This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آيا ازدواج به دردسرش مىارزد؟
بهتر است جدایی سخت باشد يا آسان؟
#ازدواج #رابطه
پست مرتبط: https://t.me/eudaemonia/183
@persianschooloflife
@Eudaemonia
بهتر است جدایی سخت باشد يا آسان؟
#ازدواج #رابطه
پست مرتبط: https://t.me/eudaemonia/183
@persianschooloflife
@Eudaemonia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوران مجردى، حافظه، و فراموشی
ترجمه: پريسا ميرزاجانى
صدا: ايمان فانى
#رابطه #ازدواج
@persianschooloflife
@Eudaemonia
ترجمه: پريسا ميرزاجانى
صدا: ايمان فانى
#رابطه #ازدواج
@persianschooloflife
@Eudaemonia
گفتوگو با استیون هِیز، بنیانگذار رویکرد پذیرش و تعهد(ACT)
ترجمۀ علی فیضی
▪️انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب «از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن»[ترجمۀ علی صاحبی و مهدی اسکندری، نشر دانژه] شما با بسیاری از انگارههای اساسی روانشناسی مخالفت میکنید. بهعنوانمثال میگویید: پذیرش دردی که فرد میکشد گامی بهسوی رهایی او از رنج است یا اینکه: ما فرض میکنیم رنج کشیدن طبیعی است و آنچه نامعمول است دیدن فردی است که یاد میگیرد تا به آرامش ذهنی برسد. چطور شد به افکاری رسیدید که با بسیاری از مدلهای اخیر روانشناسی در تضاد است؟
▪️استیون هِیز: درواقع بهسختی میتوان گفت که ایده فراگیر بودن رنج آدمی فکر نویی است. بهعنوانمثال بسیاری از سنتهای معنوی و مذهبی ما بابیان این نکته آغاز میشوند و سنتهای مبتنی بر علم رواندرمانی نیز بهطور غیرعمدی این باور را در دل خود دارند؛ هرچند به نظر نمیرسد کسی متوجه این نکته باشد. در هر پیشنهاد پژوهشی که به دنبال گرفتن بودجه است شما بخشی را میبینید که در آن به گستردگی یک مشکل فرضی در جامعه اشاره میشود. همینطور ما در نوشتههای عامهپسند هم بهوفور داستانهایی درباره تعداد زیاد و باورنکردنی افراد آزاردیده یا معتاد یا دچار مشکلات رابطهای یا اختلال روانی یا تنش محیط کاری میخوانیم.
▪️برای دیدن حقیقت آنچه در این کتاب نوشتهام کافی است لحظهای درنگ کنید و از خود بپرسید: چه میشود اگر همه این مشکلات را باهم جمع بزنیم؟ آن موقع چه تعداد از افراد عضو گروههای دچار شرایط نابهنجار نخواهد بود؟ وقتی سؤال را بهخوبی بپرسید سؤال درست جلوی روی شما است: درد بهنجار است نه شادمانی. بسیاری از افرادی که میشناسم اطلاعات شخصی لازم را برای رسیدن به چنین نتیجهای دارند. فقط از خود بپرسید: چه تعداد از افرادی که میشناسم بارها دچار مشکلاتی ازایندست نشدهاند؟
▪️به نظر میرسد توطئهای در سکوت جریان دارد چون به ما گفتهشده است شادمانی بهنجار است. ما به همین خاطر تمایل داریم تا درباره دشواریهای زندگی ساکت بمانیم چون اگر صدایمان را دربیاوریم معنیاش این خواهد بود که نابهنجار هستیم. چون بسیاری از افراد همین راز را در سینه پنهان نگه میدارند ما احساس انزوا و تنهایی میکنیم. این حرفهها به این معنی نیست که شما نمیتوانید شادمان باشید اما بایستی یاد بگیرید از دامهایی که ذهنتان درراه شما پهن میکند دوریکنید. دلیل گستردگی رنج آن است که ما با آن خیلی بد تا میکنیم.
