Forwarded from نشر کرگدن
معرفی کتاب "ادیان، ارزشها و تجربههای اوج"، روزنامه اعتماد
شماره ۴۱۷۷ | ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ شهريور
نگاهي به كتاب «اديان، ارزشها و تجربههاي اوج»
روانشناسي تجربه ديني
كاوه رهنما
نام ابراهام هارولد مزلو، روانشناس معاصر امريكايي در ميان افواه، به دليل نظريه مشهور «هرم سلسله مراتب نيازهاي مزلو» رواج يافته است. بسيار ميشنويم يا ميخوانيم كه كارشناسان در مباحثشان به هرم و جنبه سلسلهمراتبي آن اشاره ميكنند و براي مثال با تاكيد بر آن از تقدم و تاخر نيازهاي بشر سخن ميگويند. خيلي خلاصه اين نظريه معتقد است كه ميتوان نيازهاي انسان را به صورت هرمي پنجطبقه دستهبندي كرد كه در قاعده آن نيازهاي زيستي مثل نياز به خوراك و پوشاك و مسكن قرار گرفته است و به ترتيب پس از آن و به سمت راس هرم، نيازهاي امنيتي، نيازهاي اجتماعي، احترام و در نهايت نياز به معنويت و اخلاق قرار گرفتهاند.
مزلو روانشناسي انسانگرا و از پيشگامان نسل موسوم به «نسل سوم» روانشناسي بود كه ميخواست ابعاد وسيعتر و الگوهايي پوياتر از رفتار انسان را كشف كند. او در مقابل تقليل سطحي تجربه انساني به چند نظريه ثابت يا مقولات متصلب، معتقد بود كه روانشناسي اجتماعي به گونهاي است كه اجازه صحبت از «انسان كلي» را نميدهد و بر آن بود كه تنها زنان و مردان مشخص وجود دارند. البته مزلو بر خلاف نگرشهاي اگزيستانسياليستي رايج زمانهاش، منكر وجود ذات در انسان نبود و بر عكس معتقد به ماهيتي براي انسان بود. اين ذات انساني هم متفاوت با نگرشهاي منفينگري كه انسان را گرگ انسان تلقي ميكنند، از سرشتي والا و متعالي برخوردار است.
يك تقسيمبندي جالبتوجهتر و البته كمتر شناخته شده نيازهاي انسان نزد مزلو، تقسيم آنها به دو دسته نيازهاي ناشي از نقصان و نابسندگي و نيازهاي وجودي است. انسانها بيشتر اوقات احساس كمبود ميكنند و به دنبال تامين چيزهايياند كه فكر ميكنند از دنياي خارج كم دارند. علت آسيبهاي رواني نيز احساس ناتواني در برآوردن اين دسته از نيازهاست. اما نيازهاي وجودي زماني آشكار ميشوند كه انسان خواه بهطور عيني يا به نحو ذهني از شر نيازهاي ناشي از نقصان رهايي يابد. اين دسته از نيازها از طريق خودشكوفايي تواناييها، ظرفيتها، استعدادها و انجام يك ماموريت، دعوت يا تقدير برآورده ميشوند. اينجاست كه فرد خودشكوفا به ظهور ميرسد. ويژگي چنين فردي درك عميق از واقعيت، پذيرش فزاينده خود و ديگران، مسالهمحوري، خودانگيختگي و وارستگي بيشتر، لذتبردن فراوان از تنهايي و خلوت، تازگي درك و خلاقيت و يگانگي آسان با انسانيت است.
فرد خودشكوفا، به واسطه اين ويژگيهاي اخلاقي، از تجربههاي اوج برخوردار است، تجربههايي كه در زبان اديان، به تجربههاي ديني بنيانگذاران اديان و برخي برگزيدگان اختصاص دارد، تجربهها و جذبههايي شورانگيز، وصفناپذير و وجودي كه از نظر مزلو، پيامبران، عارفان و راهبان ذن آنها را در پررنگترين شكل خود تجربه كردهاند. البته مزلو معتقد است كه درك چنين تجربههايي-منتها در سطوحي بسيار پايينتر- از سوي ديگر انسانهايي كه به تهذيب اخلاقي دست بيازند، امكانپذير است، به شرط آنكه در پرورش اخلاقي خود بكوشند و به مراقبه نفس خود همت گمارند. اينجاست كه مرزهاي- به اعتقاد مزلو تصنعي- ميان اخلاق و علم از يكسو و دين و علم از سوي ديگر برداشته ميشود. مزلو با تاكيد بر جاي خالي ارزشها در نظام آموزش رايج در مطالعهاي موردي نشان ميدهد كه روانشناسي انسانگرا چگونه ميتواند رازآميزي را دوباره به رابطه زن و مرد بازگرداند و آن را از روزمرگي و ملال برهاند.
