📝استقلال، آزادی، نان!
🖌#سعیده_ملایی نوشت:
🔹یوسف راه پرخطر و خونینی را در پیش گرفته؛ راه آزادی و استقلال وطن، راهی که حتی ممکن است برادر را در مقابل برادر قرار بدهد و منفعتطلبان داخلی و استعمارگران خارجی و زالو صفت را علیه او بشوراند. یوسف نمادی از مبارزان راه آزادی وطن در گسترهای به وسعت تاریخ و عاشقان بینشانی است که بیچشمداشتی در مدار وطنپرستی خطر میکنند.
🔹«سووشون» نخستین رمان به قلم یک زن در تاریخ ادبیات ایران به شمار میرود؛ رمانی در رثای استقلال، آزادی و نان. سیمین دانشور مدتی بعد از انتشار این رمان با مرگ تراژیک همسرش جلال مواجه میشود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#سعیده_ملایی نوشت:
🔹یوسف راه پرخطر و خونینی را در پیش گرفته؛ راه آزادی و استقلال وطن، راهی که حتی ممکن است برادر را در مقابل برادر قرار بدهد و منفعتطلبان داخلی و استعمارگران خارجی و زالو صفت را علیه او بشوراند. یوسف نمادی از مبارزان راه آزادی وطن در گسترهای به وسعت تاریخ و عاشقان بینشانی است که بیچشمداشتی در مدار وطنپرستی خطر میکنند.
🔹«سووشون» نخستین رمان به قلم یک زن در تاریخ ادبیات ایران به شمار میرود؛ رمانی در رثای استقلال، آزادی و نان. سیمین دانشور مدتی بعد از انتشار این رمان با مرگ تراژیک همسرش جلال مواجه میشود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چند بار زندگی کردهاید؟
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹فیلمها خیلی خوبند اما بیشتر فرصت قدم زدن در طول ماجرا را برایم فراهم میکنند، رمانها اما میگذارند توی این استخر عمیق بی اینکه در دنیای واقعی شنا بلد باشم، بارها زیرآبی بروم و نفس هم کم نیاورم. در عرض حوادث، طول حوادث، توی سر شخصیتها و هر جا که دلم خواست بگردم و فکر کنم همه این صحنه نمایش برای من تدارک دیده شده، پنجره را باز کنم و کمی چای بنوشم و به بازیگران سرگردانم که هر بار سویی را انتخاب میکنند، سر بزنم. صبورانه نگاه کنم، به توطئههایشان لبخند بزنم یا نگران بعضی شخصیتها شوم و بارها و بارها بیشتر زندگی کنم. اصلا هر یک رمان که بیشتر بخوانی انگار یک بار بیشتر زندگی کردهای.
🔹آنها که با تخیل خودشان جهان داستان را ساختهاند برای همیشه گوشه ذهنشان تصاویری از آن دارند که با هیچ فیلمی برابری نمیکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹فیلمها خیلی خوبند اما بیشتر فرصت قدم زدن در طول ماجرا را برایم فراهم میکنند، رمانها اما میگذارند توی این استخر عمیق بی اینکه در دنیای واقعی شنا بلد باشم، بارها زیرآبی بروم و نفس هم کم نیاورم. در عرض حوادث، طول حوادث، توی سر شخصیتها و هر جا که دلم خواست بگردم و فکر کنم همه این صحنه نمایش برای من تدارک دیده شده، پنجره را باز کنم و کمی چای بنوشم و به بازیگران سرگردانم که هر بار سویی را انتخاب میکنند، سر بزنم. صبورانه نگاه کنم، به توطئههایشان لبخند بزنم یا نگران بعضی شخصیتها شوم و بارها و بارها بیشتر زندگی کنم. اصلا هر یک رمان که بیشتر بخوانی انگار یک بار بیشتر زندگی کردهای.
🔹آنها که با تخیل خودشان جهان داستان را ساختهاند برای همیشه گوشه ذهنشان تصاویری از آن دارند که با هیچ فیلمی برابری نمیکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝از زاویه دید یک زن
🖌#لادن_عظیمی نوشت:
🔹«ساجی» روایت زندگیهاییست که به دوش کشیدهشده و از این شهر به آن شهر کوچانده میشوند. روایت خانههایی که به امید بازگشتی زود، رها میشوند و چیزی جز تلی از خاک و خاکستر از آنها باقی نمیماند. روایت عروسهایی که فردای روز عروسی سیاهپوش میشوند. روایت پسرانی که هرگز برنمیگردند و پدرانی که در انتظار پیر میشوند. روایت خانههای بدون مردی که دلهره و هراس در آنجا پرسه میزند و زنانی که با چنگ و دندان زندگی را سرپا نگه میدارند و تنهایی را در چمدانهایشان از این شهر به آن شهر حمل میکنند.
🔹زنان کتاب، نبض تپنده این زندگیهای آشفتهاند، شیرازه زندگیهای مصیبتزده و غمباری که با هر داغ تا مرز متلاشی شدن پیش میروند، اما متلاشی نمیشوند.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#لادن_عظیمی نوشت:
🔹«ساجی» روایت زندگیهاییست که به دوش کشیدهشده و از این شهر به آن شهر کوچانده میشوند. روایت خانههایی که به امید بازگشتی زود، رها میشوند و چیزی جز تلی از خاک و خاکستر از آنها باقی نمیماند. روایت عروسهایی که فردای روز عروسی سیاهپوش میشوند. روایت پسرانی که هرگز برنمیگردند و پدرانی که در انتظار پیر میشوند. روایت خانههای بدون مردی که دلهره و هراس در آنجا پرسه میزند و زنانی که با چنگ و دندان زندگی را سرپا نگه میدارند و تنهایی را در چمدانهایشان از این شهر به آن شهر حمل میکنند.
🔹زنان کتاب، نبض تپنده این زندگیهای آشفتهاند، شیرازه زندگیهای مصیبتزده و غمباری که با هر داغ تا مرز متلاشی شدن پیش میروند، اما متلاشی نمیشوند.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝واقعنمایی امر محتمل
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹آنچه در «رژیسور» موضوعیت و رسمیت دارد ایران است اما نه ایران در پارادایم ناسیونالیسم منفی بلکه گسترهای جغرافیایی با عقبهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. نویسنده با مقدماتی کاملا داستانی به سراغ پردازش حادثه هولناک و تکاندهنده به توپ بستن مجلس میرود و سپس بیفوت وقت خواننده را که حالا با شخصیتها به واسطه آشنایی انس گرفتهاند؛ به مشهد میبرد و او را به نظاره واقعهای غیرقابل باور مینشاند؛ حمله و به توپ بستن حرم علیابنموسیالرضا(ع).
