مجله الکترونیک واو
231 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
به‌نام خدا

🔹اینجا مجله الکترونیکی با رویکرد کتاب است که می‌خواهد در آن از کتاب‌ها حرف بزند، حواشی اینجا در حاشیه هم نیستند. «واو» رسانه‌ای است برای کتاب‌ها و نویسنده‌ها و قصه‌هایی که تعریف می‌کنند. با واو می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارع از هیاهوی جهان!

🔹«واو حرف اضافه نیست»؛ این شعاری است که برای خودمان انتخاب کرده‌ایم و می‌خواهیم بر همین مبنا درباره کتاب‌ها حرف بزنیم. ادعا نداریم نگاهمان صد در صد درست است ولی تلاشمان این است که منصفانه به کتاب‌ها نگاه کنیم. سعی تحریریه «واو» بر این است که راهنمایی باشد برای کتاب‌ها تا مخاطب به درک شفاف‌تری از آن‌ها برسد.


🔺بیشتر بخوانید +
📝پسامدرن انقلابی

🖌#پونه_فضائلی نوشت:

🔹«سوره آفلین» یکی از جدیدترین رمان‌های نوشتۀ ابراهیم اکبری دیزگاه، از جمله آثاری است که سعی دارد نگاه جدیدی در فرم و محتوا به وقایع انقلاب اسلامی داشته باشد. اتفاقات کتاب از غروب یازدهم بهمن ماه شروع و در ظهر روز دوازدهم با ورود امام خمینی(ره) تمام می‌شود.

🔹تلاش نویسنده برای قرائتی پست مدرن از اتفاقاتی واقعی در خور توجه است؛ گرچه گاه معلق بودن روایت میان سبک سوررئالیسم و رئالیسم جادویی یکدستی روایت را دچار اختلال می‌کند. چرا که توّهم، خیالات و خواب‌هایی که برآمده از ناخودآگاه فرد هستند ولی جنبۀ عینی به خود می‌گیرند به نحوی که فضای داستان را از حالت واقعی خارج می‌سازند از مولفه‌های داستان‌های سوررئال هستند، اما تردیدهای راوی در آنچه برایش اتفاق می‌افتد و نیز وجود وقایع و افراد حقیقی با آن شیوۀ روایت در تضاد قرار می‌گیرند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝محافظه‌کار در روایت

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹کتاب محافظه‌کار است! این بهترین توصیف درباره این کتاب است. راوی به دلایلی که روشن نیست از دادن اطلاعات پرهیز دارد و خواننده‌ای که با او همراه شده را در خُماری مشاهداتش می‌گذارد. خواننده در این کتاب تکلیفش روشن نیست. چیزهایی می‌خواند که گاهی بی‌سر و ته است و این مشکل به نویسنده باز نمی‌گردد؛ در بهترین حالت راوی و در بدترین حالت ناشر مانع بزرگی برای ارائه اطلاعات بوده‌اند. هرچه هست خواننده با یک سری اطلاعات کلی روبه‌رو است ولی اگر اهل گفت‌وگو کردن با متن باشید همین اطلاعات هم می‌تواند مسیر را برای شما هموار کند تا دستاوردهایی که در متن نیست نصیبتان شود.

🔹کتاب «ابوباران» با وجود اینکه در کانون توجه قرار گرفت، این توجه نشان دهنده این واقعیت است که روایت‌های واقعی و عینی از جنگ می‌تواند خواننده را نگه دارد، ولی حرف‌های ناگفته بسیاری را در لابه‌لای صفحاتش دارد که شاید دیگر فرصتی برای بازگو کردن آن‌ها دست ندهد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مرا به باغ نگاهت ببر، بگردانم

🖌#اعظم_ایرانشاهی نوشت:

🔹شاید «الف لام خمینی»، برای نسل ما صمیمی و خواندنی باشد. اما نسل‌های بعد، تشنه و پرسوال دنبال محتوایی به لهجه و زبان خودشان خواهند گشت، محتوایی که شاید لزوما کتاب نباشد، قالبی باشد نزدیک‌تر به سلایق و علایق زمانه‌ی آنها.

