که در تمامی ادیان و فرق، مورد توجه و مداقه بوده است،
چه رسد به دین مبین اسلام و مذهب برحق شیعی که سرشار از توصیه به نیکی، انجام امور خیر و گسترش آن میباشد.
برگرفته آیه شریفه : " فاستبقوا الخیرات " در انجام کارهای نیک از همدیگر پیشی بجویید!
گام به گام با احیای سنت های اصیل و دیرین نوروزی ( چیدن سفره هفت سین، دید و بازدیدها، عیدی دادن ها و شبنشینی ها ) نکوتر آنکه روح و باطن عمل را نیز دریابیم و قدمی ولو اندک هم، در جهت رفع نابسامانیها و مشکلات پیش روی خود و جامعه مان برداریم.
بهره بری از سخن نغز و پرمغز امام علی ( ع ) :
از بخشش کم حیا مکن!
که محروم ساختن از آن هم کمتر است.
با امید به اینکه نوروز پیش رو همراه فرخندگی، به یادماندنیترین خاطرات و روزها را برای همهمان ورق و رقم بزند با عیدانه ویژه از لسان الغیب، شادباش برآمده از ژرفای جان و روان خویش را دیگربار نثار تمامی شما خوبان مرز و بوم مینمایم :
سال و فال و مال و حال و
اصل و نسل و تخت و بخت،
بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام
سال خرم، فال نیکو،
مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی،
تخت عالی، بخت رام
https://t.me/familiar_word
که خوشدل باشی...
سمیعی
نوروز در راه است و ما نوشدن طبیعت و دیگر پدیده های پیرامون آن را به عینه میبینیم و پوشش سبز بر اندام زمین را بیش از هرزمان دیگر مشاهده میکنیم.
نوروزی دیگر در راه است که همراه ما استقبال از همدیگر را در این روزهای پایانی سال بیش از پیش به انتظار نشستهایم، نه اینکه دارد میآید بلکه ما را نیز به آمدنی همچون آمدن خویش فرامیخواند.
اصلا فلسفه آمدن بهار به تصویر کشیدن حضور ما نیز بوده، چه بسا قرار بر این بوده حضور همیشه غایب خویش را یادآور ما باشد.
باری این آمدن را از رویش درختان، گیاهان، آوای چلچله ها، شادی و نشاط پرندگان میتوان دریافت، نه از جست و خیز و پایکوبی بچه ها جهت خرید پوشاک و لباس و خرید بزرگسالان جهت سور و سات و مایحتاج نوروزی.
بهار در راه است اما اگر ما نیز پابهپای بهار در حال آمدن نباشیم و به خود نیاییم انگار نه انگار اتفاقی رخ داده باشد، در این صورت از بهار همراه با طراوت و سرزندگی هیچ طرفی بر نبستهایم.
به تعبیر آیه شریفه و فیالارض آیات للموقنین و فی انفسکم، افلا تبصرون؟
و در زمین برای اهل یقین نشانههايي پدیدار است و در خود شما، آیا نمینگرید!؟
باری سخن از بهاری باطنی ست که بهار ظاهری قرار است آنرا نیز با خویش به همراه داشته باشد...
بهار در راه است کافیست دیوان خواجه اهل راز را بگشایی و غزلی را که فیالبداهه میآید بخوانی و بهاریه های حافظ را با گوشت و پوست و خون دریابی...
ز کوی یار میآید
نسیم باد نوروزی،
از این باد ار مدد خواهی
چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری
خدارا صرف عشرت کن!
که قارون را غلط ها داد
سودای زراندوزی،
چو امکان خلود ای دل!
در این پیروزه ایوان نیست،
مجال عیش فرصت دان
به فیروزی و بهروزی
یا نه غزلی دیگر :
برخاست بوی گل،
ز در آشتی درا!
ای نوبهار ما
رخ فرخنده فال تو،
بیگمان هرکجای دیوان خواجه را باز کنی محال است غزلی ولو بیتی از آن یا حتی کلمهای باشد مستقیم یا غیرمستقیم به بهار وصل نباشد و این اهمیت بهار و مظاهر عالیه طبیعت در مرام و اندیشه حافظ را میرساند.
بهار میگذرد دادگسترا دریاب!
که رفت موسم و
حافظ هنوز می نچشید.
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد.
و نمونه هایی از این دست که به وفور یافت میشود.
اما گویا حافظ شیراز نیز از پیام باطنی و درونی که طبیعت با نوشدن تعبیه دارد غافل نیست :
تو کز سرای طبیعت
نمیروی بیرون!
کجا به کوی حقیقت،
گذر توانی کرد!؟
و خوشدلی مد نظر خواجه در بیت :
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی آنسان که خوشدلی دیگران را نیز دربر دارد، به مثابه ضربالمثل قدیمی بهر کمتر برار بیشتر نه شهری آباد به از صد تا ولات خراب،
طریق کام بخشی چیست!؟
ترک کام خود کردن،
کلاه سروری آن است،
کز این ترک بردوزی
کلام حافظ تبیین این نکته است که اندکی سختی کشیدن در قبال اندکی آرامش به دیگران میارزد.
که دریافتن و درک کردن جامعه و مردم از رسالت آدمی بوده که در تمامی ادیان و فرق، مورد توجه و مداقه بوده است،
چه رسد به دین مبین اسلام و مذهب برحق شیعی که سرشار از توصیه به نیکی، انجام امور خیر و گسترش آن میباشد.
برگرفته آیه شریفه : " فاستبقوا الخیرات " در انجام کارهای نیک از همدیگر پیشی بجویید!
گام به گام با احیای سنت های اصیل و دیرین نوروزی ( چیدن سفره هفت سین، دید و بازدیدها، عیدی دادن ها و شبنشینی ها ) نکوتر آنکه روح و باطن عمل را نیز دریابیم و قدمی ولو اندک هم، در جهت رفع نابسامانیها و مشکلات پیش روی خود و جامعه مان برداریم.
بهره بری از سخن نغز و پرمغز امام علی ( ع ) :
از بخشش کم حیا مکن!
که محروم ساختن از آن هم کمتر است.
