بدون ویرایش | فرهاد باغشمال
170 subscribers
274 photos
39 videos
1 file
44 links
👤
فرهاد باغشمال
| روزنامه‌نگار | فیلمساز |
| طنزنویس | ناطنزنویس |

👥
ارتباط با من در تلگرام:
@FarhadBaghshomal

🖼
صفحه اینستاگرام:
Instagram.com/_u/farhadbaghshoma

🌐
توئیتر:
Twitter.com/F_baghshomal

📢
نشانی کانال
Download Telegram
▫️تغییر کاربری توام با تخریب اثر ملی در «باغ گلستان»
🔸️میراث فرهنگی، تماشاچی تاخت‌وتاز در حریم باستانی تبریز

از دو روز پیش خبر رسید که شهرداری تبریز با نیروی انتظامی توافق کرده‌ تا گوشه باغ گلستان را برای استقرار یکی از یگان‌ها در اختیار پلیس قرار دهد. به همین منظور، قرار است تعدادی از درختان «جابه‌جا» شود. بهانه این موضوع نیز تامین امنیت پارک در برابر معتادان متجاهر و بزهکاران اعلام شده است.

فرماندار تبریز در واکنش به اعتراضات عمومی، صحبتی از «قطع درخت» نکرده، بلکه گفته «قرار است در قسمت کوچکی از آن پارک، کلانتری مستقر شود. لازمه این کار هم، جابه‌جایی پنج اصله درخت است.»

حذف شماری از درختان باغ گلستان، از چند منظر قابل‌بررسی است:

1) در تبریز و در تمام این سال‌ها، «جابه‌جایی درخت» استعاره از «قطع درخت» است. چرا که اولاً شهرداری تبریز تجهیزات تخصصی جابه‌جایی درخت را ندارد. ثانیاً در این فصل از سال، جابه‌جایی درخت، مساوی است با مرگ درخت. ثالثاً چرا از میان این‌همه درختی که به بهانه پروژه‌های عمرانی جابه‌جا می‌شوند (بخوانید قلع و قمع می‌شود) یک ویدئو از ادامه حیات این درختان در محل جدید منتشر نمی‌شود؟

2) اتفاقی که در باغ گلستان دارد می‌افتد (قطع درخت برای استقرار پلیس) آشکارا به معنی تغییر کاربری بخشی از پارک است. امری که عرفاً در شورای شهر و کمیسیون ماده 5 شهرداری مطرح و پیگیری می‌شود. کمیسیونی که ریاست آن را استاندار بر عهده دارد. این در حالی است که شهرداری، حتی شورا را خبردار هم نکرده، چه رسد به این‌که تغییر کاربری را در قالب لایحه تقدیم شورا کند. بعلاوه، قطع هر گونه درخت، نیازمند رای کمیسیون ماده 7 است. قانون‌گذار تغییر در فضای سبز را با تعریف این کمیسیون، قانون‌مند کرده‌است. اکنون، نه شهروندان، بلکه یکی از عناصر اجرای قانون، این‌گونه برای قطع درخت، در شهر پیش افتاده‌است. واقعاً غم‌انگیز است!

3) تراب محمدی، سرپرست استانداری آذربایجان‌شرقی، در مصاحبه‌ای گفته که «این موضوع را از آقای فرماندار بپرسید، این مسئله مربوط به شورای تامین شهرستان است.» جناب سرپرست احتمالاً نمی‌داند که تغییر کاربری، در حیطه وظایف کمیسیون ماده 5 است و ریاست این کمیسیون نیز متاسفانه فعلاً با اوست!

