مجله الکترونیک واو
231 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝آتش‌بازی‌های یک پیامبر

🖌#لیلا_مهدوی نوشت:

🔹قصه در «برادران کارامازوف» فرق دارد؛ در این رمان اصل بر این است که داستایوفسکی پای دین را هم وسط بکشد و روح به شدت مومن خود را نشان دهد. اگرچه شاید هدفش پدیدارسازی روح خود نباشد اما او رمان‌هایش را زیست می‌کند و واقع‌گرایانه می‌نویسد بنابراین خودش در تمام نوشته‌هایش حاضر است. داستان دینی او از تفکر مذهبی‌اش نشات می‌گیرد. بی‌آنکه خواسته باشد تظاهر به دینی‌نویسی کند. در «برادران کارامازوف» هم گزاره‌های داستانی و هم انسان‌ها در تعامل گناه و رنج، پرداخته می‌شوند. زیرا برای رنج ارتباط مستقیمی با گناه قائل است. پس راه رستگاری را تحمل رنج و زدوده شدن گناه بر اساس رنجی که انسان می‌برد، می‌داند.

🔹کولیا فریاد زد: «کارامازوف، آیا چنانکه مذهب به ما می‌گوید، راست است که ما همگی از میان مردگان برخواهیم خاست و زنده خواهیم شد و باز یکدیگر را، ایلیا و دیگران، همه را خواهیم دید؟»
«آری، بی‌تردید ما باز برخواهیم خاست. بی‌تردید یکدیگر را خواهیم دید و شادمانه به یکدیگر خواهیم گفت که چه بر ما رفته است… خب، حالا بیا بگذار دست به دست هم برویم.»

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝از توکیو تا دروازه غار

🖌#زینب_آزاد نوشت:

🔹«کونیکو یامامورا» که در یک خانواده مقید و متعصب به بودا بزرگ شده، یک‌باره به اسلام و تشیع رو می‌آورد و طبیعتاً با مخالفت‌های خانواده مواجه می‌شود. انسان به هر دین و آیینی که باشد، برای تغییر رویه و گرایش به یک دین دیگر با مخالف اطرافیان روبه‌رو خواهد شد.

🔹 کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» به دو بخش تقسیم می‌شود؛ ژاپن و ایران که هر کدام در جایگاه خودشان جای بحث و صحبت دارند؛ این‌طور در نظر بگیرید که اگر ژاپن و موقعیت‌های مختلف مانند جنگ جهانی و بمب اتمی نبود، روحیه مبارزه در این دختر نهادینه نمی‌شد و تقدیر او در ایران و در جوار سفره انقلاب امام‌خمینی(ره) رقم نمی‌خورد و به بلوغ فکری‌انقلابی نمی‌رسید. اگر دست تقدیر، دست او را نمی‌گرفت و کیلومترها دورتر از وطنش،‌ نتیجه صبر و توکلش را در تربیت یک شهید قرار نمی‌داد؛ جایگاه فعلی در دنیا و قطعاً ‌در آخرت را نداشت و یگانه مادر شهید ژاپنی نمی‌شد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رقاص‌ها جوان‌ترند!

🖌#حانیه_مسلمی نوشت:

🔹من می‌ترسیدم و برای بازگشت به آن زندگی گذشته، خودم را با مطالعه فلسفه، بمباران می‌کردم. یادم است که با کلی ذوق «بدایه الحکمه» را خریدم و مشغول خواندن جلد اولش شدم. حالم بد شد و برای چند روز در بستر افتادم. پزشک‌ها تشخیص نمی‌دانند که چه مرگم است. هرازچندگاهی که حالم خوب می‌شد، مشغول خواندن می‌شدم و آن جان کمی ‌که گرفته بودم را از دست می‌دادم و حالی‌ام نبود که چه بلایی دارد بر سرم می‌آید.

🔹زمانی که فرم‌های رایج جوانی در جامعه را تکرار می‌کنیم، قرار نیست درونمان هم جوان شود. جوانی یعنی آدم در حال رقص باشد. حتی در اندوه و رنج، رقص هرکسی در زندگی‌اش متفاوت است. هرچقدر رقاص‌تر باشی، جوانتری. این تعریف رقص را خودمان در زندگی پیدا می‌کنیم. رقص، سلوک است.

