📝بر خوانِ کریم
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹کتاب «نشان حُسن» از آن کتابهای درست و حسابیست که مخاطب کاربلد و داستان شنیده را هم مینشاند پای مطالعه. خانم «لیلا مهدوی» کتابی نوشته با چند راوی و حول چندین شخصیت از زمانه امام حسین علیهالسلام که همهشان هم شناخته شده و آشنا هستند. خانم نویسنده رفته است سراغ اولاد حضرت مجتبی علیهالسلام و روایت آنها را از پیش از حرکت کاروان حضرت حسین علیهالسلام از مدینه به سمت مکه روایت کرده است. روایت زندگی حضرات ابنالحسن علیهلسلام را در نشان حسن میتوانید بخوانید و مهمان سفره حضرات بشوید.
🔹در این چالش نویسنده باید داستانی را بنویسد که مخاطب همهاش را میداند. اصلا از هرجایش بنویسد مخاطب نه تنها آن داستان را میداند که داستان را از زوایای دیگر هم بلد است. بدتر اینکه داستان را خشک و خالی و تنها هم نخوانده است. داستان را با صدای آدمهای خوش صدایی که سالها تمرین کردهاند، در بین جمعی از عشّاق شنیده، موقع ورودش به حلقه وصل مقدمش را گرامی داشتهاند و تکریمش کردهاند...
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹کتاب «نشان حُسن» از آن کتابهای درست و حسابیست که مخاطب کاربلد و داستان شنیده را هم مینشاند پای مطالعه. خانم «لیلا مهدوی» کتابی نوشته با چند راوی و حول چندین شخصیت از زمانه امام حسین علیهالسلام که همهشان هم شناخته شده و آشنا هستند. خانم نویسنده رفته است سراغ اولاد حضرت مجتبی علیهالسلام و روایت آنها را از پیش از حرکت کاروان حضرت حسین علیهالسلام از مدینه به سمت مکه روایت کرده است. روایت زندگی حضرات ابنالحسن علیهلسلام را در نشان حسن میتوانید بخوانید و مهمان سفره حضرات بشوید.
🔹در این چالش نویسنده باید داستانی را بنویسد که مخاطب همهاش را میداند. اصلا از هرجایش بنویسد مخاطب نه تنها آن داستان را میداند که داستان را از زوایای دیگر هم بلد است. بدتر اینکه داستان را خشک و خالی و تنها هم نخوانده است. داستان را با صدای آدمهای خوش صدایی که سالها تمرین کردهاند، در بین جمعی از عشّاق شنیده، موقع ورودش به حلقه وصل مقدمش را گرامی داشتهاند و تکریمش کردهاند...
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝واکسیناسیون را جدی بگیرید!
🖌#احمد_تقی_خانی نوشت:
🔹مهمترین دلیل برای اینکه کتاب نخوانیم این است که کتاب و کتابخوانی فکرمان را مشغول میکند! به قول معروف «فکری میشویم» و «میرویم توی فکر»! کاربرد واژه «فکر» در این دو تعبیر مرسوم بین مردم نه در وجه مثبت که در وجه منفی آن و بهمعنای مشغله و درگیری ذهنی است. زیاد دیدهایم به محض اینکه به کسی فکر فرو میرود، به او میگویند: «فلانی تو فکری!» یا اگر فضول نباشند و کمی مهربان باشند، میگویند: «فلانی نبینم تو فکر باشی!» یا در گزارش فردی که سکوت کرده و در حال تأمل است، میگویند: «فلانی رفته تو فکر!» خب طبیعی است که منظورشان فکر بد و بد فکر کردن است و حرفشان این نیست که اصلاً نباید فکر کرد و همین فکر منفی میتواند دلیلی باشد برای اینکه کتاب نخوانیم.
🔹فکری شدن هم آنقدرها هم که فکرش را میکنیم بد نیست و میتواند خیلی آیندهنگرانه و پیشگیرانه باشد. پس این دلیل کتاب نخواندن هم کشک! برویم سراغ دلایل جدیتر و تا زمانی که دلیلی نیافتهایم برویم و جای این خوشحالبازیها، کتاب بخوانیم که واکسنِ غمگین امروز به از بیماری سنگین فردا.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#احمد_تقی_خانی نوشت:
🔹مهمترین دلیل برای اینکه کتاب نخوانیم این است که کتاب و کتابخوانی فکرمان را مشغول میکند! به قول معروف «فکری میشویم» و «میرویم توی فکر»! کاربرد واژه «فکر» در این دو تعبیر مرسوم بین مردم نه در وجه مثبت که در وجه منفی آن و بهمعنای مشغله و درگیری ذهنی است. زیاد دیدهایم به محض اینکه به کسی فکر فرو میرود، به او میگویند: «فلانی تو فکری!» یا اگر فضول نباشند و کمی مهربان باشند، میگویند: «فلانی نبینم تو فکر باشی!» یا در گزارش فردی که سکوت کرده و در حال تأمل است، میگویند: «فلانی رفته تو فکر!» خب طبیعی است که منظورشان فکر بد و بد فکر کردن است و حرفشان این نیست که اصلاً نباید فکر کرد و همین فکر منفی میتواند دلیلی باشد برای اینکه کتاب نخوانیم.
🔹فکری شدن هم آنقدرها هم که فکرش را میکنیم بد نیست و میتواند خیلی آیندهنگرانه و پیشگیرانه باشد. پس این دلیل کتاب نخواندن هم کشک! برویم سراغ دلایل جدیتر و تا زمانی که دلیلی نیافتهایم برویم و جای این خوشحالبازیها، کتاب بخوانیم که واکسنِ غمگین امروز به از بیماری سنگین فردا.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝تو را میشناسم ای شبگرد عاشق…
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹واروژ هاخباندیان مشهور به «واروژان» نامی است که با بسیاری از قطعات ماندگار موسیقی پاپ فارسی همنشین است ولی چون پیش از پیروزی انقلاب از دنیا رفته، طبیعتا نامی از او نیست، زیرا کسی نیست که مصاحبه کند و جنجال درست کند تا بیشتر دیده شود. او در ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ در وضعیتی که شبیه به زیست هنریاش بوده از دنیا رفته تا امروز تبدیل به نامی ناآشنا در دنیای موسیقی پاپ فارسی باشد و جز عدهای که در این عرصه فعالیت حرفهای دارند مخاطبان نام و یادی از او در خاطر نداشته باشند.
