فآش
100 subscribers
876 photos
72 videos
4 files
42 links
قبل از هر چیزی،خاله فاطیما؛
مُعاونَک:(معاونِ‌صغیر)؛
در حالِ تلاش برای فآش کردنِ احساسات؛
در نهایت مخاطب همه چیز در اینجا خودمم.
شناس:
@im_faash1bot
ناشناس:
https://t.me/HarfChatBot?start=f77dd1a47a57
Download Telegram
سلام خونه :)
Forwarded from فازِ سوّم
Del Tanha
ONEDAM
فازِ سوّم
ONEDAM – Del Tanha
چون چند دقیقه بعد اینکه توی ماشینش پلی شد، اشکام ریخت.
فازِ سوّم
ONEDAM – Del Tanha
Range Mesi
ONEDAM
چشمام به راهت خشکیده.
سلام.قول داده بودم که بنویسم پس مینویسم.
جلد دومِ "آتشِ‌بدون‌دود" هم رو به اتمامه. هی میخونم و به خودم میگم چقدر عمرم کمه و کتاب نخونده دارم،انگار عادتمه که در هر حالتی به خودم بقبولونم یه چیزی کافی نیست،مثل عمرِ من.
القصه که عشقِ عجیب و غریبِ گالان و سولماز که آتیشِ این داستان بود دیگه توی جلد دوم خیلی چیزی ازش نمونده. نمیدونم..شاید عشقِ توی دنیای انسان های درگیر عشق هم همینطور باشه. شاید یه روزی همون گدازه های بلند و هولناک تبدیل بشه به یه دود ملایم که از خاکستر بلند میشه و به رهگذر ها اگر از روابط علی‌ و معلولی چیزی بدونن،میگه که یه زمانی اینجا آتیشی بلند بوده. اصلا چی دارم میگم؟ من و چه به حرف زدن راجع به عشق؟ من که عاشق خوبی نیستم. عاشق مطیعه،حال دلش خوشه چه با وصل و چه هجرون،عاشق مجذوب و مقلوبه. چیزی که منِ سرکِش  و باری‌به‌هرجهت نیستم. ولی خب الحق که خوش معشوقی دارم. خیلی بهش میگما..خیلی.
با اینکه عاشق خوبی نیستم ولی خب هیچ وقت منو پس نمیزنه. همش بهش میگم نکنه ازم خسته شی؟ ولی زود میگم نه بابا فکر نکنم.. آخه هر چی من عاشقی بلد نیستم اون بلده،خیلیم بلده.معلومه که خسته نشده و نمیشه. ولی من زیاد رها شدم قبلا،بدعادت شدم.
همش میگم نکنه تو هم..؟ زبونم لال..؟ شاید..؟
بسه.با فکرش میمیرم.
دلم برای ناشناس اینجا تنگ شده واقعا.
بگید فقط.
Forwarded from فآش (ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ)
حالو‌ دنیا اینقده نامردی در حقمون کِرد...
Forwarded from فآش (ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ)
فآش
حاج محمود کریمی – بخش سوم - زمینه (حالو دنیا انقده نامردی در حقّمون کرد)
ها علی‌اصغر، غربتِ بابا حسینت مارِ هم بیچاره کِرد..
به امرِ هیچ مسئولی به خیابان نیامدیم که با امرِ مسئولی به خانه برگردیم. علی‌الاصول "اون میگه کِی ماها میریم به خونه"
توییتر مارو هم داشته باشید دیگه.
https://x.com/im_faash1
این ماند از خردادِ ۰۵/
نشستم تا دمِ صبحِ قیومت
قیومت اومد و یارُم نیومد؛
ولی من به کرمِ شما امید دارم. شاید اون روزی که دیگه همه درها بسته شد، از کرم منت بگذاری و پایین نامه رو امضا کنی و مثل آقازاده‌ات،خونِ ما رو برای برادر بخری. خلاصه که پدرِ" اهلی‌من‌العسل" به کامِ ما هم عسل بذار.
ما به عزای پسرت آمدیم، به عزای ما بیا؛
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آنقدر که غمت شیرین بود،پیشِ مردمان جار زدیم.
Forwarded from فآش (ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ)
با زندگیِ بسته به مویی،میدان رفت
با گردنِ بسته به مویی،برگشت‌...
قفلی این شباتون چیه؟
Forwarded from فآش (ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ)
بخش پنجم - واحد (می‌گیرم از چشمام اشکارو)
حاج محمود کریمی
جوونیمون‌مثلِ‌‌جوونت‌،
فقط‌برای‌«تو‌‌»طی‌نشد.
کاش‌‌حداقل‌مثلِ‌جوونت‌
پیش‌ِخودت‌ببریمون.
«حسین‌جان»