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=1082&pageno=6
@kargadanpub
شماره ۴۱۷۷ | ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ شهريور
نگاهي به كتاب «اديان، ارزشها و تجربههاي اوج»
روانشناسي تجربه ديني
كاوه رهنما
نام ابراهام هارولد مزلو، روانشناس معاصر امريكايي در ميان افواه، به دليل نظريه مشهور «هرم سلسله مراتب نيازهاي مزلو» رواج يافته است. بسيار ميشنويم يا ميخوانيم كه كارشناسان در مباحثشان به هرم و جنبه سلسلهمراتبي آن اشاره ميكنند و براي مثال با تاكيد بر آن از تقدم و تاخر نيازهاي بشر سخن ميگويند. خيلي خلاصه اين نظريه معتقد است كه ميتوان نيازهاي انسان را به صورت هرمي پنجطبقه دستهبندي كرد كه در قاعده آن نيازهاي زيستي مثل نياز به خوراك و پوشاك و مسكن قرار گرفته است و به ترتيب پس از آن و به سمت راس هرم، نيازهاي امنيتي، نيازهاي اجتماعي، احترام و در نهايت نياز به معنويت و اخلاق قرار گرفتهاند.
مزلو روانشناسي انسانگرا و از پيشگامان نسل موسوم به «نسل سوم» روانشناسي بود كه ميخواست ابعاد وسيعتر و الگوهايي پوياتر از رفتار انسان را كشف كند. او در مقابل تقليل سطحي تجربه انساني به چند نظريه ثابت يا مقولات متصلب، معتقد بود كه روانشناسي اجتماعي به گونهاي است كه اجازه صحبت از «انسان كلي» را نميدهد و بر آن بود كه تنها زنان و مردان مشخص وجود دارند. البته مزلو بر خلاف نگرشهاي اگزيستانسياليستي رايج زمانهاش، منكر وجود ذات در انسان نبود و بر عكس معتقد به ماهيتي براي انسان بود. اين ذات انساني هم متفاوت با نگرشهاي منفينگري كه انسان را گرگ انسان تلقي ميكنند، از سرشتي والا و متعالي برخوردار است.
يك تقسيمبندي جالبتوجهتر و البته كمتر شناخته شده نيازهاي انسان نزد مزلو، تقسيم آنها به دو دسته نيازهاي ناشي از نقصان و نابسندگي و نيازهاي وجودي است. انسانها بيشتر اوقات احساس كمبود ميكنند و به دنبال تامين چيزهايياند كه فكر ميكنند از دنياي خارج كم دارند. علت آسيبهاي رواني نيز احساس ناتواني در برآوردن اين دسته از نيازهاست. اما نيازهاي وجودي زماني آشكار ميشوند كه انسان خواه بهطور عيني يا به نحو ذهني از شر نيازهاي ناشي از نقصان رهايي يابد. اين دسته از نيازها از طريق خودشكوفايي تواناييها، ظرفيتها، استعدادها و انجام يك ماموريت، دعوت يا تقدير برآورده ميشوند. اينجاست كه فرد خودشكوفا به ظهور ميرسد. ويژگي چنين فردي درك عميق از واقعيت، پذيرش فزاينده خود و ديگران، مسالهمحوري، خودانگيختگي و وارستگي بيشتر، لذتبردن فراوان از تنهايي و خلوت، تازگي درك و خلاقيت و يگانگي آسان با انسانيت است.
فرد خودشكوفا، به واسطه اين ويژگيهاي اخلاقي، از تجربههاي اوج برخوردار است، تجربههايي كه در زبان اديان، به تجربههاي ديني بنيانگذاران اديان و برخي برگزيدگان اختصاص دارد، تجربهها و جذبههايي شورانگيز، وصفناپذير و وجودي كه از نظر مزلو، پيامبران، عارفان و راهبان ذن آنها را در پررنگترين شكل خود تجربه كردهاند. البته مزلو معتقد است كه درك چنين تجربههايي-منتها در سطوحي بسيار پايينتر- از سوي ديگر انسانهايي كه به تهذيب اخلاقي دست بيازند، امكانپذير است، به شرط آنكه در پرورش اخلاقي خود بكوشند و به مراقبه نفس خود همت گمارند. اينجاست كه مرزهاي- به اعتقاد مزلو تصنعي- ميان اخلاق و علم از يكسو و دين و علم از سوي ديگر برداشته ميشود. مزلو با تاكيد بر جاي خالي ارزشها در نظام آموزش رايج در مطالعهاي موردي نشان ميدهد كه روانشناسي انسانگرا چگونه ميتواند رازآميزي را دوباره به رابطه زن و مرد بازگرداند و آن را از روزمرگي و ملال برهاند.
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=1082&pageno=6
@kargadanpub
سخنرانی مهم #مارتین_سلیگمن در #تد دربارۀ رسالت علم روانشناسی و سه تلقی متفاوت از #شادکامی
(با زیرنویس فارسی)
@Eudaemonia
https://goo.gl/BECxeJ
(با زیرنویس فارسی)
@Eudaemonia
https://goo.gl/BECxeJ
Ted
Transcript of "The new era of positive psychology"
TED Talk Subtitles and Transcript: Martin Seligman talks about psychology -- as a field of study and as it works one-on-one with each patient and each practitioner. As it moves beyond a focus on disease, what can modern psychology help us to become?