🔹«رژیسور» بر بستری عاشقانه روان است و به پیش میرود. ماجرای عاشقی و روایتی عاطفی از رابطه یک مترجم زبان فارسی دانشگاه سنپترزبورگ به نام نینا با افسری روسی به نام ردکو. اما این بستر در ظرف زمانی سالهای ابتدایی مشروطه و حوادث پیاپی و مهم آن است که توسط تشکری با ساختار رمان به تصویر کشیده شده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹آنچه در «رژیسور» موضوعیت و رسمیت دارد ایران است اما نه ایران در پارادایم ناسیونالیسم منفی بلکه گسترهای جغرافیایی با عقبهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. نویسنده با مقدماتی کاملا داستانی به سراغ پردازش حادثه هولناک و تکاندهنده به توپ بستن مجلس میرود و سپس بیفوت وقت خواننده را که حالا با شخصیتها به واسطه آشنایی انس گرفتهاند؛ به مشهد میبرد و او را به نظاره واقعهای غیرقابل باور مینشاند؛ حمله و به توپ بستن حرم علیابنموسیالرضا(ع).
🔹«رژیسور» بر بستری عاشقانه روان است و به پیش میرود. ماجرای عاشقی و روایتی عاطفی از رابطه یک مترجم زبان فارسی دانشگاه سنپترزبورگ به نام نینا با افسری روسی به نام ردکو. اما این بستر در ظرف زمانی سالهای ابتدایی مشروطه و حوادث پیاپی و مهم آن است که توسط تشکری با ساختار رمان به تصویر کشیده شده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سوار بر زبان در پیچوخم تاریخ
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹یرواند آبراهامیان تاریخنگار ارمنیتبار، با کتاب «ایران بین دو انقلاب» و مجموعه روایتهای تاریخی خود تلاش کرده روایتی از تاریخ معاصر را برای مخاطب خود که احتمالا علاقهای هم به تاریخ ندارد، تدوین و با بهرهگیری از ظرفیتهای زبانی روایت خود را طرح کند. کتابی که از مشروطه تا پیروزی انقلاب را مرور میکند و با توجه به دورهای که مرور کرده حجم زیادی (۷۲۸ صفحه) ندارد.
🔹اگر میخواهید از زاویه دید جریانهای چپ به تاریخ نگاه کنید این کتاب میتواند گزینه خوبی باشد ولی اینطور نیست که شما را از خواندن دیگر کتب تاریخی بینیاز کند. زبان عنصری است که در این کتاب از آن به نفع روایت استفاده شده و اصلیترین عامل اقبال مخاطب به کتاب نیز همین است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹یرواند آبراهامیان تاریخنگار ارمنیتبار، با کتاب «ایران بین دو انقلاب» و مجموعه روایتهای تاریخی خود تلاش کرده روایتی از تاریخ معاصر را برای مخاطب خود که احتمالا علاقهای هم به تاریخ ندارد، تدوین و با بهرهگیری از ظرفیتهای زبانی روایت خود را طرح کند. کتابی که از مشروطه تا پیروزی انقلاب را مرور میکند و با توجه به دورهای که مرور کرده حجم زیادی (۷۲۸ صفحه) ندارد.
🔹اگر میخواهید از زاویه دید جریانهای چپ به تاریخ نگاه کنید این کتاب میتواند گزینه خوبی باشد ولی اینطور نیست که شما را از خواندن دیگر کتب تاریخی بینیاز کند. زبان عنصری است که در این کتاب از آن به نفع روایت استفاده شده و اصلیترین عامل اقبال مخاطب به کتاب نیز همین است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رنگی با عکسهای سیاهوسفید
🖌#زینب_آزاد نوشت:
🔹کتاب «کاهن معبد جینجا» فارغ از سفرنامه بودنش، یک دایرةالمعارف ژاپنی است و نویسنده در این کتاب فارغ از جناحبازی و جبههگیری، آزادانه نظراتش را بیان کرده و حتی سعی نکرده است یک تصویر غیرواقعی از زندگی مردم ژاپن به مخاطب انتقال دهد. او در جاهایی که لازم دیده، به تعریف و تمجید از زندگی یک انسان ژاپنی پرداخته و آنها را ستوده و در عوض تصاویر واقعی و تاریک زندگی آنها را دیده و بیان کرده است. همین نکته باعث شده مخاطب احساس کند با کتاب و نویسندهای منصف مواجه است و حتی در برخی قسمتها چنان سرباز بیدفاع در جدال مقایسهها هم قرار میگیرد.
🔹یامینپور در این کتاب بیان میکند که ژاپنیها در ماراتن سنت و مدرنیته برای به ثمر نشستن زحماتشان چه تلاشها نکردهاند و چه حقارتهایی را تحمل نکردهاند. اصلاً مگر ملت هم اینقدر بیعزتنفس؟ بیایند و کشورت را به خاکوخون بکشند و در نهایت به رسم دیرینۀ آبا و اجدادی، تا کمر خم شوی و احترام بگذاری و بگویی دستتان درد نکند، اگر شما ما را قتلعام نمیکردید، ما بقیه را قتلعام میکردیم!
🔺متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🖌#زینب_آزاد نوشت:
🔹کتاب «کاهن معبد جینجا» فارغ از سفرنامه بودنش، یک دایرةالمعارف ژاپنی است و نویسنده در این کتاب فارغ از جناحبازی و جبههگیری، آزادانه نظراتش را بیان کرده و حتی سعی نکرده است یک تصویر غیرواقعی از زندگی مردم ژاپن به مخاطب انتقال دهد. او در جاهایی که لازم دیده، به تعریف و تمجید از زندگی یک انسان ژاپنی پرداخته و آنها را ستوده و در عوض تصاویر واقعی و تاریک زندگی آنها را دیده و بیان کرده است. همین نکته باعث شده مخاطب احساس کند با کتاب و نویسندهای منصف مواجه است و حتی در برخی قسمتها چنان سرباز بیدفاع در جدال مقایسهها هم قرار میگیرد.
