This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خودم میپرسم: دوزخ چیست؟
و چنین پاسخ میدهم: رنج ناتوان بودن از عشق ورزیدن.
و چنین پاسخ میدهم: رنج ناتوان بودن از عشق ورزیدن.
حس میکنم از یه سنی به بعد دیگه حوصله گرفتن وایب منفی از آدمای دورتو نداری، دیگه به این فک نمیکنی رفیقمه کلی خاطره داریم، یا حتی بهش احتیاج دارم فلان جا، انگاری ظرفیت ملاحظه کردنت پر شده، بدون توضیح کنار میذاری و عموما میشی آدم بده، ولی اکی عه .
داشتم فک میکردم ک چقد هیچکی با من نیست
دورم پر ادمه ولی انگار هیچ کدومشون با من نیستن
یه چن روزه این صدای مریض تو سرم بیدار شده دلم میخواد دست بندازم دهنشو جر بدم بگم خفشو روانی داری مریضم میکنی
اینا حالتای افسردگی ک نیست نه؟!
خودم فک میکنم این وسواس فکری داره پدرمو درمیاره
این ک هر کاری ک میکنم درست باشه هر حرفی ک میزنم اوکی باشه هر رفتاری ک نشون میدم مناسب باشه میدونی خسته شدم از بس خواستم ک همش کامل باشم واقعا من اینو نمیخوام من فقط میخوام قابل تحمل باشم همین
تا حالا شده با یکی حرف بزنی بعدش ک رفت با خودت بگی نکنه ب زور داشت تحملم میکرد من این جوری نبودم اصن
واقعا نمیدونم چ مرگم شده اصن واسه چی دارم اینارو اینجا مینویسم فقط میدونم ک اگ ب هر کدوم از اون ادمای دورو اطرافم بگم بعدش پشیمون میشم بعدش نگران میشم ک نکنه تو دعوا همینارو بروم بیارن میدونی این چیزاست ک بده
من همیشه از ضعیف بودم متنفر بودم
و متاسفانه به همون اندازه ک نشون میدادم ادم قویم خیلی ضعیف بودم:)))
دورم پر ادمه ولی انگار هیچ کدومشون با من نیستن
یه چن روزه این صدای مریض تو سرم بیدار شده دلم میخواد دست بندازم دهنشو جر بدم بگم خفشو روانی داری مریضم میکنی
اینا حالتای افسردگی ک نیست نه؟!
خودم فک میکنم این وسواس فکری داره پدرمو درمیاره
این ک هر کاری ک میکنم درست باشه هر حرفی ک میزنم اوکی باشه هر رفتاری ک نشون میدم مناسب باشه میدونی خسته شدم از بس خواستم ک همش کامل باشم واقعا من اینو نمیخوام من فقط میخوام قابل تحمل باشم همین
تا حالا شده با یکی حرف بزنی بعدش ک رفت با خودت بگی نکنه ب زور داشت تحملم میکرد من این جوری نبودم اصن
واقعا نمیدونم چ مرگم شده اصن واسه چی دارم اینارو اینجا مینویسم فقط میدونم ک اگ ب هر کدوم از اون ادمای دورو اطرافم بگم بعدش پشیمون میشم بعدش نگران میشم ک نکنه تو دعوا همینارو بروم بیارن میدونی این چیزاست ک بده
من همیشه از ضعیف بودم متنفر بودم
و متاسفانه به همون اندازه ک نشون میدادم ادم قویم خیلی ضعیف بودم:)))