🔹این کتاب روال رشد و حرکت او و تنگناهایی که فعالیت هنری در ایران زمان پهلوی داشته را به خوبی نشان میدهد. مسیری که با سختی طی شد تا امروز از اسمی به نام «واروژان» یاد کنیم. عصاران در این کتاب هرجا نقلها و خاطرات دارای اشتباه یا سهو لسان است، در پاورقی تذکر میدهد و از این حیث باید گفت با کتابی مستند و دقیق روبهرو هستیم و همانطور که گفته شد نویسنده فقط و فقط ترسیم چهره یک هنرمند را در نظر داشته و نه چیز دیگر!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹واروژ هاخباندیان مشهور به «واروژان» نامی است که با بسیاری از قطعات ماندگار موسیقی پاپ فارسی همنشین است ولی چون پیش از پیروزی انقلاب از دنیا رفته، طبیعتا نامی از او نیست، زیرا کسی نیست که مصاحبه کند و جنجال درست کند تا بیشتر دیده شود. او در ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ در وضعیتی که شبیه به زیست هنریاش بوده از دنیا رفته تا امروز تبدیل به نامی ناآشنا در دنیای موسیقی پاپ فارسی باشد و جز عدهای که در این عرصه فعالیت حرفهای دارند مخاطبان نام و یادی از او در خاطر نداشته باشند.
🔹این کتاب روال رشد و حرکت او و تنگناهایی که فعالیت هنری در ایران زمان پهلوی داشته را به خوبی نشان میدهد. مسیری که با سختی طی شد تا امروز از اسمی به نام «واروژان» یاد کنیم. عصاران در این کتاب هرجا نقلها و خاطرات دارای اشتباه یا سهو لسان است، در پاورقی تذکر میدهد و از این حیث باید گفت با کتابی مستند و دقیق روبهرو هستیم و همانطور که گفته شد نویسنده فقط و فقط ترسیم چهره یک هنرمند را در نظر داشته و نه چیز دیگر!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝متفاوت، خیالانگیز و آموزنده
🖌نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹به طور کلی بچهها شنیدن داستان را دوست دارند. بیشتر داستانهای مخصوص کودکان هم علاوه بر جذابیت، آموزنده نیز هستند و باعث تقویت قوه تخیل و تصور کودک میشوند. داستانهای زندگی پیامبران هم از این قاعده مستثنی نیستند. بچهها به دلیل فطرت پاکی که دارند، از شنیدن احسن القصص که قصههای قرآنی هستند، لذت خواهند برد. اما آنچه باید همواره مورد توجه نویسندگان کودک قرار بگیرد این است که این قصهها باید در لفظ و روایت، متناسب با سن کودک بیان شود تا بتواند کارکرد حقیقی و مطلوب خودش را داشته باشد.
🔹پیامبرانی که در مجموعه «پیامبران و قصههایشان» با زندگی آنها آشنا میشویم عبارتند از: آدم و حوا، هابیل و قابیل، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، لوط، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی، الیاس ، یونس، داوود، سلیمان، زکریا، یحیی، خضر، ذوالکفل، عزیر، عیسی و پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹به طور کلی بچهها شنیدن داستان را دوست دارند. بیشتر داستانهای مخصوص کودکان هم علاوه بر جذابیت، آموزنده نیز هستند و باعث تقویت قوه تخیل و تصور کودک میشوند. داستانهای زندگی پیامبران هم از این قاعده مستثنی نیستند. بچهها به دلیل فطرت پاکی که دارند، از شنیدن احسن القصص که قصههای قرآنی هستند، لذت خواهند برد. اما آنچه باید همواره مورد توجه نویسندگان کودک قرار بگیرد این است که این قصهها باید در لفظ و روایت، متناسب با سن کودک بیان شود تا بتواند کارکرد حقیقی و مطلوب خودش را داشته باشد.
🔹پیامبرانی که در مجموعه «پیامبران و قصههایشان» با زندگی آنها آشنا میشویم عبارتند از: آدم و حوا، هابیل و قابیل، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، لوط، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی، الیاس ، یونس، داوود، سلیمان، زکریا، یحیی، خضر، ذوالکفل، عزیر، عیسی و پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝آب، نان، آواز
🖌#زینب_مرزوقی نوشت:
🔹اگر بگویم موسیقی در خوزستان کنار نان و آب جزئی از زندگی روزمره است نه گزاف گفتهام و نه غلو کردهام؛ اصلا تصور ساحل کارون و نخلستانها هم بدون صدای دف و نی و سنتور امکان پذیر نیست. حتی در میان خوزستانیها این نقل معروف است که خوزستانیها یکی در میان یا شعر میدانند یا آواز. از سمت شهرهای عربنشین خوزستان که گذر کنیم میبینیم که از شدت قرابت و نزدیکی به سازهای رباب، سنتور و دمام سبکهای معروف علوانیه، عتاب، ابوطلگه و بسته، شعر و لحنی عربی متولد کردهاند.
🔹موسیقی شوشتری نیز دستگاه جداگانه، مقام و تصنیف خاص خود را دارد و اصالتش به قدمت تمدن شوشتر است. هنوز که هنوز است ترانه «امشو شو میلاد امام شیعیونه» که از ترانههای قدیمی سبک شوشتری در نیمه شعبان است میان مردم شوشتر محبوبیت دارد و کمتر کسی پیدا میشود که کلمات و ریتم این آواز را نداند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_مرزوقی نوشت:
🔹اگر بگویم موسیقی در خوزستان کنار نان و آب جزئی از زندگی روزمره است نه گزاف گفتهام و نه غلو کردهام؛ اصلا تصور ساحل کارون و نخلستانها هم بدون صدای دف و نی و سنتور امکان پذیر نیست. حتی در میان خوزستانیها این نقل معروف است که خوزستانیها یکی در میان یا شعر میدانند یا آواز. از سمت شهرهای عربنشین خوزستان که گذر کنیم میبینیم که از شدت قرابت و نزدیکی به سازهای رباب، سنتور و دمام سبکهای معروف علوانیه، عتاب، ابوطلگه و بسته، شعر و لحنی عربی متولد کردهاند.
🔹موسیقی شوشتری نیز دستگاه جداگانه، مقام و تصنیف خاص خود را دارد و اصالتش به قدمت تمدن شوشتر است. هنوز که هنوز است ترانه «امشو شو میلاد امام شیعیونه» که از ترانههای قدیمی سبک شوشتری در نیمه شعبان است میان مردم شوشتر محبوبیت دارد و کمتر کسی پیدا میشود که کلمات و ریتم این آواز را نداند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝روی صندلیِ داستاننویس
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹پرده جادو، این لقبی است که به پرده نقرهای سینما و به طور کلی سینما دادهاند تا نمایانگر جایگاه آن در ذهن مخاطبان باشد. سینمایی که در ابتدا با موج وحشت بسیار زیاد مخاطبان روبهرو شد ولی به مرور تبدیل به محیطی برای تفریح و گذران اوقات فراغت افراد شد. در مرور خاطرات سینمایی افراد مختلف میبینیم که سینما شگفتانگیزترین مکانی بوده که در کودکی و نوجوانی پا به آنجا گذاشتهاند و آن را تجربه کردهاند.
