فآش
98 subscribers
864 photos
72 videos
4 files
42 links
قبل از هر چیزی،خاله فاطیما؛
مُعاونَک:(معاونِ‌صغیر)؛
در حالِ تلاش برای فآش کردنِ احساسات؛
در نهایت مخاطب همه چیز در اینجا خودمم.
شناس:
@im_faash1bot
ناشناس:
https://t.me/HarfChatBot?start=f77dd1a47a57
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرم‌خاکیِ‌کوچولو
دیر‌میفهمی‌بهترین‌روزهای‌عمرت‌بود.
نه‌دروغی‌،نه‌کبر‌،نه‌غضبی..
لینک دانلود یک عدد کرم خاکی لطفا.
Forwarded from فازِ سوّم
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی‌ نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبُد هیچ خِلَل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
شب های جمعه
حسین ستوده
با حالِ «شب‌های‌جمعه» شنیده شود.
Forwarded from ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ
یعنی مودی تر از آب و هوای قم قطعا خوده آب و هوای قمه.
Forwarded from ᶠᵃᵗⁱᵐᵃ
الان که بیشتر فکر میکنم میبینم مودی تر از آب و هوای قم قطعا مردم قم هستن.👩🏻‍🦯
مهرتایید:
فآش
آرامش درونم وصله به نشونه ها
یهو وسط پیاده روی و حرفامون وایمیسم.
برمیگرده میگه چرا وایسادی؟
میگم یادته به حضرت زهرا گفتیم فلان چی؟
میگه آره...
میگم یادته گفتیم تا کِی؟
انگار همه چیز یادش میاد
با تعجب میگه گفتیم تا فلان موقع؟
میگم آره..
میگه دیدی میشنون؟
میگم آره...
مطمئنم که منو میشنوین...آره...
در روندی فرسایشی غوطه ورم.
خوندنِ ده بار هر صفحه از کتاب و نفهمیدنش.
جمع کردن وسایل و پخش تر شدنش.
فراموش کردن و نشدنش.
تلاش برای مفید بودن و نبودنش.
به درودیوار زدن برای استمرار داشتن و نداشتنش.
کنترل اضطراب،خشم،غم،ناامیدی و کنترل نداشتنش‌.
مدام پا گذاشتن روی دل و نفس و پانذاشتنش‌.
موفق نشدنش،موفق نشدنش،موفق نشدنش...
چمیدونم والا.خداروچه‌دیدی؟
اگر تا امشب حقوقارو نریختن میتونید روی دوتا کلیه ی +o حساب کنید.
فروردینِ‌چهارصدوچهار.
تو از تمام فروردین های زندگیم متفاوت تر بودی.
نمیدونم...ولی...خوب شد که بودی..
یادآورِ خوبی ها باش✨
تا اینجای کار اصل کاری اون چنلیه که میشه راحت داخلش همه چیز نوشت.
عه؟دارم به اینجا حس ناکافی بودن میدم؟
در این موقعیت چی کافیه که اینجا باشه؟
خداحافظ ماهِ خوبم.
۱ اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدیه پس یه فال حافظ میگیریم.
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن

بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ را
چون شیشه‌هایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن

اَیّامِ گُل چو عمر، به رفتن، شتاب کرد
ساقی به دورِ بادهٔ گلگون، شتاب کُن

بُگْشا به شیوه، نرگسِ پُرخوابِ مست را
وز رَشک، چَشمِ نرگسِ رَعنا به خواب کن

بویِ بنفشه بشنو و زُلْفِ نگار گیر
بِنْگَر به رنگِ لاله و عَزْمِ شراب کُن

زآن جا که رسم و عادتِ عاشق‌کشی توست
با دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن

همچون حُباب، دیده به رویِ قَدَح گُشای
وین خانه را قیاسِ اساس از حُباب کُن

حافظ وِصال می‌طَلَبَد از رهِ دُعا
یا رب! دعایِ خسته‌دلان، مُسْتَجاب کُن
یه روز به خودت میای میبینی انقدر دور شده و انقدر نیستش که عکساشو که میبینی حس میکنی ریز جزئیات چهره اش تازه داره یادت میاد.
‏پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
‏جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

ـ سعدی