🔹البته این راه همچنان باز است. هم برای آقای بهبودی که جلد دوم کتاب را منتشر کند و ادامه زندگی امام را از سال ۵۷ تا ۶۸ بنویسد و هم برای دیگران. مهم‌تر اینکه نیاز نوجوان دهه هشتاد و نود به یقین متفاوت از نوجوانی ما دهه شصتی‌هاست.‌

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اختراعی که نمی‌چرخد!

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹هاشم نصیری برای اولین اثرش دست روی سوژه مهمی گذاشته ولی در عمل آن چه با آن روبه‌رو هستیم یک اثر ناموفق است. در واقع باید گفت نصیری خطر بزرگی را در اولین تجربه نوشتن خود به جان خریده که باید از این حیث به جرات و جسارتش آفرین گفت ولی نباید فراموش کرد، نوشتن آن هم از یک شخصیت بزرگ و مهم در تاریخ که مخاطبان بسیاری می‌خواهند درباره‌اش بخوانند، فقط نیاز به جسارت ندارد بلکه داشتن تجربه و توانایی، از جسارت مهم‌تر است. کاری که اگر در خروجی موفق نباشد می‌تواند برای همیشه پرونده فعالیت یک نفر را مختومه کند.

🔹بدون مرز» در قیاس با آثار دیگری که درباره چمران تولید شده اثر ضعیفی است، زیرا نه خبری از یک نوآوری در روایت است و نه حتی عنصر سرگرم‌کننده‌ای در دل خود دارد که خواننده را تا صفحات پایانی با خود همراه کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اجرای ناموفق یک ایده خوب

🖌#یونس_فردوس نوشت:

🔹«تاریخی‌نگری موسیقی ایران» اسم وسوسه‌کننده‌ای است برای کسانی که هم به تاریخ علاقه دارند و هم دلشان می‌خواهد از پنجره تاریخ به موسیقی، این هنر همگانی، نگاهی بیندازند. کافی است اسم مولف آن را هم در گوگل جستجو کنید آن وقت متوجه می‌شوید با کتاب‌سازی‌های مرسوم در این فضا روبه‌رو نیستید، زیرا نام محسن حجاریان با پژوهش‌های تاریخی در رشته موسیقی هم‌نشین است و آثار مختلفی از او در این حوزه منتشر شده است.

🔹ایده کتاب، ایده خوبی بود؛ مولف با این ایده سراغ تاریخ و موسیقی قومی رفته و تلاش کرده خواننده را در جریان سیر موسیقی قومی قرار دهد، کتاب در ابتدا پیشرفت خوبی داشت ولی این روند در ادامه افت کرد و نویسنده از موضوع دور شد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پیرمرد طماع در جلسه ترک اعتیاد

🖌#زهرا_پیری نوشت:

🔹اگر قرار نیست بخوانم پس چرا می‌خرم؟ اگر می‌خرم که بخوانم پس چرا نمی‌خوانم؟ رسیدن به پاسخ این دو سوال احتمالا می‌تواند یک تکان اساسی به سرانه‌ی مطالعه‌ی کشور بدهد. تحقیق و‌ پژوهش در این زمینه دست کاربلدهای امر را می‌بوسد اما ما هم قرار نیست در این فاصله دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم.

🔹به گمانم خوب می‌شود اگر قدم اول را با چیزی شبیه به جلسات مشاوره‌ی گروهی کمپ‌های ترک‌ اعتیاد برداریم. دور تا دور سالن را صندلی بچینیم، هفته به هفته گرد هم بیاییم و به نوبت حرف بزنیم. از آن‌جایی که بانی این گردهمایی هستم، اجازه بدهید که من شروع کنم.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝ساکن خانه شماره متن

🖌#وحید_رنجبر نوشت:

🔹اگر داستان‌های او را خوانده باشید تایید می‌کنید که آقای تشکری حقیقتا خادم امام هشتم است، از «بار باران» و «ولادت» و «غریب قریب» تا «رژیسور» و «مفتون و فیروزه» و «پاریس پاریس». او نه تنها اهل ژست‌های روشنفکرمآبانه نیست که مثلا با پشت کردن به نمادهای دینی بخواهد توجه بخرد، بلکه در همه آثارش روبه‌روی گنبد طلای امام هشتم دست بر سینه ارادت گذاشته و به قول خودش خدمت کرده است.