▪️راهحل طبیعی و عقلانی در مواجهه با مشکل این است که تشخیص بدهیم چطور از دست آن خلاص بشویم و بعد همین اتفاق هم میافتد. در دنیای بیرون از ذهن توانایی ما برای انجام این کار به ما اجازه داده تا کره زمین را فتح کنیم؛ اما این شیوه مقابله با مسائل فقط در دنیای بیرون از ذهن کاربرد دارد؛ اما ما این نکته را تشخیص نمیدهیم و سعی میکنیم تا با مشکلات روانی هم از طریق خلاص شدن از دست آن احساسات دردناک، خاطرات بد یا افکار نگرانکننده مقابله کنیم تا درنهایت به شادمانی برسیم. این راهحل فایدهای ندارد.
▪️علم مدرن به ما نشان داده که استفاده از چنین راهحلی یکی از مطمئنترین راهها برای ناکامی در شادمان شدن است. بهعبارتدیگر رنج بردن بسیار فراگیر است چون آنچه برای حلوفصل آن انجام میدهیم درواقع آن را پایدارتر میکند. ما در دامی که خود گستردهایم گرفتار میشویم. موضع کنونی من سهپایه دارد. مدل سنتی درمانی برای من مؤثر نبود؛ برای بیماران من مؤثر نبود؛ و همچنان که شروع به پژوهش در این مورد کردم فهمیدم که چرا اینگونه است. پژوهش ما نشان داد که انجام کارهایی بهشدت نابدیهی است که مؤثر واقع میشود.
@Eudaemonia
منبع:
https://goo.gl/P9arfB
ترجمۀ علی فیضی
▪️انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب «از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن»[ترجمۀ علی صاحبی و مهدی اسکندری، نشر دانژه] شما با بسیاری از انگارههای اساسی روانشناسی مخالفت میکنید. بهعنوانمثال میگویید: پذیرش دردی که فرد میکشد گامی بهسوی رهایی او از رنج است یا اینکه: ما فرض میکنیم رنج کشیدن طبیعی است و آنچه نامعمول است دیدن فردی است که یاد میگیرد تا به آرامش ذهنی برسد. چطور شد به افکاری رسیدید که با بسیاری از مدلهای اخیر روانشناسی در تضاد است؟
▪️استیون هِیز: درواقع بهسختی میتوان گفت که ایده فراگیر بودن رنج آدمی فکر نویی است. بهعنوانمثال بسیاری از سنتهای معنوی و مذهبی ما بابیان این نکته آغاز میشوند و سنتهای مبتنی بر علم رواندرمانی نیز بهطور غیرعمدی این باور را در دل خود دارند؛ هرچند به نظر نمیرسد کسی متوجه این نکته باشد. در هر پیشنهاد پژوهشی که به دنبال گرفتن بودجه است شما بخشی را میبینید که در آن به گستردگی یک مشکل فرضی در جامعه اشاره میشود. همینطور ما در نوشتههای عامهپسند هم بهوفور داستانهایی درباره تعداد زیاد و باورنکردنی افراد آزاردیده یا معتاد یا دچار مشکلات رابطهای یا اختلال روانی یا تنش محیط کاری میخوانیم.
▪️برای دیدن حقیقت آنچه در این کتاب نوشتهام کافی است لحظهای درنگ کنید و از خود بپرسید: چه میشود اگر همه این مشکلات را باهم جمع بزنیم؟ آن موقع چه تعداد از افراد عضو گروههای دچار شرایط نابهنجار نخواهد بود؟ وقتی سؤال را بهخوبی بپرسید سؤال درست جلوی روی شما است: درد بهنجار است نه شادمانی. بسیاری از افرادی که میشناسم اطلاعات شخصی لازم را برای رسیدن به چنین نتیجهای دارند. فقط از خود بپرسید: چه تعداد از افرادی که میشناسم بارها دچار مشکلاتی ازایندست نشدهاند؟
▪️به نظر میرسد توطئهای در سکوت جریان دارد چون به ما گفتهشده است شادمانی بهنجار است. ما به همین خاطر تمایل داریم تا درباره دشواریهای زندگی ساکت بمانیم چون اگر صدایمان را دربیاوریم معنیاش این خواهد بود که نابهنجار هستیم. چون بسیاری از افراد همین راز را در سینه پنهان نگه میدارند ما احساس انزوا و تنهایی میکنیم. این حرفهها به این معنی نیست که شما نمیتوانید شادمان باشید اما بایستی یاد بگیرید از دامهایی که ذهنتان درراه شما پهن میکند دوریکنید. دلیل گستردگی رنج آن است که ما با آن خیلی بد تا میکنیم.
