This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
_ صبحی که بتابد به دلم روی چو ماهت
آن صبح به کام من و دل باشد و دنیا _
آن صبح به کام من و دل باشد و دنیا _
Sarve Kharaman
Alireza Ghorbani
از چشمِ من بیرون مشو،
ای شعله ی تابانِ من/
ای شعله ی تابانِ من/
زود تند سریع، لینک بهخوانهاتون رو بفرستید برام که خیلی عقبیم.
[نفرستید ناناعت میشم.]
@im_faash1bot
[نفرستید ناناعت میشم.]
@im_faash1bot
۰۵/۷/۷
تماماً "همکارِآینده" و "معلمِجوان" بودم.
تماماً با نیشی باز به تک به تک دانشآموز هایی که ازم پرسیدن: خانوم، شما قراره معلم بشین؟
جوابِ بله دادم.
چمیدونم، هر چی که بود فراتر از یه کارورزی معمولی و فرمالیته برای پر کردن کارتکس بود.
تماماً "همکارِآینده" و "معلمِجوان" بودم.
تماماً با نیشی باز به تک به تک دانشآموز هایی که ازم پرسیدن: خانوم، شما قراره معلم بشین؟
جوابِ بله دادم.
چمیدونم، هر چی که بود فراتر از یه کارورزی معمولی و فرمالیته برای پر کردن کارتکس بود.
خب بخش فانتزی و قشنگش بسه.
حالا میرم با گریه گزارششو بنویسم و تحویل استاد راهنمایی بدم که هر کی میفهمه باهاش برداشتم میگه: خدا برسه به دادت، کاری سرت بیاره اسمت بره از یادت.
حالا میرم با گریه گزارششو بنویسم و تحویل استاد راهنمایی بدم که هر کی میفهمه باهاش برداشتم میگه: خدا برسه به دادت، کاری سرت بیاره اسمت بره از یادت.