با امید به اینکه نوروز پیش رو همراه فرخندگی، به یادماندنیترین خاطرات و روزها را برای همهمان ورق و رقم بزند با عیدانه ویژه از لسان الغیب، شادباش برآمده از ژرفای جان و روان خویش را دیگربار نثار تمامی شما خوبان مرز و بوم مینمایم :
سال و فال و مال و حال و
اصل و نسل و تخت و بخت،
بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام
سال خرم، فال نیکو،
مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی،
تخت عالی، بخت رام
https://t.me/familiar_word
رویارویی مهمی در پیش است.
به غربی ها ثابت شده تا نتوان بحران را به داخل منتقل کرد، و جامعه را تحریک نمود، محاسبات امنیت ملی ایران تغییر نمی کند
در این گذار حساس اصلاح محاسبات اشتباه دشمن میتواند پرهزینه، زمان بر و حاوی رویدادهایی غیرمنتظره باشد
مهدی محمدی
سال ها پیش، یک سال پس از فتنه ۸۸ در تحقیقی دریافتم مهم ترین عامل تحریم های فلج کننده علیه ایران از تابستان ۸۹، امید به آغاز مجدد ناآرامی و آشوب درون ایران بوده نه برنامه هسته ای. نتیجه کوتاه این بود : پخته شدن 'نان تحریم ها در تنور بی ثباتی داخلی
پس از ترور سردار سلیمانی، سوالم این بود : دشمن که سال ها امکان ترور داشته چرا دی ۹۸ را انتخاب کرد؟ دلیل، آشوب های آبان ۹۸ بود.
دشمن تصور کرد وحدت داخلی ایران چنان مخدوش است که توان پاسخی موثر به این ترور را نیست، بی ثباتی داخلی دشمن را جری کرد.
قاعده در تاریخ تحولات امنیت ملی ایران است که بی ثباتی، التهاب و آشوب داخلی تقریبا همیشه منجر به ضربه ای بزرگ از بیرون به شکل امنیتی، نظامی یا تحریمی شده است.
علت ساده است. بیش از ۴ دهه رویارویی با ایران به غربی ها ثابت کرده فشار یا ضربه خارجی به تنهایی بر ایران کارگر نیست و تا نشود بحران را به درون ایران منتقل کرد و جامعه را تحریک نمود، محاسبات امنیت ملی ایران تغییر نمی کند.
این مسئله اکنون بسیار حادتر است. صرف نظر از همه پیچیدگی هایی در راهبرد دولت ترامپ علیه ایران پیداست سیاست ترامپ علیه ایران تا حد زیادی اسرائیلیزه شده و محاسبات اشتباه اما خطرناکی درباره ایران در واشینگتن ایجاد شده است.
گرچه واقعیت مسئله با آنچه در رسانه ها می گذرد فاصله قابل توجهی دارد اما این مقدار قطعی است که وارد دورانی بسیار حساس شده ایم و اصلاح محاسبات اشتباه دشمن میتواند پرهزینه، زمان بر و حاوی رویدادهای غیرمنتظره باشد.
ترامپ در بدو امر تهدید نظامی را با هدف سوق دادن ایران به مذاکره معتبر جلوه میدهد، تا در ادامه خود را آماده توافق نشان داده ایران را مقصر معرفی کند، در آخر با ارسال پی در پی سیگنال های منفی و تزریق هیجان، زمینه التهاب خصوصا از طریق گران تر شدن ارز را فراهم کند.
در واقع به موازات نبرد راهبردی و امنیتی، با نبردی شناختی مواجهیم که ذهن جامعه ایران را هدف گرفته. همانطور که سخنان ترامپ حین امضای فرمان امنیت ملی نشان می دهد امریکا به شکاف های داخل ایران دل بسته و چه بسا بمباران ذهن جامعه را موثرتر از بمباران تاسیسات هسته ای می داند.
رویارویی مهمی در پیش است با مرور بحث های پیشین باز مطرح می کنم.
روزی که تقابل میان ایران و امریکا و اسراییل جدی تر شود، وحدت و انسجام ملی درون ایران مهم ترین فاکتوری که رویارویی را تعیین تکلیف می کند.
تنها به این فکر کنیم همراه با لفاظی نظامی علیه ایران، آشوبی مثلا به بهانه تقابل با حجاب هم در کشور رخ داده باشد، کمکی به این بزرگی به صهیونیست های مترصد فرصت ضربه زدن به کشور؟
آیا بانیان چنین التهابی می توانند خود را انقلابی بنامند؟
یا جای پزشکیان، روحانی رییس جمهور بود و جای همراهی با رهبری و عدم مذاکره با امریکا جامعه را بر سر مذاکره دوقطبی می کرد؟ آن وقت توان مقابله ملی در مقابل ترامپ بیشتر میشد یا کمتر؟
این رویارویی عمیق و پیچیده است و ریشه در محاسباتی در ذهن دشمن دارد که عمر برخی از آنها یک دهه است. کاملا بدیهی است در چنین وضعیتی باید جامعه را آرام و بی التهاب نگه داشت و تدابیر رهبری و نهادهای نظام برای مدیریت بحران را گردن نهیم.
تحولات ماه های آینده ساده نخواهد بود. درحالیکه دشمن می خواهد نظام را مقصر جلوه بدهد و از درون جامعه ایران یارگیری کند، آیا برای جریان انقلابی ماموریتی از این مهمتر که از رویارویی های داخلی بپرهیزد و با تلاش برای همراهی همه طیف های جامعه مستقیما دشمن را هدف بگیرد؟
باور جدی دارم امریکا در موقعیتی نیست تهدیدها علیه ایران را عملی کند مگر درون ایران را آشفته و گرفتار بحران و اختلاف ببیند و حس کند با آغاز درگیری نظام مجبور خواهد بود در دوجبهه داخلی و خارجی همزمان بجنگد. آن وقت اراده شلیک ایجاد می شود.
اگر سال ۸۸ آشوب مقدمه تحریم شد، اگر در ۹۸ آشوب به ترور سردار سلیمانی انجامید، و سال ١۴٠٢ کج سلیقگی در گشت ارشاد به دشمن امکان اجرای پروژه آشوب را داد، در ۱۴۰۴ تشدید رویارویی داخلی میتواند حتی مقدمه حمله نظامی باشد.
آگاه باشیم چه میکنیم و مسئولیت آنچه می کنیم را بپذیریم.
هشدار جدی در این شرایط : دوقطبی سازی و بحران آفرینی آب ریختن در آسیاب نتانیاهو و ترامپ است.