آلن دو باتن، فیلسوف مدرسهٔ زندگی، در نحوهٔ ارائه مطلب دو ایدهٔ ارزنده را به عمل درآورده است:
نخست اینکه کافی نیست عقیدهای درست باشد تا مورد پذیرش واقع شود، بلکه باید آن را زیبا و جذاب ارائه کرد. او این فکر را در نظرات ارسطو، هِگِل، هیوم، تولْسْتوی و بسیاری از دیگر اندیشهورزان تاریخ یافته است و مو به مو بر اساس آن عمل می کند. ویدیوهای مدرسه زندگی هر فکر کوچک را با یک فیلم کوتاه اما بزرگ میپرورند و نشان میدهند. از دید فلاسفهٔ مورد مراجعه آلن دو باتن، هنر رسالتی دارد و آن این است که چیزهای خوب و مفید را زیبا و جذاب کند تا به چشم بیایند.
موضوع دوم، تکرار ِ یک دیدگاه مهم و شایسته است. زیبایی باید تکرار شود تا جا بیفتد. انسان از تکرار زیبایی خسته نمیشود. در یکی از ویدیوها آلن میگوید این فکر از متون مقدس مذهبی آمده است که گاه جمله سادهای به دو شکل پشت سر هم تکرار میشود یا مطلبی در چندین جای کتاب تکرار میشود. در واقع بیشتر متون باستانی از تکرار هراسی ندارند، در افسانه”گیل گَمِش”، ایلیاد و اودیسه هومِر، مِتاموُرفوز اثر اُوید شاعر رومی و بسیاری نمونههای دیگر این را میبینیم. در این سو، در شاهنامه فردوسی در وصف پهلوانان و شهسواران گاه نیممصراعهایی تکراری یا بسیار شبیه و آشنا به دفعات به کار رفته است که حس نوعی همبستگی و پیوستگی میان همه نسلهای تاریخیِ مورد اشاره به وجود میآورد و به ما میگوید: خوبان همه به هم شبیهاند، گویی که از یک پدر باشند.
ما به تکراری بودن آواز بلبل و قناری اعتراضی نداریم. به قول سهراب میتوان، “به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود”. اگر چیزی زیبا باشد، تکرار به آن عمق میدهد و جاودانه اش میکند.
از این رو گاه چند ویدیو با گرافیک متنوع و رنگ به رنگ و متنهای گوناگون، همه یک مطلب و یک بنُ مایه را باز میگویند.
از دید آلن دو باتن تاریخ معدنِ اندیشههای ناب اما فراموش شده است که باید استخراج شود. او خود این را از هگل آموخته است. در یکی از ویدیوها آلن پیشنهاد میکند که شغل مهمی به نام “معدنچی تاریخ” ایجاد شود. زیرا انسان بسیار فراموشکار است...
جا دارد ما هم تنبلی در شیوهٔ ارائه و فن نمایش را کنار بگذاریم، هر چه از معدن ادبیات و تاریخ و اساطیر فلات ایران میکاویم و مییابیم، به پالایشگاه بفرستیم و به شیوههای جهانی در زیباترین بستهبندی ارائه کنیم.
#ایمان_فانی
@persianschooloflife
@Eudaemonia
نخست اینکه کافی نیست عقیدهای درست باشد تا مورد پذیرش واقع شود، بلکه باید آن را زیبا و جذاب ارائه کرد. او این فکر را در نظرات ارسطو، هِگِل، هیوم، تولْسْتوی و بسیاری از دیگر اندیشهورزان تاریخ یافته است و مو به مو بر اساس آن عمل می کند. ویدیوهای مدرسه زندگی هر فکر کوچک را با یک فیلم کوتاه اما بزرگ میپرورند و نشان میدهند. از دید فلاسفهٔ مورد مراجعه آلن دو باتن، هنر رسالتی دارد و آن این است که چیزهای خوب و مفید را زیبا و جذاب کند تا به چشم بیایند.
موضوع دوم، تکرار ِ یک دیدگاه مهم و شایسته است. زیبایی باید تکرار شود تا جا بیفتد. انسان از تکرار زیبایی خسته نمیشود. در یکی از ویدیوها آلن میگوید این فکر از متون مقدس مذهبی آمده است که گاه جمله سادهای به دو شکل پشت سر هم تکرار میشود یا مطلبی در چندین جای کتاب تکرار میشود. در واقع بیشتر متون باستانی از تکرار هراسی ندارند، در افسانه”گیل گَمِش”، ایلیاد و اودیسه هومِر، مِتاموُرفوز اثر اُوید شاعر رومی و بسیاری نمونههای دیگر این را میبینیم. در این سو، در شاهنامه فردوسی در وصف پهلوانان و شهسواران گاه نیممصراعهایی تکراری یا بسیار شبیه و آشنا به دفعات به کار رفته است که حس نوعی همبستگی و پیوستگی میان همه نسلهای تاریخیِ مورد اشاره به وجود میآورد و به ما میگوید: خوبان همه به هم شبیهاند، گویی که از یک پدر باشند.