🔹اگر دنبال سعید تشکری می‌گردید، اصلا در حاشیه سراغی از او نگیرید. او را همیشه باید در متن جستجو کنید. با حجم کارهایی که او انجام می‌دهد و غنایی که آثارش دارد به راحتی می‌توانسته یک نویسنده پرحاشیه باشد و نانش را از تنور حواشی بیرون بیاورد؛ ولی به جای رفتن در حاشیه، همیشه در متن بوده و بدون توجه به کنج حواشی، در متن، حرف‌هایش را زده است و به عبارتی نوشتن برایش اهمیت داشته است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چطور از بن‌بست خارج شویم

🖌#فاطمه_مهری ترجمه کرده است:

🔹سارا واترز در این نوشتار که به سفارش گاردین نوشته، از قوانین طلایی خود برای نویسندگی سخن گفته که ترجمه آن در این جستار آمده است.

🔹از عبارت‌های زائد، صفات گیج‌کننده و قیدهای غیرضرور پرهیز کنید. بعضی نویسنده‌ها –مخصوصا تازه‌کارها- خیال می‌کنند نوشتن نیاز به یک نثر گل‌منگلی عجیب و غریب دارد که هیچ جوره شبیه زبان محاوره نیست؛ این یک پندار نادرست است که هرچه بیشتر مطالعه کنید (قانون اول) بهتر می‌توانید از ذهنتان پاکش کنید.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹محمد قائد در کتاب «عشقی؛ سیمای نجیب یک آنارشیست» تلاش کرده این نقاب را از چهره میرزاده کنار بزند و سیمای او را از گرد و غبار زمان بزداید و تصویری شفاف و مبتنی بر واقعیت از او به مخاطبش نشان دهد. میرزاده‌ای که در تشییع جنازه‌اش جمعیت بسیاری گرد می‌آیند و او را تا گورستان بدرقه می‌کنند، در حالی که در زمان زنده بودنش در منتهای فلاکت زندگی کرد و سخن از حق گفت.

🔹کتاب «عشقی» تصویر یک روشنفکر واقعی را به خواننده نشان می‌دهد، روشنفکری که دلش برای مردم می‌سوزد و نسبت به سیاسی‌بازی‌ها معترض است.


🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رودررو با واقعیتِ محبوس در قوطی روایت رسمی

🖌#محمد_قائم‌خانی نوشت:

🔹ما بعد از کربلای ۵ جنگ را لمس نمی‌کنیم. انگار اتفاقی نیفتاده و همه فقط در حال گفت‌وگو پیرامون پایان جنگ هستند. کمتر پیش آمده کسی دست‌مان را بگیرد و توی اهواز آن سال بگرداند. سال آخر جنگ، سال فراموش شده جنگ است زیرا جزو فتوحات رسمی ما محسوب نمی‌شود.

🔹کار از کار گذشته و واقعیت از توی کتاب ساجی بیرون آمده و یقه‌اش را چسبیده است. دیگر به این راحتی رهایش نمی‌کند. تا روی سینه‌اش ننشیند و نفسش را نبرد، یا گوشه‌ای از ذهنش جا خوش نکند و مدت‌ها به فکر وا نداردش، اجازه نمی‌دهد به زندگی پیشین بازگردد. خواننده با این کتاب بزرگ می‌شود، دست خودش هم نیست.
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مرغ همسایه می‌رقصد!

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹«ماهاتاری» رقصنده‌ای هلندی که به جرم جاسوسی برای آلمان‌های در جریان جنگ جهانی اول به جوخه اعدام سپرده می‌شود. این یک خطی داستان این کتاب است که در اینترنت هم کم و بیش می‌توان به همین نکته رسید. اما کوئلیو در کتابش سرگذشت او را نوشته و تلاش کرده قصه تعریف کند. تلاشی که صراحتا می‌توان گفت شکست‌خورده و ناموفق است.