🔹متن کامل این جستار را از اینجا بخوانید.
👏1
📝قصه نامربوط یک گله کرگدن!


🖌#نجمه_نیلی_پور نوشت:

🔹 «نیلوفر تک فرزند خانواده است که مادرش بیماری لوپوس گرفته و قرار است که برای ادامه درمانش به خارج از کشور برود. مادر نیلوفر دلش می‌خواهد که فرزند دیگری داشته باشند برای همین اصرار می‌کند به ادامه درمانش آن هم در خارج از کشور. خلاصه تصمیم می‌گیرند که دخترشان نیلوفر را چند ماهی به خاله‌اش بسپارند و قرار بر این می‌شود که نیلوفر برای چند ماه به خانه خاله و عمویش اسباب‌کشی کند. سهیل، آرمان و ایمان پسرخاله‌های نیلوفر هستند که مایل به این اسباب‌کشی نیستند و تلاش فراوانی می‌کنند تا نیلوفر را از این اسباب‌کشی منصرف کنند. اما به دلیل اینکه پدر و مادر نیلوفر و سهیل و برادرهایش خواهر و برادر هستند، موفق به این کار نمی‌شوند.»

🔹مامان که معلوم بود حواسش نصفه‌نیمه به من است وسط خواندن کتاب، گفت: «جدی داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر عنوان کتاب با داستان کتاب متفاوته. بده ببینم کتاب رو؟»

🔹متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قدر این مرتبه نشناخته‌ای…

🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:

🔹موید در کتاب «حسین علی» در قالب ۱۲۸ فصل کوتاه به روایت واقعه عاشورا پرداخته است. کتاب از حرکت امام از مدینه آغاز می‌شود و با شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) به پایان می‌رسد. این اثر در مقایسه با کتاب‌های دیگر در این زمینه دارای ویژگی‌های منحصر به‌فرد زیادی است.

🔹«حسینِ علی» مقتل است نه کتاب استدلال بر علم و اختیار و عصمت امام علیه‌السلام. اما با این حال نویسنده مباحثی کلامی از این دست را هم پیچیده در ادبیاتی فاخر عرضه کرده است. به عنوان نمونه در صفحه ۵۱، بند دوم چنین می‌خوانیم؛ «… همه آنچه از ایشان دیده شد، از نبرد و کوشش و کشتن و کشته شدن و گاه گوشه‌نشستن و گاه خاموشی پیشه‌ساختن، همه از سر گردن‌نهادن و فرمانبرداری بود. آنان با داشتن توان گزینش بود که انجام دادن فرمان را برمی‌گزیدند.»
#کتاب_ماه

🔹متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝جمهوریت آلمانی، مبتنی بر جهان یونانی، زیر سایه آمریکا!

🖌#محمد_قائم_خانی نوشت:

🔹«ملتی از هم پاشیده‌تر از ملت آلمان به تصور من درنمی‌آید. تو پیشه‌ور می‌بینی، ولی انسان نه، اندیشمند، اما انسان نه، کشیش، اما انسان نه، آقا و بنده می‌بینی. و جوان و پیر هم، اما انسان هیچ. آیا این همه شباهتی به میدان جنگ ندارد که در آن دست و پا و همه‌ی اندام‌ها تکه‌تکه از هم جدا افتاده‌اند و در همان حال خون ریخته‌ی جان در خاک فرو می‌رود؟»

🔹هلدرلین افق را گشوده نمی‌بیند و در غم آینده‌ای بدون روح یونانی، می‌سوزد. البته آلمان در قرن نوزده، همان راهی را رفت که هگل بدان توجه داشت. حتی بعدها هم که علیه جهان هگلی شوریدند، بر مسیری رفتند که همچنان متافیزیک دایرمدار آن بود. آنقدر رفتند تا به شکست‌های بزرگ دو جنگ جهانی رسیدند. پس از آن، زیر سایه آمریکا، شده‌اند همان آلمانی که هُلدرلین می‌دید؛ هیچ نیست مگر کار و پول و منفعت اقتصادی.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نوجوان‌ها را با «زنان کوچک» آشنا کنید

🖌#هدی_برهانی نوشت:

🔹«لوئیزا می آلکوت» در قرن نوزده میلادی، داستانی را روایت کرد که رنج‌­ها و آسانی­‌ها را به صورت توأمان در بر داشت. قصه خانواده­‌ای که روزگاری در مکنت و راحتی در کنار یکدیگر به خرمی و شادی زندگی می­‌کردند اما تقدیر آن­ها را اسیر ناملایمات می­‌کند. داستان «زنان کوچک» با الهام از زندگی شخصی نویسنده و سه خواهر دیگرش، یکی از باورپذیرترین روایت­‌ها، از سختی‌­های دوران جنگ و زندگی در سایه آن را ارائه می­‌کند.