🔹یامینپور در این کتاب بیان میکند که ژاپنیها در ماراتن سنت و مدرنیته برای به ثمر نشستن زحماتشان چه تلاشها نکردهاند و چه حقارتهایی را تحمل نکردهاند. اصلاً مگر ملت هم اینقدر بیعزتنفس؟ بیایند و کشورت را به خاکوخون بکشند و در نهایت به رسم دیرینۀ آبا و اجدادی، تا کمر خم شوی و احترام بگذاری و بگویی دستتان درد نکند، اگر شما ما را قتلعام نمیکردید، ما بقیه را قتلعام میکردیم!
🔺متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
📝خطر نفستنگی و جیغهای ناگهانی!
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹مجموعه «گریشا» را میتوان یکی از بهترین نمونههای ادبیات فانتزی معاصر دانست. یک فانتزی تمام عیار و البته منحصر بهفرد. به طوریکه در عین حالی که به تمام اصول و نکات فانتزی پایبند است به هیچ دنیای فانتزی دیگری در ادبیات شباهت ندارد و جهان و موجوداتی متفاوت با تمام آنچه تا به امروز دیدهایم و شنیدهایم و خواندهایم، مقابل دیدگان ما جان میگیرد. خبری از الفاظ نام آشنای جادو و سحر و سفر در زمان و اینها نیست و با این حال اصلا با پیچیدگیهایی طرف نیستیم که برای فهم مختصات و اقتضائات داستان، لازم باشد وقت و انرژی زیادی خرج کنیم. داستان در عین تفاوت و خاص بودن، ساده و ملموس است.
🔹برگ برنده اصلی گریشا غافلگیریهای آن است! بهطوریکه مخاطب هر سن و سالی که داشته باشد، بخشهایی از داستان را از شدت هیجان ایستاده میخواند و حتی ممکن است از هیجان نفسش بند بیاید یا جیغ بکشد!!! و هرچه به پایان هر کدام از جلدها نزدیکتر میشویم، این واکنشها هم بیشتر میشوند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹مجموعه «گریشا» را میتوان یکی از بهترین نمونههای ادبیات فانتزی معاصر دانست. یک فانتزی تمام عیار و البته منحصر بهفرد. به طوریکه در عین حالی که به تمام اصول و نکات فانتزی پایبند است به هیچ دنیای فانتزی دیگری در ادبیات شباهت ندارد و جهان و موجوداتی متفاوت با تمام آنچه تا به امروز دیدهایم و شنیدهایم و خواندهایم، مقابل دیدگان ما جان میگیرد. خبری از الفاظ نام آشنای جادو و سحر و سفر در زمان و اینها نیست و با این حال اصلا با پیچیدگیهایی طرف نیستیم که برای فهم مختصات و اقتضائات داستان، لازم باشد وقت و انرژی زیادی خرج کنیم. داستان در عین تفاوت و خاص بودن، ساده و ملموس است.
🔹برگ برنده اصلی گریشا غافلگیریهای آن است! بهطوریکه مخاطب هر سن و سالی که داشته باشد، بخشهایی از داستان را از شدت هیجان ایستاده میخواند و حتی ممکن است از هیجان نفسش بند بیاید یا جیغ بکشد!!! و هرچه به پایان هر کدام از جلدها نزدیکتر میشویم، این واکنشها هم بیشتر میشوند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سرمه عربی
🖌#سمیه_سادات_حسینی نوشت:
🔹لیوان کاپوچینو را از زیر دستگاه برداشت و گذاشت روی زمین کنار پایش. موبایل را برداشت و همان لحظه بود که خبر را دریافت کرد. فیلمی از جنگ جدید فلسطین وایرال شده بود و دیدن اولین فریم از آن فیلم برای سلما مشخص کرد که با خبری شخصی روبهرو است.
🔹مردی سیهچرده و سیهمو، با مژگانی انبوه و اشکهایی آغشته به سرمه عربی دستساز، بی اندکی تغییر از چهرهای که سلما بهیاد داشت، نوزادی نهماهه را در آغوش میفشرد و توضیح خبر میگفت که مرد همسر و سه بچه دیگرش را زیر آوار موشکهای اسرائیل از دست داده و تنها همین نوزاد برایش مانده.
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
🖌#سمیه_سادات_حسینی نوشت:
🔹لیوان کاپوچینو را از زیر دستگاه برداشت و گذاشت روی زمین کنار پایش. موبایل را برداشت و همان لحظه بود که خبر را دریافت کرد. فیلمی از جنگ جدید فلسطین وایرال شده بود و دیدن اولین فریم از آن فیلم برای سلما مشخص کرد که با خبری شخصی روبهرو است.
🔹مردی سیهچرده و سیهمو، با مژگانی انبوه و اشکهایی آغشته به سرمه عربی دستساز، بی اندکی تغییر از چهرهای که سلما بهیاد داشت، نوزادی نهماهه را در آغوش میفشرد و توضیح خبر میگفت که مرد همسر و سه بچه دیگرش را زیر آوار موشکهای اسرائیل از دست داده و تنها همین نوزاد برایش مانده.
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝مهم با «اما و اگر»!
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹کتاب«سوسن تسلیمی؛ در گفتوگویی بلند با محمد عبدی» از کودکی تا سالهای اخیر فعالیت تسلیمی را در برمیگیرد و عبدی به عنوان مصاحبهکننده تلاش کرده موضوعی از قلم نیفتد و در یک روال منطقی از تسلیمی سوالاتش را میپرسد و او در اغلب موارد صریح پاسخ میدهد.
🔹روند مصاحبه و مطالبی که از زبان تسلیمی در یک سوم ابتدایی بیان میشود مخلوط به «اما و اگر» است، انگار خانم تسلیمی خاطرات سالهای جوانی خود را فراموش کرده یا گرد فراموشی بر آنها نشسته و حالا که در حال بازیابی خاطرات است چیزهایی را با چیزهای دیگر مخلوط میکند و همین سبب میشود روال مصاحبه دقیق جلو نرود و پاسخهایی که میدهد برای خواننده گنگ باشد و متوجه نشود. در واقع باید گفت در این قسمت فرمان مصاحبه بیشتر در اختیار تسلیمی است و عبدی در مقام یک تماشاگر مقابل تسلیمی نشسته ولی از جایی که تسلیمی خاطرات بیشتری در ذهن دارد عبدی نیز حضور فعالتری در روند مصاحبه پیدا میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹کتاب«سوسن تسلیمی؛ در گفتوگویی بلند با محمد عبدی» از کودکی تا سالهای اخیر فعالیت تسلیمی را در برمیگیرد و عبدی به عنوان مصاحبهکننده تلاش کرده موضوعی از قلم نیفتد و در یک روال منطقی از تسلیمی سوالاتش را میپرسد و او در اغلب موارد صریح پاسخ میدهد.
