📝شهروندان قاجاری چطور اعتراض میکردند؟
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹یکی از نقاط قوت کتاب «دوران قاجار» که در کتب دیگر کمتر است یا باز باید سراغ یک کتاب تخصصی دیگر رفت، این است که نویسنده در یک فصل مجزا به مرور حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره کرده و مواردی از حضور آنان در اعتراضهای مدنی را بازگو کرده است. اتفاقی که نشان میدهد حضور زنان به پیش از ظهور مدرنیته در ایران باز میگردد و آنها در اعتراضاتی مانند ماجرای «بلوای نان» حضور فعال و چشمگیری داشتند.
🔹مارتین در این کتاب با تمرکز بر سه شهر بوشهر، فارس و اصفهان در دوره قاجار به مسئله چانهزنی و اعتراض و نقش دولت در آن دوره پرداخته است. نویسنده با مرور سه شهری که گفته شد، تاریخ را با استناد به سندهای موجود در روایت سیاحان، نماینده کشورهای خارجی در سفارتخانهها، خاطرات اشخاص و روایت نشریات معدودی که در آن روزگار منتشر میشده، روایت کرده است. در این اثر خواننده با مصادیق مختلف زندگی اجتماعی و شیوه چانهزنی و اعتراض آشنا میشود و میتواند حضور مدنی مردم ایران را در سالهای تسلط سلسله قاجار بر کشور مشاهده کند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹یکی از نقاط قوت کتاب «دوران قاجار» که در کتب دیگر کمتر است یا باز باید سراغ یک کتاب تخصصی دیگر رفت، این است که نویسنده در یک فصل مجزا به مرور حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره کرده و مواردی از حضور آنان در اعتراضهای مدنی را بازگو کرده است. اتفاقی که نشان میدهد حضور زنان به پیش از ظهور مدرنیته در ایران باز میگردد و آنها در اعتراضاتی مانند ماجرای «بلوای نان» حضور فعال و چشمگیری داشتند.
🔹مارتین در این کتاب با تمرکز بر سه شهر بوشهر، فارس و اصفهان در دوره قاجار به مسئله چانهزنی و اعتراض و نقش دولت در آن دوره پرداخته است. نویسنده با مرور سه شهری که گفته شد، تاریخ را با استناد به سندهای موجود در روایت سیاحان، نماینده کشورهای خارجی در سفارتخانهها، خاطرات اشخاص و روایت نشریات معدودی که در آن روزگار منتشر میشده، روایت کرده است. در این اثر خواننده با مصادیق مختلف زندگی اجتماعی و شیوه چانهزنی و اعتراض آشنا میشود و میتواند حضور مدنی مردم ایران را در سالهای تسلط سلسله قاجار بر کشور مشاهده کند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝شورش رباتها را جدی بگیرید
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹در کتاب «تلماسه» کلمه «مهدی» برای اینکه از سد ممیزهای وزارت ارشاد عبور کند تبدیل شده به «هوشیدر». پس هرجا خواندید «هوشیدر» یادتان باشد نویسنده چیز دیگری نوشته بوده است. بیخود وارد وادی توهم توطئه و اینها نشوید. این جناب هربرت یک مطالعه سر دستی روی فرهنگ اسلام کرده و نام «مهدی» را هم که نام موعود و منجی آخرالزمان در اسلام است برداشته و در کتابش استفاده کرده. طرف کتاب را در ۱۹۶۵ برای مخاطب آمریکایی مینوشته و خیلی تابلو بوده اگر مینوشته مثلا این آدمهای با دیدگاه فرهنگی بسیار متفاوت هم منتظر «مسیح» هستند!
🔹بالاخره این آقای «نیک بوستروم» یک چیزی میداند که گفته: «هوش مصنوعی آخرین چیزیست که بشر اختراع میکند.» داستان «تلماسه» در آیندهای بسیار دور میگذرد و در این آینده دور هیچ خبری از ربات و رایانه نیست!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#نیما_اکبرخانی نوشت:
🔹در کتاب «تلماسه» کلمه «مهدی» برای اینکه از سد ممیزهای وزارت ارشاد عبور کند تبدیل شده به «هوشیدر». پس هرجا خواندید «هوشیدر» یادتان باشد نویسنده چیز دیگری نوشته بوده است. بیخود وارد وادی توهم توطئه و اینها نشوید. این جناب هربرت یک مطالعه سر دستی روی فرهنگ اسلام کرده و نام «مهدی» را هم که نام موعود و منجی آخرالزمان در اسلام است برداشته و در کتابش استفاده کرده. طرف کتاب را در ۱۹۶۵ برای مخاطب آمریکایی مینوشته و خیلی تابلو بوده اگر مینوشته مثلا این آدمهای با دیدگاه فرهنگی بسیار متفاوت هم منتظر «مسیح» هستند!
🔹بالاخره این آقای «نیک بوستروم» یک چیزی میداند که گفته: «هوش مصنوعی آخرین چیزیست که بشر اختراع میکند.» داستان «تلماسه» در آیندهای بسیار دور میگذرد و در این آینده دور هیچ خبری از ربات و رایانه نیست!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝میوه کال!
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹نقطه قوت کتاب نمای درستی است که از طلبه داستان به مخاطب نمایش داده میشود. کتاب یک گام خوب است در تصحیح نگاه مبهم و همراه خطایی که جامعه از روحانیت دارند. مردمی که تنها در تریبونهای رسمی و روابط استریل با روحانیت برخورد داشتهاند در «پیامبر بیمعجزه» این فرصت را دارند تا از نمای نزدیک حتی درونیات این قشر را واکاوی کنند. سیدحمید تصویری واقعی از یک طلبه قرن چهاردهمی است. کسی که دوست داشته فوتبالیست شود، توی خانه از آواز همسرش لذت میبرد، دنبال استاد صاحب نفس است و مثل همه آدمها ترس و ضعفهایی دارد.
🔹بزرگترین اشکال «پیامبر بیمعجزه» کوتاهی داستان برای اتفاقی است که در آن رخ میدهد. سیدحمید در یک ابتلای سخت قرار میگیرد، متوجه ضعف ایمانش میشود، باید با مشکلات این مسیر مبارزه کند و در انتها با ایمان راسخ و قلب مطمئن خارج گردد. «پیامبر بیمعجزه» میوهای است که کال از درخت چیده شده است. کاش نویسنده صبوری میکرد و زمان بیشتری برای پرداخت فضا و ویرایش اثر میگذاشت.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#محمد_عربی نوشت:
🔹نقطه قوت کتاب نمای درستی است که از طلبه داستان به مخاطب نمایش داده میشود. کتاب یک گام خوب است در تصحیح نگاه مبهم و همراه خطایی که جامعه از روحانیت دارند. مردمی که تنها در تریبونهای رسمی و روابط استریل با روحانیت برخورد داشتهاند در «پیامبر بیمعجزه» این فرصت را دارند تا از نمای نزدیک حتی درونیات این قشر را واکاوی کنند. سیدحمید تصویری واقعی از یک طلبه قرن چهاردهمی است. کسی که دوست داشته فوتبالیست شود، توی خانه از آواز همسرش لذت میبرد، دنبال استاد صاحب نفس است و مثل همه آدمها ترس و ضعفهایی دارد.