🔷در واقع باید گفت کوئلیو سوژه جذابی را قربانی هیچ کرده و یک کتاب بد از آن در آورده، اینکه بتوان از چنین سوژه‌ای، اثری شکست‌خورده خلق کنید حقیقتا باید دارای تخصص باشید که ظاهرا کوئلیو دارای این تخصص است.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝«آمریکا» عجیب‌تر از تصورات شماست

🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹فرانتس کافکا رمان «آمریکا» را بدون اینکه پایش به ینگه دنیا باز شده باشد، تنها از روی سفرنامه‌ها، گزارش‌ها و مقالاتی که درباره آمریکا منتشر شده بوده نوشته و تعجب‌آور است که نوشته‌های او با وجود اینکه قریب به صد سال از آن می‌گذرد امروز هم باورکردنی و منطبق بر واقعیت است.

🔹کارل که داستان حول محور شخصیت او شکل گرفته به‌خاطر یک گناه، محکوم به تبعید می‌شود، تبعید به آمریکا! در واقع نویسنده آمریکا را تبیعدگاهی برای گناهکاران می‌خواند و در یک برخورد نمادین نشان می‌دهد دربه‌دری بشر بر روی زمین از روی گناهانی است که انجام داده و آمریکا سرزمین وعده داده شده برای گناهکاران است؛ با تاکید بر اینکه این رمان نیمه‌تمام است، ولی پایان‌بندی فعلی نیز این تصویر را قوت می‌بخشد که افراد در این سرزمین عاقبتی ندارند و در حیرت به‌سر خواهند برد و سرگشته می‌شوند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سه حرف خانه خراب کن

🖌#زینب_آزاد نوشت:

🔹«جنگ» همین سه حرف به هم چسبیدۀ خانه خراب‌کن، به همین راحتی آمد و بساط خراب‌کاری‌اش را روی زندگی مردان و زنان پهن کرد و رفت؛ مردمی که اول جنگ وارد شهر و دیار و خانه‌شان شد، بعد خبر آمدنش به گوششان رسید…

🔹همسر شهید بهمن باقری، آن‌قدر خوب و جان‌دار آبادان و خرمشهر را توصیف می‌کند که مخاطب خودش را وسط شهر تصور کرده و با گرمای بالای ۴۰ درجۀ آنجا حرارت می‌گیرد: «از توی کوچه پس‌کوچه‌ها می‌دویدیم و بوی شط دنبالمان. یاد عصرهایی افتادم که لب آب غلغله بود و بساط بلال و قهوه و چای عربی و فلافل و سمبوسه و پشمک تا نزدیک صبح پهن بود، اما حالا کف خیابان، به جای کاکل بلال، پر بود کاكل نخل‌های سوخته. دلم برای شب‌های تابستان تنگ شد؛ صف‌های طولانی قایق‌سواری، نور چراغ‌های رنگارنگ کشتی و لنج که می‌افتاد در آب، خنکی شط، سرخوشی مردم… چه شب‌ها که تا دیروقت می‌نشستیم روی سکوهای سیمانی اسکله. پاها را آویزان می‌کردیم و تخمه می‌شکستیم و گوش می‌سپردیم به ساز و آوازی که از گوشه و کنار به گوش می‌رسید و با ترانه آقاسی رِنگ می‌گرفتیم.»
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝این خانه معمولی نیست


🖌#نفیسه_سادات_موسوی نوشت:

🔹«خانه درختی ۱۳ طبقه»، اصلا شبیه خانه‌های معمولی نیست؛ یعنی شبیه خانه‌های درختی معمولی نیست! هر طبقه از این خانه با شگفتی‌ها و چیزهای خاصی پر شده است؛ مثل: حوضچه کوسه‌های آدم‌خوار، فواره لیموناد، اتاق بالش‌ها، منجنیق غول پیکر، آزمایشگاه مخفی زیرزمینی، اتاقِ «یادآوری چیزهایی که فراموش کرده ایم» و… . البته این خانه اتاق‌های آشنایی مثل اتاق خواب، اتاق فیلم و کتاب‌خانه، ایوان، آشپزخانه، اتاق بازی و اینها هم دارد. تری هم که همواره در حال اختراع وسایل عجیب و جدید است، به طور مستمر به جذابیت و هیجان تجهیزات این خانه می‌افزاید.