🔹روند مصاحبه و مطالبی که از زبان تسلیمی در یک سوم ابتدایی بیان میشود مخلوط به «اما و اگر» است، انگار خانم تسلیمی خاطرات سالهای جوانی خود را فراموش کرده یا گرد فراموشی بر آنها نشسته و حالا که در حال بازیابی خاطرات است چیزهایی را با چیزهای دیگر مخلوط میکند و همین سبب میشود روال مصاحبه دقیق جلو نرود و پاسخهایی که میدهد برای خواننده گنگ باشد و متوجه نشود. در واقع باید گفت در این قسمت فرمان مصاحبه بیشتر در اختیار تسلیمی است و عبدی در مقام یک تماشاگر مقابل تسلیمی نشسته ولی از جایی که تسلیمی خاطرات بیشتری در ذهن دارد عبدی نیز حضور فعالتری در روند مصاحبه پیدا میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝جنگی برای زندگی
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹ساجی خیلی غافلگیرانه شروع میشود؛ از جایی که در چند صفحه، مخاطب با یک ماجرای عجیب روبهرو میشود: چندین اتفاق و حادثه پشت سرهم که نهایتا به زندگی روایِ اصلی کتاب متصل میشود و مخاطب متوجه میشود خانم نسرین باقرزاده، فرزندِ همسر دومِ مادرش است.
🔹اوج داستان، روایت آغاز جنگ و حضور شهید باقری در جبهه است؛ جایی که «تازه عروس» که در رویاهای زندگی شیرین بوده و اصلا خیالی به جز یک زندگی آرام و عاشقانه در کنار همسرش نداشته، ناگهان با یک واقعیتِ دردناک روبهرو میشود: برای امنیت خاک و ناموسِ کشور، باید هزینه داد؛ هزینهای که با کمرنگ شدن حضورِ همسر در خانه در همان روزهای نخست زندگی مشترک آغاز میشود.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹ساجی خیلی غافلگیرانه شروع میشود؛ از جایی که در چند صفحه، مخاطب با یک ماجرای عجیب روبهرو میشود: چندین اتفاق و حادثه پشت سرهم که نهایتا به زندگی روایِ اصلی کتاب متصل میشود و مخاطب متوجه میشود خانم نسرین باقرزاده، فرزندِ همسر دومِ مادرش است.
🔹اوج داستان، روایت آغاز جنگ و حضور شهید باقری در جبهه است؛ جایی که «تازه عروس» که در رویاهای زندگی شیرین بوده و اصلا خیالی به جز یک زندگی آرام و عاشقانه در کنار همسرش نداشته، ناگهان با یک واقعیتِ دردناک روبهرو میشود: برای امنیت خاک و ناموسِ کشور، باید هزینه داد؛ هزینهای که با کمرنگ شدن حضورِ همسر در خانه در همان روزهای نخست زندگی مشترک آغاز میشود.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مراقب لب و لوچهتان باشید
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹باردوگو در «گریشا» فقط داستان تعریف نمیکند؛ دنیایی تمام و کمال با جزئیات فراوان و مثالزدنی خلق کرده است و در میانههای جلد دوم، آن جا که داستان به فراخور موضوع و ماهیت آرام میگیرد، از این خلقت و معماری جزئی، دقیق و هنرمندانهاش برای مخاطب پردهبرداری میکند. کوچکترین جزئیات هم از قلم قدرتمند او پنهان نمانده است و چنان فضاها را تصویری توصیف میکند که بازسازی نمایشی ساختمانها و مخصوصاً کاخ کوچک (لیتل پالاس)، که از مکانهای مهم داستان است، به راحتیِ بازسازی قلعه هاگوارتز در مجموعه هری پاتر است. چنان دقیق و آجر به آجر که هیچ مخاطبی، تصویر متفاوتی از آن نسبت به مخاطب دیگر در ذهن نخواهد داشت.
🔹 برگ برنده دومین جلد از سهگانه «گریشا»؛ درست مانند جلد اول، پایان آن است؛ پایانی کاملا دور از انتظار. حتی با وجود اینکه به ذهنمان قبولاندهایم که نباید منتظر اتفاقات خطی و محتمل باشد اما بازهم لی باردوگو نشان میدهد که چند پله از ما جلوتر است و کتاب را با وضعیت و ماجرایی به اتمام میرساند که شوکه کننده است.
🔺متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹باردوگو در «گریشا» فقط داستان تعریف نمیکند؛ دنیایی تمام و کمال با جزئیات فراوان و مثالزدنی خلق کرده است و در میانههای جلد دوم، آن جا که داستان به فراخور موضوع و ماهیت آرام میگیرد، از این خلقت و معماری جزئی، دقیق و هنرمندانهاش برای مخاطب پردهبرداری میکند. کوچکترین جزئیات هم از قلم قدرتمند او پنهان نمانده است و چنان فضاها را تصویری توصیف میکند که بازسازی نمایشی ساختمانها و مخصوصاً کاخ کوچک (لیتل پالاس)، که از مکانهای مهم داستان است، به راحتیِ بازسازی قلعه هاگوارتز در مجموعه هری پاتر است. چنان دقیق و آجر به آجر که هیچ مخاطبی، تصویر متفاوتی از آن نسبت به مخاطب دیگر در ذهن نخواهد داشت.
🔹 برگ برنده دومین جلد از سهگانه «گریشا»؛ درست مانند جلد اول، پایان آن است؛ پایانی کاملا دور از انتظار. حتی با وجود اینکه به ذهنمان قبولاندهایم که نباید منتظر اتفاقات خطی و محتمل باشد اما بازهم لی باردوگو نشان میدهد که چند پله از ما جلوتر است و کتاب را با وضعیت و ماجرایی به اتمام میرساند که شوکه کننده است.
🔺متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
📝هیچ کجای کتاب، دو بهعلاوه دو چهار نمیشود!
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹تخیل، پررنگترین عنصر فانتزی جلد سوم «گریشا» است و آنچنان مقتدرانه در داستان حضور دارد که دیگر مقهور قدرتهای ماورایی یا تجهیزات و مکانها و اشخاص عجیب و متفاوت نمیشویم. هنر اصلی لی باردوگو این بوده که هیچ مرزی برای دنیایی که خلق کرده قائل نشده است و به قلمش اجازه داده است به هر آینده ممکن و ناممکن، محتمل یا نامحتملی برای شخصیتها و دنیایش سرک بکشد.