🔹داستان بیشتر حول محور مادر و دختران این خانواده و به طور خاص یکی از این چهار خواهر، یعنی جوزفین، فرزند دوم، می­‌گذرد. جوزفین یا همان جو ــ که در داستان بیشتر این­گونه خطاب می­‌شود ــ دختری سرزنده، خیال­‌پرداز و قوی است که به تازگی در آستانه جوانی قرار گرفته است. یکی از آن شخصیت­‌های نابی که نوجوان­‌های همه­ دوره­‌ها با آن احساس نزدیکی می­‌کنند. شخصیت جو، دوست­‌داشتنی جسور و کله‌­خراب است و می‌­تواند نظر هرخواننده‌­ای را به خود جلب کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مثبت هیژده…

🖌#سمیه_سادات-حسینی نوشت:

🔹پسرک نوجوانی از بالای پله‌برقی پرت شد روی پله‌ها. مثل فیلم‌ها، اول در اثر شتابِ هل‌داده‌شدنش، افتاد روی پله ششم. بعد چندبار تاب خورد و به دیواره‌های پله برخورد کرد و همین‌طور افتاد پایین‌تر تا گرمبی جلوی پای او خورد زمین. لباس سراپا مشکی تنش بود و زنجیر نقره‌ای رنگی از یقه‌اش افتاده بود بیرون. دور گردنی که ملیحه با وحشت متوجه شد زاویه‌ای غیرعادی دارد!

🔹ملیحه آرام از پاساژ زد بیرون. شب شده بود. کفش‌های پاشنه‌بلندش را درآورد. کفش‌هایی که می‌خواست ببرد برای مادرش. کفش‌هایی برای پاهایی که سیزده‌سال بود پس از فلج‌شدن مادرش توی کارخانه‌ای که با بی‌بی کبری در آن کار می‌کرد، راه نرفته بودند. مادرش هرگز این کفش‌ها را نمی‌پوشید. حتما کفش‌های کهنه خودش را ترجیح می‌داد. لحظه‌ای ایستاد، کفش‌ها را آورد بالا، روی پنجه پاهای لختش بلند شد و کفش‌ها را انداخت توی سطل‌های بزرگ خاکستری‌رنگ شهرداری. بعد کفش‌های کهنه خودش را از کیفش درآورد و توی تاریکی نشست لب جدول و آنها را پوشید. بعد رفت سمت ایستگاه اتوبوس تا آخرین اتوبوس شب را از دست ندهد.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝هدیه ژنرال پینوشه به بشریت چه بود؟

🖌#فاطمه_نخلی_زاده نوشت:

🔹دیکتاتور شیلی، پینوشه، در دوران حکومت خود (از۱۱سپتامبر ۱۹۷۳ تا ۱ مارس ۱۹۹۰) بیش از ۴۰۰۰ نفر را قربانی قدرت‌طلبی و استبداد خود کرد. از این میان، ۱۰۰۲ تن هیچ تاریخ مرگی ندارند و ناپدیدشدگانی هستند که خانواده‌شان هنوز نتوانستند آنان را به خاک بسپارند. «هر روز صبح وقتی وکلا و قضات به دادگستری می‌رسند اعتصابیون آنجا حاضرند، طبل می‌زنند، علامت‌های توبیخ‌آمیزی را که به دو زبان نوشته شده تکان‌تکان می‌دهند، با ماسک و لباس مبدل نمایش اجرا می‌کنند و روی پیراهن‌های سفیدشان سس کچاپ می‌ریزند، جنایات ژنرال را برای چشم‌های ولگرد و همیشه گرسنه تلویزیون‌ها بازسازی می‌کنند.»