گرچه با گذر زمان آشکارتر شده تلاش هایی اینگونه با دیدگاه رهبری، نهادهای امین و تصمیم گیرنده در تعارض است باز برخی مصرند راه خود را بروند که دریافته اند بدون شکل دادن به دوقطبی ها و تکه پاره کردن جامعه اساسا شانسی در عالم سیاست ندارند.
https://t.me/familiar_word
به غربی ها ثابت شده تا نتوان بحران را به داخل منتقل کرد، و جامعه را تحریک نمود، محاسبات امنیت ملی ایران تغییر نمی کند
در این گذار حساس اصلاح محاسبات اشتباه دشمن میتواند پرهزینه، زمان بر و حاوی رویدادهایی غیرمنتظره باشد
مهدی محمدی
سال ها پیش، یک سال پس از فتنه ۸۸ در تحقیقی دریافتم مهم ترین عامل تحریم های فلج کننده علیه ایران از تابستان ۸۹، امید به آغاز مجدد ناآرامی و آشوب درون ایران بوده نه برنامه هسته ای. نتیجه کوتاه این بود : پخته شدن 'نان تحریم ها در تنور بی ثباتی داخلی
پس از ترور سردار سلیمانی، سوالم این بود : دشمن که سال ها امکان ترور داشته چرا دی ۹۸ را انتخاب کرد؟ دلیل، آشوب های آبان ۹۸ بود.
دشمن تصور کرد وحدت داخلی ایران چنان مخدوش است که توان پاسخی موثر به این ترور را نیست، بی ثباتی داخلی دشمن را جری کرد.
قاعده در تاریخ تحولات امنیت ملی ایران است که بی ثباتی، التهاب و آشوب داخلی تقریبا همیشه منجر به ضربه ای بزرگ از بیرون به شکل امنیتی، نظامی یا تحریمی شده است.
علت ساده است. بیش از ۴ دهه رویارویی با ایران به غربی ها ثابت کرده فشار یا ضربه خارجی به تنهایی بر ایران کارگر نیست و تا نشود بحران را به درون ایران منتقل کرد و جامعه را تحریک نمود، محاسبات امنیت ملی ایران تغییر نمی کند.
این مسئله اکنون بسیار حادتر است. صرف نظر از همه پیچیدگی هایی در راهبرد دولت ترامپ علیه ایران پیداست سیاست ترامپ علیه ایران تا حد زیادی اسرائیلیزه شده و محاسبات اشتباه اما خطرناکی درباره ایران در واشینگتن ایجاد شده است.
گرچه واقعیت مسئله با آنچه در رسانه ها می گذرد فاصله قابل توجهی دارد اما این مقدار قطعی است که وارد دورانی بسیار حساس شده ایم و اصلاح محاسبات اشتباه دشمن میتواند پرهزینه، زمان بر و حاوی رویدادهای غیرمنتظره باشد.
ترامپ در بدو امر تهدید نظامی را با هدف سوق دادن ایران به مذاکره معتبر جلوه میدهد، تا در ادامه خود را آماده توافق نشان داده ایران را مقصر معرفی کند، در آخر با ارسال پی در پی سیگنال های منفی و تزریق هیجان، زمینه التهاب خصوصا از طریق گران تر شدن ارز را فراهم کند.
در واقع به موازات نبرد راهبردی و امنیتی، با نبردی شناختی مواجهیم که ذهن جامعه ایران را هدف گرفته. همانطور که سخنان ترامپ حین امضای فرمان امنیت ملی نشان می دهد امریکا به شکاف های داخل ایران دل بسته و چه بسا بمباران ذهن جامعه را موثرتر از بمباران تاسیسات هسته ای می داند.
رویارویی مهمی در پیش است با مرور بحث های پیشین باز مطرح می کنم.
روزی که تقابل میان ایران و امریکا و اسراییل جدی تر شود، وحدت و انسجام ملی درون ایران مهم ترین فاکتوری که رویارویی را تعیین تکلیف می کند.
تنها به این فکر کنیم همراه با لفاظی نظامی علیه ایران، آشوبی مثلا به بهانه تقابل با حجاب هم در کشور رخ داده باشد، کمکی به این بزرگی به صهیونیست های مترصد فرصت ضربه زدن به کشور؟
آیا بانیان چنین التهابی می توانند خود را انقلابی بنامند؟
یا جای پزشکیان، روحانی رییس جمهور بود و جای همراهی با رهبری و عدم مذاکره با امریکا جامعه را بر سر مذاکره دوقطبی می کرد؟ آن وقت توان مقابله ملی در مقابل ترامپ بیشتر میشد یا کمتر؟
این رویارویی عمیق و پیچیده است و ریشه در محاسباتی در ذهن دشمن دارد که عمر برخی از آنها یک دهه است. کاملا بدیهی است در چنین وضعیتی باید جامعه را آرام و بی التهاب نگه داشت و تدابیر رهبری و نهادهای نظام برای مدیریت بحران را گردن نهیم.
تحولات ماه های آینده ساده نخواهد بود. درحالیکه دشمن می خواهد نظام را مقصر جلوه بدهد و از درون جامعه ایران یارگیری کند، آیا برای جریان انقلابی ماموریتی از این مهمتر که از رویارویی های داخلی بپرهیزد و با تلاش برای همراهی همه طیف های جامعه مستقیما دشمن را هدف بگیرد؟
باور جدی دارم امریکا در موقعیتی نیست تهدیدها علیه ایران را عملی کند مگر درون ایران را آشفته و گرفتار بحران و اختلاف ببیند و حس کند با آغاز درگیری نظام مجبور خواهد بود در دوجبهه داخلی و خارجی همزمان بجنگد. آن وقت اراده شلیک ایجاد می شود.
اگر سال ۸۸ آشوب مقدمه تحریم شد، اگر در ۹۸ آشوب به ترور سردار سلیمانی انجامید، و سال ١۴٠٢ کج سلیقگی در گشت ارشاد به دشمن امکان اجرای پروژه آشوب را داد، در ۱۴۰۴ تشدید رویارویی داخلی میتواند حتی مقدمه حمله نظامی باشد.
آگاه باشیم چه میکنیم و مسئولیت آنچه می کنیم را بپذیریم.
هشدار جدی در این شرایط : دوقطبی سازی و بحران آفرینی آب ریختن در آسیاب نتانیاهو و ترامپ است.
