▪️روزی نیست که در مطبوعات و رسانهها خبری از #خودکشی نخوانیم و نشنویم(امروز هم اگر خبری در این مورد نخواندهاید، این یادداشت جای خالی آن خبر را پر خواهد کرد).
▪️گویا چند سالی است میزان خودکشی خصوصا بین نوجوانان بالا رفته است(چند هفته پیش شاهد چنین صحنهای بودم. دختر نوجوانِ یکی از همسایهها خودش را از طبقهٔ چهارم انداخته بود پایین و خانوادهاش بالای سرش رسیده بودند و با شیون بر سر و صورتشان میکوبیدند که این چه کاری بود با خودت کردی. خوشبختانه آن دختر نمُرد. خبر هم ندارم با چه کیفیتی زنده ماند).
▪️اقدام به خودکشی جایی است که #انعطاف_پذیری_عاطفی به پایینترین حد خود میرسد و دیگر تابی برای #تاب_آوری باقی نمیماند.
و البته لازم نیست حرف خودکشی باشد تا به اهمیت این سؤال پی ببریم که چطور میتوانیم تابآوری و انعطافپذیری عاطفی را در خود و اطرافیان و فرزندانمان بالا ببریم.
رویکرد #پذیرش_و_تعهد
انیمیشینی دربارهٔ خودکشی
👇🏼👇🏼👇🏼
@Eudaemonia
▪️گویا چند سالی است میزان خودکشی خصوصا بین نوجوانان بالا رفته است(چند هفته پیش شاهد چنین صحنهای بودم. دختر نوجوانِ یکی از همسایهها خودش را از طبقهٔ چهارم انداخته بود پایین و خانوادهاش بالای سرش رسیده بودند و با شیون بر سر و صورتشان میکوبیدند که این چه کاری بود با خودت کردی. خوشبختانه آن دختر نمُرد. خبر هم ندارم با چه کیفیتی زنده ماند).
▪️اقدام به خودکشی جایی است که #انعطاف_پذیری_عاطفی به پایینترین حد خود میرسد و دیگر تابی برای #تاب_آوری باقی نمیماند.
و البته لازم نیست حرف خودکشی باشد تا به اهمیت این سؤال پی ببریم که چطور میتوانیم تابآوری و انعطافپذیری عاطفی را در خود و اطرافیان و فرزندانمان بالا ببریم.
رویکرد #پذیرش_و_تعهد
انیمیشینی دربارهٔ خودکشی
👇🏼👇🏼👇🏼
@Eudaemonia
خوب زيستن|بابک عباسی
https://instagram.com/p/Bmw3JJEB3pL/
Telegram
خوب زيستن
▪️اگر اهل شبکههای اجتماعی مثل تلگرام یا اینستاگرام باشید(و خودِ اینکه دارید این یاداشت را میخوانید نشان میدهد که چندان هم نااهل نیستید!)، لابد از ماجرای خودکشی دو دختر جوان در اصفهان خبر دارید. یکی دو روزی هم هست که ویدئویی از دو دختر بسیار جوان در شبکههای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وفور در بسندگی است؛ باز هم دربارهٔ خوشیهای کوچک
@persianschooloflife
پُست مرتبط:
https://t.me/eudaemonia/281
@Eudaemonia
@persianschooloflife
پُست مرتبط:
https://t.me/eudaemonia/281
@Eudaemonia
Forwarded from اتچ بات
دانشگاه چه کاری انجام نمیدهد؟
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
📚دانشگاه هاروارد در آمریکا – تأسیس 1636 میلادی - سالیان سال است که در صدر فهرست برترین دانشگاههای دنیا قرار دارد. هاروارد – در کنار چند دانشگاه دیگر - به نوعی نماد دانشگاههای برتر در جهان نیز هست. هری لویس (Harry Lewis - 1947) متخصص ریاضیات و علوم کامپیوتر که در فاصله 1995 تا 2003 رئیس کالج هاروارد بوده در کتابی با عنوان انگلیسی «نخبگی بدون روح» که توسط «مرتضی مردیها» به فارسی با عنوان «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» (1395) منتشر شده است، به شیوهای متفاوت به دانشگاه و وظایف آن مینگرد. کتاب درباره دانشگاه هاروارد است اما بخش مهمی از آن درباره هر نظام دانشگاهی و بالاخص دانشگاه در ایران نیز صادق است.
📚ایده اصلی لوییس این است که دانشگاهها نقش تربیتی خود را در قبال دانشجویان کارشناسی فراموش کردهاند. دانشگاهها به دانشجویان کمک نمیکنند تا هدفهای بزرگتری برای زندگیشان تعریف کنند و هنگامی که کالج را ترک میکنند انسانهای بهتری شده باشند. او مینویسد «وقتی سخنرانیهای مدیران دانشگاهی را مطالعه میکنید ... به ندرت چیزی درباره قدرت شخصی، یکپارچگی شخصیتی، مهربانی، همکاری، و اینکه چطور جهان بهتری بسازیم پیدا میکنید.»
