دیوانه در قفس خزید
389 subscribers
90 photos
10 videos
4 files
1 link
دیوانه از قفس پرید؟
Download Telegram
Salvador Dalí - Rose méditative.jpeg
2.9 MB
Salvador Dalí
Rose méditative, 1958
oil on canvas
37.3 x 29.7 cm

@fallennest
از یادداشت‌های ادوارد مونک:

یک نقاشی خوب سوراخ‌سوراخ بهتر از ده نقاشی ضعیف و سالم و بی‌سوراخ است. یک تصویر با زیرکار خوب بهتر از ده نقاشی با زیرکار ضعیف است. یک کار خوب هرگز از بین نمی‌رود. یک ایده‌ی درخشان هرگز از بین نمی‌رود. خطی که با زغال روی دیوار آجری کشیده شده از تصویری در قابی بزرگ و گران قیمت ارزشمندتر است. بیشتر کارهای داوینچی از بین رفته‌اند اما همواره زنده مانده‌اند. افکار درخشان هرگز نمی‌میرند.

Leonardo da Vinci - Mona Lisa, 1503 - 1519
Johannes Vermeer - Girl with a Pearl Earring, c. 1665
Edvard Munch - Scream, 1893

@fallennest
از یادداشت‌های ادوارد مونک:

اولین اقامت من در پاریس به مدت سه هفته در سال ۱۸۸۴ بود. به دیگو ولاسكس، نقاش اسپانیایی قرن هفدهم، علاقه‌ی وافری داشتم. چرا هیچ‌کس به این فکر نیفتاد که من از کارهای او در پرتره‌هایی که در قطع بزرگ می‌کشیدم الهام می‌گرفتم؟! همین طور هیچ‌کس از علاقه‌ی وافر من در جوانی به اتود توماس كوتور، نقاش فرانسوی، خبر نداشت.‌

Munch - Self-Portrait with Palette, 1926
Velazquez - details from "Las Meninas", 1657

@fallennest
سالوادور دالی و موچه‌خوار شخصی‌اش (!) در خیابان‌های پاریس در سال 1969

@fallennest
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Shop Around the Corner,
1940
Directed by: Ernst Lubitsch
Starring: Margaret Sullavan, James Stewart

@fallennest
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Inside of "a" heaven

😠🙄 Sistine Chapel 🤫😢

🌐 Roberto Celestri

@fallennest
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Le Genou de Claire, 1970
Directed by: Éric Rohmer

@fallennest
مجسمه‌ی «نی‌لبک‌زن» یکی از مشهورترین آثار «بهمن محصص» است که در سال ۱۳۵۳ در محوطه‌ی تئاتر شهر تهران نصب شد.

پس از شورش ۵۷، این اثر از مقابل تئاتر شهر چیده و به محل نامعلومی منتقل شد. در آخرین عکسی که از آن منتشر شده است، این اثر در یک انبار نامناسب به صورت افقی روی زمین انداخته شده است و در شرایط بسیار بدی قرار دارد.

@fallennest
😱1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادداشت ادوارد مونک درباره نقاشی جیغ:
هنگام غروب خورشید با دو نفر از دوستان در امتداد جاده قدم می‌زدیم که ناگهان آسمان به رنگ خون درآمد. موجی از حزن و افسردگی وجودم را فراگرفت - ایستادم و به نرده‌های کنار جاده تکیه دادم. به حد مرگ خسته بودم. از ابرهای بالای سر شهر و آبدره‌ی کبودرنگ خون می‌چکید. دوستانم به راه خود ادامه دادند و من در وحشت و اضطراب با زخمی باز در سینه‌ام، همان‌جا ماندم و فریادی مهیب از دل طبیعت به گوشم رسید.
@fallennest
طبیعت بی‌جان!

تصویر دیده‌نشده‌ای از پیکر بی‌جان فریدا کالو در روز مرگش؛ ۱۳ جولای ۱۹۵۴

Lola Alvarez Bravo
Frida Kahlo's death portrait, 1954

@fallennest
😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان، امان نمی‌دهد...

Diary of a Shinjuku Thief, 1968
Directed by: Nagisa Ōshima

@fallennest
پل گوگن در مقاله‌ای در «مجله هنر آزاد» (Essais d'art Libre) در سال ۱۸۹۴ در مورد ون گوگ و اتاقی که او در «خانه‌ی زرد» خود در آرل برایش آماده کرده بود، نوشت:

در اتاق زردم، یک نقاشی کوچک از طبیعت بیجان، و این یک بنفش رنگ. دو کفش بزرگ، از شکل‌افتاده و کهنه. کفش‌های وینسنت، همان کفش‌هایی که یک روز صبح که هنوز نو بودند، آنها را به پا کرد و سفر پیاده‌اش را شروع کرد. از هلند به بلژیک. کشیش جوان تازه مدرسه‌ی الهیات را تمام کرده بود تا مثل پدرش کشیش شود. کشیش جوان به معادن رفت تا برادرانش را ببیند. آنها همان طور بودند که در انجیل نقل شده بود؛ کارگرانی ساده و ستم‌کشیده، تا بزرگان به رفاه برسند!

برخلاف اطلاعاتی که استادانش به او داده بودند، همان استادان عاقل هلندی، وینسنت به مسیحی فکر می‌کرد که فقرا را دوست داشت و روحش پر از ایثار و جملات تسکین‌دهنده بود: برای ضعفا باید با بزرگان جنگید. البته وینسنت از همان وقت دیگر دیوانه شده بود.


Vincent van Gogh
The Bedroom, 1888
Shoes, 1888
The Yellow House, 1888
Gauguin's Chair, 1888

@fallennest
Love in Portofino
Dalida
🎤 Dalida
🎶 Love in Portofino
I found my love in Portofino
Perchè nei sogni credo ancor
Lo strano gioco del destino
A Portofino m'ha preso il cuor
Nel dolce incanto del mattino
Il mare ti ha portato a me
Socchiudo gli occhi
E a me vicino
A Portofino
Rivedo te

Ricordo un angolo di cielo
Dove ti stavo ad aspettar
Ricordo il volto tanto amato
E la tua bocca da baciar

I found my love in Portofino
Quei baci più non scorderò
Non è più triste il mio cammino
A Portofino I found my love

Il y avait à Portofino
Un vieux clocher qui s'ennuyait
De ne sonner que les matines
Quand Portofino
Se réveillait

Mais après cette nuit divine
On l'entendit sonner un jour
Même jusqu'aux villes voisines
De Portofino
Pour notre amour

Je vois le marié qui m'emporte
Vers le petit chalet de bois
Dont il me fait franchir la porte
En me portant entre ses bras

A chaque fois qu'à Portofino
Le vieux clocher sonne là-haut
Il chante notre mariage
Vers les nuages
A Portofino

I found my love
I found my love


@fallennest
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Love In Portofino
Andrea Bocelli
🎤 Andrea Bocelli
🎶 Love in Portofino

@fallennest
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلفرد هیچکاک:
هیچ‌وقت به یک دوست پشت نکن!

@fallennest
3