گرچه با گذر زمان آشکارتر شده تلاش هایی اینگونه با دیدگاه رهبری، نهادهای امین و تصمیم گیرنده در تعارض است باز برخی مصرند راه خود را بروند که دریافته اند بدون شکل دادن به دوقطبی ها و تکه پاره کردن جامعه اساسا شانسی در عالم سیاست ندارند.
https://t.me/familiar_word
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
❤1👍1
محمد_رضا_شجریان،_آلبوم_آسمان_عشق،_ساز_و_آواز_زهی_در_کوی_عشقت_مسکن.mp4
18.8 MB
پاس شعر و سخن پارسی،
هنر و فرهنگ اصیل ایرانی
بیست و پنج فروردين
روزگرامیداشت عطار نیشابوری،
درنگی بر آواز وزین استاد شجریان
زهی در کوی
عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین
خون خوردن دل
چکیده خون دل
بر دامن جان
گرفته جان
پرخون دامن دل
از آن روزی که دل
دیوانهٔ توست
به صد جان میشدم
در شیون دل
منادی میکنند
در شهر امروز
که خون عاشقان
در گردن دل
چو رسوا کرد
ما را درد عشقت
همی کوشم به
رسوا کردن دل
https://t.me/familiar_word
هنر و فرهنگ اصیل ایرانی
بیست و پنج فروردين
روزگرامیداشت عطار نیشابوری،
درنگی بر آواز وزین استاد شجریان
زهی در کوی
عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین
خون خوردن دل
چکیده خون دل
بر دامن جان
گرفته جان
پرخون دامن دل
از آن روزی که دل
دیوانهٔ توست
به صد جان میشدم
در شیون دل
منادی میکنند
در شهر امروز
که خون عاشقان
در گردن دل
چو رسوا کرد
ما را درد عشقت
همی کوشم به
رسوا کردن دل
https://t.me/familiar_word
❤2👏1
نخست روز اردیبهشت، به زبان شاعر اول اردیبهشتماه جلالی، پاسداشت جایگاه ادبی، فرهنگی سعدی
نغز گفتاری در فضیلت خاموشی
اگر پای در دامن
آری چو کوه
سرت ز آسمان
بگذرد در شکوه
زبان درکش
ای مردِ بسیاردان
که فردا قلم
نیست بر بیزبان
صدفوار
گوهرشناسانِ راز
دهان جز به
لؤلؤ نکردند باز
فراوانسخن
باشد آکندهگوش
نصیحت نگیرد
مگر در خموش
چو خواهی که
گویی نفس بر نفس
حلاوت نیابی
ز گفتارِ کس
نباید سخن گفت ناساخته
نشاید بریدن نینداخته
تأمّلکنان در
خطا و صواب
به از ژاژخایانِ
حاضرجواب
کمال است در
نفسِ انسان سخُن
تو خود را به
گفتار ناقص مکُن
کمآواز هرگز
نبینی خجل
جوی مشک بهتر
که یک توده گل
حذر کن ز نادانِ
دهمَردهگوی
چو دانا یکی
گوی و پرورده گوی
صد انداختی تیر و
هر صد خطاست
اگر هوشمندی
یک انداز و راست
چرا گوید آن چیز
در خفیه مرد
که گر فاش گردد
شود رویزرد؟
مکن پیشِ دیوار
غیبت بسی
بود کز پسش
گوش دارد کسی
درونِ دلت
شهربند است راز
نگر تا نبیند درِ شهر باز
از آن مردِ دانا
دهاندوختهست
که بیند که شمع
از زبان سوختهست
https://t.me/familiar_word
نغز گفتاری در فضیلت خاموشی
اگر پای در دامن
آری چو کوه
سرت ز آسمان
بگذرد در شکوه
زبان درکش
ای مردِ بسیاردان
که فردا قلم
نیست بر بیزبان
صدفوار
گوهرشناسانِ راز
دهان جز به
لؤلؤ نکردند باز
فراوانسخن
باشد آکندهگوش
نصیحت نگیرد
مگر در خموش
چو خواهی که
گویی نفس بر نفس
حلاوت نیابی
ز گفتارِ کس
نباید سخن گفت ناساخته
نشاید بریدن نینداخته
تأمّلکنان در
خطا و صواب
به از ژاژخایانِ
حاضرجواب
کمال است در
نفسِ انسان سخُن
تو خود را به
گفتار ناقص مکُن
کمآواز هرگز
نبینی خجل
جوی مشک بهتر
که یک توده گل
حذر کن ز نادانِ
دهمَردهگوی
چو دانا یکی
گوی و پرورده گوی
صد انداختی تیر و
هر صد خطاست
اگر هوشمندی
یک انداز و راست
چرا گوید آن چیز
در خفیه مرد
که گر فاش گردد
شود رویزرد؟
مکن پیشِ دیوار
غیبت بسی
بود کز پسش
گوش دارد کسی
درونِ دلت
شهربند است راز
نگر تا نبیند درِ شهر باز
از آن مردِ دانا
دهاندوختهست
که بیند که شمع
از زبان سوختهست
https://t.me/familiar_word
" هیچ زورقی چون کتاب نیست "
هیچ زورقی چون کتاب نیست
که آدمی را به سرزمین های دوردست سوق دهد
و نه هیچ سمند چابک و چالاک تواند
که چون ابیات پر جست و خیز شعر
آدمی را به تماشا و تفرج برد
این سفری است که هر مسکین بینوا می تواند
بی هیچ باج و خراج برای خود فراهم کند
و براستی این کالسکه کتاب
که مرکب روح آدمی است
چه کرای ارزانی دارد.
#امیلی_دیکنسون
23 آپریل 3 اردیبهشت
گرامیداشت روز جهانی کتاب
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/familiar_word
هیچ زورقی چون کتاب نیست
که آدمی را به سرزمین های دوردست سوق دهد
و نه هیچ سمند چابک و چالاک تواند
که چون ابیات پر جست و خیز شعر
آدمی را به تماشا و تفرج برد
این سفری است که هر مسکین بینوا می تواند
بی هیچ باج و خراج برای خود فراهم کند
و براستی این کالسکه کتاب
که مرکب روح آدمی است
چه کرای ارزانی دارد.