🔹بزرگترین اشکال «پیامبر بیمعجزه» کوتاهی داستان برای اتفاقی است که در آن رخ میدهد. سیدحمید در یک ابتلای سخت قرار میگیرد، متوجه ضعف ایمانش میشود، باید با مشکلات این مسیر مبارزه کند و در انتها با ایمان راسخ و قلب مطمئن خارج گردد. «پیامبر بیمعجزه» میوهای است که کال از درخت چیده شده است. کاش نویسنده صبوری میکرد و زمان بیشتری برای پرداخت فضا و ویرایش اثر میگذاشت.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝همهچیز همینجا تمام میشود
🖌#فاطمه_چگنی نوشت:
🔹ساعت نزدیک پنج صبح با صورت خیس نشستهام و به خودم تحکم میکنم نباید تلاشی برای به یاد آوردنِ چیزی از او بکنی. این مصنوعیست، این دروغ است. بگذار آخرین صدای واضح او یادآوری شبنشینیهاش باشد، و در آخرین نگاهِ واضحش با چشمهایش بخندد. جایی که یادم نیست کجا بود خواندم «دلتنگی از یاد بُردنِ بخشهای زشتِ ماجرا و تنها به یاد آوردنِ تکههای شکوهمند داستان است». چیزی شبیه به این. حالا من هم دلتنگم. علاقهای هم ندارم این دلتنگی را تسلیم کنم.
🔹شاید یک «دوستت دارم» به کسی بدهکارید که همین حالا باید بگویید، شاید حسرت یک آغوش را به دل کسی گذاشتهاید که همین حالا باید برطرفش کنید، چون گرچه حقیقت تلخیست، اما اگر او بمیرد دلتنگِ آغوش و «دوستت دارم» شما نخواهد بود و اگر شما بمیرید حسرتی برای نگفتنش نخواهید داشت، همه چیز تمام میشود و راستش همه ما با همه محبت و نفرت درون قلبمان موجودات مهمی نیستیم و من هم به ناچار با حسرت «دوستت دارم»ی که نگفتم تا میکنم.
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_چگنی نوشت:
🔹ساعت نزدیک پنج صبح با صورت خیس نشستهام و به خودم تحکم میکنم نباید تلاشی برای به یاد آوردنِ چیزی از او بکنی. این مصنوعیست، این دروغ است. بگذار آخرین صدای واضح او یادآوری شبنشینیهاش باشد، و در آخرین نگاهِ واضحش با چشمهایش بخندد. جایی که یادم نیست کجا بود خواندم «دلتنگی از یاد بُردنِ بخشهای زشتِ ماجرا و تنها به یاد آوردنِ تکههای شکوهمند داستان است». چیزی شبیه به این. حالا من هم دلتنگم. علاقهای هم ندارم این دلتنگی را تسلیم کنم.
🔹شاید یک «دوستت دارم» به کسی بدهکارید که همین حالا باید بگویید، شاید حسرت یک آغوش را به دل کسی گذاشتهاید که همین حالا باید برطرفش کنید، چون گرچه حقیقت تلخیست، اما اگر او بمیرد دلتنگِ آغوش و «دوستت دارم» شما نخواهد بود و اگر شما بمیرید حسرتی برای نگفتنش نخواهید داشت، همه چیز تمام میشود و راستش همه ما با همه محبت و نفرت درون قلبمان موجودات مهمی نیستیم و من هم به ناچار با حسرت «دوستت دارم»ی که نگفتم تا میکنم.
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝گرم و نرم مثل کیسه خواب!
🖌#شیدا_اسلامی نوشت:
🔹«کیسه خواب کوچک من» قشنگترین شعر از میان ۱۰ شعر کودکانه این کتاب است که بهانه میشود اطلاعات مبسوطی بدهم به نوه جان و یک دور کامل قصه کرم ابریشم و پروانه و تنیدن ابریشم و… را برایش تعریف کنم؛ هرچند که مطمئنم کار سختی است و ارتباط برقرارکردن با قصه برای بچهای در این سن سخت خواهد بود. دلم قیلی ویلی میرود از تجسم چشمهای گردشدهاش، وقتی دارم برایش از دنیای عجیب کرم ابریشم میگویم. چه ذوقها بکند و چه ماچها بکنم…!
🔹کتاب شعر «کیسه خواب کوچک من» اگر تکلیفش را با مخاطبش قدری روشنتر میکرد، بهتر و موفقتر بود. طعم شعرهایش، حتماً اوقات کتابخوانی من و نوه بامزهام را شیرین میکند؛ اما همه شعرها و همه مفهومهایی که دنبال رساندنشان است، بهراحتی درک و منتقل نمیشوند. از یک حسن کتاب اما نباید غافل شد. برای رده سنی «ب»، نوشتههای کتاب از جنبه ویرایشی، صحیح و شستهرفته است و با اینکه اغلب در کتابهای کودک توجه زیادی به ویراستاری نمیشود، «کیسه خواب کوچک من» این مزیت را دارد که درست نوشته شده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#شیدا_اسلامی نوشت:
🔹«کیسه خواب کوچک من» قشنگترین شعر از میان ۱۰ شعر کودکانه این کتاب است که بهانه میشود اطلاعات مبسوطی بدهم به نوه جان و یک دور کامل قصه کرم ابریشم و پروانه و تنیدن ابریشم و… را برایش تعریف کنم؛ هرچند که مطمئنم کار سختی است و ارتباط برقرارکردن با قصه برای بچهای در این سن سخت خواهد بود. دلم قیلی ویلی میرود از تجسم چشمهای گردشدهاش، وقتی دارم برایش از دنیای عجیب کرم ابریشم میگویم. چه ذوقها بکند و چه ماچها بکنم…!