🔹نویسنده به چندین شیوه متفاوت، از غافلگیری صرف بالاتر میرود و قوانین و قواعد چارچوبهای ذهنی را کاملا درهم میشکند. شما مطمئن هستید که در هیچ کجای این کتاب، دو به علاوه دو چهار نمیشود اما حتی فکرش را هم نمیتوانید بکنید پس چند میشود! معماهایی که در خلال داستان از ابتدا تا اینجا با آنها مواجه شده بودیم، یکییکی رمزگشایی میشوند و این رمزگشایی به شیوههای غیرمعمول و خاصی است که هیجان داستان را برای مخاطب چند برابر میکند، اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود و ما با تعدادی رمزگشایی بدون معما هم مواجه میشویم!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:
🔹تخیل، پررنگترین عنصر فانتزی جلد سوم «گریشا» است و آنچنان مقتدرانه در داستان حضور دارد که دیگر مقهور قدرتهای ماورایی یا تجهیزات و مکانها و اشخاص عجیب و متفاوت نمیشویم. هنر اصلی لی باردوگو این بوده که هیچ مرزی برای دنیایی که خلق کرده قائل نشده است و به قلمش اجازه داده است به هر آینده ممکن و ناممکن، محتمل یا نامحتملی برای شخصیتها و دنیایش سرک بکشد.
🔹نویسنده به چندین شیوه متفاوت، از غافلگیری صرف بالاتر میرود و قوانین و قواعد چارچوبهای ذهنی را کاملا درهم میشکند. شما مطمئن هستید که در هیچ کجای این کتاب، دو به علاوه دو چهار نمیشود اما حتی فکرش را هم نمیتوانید بکنید پس چند میشود! معماهایی که در خلال داستان از ابتدا تا اینجا با آنها مواجه شده بودیم، یکییکی رمزگشایی میشوند و این رمزگشایی به شیوههای غیرمعمول و خاصی است که هیجان داستان را برای مخاطب چند برابر میکند، اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود و ما با تعدادی رمزگشایی بدون معما هم مواجه میشویم!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝از عشق زنجیر نسازید
🖌#فاطمه_نخلی_زاده نوشت:
🔹«آدلف»، راوی و شخصیت محوری رمان، مردی است منزوی و تنها که با احساسِ جدیدی در زندگی مواجه میشود؛ همان احساسی که اریک فروم در «هنر عشقورزیدن» از آن سخن میگوید:«عمیقترین احتیاج بشر نیاز اوست به غلبه بر جدایی و رهایی از این زندانِ تنهایی». آدلف میل دارد کسی را دوست بدارد و دوستش بدارند اما گره داستان زمانی محکم میشود که خود را دلبسته معشوقه دیگری مییابد. طولی نمیکشد که این علاقه، ابراز و پذیرفته میشود اما آنچه سبب میشود این احساس در سراشیبیِ فروپاشی قرار بگیرد، تمنای بیش از حد اِلِنور (معشوقهی آدلف) است و زنجیری است که او از عشق برای آدلف میسازد.
🔹کنستان در این شاهکارِ کمحجم اما خواندنی با موشکافی یک رابطه عاشقانه، نشان میدهدکه چرا و چگونه عشق رو به نابودی مینهد. افزون بر این، به نظر میرسد نویسنده قصد دارد به خوانندگانش پند بدهد که «از عشق زنجیر مسازید»، یعنی همان پندی که سالها بعد جبران بازگو میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_نخلی_زاده نوشت:
🔹«آدلف»، راوی و شخصیت محوری رمان، مردی است منزوی و تنها که با احساسِ جدیدی در زندگی مواجه میشود؛ همان احساسی که اریک فروم در «هنر عشقورزیدن» از آن سخن میگوید:«عمیقترین احتیاج بشر نیاز اوست به غلبه بر جدایی و رهایی از این زندانِ تنهایی». آدلف میل دارد کسی را دوست بدارد و دوستش بدارند اما گره داستان زمانی محکم میشود که خود را دلبسته معشوقه دیگری مییابد. طولی نمیکشد که این علاقه، ابراز و پذیرفته میشود اما آنچه سبب میشود این احساس در سراشیبیِ فروپاشی قرار بگیرد، تمنای بیش از حد اِلِنور (معشوقهی آدلف) است و زنجیری است که او از عشق برای آدلف میسازد.
🔹کنستان در این شاهکارِ کمحجم اما خواندنی با موشکافی یک رابطه عاشقانه، نشان میدهدکه چرا و چگونه عشق رو به نابودی مینهد. افزون بر این، به نظر میرسد نویسنده قصد دارد به خوانندگانش پند بدهد که «از عشق زنجیر مسازید»، یعنی همان پندی که سالها بعد جبران بازگو میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کودکانههای ناملموس و سنگین!
🖌#نجمه_نیلی_پور نوشت:
🔹«زمین باید بشه خیس، چرا حرف حالیت نیست، پاشو کلی کار داریم، ببار ای ابر خسیس. ابر نگاهش افتاد پایین. سایهاش بیابان را تاریک کرده بود. دید آدمها یک جا جمع شدهاند. زن و مرد و بچه و پیر، ولی یک نفر بود که با بقیه خیلی فرق داشت. از همه قشنگتر بود. ابر او را شناخت. باد هوهو کرد و گفت: او بنده خوب خدا، که اسمش هست امام رضا، اومده تا دعا کنه، دردا رو هم دوا کنه.»
🔹این متن یکی از داستانهایی است که برای رده سنی کودکان نوشته شده و به نظر میرسد مخاطب کودک ما در هماهنگی شخصیتهای این داستان و پیدایش ارتباط معنایی بین آنها و کرامت امام رضا (ع) کمی با مشکل مواجه شود ضمن اینکه والدین و مربیان نیز مجبور به پاسخگویی سؤالاتی سخت و فلسفی خواهند شد. بنابراین شیوه روایتگری در داستانهای مذهبی و دینی مسألهای است که بایستی با دقت و ظرافت بیشتری انتخاب شود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نجمه_نیلی_پور نوشت:
🔹«زمین باید بشه خیس، چرا حرف حالیت نیست، پاشو کلی کار داریم، ببار ای ابر خسیس. ابر نگاهش افتاد پایین. سایهاش بیابان را تاریک کرده بود. دید آدمها یک جا جمع شدهاند. زن و مرد و بچه و پیر، ولی یک نفر بود که با بقیه خیلی فرق داشت. از همه قشنگتر بود. ابر او را شناخت. باد هوهو کرد و گفت: او بنده خوب خدا، که اسمش هست امام رضا، اومده تا دعا کنه، دردا رو هم دوا کنه.»