🔹افرادی که میخواهیم از آنها نام ببریم از چهرههای مطرح سینما و برخی حتی از بزرگان سینمای ایران هستند. کسانی که در روزهای اوجشان مردم برای تماشای فیلمهای آنها در سرما و گرما مقابل سینماها صف میکشیدند تا بتوانند آثارشان را تماشا کنند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹پرده جادو، این لقبی است که به پرده نقرهای سینما و به طور کلی سینما دادهاند تا نمایانگر جایگاه آن در ذهن مخاطبان باشد. سینمایی که در ابتدا با موج وحشت بسیار زیاد مخاطبان روبهرو شد ولی به مرور تبدیل به محیطی برای تفریح و گذران اوقات فراغت افراد شد. در مرور خاطرات سینمایی افراد مختلف میبینیم که سینما شگفتانگیزترین مکانی بوده که در کودکی و نوجوانی پا به آنجا گذاشتهاند و آن را تجربه کردهاند.
🔹افرادی که میخواهیم از آنها نام ببریم از چهرههای مطرح سینما و برخی حتی از بزرگان سینمای ایران هستند. کسانی که در روزهای اوجشان مردم برای تماشای فیلمهای آنها در سرما و گرما مقابل سینماها صف میکشیدند تا بتوانند آثارشان را تماشا کنند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝گرسنهها از پروانهها نمینویسند!
🖌#سعیده_ملایی نوشت:
🔹از قدیم گفتهاند تاریخ را فاتحان مینویسند اما باید گفت گاهی قلم یک نویسنده رنجدیده و به استضعاف کشیده شده، مانند محمد شکری میتواند تمام معادلات فاتحان را بر هم بریزد و با ماهیت افشاگرانه، نسلهای بعدی را به حقیقتی رهنمون کند که در کتابهای تاریخ پیدا نمیشود.
یکی از منتقدان عرب درباره سبک خاص او در نوشتن و در اشاره به تلخی و گزندگی قلمش میگوید: «محمد شکری با تیغ مینویسد.»
🔹این رمان تراژدی انسانی است که فقر او را به حقارتبارترین شرایط زندگی سوق داده است. کشوری که زیر چکمه استعمار اسپانیا خفه میشود و علاوه بر فقر و گرسنگی، جهل نیز در آن بیداد میکند؛ مردم برای حل مشکلات خود در گورستانها شمع روشن میکنند و یا برای درمان بیماریهایشان به خرافات پناه میبرند و خون مینوشند زیرا این تنها راهحلهایی است که حکومت ناکارآمد وابسته به استعمار پیش روی آنها قرار داده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#سعیده_ملایی نوشت:
🔹از قدیم گفتهاند تاریخ را فاتحان مینویسند اما باید گفت گاهی قلم یک نویسنده رنجدیده و به استضعاف کشیده شده، مانند محمد شکری میتواند تمام معادلات فاتحان را بر هم بریزد و با ماهیت افشاگرانه، نسلهای بعدی را به حقیقتی رهنمون کند که در کتابهای تاریخ پیدا نمیشود.
یکی از منتقدان عرب درباره سبک خاص او در نوشتن و در اشاره به تلخی و گزندگی قلمش میگوید: «محمد شکری با تیغ مینویسد.»
🔹این رمان تراژدی انسانی است که فقر او را به حقارتبارترین شرایط زندگی سوق داده است. کشوری که زیر چکمه استعمار اسپانیا خفه میشود و علاوه بر فقر و گرسنگی، جهل نیز در آن بیداد میکند؛ مردم برای حل مشکلات خود در گورستانها شمع روشن میکنند و یا برای درمان بیماریهایشان به خرافات پناه میبرند و خون مینوشند زیرا این تنها راهحلهایی است که حکومت ناکارآمد وابسته به استعمار پیش روی آنها قرار داده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝داستانِ راستانِ نوین
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹«م. موید» در کتاب خواندنی خود، به طرز شگفتانگیزی به مستندات تاریخی پایبند بوده و اصلا اجازه نداده تا روحِ ادبی این اثر، کوچکترین سایهای بر بافت تاریخی و باطنِ روایی آن بیندازد که همین مساله، «حسینِ علی» را تبدیل به یکی از خواندنیترین مقاتل ادبی برای نسل جوانِ دانشگاهی امروز که اهل پژوهش و تحقیق است، کرده است.
🔹فصلبندی بسیار کوتاهِ این کتاب، سهل و ممتنع است؛ یعنی از جنبه اینکه مطالعه کتاب را راحت میکند و زمینه را برای خوانشِ دقیقتر و باکیفیتتر آن فراهم میکند، مطلوب است و از جنبه اینکه انسجام قصه و روایت را از بین میبرد و دائما در مخاطب حس پرش ذهنی ایجاد میکند، نامطلوب. با این حال میتوان اینگونه گفت که این اقدام به منظورِ ایجاد حسِ ورق زدن تاریخ در مخاطب صورت گرفته که در مجموع، نتیجه مطلوبی هم داشته است.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹«م. موید» در کتاب خواندنی خود، به طرز شگفتانگیزی به مستندات تاریخی پایبند بوده و اصلا اجازه نداده تا روحِ ادبی این اثر، کوچکترین سایهای بر بافت تاریخی و باطنِ روایی آن بیندازد که همین مساله، «حسینِ علی» را تبدیل به یکی از خواندنیترین مقاتل ادبی برای نسل جوانِ دانشگاهی امروز که اهل پژوهش و تحقیق است، کرده است.