🔹کتاب شعر «کیسه خواب کوچک من» اگر تکلیفش را با مخاطبش قدری روشنتر میکرد، بهتر و موفقتر بود. طعم شعرهایش، حتماً اوقات کتابخوانی من و نوه بامزهام را شیرین میکند؛ اما همه شعرها و همه مفهومهایی که دنبال رساندنشان است، بهراحتی درک و منتقل نمیشوند. از یک حسن کتاب اما نباید غافل شد. برای رده سنی «ب»، نوشتههای کتاب از جنبه ویرایشی، صحیح و شستهرفته است و با اینکه اغلب در کتابهای کودک توجه زیادی به ویراستاری نمیشود، «کیسه خواب کوچک من» این مزیت را دارد که درست نوشته شده است.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝بشنو از «نا» چون حکایت میکند
🖌#فاطمه_رستمی نوشت:
🔹«نا» شاید کتاب کلاس اولیها در سیر شناخت محمدباقر صدر؛ این نابغه جهان اسلام باشد. یعنی اگر کسی پیش از این صدر را، خاندان او و شیوه زندگیشان را بشناسد، خواندن «نا» برایش آنچنان هیجانانگیز نیست و حس میکند قطرهای از دریای معرفت این عالم را چشیده که طبیعتا سیرابش نمیکند، اما اگر واقعبین باشیم، مگر چند نفر صدر را، آنقدر که در این دنیا زیست و علم آفرید، با همه لطافت و وسعت وجودش میشناسند؟
🔹آنطور که کتاب «نا» میگوید، تاثیر سید روحالله خمینی (ره) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری او، بر سید محمدباقر صدر و جنبشهای آزادیخواهی و دینخواهی او و نسل پس از او در عراق، پررنگتر از آن چیزی بوده که گمانش را میکنیم. تا جایی که وقتی قیام انتفاضه بیست و پنجم سال ۱۹۹۱ علیه رژیم بعث عراق لو رفت، صدام حسین به محمدباقر صدر پیغام فرستاد که نمیگذارد تجربه انقلاب ایران در عراق تکرار شده و صدر به «امام صدر» تبدیل شود!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_رستمی نوشت:
🔹«نا» شاید کتاب کلاس اولیها در سیر شناخت محمدباقر صدر؛ این نابغه جهان اسلام باشد. یعنی اگر کسی پیش از این صدر را، خاندان او و شیوه زندگیشان را بشناسد، خواندن «نا» برایش آنچنان هیجانانگیز نیست و حس میکند قطرهای از دریای معرفت این عالم را چشیده که طبیعتا سیرابش نمیکند، اما اگر واقعبین باشیم، مگر چند نفر صدر را، آنقدر که در این دنیا زیست و علم آفرید، با همه لطافت و وسعت وجودش میشناسند؟
🔹آنطور که کتاب «نا» میگوید، تاثیر سید روحالله خمینی (ره) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری او، بر سید محمدباقر صدر و جنبشهای آزادیخواهی و دینخواهی او و نسل پس از او در عراق، پررنگتر از آن چیزی بوده که گمانش را میکنیم. تا جایی که وقتی قیام انتفاضه بیست و پنجم سال ۱۹۹۱ علیه رژیم بعث عراق لو رفت، صدام حسین به محمدباقر صدر پیغام فرستاد که نمیگذارد تجربه انقلاب ایران در عراق تکرار شده و صدر به «امام صدر» تبدیل شود!
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝عدالت ترانه فرداست
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹«چشم انتظار در خاک رفتگان» قصه یک مبارزه است. مبارزهای که فرودستترین افراد جامعه گواتمالا علیه دیکتاتور این کشور، که حمایت شرکت آمریکایی موز را نیز داشت، به راه انداختند. دیکتاتوری که از او با عبارت «پلنگ» در داستان یاد میشود و شخصیتهای داستان که هرکدام در گوشهای هستند علیه او بلند میشوند. مبارزهای که برای به مقصد رسیدن آن هرکسی از چیزی دست میکشد تا به چیز بزرگتری که همان پیروزی است برسند. داستان با یک شروع فوقالعاده که بیانگر شرایط حاکم بر جامعه است آغاز میشود. شروعی که پر سر و صدا و رنگارنگ است ولی نویسنده خیلی زود خواننده را از این رویایی که میبیند، بیرون میآورد.
🔹سرچشمه امید چیزهایی نیست كه در گذشته رخ داده، بلكه خبرهایی است كه در باب آینده گفتهاند. گفتهاند روزی خواهد رسید كه مردان و زنان در آن ترانه خواهند خواند. اما دیگر صحبت از زنان و مردان نبود. خود آنان بودند كه میخواندند. یكیك آحاد خلق كه سرود فردا را سرداده بودند.
🔺متن کامل این یادداشت را از این اینجا بخوانید.
🖌#حسام_آبنوس نوشت:
🔹«چشم انتظار در خاک رفتگان» قصه یک مبارزه است. مبارزهای که فرودستترین افراد جامعه گواتمالا علیه دیکتاتور این کشور، که حمایت شرکت آمریکایی موز را نیز داشت، به راه انداختند. دیکتاتوری که از او با عبارت «پلنگ» در داستان یاد میشود و شخصیتهای داستان که هرکدام در گوشهای هستند علیه او بلند میشوند. مبارزهای که برای به مقصد رسیدن آن هرکسی از چیزی دست میکشد تا به چیز بزرگتری که همان پیروزی است برسند. داستان با یک شروع فوقالعاده که بیانگر شرایط حاکم بر جامعه است آغاز میشود. شروعی که پر سر و صدا و رنگارنگ است ولی نویسنده خیلی زود خواننده را از این رویایی که میبیند، بیرون میآورد.
🔹سرچشمه امید چیزهایی نیست كه در گذشته رخ داده، بلكه خبرهایی است كه در باب آینده گفتهاند. گفتهاند روزی خواهد رسید كه مردان و زنان در آن ترانه خواهند خواند. اما دیگر صحبت از زنان و مردان نبود. خود آنان بودند كه میخواندند. یكیك آحاد خلق كه سرود فردا را سرداده بودند.
🔺متن کامل این یادداشت را از این اینجا بخوانید.
📝از دوست به یادگار دردی دارم
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹در تمام خاطرات فخرالسادات خانم، میتوان دید آدمهای نسلی که از آنها فاصله گرفتهایم چگونه زندگی و عاشقی میکردهاند، جوانهای دهه ۵۰ و ۶۰ که در اوج روزهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی زندگی کرده و هرچند بسیاریشان پاسدار و سپاهی و رزمنده بودهاند اما زندگی عادی خود را هم داشتهاند.
🔹تماشای لحظات فخرالساداتی که عاشق میشود، روزگار زندگی با همسرش را میان عشق و واهمه مدام از دست دادن احمد میگذراند و مواجهه پایانیاش با شهادت احمد که او را رفتهرفته به شخصیتی محکمتر از قبل بدل میکند، روندی است که مخاطب میتواند در آن تماشا کند زنان آن سالها چگونه یک روزه و یکشبه با درد به ظاهر کنار آمدند. مواجهه با راویان شاید بیش از هر چیز این بیت مولانا را به ذهن متبادر کند که میگوید:
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم…
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:
🔹در تمام خاطرات فخرالسادات خانم، میتوان دید آدمهای نسلی که از آنها فاصله گرفتهایم چگونه زندگی و عاشقی میکردهاند، جوانهای دهه ۵۰ و ۶۰ که در اوج روزهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی زندگی کرده و هرچند بسیاریشان پاسدار و سپاهی و رزمنده بودهاند اما زندگی عادی خود را هم داشتهاند.