ما به تکراری بودن آواز بلبل و قناری اعتراضی نداریم. به قول سهراب میتوان، “به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود”. اگر چیزی زیبا باشد، تکرار به آن عمق میدهد و جاودانه اش میکند.
از این رو گاه چند ویدیو با گرافیک متنوع و رنگ به رنگ و متنهای گوناگون، همه یک مطلب و یک بنُ مایه را باز میگویند.
از دید آلن دو باتن تاریخ معدنِ اندیشههای ناب اما فراموش شده است که باید استخراج شود. او خود این را از هگل آموخته است. در یکی از ویدیوها آلن پیشنهاد میکند که شغل مهمی به نام “معدنچی تاریخ” ایجاد شود. زیرا انسان بسیار فراموشکار است...
جا دارد ما هم تنبلی در شیوهٔ ارائه و فن نمایش را کنار بگذاریم، هر چه از معدن ادبیات و تاریخ و اساطیر فلات ایران میکاویم و مییابیم، به پالایشگاه بفرستیم و به شیوههای جهانی در زیباترین بستهبندی ارائه کنیم.
#ایمان_فانی
@persianschooloflife
@Eudaemonia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر برخی مضامین فلسفهٔ #هایدگر؛ راه خوب زیستن از مسیر قبرستان میگذرد.
@persianschooloflife
@Eudaemonia
@persianschooloflife
@Eudaemonia
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ که ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ. ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ آدمهایی ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭجهٔ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
زندﮔﯽ، ﻋﺸﻖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ 📚
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎلیا
@rabete_ms
@Eudaemonia
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭجهٔ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
زندﮔﯽ، ﻋﺸﻖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ 📚
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎلیا
@rabete_ms
@Eudaemonia
Forwarded from گاه نوشت (مشاوره و رواندرمانی)
✅ از خجالت کشیدن نترسید.
https://t.me/joinchat/AAAAAD__dc0LxUgghSmCKw
➖ کمی قرمز شدن بر اثر خجالت، می تواند اثرات مثبتی روی روابط شما داشته باشد. در یکی از دانشگاه های کالیفرنیا تحقیقی صورت گرفته است که در آن به شرکت کنندگان یک فیلم ضبط شده از مردی را نشان می دادند که در آن به او گفته می شد که در آزمونی بسیار مهم نمره فوق العاده ای را گرفته است. در فیلمی که به برخی از این شرکت کنندگان نشان داده می شد واکنش مرد با شرم و حیا همراه بود و برخی دیگر او را در حالی می دیدند که از خود کبر و غرور نشان می داد. زمانی که میزان اعتماد آنها به این مرد مورد سنجش قرار گرفت، آنهایی که واکنش همراه با خجالت او را دیده بودند اعتماد بیشتری نسبت به او داشتند. طبق نظر محققین داشتن شرم و حیا نشان دهنده اهمیت دادن فرد به اطرافیان است و باعث می شود آنها بخواهند با او تعامل بیشتری داشته باشند.
https://t.me/joinchat/AAAAAD__dc0LxUgghSmCKw
➖ کمی قرمز شدن بر اثر خجالت، می تواند اثرات مثبتی روی روابط شما داشته باشد. در یکی از دانشگاه های کالیفرنیا تحقیقی صورت گرفته است که در آن به شرکت کنندگان یک فیلم ضبط شده از مردی را نشان می دادند که در آن به او گفته می شد که در آزمونی بسیار مهم نمره فوق العاده ای را گرفته است. در فیلمی که به برخی از این شرکت کنندگان نشان داده می شد واکنش مرد با شرم و حیا همراه بود و برخی دیگر او را در حالی می دیدند که از خود کبر و غرور نشان می داد. زمانی که میزان اعتماد آنها به این مرد مورد سنجش قرار گرفت، آنهایی که واکنش همراه با خجالت او را دیده بودند اعتماد بیشتری نسبت به او داشتند. طبق نظر محققین داشتن شرم و حیا نشان دهنده اهمیت دادن فرد به اطرافیان است و باعث می شود آنها بخواهند با او تعامل بیشتری داشته باشند.
خوب زيستن|بابک عباسی
Video
هشدار: صدای سی ثانیهٔ اول فیلم ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.
این سگ که در تمام عمرش آزار و بدرفتاری دیده است، اولین بار است که نوازش و مهربانی را تجربه میکند. اما حامیاش میداند که چگونه او را آرام کند.
معجزۀ #شفقت را ببینید.
(امروز ۲۰شهریور، روز ملّی مبارزه با خشونت علیه حیوانات است)
منبع ویدئو: www.thedodo.com
@Eudaemonia
این سگ که در تمام عمرش آزار و بدرفتاری دیده است، اولین بار است که نوازش و مهربانی را تجربه میکند. اما حامیاش میداند که چگونه او را آرام کند.