4) باغ گلستان، از آثار ثبت ملی تبریز و هر گونه مداخله در آن، تخلف است. این باغ، با تصمیم بحث‌برانگیز محمدعلی تربیت، شهردار وقت تبریز، در سال 1308 بر ویرانه‌های مقبره‌العرفای تبریز احداث شده و از اولین بوستان‌های ایران است. کاوش‌های باستان‌شناسی سال 1397 بخش دیگری از پیشینه باستانی این محدوده را عیان کرد. موضوعی که منجر شد، پرونده «محوطه تاریخی باغ گلستان» در سال ۱۳۹۹ با شماره ۳۲۷۲۷ در فهرست آثار ملی به ثبت برسد. به رغم پشتوانه تاریخی و باستانی، عجیب است که میراث فرهنگی آذربایجان‌شرقی، صرفاً تماشاچی ماجرا است و هیچ دخالت و یا حتی اظهار نظری در مورد تخریب اثر ملی نمی‌کند.

5) تاسیس کلانتری یا استقرار دکه پلیس در باغ گلستان، جدا از اینکه به فضای بصری پارک لطمه می‌زند، در شان پلیس تبریز نیست و حمل بر ضعف نیروی انتظامی خواهد شد. نزدیک‌ترین کلانتری تبریز تا باغ گلستان در سه‌راه امین است. وقتی، پلیس، یک یگان مجزا برای باغ‌گلستان در نظر می گیرد، به این معنی است که پلیس برای مقابله با چند معتاد متجاهر و بزهکار پاپتی، نیرو به این پارک اعزام کرده‌است!

6) جالب‌ترین بخش این ماجرا سکوت بخش‌های خبری صدا و سیما است. حوزه خبر، اساساً در سیمای سهند، یک موضوع پرچالش قدیمی است. دبیران بخش‌های خبری، هرگز تلقی کاملی از اولویت‌بندی و ضریب‌دهی به رویدادهای شهری نداشته‌اند. سکوت سیمای سهند، ممکن است برای مخاطب، شائبه‌برانگیز باشد. صداوسیما حداقل برای اعتبار رسانه‌ای خودش هم که شده، از عافیت‌طلبی و تعارف با برخی نهادها دست بردارد.

تا لحظه نگارش این یادداشت که اعضای شورای اسلامی شهر، دستگاه قضایی، فعالان مجازی، دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی و اصحاب رسانه، از تخریب باغ گلستان اظهار نگرانی کرده‌اند، شهرداری تبریز، مطلقاً واکنشی نشان نداده است!

موضوعی چنین ساده، با بی‌ملاحظگی و ترک تشریفات قانونیِ یکی دو نهاد خاص، به تیتر رسانه‌‌های معاند تبدیل شده و مستمسک تمسخر و تحقیر شهر شده‌است.

عملیات قطع درختان متوقف شده و احتمالاً واکنش شهردار تبریز در جلسه یکشنبه شورا، جزئیات جدیدی از این اقدام مشخص خواهد کرد.

 

 
#گلستان_باغی
#مقبره_العارفین
#باغ_شهر_تبریز
#شورای_شهر_تبریز
#شهرداری_تبریز
👍3
به مسئولی مرتبط! از فیلم‌ "در آغوش درخت" گفتم که در ستایش زندگی و خانواده است.
خواستم کمک کند تا فیلم دیده شود. مخصوصا نزد خانواده‌های آسیب‌دیده.
بی‌میل گفت: ۳۰ ساله که سینما نرفته‌ام! حالا اصرار داری با خانواده می‌آییم. فقط به کیوسک (همان گیشه) سفارش کن پول نگیرد!

#در_آغوش_درخت
#سینما
#خانواده
#سینمای_خانواده

#بدون_ویرایش

@fabagh
👍4
🔸️تجربی ولاغیر!
▫️دیروز و پریروز را جهت مصاحبه فنی، میزبان دانشجویان هم‌استانی حائز شرایط تحصیل در #دانشگاه_سوره بودیم.
▫️رشته تحصیلی دپیلم هشتاد درصدشان #علوم_تجربی بود و البته بدون علاقه، تجربی خوانده بودند.
👈 جملگی با تاسف و حسرت می‌گفتند: به زور خانواده مجبور شدند تجربی بخوانند...
جوانانی پر از انگیزه و امید و البته اکثرشان رتبه‌های خوب!