🔹تماشای لحظات فخرالساداتی که عاشق میشود، روزگار زندگی با همسرش را میان عشق و واهمه مدام از دست دادن احمد میگذراند و مواجهه پایانیاش با شهادت احمد که او را رفتهرفته به شخصیتی محکمتر از قبل بدل میکند، روندی است که مخاطب میتواند در آن تماشا کند زنان آن سالها چگونه یک روزه و یکشبه با درد به ظاهر کنار آمدند. مواجهه با راویان شاید بیش از هر چیز این بیت مولانا را به ذهن متبادر کند که میگوید:
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم…
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کتاب تعارفبردار نیست
🖌#احمد_تقی_خانی نوشت:
🔹کتاب خواندن کار تعارفی و بفرمابفرما نیست و تا آدمی کتابی را دوست نداشته باشد یا مجبور به خواندنش نباشد نه میخرد و نه میخواند. شاید به تعارف غذایی بخوریم یا محصولی بخریم؛ ولی کتاب را با هر تعارفی دست نگیریم. کمتر کسی پیدا میشود که بگوید رفتم جایی و فروشنده این کتاب را توی پاچهام کرد. شکر خدا فروشندگان کتاب از این گناهان مبرا هستند. کتاب را هم نمیشود به هر کسی تعارف کرد. در تاریخ کم ذکر شده که کتابی تعارف یا امانت داده شده و پس آمده باشد و همگان میدانیم کتاب را نباید تعارف زد؛ چرا که تعارف همانا و رفتن کتاب به فهرست سیاه گمشدگان ابدی همانا.
🔹همه خبر داریم که اوضاع کتاب و کتابخوانی خراب است و بازار و صنعت این محصول فرهنگی، نحیف و استخوانی است و مشت نخورده روی زمین درازبهدراز افتاده. این است که جماعت بلادیده خبرنگار کتاب برای زنده نگه داشتن این محصول جای اینکه به همه ارکان وظیفهی اصلی و ذاتیاش عمل کند، فقط میشود مبلغ و مروج آن! جای اینکه نقد کند و دیدگاههایش را در بوق و کرنا کند فقط بهبه و چهچه میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#احمد_تقی_خانی نوشت:
🔹کتاب خواندن کار تعارفی و بفرمابفرما نیست و تا آدمی کتابی را دوست نداشته باشد یا مجبور به خواندنش نباشد نه میخرد و نه میخواند. شاید به تعارف غذایی بخوریم یا محصولی بخریم؛ ولی کتاب را با هر تعارفی دست نگیریم. کمتر کسی پیدا میشود که بگوید رفتم جایی و فروشنده این کتاب را توی پاچهام کرد. شکر خدا فروشندگان کتاب از این گناهان مبرا هستند. کتاب را هم نمیشود به هر کسی تعارف کرد. در تاریخ کم ذکر شده که کتابی تعارف یا امانت داده شده و پس آمده باشد و همگان میدانیم کتاب را نباید تعارف زد؛ چرا که تعارف همانا و رفتن کتاب به فهرست سیاه گمشدگان ابدی همانا.
🔹همه خبر داریم که اوضاع کتاب و کتابخوانی خراب است و بازار و صنعت این محصول فرهنگی، نحیف و استخوانی است و مشت نخورده روی زمین درازبهدراز افتاده. این است که جماعت بلادیده خبرنگار کتاب برای زنده نگه داشتن این محصول جای اینکه به همه ارکان وظیفهی اصلی و ذاتیاش عمل کند، فقط میشود مبلغ و مروج آن! جای اینکه نقد کند و دیدگاههایش را در بوق و کرنا کند فقط بهبه و چهچه میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝داستان سیاوش کُشان
🖌#لیلا_مهدوی نوشت:
🔹قهرمان قصه «خان کوه هزار مسجد»، هست و نیستش را بر سر پیمانی که با خود بسته است میبازد و مهمتر از همه عالیهاش را. عالیهای که وقتی عاشقانههایش را با بکتاشخان می خوانیم دوباره زمان از دستمان در میرود و حس میکنیم همین چند ماه پیش است که بکتاشی بر عالیهای عاشق شده است.
🔹داستان به لحاظ انتخاب سوژه جذابیتهای زیادی دارد. همینطور قلم بیان قصه نیز ضرباهنگ خوبی دارد و مخاطب را به دنبال خود میکشاند. بیبرو برگرد مخاطب پای قصه میماند و مینشیند تا بداند سرنوشت کوههای هزار مسجد چه میشود؟ آیا خان دوباره به خانه برمیگردد یا در پی سوبیتای میرود که میرود؟ جز این خان هزار مسجد در چالشی میافتد که میان قوم مادری و انتقام خون پدر باید یکی را انتخاب کند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#لیلا_مهدوی نوشت:
🔹قهرمان قصه «خان کوه هزار مسجد»، هست و نیستش را بر سر پیمانی که با خود بسته است میبازد و مهمتر از همه عالیهاش را. عالیهای که وقتی عاشقانههایش را با بکتاشخان می خوانیم دوباره زمان از دستمان در میرود و حس میکنیم همین چند ماه پیش است که بکتاشی بر عالیهای عاشق شده است.
🔹داستان به لحاظ انتخاب سوژه جذابیتهای زیادی دارد. همینطور قلم بیان قصه نیز ضرباهنگ خوبی دارد و مخاطب را به دنبال خود میکشاند. بیبرو برگرد مخاطب پای قصه میماند و مینشیند تا بداند سرنوشت کوههای هزار مسجد چه میشود؟ آیا خان دوباره به خانه برمیگردد یا در پی سوبیتای میرود که میرود؟ جز این خان هزار مسجد در چالشی میافتد که میان قوم مادری و انتقام خون پدر باید یکی را انتخاب کند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نام تمام مبارزان آزادی «پیترو سپینا» است
🖌#لادن_عظیمی نوشت:
🔹نان و شراب داستان مبارزی سوسیالیست است که علیه حکومت موسولینی فعالیت میکند. قهرمان داستان «پیترو سپینا» نام دارد. سیلونه با گفتوگویی که در آغاز داستان میان دوستان و استاد سابق سپینا شکل میدهد خواننده را با او آشنا میکند و اطلاعات لازم را در مورد او به مخاطب ارائه میدهد. سپینا فردی است که از تبعید گریخته و با تغییر ظاهر و تبدیل شدن به یک کشیش وارد موطن خود میشود. او که رویای یک انقلاب را در سر دارد، در آنجا به فعالیتهای خود ادامه میدهد و در خلال تلاشهای مخفیانه سپینا برای یافتن دوستان حزبیاش ماجراهای اصلی داستان رخ میدهد.
🔹«نان و شراب» داستان مبارزه برای تحقق آرمانشهری است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته. داستان روشنفکران و مبارزان خستهای که برخی همچنان به راه خود ادامه میدهند و برخی نسبت به هدف خود دچار تردید میشوند. آنان که ادامه میدهند ایثار را برمیگزینند و آنان که مردد میشوند به ورطه انفعال گرفتار میآیند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#لادن_عظیمی نوشت:
🔹نان و شراب داستان مبارزی سوسیالیست است که علیه حکومت موسولینی فعالیت میکند. قهرمان داستان «پیترو سپینا» نام دارد. سیلونه با گفتوگویی که در آغاز داستان میان دوستان و استاد سابق سپینا شکل میدهد خواننده را با او آشنا میکند و اطلاعات لازم را در مورد او به مخاطب ارائه میدهد. سپینا فردی است که از تبعید گریخته و با تغییر ظاهر و تبدیل شدن به یک کشیش وارد موطن خود میشود. او که رویای یک انقلاب را در سر دارد، در آنجا به فعالیتهای خود ادامه میدهد و در خلال تلاشهای مخفیانه سپینا برای یافتن دوستان حزبیاش ماجراهای اصلی داستان رخ میدهد.