▪️راهحل طبیعی و عقلانی در مواجهه با مشکل این است که تشخیص بدهیم چطور از دست آن خلاص بشویم و بعد همین اتفاق هم میافتد. در دنیای بیرون از ذهن توانایی ما برای انجام این کار به ما اجازه داده تا کره زمین را فتح کنیم؛ اما این شیوه مقابله با مسائل فقط در دنیای بیرون از ذهن کاربرد دارد؛ اما ما این نکته را تشخیص نمیدهیم و سعی میکنیم تا با مشکلات روانی هم از طریق خلاص شدن از دست آن احساسات دردناک، خاطرات بد یا افکار نگرانکننده مقابله کنیم تا درنهایت به شادمانی برسیم. این راهحل فایدهای ندارد.
▪️علم مدرن به ما نشان داده که استفاده از چنین راهحلی یکی از مطمئنترین راهها برای ناکامی در شادمان شدن است. بهعبارتدیگر رنج بردن بسیار فراگیر است چون آنچه برای حلوفصل آن انجام میدهیم درواقع آن را پایدارتر میکند. ما در دامی که خود گستردهایم گرفتار میشویم. موضع کنونی من سهپایه دارد. مدل سنتی درمانی برای من مؤثر نبود؛ برای بیماران من مؤثر نبود؛ و همچنان که شروع به پژوهش در این مورد کردم فهمیدم که چرا اینگونه است. پژوهش ما نشان داد که انجام کارهایی بهشدت نابدیهی است که مؤثر واقع میشود.
@Eudaemonia
منبع:
https://goo.gl/P9arfB
مرکز مشاوره زندگی (مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی)
مصاحبه با دکتر استیون هِیز بنیان گذار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
مصاحبه با دکتر استیون هِیز بنیان گذار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
مترجم: علی فیضی
این مطلب به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی ترجمهشده است.
انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب از ذهن خود خارج شوید و به زندگی وارد شوید، شما با بسیاری…
مترجم: علی فیضی
این مطلب به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی ترجمهشده است.
انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب از ذهن خود خارج شوید و به زندگی وارد شوید، شما با بسیاری…
Forwarded from BBCPersian
🎶 موسیقی کلاسیک موسیقی زندگی است - موسیقی "بهتر زندگی کردن" است
🎼 انسان، آهنگساز است - همیشه بوده، و همیشا خواهد بود. انسان نخستین آخر روز، خسته از دویدن و شکار، با دیگران دور آتش مینشست و آواز میخواند. نیاکان ما همین کار را میکردند. جهان را اینگونه میفهمیدند. و از این طریق یاد میگرفتند چگونه زندگی کنند.
⬇️در Instant view ⚡️بخوانید که آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
http://bbc.in/2H0q4WC
@BBCPersian
🎼 انسان، آهنگساز است - همیشه بوده، و همیشا خواهد بود. انسان نخستین آخر روز، خسته از دویدن و شکار، با دیگران دور آتش مینشست و آواز میخواند. نیاکان ما همین کار را میکردند. جهان را اینگونه میفهمیدند. و از این طریق یاد میگرفتند چگونه زندگی کنند.
⬇️در Instant view ⚡️بخوانید که آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
http://bbc.in/2H0q4WC
@BBCPersian
BBC News فارسی
آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
آیا واقعا ممکن است روزی چند دقیقه موسیقی کلاسیک زندگی آدم را عوض کند؟ از آن پرسشهای عجیب است که ادعاهای بزرگ ناممکن میکنند، اما پاسخش دستکم برای من مثبت بوده - به خصوص در این ماههای سرد و خاکستری زمستان که آدم غمگینتر و بیحوصلهتر است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با غم غروب جمعهها چه کنیم؟
(چرا با پایان تعطیلات آخر هفته عزا میگیریم؟)
@persianschooloflife
@Eudaemonia
(چرا با پایان تعطیلات آخر هفته عزا میگیریم؟)
@persianschooloflife
@Eudaemonia
خیلی از ما در دوران نوجوانی یا در سالهای دانشجویی به دیرخوابیدن عادت میکنیم. خوابیدن بعد از دوی نیمهشب و تا لنگۀ ظهر در تختخواب بودن. بزرگترها هم مداوماً در گوشمان میخوانند که «سحرخیزباش تا کامروا باشی». دنیا به سحرخیزها روی خوش نشان میدهد و کسانی را که تا ظهر میخوابند تنبل و ناکارامد تلقی میکند. اما این حرف حداقل دربارۀ دستهای از دیرخوابها درست نیست، چون شاید ماجرا ریشه در بیولوژی آنها داشته باشد.