🔹فصلبندی بسیار کوتاهِ این کتاب، سهل و ممتنع است؛ یعنی از جنبه اینکه مطالعه کتاب را راحت میکند و زمینه را برای خوانشِ دقیقتر و باکیفیتتر آن فراهم میکند، مطلوب است و از جنبه اینکه انسجام قصه و روایت را از بین میبرد و دائما در مخاطب حس پرش ذهنی ایجاد میکند، نامطلوب. با این حال میتوان اینگونه گفت که این اقدام به منظورِ ایجاد حسِ ورق زدن تاریخ در مخاطب صورت گرفته که در مجموع، نتیجه مطلوبی هم داشته است.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝آیا روزنهای از نور نیست؟
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹نمیتوان از «مرلین مونرو غمگین نیست» سخن به میان آورد و از راوی آن نگفت. اگر شما این رمان را خوانده باشید و یا در آینده آن را بخوانید حضور یک نیروی ناطق و قدرتمند را خواهید دید که به شکل افسارگسیخته و غیرقابل تصوری علاقهمند به یکهتازی و خودنمایی است. او در همان صفحات اول از کل داستان منفک میشود و با خواننده سخن میگوید خودش را معرفی میکند و از آگاهی و سیطره معرفتی خود بر شخصیتها، واکنشهایشان و وقایع میگوید. حتی گاهی بیمحابا از سیاهی و تاریکی برای نشان دادن صورت زشت زندگی میگوید.
🔹در پایان رمان، نویسنده هیچ شخصیتی را بیسرانجام رها نمیکند هرچند تقریبا هیچکدام از آنها سرنوشت روشن و مطلوبی ندارند اما به هر حال با مرگ و تنهایی، پرونده همه شخصیتها را میبندد و خواننده را با خرواری از احساسات ناخوشایند و ناامیدی تنها میگذارد. آیا روزنهای از نور و امید نیست؟
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹نمیتوان از «مرلین مونرو غمگین نیست» سخن به میان آورد و از راوی آن نگفت. اگر شما این رمان را خوانده باشید و یا در آینده آن را بخوانید حضور یک نیروی ناطق و قدرتمند را خواهید دید که به شکل افسارگسیخته و غیرقابل تصوری علاقهمند به یکهتازی و خودنمایی است. او در همان صفحات اول از کل داستان منفک میشود و با خواننده سخن میگوید خودش را معرفی میکند و از آگاهی و سیطره معرفتی خود بر شخصیتها، واکنشهایشان و وقایع میگوید. حتی گاهی بیمحابا از سیاهی و تاریکی برای نشان دادن صورت زشت زندگی میگوید.
🔹در پایان رمان، نویسنده هیچ شخصیتی را بیسرانجام رها نمیکند هرچند تقریبا هیچکدام از آنها سرنوشت روشن و مطلوبی ندارند اما به هر حال با مرگ و تنهایی، پرونده همه شخصیتها را میبندد و خواننده را با خرواری از احساسات ناخوشایند و ناامیدی تنها میگذارد. آیا روزنهای از نور و امید نیست؟
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝خدمتگزار تاج و تخت
🖌#زینب_سادات_میرفخرایی نوشت:
🔹ارفع بسیاری از اتفاقات مهمی که در ایران افتاده است را ندیده بود، زمان انقلاب مشروطه نوجوان بوده و خارج از کشور بوده، جنگ جهانی اول که آغاز میشود با پدرش از ایران میروند و ماجرای قحطی را فقط شنیده است. باوجود این سعی کرده هر حادثهای را به طور مختصر شرح دهد تا خواننده کتاب فضای کلی آن سالها را بداند و همین دلیل «در زمانه پنج شاه» را کتابی در لفظ جامع کرده است.
🔹همه ما احتمالا روایتهایی از شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین شنیدهایم. روایتهایی که معمولا در نقد عملکرد رضاشاه است و در نتیجه او را خائن میداند. ارفع همانطور که پیش از این ذکر شد خود را فرمانبر رضاشاه میدانسته و بسیار او را میستاید، پس برای ما که آن روزها را ندیدهایم و مخاطب تاریخ هستیم، خوب است علاوه بر روایتهای مخالف آنچه که یک دوستدار حکومت پهلوی و خدمتگزار تاج و تخت آنها شرح داده را هم بخوانیم تا به نگاه درستتری از وقایع آن سالها برسیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_سادات_میرفخرایی نوشت:
🔹ارفع بسیاری از اتفاقات مهمی که در ایران افتاده است را ندیده بود، زمان انقلاب مشروطه نوجوان بوده و خارج از کشور بوده، جنگ جهانی اول که آغاز میشود با پدرش از ایران میروند و ماجرای قحطی را فقط شنیده است. باوجود این سعی کرده هر حادثهای را به طور مختصر شرح دهد تا خواننده کتاب فضای کلی آن سالها را بداند و همین دلیل «در زمانه پنج شاه» را کتابی در لفظ جامع کرده است.
🔹همه ما احتمالا روایتهایی از شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین شنیدهایم. روایتهایی که معمولا در نقد عملکرد رضاشاه است و در نتیجه او را خائن میداند. ارفع همانطور که پیش از این ذکر شد خود را فرمانبر رضاشاه میدانسته و بسیار او را میستاید، پس برای ما که آن روزها را ندیدهایم و مخاطب تاریخ هستیم، خوب است علاوه بر روایتهای مخالف آنچه که یک دوستدار حکومت پهلوی و خدمتگزار تاج و تخت آنها شرح داده را هم بخوانیم تا به نگاه درستتری از وقایع آن سالها برسیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝یک هذیان با شکوه
🖌#فاطمه_چگنی نوشت:
🔹رمانی مانند ۲۶۶۶ چیزی نیست که ساخته شده باشد؛ شعریست که بر ساحت شاعر جاری شده، اما این بار این شعر یک رمان است، مرگ به بولانیو حتی اجازه بازنویسی و مرور رمان را نداده، ۲۶۶۶ خام است، و لحن و زبان رمان اگرچه در تناظر مستقیم با حالات بیابانیست، این تناظر حاصل فضاییست که بولانیو خود در آن میزیسته و نه برساختنی با نیتی پیشینی.
🔹شاهکار بولانیو مدتها من را در بهت فرو بُرد، بُهتی که اجازه نمیداد برای ماهها رمان دیگری بخوانم. در برابر آن همهچیز زیادی زنده بود، زندهتر از آنکه برای من قابل هضم باشد، شخصیتها زیادی عمق داشتند، زیادی جان داشتند، زیادی پرداخت داشتند، زیادی زنده بودند، زیادی تراژیک یا خوشحال بودند، داستانی حول وجودشان شکل میگرفت و از این داستان لحن هدفمندی متولد میشد، زبان هدفمندی که به دنبال باز کردن یک گره بود، ایده پروبلماتیکی در میان بود، مانند نمایشنامههای شکسپیر که ایدههای پروبلماتیکشان دستمایه بررسیهای روانشناختی فروید شد، چیزی که ۲۶۶۶ از هر نوعِ آن خالی بود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_چگنی نوشت:
🔹رمانی مانند ۲۶۶۶ چیزی نیست که ساخته شده باشد؛ شعریست که بر ساحت شاعر جاری شده، اما این بار این شعر یک رمان است، مرگ به بولانیو حتی اجازه بازنویسی و مرور رمان را نداده، ۲۶۶۶ خام است، و لحن و زبان رمان اگرچه در تناظر مستقیم با حالات بیابانیست، این تناظر حاصل فضاییست که بولانیو خود در آن میزیسته و نه برساختنی با نیتی پیشینی.