🔹«نان و شراب» داستان مبارزه برای تحقق آرمانشهری است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته. داستان روشنفکران و مبارزان خستهای که برخی همچنان به راه خود ادامه میدهند و برخی نسبت به هدف خود دچار تردید میشوند. آنان که ادامه میدهند ایثار را برمیگزینند و آنان که مردد میشوند به ورطه انفعال گرفتار میآیند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝باز کردن مُشت فلسفه برای زندگی
🖌#نگین_عظیمی نوشت:
🔹دوباتن در تشریح اینکه فلسفه برای تسکین و چهبسا درمان آلام و رنجهای ملالتبار زندگی چه در مشت بستهاش دارد، بسیار موفّق عمل کرده است. حلّاجی نظریات فلسفی از طریق بررسی همهجانبه و ذکر مصادیق ملموس که عمدتاً متعلّق به عصر خودمان است، حتّی مخاطب عامّی را نیز مشتاق فلسفه میکند و در ادامه او را تا اِعمال راهکارهای بیانشده در زندگیاش پیش میبَرد. در هر بخش از کتاب، یکی از فلاسفه، ما را در رویارویی با رنجشی، تسلای فیلسوفانه میدهد. رنجشی که تأثیری مستقیم بر روانمان دارد و در صورت برطرف نشدن، ادامه حیات را برایمان دشوار خواهد ساخت.
🔹«تسلّیبخشیهای فلسفه» همهفهم است و فلسفه را به زبانی ساده ارائه میکند، امّا کتابی برای آموزش فلسفه نیست. از این رو بهتر آن است که برای آغاز فلسفهآموزی به سراغش نروید، امّا اگر میخواهید از فلسفه لذّت ببرید و آن را در متن احوالات روزمرّه و هنگام مواجهه با فراز و فرودهای زندگی به کار ببرید، بدون شک یکی از بهترین انتخابهاست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا خوانید.
🖌#نگین_عظیمی نوشت:
🔹دوباتن در تشریح اینکه فلسفه برای تسکین و چهبسا درمان آلام و رنجهای ملالتبار زندگی چه در مشت بستهاش دارد، بسیار موفّق عمل کرده است. حلّاجی نظریات فلسفی از طریق بررسی همهجانبه و ذکر مصادیق ملموس که عمدتاً متعلّق به عصر خودمان است، حتّی مخاطب عامّی را نیز مشتاق فلسفه میکند و در ادامه او را تا اِعمال راهکارهای بیانشده در زندگیاش پیش میبَرد. در هر بخش از کتاب، یکی از فلاسفه، ما را در رویارویی با رنجشی، تسلای فیلسوفانه میدهد. رنجشی که تأثیری مستقیم بر روانمان دارد و در صورت برطرف نشدن، ادامه حیات را برایمان دشوار خواهد ساخت.
🔹«تسلّیبخشیهای فلسفه» همهفهم است و فلسفه را به زبانی ساده ارائه میکند، امّا کتابی برای آموزش فلسفه نیست. از این رو بهتر آن است که برای آغاز فلسفهآموزی به سراغش نروید، امّا اگر میخواهید از فلسفه لذّت ببرید و آن را در متن احوالات روزمرّه و هنگام مواجهه با فراز و فرودهای زندگی به کار ببرید، بدون شک یکی از بهترین انتخابهاست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا خوانید.
📝راز زبان سرخ
🖌#علیرضا_ملوندی درباره «سیدحسین فاطمی» نوشت:
🔹دکتر حسین فاطمی، از آن آدمهاست که تا سالها پس از مرگشان هم حرف و حدیث دربارهشان تمام نمیشود. مردی با سر سبز و زبانی سرخ. محمد چگینی به عنوان نویسنده کتاب «سیدحسین فاطمی» کوشیده در حدود ۲۰۰ صفحه که تقریبا حجم کمی برای کتابهای تاریخی به شمار میرود نگاهی سریع به سراسر زندگی دکتر فاطمی داشته باشد که به نظر میرسد وی در این کوشش تا حد زیادی موفق هم بوده است.
🔹یکی از آفتهایی که برخی کتابهای عمومی تاریخ به آن دچار میشوند شعارزدگی و یا هواداری و کینهتوزی علیه شخصیتهای تاریخی است. چگینی در این کتاب موفق شده تا حد زیادی به دامن شعار زدگی و بیانیهخوانی نیفتد و علیرغم علاقه شخصیاش به مرحوم دکتر فاطمی، صادقانه از اشتباهات او بگوید. اگر میخواهید در مورد دکتر حسین فاطمی بیشتر بدانید این کتاب، نقطه آغاز خوبی برای این کار است.
🔺 متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#علیرضا_ملوندی درباره «سیدحسین فاطمی» نوشت:
🔹دکتر حسین فاطمی، از آن آدمهاست که تا سالها پس از مرگشان هم حرف و حدیث دربارهشان تمام نمیشود. مردی با سر سبز و زبانی سرخ. محمد چگینی به عنوان نویسنده کتاب «سیدحسین فاطمی» کوشیده در حدود ۲۰۰ صفحه که تقریبا حجم کمی برای کتابهای تاریخی به شمار میرود نگاهی سریع به سراسر زندگی دکتر فاطمی داشته باشد که به نظر میرسد وی در این کوشش تا حد زیادی موفق هم بوده است.
🔹یکی از آفتهایی که برخی کتابهای عمومی تاریخ به آن دچار میشوند شعارزدگی و یا هواداری و کینهتوزی علیه شخصیتهای تاریخی است. چگینی در این کتاب موفق شده تا حد زیادی به دامن شعار زدگی و بیانیهخوانی نیفتد و علیرغم علاقه شخصیاش به مرحوم دکتر فاطمی، صادقانه از اشتباهات او بگوید. اگر میخواهید در مورد دکتر حسین فاطمی بیشتر بدانید این کتاب، نقطه آغاز خوبی برای این کار است.
🔺 متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝فریادِ سکوت
🖌#فاطمه_نخلی_زاده نوشت:
🔹ورکور در «سکوت دریا» نشان میدهد که چگونه پیرمردی فرانسوی همراه برادرزادهاش مقاومت خود را علیه اشغال کشور به شیوه حرف نزدن با افسر آلمانی(ورنر) که در خانهشان مستقرشده نشان میدهند. او که تمرکزش را معطوف به نوشتن از مقاومت کرده است. سکوت را چهرهای از مقاومت میداند؛ چرا که از سکوت، میتوان معانی مختلفی برداشت کرد.