معجزۀ #شفقت را ببینید.
(امروز ۲۰شهریور، روز ملّی مبارزه با خشونت علیه حیوانات است)
منبع ویدئو: www.thedodo.com
@Eudaemonia
Forwarded from سیاهمشق
میان خودکمبینی بیمارگونه و فروتنی سالکانه خط باریک و ظریفی است که نامش "اقتدار" است.
@siavashnikpoor
@siavashnikpoor
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جهان امروز دسترسی آزاد به اخبار مهم است. اما این اهمیت نباید ما را از تأمل در سازوکار اخبار غافل کند؛ حتی شاید به همین دلیل لازم باشد به کار شبکههای خبری نقادانهتر نگاه کنیم.
@Eudaemonia
@Eudaemonia
به گفتهی کییرکگور، فهم این امر که شما برای تعیین مسیر زندگی خود از آزادی مطلق برخوردارید (یعنی میتوانید بپرید یا نپرید) همانند سرگیجه اسباب سرگشتگی است؛ به باور او، ما در تمام انتخابهای زندگی خود با چنین اضطرابی مواجهایم. هر عملی که انجام میدهیم یک انتخاب است، و تصمیمگیرندهی آن تنها خود ما هستیم و نه هیچکس دیگر. این استدلال کییرکگور که «زندگی مجموعهای از انتخابها است» – و این انتخابها به زندگی ما معنا میدهند (یا آن را از معنا تهی میکنند) – از بنیادهای «اگزیستانسیالیسم» است. هر فرد، به جای آن که مسئولیت را بر دوش جامعه یا دین بیاندازد، خود به تنهایی وظیفه دارد زندگیاش را بامعنا بسازد و بااصالت زندگی کند.
@Eudaemonia
متن کامل:
https://goo.gl/fbE8Y4
@Eudaemonia
متن کامل:
https://goo.gl/fbE8Y4
آسو
زندگی ما، تنها دارایی ما | آسو
ایستاده بر بلندای صخرهای، حس سردرگمی و سرگشتگی پریشانتان میسازد. نه تنها از سقوط میترسید، بلکه واهمه دارید که مبادا در برابر میل به پرتاب کردن خود تسلیم شوید. هیچ مانعی پیش روی شما نیست. هراس،
Forwarded from زندگی آگاهانه
کافی است لحظۀ حال را تمام و کمال بپذیری. آن وقت با اینجا و اکنون و همچنین با خودت در صلح و صفا خواهی بود.
@mindfulliving
@mindfulliving
Forwarded from سیاهمشق
Love is not a victory march
It,s a cold and it,s a broken Hallelujah
عشق مارش پیروزی نیست
شکرگزاری سرد و شکسته بسته ای است
- کوهن
@siavashnikpoor
It,s a cold and it,s a broken Hallelujah
عشق مارش پیروزی نیست
شکرگزاری سرد و شکسته بسته ای است
- کوهن
@siavashnikpoor
Forwarded from بهمن دارالشفایی
چیستا:
«"خودکشی به درد خاتمه نمیده، فقط اون رو از فردی به فرد دیگر منتقل میکنه".
زیرش دستخط کسی است که میگه: این نقل قول تنها دلیلی است که هنوز اینجام.»
https://pbs.twimg.com/media/Dm_4OXmX0AI3mQN.jpg
«"خودکشی به درد خاتمه نمیده، فقط اون رو از فردی به فرد دیگر منتقل میکنه".
زیرش دستخط کسی است که میگه: این نقل قول تنها دلیلی است که هنوز اینجام.»
https://pbs.twimg.com/media/Dm_4OXmX0AI3mQN.jpg
در دلتنگی برای محبت مادرانه/ آلن دوباتن
شاید هرگز چنین تصویری در زندگی نداشتهاید، اما بگذارید لحظهای خیال کنیم که یک مادر خوب چه شکلی میتواند باشد: وقتی نوزاد بودید، نیمهشبها به شما شیر میداد. ساعت سه نیمه شب گریه میکردید. او بیدار میشد و تا یک ساعت بعد، وقتی دوباره به خواب میرفتید، آرامتان میکرد. سرما که میخورید، صبحانه را برایتان به رختخواب میآورد. به چیزهای خیلی ساده و کوچک درباره شما علاقهمند بود؛ مثلا نتیجه امتحان جغرافی مدرسه یا زخم روی زانویتان که وقتی در مسابقه دو شرکت کرده بودید، ایجاد شد. این روزها هم تنها خواستهاش این است که شاد باشید. موفقیت حرفهای شما مورد نظرش نیست، فقط شادیتان برایش مهم است. وقتی بههم میریزید، مشکل شما، مشکل او هم میشود. نیازهای خودش را به خاطر شما کنار میگذارد و انتظار ندارد که مشکلات او را همانقدر جدی بگیرید که او مشکلات شما را جدی میگیرد. این تصویر، تصویری از یک عشق فوقالعاده است. به عنوان یک آدم بزرگ، ما معمولا چنین عشقی را از همدیگر توقع داریم و احتمالا به کشفیات تلخی درباره آن نائل میشویم: اینکه ما هرگز عشقی را که در کودکی دریافت کردیم، نخواهیم گرفت. از این بابت خشمگین میشویم و طرف مقابل را به خاطر ناتوانیاش در تامین کامل نیازمان سرزنش میکنیم. این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که بالاخره به بلوغ کامل برسیم و بفهمیم که تنها راه دریافت چنین عشقی، این است که از طلب آن از دیگران دست بکشیم و یاد بگیریم که آن عشق را به کس دیگری -مثلا یک بچه- بدهیم.