#امیلی_دیکنسون
23 آپریل 3 اردیبهشت
گرامیداشت روز جهانی کتاب
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/familiar_word
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
بیست و پنج اردیبهشت
روزگرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
در ستایش خرد
کُنون اِی خِرَدمَند
وَصفِ خِرَد
بِدین جایگَه
گفتن اَندر خُورَد
کُنون تا چه داری
بیار از خِرَد
که گوشِ نیُوشَنده
زو بَر خُورَد
خِرَد بِهتر از
هَر چه ایزَد بِداد
ستایش خِرَد را
بِه از راهِ داد
خِرَد رَهنمای وُ
خِرَد دِلگشای
خِرَد دَست گیرد
به هَر دو سَرای
از او شادمانی
وزویَت غَمی است
وزویَت فُزونی
وزویَت کَمی است
خِرَد تیره وُ
مَرد روشن رَوان
نَباشَد هَمی
شادمان یک زَمان
چه گُفت آن
خِرَدمَند مَردِ خِرَد
که دانا زِ گفتار
او بَر خُورَد
کسی کو خِرَد
را نَدارَد زِ پیش
دِلش گَردَد از
کَردهٔ خویش ریش
هُشیوار، دیوانه
خوانَد ورا
همان خویش
بیگانه دانَد ورا
از اویی به هَر
دو سَرای اَرجمَند
گسسته خِرَد پای
دارَد به بَند
خِرَد چَشمِ جان
اَست چون بِنگری
تو بیچَشمِ شادان
جَهان نَسپَری
نخُستآفرینش
خِرَد را شِناس
نگهبانِ جان است
و آنِ سه پاس
سه پاسِ تو چَشم
اَست و گوش وُ زَبان
کَز این سه رَسَد
نیک و بَد بیگُمان
خِرَد را وُ جان را
که یارَد سُتود
وَ گَر مَن سِتایم
که یارَد شُنود
حَکیما چو کَس نیست
گُفتن چه سود
از این پَس بگو
کآفرینش چه بود
تویی کردهٔ کِردگارِ جهان
ببینی هَمی آشکار وُ نَهان
به گفتارِ دانندگان
راه جُوی
به گیتی بِپوی و
به هَر کَس بِگوی
زِ هَر دانشی
چون سخن بِشنَوی
از آموختن
یِک زَمان نَغنَوی
چو دیدار یابی
به شاخِ سَخُن
بدانی که دانش
نیاید به بُن
https://t.me/familiar_word
روزگرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
در ستایش خرد
کُنون اِی خِرَدمَند
وَصفِ خِرَد
بِدین جایگَه
گفتن اَندر خُورَد
کُنون تا چه داری
بیار از خِرَد
که گوشِ نیُوشَنده
زو بَر خُورَد
خِرَد بِهتر از
هَر چه ایزَد بِداد
ستایش خِرَد را
بِه از راهِ داد
خِرَد رَهنمای وُ
خِرَد دِلگشای
خِرَد دَست گیرد
به هَر دو سَرای
از او شادمانی
وزویَت غَمی است
وزویَت فُزونی
وزویَت کَمی است
خِرَد تیره وُ
مَرد روشن رَوان
نَباشَد هَمی
شادمان یک زَمان
چه گُفت آن
خِرَدمَند مَردِ خِرَد
که دانا زِ گفتار
او بَر خُورَد
کسی کو خِرَد
را نَدارَد زِ پیش
دِلش گَردَد از
کَردهٔ خویش ریش
هُشیوار، دیوانه
خوانَد ورا
همان خویش
بیگانه دانَد ورا
از اویی به هَر
دو سَرای اَرجمَند
گسسته خِرَد پای
دارَد به بَند
خِرَد چَشمِ جان
اَست چون بِنگری
تو بیچَشمِ شادان
جَهان نَسپَری
نخُستآفرینش
خِرَد را شِناس
نگهبانِ جان است
و آنِ سه پاس
سه پاسِ تو چَشم
اَست و گوش وُ زَبان
کَز این سه رَسَد
نیک و بَد بیگُمان
خِرَد را وُ جان را
که یارَد سُتود
وَ گَر مَن سِتایم
که یارَد شُنود
حَکیما چو کَس نیست
گُفتن چه سود
از این پَس بگو
کآفرینش چه بود
تویی کردهٔ کِردگارِ جهان
ببینی هَمی آشکار وُ نَهان
به گفتارِ دانندگان
راه جُوی
به گیتی بِپوی و
به هَر کَس بِگوی
زِ هَر دانشی
چون سخن بِشنَوی
از آموختن
یِک زَمان نَغنَوی
چو دیدار یابی
به شاخِ سَخُن
بدانی که دانش
نیاید به بُن
https://t.me/familiar_word
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
بیست و پنج اردیبهشت
روزگرامیداشت خیام
شب مهتاب، ويرانه، مرغ حق، قبرستان، هوای نمناک بهاری در خيام بسیار مؤثر بوده، لیک به نظر می آيد كه شكوه و طراوت بهار، رنگها و بوی گل، چمنزار، جويبار، نسيم ملايم و طبيعت افسونگر، با آهنگ چنگ ساقيان ماهرو و بوسه های پرحرارت شان كه بهار و نوروز را تكميل میكرده، در روح خيام تأثيری فوق العاده داشته، با لطافت و ظرافتی مخصوص كه نزد شعرای ديگر كمياب است طبيعت را حس ميكرده، با استادی وصف میکند :
چون لاله به نوروز
قدح گير بدست،
با لاله رخی اگر
ترا فرصت هست؛
می نوش به خرمی،
كه اين چرخ كبود
ناگاه ترا چو خاک
گرداند پست.
روزیست خوش و هوا
نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار
همیشوید گرد
بلبل به زبان حال
خود با گل زرد
فریاد همیکند
که می باید خورد
بنگر ز صبا دامن
گل چاک شده
بلبل ز جمال گل
طربناک شده
در سایه گل نشین
که بسیار این گل
در خاک فرو ریزد
و ما خاک شده
ابر آمد و باز بر
سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ
نمیباید زیست
این سبزه که امروز
تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما
تماشاگه کیست؟
چون ابر به نوروز
رخِ لاله بِشُسْت
برخیز و به جامِ
باده کن عزمِ دُرُسْت
کاین سبزه که امروز
تماشاگهِ توست
فردا همه از خاک
تو برخواهد رُسْت
مهتاب به نور دامن
شب بشکافت
می نوش دمی بهتر
از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش
که مهتاب بسی
اندر سر خاک یک
به یک خواهد تافت
#ترانه_های_خیام
#صادق_هدایت
https://t.me/familiar_word
روزگرامیداشت خیام
شب مهتاب، ويرانه، مرغ حق، قبرستان، هوای نمناک بهاری در خيام بسیار مؤثر بوده، لیک به نظر می آيد كه شكوه و طراوت بهار، رنگها و بوی گل، چمنزار، جويبار، نسيم ملايم و طبيعت افسونگر، با آهنگ چنگ ساقيان ماهرو و بوسه های پرحرارت شان كه بهار و نوروز را تكميل میكرده، در روح خيام تأثيری فوق العاده داشته، با لطافت و ظرافتی مخصوص كه نزد شعرای ديگر كمياب است طبيعت را حس ميكرده، با استادی وصف میکند :
چون لاله به نوروز
قدح گير بدست،
با لاله رخی اگر
ترا فرصت هست؛
می نوش به خرمی،
كه اين چرخ كبود
ناگاه ترا چو خاک
گرداند پست.