@Eudaemonia
#دیرخوابی
http://tarjomaan.com/vdcc.oq4a2bq0xla82.html
@Eudaemonia
#دیرخوابی
http://tarjomaan.com/vdcc.oq4a2bq0xla82.html
عنوان کتاب:
The Subtle Art Of Not Giving a F*ck
عنوان فارسی:
هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن
مترجم:
رشید جعفرپور
نشر کرگدن
وضعیت ترجمه:
ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش
@Eudaemonia
The Subtle Art Of Not Giving a F*ck
عنوان فارسی:
هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن
مترجم:
رشید جعفرپور
نشر کرگدن
وضعیت ترجمه:
ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش
@Eudaemonia
خوب زيستن|بابک عباسی
عنوان کتاب: The Subtle Art Of Not Giving a F*ck عنوان فارسی: هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن مترجم: رشید جعفرپور نشر کرگدن وضعیت ترجمه: ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش @Eudaemonia
راه رسیدن به شادکامی در آگاهی به این است که به چه چیزهایی باید اهمیت داد و از آن مهمتر چه چیزهایی را باید بیخیال شد. نویسندۀ این کتاب با لحنی صمیمی تلاش میکند از دل آزمایشهای علمی، وقایع تاریخی و سرگذشت عجیب خودش، به این سوال پاسخ دهد و از منظر فلسفی و عملی به راهحلی برسد. کتاب «هنر ظریف بیخیالی» رتبهٔ اول را در لیست کتابهای پرفروش نشریه نیویورک تایمز داشت و در عرض یک سال بیش از سه میلیون نسخه از آن به فروش رسید و به بیش از بیستوپنج زبان دنیا ترجمه شده است.
@Eudaemonia
@Eudaemonia
صد تأمل درباره زندگی خوب.pdf
418.3 KB
صد تأمل دربارهٔ زندگی خوب
مروری بر کتاب مهم Pursuing the Good Life: 100 reflections on Positive Psychology
نویسندهٔ مرور: دکتر سیدحسن اسلامی
@Eudaemonia
مروری بر کتاب مهم Pursuing the Good Life: 100 reflections on Positive Psychology
نویسندهٔ مرور: دکتر سیدحسن اسلامی
@Eudaemonia
Forwarded from مدرسه زندگی فارسی
اَلَن دو بوتون (به فرانسوی: Alain de Botton) یک نویسنده، فیلسوف و مجری تلویزیون ساکن بریتانیا است.
کتابهای او موضوعات مختلفی را به شیوهای فلسفی با تأکید بر ارتباط آن با زندگی روزمره بررسی میکند.
در سال ۲۰۰۸ او یکی از اعضای هیئت مؤسس یک سازمان جدید آموزشی با نام مدرسه زندگی بود. The School of Life
دو باتن دوره دکتری فلسفه را در دانشگاه هاروارد آغاز کرد ولی برای نوشتن کتب فلسفی به زبان ساده، آن را نیمه کاره رها کرد. مهمترین کتب الن دو باتن، تسلی بخشیهای فلسفه، هنر سیر و سفر و پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، نام دارند.
آثار
دین برای خداناباوران
جستارهایی در باب عشق ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
تسلیبخشیهای فلسفه ترجمه عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس
هنر سیر و سفر ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
هنر چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، مؤسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر ترجمه گلی امامی با عنوان دیگر هنر همچون درمان، با ترجمه مهرناز مصباح، نشر چشمه
خوشیها و مصایب کار، ترجمه مهرناز مصباح، نشر چشمه
نقل از ويكي پدياي فارسي
کتابهای او موضوعات مختلفی را به شیوهای فلسفی با تأکید بر ارتباط آن با زندگی روزمره بررسی میکند.