🔹این متن یکی از داستانهایی است که برای رده سنی کودکان نوشته شده و به نظر میرسد مخاطب کودک ما در هماهنگی شخصیتهای این داستان و پیدایش ارتباط معنایی بین آنها و کرامت امام رضا (ع) کمی با مشکل مواجه شود ضمن اینکه والدین و مربیان نیز مجبور به پاسخگویی سؤالاتی سخت و فلسفی خواهند شد. بنابراین شیوه روایتگری در داستانهای مذهبی و دینی مسألهای است که بایستی با دقت و ظرافت بیشتری انتخاب شود.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝آیا «نا» در معرفی شهید صدر حق مطلب را ادا کرده؟
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹خانم برادران شمایی کلی از زندگی شخصی، علمی و سیاسی این عالم بزرگ را در کتابش به تصویر کشیده، اما در مقابل این سوال که «آیا «نا» در معرفی شهید صدر حق مطلب را ادا کرده است؟» می توان با قطعیت یک «نه بزرگ» گذاشت.
🔹دو اشکال اساسی این زندگینامه داستانی را دچار ضعف های متعدد کرده است. اول اینکه اثر با شتابزدگی نوشته و منتشر شده است. اشکالی که برای فهمیدنش حتی لازم نیست کتاب را شروع کرد بلکه نویسنده در همان پیشگفتار به طور غیرمستقیم اعتراف میکند برای نوشتن این اثر اطلاعات محدودی در اختیار داشته است. دومین اشکال کتاب سفارشی بودن اثر است. «نا» منتشر شده توسط پژوهشگاه تخصصی شهید صدر است. موسسهای که برای تحقیق و ترویج آثار و نظریات شهید صدر بنا نهاده شده است. گویا مسئولان موسسه در میانه راه متوجه شدهاند برای معرفی این شهید به جامعه هیچ بیوگرافی سادهای در بازار موجود نیست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹خانم برادران شمایی کلی از زندگی شخصی، علمی و سیاسی این عالم بزرگ را در کتابش به تصویر کشیده، اما در مقابل این سوال که «آیا «نا» در معرفی شهید صدر حق مطلب را ادا کرده است؟» می توان با قطعیت یک «نه بزرگ» گذاشت.
🔹دو اشکال اساسی این زندگینامه داستانی را دچار ضعف های متعدد کرده است. اول اینکه اثر با شتابزدگی نوشته و منتشر شده است. اشکالی که برای فهمیدنش حتی لازم نیست کتاب را شروع کرد بلکه نویسنده در همان پیشگفتار به طور غیرمستقیم اعتراف میکند برای نوشتن این اثر اطلاعات محدودی در اختیار داشته است. دومین اشکال کتاب سفارشی بودن اثر است. «نا» منتشر شده توسط پژوهشگاه تخصصی شهید صدر است. موسسهای که برای تحقیق و ترویج آثار و نظریات شهید صدر بنا نهاده شده است. گویا مسئولان موسسه در میانه راه متوجه شدهاند برای معرفی این شهید به جامعه هیچ بیوگرافی سادهای در بازار موجود نیست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پچپچههایی که آدم نمیشنود
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹«برفهای کلیمانجارو» روایت حسرت است، حسرت انسانی که هیچگاه به آن چیزهایی که میخواسته نرسیده و حالا در مواجههای مستقیم با مرگ، مرگی که از زبان هری میخوانیم: «خوبیش اینه که درد نداره، آدم از همین موضوع میفهمه که شروع شده»، به مرور روزهایی میپردازد که بازگشتی برایشان نیست.
🔹ترجمه گلشیری از «برفهای کلیمانجارو» از میان دو ترجمه دیگر مطلوبتر است و کلمات و جملات انتخاب شده به خوبی نثر همینگوی را نشان میدهند، نثری که در «پیرمرد و دریا» (با ترجمه مرحوم نجف دریابندری) یا «این ناقوس مرگ کیست؟ (با ترجمه مهدی غبرایی) و همچنین ترجمه «داشتن و نداشتن» (با ترجمه احمد کساییپور) برندگی و در عین حال موزون بودن را میتوان از آنها پیدا کرد. موجز بودن در آثار همینگوی یک خصیصه زبانی است که او خیلی زود خواننده را سراغ اصل موضوع میبرد و با سود بردن از ایجاز در نثر، درخشش بینظیری در میان داستاننویسان قرن بیستم دارد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹«برفهای کلیمانجارو» روایت حسرت است، حسرت انسانی که هیچگاه به آن چیزهایی که میخواسته نرسیده و حالا در مواجههای مستقیم با مرگ، مرگی که از زبان هری میخوانیم: «خوبیش اینه که درد نداره، آدم از همین موضوع میفهمه که شروع شده»، به مرور روزهایی میپردازد که بازگشتی برایشان نیست.
🔹ترجمه گلشیری از «برفهای کلیمانجارو» از میان دو ترجمه دیگر مطلوبتر است و کلمات و جملات انتخاب شده به خوبی نثر همینگوی را نشان میدهند، نثری که در «پیرمرد و دریا» (با ترجمه مرحوم نجف دریابندری) یا «این ناقوس مرگ کیست؟ (با ترجمه مهدی غبرایی) و همچنین ترجمه «داشتن و نداشتن» (با ترجمه احمد کساییپور) برندگی و در عین حال موزون بودن را میتوان از آنها پیدا کرد. موجز بودن در آثار همینگوی یک خصیصه زبانی است که او خیلی زود خواننده را سراغ اصل موضوع میبرد و با سود بردن از ایجاز در نثر، درخشش بینظیری در میان داستاننویسان قرن بیستم دارد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝این عاشقانه تمامی ندارد!
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹نسرین و بهمن عاشق هم میشوند. بهمن پسردایی نسرین است و آنها در سنین پایین با هم ازدواج میکنند. هنوز وسایل خانهشان را نچیدهاند که شعلههای جنگ تحمیلی گریبان شهر را میگیرد و آبادان را کمکم تا مرحله سقوط پیش میبرد. نسرین دور از بهمن که دل از دفاع و وطن نمیکند روزگار سختی را میگذراند و اغلب بچههایش را دور از او به دنیا میآورد. دخترش ساجده یا همان «ساجی» که نام کتاب هم برگرفته از واست، عنوانی است که مادر، کودکش را صدا میزند. خیلی کوچک است که میمیرد و بعدتر پدرش بهمن هم شهید میشود. حالا این نسرین است که برای دلداری بچههایش میگوید بابا با ساجی، من با شما. آنها توی بهشت با هم خوشبخت زندگی میکنند و من اینجا با شما.