🔹شاهکار بولانیو مدتها من را در بهت فرو بُرد، بُهتی که اجازه نمیداد برای ماهها رمان دیگری بخوانم. در برابر آن همهچیز زیادی زنده بود، زندهتر از آنکه برای من قابل هضم باشد، شخصیتها زیادی عمق داشتند، زیادی جان داشتند، زیادی پرداخت داشتند، زیادی زنده بودند، زیادی تراژیک یا خوشحال بودند، داستانی حول وجودشان شکل میگرفت و از این داستان لحن هدفمندی متولد میشد، زبان هدفمندی که به دنبال باز کردن یک گره بود، ایده پروبلماتیکی در میان بود، مانند نمایشنامههای شکسپیر که ایدههای پروبلماتیکشان دستمایه بررسیهای روانشناختی فروید شد، چیزی که ۲۶۶۶ از هر نوعِ آن خالی بود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اشتهاآور، زودهضم و زیانآور
🖌#هانیه_علی_نژاد نوشت:
🔹نویسنده کتاب «دیگر اخبار نخوانید» ما را با مجموعهای از این آثار روبهرو میکند و از ما میخواهد به ترک اخبار تن بدهیم تا زندگی سالمتر و با نشاطتری را تجربه کنیم. این یک توصیه و یا سخن انگیزشی نیست بلکه توصیهای جامعهشناختی است. دولبی میگوید: «اخبار برای ذهن مانند شکر است؛ برای بدن اشتهاآور، بسیار زود هضم، و بینهایت زیانآور.»
🔹«تنها به لطف رسانههای خبری است که تروریسم به مقاصدش میرسد. اسلحه واقعی تروریستها بمب نیست بلکه ایجاد رعب و وحشت به کمک بمب است. خطر واقعی آن به نسبت جدی نیست، اما احساس خطر ما بسیار شدید است این موازنه تنها به دست رسانههای خبری برقرار میشود.»
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#هانیه_علی_نژاد نوشت:
🔹نویسنده کتاب «دیگر اخبار نخوانید» ما را با مجموعهای از این آثار روبهرو میکند و از ما میخواهد به ترک اخبار تن بدهیم تا زندگی سالمتر و با نشاطتری را تجربه کنیم. این یک توصیه و یا سخن انگیزشی نیست بلکه توصیهای جامعهشناختی است. دولبی میگوید: «اخبار برای ذهن مانند شکر است؛ برای بدن اشتهاآور، بسیار زود هضم، و بینهایت زیانآور.»
🔹«تنها به لطف رسانههای خبری است که تروریسم به مقاصدش میرسد. اسلحه واقعی تروریستها بمب نیست بلکه ایجاد رعب و وحشت به کمک بمب است. خطر واقعی آن به نسبت جدی نیست، اما احساس خطر ما بسیار شدید است این موازنه تنها به دست رسانههای خبری برقرار میشود.»
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قیام طُرفهها
🖌#معید_داستان نوشت:
🔹عالیه عطایی، شهلا زرلکی و آیدا مرادیآهنی، هیچ کدامشان را نمیشود نادیده گرفت. به معنای قابل توجّهی از کلمه بلدند بنویسند و متنشان هیچ وقت خالی از ادبیات نبوده است. عطایی به خاطر مجموعه داستانِ موفّقِ «چشم سگ» غیرقابل انکار است که هنوز هم گمان میکنم چشمِ سگ از بهترین مجموعه داستان کوتاههای فارسیِ چند سال اخیر است. استدلالهای ادبی ـ علمی زرلکی در دو کتاب آخرش «زنان، دشتان و جنون ماهانه» و «در خدمت و خیانت زنان» ریتمِ کار را چنان سرِپا نگه میداشت و نمیگذاشت خواننده خسته شود؛ که در آثارِ پژوهشی کمتر نمونهاش را دیده بودیم.
🔹فهم درست عطایی از قصهگویی، ملاحتِ نثر و صراحتِ زرلکی و تجربه زیسته خاصّ مرادی، هر سه عاملی است تصریحکننده این مطلب که با تامّلِ بیشتری از کنارِ این سه اثر باید عبور کرد. این تامّلِ بیشتر نه به معنای نوشتنِ یک مرورِ کلاسیک و نه بهانهای برای نوشتنِ نقد؛ که خیال میکنم گریزهایی کوتاه به اصلِ متنها همچنان یکی از هیجانانگیزترین نوعِ جلبِ توجّهِ مخاطبین به کتاب است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#معید_داستان نوشت:
🔹عالیه عطایی، شهلا زرلکی و آیدا مرادیآهنی، هیچ کدامشان را نمیشود نادیده گرفت. به معنای قابل توجّهی از کلمه بلدند بنویسند و متنشان هیچ وقت خالی از ادبیات نبوده است. عطایی به خاطر مجموعه داستانِ موفّقِ «چشم سگ» غیرقابل انکار است که هنوز هم گمان میکنم چشمِ سگ از بهترین مجموعه داستان کوتاههای فارسیِ چند سال اخیر است. استدلالهای ادبی ـ علمی زرلکی در دو کتاب آخرش «زنان، دشتان و جنون ماهانه» و «در خدمت و خیانت زنان» ریتمِ کار را چنان سرِپا نگه میداشت و نمیگذاشت خواننده خسته شود؛ که در آثارِ پژوهشی کمتر نمونهاش را دیده بودیم.
