𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
2.26K subscribers
535 photos
68 videos
5 files
2.45K links
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس می‌کنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا می‌رویم تکه‌هایی از خودمان را جا می‌گذاریم. 😮‍💨

— سايمون ون بوی / وهم جدایی




ART: A Real Talent
Download Telegram
Forwarded from ماهبُد
توجیه‌کردن یک اشتباه، اشتباه‌تر از اون اشتباهه.
👌22👏5
می‌گویند زیاد فحش می‌دهی، یعنی چه؟

برای آن‌هایی که زندگی‌ام را به گُه کشیده‌اند شعر بنویسم؟

— بوکوفسکی ☺️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌28🥴9👏64🗿1
Forwarded from • رایمون
بیست‌وپنج سالشه. اسمش محمدرضاست. اولین بیمارِ بخش آندوسکوپی. هشت صبح. اونقدر قلیون کشیده و سرفه‌های طولانی و شدیدی داره که انگار همین الان قراره روده و معده‌ش از دهنش بزنه بیرون. دست چپش رو با تتوهای مختلفی پلمپ کرده. ریش بلندِ بوری داره با چشم‌های سبز. معده‌ش چند روزه به هم ریخته و قراره آندوسکوپی شه. دوز داروی بیهوشی‌ای که می‌گیره از حد معمول بیشتره. مخدرهایی که مصرف کرده باعث شدن داروها روی بدن‌ش اثر کمتری بذارن. دوز رو بالا می‌بریم. بیهوش می‌شه. بعد از آندوسکوپی، وقتی بیدار شد و لباس‌هاش رو عوض کرد، زنگ زد به رفیق‌ش. خبر داد که اومده بیمارستان و انگاری رفیقش گفته بود که چرا نگفتی ما باهات بیایم، که جواب داده بود خانواده باهاش هستن. تلفن‌ش رو که قطع کرد زنگ زد به مادرش. خبر داد که اومده بیمارستان و انگاری خانواده‌ش پرسیده بودن که چرا نگفتی ما باهات بیایم، که جواب داده بود رفیق‌هاش باهاش هستن. روی صندلی کناری‌ش نشسته بودم. تلفن رو که قطع کرد خندید و گفت به مامان بابام گفتم رفیقام هستن، به رفیقام گفتم مامان بابام هستن. ازش پرسیدم خب چرا نگفتی یکی باهات بیاد؟ گفت صبح زود بود و همه خواب بودن. نخواستم بیدارشون کنم.
💔4310👌5🥴4🆒4👍1
بعضی آدم‌ها باعث می‌شوند که خنده شما کمی بلندتر، لبخندتان کمی درخشان‌تر و زندگی‌تان کمی بهتر شود.

سعی کنید یکی از این آدم‌ها باشید :)

— گراهام گرین

𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞…🛁 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐛𝐨𝐨𝐤…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2311💔2
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
‏نقاشی شام آخر لئوناردو داوینچی که بر اساس کتاب یوحنا، باب ۱۳ و آیه ۲۱ کشیده شده است.

‏این آیه می‌گوید:
‏آمین، آمین، به شما می‌گویم، یکی از شما مرا تسلیم دشمن خواهد کرد.

‏این نقاشی در سالن غذا خوری صومعه سانتا ماریا دله گرتزیه در شهر میلان است.
👌6👏2🆒2
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
‏این نقاشی در سال ۱۴۹۵ شروع شده و در ۳ سال داوینچی آن‌را به پایان می‌رساند.

‏برانگیختگی و تعجب ۱۲ حواریون‌رو در تصویر مشاهده می‌کنید.

‏به دست‌های مسیح توجه کنید، دست چپ باز و دست راستش در حال برداشتن چیزی است که شاید همان جامی باشد که نیست!
🆒51
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
دن براون در کتاب کُد داوینچی می‌گوید یک تن از ۱۲ حواریون زن است. ‏که نام او مریم مجدلیه است. (‏همونی که توی تابلو در سمت راست عیسی قرار گرفته و حالت سر‌ و بدنش با عیسی حالت قرینه دارد.)

‏لباس‌های این زن، دقیقاً متضاد عیسی است.
‏بین عیسی و این زن حرف V تشکیل شده که نماد زن است.
🆒3👌1
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
ترکیبی بین عیسی و مریم مجدلیه قرار می‌گیره، حرف M به معنی marriage به معنی ازدواج است.

یعنی همان چیزی که برای روحانیون مسیحی، طبق تعالیم مسیحیت دوران داوینچی حرام است.

‏اگر مریم مجدلیه رو جابجا کنیم می‌بینیم تصویر کاملاً مکمل همدیگه است و یک بچه که در تصویر پنهان شده.
👏3🆒2
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
‏حالت سر و بدن مریم مجدلیه و عیسی رو اگه توجه کنید، بچه‌ای که توی تصویره رو در آغوششون بزارید، متوجه می‌شید که تمام حالت بدن و سر و مکمل بودن لباس و کنار هم قرار گرفتن برای توجه به نوزاده که نشانگر مهر و محبت مسیح به نوزاده.
‏که بعضی تعابیر می‌گن، مریم مجدلیه زن عیسی مسیحه!
🆒21👌1
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
‏از چپ: بارتولومئو - یعقوب پسر حلفا (سنت جیمز کوچک) - آندریاس قدیس

به دستان آندریاس توجه کنید، انگار به نشانه تسلیم و انکار دستانش را بالا برده است که عدد ۱۰ را نشان می‌دهد که در فرهنگ مسیحیت و دین یهود و درخت زندگی به معنی خدا است.
👏2🆒2
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Photo
‏به ترتیب سرهای قرار گرفته از چپ (یهودا - سنت پیتر (پطرس) - یوحنا( مریم مجدلیه))

‏سنت پیتر (پطرس) با دستی بر شانه مریم مجدلیه، انگار به حالت تهدید دارد چیزی را متذکر می‌شد!

‏در تصویر، یهودا در دست راستش یک کیسه طلا مشاهده می‌شود.
👌2🆒2