🔹با خواندن «ساجی» ما زندگی چند نسل را زندگی میکنیم، زنهایی که برای عشق ورزیدن آفریده شدهاند، با عشق شروع میکنند، بارها شکست میخورند اما از عاشقی انصراف نمیدهند. آنها هرگز از عاشقی پشیمان نمیشوند، هرچند که همه زود میفهمند که حق با حافظ بوده، عشق اولش آسان نموده اما...
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹نسرین و بهمن عاشق هم میشوند. بهمن پسردایی نسرین است و آنها در سنین پایین با هم ازدواج میکنند. هنوز وسایل خانهشان را نچیدهاند که شعلههای جنگ تحمیلی گریبان شهر را میگیرد و آبادان را کمکم تا مرحله سقوط پیش میبرد. نسرین دور از بهمن که دل از دفاع و وطن نمیکند روزگار سختی را میگذراند و اغلب بچههایش را دور از او به دنیا میآورد. دخترش ساجده یا همان «ساجی» که نام کتاب هم برگرفته از واست، عنوانی است که مادر، کودکش را صدا میزند. خیلی کوچک است که میمیرد و بعدتر پدرش بهمن هم شهید میشود. حالا این نسرین است که برای دلداری بچههایش میگوید بابا با ساجی، من با شما. آنها توی بهشت با هم خوشبخت زندگی میکنند و من اینجا با شما.
🔹با خواندن «ساجی» ما زندگی چند نسل را زندگی میکنیم، زنهایی که برای عشق ورزیدن آفریده شدهاند، با عشق شروع میکنند، بارها شکست میخورند اما از عاشقی انصراف نمیدهند. آنها هرگز از عاشقی پشیمان نمیشوند، هرچند که همه زود میفهمند که حق با حافظ بوده، عشق اولش آسان نموده اما...
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝داستان پرسشها
🖌#احمدرضا_حجارزاده نوشت:
🔹«باز هم سوالی دارید؟» کتابی فوقالعاده جذاب برای کودکانی است که میخواهند بدانند چهطور وقتی اصلاً انتظارش را نداریم، یک فکر عالی به ذهنمان میرسد، یا چگونه بعضی وقتها، واژهها از جایی نامعلوم پیدایشان میشود و از ما میخواهند آنها را بنویسیم؟!
🔹ماری لوییز گِی، که نویسنده و تصویرگر معتبر و شناختهشده کانادایی است، با آفرینش داستانی در دلِ داستانِ خود، شیوه نگارش داستانی مخصوص بچهها را برای آنها با زبانی ساده و تصویری تشریح میکند و البته این ترفند وقتی بامزهتر میشود که در داستانِ درونِ داستان نیز داستانِ دیگری توسط یک غول بزرگِ مهربان و خجالتی برای یک هیولای گرسنه ترسناک خوانده میشود اما چون غولِ خجالتی با گفتنِ واژه «پایان» داستان را در جایی که بچهها انتظار ندارند تمام میکند، بچهها خود دستبهکار میشوند تا داستان دیگری بنویسند. از اینرو، بر واژه «پایان» در پایانِ کتاب خط میکِشند و جای آن مینویسند «شروع»!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#احمدرضا_حجارزاده نوشت:
🔹«باز هم سوالی دارید؟» کتابی فوقالعاده جذاب برای کودکانی است که میخواهند بدانند چهطور وقتی اصلاً انتظارش را نداریم، یک فکر عالی به ذهنمان میرسد، یا چگونه بعضی وقتها، واژهها از جایی نامعلوم پیدایشان میشود و از ما میخواهند آنها را بنویسیم؟!
🔹ماری لوییز گِی، که نویسنده و تصویرگر معتبر و شناختهشده کانادایی است، با آفرینش داستانی در دلِ داستانِ خود، شیوه نگارش داستانی مخصوص بچهها را برای آنها با زبانی ساده و تصویری تشریح میکند و البته این ترفند وقتی بامزهتر میشود که در داستانِ درونِ داستان نیز داستانِ دیگری توسط یک غول بزرگِ مهربان و خجالتی برای یک هیولای گرسنه ترسناک خوانده میشود اما چون غولِ خجالتی با گفتنِ واژه «پایان» داستان را در جایی که بچهها انتظار ندارند تمام میکند، بچهها خود دستبهکار میشوند تا داستان دیگری بنویسند. از اینرو، بر واژه «پایان» در پایانِ کتاب خط میکِشند و جای آن مینویسند «شروع»!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝به جرم ایرانی بودن
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹ماموران اطلاعاتی آلمان به تکاپوی یافتن عوامل حادثه رستوران میکونوس افتادهاند. هیچ سرنخی در دست نیست، به جز اینکه کشته شدگان، همگی از معارضان نظام جمهوری اسلامی ایران بودهاند، اما سازمان جاسوسی خارجی انگلیس، اطلاعات بیشتری دراختیار دارد. MI6 – آدرس و مشخصات دو تن از عوامل قتل رهبران کرد را در اختیار مقامات اطلاعاتی آلمان، قرار میدهد. عباس رحیل و یوسف امین، دو تبعه جوان لبنانی هستند که همان شب توسط ماموران آلمانی بازداشت میشوند. یوسف که جوانتر از عباس است، بلافاصله پس از دستگیری آدرس یک ایرانی مقیم برلین را به عنوان همدست خود در این اقدام در اختیار ماموران آلمانی قرار میدهد، مردی که سه روز بعد او نیز بازداشت میشود؛ کاظم دارابی…
🔹کاظم دارابی برای نویسنده «نقاشی قهوهخانه» مجرم محسوب نمیشد به نظر میرسد دارابی در مظان اتهام است و محسن کاظمی در پی کشف حقیقت با او به گفتوگو نشسته است. دارابی خود در جایگاه پژوهشگر به دنبال پاسخی عمیقتر و بنیادیتر برای این پرسش است؛ چه شد که من در چنین وضعیتی گرفتار آمدم؟