در سال ۲۰۰۸ او یکی از اعضای هیئت مؤسس یک سازمان جدید آموزشی با نام مدرسه زندگی بود. The School of Life
دو باتن دوره دکتری فلسفه را در دانشگاه هاروارد آغاز کرد ولی برای نوشتن کتب فلسفی به زبان ساده، آن را نیمه کاره رها کرد. مهمترین کتب الن دو باتن، تسلی بخشیهای فلسفه، هنر سیر و سفر و پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، نام دارند.
آثار
دین برای خداناباوران
جستارهایی در باب عشق ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
تسلیبخشیهای فلسفه ترجمه عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس
هنر سیر و سفر ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
هنر چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند، مؤسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر ترجمه گلی امامی با عنوان دیگر هنر همچون درمان، با ترجمه مهرناز مصباح، نشر چشمه
خوشیها و مصایب کار، ترجمه مهرناز مصباح، نشر چشمه
نقل از ويكي پدياي فارسي
Forwarded from نشر کرگدن
معرفی کتاب "ادیان، ارزشها و تجربههای اوج"، روزنامه اعتماد
شماره ۴۱۷۷ | ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ شهريور
نگاهي به كتاب «اديان، ارزشها و تجربههاي اوج»
روانشناسي تجربه ديني
كاوه رهنما
نام ابراهام هارولد مزلو، روانشناس معاصر امريكايي در ميان افواه، به دليل نظريه مشهور «هرم سلسله مراتب نيازهاي مزلو» رواج يافته است. بسيار ميشنويم يا ميخوانيم كه كارشناسان در مباحثشان به هرم و جنبه سلسلهمراتبي آن اشاره ميكنند و براي مثال با تاكيد بر آن از تقدم و تاخر نيازهاي بشر سخن ميگويند. خيلي خلاصه اين نظريه معتقد است كه ميتوان نيازهاي انسان را به صورت هرمي پنجطبقه دستهبندي كرد كه در قاعده آن نيازهاي زيستي مثل نياز به خوراك و پوشاك و مسكن قرار گرفته است و به ترتيب پس از آن و به سمت راس هرم، نيازهاي امنيتي، نيازهاي اجتماعي، احترام و در نهايت نياز به معنويت و اخلاق قرار گرفتهاند.
مزلو روانشناسي انسانگرا و از پيشگامان نسل موسوم به «نسل سوم» روانشناسي بود كه ميخواست ابعاد وسيعتر و الگوهايي پوياتر از رفتار انسان را كشف كند. او در مقابل تقليل سطحي تجربه انساني به چند نظريه ثابت يا مقولات متصلب، معتقد بود كه روانشناسي اجتماعي به گونهاي است كه اجازه صحبت از «انسان كلي» را نميدهد و بر آن بود كه تنها زنان و مردان مشخص وجود دارند. البته مزلو بر خلاف نگرشهاي اگزيستانسياليستي رايج زمانهاش، منكر وجود ذات در انسان نبود و بر عكس معتقد به ماهيتي براي انسان بود. اين ذات انساني هم متفاوت با نگرشهاي منفينگري كه انسان را گرگ انسان تلقي ميكنند، از سرشتي والا و متعالي برخوردار است.
يك تقسيمبندي جالبتوجهتر و البته كمتر شناخته شده نيازهاي انسان نزد مزلو، تقسيم آنها به دو دسته نيازهاي ناشي از نقصان و نابسندگي و نيازهاي وجودي است. انسانها بيشتر اوقات احساس كمبود ميكنند و به دنبال تامين چيزهايياند كه فكر ميكنند از دنياي خارج كم دارند. علت آسيبهاي رواني نيز احساس ناتواني در برآوردن اين دسته از نيازهاست. اما نيازهاي وجودي زماني آشكار ميشوند كه انسان خواه بهطور عيني يا به نحو ذهني از شر نيازهاي ناشي از نقصان رهايي يابد. اين دسته از نيازها از طريق خودشكوفايي تواناييها، ظرفيتها، استعدادها و انجام يك ماموريت، دعوت يا تقدير برآورده ميشوند. اينجاست كه فرد خودشكوفا به ظهور ميرسد. ويژگي چنين فردي درك عميق از واقعيت، پذيرش فزاينده خود و ديگران، مسالهمحوري، خودانگيختگي و وارستگي بيشتر، لذتبردن فراوان از تنهايي و خلوت، تازگي درك و خلاقيت و يگانگي آسان با انسانيت است.