🔹این کتاب به عنوان یکی از آثاری شناخته میشود که شرایط روانی حاکم بر جامعه فرانسه را در روزگار جنگ جهانی دوم بازتاب میدهد اما این یگانه نکته ارزشمند کتاب نیست. از برجستگیهای دیگر این اثر، توجه و اشاره نویسنده به مفاهیمی انسانیست که روابط آدمها را مورد بررسی قرار میدهد. ورنر، آن جوان آلمانی در ملاقات با دوستان و همرزمانش پی میبرد که هدف از اشغال فرانسه، نه تنها ساختن و آباد کردن نیست که هدف ارتش نازی، نابود کردن این سرزمین است؛ نابود کردن جسم و روحش. از این رو، تصمیم می گیرد تا به منظور جنگیدن در جبهه شرقی، فرانسه را ترک گوید و رهسپار راهی شود که خودش آن را «سفری به جهنم» مینامد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_نخلی_زاده نوشت:
🔹ورکور در «سکوت دریا» نشان میدهد که چگونه پیرمردی فرانسوی همراه برادرزادهاش مقاومت خود را علیه اشغال کشور به شیوه حرف نزدن با افسر آلمانی(ورنر) که در خانهشان مستقرشده نشان میدهند. او که تمرکزش را معطوف به نوشتن از مقاومت کرده است. سکوت را چهرهای از مقاومت میداند؛ چرا که از سکوت، میتوان معانی مختلفی برداشت کرد.
🔹این کتاب به عنوان یکی از آثاری شناخته میشود که شرایط روانی حاکم بر جامعه فرانسه را در روزگار جنگ جهانی دوم بازتاب میدهد اما این یگانه نکته ارزشمند کتاب نیست. از برجستگیهای دیگر این اثر، توجه و اشاره نویسنده به مفاهیمی انسانیست که روابط آدمها را مورد بررسی قرار میدهد. ورنر، آن جوان آلمانی در ملاقات با دوستان و همرزمانش پی میبرد که هدف از اشغال فرانسه، نه تنها ساختن و آباد کردن نیست که هدف ارتش نازی، نابود کردن این سرزمین است؛ نابود کردن جسم و روحش. از این رو، تصمیم می گیرد تا به منظور جنگیدن در جبهه شرقی، فرانسه را ترک گوید و رهسپار راهی شود که خودش آن را «سفری به جهنم» مینامد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝تاریخ، آمدن و رفتن پادشاهان نیست!
🖌#زینب_سادات_میرفخرایی نوشت:
🔹کتاب «ایران و جنگ جهانی اول» مجموعهای از مقالات درباره اوضاع و احوال ایران در جنگ جهانی اول است. در آغاز قرن بیستم و درست زمانی که همه جهان فکر میکردند قرار است زندگی آرامی داشته باشند، یکباره جنگی شروع شد که تمام معادلات قبل از خودش را عوض کرد. برای ایران جدای از درگیریها و منازعات سیاسی، زمانی بود که دوباره مردم با مفاهیم جدیدی آشنا شدند.
🔹در مقالات این کتاب به خوبی به این نکته توجه شده است که جنگ جهانی اول و تغییراتی که به واسطه آن در ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد شد و تغییر نگاه مردم به حاکمیت در نهایت سبب شد مردم خودشان هم به این باور برسند که نه تنها شاه جوان قاجار توانایی اداره کشور را ندارد، بلکه سایر قجرها و وابستگانشان هم نمیتوانند بیش از این کاری از پیش ببرند و نه طی یک حادثه بلکه در طولانی مدت بود که نخبگان جامعه از قاجارها ناامید شدند و به دنبال شخصی بودند که بتواند کشور را از بحران تجزیه نجات دهد؛ در آخرین مرحله کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان را بر سر قدرت آورد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زینب_سادات_میرفخرایی نوشت:
🔹کتاب «ایران و جنگ جهانی اول» مجموعهای از مقالات درباره اوضاع و احوال ایران در جنگ جهانی اول است. در آغاز قرن بیستم و درست زمانی که همه جهان فکر میکردند قرار است زندگی آرامی داشته باشند، یکباره جنگی شروع شد که تمام معادلات قبل از خودش را عوض کرد. برای ایران جدای از درگیریها و منازعات سیاسی، زمانی بود که دوباره مردم با مفاهیم جدیدی آشنا شدند.
🔹در مقالات این کتاب به خوبی به این نکته توجه شده است که جنگ جهانی اول و تغییراتی که به واسطه آن در ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد شد و تغییر نگاه مردم به حاکمیت در نهایت سبب شد مردم خودشان هم به این باور برسند که نه تنها شاه جوان قاجار توانایی اداره کشور را ندارد، بلکه سایر قجرها و وابستگانشان هم نمیتوانند بیش از این کاری از پیش ببرند و نه طی یک حادثه بلکه در طولانی مدت بود که نخبگان جامعه از قاجارها ناامید شدند و به دنبال شخصی بودند که بتواند کشور را از بحران تجزیه نجات دهد؛ در آخرین مرحله کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان را بر سر قدرت آورد.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝هستیِ ایستاده بر طول و عرض زمان
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹شخصیت اول «تشریف» از دل یک ماجرای شخصی و در پی یافتن نقطهای برای قرار و آرامش و یا لنگری برای ایستادن در شب عروسی از منزل خارج میشود و در یک سیرآفاقی و انفسی توامان در شهر همدان میایستد. «تشریف» در عین اینکه یک کل یکپارچه و منسجم و هدفمند است لکن دارای پردهها و لایههایی مجزا هم هست در واقع خواننده همراه شهریار در طول داستان با یک سیر و حرکت طولی و عرضی در زمان هر بار به یک لایه عمیقتر سفر میکند.
🔹«تشریف» در عین اینکه یک کل یکپارچه و منسجم و هدفمند است لکن دارای پردهها و لایههایی مجزا هم هست. در رمان «تشریف» شخصیتهای متعددی داریم که بعضی عمیقتر و مهمترند و برخی از شخصیتهای فرعی محسوب میشوند. اما موسیعیسی یا همان حاجموسی یکی از مهمترین و محوریترین شخصیتهاست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:
🔹شخصیت اول «تشریف» از دل یک ماجرای شخصی و در پی یافتن نقطهای برای قرار و آرامش و یا لنگری برای ایستادن در شب عروسی از منزل خارج میشود و در یک سیرآفاقی و انفسی توامان در شهر همدان میایستد. «تشریف» در عین اینکه یک کل یکپارچه و منسجم و هدفمند است لکن دارای پردهها و لایههایی مجزا هم هست در واقع خواننده همراه شهریار در طول داستان با یک سیر و حرکت طولی و عرضی در زمان هر بار به یک لایه عمیقتر سفر میکند.