روزیست خوش و هوا
نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار
همیشوید گرد
بلبل به زبان حال
خود با گل زرد
فریاد همیکند
که می باید خورد
بنگر ز صبا دامن
گل چاک شده
بلبل ز جمال گل
طربناک شده
در سایه گل نشین
که بسیار این گل
در خاک فرو ریزد
و ما خاک شده
ابر آمد و باز بر
سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ
نمیباید زیست
این سبزه که امروز
تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما
تماشاگه کیست؟
چون ابر به نوروز
رخِ لاله بِشُسْت
برخیز و به جامِ
باده کن عزمِ دُرُسْت
کاین سبزه که امروز
تماشاگهِ توست
فردا همه از خاک
تو برخواهد رُسْت
مهتاب به نور دامن
شب بشکافت
می نوش دمی بهتر
از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش
که مهتاب بسی
اندر سر خاک یک
به یک خواهد تافت
#ترانه_های_خیام
#صادق_هدایت
https://t.me/familiar_word
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
شهریار طباطبایی
حالا قاعده بازی را یاد گرفتید!؟
با پیشرفت هر روزه جهان در حوزه های مختلف فناوری و زیست بشری, حقوق بشر نسبت به گذشته بیشتر رنگ می بازد و لایه های ضعیف لیبرال دموکراسی غرب پوسیده تر می شوند و به جز شعاری سطحی از اومانیسم غربی چیزی باقی نمانده است و صرفا به تبلیغات رسانه ای برای افزایش مصرف گرایی در نظام سرمایه داری غربی تبدیل شده است. پایان تاریخ فوکویاما به صورت برعکس در سپهر سیاسی جهان نمایان می شود و از لیبرال دموکراسی غربی سرابی بیش نمانده است. شاید بتوان گفت فلسفه غرب به بن بست بشر مصرف گرای کالامحور رسیده است. بنا به فلسفه زیست غربی, جنگ برای بهداشت جهانی لازم و ضروری است و این توجیهی برای ماشین کشتار غرب از ابتدا تا کنون بوده و خواهد بود.
جنگ جهانی اول و دوم سند حقوق بشری غرب را برجسته تر می سازد و جامعه ملل و سازمان ملل متحد برآمده از خون انسان, نشانی از وجدان بشری نخواهد داشت. حقوق بشر تنها نمادی برای فریب انسان مصرف گرا شده امروزی است و در این مسیر, تمدن غرب روی قربانیان روح انسانی بنا شده است. حمله رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران, صرفا یک حمله نظامی ساده نیست و فشار تمدن انسانی ایرانی به گروه صهیونیستی بیگانه از سرزمین فلسطین در منطقه است. گفتمان جمهوری اسلامی ایران به ارکان ایستایی رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان فشار اندیشگانی وارد کرده است. در سومین جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به رهبران جهان عرب گفت: شما قاعده بازی را بلد نیستید و ما آنقدر شما را خواهیم زد تا قاعده بازی را یاد بگیرید. سال ۱۹۷۹ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران, تعریف رژیم صهیونیستی از قاعده بازی بهم ریخت و گفتمان جمهوری اسلامی ایران ترسیم کننده قواعد بازی در منطقه جنوب غرب شد و بقای رژیم صهیونیستی به لحاظ گفتمانی در خطر جدی قرار گرفت. زمانی که از سال ۱۹۷۳ به سال ۲۰۲۵ سفر می کنیم, می بینیم که جمهوری اسلامی ایران در حال یاد دادن قاعده بازی به رژیم صهیونیستی است.
ایران در سکوت خبری و انسانی غرب و آمریکا به حمله رژیم صهیونیستی به ایران, در حال تعریف نظم جدیدی از جهان بشری است که گزاره های بشری غربی و آمریکایی در این پازل جدید رنگ می بازد و انسان متعالی متولد می شود. گویا تعریف غرب و آمریکا از مفهوم انسان بسیار فرق دارد که به هیچ عنوان شبیه گزاره های تورات, انجیل و قرآن نیست و به مکتب شیطان بیش از مکتب انسان شباهت دارد. حمله رژیم صهیونیستی به ایران برای احیای اعتبار از دست رفته این رژیم از قِبل ۱۷ اکتبر حماس می باشد و به دنبال ترمیم شخصیت نداشته خود در منطقه است اما خطای محاسباتی در تحلیل توان گفتمانی جمهوری اسلامی ایران از سوی رژیم صهیونیستی, مرگ تراژیک این رژیم ضدانسانی را بیش از پیش نزدیک تر کرده است. تاریخ خواهد نوشت که رژیم صهیونیستی ترسوتر از آن بود که بدون پشتیبانی آمریکا به ایران حمله کند, چرا که شخصیت یک کشور در مفهوم ابتدایی آن را نیز ندارد و با اشغال سرزمین فلسطین و قتل و کشتار برای خود ذهنیت کاذبی ساخته است.