🔹این مجموعه در عین حالی که یک طنز به تمام معناست، می‌تواند برای کودکان بسیار آموزنده هم باشد. همین که اندی و تری در طول ماجراها مدام با مشکلاتی مواجه می‌شوند که خودشان باید راه حل آن مشکلات را پیدا کنند، به نوعی در ضمیر ناخودآگاه کودک جا می‌اندازد که در صورت مواجه شدن با چالش در زندگی، باید خودش دنبال حل و رفع آن باشد و آن را ندیده نگیرد یا به دیگران محول نکند یا حس بیچارگی و ناکارآمدی نکند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝استقلال، آزادی، نان!

🖌#سعیده_ملایی نوشت:

🔹یوسف راه پرخطر و خونینی را در پیش گرفته؛ راه آزادی و استقلال وطن، راهی که حتی ممکن است برادر را در مقابل برادر قرار بدهد و منفعت‌طلبان داخلی و استعمارگران خارجی و زالو صفت را علیه او بشوراند. یوسف نمادی از مبارزان راه آزادی وطن در گستره‌ای به وسعت تاریخ و عاشقان بی‌نشانی است که بی‌چشم‌داشتی در مدار وطن‌پرستی خطر می‌کنند.

🔹«سووشون» نخستین رمان به قلم یک زن در تاریخ ادبیات ایران به شمار می‌رود؛ رمانی در رثای استقلال، آزادی و نان. سیمین دانشور مدتی بعد از انتشار این رمان با مرگ تراژیک همسرش جلال مواجه می‌شود.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چند بار زندگی کرده‌اید؟


🖌#زینب_مرتضایی_فرد نوشت:

🔹فیلم‌ها خیلی خوبند اما بیشتر فرصت قدم زدن در طول ماجرا را برایم فراهم می‌کنند، رمان‌ها اما می‌گذارند توی این استخر عمیق بی اینکه در دنیای واقعی شنا بلد باشم، بارها زیرآبی بروم و نفس هم کم نیاورم. در عرض حوادث، طول حوادث، توی سر شخصیت‌ها و هر جا که دلم خواست بگردم و فکر کنم همه این صحنه‌ نمایش برای من تدارک دیده شده، پنجره را باز کنم و کمی چای بنوشم و به بازیگران سرگردانم که هر بار سویی را انتخاب می‌کنند، سر بزنم. صبورانه نگاه کنم، به توطئه‌هایشان لبخند بزنم یا نگران بعضی شخصیت‌ها شوم و بارها و بارها بیشتر زندگی کنم. اصلا هر یک رمان که بیشتر بخوانی انگار یک بار بیشتر زندگی کرده‌ای.

🔹آنها که با تخیل خودشان جهان داستان را ساخته‌اند برای همیشه گوشه ذهنشان تصاویری از آن دارند که با هیچ فیلمی برابری نمی‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝از زاویه دید یک زن

🖌#لادن_عظیمی نوشت:

🔹«ساجی» روایت زندگی‌هایی‌ست که به دوش کشیده‌شده و از این شهر به آن شهر کوچانده می‌شوند. روایت خانه‌هایی که به امید بازگشتی زود، رها می‌شوند و چیزی جز تلی از خاک و خاکستر از آن‌ها باقی نمی‌ماند. روایت عروس‌هایی که فردای روز عروسی سیاه‌پوش می‌شوند. روایت پسرانی که هرگز برنمی‌گردند و پدرانی که در انتظار پیر می‌شوند. روایت خانه‌های بدون مردی که دلهره و هراس در آنجا پرسه می‌زند و زنانی که با چنگ و دندان زندگی را سرپا نگه می‌دارند و تنهایی را در چمدان‌هایشان از این شهر به آن شهر حمل می‌کنند.