فرد خودشكوفا، به واسطه اين ويژگيهاي اخلاقي، از تجربههاي اوج برخوردار است، تجربههايي كه در زبان اديان، به تجربههاي ديني بنيانگذاران اديان و برخي برگزيدگان اختصاص دارد، تجربهها و جذبههايي شورانگيز، وصفناپذير و وجودي كه از نظر مزلو، پيامبران، عارفان و راهبان ذن آنها را در پررنگترين شكل خود تجربه كردهاند. البته مزلو معتقد است كه درك چنين تجربههايي-منتها در سطوحي بسيار پايينتر- از سوي ديگر انسانهايي كه به تهذيب اخلاقي دست بيازند، امكانپذير است، به شرط آنكه در پرورش اخلاقي خود بكوشند و به مراقبه نفس خود همت گمارند. اينجاست كه مرزهاي- به اعتقاد مزلو تصنعي- ميان اخلاق و علم از يكسو و دين و علم از سوي ديگر برداشته ميشود. مزلو با تاكيد بر جاي خالي ارزشها در نظام آموزش رايج در مطالعهاي موردي نشان ميدهد كه روانشناسي انسانگرا چگونه ميتواند رازآميزي را دوباره به رابطه زن و مرد بازگرداند و آن را از روزمرگي و ملال برهاند.
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=1082&pageno=6
@kargadanpub
شماره ۴۱۷۷ | ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ شهريور
نگاهي به كتاب «اديان، ارزشها و تجربههاي اوج»
روانشناسي تجربه ديني
كاوه رهنما
نام ابراهام هارولد مزلو، روانشناس معاصر امريكايي در ميان افواه، به دليل نظريه مشهور «هرم سلسله مراتب نيازهاي مزلو» رواج يافته است. بسيار ميشنويم يا ميخوانيم كه كارشناسان در مباحثشان به هرم و جنبه سلسلهمراتبي آن اشاره ميكنند و براي مثال با تاكيد بر آن از تقدم و تاخر نيازهاي بشر سخن ميگويند. خيلي خلاصه اين نظريه معتقد است كه ميتوان نيازهاي انسان را به صورت هرمي پنجطبقه دستهبندي كرد كه در قاعده آن نيازهاي زيستي مثل نياز به خوراك و پوشاك و مسكن قرار گرفته است و به ترتيب پس از آن و به سمت راس هرم، نيازهاي امنيتي، نيازهاي اجتماعي، احترام و در نهايت نياز به معنويت و اخلاق قرار گرفتهاند.
مزلو روانشناسي انسانگرا و از پيشگامان نسل موسوم به «نسل سوم» روانشناسي بود كه ميخواست ابعاد وسيعتر و الگوهايي پوياتر از رفتار انسان را كشف كند. او در مقابل تقليل سطحي تجربه انساني به چند نظريه ثابت يا مقولات متصلب، معتقد بود كه روانشناسي اجتماعي به گونهاي است كه اجازه صحبت از «انسان كلي» را نميدهد و بر آن بود كه تنها زنان و مردان مشخص وجود دارند. البته مزلو بر خلاف نگرشهاي اگزيستانسياليستي رايج زمانهاش، منكر وجود ذات در انسان نبود و بر عكس معتقد به ماهيتي براي انسان بود. اين ذات انساني هم متفاوت با نگرشهاي منفينگري كه انسان را گرگ انسان تلقي ميكنند، از سرشتي والا و متعالي برخوردار است.
يك تقسيمبندي جالبتوجهتر و البته كمتر شناخته شده نيازهاي انسان نزد مزلو، تقسيم آنها به دو دسته نيازهاي ناشي از نقصان و نابسندگي و نيازهاي وجودي است. انسانها بيشتر اوقات احساس كمبود ميكنند و به دنبال تامين چيزهايياند كه فكر ميكنند از دنياي خارج كم دارند. علت آسيبهاي رواني نيز احساس ناتواني در برآوردن اين دسته از نيازهاست. اما نيازهاي وجودي زماني آشكار ميشوند كه انسان خواه بهطور عيني يا به نحو ذهني از شر نيازهاي ناشي از نقصان رهايي يابد. اين دسته از نيازها از طريق خودشكوفايي تواناييها، ظرفيتها، استعدادها و انجام يك ماموريت، دعوت يا تقدير برآورده ميشوند. اينجاست كه فرد خودشكوفا به ظهور ميرسد. ويژگي چنين فردي درك عميق از واقعيت، پذيرش فزاينده خود و ديگران، مسالهمحوري، خودانگيختگي و وارستگي بيشتر، لذتبردن فراوان از تنهايي و خلوت، تازگي درك و خلاقيت و يگانگي آسان با انسانيت است.