🔹«تشریف» در عین اینکه یک کل یکپارچه و منسجم و هدفمند است لکن دارای پردهها و لایههایی مجزا هم هست. در رمان «تشریف» شخصیتهای متعددی داریم که بعضی عمیقتر و مهمترند و برخی از شخصیتهای فرعی محسوب میشوند. اما موسیعیسی یا همان حاجموسی یکی از مهمترین و محوریترین شخصیتهاست.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قصهای برای دختران وطن
🖌#محمد_یوسفی نوشت:
🔹نویسنده در کتاب «لالایی برای دختر مُرده» از فروختهشدن دختران قوچان به تاریخِ صد و اندی سال پیش از این، تا تبعیض رفتاری خانوادهها نسبت به دختران و فشارهای فرهنگی و اجتماعی که بر این دختران وجود دارد، سخن میگوید. اما این به معنای آن نیست که ما با اثری فمنیستی طرف باشیم. خیر. ما با کتابی مواجهیم که جایی میان ادبیات ژانر و رئال اجتماعی و رمان تاریخی در رفت و شد است و قصد دارد ما را بدون واسطه با حقیقتی موجود در متن زندگیهایمان روبهرو کند.
🔹ما در این اثر نیز همچون سایر آثار شاهآبادی ردپای تاریخ، آن هم از نوعِ قجریاش را بسیار پررنگ میبینیم. ردپایی که اکنون شاید بتوان آن را امضای شاهآبادی در آثار خود دانست. اهتمام ویژه او به تاریخ در این كتاب تاجایی پیش میرود که ما در قسمتهای از كتاب دفاعِ جانانهای از چرايی خواندن تاريخ از زبانِ شخصيتِ تاريخخوانده داستان مشاهده میكنيم. او حتی در فصلهایی از كتاب خود، عيناً از همان زبان رايج قجری استفاده میكند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#محمد_یوسفی نوشت:
🔹نویسنده در کتاب «لالایی برای دختر مُرده» از فروختهشدن دختران قوچان به تاریخِ صد و اندی سال پیش از این، تا تبعیض رفتاری خانوادهها نسبت به دختران و فشارهای فرهنگی و اجتماعی که بر این دختران وجود دارد، سخن میگوید. اما این به معنای آن نیست که ما با اثری فمنیستی طرف باشیم. خیر. ما با کتابی مواجهیم که جایی میان ادبیات ژانر و رئال اجتماعی و رمان تاریخی در رفت و شد است و قصد دارد ما را بدون واسطه با حقیقتی موجود در متن زندگیهایمان روبهرو کند.
🔹ما در این اثر نیز همچون سایر آثار شاهآبادی ردپای تاریخ، آن هم از نوعِ قجریاش را بسیار پررنگ میبینیم. ردپایی که اکنون شاید بتوان آن را امضای شاهآبادی در آثار خود دانست. اهتمام ویژه او به تاریخ در این كتاب تاجایی پیش میرود که ما در قسمتهای از كتاب دفاعِ جانانهای از چرايی خواندن تاريخ از زبانِ شخصيتِ تاريخخوانده داستان مشاهده میكنيم. او حتی در فصلهایی از كتاب خود، عيناً از همان زبان رايج قجری استفاده میكند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کمالِ جنون
🖌#زهرا_پیری نوشت:
🔹«همزاد» بر محور حوادث نمیچرخد و این تحولات درونی و تدریجی آقای گالیادکین است که داستان را پیش میبرد. این کتاب شاید در قیاس با سایر آثار داستایوسکی، کمتر به چشم بیاید اما به یقین کتابی است که ارزش خواندن دارد. آنچه که این کتاب را خواندنیتر میکند، پرداخت متفاوت به موضوعاتی است که مدتهاست در ورطه تکرار گرفتار شدهاند. موضوعاتی همچون ظلم، بیعدالتی، رنج و تنهایی.
🔹این داستان، هیمنه انسان را میشکند و این شکنندگی را به رخ مخاطب میکشد. ما، روی سکوهای کلوسئوم نشستهایم و همزمان با تماشای تلاشهای بیهوده و نافرجام گالیادکین در نبرد با همزادش، بر سرش فریاد میکشیم و سرزنش و ملامتش میکنیم؛ و تمام اینها در حالی رخ میدهد که هیچ تضمینی برای اینکه ما در شرایط مشابه عملکرد بهتری از خود نشان دهیم، وجود ندارد. داستایفسکی با «همزاد» به شما فرصت تجربه کردن جنونی آگاهانه را میبخشد. او کشیدن مرز بین خیال و حقیقت را به مخاطبش واگذار میکند و این شمایید که تصمیم میگیرید داستان آقای گالیادکین را در زیر سقف کدام جهان تصور کنید.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#زهرا_پیری نوشت:
🔹«همزاد» بر محور حوادث نمیچرخد و این تحولات درونی و تدریجی آقای گالیادکین است که داستان را پیش میبرد. این کتاب شاید در قیاس با سایر آثار داستایوسکی، کمتر به چشم بیاید اما به یقین کتابی است که ارزش خواندن دارد. آنچه که این کتاب را خواندنیتر میکند، پرداخت متفاوت به موضوعاتی است که مدتهاست در ورطه تکرار گرفتار شدهاند. موضوعاتی همچون ظلم، بیعدالتی، رنج و تنهایی.
🔹این داستان، هیمنه انسان را میشکند و این شکنندگی را به رخ مخاطب میکشد. ما، روی سکوهای کلوسئوم نشستهایم و همزمان با تماشای تلاشهای بیهوده و نافرجام گالیادکین در نبرد با همزادش، بر سرش فریاد میکشیم و سرزنش و ملامتش میکنیم؛ و تمام اینها در حالی رخ میدهد که هیچ تضمینی برای اینکه ما در شرایط مشابه عملکرد بهتری از خود نشان دهیم، وجود ندارد. داستایفسکی با «همزاد» به شما فرصت تجربه کردن جنونی آگاهانه را میبخشد. او کشیدن مرز بین خیال و حقیقت را به مخاطبش واگذار میکند و این شمایید که تصمیم میگیرید داستان آقای گالیادکین را در زیر سقف کدام جهان تصور کنید.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝دانایی صرف نمیکند
🖌#کوثر_محبی نوشت:
🔹 دانایی مسئولیت دارد. امروزه با تبدیل شدن کتاب به کالای لوکس و با این قیمتهای کهکشانی، انصافا صرف در نادانی است. حالا مثلا انسان هیچ وقت نفهمد داستایفسکی بعد از چاق کردن چپقش چه آشی برای استپان تروفیموویچ ورخاوینسکی نیهیلیست پخته. چی از آدم کم میشود؟ هیچ. چی از آدم کم نمیشود؟ چیزی حدود دویست هزار تومان وجه رایج مملکت.
🔹کتابخوانها یک سری اسلوب و آیین نانوشته دارند که همه کتابخوانها تا آخرین قطره خون به آن پایبندند. اول آنکه کتابخوان حرفهای شدن به این راحتیها که فکر میکنید نیست و هر کسی نمیتواند از پیچ و خم این مسیر به سلامت عبور کند. دوم اینکه به هیچ عنوان نباید کتابی را که از دیگران به امانت گرفتهاید پس بدهید. شما باید کتاب امانتی را سالها نزد خود نگه دارید. خیلی سخیف و سبک است که آدم کتاب مردم را سریع پس بدهد. پس از رعایت این نکته میتوانید وارد مرحله اول بشوید که «کرم کتاب» یا «Book worm» شدن است.