#بدون_ویرایش

@fabagh
مرثیه عدالت فرهنگی را از همین اسپیکرهای مدل عهد بوق بشنویم!

ادامه مطلب👇
👆
🔸️مرثیه عدالت فرهنگی را از همین اسپیکرهای مدل عهد بوق بشنویم!

▫️سینماهای‌مان جان گرفته‌اند. ۲۹ بهمن در جمع قلندرهای کشور ترک‌تازی می‌کند و پردیس قدس برند سینمای خانواده شده... ماشاالله
این خبرها خوشحال‌کننده است اما شادی این روزهایم برای موضوع دیگری است. همّتی شده و از دو هفته قبل چراغ اکران سیار شهرستان‌ها را روشن کرده‌ایم.

▫️نزدیک ۱۵ اکران سیّار با دو هزار مخاطب از شهرهای دور و نزدیک استان دشت اول‌مان بود.
مشقّت دارد، حوصله می‌خواهد، امکانات نیست، متقاعد کردن این مسئول و آن رییس، پدر در می‌آورد، اما دانش‌آموز هشترودی و بنابی و میانه‌ای و شبستری چه تقصیری دارد که شهرشان پردیس ندارد و از بدیهی‌ترین امکان محروم؟!

▫️ با دست خالی زده‌ایم به دل اکران سیّار. سعی داریم از ظرفیت مساجد و مدارس شهرستانی گرفته تا کانون‌های پرورشی‌ بهره بگیریم.
👈 عجالتا دَم کانون پرورشی‌ها گرم که شش‌دانگ پایه‌اند.

🔸️پ‌ن اول:
تصویری که می‌بینید اکران سیار یکی از کانون‌ پرورشی‌های شهرستانی است. مسئول کانونش با بدبختی تجهیزات اکران را جور کرده و ده بار تماس داشتیم تا نرم‌افزارها و سخت‌افزارها و فیلم را باهم سِت کنیم.
اسپیکرهای کوچک و ضعیف مدل عهد بوق روی میز را می‌بینید؟ خوب گوش کنید شاید بتوان مرثیه عدالت فرهنگی و توسعه مخاطب را از بلندگوهای ضعیف آن شنید... شاید....!
اینجاست که می‌فهمیم با خود چند چندیم؟!

🔸️پ‌ن دوم: فعلا در سوسوی چشمان پر از شوق بچه‌ها غرقم... شاید این‌ها روزی دست‌مان را گرفتند.

#اکران_سیار
#عدالت_فرهنگی
#توسعه_مخاطب


#بدون_ویرایش

@fabagh
4👍1
اگر علاقمند به موضوعات تاریخی و به خصوص ماجرای پیشه‌وری هستید، فردا را دریابید. در خدمتیم
🔸️ما همه فرعونیم!
👈 چند جمله درباره مستند ضدقهرمان (روایت زندگی سیاسی صادق خلخالی)

👇
🔸️ما همه فرعونیم!
👈 چند جمله درباره مستند ضدقهرمان (روایت زندگی سیاسی صادق خلخالی)

▫️دیروز نشستم به تماشای آنلاین مستند «ضد قهرمان» که روایتی صریح از زندگی سیاسی «صادق خلخالی» نخستین حاکم شرع انقلاب اسلامی است که به کارگردانی «عارف افشار» ساخته شده و البته پس از دو سال غیبت به هجدهمین جشنواره سینما حقیقت آمد و کلی هم سر و صدا هم کرد و حتی نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شد.
این مستند راویان مهمی دارد؛ علی‌اکبر ناطق‌نوری، مصطفی پورمحمدی، مرحوم مهدی طالقانی و...

▫️مستندی جسورانه که برخلاف آثار مشابه که سوژه‌ها را در قالب «خیر و شر» می‌سنجند، بیشتر به این مسئله می‌پردازد که «خلخالی» در برابر اختیارات گسترده و البته فضای هیجانی اول انقلاب تندروی‌های مفرط داشته و در صدور احکام اعدام زیاده‌روی کرده است.

▫️در طول روایت و گفتگوهای مستند «ضد قهرمان» کارگردان با آوردن فکت‌های مختلف سعی دارد بگوید که عملکرد «خلخالی» مورد تایید حاکمیت نبود و بدین جهت عزل شد هرچند به کارگیری مجدد او در دادگاه‌های مواد مخدر نیاز به روایت بیشتر داشت که کارگردان با نسبت دادن این انتصاب به رییس جمهور وقت (بنی‌صدر) موضوع را مدیریت زیرکانه نموده است.

▫️«ضد قهرمان» مستند کاملی است که می‌توانست کامل‌تر هم شود؛ مثلا از درگیری‌ خلخالی با مرحوم بازرگان مطلبی گفته نشده است و حال آن که بازرگان رییس دولت موقت در کوران دادگاه‌هاست و یا سکانس‌هایی از تخریب مقبره پهلوی اول که گنجاندنش در فیلم می‌توانست یکنواختی روایت خطی را بیشتر بهم بریزد (مثل سینه‌زنی خلخالی در جماران که بجا در فیلم کار شده) و یا حتی بازگو کردن احوال روزهای آخر عمر خلخالی که به نظرم مسعود بهنود آن را کار کرده. کما این که در همین فیلم به صورت حرفه‌ای مصاحبه حسین دهباشی با هادی غفاری و نحوه اعدام هویدا آورده شده است.

🔸️پ‌ن۱: حیف تلویزیون و شبکه مستند که از پخش این قبیل آثار و تبیین مذمت افراطی‌گری، خود را بری می‌داند و با تمام توان به فرصت‌سوزی تاریخی! ادامه می‌دهد و عجیب‌تر این‌که اثر را سازمان حاکمیتی (اوج) تولید کرده اما یک سازمان حاکمیتی دیگر (صدا و سیما) آن را پخش نمی‌کند.

🔸️ پ‌ن۲: «ضد قهرمان» در هاشور قابل دسترسی است.

🔸️پ‌ن۳: شهامت و جسارت عارف افشار را می‌ستایم.


🔸️پ‌ن۴: بعد از دیدن فیلم اولین جمله‌ای که به ذهنم آمد سخن استاد صفایی حائری بود: ما همه فرعونیم، مصرهای‌مان کوچک و بزرگ می‌شود...

#ضد_قهرمان
#مستند_ضد_قهرمان
#سینما_حقیقت
#عارف_افشار
#صادق_خلخالی
👍41
:
🎬 اکران با چاشنی بغض‌
🔸️دیروز به همت دوستان طوبی از فیلم مستند #آقای_میراث رونمایی شد. این مستند به کارگردانی #علی_خیر_خواه و تهیه کنندگی بنیاد فرهنگی طوبی ساخته شده است.
آقای میراث روایتی از یک دهه تلاش #استاد_تقی‌_زاده در کسوت مدیر کلی میراث فرهنگی استان است، آن هم در شرایط پایان جنگ که اصلا میراث فرهنگی در اولویت و حساسیت مسئولین محلی نبوده که حتی گاه مخالفت برای حفظ برخی از آنها هم وجود داشته!

🔸️در مستند "آقای میراث" چالش‌های ثبت جهانی بازار بزرگ تبریز روایت می‌شود... وقتی در سکانس پایانی صحبت از ناکامی برای ثبت جهانی ارک می‌پرسند، استاد فقط بغض می‌کند و چشمانش پر از اشک... چراغ‌های سالن اکران روشن می‌شود... چشم همه تماشاگران پر از اشک است...
🔸️اکران به وقت نیمه‌شب
👈 وقتی مخاطبین سه‌شنبه، چهارشنبه از سینما خارج می‌شوند🫠

▫️دیشب یکی از مهم‌ترین روزهای سینماها در ۱۴۰۴ بود. ورود چند فیلم مهم به چرخه اکران، به همراه سه‌شنبه نیم‌بهایی بودن، دست به دست هم داد تا فروش قابل توجهی در سینماهای کشور رقم بخورد.

▫️ سهم دو پردیس سینمایی «قدس و ۲۹ بهمن تبریز» ۳۱۱۸ نفر مخاطب بود که بیش از هشتاد درصد این افراد تماشای فیلم بعد از ساعت ۱۸ را ترجیح داده بودند و نکته مهم‌تر این‌که برنامه اکران‌های دیروز (سه‌شنبه) تا ساعت ۲ بامداد روز بعدش (چهارشنبه) ادامه داشت. 🌒

▫️۳۱۱۸ نفر (اکثرا خانواده) در چلّه گرمای تابستان و در اوج بلبشوی ناترازی انرژی و اقتصاد و امید، با مخلفات سالاد فصلی به نام «سایه جنگ»! بی‌آن‌که مشوق‌های تبلیغی همراهش باشد، «وجه رایج مملکتی» پرداخت نموده و از دو روز قبل بلیط رزرو کرده بودند تا فیلم ببینند.

▫️همه جور مخاطب هم داشتیم... درهم! از مادربزرگ چاق و چِلّه و با مزّه هشتاد ساله تا پدربزرگ ویلچری مجهز به تجهیزات سمعک! از دخترک سرلُخت و جوانک با شلوار پاره پوره تا بانوی محجبه و جوان رعنای ملبس به شلوار شکاری شش جیب! از روحانی جوانِ در معیّت بیت معزز تا نظامی و بازاری و دانشجو.

▫️حالا این وسط اگر یک عده نُچ‌نُچ‌کنان ژست منورالفکری می‌گیرند و از بیم «پوپولیست‌ شدن عوام» سر مبارک‌شان را مایوسانه تکان داده و ایضا فیلم‌های روی پرده را هم نمی‌پسندند و خودشان هم نسخه مخاطب‌پسند (در حد اپسیلون) ندارند، بحث دیگری است که ذکرش در این مجال نمی‌گنجد!

▫️القصه از این جایی که ما ایستاده‌ایم و دیشب ۳۱۱۸ نفر را میزبانی کردیم، این‌طور دیده می‌شود که مردم علاقمندند در رویدادهایی از نوع فرهنگی و هنری حضور داشته باشند که به سلیقه و انتخاب آنها تومنی صنّار احترام گذاشته شود!

▫️ باز هرجور شما صلاح می‌دانید!
4
دو روز و یک تبریز؛
چالش بزرگداشت روز شهر
فرهاد باغشمال
تبریز، این شهر پرصلابت و مملو از تاریخ، دو روز را در دل تقویم خود دارد که هرکدام روایتگر بخش مهمی از هویت این دیار است: چهاردهم مرداد، روز مشروطه، و بیست و نهم بهمن، سالگرد قیام مردمی که علیه استبداد ایستادند. اما گویا این دو روز قرار نیست هم‌زمان به رسمیت شناخته شوند؛ بلکه بین مسئولان و مردم تبریز بر سر کدام روز باید به عنوان «روز تبریز» نام بگیرند، اختلافی جدی شکل گرفته است.
ظاهرا سال گذشته مسئولان استانی روز بیست و نه بهمن را به عنوان روز رسمی تبریز انتخاب و جهت درج در تقویم به شورای فرهنگ عمومی اعلام کرده‌اند؛ روزی که یادآور قیام و غیرت تاریخی این شهر است. اما مردم تبریز، با حافظه تاریخی زنده و پویای خود، همچنان روز چهاردهم مرداد را گرامی می‌دارند؛ روزی که نماد آغاز مشروطه و رهایی از استبداد به شمار می‌رود. در واقع مردم این روز را به رسمیت می‌شناسند و حتی اگر در تقویم رسمی جایی نداشته باشد، آن را از یاد نمی‌برند و بزرگ می‌دارند.
نکته‌ای که نشان می‌دهد با بخشنامه و دستور نمی‌توان روز بزرگداشتی را در تقویم یک ملت جا داد. روزها، حاصل احساس، تعلق خاطر و ارادت مردم‌اند؛ نه صرفاً تصمیم‌های اداری و رسمی. تاریخ هر شهر، با مردمش زنده است و انتخاب روز بزرگداشت باید از دل جامعه برآید، نه از بالا.
این اختلاف در انتخاب روز تبریز، چالش‌هایی هم به دنبال دارد؛ از سردرگمی مردم و گردشگران تا پراکندگی انرژی‌های فرهنگی و تاریخی شهر. در حالی که تبریز با بازار تاریخی‌اش، آثار باستانی، هنر غنی و مردمانی پرشور، سزاوار یک روز منسجم و واحد است که بتواند هویت فرهنگی و تاریخی آن را به بهترین شکل نمایان کند.
از سوی دیگر، به هر حال این دو روز برای مردم مهمند و برنامه‌ها و بزرگداشت‌های ملی برای آنها برگزار می‌شود و تبریز مطرح‌تر.
اما هدف اصلی از ثبت «روز تبریز» در تقویم، فراهم آوردن فرصتی است برای بازاندیشی که بتواند همه ابعاد تبریز را در برگیرد؛ و ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی، سیاسی و گردشگری جدیدی نیز برایش ترسیم کند.
پیشنهادی که می‌توان مطرح کرد، روزی دیگر است تا افزون بر مناسبت‌ حاضر تبریز را برجسته‌تر نموده و جای پای دیگری در تقویم باز کند:
روزهایی مثل ۲8 مهر، روز تولد ستارخان سردار ملی مشروطه، 11 دی زاد روز استاد شهریار، یازدهم اردیبهشت سالروز تاسیس اولین بلدیه ایران (شهرداری) در تبریز، است. روزهایی که هم به تاریخ و فرهنگ پیوند دارند و هم قابلیت گردهم ‌آوردن همه تبریزی‌ها را.
با نگاهی به روزهای تقویمی برخی شهرها از جمله: 16 اردیبهشت روز مراغه به دلیل سالروز آغاز احداث رصدخانه تاریخی این شهر توسط خواجه نصیرالدین طوسی، ۱۵ اردیبهشت روز شیراز به خاطر اهمیت فرهنگی و تاریخی این شهر و بزرگداشت حافظ و سعدی، اول آذر روز اصفهان به دلیل جایگاه تاریخی و معماری برجسته این شهر و همچنین روز مشاهده طالع بنیان‌گذاری اصفهان، باید متذکر شد که «روز تبریز» باید روزی باشد که مردم آن را انتخاب کنند، نه آنکه به زور بخشنامه و دستور به آنها تحمیل شود. چون «دل به دل راه دارد» و هر روزی که با دل مردم تبریز هم‌نوایی نکند، نمی‌تواند ماندگار باشد.
2👍1
«ملیجک‌ها، نخ‌ها و کبریت‌های بی‌نور»

▫️در ناصرالدین‌شاه آکتور سینما، قبله‌عالم که از نخ‌سوزن نکردن پیرزن کلافه شده، ملیجک را می‌فرستد کمک.
ملیجک هم که انگار از بچگی برای همین روزها تربیت شده، سرش را می‌کند داخل پرده سینما و دنبال نوری که کار را روشن‌تر کند.

آن‌طرف، نسیم افغانیِ بایسیکل‌ران هنوز بعد از این‌همه سال دارد دور میدان می‌چرخد تا شرط‌بندی مسخره‌ دیگران را ببرد که معلوم نیست جایزه‌اش چیست! کبریتی روشن می‌کند و جلوی لنز آپارات می‌گیرد تا شاید فیلم روشن‌تر شود، شاید نخ سوزن شود، شاید اوضاع درست شود… شاید!
اما نخ همچنان لجباز است.
پیرزن درمانده، ملیجک عرق‌ریزان، نسیم خواب‌آلود، قبله‌عالم هم سرگرم با ضعیفه‌های اطرافش.

▫️اما قصه از نخ و سوزن گذشته؛ از سرِ کار بودن نیز..‌ اصل قصه این است که ملیجک توی پرده گیر کرده.

ما هم گیر کرده‌ایم، فقط فرقش این است که ملیجک حداقل می‌داند فیلم کدام است!
بازیگران فیلمی شده‌ایم که سناریو اَش را ندیده‌ایم، کارگردانش را نمی‌شناسیم، حتی مطمئن نیستیم این ژانر، کمدی‌ست یا تراژدی.
هر روز نسیم‌هایی کبریت امید می‌گیرند جلوی لنز؛ نوری که نه گرم می‌کند، نه روشن.
پیرزن‌ها هنوز نخ به دست، ملیجک‌ها پشت پرده، و قبله‌عالم‌ها روی صندلی مخمل با لبخندی مشمئزکننده آماده برای عکس انداختن.

▫️کارگردان هم؟
شاید در استراحت بین دو برداشت رفته دنبال فیلم بعدی‌اش.
ما مانده‌ایم در این سکانس طولانی، با نخ‌های بی‌سرانجام، نورهای کور و پرده‌ای که پایین نمی‌آید.

▫️و درست همین‌جاست که می‌فهمی:
ما سرِ کاریم… آن‌هم با بلیت نیم‌بها!

#بدون_ویرایش
#ناصرالدین_شاه
#ناصرالدین_شاه_آکتور_سینما
#بایسیکل_ران
#قبله_عالم
#ملیجک
3👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸️روایت دارالسلطنه
بدون شناخت تاریخ آذربایجان، پژوهش تاریخ ایران ناتمام می‌ماند.
تبریز فقط یک شهر نیست؛ « دارالسلطنه » است. جایی که ولیعهدها در آن سیاست آموختند و تمرین حکومت‌داری کردند.
تبریز دروازه‌ی ورود اندیشه، صنعت و تکنولوژی به ایران بوده؛ شهری بر لبه‌ی تاریخ.
نزدیکی به جاده‌ی ابریشم، هم نعمتش بوده هم زخمِ مداومش.
تبریز، شهر مشروطه است؛ شهر مبارزه و آگاهی.
سرِ ایران، نه به ادعا، که به نقش تاریخی.
ما باور داریم بدون آشنایی با تاریخ تبریز و آذربایجان، فهم تاریخ ایران دشوار و ناقص است.
« دارالسلطنه » برنامه‌ای‌ست برای گفتن از یادها و نام‌ها؛
روایتی صمیمی از تاریخ، فراتر از شعار و قضاوت‌های ساده.
با همراهی « استاد فرامرز کریم‌زاده » ، پژوهشگر تاریخ،
از سرگذشت آذربایجان و مردانش خواهیم گفت.
او باور دارد تاریخ نه سیاه است و نه سفید؛
تاریخ را باید خاکستری دید.
و می‌گوید: در تاریخ، ناجوانمردی کم نیست.
چند شب در هفته،
در کنار پیج آذرپیام
چند دقیقه با تاریخ،
چند دقیقه با تبریز.

#دارالسلطنه
#تاریخ_تبریز
#تاریخ_آذربایجان
#روایت_آذربایجان


👈 دارالسلطنه را از پیج اینستاگرام آذرپیام دنبال نمایید:
@azarpayam.ir
👍2