آمریکا باید به گفته هنری کیسینجر وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در کتاب نظم جهانی, پایبند باشد که گفته بود: ایران کشوری با تمدن سه هزار ساله و ادبیات غنی است و آمریکا باید بازی خود را متناسب با بازی ایران در منطقه هماهنگ کند و نادیده گرفتن ایران در منطقه جنوب غرب آسیا, منافع آمریکا را با خطرات جدی مواجه می سازد. از این رو, حمله رژیم جعلی با سابقه ۷۰ سال به ایرانِ با تمدن سه هزار ساله خطای راهبردی رژیم صهیونیستی در سطوح عالی گفتمانی است.
https://t.me/familiar_word
حالا قاعده بازی را یاد گرفتید!؟
با پیشرفت هر روزه جهان در حوزه های مختلف فناوری و زیست بشری, حقوق بشر نسبت به گذشته بیشتر رنگ می بازد و لایه های ضعیف لیبرال دموکراسی غرب پوسیده تر می شوند و به جز شعاری سطحی از اومانیسم غربی چیزی باقی نمانده است و صرفا به تبلیغات رسانه ای برای افزایش مصرف گرایی در نظام سرمایه داری غربی تبدیل شده است. پایان تاریخ فوکویاما به صورت برعکس در سپهر سیاسی جهان نمایان می شود و از لیبرال دموکراسی غربی سرابی بیش نمانده است. شاید بتوان گفت فلسفه غرب به بن بست بشر مصرف گرای کالامحور رسیده است. بنا به فلسفه زیست غربی, جنگ برای بهداشت جهانی لازم و ضروری است و این توجیهی برای ماشین کشتار غرب از ابتدا تا کنون بوده و خواهد بود.
جنگ جهانی اول و دوم سند حقوق بشری غرب را برجسته تر می سازد و جامعه ملل و سازمان ملل متحد برآمده از خون انسان, نشانی از وجدان بشری نخواهد داشت. حقوق بشر تنها نمادی برای فریب انسان مصرف گرا شده امروزی است و در این مسیر, تمدن غرب روی قربانیان روح انسانی بنا شده است. حمله رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران, صرفا یک حمله نظامی ساده نیست و فشار تمدن انسانی ایرانی به گروه صهیونیستی بیگانه از سرزمین فلسطین در منطقه است. گفتمان جمهوری اسلامی ایران به ارکان ایستایی رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان فشار اندیشگانی وارد کرده است. در سومین جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به رهبران جهان عرب گفت: شما قاعده بازی را بلد نیستید و ما آنقدر شما را خواهیم زد تا قاعده بازی را یاد بگیرید. سال ۱۹۷۹ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران, تعریف رژیم صهیونیستی از قاعده بازی بهم ریخت و گفتمان جمهوری اسلامی ایران ترسیم کننده قواعد بازی در منطقه جنوب غرب شد و بقای رژیم صهیونیستی به لحاظ گفتمانی در خطر جدی قرار گرفت. زمانی که از سال ۱۹۷۳ به سال ۲۰۲۵ سفر می کنیم, می بینیم که جمهوری اسلامی ایران در حال یاد دادن قاعده بازی به رژیم صهیونیستی است.
ایران در سکوت خبری و انسانی غرب و آمریکا به حمله رژیم صهیونیستی به ایران, در حال تعریف نظم جدیدی از جهان بشری است که گزاره های بشری غربی و آمریکایی در این پازل جدید رنگ می بازد و انسان متعالی متولد می شود. گویا تعریف غرب و آمریکا از مفهوم انسان بسیار فرق دارد که به هیچ عنوان شبیه گزاره های تورات, انجیل و قرآن نیست و به مکتب شیطان بیش از مکتب انسان شباهت دارد. حمله رژیم صهیونیستی به ایران برای احیای اعتبار از دست رفته این رژیم از قِبل ۱۷ اکتبر حماس می باشد و به دنبال ترمیم شخصیت نداشته خود در منطقه است اما خطای محاسباتی در تحلیل توان گفتمانی جمهوری اسلامی ایران از سوی رژیم صهیونیستی, مرگ تراژیک این رژیم ضدانسانی را بیش از پیش نزدیک تر کرده است. تاریخ خواهد نوشت که رژیم صهیونیستی ترسوتر از آن بود که بدون پشتیبانی آمریکا به ایران حمله کند, چرا که شخصیت یک کشور در مفهوم ابتدایی آن را نیز ندارد و با اشغال سرزمین فلسطین و قتل و کشتار برای خود ذهنیت کاذبی ساخته است.
آمریکا باید به گفته هنری کیسینجر وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در کتاب نظم جهانی, پایبند باشد که گفته بود: ایران کشوری با تمدن سه هزار ساله و ادبیات غنی است و آمریکا باید بازی خود را متناسب با بازی ایران در منطقه هماهنگ کند و نادیده گرفتن ایران در منطقه جنوب غرب آسیا, منافع آمریکا را با خطرات جدی مواجه می سازد. از این رو, حمله رژیم جعلی با سابقه ۷۰ سال به ایرانِ با تمدن سه هزار ساله خطای راهبردی رژیم صهیونیستی در سطوح عالی گفتمانی است.
https://t.me/familiar_word
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
👍2👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عشق آمدنی بود
به زلال باورها پیوند خورده باشی
نه که شاهکار خلق کنی
که شاهکار خلق میشه
به همه آنانی که باور دارند در این هزار و چهارصد سال جامعه ایرانی خودآگاه و ناخوداگاه از باورها و اعتقادات اسلامی به ویژه شیعه تاثیر پذیرفته و هر به آب و آتش زدنی برای حائل و مانع ایجاد کردن میان این دو به تعبیر حافظ عرض خود میبری و زحمت ما میداری...
🎥 #نی_نوا
👈 #حسین_علیزاده
✅ ارکستر سمفونیک تهران
ارکستری شهرداد _روحانی
https://t.me/familiar_word
به زلال باورها پیوند خورده باشی
نه که شاهکار خلق کنی
که شاهکار خلق میشه
به همه آنانی که باور دارند در این هزار و چهارصد سال جامعه ایرانی خودآگاه و ناخوداگاه از باورها و اعتقادات اسلامی به ویژه شیعه تاثیر پذیرفته و هر به آب و آتش زدنی برای حائل و مانع ایجاد کردن میان این دو به تعبیر حافظ عرض خود میبری و زحمت ما میداری...