🔹کتاب به شکلِ مستندگونه‌ای روند فروپاشی حکومت پینوشه و محاکمه او را دنبال می‌کند. در میان جلساتِ دادگاه حاضر می‌شود، از مردمی سخن می‌گوید که به آن‌ها ستم شده و از شکنجه‌ها، اعدام‌ها و سرکوب‌های مختلفی که به دستور پینوشه عملی شده‌اند یاد می‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝جاده تاریخ را با داستان کوتاه کنید

🖌#یونس_فردوس نوشت:

🔹حمله متفقین به کشور و اشغال آن، یکی از بدترین خبرهایی است که طی یک قرن اخیر می‌توان از آن یاد کرد. اتفاقی که در خاطره جمعی ایرانیان مانده و تا سال‌ها پس از آن حس تحقیر عمومی از خاطره افراد پاک نشد. روزهایی که ارتش اصطلاحا تجهیز شده نتوانست در برابر نیروهای متجاوز مقاومت کند و خیلی زود کار به تسلیم و پراکنده شدن نیروهای ارتش در پادگان‌ها کشیده شد. منصور انوری با آگاهی از همین حس تحقیر عمومی و تخلیه پادگان‌ها و سرخوردگی ناشی از تجاوز دشمن و تسلط بر شهرها و راه‌ها توسط قوای بیگانه، دست به نوشتن رمانی در این فضا زده است. رمان چندین جلدی «جاده جنگ» اثری است که از روز سوم شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی آغاز می‌‌شود.

🔹انوری در این اثرش بیش از نیم‌قرن تاریخ معاصر را روایت کرده و تلاش کرده با جذابیت‌های داستانی، خواننده را به دنبال کردن ماجراهای کتابش ترغیب کند. او با خلق فضاهای روستایی و طبیعی دست خواننده‌اش را گرفته و به دل طبیعت خراسان می‌برد. طبیعتی که هر خواننده‌ای را مدهوش می‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مفاهیم پولَکی به زبان ساده

🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:

🔹مهم‌ترین ویژگی بارز کتاب «پول، خدا، بچه‌ها»، آن دسته از مفاهیم اقتصادی اسلامی است که خیلی روان و راحت در جواب‌ها گنجانده شده و بدون شک در ضمیر ناخوداگاه بچه‌ها جای خواهد گرفت. ضمن اینکه اطلاعات آموزشی این کتاب، ممکن است جزو سوالات ذهنی کودک باشد که یا هیچ وقت نمی‌پرسد یا با جواب غیردقیق بزرگترها مواجه می‌شود؛ مثل اینکه چه کسی مسؤول چاپ کردن پول است و چرا برای فقیرها بیشتر چاپ نمی‌کند تا مشکل‌شان حل شود! بعضی دیگر از این سوالات که بیشتر جنبه سبک زندگی اسلامی دارند، مفاهیمی است که شاید کودک اصلا از وجودشان با خبر نباشد ولی دانستن آنها می‌تواند منجر به عمل و وارد شدن به چرخه فعالیت‌های ذهنی و عملی‌اش شود.

🔹شاید در ابتدا به نظر برسد اقتصاد از درک کودکان بالاتر است. اما توجه داشته باشید که ما درباره آموزش علم اقتصاد به کودکان حرف نمی‌زنیم و روی صحبت ما درباره برخی مفاهیم اقتصادی است که لازم است از کودکی آموزش داده شوند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝این روایتِ وقایع‌نگارِ دربار نیست

🖌#زینب_سادات-میرفخرایی نوشت:

🔹جنگ­‌های جهانی از مهمترین اتفاقات قرن بیستم و کل جهان هستند، از نظر تعداد کشته‌ها، قساوتی که در این جنگ­‌ها وجود داشت و پیشرفت­‌هایی که سلاح‌های جنگی داشتند با قبل از خودشان قابل مقایسه نیستند. اما تنها اتفاقات قرن بیستم هم نیستند. اختراع قرص­‌های ضدبارداری به تنهایی تاثیری که برجایگاه زنان در جامعه داشت، هزاران کتاب و نظریه‌پرداز نداشتند.