🔹فهم درست عطایی از قصهگویی، ملاحتِ نثر و صراحتِ زرلکی و تجربه زیسته خاصّ مرادی، هر سه عاملی است تصریحکننده این مطلب که با تامّلِ بیشتری از کنارِ این سه اثر باید عبور کرد. این تامّلِ بیشتر نه به معنای نوشتنِ یک مرورِ کلاسیک و نه بهانهای برای نوشتنِ نقد؛ که خیال میکنم گریزهایی کوتاه به اصلِ متنها همچنان یکی از هیجانانگیزترین نوعِ جلبِ توجّهِ مخاطبین به کتاب است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝ابر و باد و مه و خورشید، در خدمت روایت
🖌#نجمه_نیلی_پور نوشت:
🔹کتاب «ما راهزن نیستیم» به جهت افزایش شناخت نوجوانان دوازه سال به بالا در مورد امام هشتم، علیبنموسیالرضا قلمی شده است. کتابی که به سبکی خاص با جان بخشی به مکان و عوامل طبیعی سعی کرده تا با روایتی خاص و متفاوت، تعلیق داستانی مورد نیاز برای خوانده شدن کلمات خود را به منصه ظهور بگذارد. کتاب با حرکت امام رضا (ع) که برای رسیدن به ولایتعهد از مدینه خارج میشوند، آغاز و به روایت نحوه شهادت و چگونگی انتخاب مضجع شریف ایشان ختم میشود. نویسنده، راوی داستان خود را خورشید قرار داده که به علت حضور در تمام کره زمین شاهد اعمال و رفتار انسانها، در طول تاریخ بوده و هست و شاید دلیل دیگر خورشید به عنوان راوی داستان لقب امام هشتم «شمس الشموس» بوده است. در غیاب خورشید، ماه و باد روایتگری داستان را ادامه میدهند.
🔹«آفتاب مهر از دشت آهوانه گفت که از اشکهای آهوان خیس شده است. من هم قصر مأمون را ترک کردم باید نزد مدینه میرفتم. باید او را دلداری میدادم. بودن اینجا آن هم بدون مولا و محبوبم برایم زجرآور بود.»
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نجمه_نیلی_پور نوشت:
🔹کتاب «ما راهزن نیستیم» به جهت افزایش شناخت نوجوانان دوازه سال به بالا در مورد امام هشتم، علیبنموسیالرضا قلمی شده است. کتابی که به سبکی خاص با جان بخشی به مکان و عوامل طبیعی سعی کرده تا با روایتی خاص و متفاوت، تعلیق داستانی مورد نیاز برای خوانده شدن کلمات خود را به منصه ظهور بگذارد. کتاب با حرکت امام رضا (ع) که برای رسیدن به ولایتعهد از مدینه خارج میشوند، آغاز و به روایت نحوه شهادت و چگونگی انتخاب مضجع شریف ایشان ختم میشود. نویسنده، راوی داستان خود را خورشید قرار داده که به علت حضور در تمام کره زمین شاهد اعمال و رفتار انسانها، در طول تاریخ بوده و هست و شاید دلیل دیگر خورشید به عنوان راوی داستان لقب امام هشتم «شمس الشموس» بوده است. در غیاب خورشید، ماه و باد روایتگری داستان را ادامه میدهند.
🔹«آفتاب مهر از دشت آهوانه گفت که از اشکهای آهوان خیس شده است. من هم قصر مأمون را ترک کردم باید نزد مدینه میرفتم. باید او را دلداری میدادم. بودن اینجا آن هم بدون مولا و محبوبم برایم زجرآور بود.»
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مثل منیژه شاهنامه
🖌#محمدصالح_سلطانی نوشت:
🔹«روزهای بیآینه» روی دور تند روایت میشود. قلم متواضع خانم گلستان جعفریان در این کتاب، روان و سیال پیش میرود. خبری از اطناب یا فضاسازیهای کلیشهایِ کتابهای دفاعمقدسی در «روزهای بیآینه» نیست و حجم کتاب به بیش از ۱۷۰ صفحه نمیرسد اما چیزی را برای ساختنِ یک روایتِ استخواندار از قلم نمیاندازد. راویِ اولشخص که همان منیژهخانمِ قصه ماست، صادقانه از احوالاتِ درونیاش با مخاطب حرف میزند و از گفتن درباره تشویشها و خستگیهایش ابایی ندارد. همین روایت صادقانه و خالص، کتاب را چنان زلال کرده که در فصلهای پایانی، اشکِ خواننده را در میآورد.
🔹حسین لشکری معروف است به سیدالاسرا. او یکی از نخستین کسانی بود که به اسارت دشمن درآمد؛ حتی پیش از آن که ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ از راه برسد و جنگ رسماً آغاز شود. خلبانِ اسیر در مرامِ جنگ یعنی طلای بیستوچهارعیارِ خالص. عراقیها از آسمان تکهای جواهر شکار کرده بودند و محال بود این جواهر را راحت از دست بدهند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#محمدصالح_سلطانی نوشت:
🔹«روزهای بیآینه» روی دور تند روایت میشود. قلم متواضع خانم گلستان جعفریان در این کتاب، روان و سیال پیش میرود. خبری از اطناب یا فضاسازیهای کلیشهایِ کتابهای دفاعمقدسی در «روزهای بیآینه» نیست و حجم کتاب به بیش از ۱۷۰ صفحه نمیرسد اما چیزی را برای ساختنِ یک روایتِ استخواندار از قلم نمیاندازد. راویِ اولشخص که همان منیژهخانمِ قصه ماست، صادقانه از احوالاتِ درونیاش با مخاطب حرف میزند و از گفتن درباره تشویشها و خستگیهایش ابایی ندارد. همین روایت صادقانه و خالص، کتاب را چنان زلال کرده که در فصلهای پایانی، اشکِ خواننده را در میآورد.
🔹حسین لشکری معروف است به سیدالاسرا. او یکی از نخستین کسانی بود که به اسارت دشمن درآمد؛ حتی پیش از آن که ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ از راه برسد و جنگ رسماً آغاز شود. خلبانِ اسیر در مرامِ جنگ یعنی طلای بیستوچهارعیارِ خالص. عراقیها از آسمان تکهای جواهر شکار کرده بودند و محال بود این جواهر را راحت از دست بدهند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کار ادبیات با جنگ تمام نشده است
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹«پوتین قرمزها» خاطرات مرتضی بشیری است. کارمند وزارت امور خارجه که سال ۶۶ خیلی اتفاقی به سمت مدیریت عملیات روانی قرارگاه خاتم الانبیا منصوب میشود. رستهای از اطلاعات عملیات که قرار است در تخلیه اطلاعاتی نیروهای دشمن کمک کند و از این افراد و اطلاعاتشان برای تضعیف جبهه مقابل استفاده کند. جنگ در این ساحت معنا و مفهومهای متفاوتی دارد.