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹ماموران اطلاعاتی آلمان به تکاپوی یافتن عوامل حادثه رستوران میکونوس افتادهاند. هیچ سرنخی در دست نیست، به جز اینکه کشته شدگان، همگی از معارضان نظام جمهوری اسلامی ایران بودهاند، اما سازمان جاسوسی خارجی انگلیس، اطلاعات بیشتری دراختیار دارد. MI6 – آدرس و مشخصات دو تن از عوامل قتل رهبران کرد را در اختیار مقامات اطلاعاتی آلمان، قرار میدهد. عباس رحیل و یوسف امین، دو تبعه جوان لبنانی هستند که همان شب توسط ماموران آلمانی بازداشت میشوند. یوسف که جوانتر از عباس است، بلافاصله پس از دستگیری آدرس یک ایرانی مقیم برلین را به عنوان همدست خود در این اقدام در اختیار ماموران آلمانی قرار میدهد، مردی که سه روز بعد او نیز بازداشت میشود؛ کاظم دارابی…
🔹کاظم دارابی برای نویسنده «نقاشی قهوهخانه» مجرم محسوب نمیشد به نظر میرسد دارابی در مظان اتهام است و محسن کاظمی در پی کشف حقیقت با او به گفتوگو نشسته است. دارابی خود در جایگاه پژوهشگر به دنبال پاسخی عمیقتر و بنیادیتر برای این پرسش است؛ چه شد که من در چنین وضعیتی گرفتار آمدم؟
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝داستان مغایرت
🖌#نفیسه_کاخانی نوشت:
🔹خانواده تارا در دامنه کوه و به دور از تمدن معمول شهری آمریکا زندگی میکنند. آنها روزگار خود را از طریق اوراق کردن ماشینآلات و انبار کردن یونجه سپری میکنند و پدر خانواده همگی فرزندان خود را ولو با سن کم، جهت گذران امورات زندگی به کار وا میدارد، اما این تنها قسمت سخت زندگی تارا نیست. خانواده او همواره نگران وقوع آخرالزمان هستند و به صورت مداوم مانور آمادگی برای شرایط اضطراری آینده برگزار میکنند. آنها در دورههای متناوب، غذای زیادی ذخیره و سعی میکنند بیاموزند چگونه در دنیای بیرون بدون امکانات دوام بیاورند.
🔹«دختر تحصیلکرده» برخلاف آنچه که در برخی رسانهها گزارش میشود، شاید روایت شوریدن علیه سنتها نباشد، بلکه روایت تعلیق و تجربه است. تجربه دنیاهایی که هر چند توسط دیگران تاریک و سیاه معرفی شده اما جسارت پا گذاشتن به آن از آدمی موجودی دیگر میسازد و در عین حال جسارت روبهرو شدن و در آغوش کشیدن گذشته را هر چند سخت و ناخوشایند، ممکن میسازد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نفیسه_کاخانی نوشت:
🔹خانواده تارا در دامنه کوه و به دور از تمدن معمول شهری آمریکا زندگی میکنند. آنها روزگار خود را از طریق اوراق کردن ماشینآلات و انبار کردن یونجه سپری میکنند و پدر خانواده همگی فرزندان خود را ولو با سن کم، جهت گذران امورات زندگی به کار وا میدارد، اما این تنها قسمت سخت زندگی تارا نیست. خانواده او همواره نگران وقوع آخرالزمان هستند و به صورت مداوم مانور آمادگی برای شرایط اضطراری آینده برگزار میکنند. آنها در دورههای متناوب، غذای زیادی ذخیره و سعی میکنند بیاموزند چگونه در دنیای بیرون بدون امکانات دوام بیاورند.
🔹«دختر تحصیلکرده» برخلاف آنچه که در برخی رسانهها گزارش میشود، شاید روایت شوریدن علیه سنتها نباشد، بلکه روایت تعلیق و تجربه است. تجربه دنیاهایی که هر چند توسط دیگران تاریک و سیاه معرفی شده اما جسارت پا گذاشتن به آن از آدمی موجودی دیگر میسازد و در عین حال جسارت روبهرو شدن و در آغوش کشیدن گذشته را هر چند سخت و ناخوشایند، ممکن میسازد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چی فکر میکردیم، چی شد!
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹برگمن تو کتاب «آرمانشهری برای واقعگرایان» ، نگاهی چالشی – همون چیزی که پستمدرنها بهش میگن شالودهشکنی – به مسالهی باورهای اقتصادی و سیاسی جهان تو شرایط فعلی داره و خیلی از این باورها رو با مثالهای دقیق و آزماشهای علمی، هم زیر سوال میبره و هم براشون پیشنهاد جایگزین میده.
🔹یکی از دوستداشتنیترین بخشهای این کتاب، جاییه که دربارهی اقداماتی که باید برای ساختن یه آرمانشهر یا اتوپیای جدید تو همین قرن اخیر انجام بشه، حرف میزنه. نویسنده مدعیه که درسته خیلی از چیزهایی که تو قرن پیش برای ما رویا بود، حالا محقق شده و در واقع ما داریم تو آرمانشهری زندگی میکنیم که صد سال پیش مردم به دنبالش بودن اما اگه بخواهیم درجا بزنیم و به جلو نریم، تو باتلاقِ واقعیتِ فعلی – یعنی نابرابری، فقر، عدم توزیع مناسب دسترسیهای بهداشتی و غیره – گیر میکنیم و این اصلا مطلوب نیست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#مهدی_خانعلی_زاده نوشت:
🔹برگمن تو کتاب «آرمانشهری برای واقعگرایان» ، نگاهی چالشی – همون چیزی که پستمدرنها بهش میگن شالودهشکنی – به مسالهی باورهای اقتصادی و سیاسی جهان تو شرایط فعلی داره و خیلی از این باورها رو با مثالهای دقیق و آزماشهای علمی، هم زیر سوال میبره و هم براشون پیشنهاد جایگزین میده.
🔹یکی از دوستداشتنیترین بخشهای این کتاب، جاییه که دربارهی اقداماتی که باید برای ساختن یه آرمانشهر یا اتوپیای جدید تو همین قرن اخیر انجام بشه، حرف میزنه. نویسنده مدعیه که درسته خیلی از چیزهایی که تو قرن پیش برای ما رویا بود، حالا محقق شده و در واقع ما داریم تو آرمانشهری زندگی میکنیم که صد سال پیش مردم به دنبالش بودن اما اگه بخواهیم درجا بزنیم و به جلو نریم، تو باتلاقِ واقعیتِ فعلی – یعنی نابرابری، فقر، عدم توزیع مناسب دسترسیهای بهداشتی و غیره – گیر میکنیم و این اصلا مطلوب نیست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.