فرد خودشكوفا، به واسطه اين ويژگيهاي اخلاقي، از تجربههاي اوج برخوردار است، تجربههايي كه در زبان اديان، به تجربههاي ديني بنيانگذاران اديان و برخي برگزيدگان اختصاص دارد، تجربهها و جذبههايي شورانگيز، وصفناپذير و وجودي كه از نظر مزلو، پيامبران، عارفان و راهبان ذن آنها را در پررنگترين شكل خود تجربه كردهاند. البته مزلو معتقد است كه درك چنين تجربههايي-منتها در سطوحي بسيار پايينتر- از سوي ديگر انسانهايي كه به تهذيب اخلاقي دست بيازند، امكانپذير است، به شرط آنكه در پرورش اخلاقي خود بكوشند و به مراقبه نفس خود همت گمارند. اينجاست كه مرزهاي- به اعتقاد مزلو تصنعي- ميان اخلاق و علم از يكسو و دين و علم از سوي ديگر برداشته ميشود. مزلو با تاكيد بر جاي خالي ارزشها در نظام آموزش رايج در مطالعهاي موردي نشان ميدهد كه روانشناسي انسانگرا چگونه ميتواند رازآميزي را دوباره به رابطه زن و مرد بازگرداند و آن را از روزمرگي و ملال برهاند.
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=1082&pageno=6
@kargadanpub
سخنرانی مهم #مارتین_سلیگمن در #تد دربارۀ رسالت علم روانشناسی و سه تلقی متفاوت از #شادکامی
(با زیرنویس فارسی)
@Eudaemonia
https://goo.gl/BECxeJ
(با زیرنویس فارسی)
@Eudaemonia
https://goo.gl/BECxeJ
Ted
Transcript of "The new era of positive psychology"
TED Talk Subtitles and Transcript: Martin Seligman talks about psychology -- as a field of study and as it works one-on-one with each patient and each practitioner. As it moves beyond a focus on disease, what can modern psychology help us to become?
آلن دو باتن، فیلسوف مدرسهٔ زندگی، در نحوهٔ ارائه مطلب دو ایدهٔ ارزنده را به عمل درآورده است:
نخست اینکه کافی نیست عقیدهای درست باشد تا مورد پذیرش واقع شود، بلکه باید آن را زیبا و جذاب ارائه کرد. او این فکر را در نظرات ارسطو، هِگِل، هیوم، تولْسْتوی و بسیاری از دیگر اندیشهورزان تاریخ یافته است و مو به مو بر اساس آن عمل می کند. ویدیوهای مدرسه زندگی هر فکر کوچک را با یک فیلم کوتاه اما بزرگ میپرورند و نشان میدهند. از دید فلاسفهٔ مورد مراجعه آلن دو باتن، هنر رسالتی دارد و آن این است که چیزهای خوب و مفید را زیبا و جذاب کند تا به چشم بیایند.
موضوع دوم، تکرار ِ یک دیدگاه مهم و شایسته است. زیبایی باید تکرار شود تا جا بیفتد. انسان از تکرار زیبایی خسته نمیشود. در یکی از ویدیوها آلن میگوید این فکر از متون مقدس مذهبی آمده است که گاه جمله سادهای به دو شکل پشت سر هم تکرار میشود یا مطلبی در چندین جای کتاب تکرار میشود. در واقع بیشتر متون باستانی از تکرار هراسی ندارند، در افسانه”گیل گَمِش”، ایلیاد و اودیسه هومِر، مِتاموُرفوز اثر اُوید شاعر رومی و بسیاری نمونههای دیگر این را میبینیم. در این سو، در شاهنامه فردوسی در وصف پهلوانان و شهسواران گاه نیممصراعهایی تکراری یا بسیار شبیه و آشنا به دفعات به کار رفته است که حس نوعی همبستگی و پیوستگی میان همه نسلهای تاریخیِ مورد اشاره به وجود میآورد و به ما میگوید: خوبان همه به هم شبیهاند، گویی که از یک پدر باشند.