#هفته_کتاب
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#کوثر_محبی نوشت:
🔹 دانایی مسئولیت دارد. امروزه با تبدیل شدن کتاب به کالای لوکس و با این قیمتهای کهکشانی، انصافا صرف در نادانی است. حالا مثلا انسان هیچ وقت نفهمد داستایفسکی بعد از چاق کردن چپقش چه آشی برای استپان تروفیموویچ ورخاوینسکی نیهیلیست پخته. چی از آدم کم میشود؟ هیچ. چی از آدم کم نمیشود؟ چیزی حدود دویست هزار تومان وجه رایج مملکت.
🔹کتابخوانها یک سری اسلوب و آیین نانوشته دارند که همه کتابخوانها تا آخرین قطره خون به آن پایبندند. اول آنکه کتابخوان حرفهای شدن به این راحتیها که فکر میکنید نیست و هر کسی نمیتواند از پیچ و خم این مسیر به سلامت عبور کند. دوم اینکه به هیچ عنوان نباید کتابی را که از دیگران به امانت گرفتهاید پس بدهید. شما باید کتاب امانتی را سالها نزد خود نگه دارید. خیلی سخیف و سبک است که آدم کتاب مردم را سریع پس بدهد. پس از رعایت این نکته میتوانید وارد مرحله اول بشوید که «کرم کتاب» یا «Book worm» شدن است.
#هفته_کتاب
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝این جعبه کادویی، خالی نیست!
🖌#علی_احمدی نوشت:
🔹شخصیت، در مجموعه «کوچ اصوات» فقط آدمها نیستند. انسان بخشی از شخصیتهاست. اشیا، عناصر و حتی صداها، خود شخصیت مستقلی هستند که نویسنده یا حتی کاراکتر از نظر چشم آنها به جهان داستانی مینگرد و میاندیشد. «آشنازدایی» در بستر شخصیت به خوبی اتفاق افتاده است. نویسنده به تمام اصوات روح و شخصیت مستقلی داده: صدای پرههای بینی، صدای موتور یخچال، یا به جای آنکه بگوید؛ همهجا خونی شد، مینویسد: «خون سفیدی ملافه را کنار زد، از تخت شره کرد و روی سرامیکهای خاکستری بخش ریخت. خون از صدای پای مریضهای رفته سیر نمیشد و همه چیز را اُ مثبت میکرد».
🔹با وجود تلخی و سنگینی بخشهایی از داستان اما باید گفت ناامیدانه نیست. در پایان اغلب داستانها نور امیدی، بشر را به زندگی باز میگرداند. نوری به نام عشق معجزهگونه و ناگهانی. اگر چه به نظر میرسد قهرمان داستانها به بن بست رسیده و چارهای ندارد اما با نگاه خاص نویسنده در خلق داستان در نهایت به امیدی جدید دست پیدا میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#علی_احمدی نوشت:
🔹شخصیت، در مجموعه «کوچ اصوات» فقط آدمها نیستند. انسان بخشی از شخصیتهاست. اشیا، عناصر و حتی صداها، خود شخصیت مستقلی هستند که نویسنده یا حتی کاراکتر از نظر چشم آنها به جهان داستانی مینگرد و میاندیشد. «آشنازدایی» در بستر شخصیت به خوبی اتفاق افتاده است. نویسنده به تمام اصوات روح و شخصیت مستقلی داده: صدای پرههای بینی، صدای موتور یخچال، یا به جای آنکه بگوید؛ همهجا خونی شد، مینویسد: «خون سفیدی ملافه را کنار زد، از تخت شره کرد و روی سرامیکهای خاکستری بخش ریخت. خون از صدای پای مریضهای رفته سیر نمیشد و همه چیز را اُ مثبت میکرد».
🔹با وجود تلخی و سنگینی بخشهایی از داستان اما باید گفت ناامیدانه نیست. در پایان اغلب داستانها نور امیدی، بشر را به زندگی باز میگرداند. نوری به نام عشق معجزهگونه و ناگهانی. اگر چه به نظر میرسد قهرمان داستانها به بن بست رسیده و چارهای ندارد اما با نگاه خاص نویسنده در خلق داستان در نهایت به امیدی جدید دست پیدا میکند.
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝راه و رسم پرواز عاشقانه
🖌#فاطمه_رستمی نوشت:
🔹«پاییز آمد» خواننده را با روحیات زنی مبارز و مجاهد، از کودکی تا بزرگسالی آشنا میکند. زن مسلمان در این روایت زنی منفعل نیست و مرد مسلمان هم در هیچ جای این زندگینامه نقش رئیس را بازی نمیکند. فخری در خانه محبوس نیست، آواز میخواند، برای شوهرش دلبری میکند و در عین حال نجیب است و نقش مادری را به بهترین شکل ایفا میکند. ما در این زندگینامه با شرح دو عشق در زندگی یک زن مواجه هستیم؛ عشق فخری به مبارزه در راه اسلام و عشق فخری به همسرش. این دو عشق برای او و احمد عزیزش یک معنا دارد و واضح است که فخری هیچوقت از دو عشقش دل نکنده است.
🔹لازم نیست ادای منورالفکرها را دربیاورید، اما بدون قضاوت، تصویر واقعگرایانه از رابطه یک زوج مسلمان مبارز را در «پاییز آمد» در ذهن مجسم کنید و بپذیرید که اسلام دین دست و پاگیری نیست. اسلامی که احمدها برای آن شهید شدند، دین پرواز کردنهاست؛ پرواز عاشقانهای که فخرالسادات موسوی خیلی زیبا راه و چاهش را به ما نشان داده است.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🖌#فاطمه_رستمی نوشت:
🔹«پاییز آمد» خواننده را با روحیات زنی مبارز و مجاهد، از کودکی تا بزرگسالی آشنا میکند. زن مسلمان در این روایت زنی منفعل نیست و مرد مسلمان هم در هیچ جای این زندگینامه نقش رئیس را بازی نمیکند. فخری در خانه محبوس نیست، آواز میخواند، برای شوهرش دلبری میکند و در عین حال نجیب است و نقش مادری را به بهترین شکل ایفا میکند. ما در این زندگینامه با شرح دو عشق در زندگی یک زن مواجه هستیم؛ عشق فخری به مبارزه در راه اسلام و عشق فخری به همسرش. این دو عشق برای او و احمد عزیزش یک معنا دارد و واضح است که فخری هیچوقت از دو عشقش دل نکنده است.
🔹لازم نیست ادای منورالفکرها را دربیاورید، اما بدون قضاوت، تصویر واقعگرایانه از رابطه یک زوج مسلمان مبارز را در «پاییز آمد» در ذهن مجسم کنید و بپذیرید که اسلام دین دست و پاگیری نیست. اسلامی که احمدها برای آن شهید شدند، دین پرواز کردنهاست؛ پرواز عاشقانهای که فخرالسادات موسوی خیلی زیبا راه و چاهش را به ما نشان داده است.
#کتاب_ماه
🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.