🔹اوئورژدنیک اما وقایع‌نگار دربار نیست که فقط از پیروزی­‌های مخدومش با اغراق بنویسد، پس در بین صفحات این کتاب احساس سرباز آلمانی به سرباز فرانسوی هم جا دارد که باهم سرود کریسمس می‌خوانند، از چشم‌­های منتظر خانواده­‌ها برای اینکه عزیزانشان کریسمس در خانه باشند هم می­‌گوید. از زنانی صحبت می‌کند که در کارخانه‌های اسلحه‌سازی نابینا شدند و دخترانی که الگویشان عروسک­‌های باربی شد. فرماندهان متفق و متحد در این کتاب مهم نیستند، نگاه مردم به پایان دنیا است که اهمیت دارد. اوئورژدنیک تاریخ را با احساسات مردم سنجیده است نه با آمار و داده‌های ریاضی.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝انقلاب درونی با نقب زدن از لفظ به معنا

🖌#لیلا_مهدوی نوشت:

🔹تاریخ در کتاب «حسینِ علی» با ذکر جزئیات و ساختن فضا و تصویر ساخته و پرداخته می‌شود. با این که موید در اثرش تاریخ می‌نویسد اما از ادبیات غافل نیست. وقایع را در پس زبانی آهنگین و تاثیرگذار روایت می‌کند. گذشته از صناعت ادبی، آنچه در هنر یکی از شروط اصلی است این است که نویسنده بتواند در مخاطب، حس را برانگیزاند. «حسینِ علی» سعی ندارد از واقعیت فراتر برود. اما انتخاب کلماتش به نوعی است که حس بیشتری در میان آن‌ها مبادله می‌شود و به این سبب مخاطب را بیشتر و بهتر به دنبال خود می‌کشد.

🔹بطن کتاب اثر شگرفی بر مخاطب می‌گذارد. گزارش همان نقلی است که مخاطب شیعه بارها و باها شنیده و خوانده است. اما عمق کلمات به کار رفته در این نثر مخاطب را به چیستی و چرایی می‌رساند. غایت اثر نهایتا نقب زدن از لفظ به معناست.
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝تراژدی شیوع یک ویروس سیاسی

🖌#نفیسه_کاخانی نوشت:

🔹داستان «فقط یک طاعون ساده» حول محور آدم‌ها می‌چرخد. آدم‌هایی که ناخواسته و در شرایط گوناگون آلوده می‌شوند بی‌آنکه کوچکترین اطلاعی از وخامت اوضاع پیرامون داشته باشند. انتشار و انتقال طاعونی که وحشت مقامات روس را موجب شده از سفر رودلف مایر، محقق میکروبیولوژیست، آغاز می‌شود. او در طی این سفر تا زمان بروز علایم اولیه بیماری، که از قضا یک بیماری حاد تنفسی نیز هست، در حین مسافرت با قطار و در طول اقامت در هتل با افراد زیادی تماس دارد و زمانی که مسئولین حکومتی متوجه نوع بیماری او می‌شوند به سرعت تمام تلاش دیکتاتورمآبانه خود را برای یافتن تک به تک افراد و قرنطینه زندان‌گونه آنها آغاز می‌کنند.

🔹هرچند ممکن است «فقط یک طاعون ساده» برخلاف رمان‌های معمول روسی از کشش و جذابیت ویژه‌ای برخوردار نباشد، اما می‌تواند برای مردمی که نزدیک به دو سال است روال عادی زندگی خود را از دست داده‌اند یک شرح حال صمیمانه و بی‌تکلف باشد و حس همذات پنداری خواننده را برانگیزاند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝بر خوانِ کریم

🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:

🔹کتاب «نشان حُسن» از آن کتاب‌های درست و حسابی‌ست که مخاطب کاربلد و داستان شنیده را هم می‌نشاند پای مطالعه. خانم «لیلا مهدوی» کتابی نوشته با چند راوی و حول چندین شخصیت از زمانه امام حسین علیه‌السلام که همه‌شان هم شناخته شده و آشنا هستند. خانم نویسنده رفته است سراغ اولاد حضرت مجتبی علیه‌السلام و روایت آن‌ها را از پیش از حرکت کاروان حضرت حسین علیه‌السلام از مدینه به سمت مکه روایت کرده است. روایت زندگی حضرات ابن‌الحسن علیه‌لسلام را در نشان حسن می‌توانید بخوانید و مهمان سفره حضرات بشوید.