🔹کتاب مشکلاتی دارد که گل درشت و غیرقابل انکار هستند. «پوتین قرمزها» با عنوان پرطمطراقی شروع میشود. ولی در حد و اندازه عنوان عرضه اندام نمیکند. به شخصه گمان میکردم در این کتاب باید منتظر گفتوگوهای طولانی و پیچیدهای باشم که در نهایت افسر و فرمانده عراقی ناگزیر به دادن اطلاعات شود. به هیچ عنوان چنین انتظاری از کتاب نداشته باشید. تمام بخشهای تخلیه اطلاعاتی و مصاحبه با افسران عراقی مختصر و مبتدیانه نوشته شدهاند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹«پوتین قرمزها» خاطرات مرتضی بشیری است. کارمند وزارت امور خارجه که سال ۶۶ خیلی اتفاقی به سمت مدیریت عملیات روانی قرارگاه خاتم الانبیا منصوب میشود. رستهای از اطلاعات عملیات که قرار است در تخلیه اطلاعاتی نیروهای دشمن کمک کند و از این افراد و اطلاعاتشان برای تضعیف جبهه مقابل استفاده کند. جنگ در این ساحت معنا و مفهومهای متفاوتی دارد.
🔹کتاب مشکلاتی دارد که گل درشت و غیرقابل انکار هستند. «پوتین قرمزها» با عنوان پرطمطراقی شروع میشود. ولی در حد و اندازه عنوان عرضه اندام نمیکند. به شخصه گمان میکردم در این کتاب باید منتظر گفتوگوهای طولانی و پیچیدهای باشم که در نهایت افسر و فرمانده عراقی ناگزیر به دادن اطلاعات شود. به هیچ عنوان چنین انتظاری از کتاب نداشته باشید. تمام بخشهای تخلیه اطلاعاتی و مصاحبه با افسران عراقی مختصر و مبتدیانه نوشته شدهاند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝ذکر بر نی شدن حسینِ علی
🖌#احسان_رضایی نوشت:
🔹بیهقی در ذکر نمونههای مظلومان و کشتگان به ناحق در طول تاریخ، بهطور مستقیم یادی از واقعه کربلا نمیکند و به مواردی مثل سقوط خاندان برمکی، سرکوب آلزبیر و شهادت زید بن علی میپردازد. اما در دل همین گزارشها، دو بار دیگر از امام حسین(ع) یاد کرده است.
🔹 ابوالفضل بیهقی، سرنوشت عبدالله بن زبیر را هم الگوگرفته از قیام و رشادت امام حسین(ع) میداند. همانطور که قیام زید بن علی و پسرش در خراسان و سرنوشت حسنک وزیر را. اما او چرا فقط به این اشارهها بسنده کرده و سراغ خود ماجرای کربلا نرفته است؟ برای پاسخ باید کمی در مورد زمانه بیهقی بدانیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#احسان_رضایی نوشت:
🔹بیهقی در ذکر نمونههای مظلومان و کشتگان به ناحق در طول تاریخ، بهطور مستقیم یادی از واقعه کربلا نمیکند و به مواردی مثل سقوط خاندان برمکی، سرکوب آلزبیر و شهادت زید بن علی میپردازد. اما در دل همین گزارشها، دو بار دیگر از امام حسین(ع) یاد کرده است.
🔹 ابوالفضل بیهقی، سرنوشت عبدالله بن زبیر را هم الگوگرفته از قیام و رشادت امام حسین(ع) میداند. همانطور که قیام زید بن علی و پسرش در خراسان و سرنوشت حسنک وزیر را. اما او چرا فقط به این اشارهها بسنده کرده و سراغ خود ماجرای کربلا نرفته است؟ برای پاسخ باید کمی در مورد زمانه بیهقی بدانیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝منِ حسین، حسینِ من، من و حسین
🖌#بهاره_جلالی نوشت:
🔹«کآشوب» دست مخاطبین را گرفت برد بالای آن بالکن مشهور و گذاشت از بالا نگاه کنیم به جوری که آدمهای مختلف عزاداری را فهم کرده بودند. آن بالا خبری از صدای کلان روایت کرامات، آداب صحیح عزاداری برای حسین، طرز شایسته مخاطب قرار دادن حسین، اصلا تصویر درست و به حق از حسین نبود. «کآشوب» اجازه داد از آن بالا روضههای شخصی را بشنویم و به هفتاد و یک فهم مختلف از رابطه با نقطه ثابت پرگار برسیم.
🔹هسته اندوه خاطرهای از قصهای نگفته برایت تعریف میکند. ناگهان میفهمی چرا روضههایی یکهو به سکوت میرسند، میفهمی چرا برای هر عزیزی که از دست دادهای و به سوگواریاش نشستهای مهمان روضه حسین کردندت، که اصالت همه غمها با داغ عاشوراست، با اسم اعظم اندوه. اینها نمونه روایتهاییست که گرچه از من آغاز میشوند اما هسته ذاتشان نشان دادنِ حسین است به روایتی تازه؛ بودنِ من برای این است که قصه حسین را روایت کنم ـ منِ حسین.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#بهاره_جلالی نوشت:
🔹«کآشوب» دست مخاطبین را گرفت برد بالای آن بالکن مشهور و گذاشت از بالا نگاه کنیم به جوری که آدمهای مختلف عزاداری را فهم کرده بودند. آن بالا خبری از صدای کلان روایت کرامات، آداب صحیح عزاداری برای حسین، طرز شایسته مخاطب قرار دادن حسین، اصلا تصویر درست و به حق از حسین نبود. «کآشوب» اجازه داد از آن بالا روضههای شخصی را بشنویم و به هفتاد و یک فهم مختلف از رابطه با نقطه ثابت پرگار برسیم.
🔹هسته اندوه خاطرهای از قصهای نگفته برایت تعریف میکند. ناگهان میفهمی چرا روضههایی یکهو به سکوت میرسند، میفهمی چرا برای هر عزیزی که از دست دادهای و به سوگواریاش نشستهای مهمان روضه حسین کردندت، که اصالت همه غمها با داغ عاشوراست، با اسم اعظم اندوه. اینها نمونه روایتهاییست که گرچه از من آغاز میشوند اما هسته ذاتشان نشان دادنِ حسین است به روایتی تازه؛ بودنِ من برای این است که قصه حسین را روایت کنم ـ منِ حسین.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سفر به انتهای عاشقی
🖌#زینب_آزاد نوشت:
🔹«اولینها هیچگاه از یاد نمیرود»؛ درست مانند اولین تصویری از حرم امام علی(ع) که در قاب چشمان نویسنده جای گرفت و تا همیشه در ذهنش خواهد ماند، مانند آن «السلام علیک یا اباالحسن» بالای باب القبله که برای درکش باید چند لحظهای ایستاد و نفس تازه کرد.»
🔹جمعیت روزبهروز رو به افزایش است و هر روز بر تعداد وعدههایی غذایی که بستهبندی میکنند افزوده میشود. سیل عظیمی از انسانهایی که دوشادوش یکدیگر در حرکتاند به راه افتاده است. زن و مرد، کوچک و بزرگ، با هر اصل و نسبی در مسیر دیده میشود و من «یقین دارم پیادهروی اربعین، در آن دنیا برای خودش حساب و کتابی دارد.» همراه نویسنده عمود به عمود پیش میرویم و به انتهای مسیر عاشقی میرسیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_آزاد نوشت:
🔹«اولینها هیچگاه از یاد نمیرود»؛ درست مانند اولین تصویری از حرم امام علی(ع) که در قاب چشمان نویسنده جای گرفت و تا همیشه در ذهنش خواهد ماند، مانند آن «السلام علیک یا اباالحسن» بالای باب القبله که برای درکش باید چند لحظهای ایستاد و نفس تازه کرد.»
🔹جمعیت روزبهروز رو به افزایش است و هر روز بر تعداد وعدههایی غذایی که بستهبندی میکنند افزوده میشود. سیل عظیمی از انسانهایی که دوشادوش یکدیگر در حرکتاند به راه افتاده است. زن و مرد، کوچک و بزرگ، با هر اصل و نسبی در مسیر دیده میشود و من «یقین دارم پیادهروی اربعین، در آن دنیا برای خودش حساب و کتابی دارد.» همراه نویسنده عمود به عمود پیش میرویم و به انتهای مسیر عاشقی میرسیم.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اسم یک کوچه شدی…
🖌#اعظم_ایرانشاهی نوشت:
🔹اسمها، به ویژه اسم کوچهها و خیابانها، راز رفاقت من با شهرها هستند. هر اسم که صدایم میکند یا صدایش میکنم، قصهاش را که کشف میکنم ذرهای از غربت آن شهر برایم کم میشود. بالاخره یک چیزی باید باشد که آدم را به یک خاک پیوند بزند. یکیاش رفاقت با آدمهای تازه، یکیاش رفاقت با مکانها.
🔹فکر کن! برای یک لحظه قلب آدم میریزد. قصه پشت اسم آنقدر هیبت دارد که تو را میگیرد. مثل دیدن یک بنای بزرگ و باشکوه تاریخی. بعد، جالب اینکه بعضی اسمها حکم «سررشته» دارند. یا «سرنخ». قصهشان که دربیاید خود به خود کلی اسم دیگر هم رمزگشایی میشوند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#اعظم_ایرانشاهی نوشت:
🔹اسمها، به ویژه اسم کوچهها و خیابانها، راز رفاقت من با شهرها هستند. هر اسم که صدایم میکند یا صدایش میکنم، قصهاش را که کشف میکنم ذرهای از غربت آن شهر برایم کم میشود. بالاخره یک چیزی باید باشد که آدم را به یک خاک پیوند بزند. یکیاش رفاقت با آدمهای تازه، یکیاش رفاقت با مکانها.
🔹فکر کن! برای یک لحظه قلب آدم میریزد. قصه پشت اسم آنقدر هیبت دارد که تو را میگیرد. مثل دیدن یک بنای بزرگ و باشکوه تاریخی. بعد، جالب اینکه بعضی اسمها حکم «سررشته» دارند. یا «سرنخ». قصهشان که دربیاید خود به خود کلی اسم دیگر هم رمزگشایی میشوند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝جنگ و صلح آمریکایی
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹قدیمها همین خوبیها را داشت دیگر، رسانه آنقدر پررنگ نبود و مردم با هم سر راستتر صحبت می کردند. مثلا عوض این که مثل این روزها بگویند می رویم ژاپن را «آزاد» کنیم یا می خواهیم ژاپن را «دموکرات» کنیم و از این حرفها رک و رو راست میگفتند میخواهیم ژاپن را «اشغال» کنیم. پس اسممان هم میشود «قوای اشغالگر» نه «ارتش صلح»! «نورمن مِیلر» از جنگ برگشت و رمانی نوشت به نام «برهنهها و مردهها». رمانی در ژانر «جنگ». رمانی بلند که عجیب و غریب قویست و وقتی منتشر شد جوایزی را از آن خود کرد. رمانی در باب جنگ دوم جهانی که هنوز هم اغلب منتقدین ادبی معتقدند «بهترین اثر در مورد جنگ جهانی دوم است».
🔹داستان در مورد اعضای یک جوخه است. «جوخه تجسس». داستان از آستانه لشکرکشی به جزیرهای غیرواقعی به نام «آنوپوپی» شروع میشود. یعنی وقتی همه نشستهاند در یک کشتی نفربر و صدای توپخانه سنگین رزمناوهای نیروی دریایی دارد گوشت تنشان را آب میکند و میدانند پس از پایان این «آتشباری» نوبت خودشان است که سوار قایقهای نیروبر شوند و راه بیفتند به سمت ساحل.
🔺متن کامل یادداشت زیر را از اینجا بخوانید.
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹قدیمها همین خوبیها را داشت دیگر، رسانه آنقدر پررنگ نبود و مردم با هم سر راستتر صحبت می کردند. مثلا عوض این که مثل این روزها بگویند می رویم ژاپن را «آزاد» کنیم یا می خواهیم ژاپن را «دموکرات» کنیم و از این حرفها رک و رو راست میگفتند میخواهیم ژاپن را «اشغال» کنیم. پس اسممان هم میشود «قوای اشغالگر» نه «ارتش صلح»! «نورمن مِیلر» از جنگ برگشت و رمانی نوشت به نام «برهنهها و مردهها». رمانی در ژانر «جنگ». رمانی بلند که عجیب و غریب قویست و وقتی منتشر شد جوایزی را از آن خود کرد. رمانی در باب جنگ دوم جهانی که هنوز هم اغلب منتقدین ادبی معتقدند «بهترین اثر در مورد جنگ جهانی دوم است».
🔹داستان در مورد اعضای یک جوخه است. «جوخه تجسس». داستان از آستانه لشکرکشی به جزیرهای غیرواقعی به نام «آنوپوپی» شروع میشود. یعنی وقتی همه نشستهاند در یک کشتی نفربر و صدای توپخانه سنگین رزمناوهای نیروی دریایی دارد گوشت تنشان را آب میکند و میدانند پس از پایان این «آتشباری» نوبت خودشان است که سوار قایقهای نیروبر شوند و راه بیفتند به سمت ساحل.
🔺متن کامل یادداشت زیر را از اینجا بخوانید.