اما یکی از جنبههای فوقالعاده مذاهب این است که نیاز ما به «مادر» را تشخیص میدهند. در کلیساهای کاتولیک سراسر دنیا، غم، اندوه و بیچارگی در تصویر مریم مقدس و شمعهای روشن هویداست. نیایشکنندگان اندوه شخصی خود را با مادری در میان میگذارند که به طور نمادین، مادر تمام معتقدان است.
متن کامل:
https://goo.gl/uE7ubn
شاید هرگز چنین تصویری در زندگی نداشتهاید، اما بگذارید لحظهای خیال کنیم که یک مادر خوب چه شکلی میتواند باشد: وقتی نوزاد بودید، نیمهشبها به شما شیر میداد. ساعت سه نیمه شب گریه میکردید. او بیدار میشد و تا یک ساعت بعد، وقتی دوباره به خواب میرفتید، آرامتان میکرد. سرما که میخورید، صبحانه را برایتان به رختخواب میآورد. به چیزهای خیلی ساده و کوچک درباره شما علاقهمند بود؛ مثلا نتیجه امتحان جغرافی مدرسه یا زخم روی زانویتان که وقتی در مسابقه دو شرکت کرده بودید، ایجاد شد. این روزها هم تنها خواستهاش این است که شاد باشید. موفقیت حرفهای شما مورد نظرش نیست، فقط شادیتان برایش مهم است. وقتی بههم میریزید، مشکل شما، مشکل او هم میشود. نیازهای خودش را به خاطر شما کنار میگذارد و انتظار ندارد که مشکلات او را همانقدر جدی بگیرید که او مشکلات شما را جدی میگیرد. این تصویر، تصویری از یک عشق فوقالعاده است. به عنوان یک آدم بزرگ، ما معمولا چنین عشقی را از همدیگر توقع داریم و احتمالا به کشفیات تلخی درباره آن نائل میشویم: اینکه ما هرگز عشقی را که در کودکی دریافت کردیم، نخواهیم گرفت. از این بابت خشمگین میشویم و طرف مقابل را به خاطر ناتوانیاش در تامین کامل نیازمان سرزنش میکنیم. این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که بالاخره به بلوغ کامل برسیم و بفهمیم که تنها راه دریافت چنین عشقی، این است که از طلب آن از دیگران دست بکشیم و یاد بگیریم که آن عشق را به کس دیگری -مثلا یک بچه- بدهیم.
اما یکی از جنبههای فوقالعاده مذاهب این است که نیاز ما به «مادر» را تشخیص میدهند. در کلیساهای کاتولیک سراسر دنیا، غم، اندوه و بیچارگی در تصویر مریم مقدس و شمعهای روشن هویداست. نیایشکنندگان اندوه شخصی خود را با مادری در میان میگذارند که به طور نمادین، مادر تمام معتقدان است.
متن کامل:
https://goo.gl/uE7ubn
Forwarded from دغدغه ایران
«مظلومیت منطق عاشورا» و «غلبه منطق مظلومیت»
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ حادثه عاشورا پایه و اساسی دارد که «منطق عاشورا» و کنش امام حسین (ع) و یارانش را میسازد. پایه اول، اعتراض به بیعدالتی سیاسی است. فقدان عدالت در دسترسی به قدرت و نادیده گرفتن حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود که در اعتراض امام حسین به جانشینی یزید به جای معاویه بر خلاف سنت بیعت و معاهده با امام حسن (ع) تجلی میکند. پایه دوم، نادیده گرفتن حق مردم در برخورداری مادی عادلانه از کیفیت زندگی است و اعتراض به بیعدالتی اقتصادی را شامل میشود. پایه سوم اعتراض به بیعدالتی فرهنگی و محروم کردن مردم از حق تولید سخن و گفتار، و آزادی در بهرهمندی از اندیشهها و سخنهای متفاوت و متکثر است. اعتراض به دستگاه سیاسی حکومتی است که به انبوه امکانات سخنسازی دسترسی دارد، حدیث را به دلخواه خود تفسیر و جعل میکند، گفتار دینی را در خدمت حکومت قرار میدهد، و در همان حال مخالفانش را از سخن گفتن باز داشته و عرصه را بر آنان تنگ میکند. تصور میکنم «منطق عاشورا»، اعتراض به هر سه صورت بیعدالتی است.