🔹در این چالش نویسنده باید داستانی را بنویسد که مخاطب همه‌اش را می‌داند. اصلا از هرجایش بنویسد مخاطب نه تنها آن داستان را می‌داند که داستان را از زوایای دیگر هم بلد است. بدتر این‌که داستان را خشک و خالی و تنها هم نخوانده است. داستان را با صدای آدم‌های خوش صدایی که سال‌ها تمرین کرده‌اند، در بین جمعی از عشّاق شنیده، موقع ورودش به حلقه وصل مقدمش را گرامی داشته‌اند و تکریمش کرده‌اند...

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝واکسیناسیون را جدی بگیرید!

🖌#احمد_تقی_خانی نوشت:

🔹مهم‌ترین دلیل برای اینکه کتاب نخوانیم این است که کتاب و کتابخوانی فکرمان را مشغول می‌کند! به قول معروف «فکری می‌شویم» و «می‌رویم توی فکر»! کاربرد واژه «فکر» در این دو تعبیر مرسوم بین مردم نه در وجه مثبت که در وجه منفی آن و به‌معنای مشغله و درگیری ذهنی است. زیاد دیده‌ایم به محض اینکه به کسی فکر فرو می‌رود، به او می‌گویند: «فلانی تو فکری!» یا اگر فضول نباشند و کمی مهربان باشند، می‌گویند: «فلانی نبینم تو فکر باشی!» یا در گزارش فردی که سکوت کرده و در حال تأمل است، می‌گویند: «فلانی رفته تو فکر!» خب طبیعی است که منظورشان فکر بد و بد فکر کردن است و حرفشان این نیست که اصلاً نباید فکر کرد و همین فکر منفی می‌تواند دلیلی باشد برای اینکه کتاب نخوانیم.

🔹فکری شدن هم آنقدرها هم که فکرش را می‌کنیم بد نیست و می‌تواند خیلی آینده‌نگرانه و پیشگیرانه باشد. پس این دلیل کتاب نخواندن هم کشک! برویم سراغ دلایل جدی‌تر و تا زمانی که دلیلی نیافته‌ایم برویم و جای این خوشحال‌بازی‌ها، کتاب بخوانیم که واکسنِ غمگین امروز به از بیماری سنگین فردا.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝تو را می‌شناسم ای شبگرد عاشق…

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹واروژ هاخباندیان مشهور به «واروژان» نامی است که با بسیاری از قطعات ماندگار موسیقی پاپ فارسی همنشین است ولی چون پیش از پیروزی انقلاب از دنیا رفته، طبیعتا نامی از او نیست، زیرا کسی نیست که مصاحبه کند و جنجال درست کند تا بیشتر دیده شود. او در ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ در وضعیتی که شبیه به زیست هنری‌اش بوده از دنیا رفته تا امروز تبدیل به نامی ناآشنا در دنیای موسیقی پاپ فارسی باشد و جز عده‌ای که در این عرصه فعالیت حرفه‌ای دارند مخاطبان نام و یادی از او در خاطر نداشته باشند.

🔹این کتاب روال رشد و حرکت او و تنگناهایی که فعالیت هنری در ایران زمان پهلوی داشته را به خوبی نشان می‌دهد. مسیری که با سختی طی شد تا امروز از اسمی به نام «واروژان» یاد کنیم. عصاران در این کتاب هرجا نقل‌ها و خاطرات دارای اشتباه یا سهو لسان است، در پاورقی تذکر می‌دهد و از این حیث باید گفت با کتابی مستند و دقیق روبه‌رو هستیم و همانطور که گفته شد نویسنده فقط و فقط ترسیم چهره یک هنرمند را در نظر داشته و نه چیز دیگر!

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝متفاوت، خیال‌انگیز و آموزنده

🖌نفیسه_سادات_موسوی نوشت:

🔹به طور کلی بچه‌ها شنیدن داستان را دوست دارند. بیشتر داستان‌های مخصوص کودکان هم علاوه بر جذابیت، آموزنده نیز هستند و باعث تقویت قوه تخیل و تصور کودک می‌شوند. داستان‌های زندگی پیامبران هم از این قاعده مستثنی نیستند. بچه‌ها به دلیل فطرت پاکی که دارند، از شنیدن احسن القصص که قصه‌های قرآنی هستند، لذت خواهند برد. اما آنچه باید همواره مورد توجه نویسندگان کودک قرار بگیرد این است که این قصه‌ها باید در لفظ و روایت، متناسب با سن کودک بیان شود تا بتواند کارکرد حقیقی و مطلوب خودش را داشته باشد.