🎥 #نی_نوا
👈 #حسین_علیزاده
✅ ارکستر سمفونیک تهران
ارکستری شهرداد _روحانی
https://t.me/familiar_word
Shamsozzoha
Hesam Seraj @ sakhamusic.ir
پاسداشت روز مولانا
" آب دریا را اگر نتوان کشید
هم ز قدر تشنگی نتوان برید
گر شدی عطشان بحر معنوی
فرجهای کن در جزیرهٔ مثنوی
فرجه کن
چندانک اندر هر نفس
مثنوی را معنوی بینی و بس "
این کیست این این کیست این
این یوسف ثانی است این
خضر است و الیاس این مگر
یا آب حیوانی است این
این باغ روحانی است این
یا بزم یزدانی است این
سرمه سپاهانی است این
یا نور سبحانی است این
آن جان جان افزاست این
یا جنت المأواست این
ساقی خوب ماست این
یا باده جانی است این
ای مطرب داووددم
آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زیر و بم
کاین وقت سرخوانی است این
مست و پریشان توام
موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام
این عید قربانی است این
گلهای سرخ و زرد بین
آشوب و بردابرد بین
در قعر دریا گرد بین
موسی عمرانی است این
خورشید رخشان می رسد
مست و خرامان می رسد
با گوی و چوگان می رسد
سلطان میدانی است این
هر جا یکی گویی بود
در حکم چوگان می دود
چون گوی شو بیدست و پا
هنگام وحدانی است این
آن آب بازآمد به جو
بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چیزی مگو
کاین بزم سلطانی است این
https://t.me/familiar_word
" آب دریا را اگر نتوان کشید
هم ز قدر تشنگی نتوان برید
گر شدی عطشان بحر معنوی
فرجهای کن در جزیرهٔ مثنوی
فرجه کن
چندانک اندر هر نفس
مثنوی را معنوی بینی و بس "
این کیست این این کیست این
این یوسف ثانی است این
خضر است و الیاس این مگر
یا آب حیوانی است این
این باغ روحانی است این
یا بزم یزدانی است این
سرمه سپاهانی است این
یا نور سبحانی است این
آن جان جان افزاست این
یا جنت المأواست این
ساقی خوب ماست این
یا باده جانی است این
ای مطرب داووددم
آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زیر و بم
کاین وقت سرخوانی است این
مست و پریشان توام
موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام
این عید قربانی است این
گلهای سرخ و زرد بین
آشوب و بردابرد بین
در قعر دریا گرد بین
موسی عمرانی است این
خورشید رخشان می رسد
مست و خرامان می رسد
با گوی و چوگان می رسد
سلطان میدانی است این
هر جا یکی گویی بود
در حکم چوگان می دود
چون گوی شو بیدست و پا
هنگام وحدانی است این
آن آب بازآمد به جو
بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چیزی مگو
کاین بزم سلطانی است این
https://t.me/familiar_word
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسنامه شعر و سخن پارسی،
هنر و فرهنگ اصیل ایرانی
حافظ در عرصه معنا و مفهوم آنچه را از پیشینیان بوده نثر و نظم پارسی،
از علوم انسانی و اجتماعی، روانشناسی و مسائل فرهنگی تمام و کمال فراگرفته و با آگاهی از اینکه آنچه در حوزه معنا و درونمایه بوده پیشکسوتان پیش از او به خوبی انجام داده رسالت و هنر خویش را معطوف حوزه زبان و منتهای هم و غم خویش را صرف رسالت وزین نیکو سخن گفتن میکند.
با این حساب که در شعر حافظ زبان و محتوا درهم تنیده و یک لایه شده آنسان که نیکو سخن گفتن خواجه عین سخن نیکو گفتن است و اینگونه هنرنمایی و زبان آوری خود را به تصویر میکشد :
شکرشکن شوند
همه طوطیان هند،
زین قند پارسی
که به بنگاله میرود...
برگرفته از جستار سخن نیکو گفتن
یا نیکو سخن گفتن سمیعی
پیوست ساز و آواز
اساتید شجریان و شهناز
https://t.me/familiar_word
هنر و فرهنگ اصیل ایرانی
حافظ در عرصه معنا و مفهوم آنچه را از پیشینیان بوده نثر و نظم پارسی،
از علوم انسانی و اجتماعی، روانشناسی و مسائل فرهنگی تمام و کمال فراگرفته و با آگاهی از اینکه آنچه در حوزه معنا و درونمایه بوده پیشکسوتان پیش از او به خوبی انجام داده رسالت و هنر خویش را معطوف حوزه زبان و منتهای هم و غم خویش را صرف رسالت وزین نیکو سخن گفتن میکند.
با این حساب که در شعر حافظ زبان و محتوا درهم تنیده و یک لایه شده آنسان که نیکو سخن گفتن خواجه عین سخن نیکو گفتن است و اینگونه هنرنمایی و زبان آوری خود را به تصویر میکشد :
شکرشکن شوند
همه طوطیان هند،
زین قند پارسی
که به بنگاله میرود...
برگرفته از جستار سخن نیکو گفتن
یا نیکو سخن گفتن سمیعی
پیوست ساز و آواز
اساتید شجریان و شهناز
https://t.me/familiar_word
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسداشت روز
جهانی کوهنوردی
در آن مقام که سيل
حوادث از چپ و راست
چنان رسد که امان
از ميان کران گیرد
چه غم بود به همه
حال کوه ثابت را
که موج های چنان،
قلزم گران گيرد... حافظ
فلسفه یعنی داوطلبانه
در کوه و یخ زیستن
فردریش نیچه، فیلسوف آلمانی، در کتاب چنین گفت زرتشت می گوید :
کیست در میان شما
هم خندیدن تواند
هم اوج گرفتن!!؟
«آن که بر فراز بلندترین کوهها رفته باشد، خنده می زند بر همه ی نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک»
این نیچه است که شادی را
در پس رنج نوید می دهد.
رنج ها و مشکلاتی که در زندگی انسان همیشگی و ابدی می نمایند.
منظور نیچه از این گفته چیست؟ آیا خود اینگونه زیست!؟
می بینیم :
https://t.me/familiar_word
جهانی کوهنوردی
در آن مقام که سيل
حوادث از چپ و راست
چنان رسد که امان
از ميان کران گیرد
چه غم بود به همه
حال کوه ثابت را
که موج های چنان،
قلزم گران گيرد... حافظ
فلسفه یعنی داوطلبانه
در کوه و یخ زیستن
فردریش نیچه، فیلسوف آلمانی، در کتاب چنین گفت زرتشت می گوید :
کیست در میان شما
هم خندیدن تواند
هم اوج گرفتن!!؟
«آن که بر فراز بلندترین کوهها رفته باشد، خنده می زند بر همه ی نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک»
این نیچه است که شادی را
در پس رنج نوید می دهد.
رنج ها و مشکلاتی که در زندگی انسان همیشگی و ابدی می نمایند.
منظور نیچه از این گفته چیست؟ آیا خود اینگونه زیست!؟
می بینیم :
https://t.me/familiar_word