🔹زنان کتاب، نبض تپنده این زندگی‌های آشفته‌اند، شیرازه زندگی‌های مصیبت‌زده و غم‌باری که با هر داغ تا مرز متلاشی شدن پیش می‌روند، اما متلاشی نمی‌شوند.
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝واقع‌نمایی امر محتمل

🖌#آزاده_جهان_احمدی نوشت:

🔹آن‌چه در «رژیسور» موضوعیت و رسمیت دارد ایران است اما نه ایران در پارادایم ناسیونالیسم منفی بلکه گستره‌ای جغرافیایی با عقبه‌ای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. نویسنده با مقدماتی کاملا داستانی به سراغ پردازش حادثه هولناک و تکان‌دهنده به توپ بستن مجلس می‌رود و سپس بی‌فوت وقت خواننده را که حالا با شخصیت‌ها به واسطه آشنایی انس گرفته‌اند؛ به مشهد می‌برد و او را به نظاره واقعه‌ای غیرقابل باور می‌نشاند؛ حمله و به توپ بستن حرم علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع).

🔹«رژیسور» بر بستری عاشقانه روان است و به پیش می‌رود. ماجرای عاشقی و روایتی عاطفی از رابطه یک مترجم زبان فارسی دانشگاه سن‌پترزبورگ به نام نینا با افسری روسی به نام ردکو. اما این بستر در ظرف زمانی سال‌های ابتدایی مشروطه و حوادث پیاپی و مهم آن است که توسط تشکری با ساختار رمان به تصویر کشیده شده است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سوار بر زبان در پیچ‌وخم تاریخ


🖌#حسام_آبنوس نوشت:

🔹یرواند آبراهامیان تاریخ‌نگار ارمنی‌تبار، با کتاب «ایران بین دو انقلاب» و مجموعه روایت‌های تاریخی خود تلاش کرده روایتی از تاریخ معاصر را برای مخاطب خود که احتمالا علاقه‌ای هم به تاریخ ندارد، تدوین و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی روایت خود را طرح کند. کتابی که از مشروطه تا پیروزی انقلاب را مرور می‌کند و با توجه به دوره‌ای که مرور کرده حجم زیادی (۷۲۸ صفحه) ندارد.

🔹اگر می‌خواهید از زاویه دید جریان‌های چپ به تاریخ نگاه کنید این کتاب می‌تواند گزینه خوبی باشد ولی اینطور نیست که شما را از خواندن دیگر کتب تاریخی بی‌نیاز کند. زبان عنصری است که در این کتاب از آن به نفع روایت استفاده شده و اصلی‌ترین عامل اقبال مخاطب به کتاب نیز همین است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رنگی با عکس‌های سیاه‌وسفید

🖌#زینب_آزاد نوشت:

🔹کتاب «کاهن معبد جینجا» فارغ از سفرنامه بودنش، یک دایرةالمعارف ژاپنی است و نویسنده در این کتاب فارغ از جناح‌بازی و جبهه‌گیری، آزادانه نظراتش را بیان کرده و حتی سعی نکرده است یک تصویر غیرواقعی از زندگی مردم ژاپن به مخاطب انتقال دهد. او در جاهایی که لازم دیده، به تعریف و تمجید از زندگی یک انسان ژاپنی پرداخته و آن‌ها را ستوده و در عوض تصاویر واقعی و تاریک زندگی آن‌ها را دیده و بیان کرده است. همین نکته باعث شده مخاطب احساس کند با کتاب و نویسنده‌ای منصف مواجه است و حتی در برخی قسمت‌ها چنان سرباز بی‌دفاع در جدال مقایسه‌ها هم قرار می‌گیرد.

🔹یامین‌پور در این کتاب بیان می‌کند که ژاپنی‌ها در ماراتن سنت و مدرنیته برای به ثمر نشستن زحماتشان چه تلاش‌ها نکرده‌اند و چه حقارت‌هایی را تحمل نکرده‌اند. اصلاً مگر ملت هم اینقدر بی‌عزت‌نفس؟ بیایند و کشورت را به خاک‌وخون بکشند و در نهایت به رسم دیرینۀ آبا و اجدادی، تا کمر خم شوی و احترام بگذاری و بگویی دستتان درد نکند، ‌اگر شما ما را قتل‌عام نمی‌کردید، ما بقیه را قتل‌عام می‌کردیم!

🔺متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.