✅ حادثه دست بر قضا بر بستر تاریخی و جغرافیایی خاصی رخ میدهد و همین امر اجازه میدهد تا رخدادها و روایتهایی به اصل ماجرا ضمیمه شوند. عاشورا در بستر فرهنگ قبیلهای عراق رخ میدهد که در آن ظاهراً بریدن سرها و بر سر نیزه کردن ریشه دیرینه دارد (شاید از ناآگاهی من است، اما در تاریخ جنگهای پیامبر در حجاز و شبهجزیره عربستان، چیزی درباره سر بریدن به شکل حادثه کربلا نخواندهام.)
✅ حادثه در نزدیکی رودخانهای رخ میدهد و به مانند بسیاری از جنگها، دشمن کوشیده آب را از رقیباش دریغ کند و تحت فشار قرار دهد. ماجرای بستن آب در جنگها سابقه طولانی دارد؛ خواه مناقشهای بر سر آب در جنگ صفین میان امام علی (ع) و معاویه باشد یا در جنگهای مدرن امروزی کنترل منابع آبی مهم به حساب آید.
✅ جنگ پدیدهای خشونتبار است که روایت آن، خواه در ظهر عاشورا باشد یا روایتی از جنگهای مدرن، تلخ و تأثربرانگیز است. قربانیان در جنگ همواره تصویری از مظلومیت هستند. قربانیان کشتار مسلمانان در میانمار، قربانیان داعش در سوریه و عراق، قربانیان کشتارهای آمریکا در ویتنام و کشتگان جنگ داخلی در رواندا در آفریقا مثل همه قربانیان خشونت در سراسر جهان، چهرهای مظلوم دارند.
✅ حادثه عاشورا به دلیل ترکیب فرهنگ عراقی، ماجرای آب، خشونت روایتشده و قداست امام حسین (ع) برای شیعیان، ظرفیت عظیمی برای شکل دادن به «منطق مظلومیت» دارد. مسأله از جایی شروع میشود که این «منطق مظلومیت» در حادثه عاشورا به «مظلومیت منطق عاشورا» و به حاشیه رفتن محوریت عدالت در حادثه میانجامد و حاشیه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی بر متن فراتاریخی عاشورا غلبه میکند.
✅ اعتراض به بیعدالتی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همان «منطق عاشورا» و متن است، که فراتاریخی است، به هیچ زمانی تعلق ندارد و هر زمانی از تاریخ و در هر جغرافیا و فرهنگی پذیرفتنی و مشروع است. این متن به تدریج در فرایند تاریخی، مظلومانه تحت فشار «منطق مظلومیت» امام حسین (ع) و یارانش قرار میگیرد. آب، کمتعداد بودن یاران امام و مظلومیت، روایت خشونت و هر چیزی از این دست به مرکز صحنه روایت تاریخی عاشورا بدل شده و مظلومیت محور صحنه عاشورا میشود. «منطق مظلومیت» غلبه کرده و «منطق عاشورا» مظلومانه به حاشیه میرود.
✅ اگر آب را از حسین بن علی دریغ نکرده و سر بریدهاش را بر نیزه نکرده بودند، اگر خاندانش را به اسارت نبرده و خیمههایش را آتش نزده و بر بدنهایش اسب نتاخته بودند، چیزی از عظمت حادثه کربلا کم میشد؟ آیا زینب، خواهرش، در وصف عاشورا به عبیداله زیاد نمیگفت «من جز زیبایی ندیدم.» آن زیبایی که زینب دیده بود از جنس خشونت، بیآبی یا بر سر نیزه شدن سرها نبود.
✅ جزئیات تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی حادثه کربلا، قوام احساسی و عاطفی آنرا افزودهاند و ماندگاریش را تقویت نمودهاند؛ اما بزرگی حادثه در تشنهلب شهید شدن امام حسین (ع) یا فاسق بودن دشمن او نیست. عاشورا عظمتاش را از «منطق مظلومیت» نمیگیرد (اگرچه ماندگاری و پیوندش با قلبهای توده از این مظلومیت تأثیر میپذیرد)، اعتراض به بیعدالتی در مرکز گفتمان و منطق عاشوراست. خطر نهفته در عزاداریهای امروز، فراموشی محوریت عدالت همهجانبه در حادثه عاشورا، غلبه «منطق مظلومیت» و مظلومانه به حاشیه رفتن «منطق عاشورا»ست.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ حادثه عاشورا پایه و اساسی دارد که «منطق عاشورا» و کنش امام حسین (ع) و یارانش را میسازد. پایه اول، اعتراض به بیعدالتی سیاسی است. فقدان عدالت در دسترسی به قدرت و نادیده گرفتن حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود که در اعتراض امام حسین به جانشینی یزید به جای معاویه بر خلاف سنت بیعت و معاهده با امام حسن (ع) تجلی میکند. پایه دوم، نادیده گرفتن حق مردم در برخورداری مادی عادلانه از کیفیت زندگی است و اعتراض به بیعدالتی اقتصادی را شامل میشود. پایه سوم اعتراض به بیعدالتی فرهنگی و محروم کردن مردم از حق تولید سخن و گفتار، و آزادی در بهرهمندی از اندیشهها و سخنهای متفاوت و متکثر است. اعتراض به دستگاه سیاسی حکومتی است که به انبوه امکانات سخنسازی دسترسی دارد، حدیث را به دلخواه خود تفسیر و جعل میکند، گفتار دینی را در خدمت حکومت قرار میدهد، و در همان حال مخالفانش را از سخن گفتن باز داشته و عرصه را بر آنان تنگ میکند. تصور میکنم «منطق عاشورا»، اعتراض به هر سه صورت بیعدالتی است.