ما به تکراری بودن آواز بلبل و قناری اعتراضی نداریم. به قول سهراب میتوان، “به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود”. اگر چیزی زیبا باشد، تکرار به آن عمق میدهد و جاودانه اش میکند.
از این رو گاه چند ویدیو با گرافیک متنوع و رنگ به رنگ و متنهای گوناگون، همه یک مطلب و یک بنُ مایه را باز میگویند.
از دید آلن دو باتن تاریخ معدنِ اندیشههای ناب اما فراموش شده است که باید استخراج شود. او خود این را از هگل آموخته است. در یکی از ویدیوها آلن پیشنهاد میکند که شغل مهمی به نام “معدنچی تاریخ” ایجاد شود. زیرا انسان بسیار فراموشکار است...
جا دارد ما هم تنبلی در شیوهٔ ارائه و فن نمایش را کنار بگذاریم، هر چه از معدن ادبیات و تاریخ و اساطیر فلات ایران میکاویم و مییابیم، به پالایشگاه بفرستیم و به شیوههای جهانی در زیباترین بستهبندی ارائه کنیم.
#ایمان_فانی
@persianschooloflife
@Eudaemonia
نخست اینکه کافی نیست عقیدهای درست باشد تا مورد پذیرش واقع شود، بلکه باید آن را زیبا و جذاب ارائه کرد. او این فکر را در نظرات ارسطو، هِگِل، هیوم، تولْسْتوی و بسیاری از دیگر اندیشهورزان تاریخ یافته است و مو به مو بر اساس آن عمل می کند. ویدیوهای مدرسه زندگی هر فکر کوچک را با یک فیلم کوتاه اما بزرگ میپرورند و نشان میدهند. از دید فلاسفهٔ مورد مراجعه آلن دو باتن، هنر رسالتی دارد و آن این است که چیزهای خوب و مفید را زیبا و جذاب کند تا به چشم بیایند.
موضوع دوم، تکرار ِ یک دیدگاه مهم و شایسته است. زیبایی باید تکرار شود تا جا بیفتد. انسان از تکرار زیبایی خسته نمیشود. در یکی از ویدیوها آلن میگوید این فکر از متون مقدس مذهبی آمده است که گاه جمله سادهای به دو شکل پشت سر هم تکرار میشود یا مطلبی در چندین جای کتاب تکرار میشود. در واقع بیشتر متون باستانی از تکرار هراسی ندارند، در افسانه”گیل گَمِش”، ایلیاد و اودیسه هومِر، مِتاموُرفوز اثر اُوید شاعر رومی و بسیاری نمونههای دیگر این را میبینیم. در این سو، در شاهنامه فردوسی در وصف پهلوانان و شهسواران گاه نیممصراعهایی تکراری یا بسیار شبیه و آشنا به دفعات به کار رفته است که حس نوعی همبستگی و پیوستگی میان همه نسلهای تاریخیِ مورد اشاره به وجود میآورد و به ما میگوید: خوبان همه به هم شبیهاند، گویی که از یک پدر باشند.
ما به تکراری بودن آواز بلبل و قناری اعتراضی نداریم. به قول سهراب میتوان، “به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود”. اگر چیزی زیبا باشد، تکرار به آن عمق میدهد و جاودانه اش میکند.
از این رو گاه چند ویدیو با گرافیک متنوع و رنگ به رنگ و متنهای گوناگون، همه یک مطلب و یک بنُ مایه را باز میگویند.
از دید آلن دو باتن تاریخ معدنِ اندیشههای ناب اما فراموش شده است که باید استخراج شود. او خود این را از هگل آموخته است. در یکی از ویدیوها آلن پیشنهاد میکند که شغل مهمی به نام “معدنچی تاریخ” ایجاد شود. زیرا انسان بسیار فراموشکار است...
جا دارد ما هم تنبلی در شیوهٔ ارائه و فن نمایش را کنار بگذاریم، هر چه از معدن ادبیات و تاریخ و اساطیر فلات ایران میکاویم و مییابیم، به پالایشگاه بفرستیم و به شیوههای جهانی در زیباترین بستهبندی ارائه کنیم.
#ایمان_فانی
@persianschooloflife
@Eudaemonia