🔹پیامبرانی که در مجموعه «پیامبران و قصه‌هایشان» با زندگی آنها آشنا می‌شویم عبارتند از: آدم و حوا، هابیل و قابیل، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، لوط، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی، الیاس ، یونس، داوود، سلیمان، زکریا، یحیی، خضر، ذوالکفل، عزیر، عیسی و پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝آب، نان، آواز

🖌#زینب_مرزوقی نوشت:

🔹اگر بگویم موسیقی در خوزستان کنار نان و آب جزئی از زندگی روزمره است نه گزاف گفته‌ام و نه غلو کرده‌ام؛ اصلا تصور ساحل کارون و نخلستان‌ها هم بدون صدای دف و نی و سنتور امکان پذیر نیست. حتی در میان خوزستانی‌ها این نقل معروف است که خوزستانی‌ها یکی در میان یا شعر می‌دانند یا آواز. از سمت شهرهای عرب‌نشین خوزستان که گذر کنیم می‌بینیم که از شدت قرابت و نزدیکی به سازهای رباب، سنتور و دمام سبک‌های معروف علوانیه، عتاب، ابوطلگه و بسته، شعر و لحنی عربی متولد کرده‌اند.

🔹موسیقی شوشتری نیز دستگاه جداگانه‌، مقام و تصنیف خاص خود را دارد و اصالتش به قدمت تمدن شوشتر است. هنوز که هنوز است ترانه «امشو شو میلاد امام شیعیونه» که از ترانه‌های قدیمی سبک شوشتری در نیمه شعبان است میان مردم شوشتر محبوبیت دارد و کمتر کسی پیدا می‌شود که کلمات و ریتم این آواز را نداند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝روی صندلیِ داستان‌نویس

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹پرده جادو، این لقبی است که به پرده نقره‌ای سینما و به طور کلی سینما داده‌اند تا نمایانگر جایگاه آن در ذهن مخاطبان باشد. سینمایی که در ابتدا با موج وحشت بسیار زیاد مخاطبان روبه‌رو شد ولی به مرور تبدیل به محیطی برای تفریح و گذران اوقات فراغت افراد شد. در مرور خاطرات سینمایی افراد مختلف می‌بینیم که سینما شگفت‌انگیز‌ترین مکانی بوده که در کودکی و نوجوانی پا به آنجا گذاشته‌اند و آن را تجربه کرده‌اند.

🔹افرادی که می‌خواهیم از آن‌ها نام ببریم از چهره‌های مطرح سینما و برخی حتی از بزرگان سینمای ایران هستند. کسانی که در روزهای اوجشان مردم برای تماشای فیلم‌های آن‌ها در سرما و گرما مقابل سینماها صف می‌کشیدند تا بتوانند آثارشان را تماشا کنند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝گرسنه‌ها از پروانه‌ها نمی‌نویسند!

🖌#سعیده_ملایی نوشت:

🔹از قدیم گفته‌اند تاریخ را فاتحان می‌نویسند اما باید گفت گاهی قلم یک نویسنده رنج‌دیده و به استضعاف کشیده شده، مانند محمد شکری می‌تواند تمام معادلات فاتحان را بر هم بریزد و با ماهیت افشاگرانه، نسل‌های بعدی را به حقیقتی رهنمون کند که در کتاب‌های تاریخ پیدا نمی‌شود.
یکی از منتقدان عرب درباره سبک خاص او در نوشتن و در اشاره به تلخی و گزندگی قلمش می‌گوید: «محمد شکری با تیغ می‌نویسد.»

🔹این رمان تراژدی انسانی است که فقر او را به حقارت‌بارترین شرایط زندگی سوق داده است. کشوری که زیر چکمه استعمار اسپانیا خفه می‌شود و علاوه بر فقر و گرسنگی، جهل نیز در آن بیداد می‌کند؛ مردم برای حل مشکلات خود در گورستان‌ها شمع روشن می‌کنند و یا برای درمان بیماری‌هایشان به خرافات پناه می‌برند و خون می‌نوشند زیرا این تنها راه‌حل‌هایی است که حکومت ناکارآمد وابسته به استعمار پیش روی آن‌ها قرار داده است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.