✅ حادثه دست بر قضا بر بستر تاریخی و جغرافیایی خاصی رخ میدهد و همین امر اجازه میدهد تا رخدادها و روایتهایی به اصل ماجرا ضمیمه شوند. عاشورا در بستر فرهنگ قبیلهای عراق رخ میدهد که در آن ظاهراً بریدن سرها و بر سر نیزه کردن ریشه دیرینه دارد (شاید از ناآگاهی من است، اما در تاریخ جنگهای پیامبر در حجاز و شبهجزیره عربستان، چیزی درباره سر بریدن به شکل حادثه کربلا نخواندهام.)
✅ حادثه در نزدیکی رودخانهای رخ میدهد و به مانند بسیاری از جنگها، دشمن کوشیده آب را از رقیباش دریغ کند و تحت فشار قرار دهد. ماجرای بستن آب در جنگها سابقه طولانی دارد؛ خواه مناقشهای بر سر آب در جنگ صفین میان امام علی (ع) و معاویه باشد یا در جنگهای مدرن امروزی کنترل منابع آبی مهم به حساب آید.
✅ جنگ پدیدهای خشونتبار است که روایت آن، خواه در ظهر عاشورا باشد یا روایتی از جنگهای مدرن، تلخ و تأثربرانگیز است. قربانیان در جنگ همواره تصویری از مظلومیت هستند. قربانیان کشتار مسلمانان در میانمار، قربانیان داعش در سوریه و عراق، قربانیان کشتارهای آمریکا در ویتنام و کشتگان جنگ داخلی در رواندا در آفریقا مثل همه قربانیان خشونت در سراسر جهان، چهرهای مظلوم دارند.
✅ حادثه عاشورا به دلیل ترکیب فرهنگ عراقی، ماجرای آب، خشونت روایتشده و قداست امام حسین (ع) برای شیعیان، ظرفیت عظیمی برای شکل دادن به «منطق مظلومیت» دارد. مسأله از جایی شروع میشود که این «منطق مظلومیت» در حادثه عاشورا به «مظلومیت منطق عاشورا» و به حاشیه رفتن محوریت عدالت در حادثه میانجامد و حاشیه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی بر متن فراتاریخی عاشورا غلبه میکند.
✅ اعتراض به بیعدالتی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همان «منطق عاشورا» و متن است، که فراتاریخی است، به هیچ زمانی تعلق ندارد و هر زمانی از تاریخ و در هر جغرافیا و فرهنگی پذیرفتنی و مشروع است. این متن به تدریج در فرایند تاریخی، مظلومانه تحت فشار «منطق مظلومیت» امام حسین (ع) و یارانش قرار میگیرد. آب، کمتعداد بودن یاران امام و مظلومیت، روایت خشونت و هر چیزی از این دست به مرکز صحنه روایت تاریخی عاشورا بدل شده و مظلومیت محور صحنه عاشورا میشود. «منطق مظلومیت» غلبه کرده و «منطق عاشورا» مظلومانه به حاشیه میرود.
✅ اگر آب را از حسین بن علی دریغ نکرده و سر بریدهاش را بر نیزه نکرده بودند، اگر خاندانش را به اسارت نبرده و خیمههایش را آتش نزده و بر بدنهایش اسب نتاخته بودند، چیزی از عظمت حادثه کربلا کم میشد؟ آیا زینب، خواهرش، در وصف عاشورا به عبیداله زیاد نمیگفت «من جز زیبایی ندیدم.» آن زیبایی که زینب دیده بود از جنس خشونت، بیآبی یا بر سر نیزه شدن سرها نبود.
✅ جزئیات تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی حادثه کربلا، قوام احساسی و عاطفی آنرا افزودهاند و ماندگاریش را تقویت نمودهاند؛ اما بزرگی حادثه در تشنهلب شهید شدن امام حسین (ع) یا فاسق بودن دشمن او نیست. عاشورا عظمتاش را از «منطق مظلومیت» نمیگیرد (اگرچه ماندگاری و پیوندش با قلبهای توده از این مظلومیت تأثیر میپذیرد)، اعتراض به بیعدالتی در مرکز گفتمان و منطق عاشوراست. خطر نهفته در عزاداریهای امروز، فراموشی محوریت عدالت همهجانبه در حادثه عاشورا، غلبه «منطق مظلومیت» و مظلومانه به حاشیه رفتن «منطق عاشورا»ست.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad