فآش
دنیای امروز کاری کرده است که مرد عیاش این قرن نیازی به تشکیل حرمسرا با آن همه خرج و زحمت ندارد. برای مرد این قرن از برکت تمدن غرب همه جا حرمسراست. مرد این قرن برای خود لازم نمیداند که به اندازه هارونالرشید و فضلبنیحییٰ برمکی پول و قدرت داشته باشد تا به…
عجیبتر اینکه اینها اصول زندگی را از روی کفش، کلاه و لباسشان قیاس میگیرند. چون کفش و کلاه نو و کهنه دارد و در زمانی که نو است و تازه از قالب درآمده است قیمت دارد و باید خریده و پوشیده شود و همینکه کهنه شد باید آن را دور انداخت، پس همه حقایق عالم از این قبیل است. از نظر این جاهلان خوب و بد مفهومی جز نو و کهنه ندارد.
از نظر اینها استثمار زن بد است، چون دنیای امروز دیگر آن را نمیپسندد و زیر بار آن نمیرود. اما دیروز که به زن ارث نمیدادند، حق مالکیت برایش قائل نبودند، اراده و عقیدهاش را محترم نمیشمردند، خوب بود، چون نو بود و تازه به بازار آمده بود.
از نظر اینها استثمار زن بد است، چون دنیای امروز دیگر آن را نمیپسندد و زیر بار آن نمیرود. اما دیروز که به زن ارث نمیدادند، حق مالکیت برایش قائل نبودند، اراده و عقیدهاش را محترم نمیشمردند، خوب بود، چون نو بود و تازه به بازار آمده بود.
_استاد متفکر، شهید مطهری رحمتاللهعلیه
Forwarded from بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
✨ باز ببین راه را
🔔 آغاز ثبتنام دورههای بنیاد شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه)
🌸 دوره طلیعه حکمت (سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری (رحمةاللهعلیه))
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره طلیعه نور (ادامه تفسیر سوره مبارکه بقره)
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره جریانشناسی سیاسی (تحليل بستر شکلگیری وقایع تاریخی و جریانهای سیاسى تاريخ معاصر ایران)
👤 مدرس: دکتر علیرضا زادبر
🌸 دوره طلیعه خرد (دوره ویژه نوجوانان ۱۴ و ۱۵ ساله، آموزش محتوای کاربردی آموزههای شهيد مطهری برای نوجوانان)
👥 مدرس کلاس پسران: آقای محمد ملکی
👥 مدرس کلاس دختران: خانم زهرا صدقی و خانم زهرا مصطفایی
🔺 آقایان | خانمها | فارسیزبانان غیرایرانی و ایرانیان خارج از کشور
🔻 حضوری | برخط | برونخط
⏳ ثبتنام از دوشنبه ۲۳ شهریور ساعت ۱۸
🌐 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
ShahidPalizvani.ir
#دکتر_علی_غلامی
#دکتر_علیرضا_زادبر
📲 سایت | اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | سروش+ | روبیکا
🔔 آغاز ثبتنام دورههای بنیاد شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه)
🌸 دوره طلیعه حکمت (سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری (رحمةاللهعلیه))
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره طلیعه نور (ادامه تفسیر سوره مبارکه بقره)
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره جریانشناسی سیاسی (تحليل بستر شکلگیری وقایع تاریخی و جریانهای سیاسى تاريخ معاصر ایران)
👤 مدرس: دکتر علیرضا زادبر
🌸 دوره طلیعه خرد (دوره ویژه نوجوانان ۱۴ و ۱۵ ساله، آموزش محتوای کاربردی آموزههای شهيد مطهری برای نوجوانان)
👥 مدرس کلاس پسران: آقای محمد ملکی
👥 مدرس کلاس دختران: خانم زهرا صدقی و خانم زهرا مصطفایی
🔺 آقایان | خانمها | فارسیزبانان غیرایرانی و ایرانیان خارج از کشور
🔻 حضوری | برخط | برونخط
⏳ ثبتنام از دوشنبه ۲۳ شهریور ساعت ۱۸
🌐 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
ShahidPalizvani.ir
#دکتر_علی_غلامی
#دکتر_علیرضا_زادبر
📲 سایت | اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | سروش+ | روبیکا
خوشبهحالِ اون آدمایی که وقتی معین براشون میخونه: "ای تو بهانه واسه موندن، ای نهایتِ رسیدن"
با لبخند یکنفر رو یاد میکنن.
با لبخند یکنفر رو یاد میکنن.
Forwarded from مبتلا🚩
رَبنا لاتزغ قلوبنا
علي سلمان الخيكاني
یه موضوعی که هیچ وقت ازش حرفی زده نمیشه و احتمالا مابین رودروایسی و "حالا دیگه چیکار کنم؟ مدلشه."ها گم میشه ولی مدتهاست ذهن من رو در روابط مختلف درگیر میکنه، اینه که دو دوتا چهارتایی وجود داره در روابط که ما هیچ وقت در حد و حدود گذاشتن برای مسائل زندگیمون رعایتش نمیکنیم. من یا با طرف مقابلم اونقدر صمیمی هستم و اونقدر اعتماد دارم که مسائل مختلف زندگیم، اتفاقات روزمره ی مهم و غیرمهمم، تصمیمگیریهام، اتفاقاتی که پیرامونم میوفته و یا حتی اطلاعاتی از دیگر دوست و رفیقهام و حتی شاید خانواده و اقوامم به طرف مقابلم بدم، یا اونقدر صمیمی نیستم و تصمیم میگیرم محافظهکارانهتر برخورد کنم.
در حالت اول، اگر این اعتماد دوطرفه وجود داره و من این دیتاها رو در اختیار طرف مقابلم دارم میذارم، حق دارم که این اعتماد و راحتی رو از طرف مقابلم متوقع باشم.
در حالت دوم، اگر من به هر دلیلی تصمیم گرفتم محافظهکارانه برخورد کنم، حتی اگر محافظهکار بودن بخشی از شخصیت من باشه، باید به این دو دو تا چهارتا معقتد باشم که پس من هم حق ندارم توقع داشته باشم طرف مقابلم دیتای خاصی رو به من منتقل کنه، پس من هم نباید از طرف مقابلم سوال خاصی بپرسم و توقع داشته باشم نه تنها مسائل خصوصی بلکه جزئیات زندگیش رو، روابطش رو، اتفاقاتی که داره براش رقم میخوره و اگر در زندگی من رقم میخورد در اختیار اون قرار نمیدادم، اون در اختیار من قرار بده. اگر من محافظهکار هستم پس قطعا اون هم فهمیده این موضوع رو و قطعا گاردی گرفته نسبت به من در خصوص زندگی و روزمرگیش، پس من باید و باید جوری رفتار کنم که بفهمه این ماجرا دوطرفه خواهد بود و کسی که مطلعتر از زندگی دیگری هست من نیستم، دوطرف اطلاعات یکسانی از هم خواهیم داشت.
پس قبل اینکه سوالی بپرسم از اتفاقی که برای طرف افتاده گاها از خودم بپرسم که آیا من هم اتفاقاتی که داره برام رقم میخوره رو برای اون تعریف میکنم؟، وقتی از خانواده ی اون میخوام سوالی بپرسم به خودم بگم آیا من از خانواده ی خودم به طرف مقابلم گفتم؟ وقتی دوست دارم طرف مقابل دراماهاش رو برای من تعریف کنه به خودم بگم من چقدر در زندگی روزمرهام دراماهایی بوده که برای اون تعریف کردم؟ من راجع به میزان حقوق و پول تو جیبیم به طرف مقابلم گفتم که حالا میخوام بدونم اون چقدر حقوق میگیره؟ من عکسهام رو یا گالریمو به طرف مقابلم نشون دادم که حالا ازش میخوام عکسهاش رو به من نشون بده؟
من تاحالا گوشیمرو، چتهام رو، کانالهام رو، روابط مجازی و غیرمجازیم رو در اخیار اون گذاشتم که حالا ازش میخوام گوشیش رو به من بده؟
همه ی اینا مصادیقی هستن از مفهوم اینکه: اصلا دوست دارم که برای این آدمی که دارم ازش فلان سوال رو میپرسم، جواب این سوال ها رو از زندگی خودم بدم؟ قبلا دادم؟ اگر همین الان همینرو بپرسه درجا و بدونشک میگم؟ و همه ی این حد و حدودها دقیقا همینجا باید مشخص شه.
حتی اگر من درونگرا باشم و طرف مقابلم برونگرا.
حتی اگر من محافظهکار و اصطلاحا "تو دار" و طرف مقابلم کسی که "overshare" میکنه.
حتی اگر من شرایطم جوری باشه که حس کنم نباید اطلاعاتی راجب زندگیم بدم و طرف مقابل رو واجد این شرایط ندونم.
در حالت اول، اگر این اعتماد دوطرفه وجود داره و من این دیتاها رو در اختیار طرف مقابلم دارم میذارم، حق دارم که این اعتماد و راحتی رو از طرف مقابلم متوقع باشم.
در حالت دوم، اگر من به هر دلیلی تصمیم گرفتم محافظهکارانه برخورد کنم، حتی اگر محافظهکار بودن بخشی از شخصیت من باشه، باید به این دو دو تا چهارتا معقتد باشم که پس من هم حق ندارم توقع داشته باشم طرف مقابلم دیتای خاصی رو به من منتقل کنه، پس من هم نباید از طرف مقابلم سوال خاصی بپرسم و توقع داشته باشم نه تنها مسائل خصوصی بلکه جزئیات زندگیش رو، روابطش رو، اتفاقاتی که داره براش رقم میخوره و اگر در زندگی من رقم میخورد در اختیار اون قرار نمیدادم، اون در اختیار من قرار بده. اگر من محافظهکار هستم پس قطعا اون هم فهمیده این موضوع رو و قطعا گاردی گرفته نسبت به من در خصوص زندگی و روزمرگیش، پس من باید و باید جوری رفتار کنم که بفهمه این ماجرا دوطرفه خواهد بود و کسی که مطلعتر از زندگی دیگری هست من نیستم، دوطرف اطلاعات یکسانی از هم خواهیم داشت.
پس قبل اینکه سوالی بپرسم از اتفاقی که برای طرف افتاده گاها از خودم بپرسم که آیا من هم اتفاقاتی که داره برام رقم میخوره رو برای اون تعریف میکنم؟، وقتی از خانواده ی اون میخوام سوالی بپرسم به خودم بگم آیا من از خانواده ی خودم به طرف مقابلم گفتم؟ وقتی دوست دارم طرف مقابل دراماهاش رو برای من تعریف کنه به خودم بگم من چقدر در زندگی روزمرهام دراماهایی بوده که برای اون تعریف کردم؟ من راجع به میزان حقوق و پول تو جیبیم به طرف مقابلم گفتم که حالا میخوام بدونم اون چقدر حقوق میگیره؟ من عکسهام رو یا گالریمو به طرف مقابلم نشون دادم که حالا ازش میخوام عکسهاش رو به من نشون بده؟
من تاحالا گوشیمرو، چتهام رو، کانالهام رو، روابط مجازی و غیرمجازیم رو در اخیار اون گذاشتم که حالا ازش میخوام گوشیش رو به من بده؟
همه ی اینا مصادیقی هستن از مفهوم اینکه: اصلا دوست دارم که برای این آدمی که دارم ازش فلان سوال رو میپرسم، جواب این سوال ها رو از زندگی خودم بدم؟ قبلا دادم؟ اگر همین الان همینرو بپرسه درجا و بدونشک میگم؟ و همه ی این حد و حدودها دقیقا همینجا باید مشخص شه.
حتی اگر من درونگرا باشم و طرف مقابلم برونگرا.
حتی اگر من محافظهکار و اصطلاحا "تو دار" و طرف مقابلم کسی که "overshare" میکنه.
حتی اگر من شرایطم جوری باشه که حس کنم نباید اطلاعاتی راجب زندگیم بدم و طرف مقابل رو واجد این شرایط ندونم.
هی یادم میاد به اینکه آمریکا از شورای حقوق بشر خارج شد چونکه معتقد بود این شورا سیاست های آمریکاستیزانه رو دنبال میکنه و اینطوری میشم که وا.
Forwarded from محمد سهرابی (معنی زنجانی) (M 315)
به گستاخی غم هرگز ندیدم میهمانی را
اگر با گریه بیرونش کنم با ناله می آید
.
#معنی_زنجانی
@sohrabimohammad
اگر با گریه بیرونش کنم با ناله می آید
.
#معنی_زنجانی
@sohrabimohammad
RegaPlus
امروز روز جهانی اورتینکرهاست.
چاوشی بهش میگه "صداهایبلندِتویسَر"
-کوچ میکنم به خاطراتِتو، از صداهای بلندِ تو سرم- و خب با هر اسمی بر ما مبارک.
-کوچ میکنم به خاطراتِتو، از صداهای بلندِ تو سرم- و خب با هر اسمی بر ما مبارک.