📚لوییس عبارتی از یورگه دومینگوئز را درباره آموزش ذکر میکند که بسیار تأملبرانگیز است: «آموزش لیبرال چیزی است که پس از فراموش کردن چیزهای اولیهای که به شما آموخته بودهاند، همچنان در ذهن شما باقی مانده است. با چنین معیاری، فارغالتحصیلان کالجهای امروزی چه چیزی را با خود از دانشگاه یادگار میبرند؟» و خودش درباره دانشگاه میگوید «... به جای آنکه استخوانبندی اخلاقی دانشجویان را محکم کنیم آنها را با آبنبات خوشحال و راضی میکنیم.»
📚لوییس علاوه بر اینکه نشان میدهد حتی هاروارد نیز فهمی سطحی و ضعیف از هدف آموزشی خود در دوره کارشناسی دارد، به مصائب رقابت علمی در بین اساتید برای کسب ارتقا و جایگاه شغلی بهتر نیز میپردازد. او نشان میدهد که رقابت برای نوشتن مقالات هر چه بیشتر استادان تازهکار را وادار میکند چیزهایی بنویسند که زودتر در مجلات پذیرفته میشوند و در نهایت نتیجه میگیرد اساتید در طی فرایندهای آکادمیک به کسانی تبدیل میشوند که به قلب و روح دانشجویان توجهی ندارند و صرفاً بر ذهن ایشان متمرکز میشوند. «هیچ فشار رقابتیای بر اساتید اعمال نمیشود تا آنها را وادار کند از دانشجویان انسانهای بهتری بسازند.»
📚لوییس معتقد است هاروارد به دانشجویان درس میدهد اما آنها را خردمند بار نمیآورد. دانشگاه دیگر دانشجویان را برای مسئولیتپذیری در برابر جامعه - جامعهای که به آنها اجازه و امکانات داده تا در بهترین دانشگاه تحصیل کنند – تربیت نمیکند. دانشگاه حتی دانشجویان را برای طرح سؤالات بنیادین در زندگی سیاسی و اجتماعی هم آماده نمیکند. دانشگاه تحت تأثیر نظام ارتقای اساتید، پولیشدن روابط، توسعه ورزش حرفهای (در دانشگاه آمریکایی) مبتنی بر پول، و عواملی دیگر، دانشجویان را برای زندگی در جامعه آماده نمیکند.
📚آنچه لوییس میگوید درباره هاروارد – برترین دانشگاه دنیا – است که حداقل از نگاه اول، سهمی بزرگ در تخصصها و تحقیقات در جهان دارد؛ ولی وظیفه تربیتی و اجتماعیاش را درست انجام نمیدهد. خوانندگان کتاب که خود تجربه دانشگاه ایرانی را – بالاخص در یک دهه گذشته داشته باشند – در تطبیق دادن بسیاری از ایدههای کتاب «نگاه انتقادی به دانشگاه هاروارد» با شرایط دانشگاه ایرانی مشکلی نخواهند داشت. استاد و دانشجو با خواندن این کتاب با نگاه دیگری به وظیفه و مسئولیت دانشگاه آشنا خواهند شد.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
📚دانشگاه هاروارد در آمریکا – تأسیس 1636 میلادی - سالیان سال است که در صدر فهرست برترین دانشگاههای دنیا قرار دارد. هاروارد – در کنار چند دانشگاه دیگر - به نوعی نماد دانشگاههای برتر در جهان نیز هست. هری لویس (Harry Lewis - 1947) متخصص ریاضیات و علوم کامپیوتر که در فاصله 1995 تا 2003 رئیس کالج هاروارد بوده در کتابی با عنوان انگلیسی «نخبگی بدون روح» که توسط «مرتضی مردیها» به فارسی با عنوان «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» (1395) منتشر شده است، به شیوهای متفاوت به دانشگاه و وظایف آن مینگرد. کتاب درباره دانشگاه هاروارد است اما بخش مهمی از آن درباره هر نظام دانشگاهی و بالاخص دانشگاه در ایران نیز صادق است.
📚ایده اصلی لوییس این است که دانشگاهها نقش تربیتی خود را در قبال دانشجویان کارشناسی فراموش کردهاند. دانشگاهها به دانشجویان کمک نمیکنند تا هدفهای بزرگتری برای زندگیشان تعریف کنند و هنگامی که کالج را ترک میکنند انسانهای بهتری شده باشند. او مینویسد «وقتی سخنرانیهای مدیران دانشگاهی را مطالعه میکنید ... به ندرت چیزی درباره قدرت شخصی، یکپارچگی شخصیتی، مهربانی، همکاری، و اینکه چطور جهان بهتری بسازیم پیدا میکنید.»
📚لوییس عبارتی از یورگه دومینگوئز را درباره آموزش ذکر میکند که بسیار تأملبرانگیز است: «آموزش لیبرال چیزی است که پس از فراموش کردن چیزهای اولیهای که به شما آموخته بودهاند، همچنان در ذهن شما باقی مانده است. با چنین معیاری، فارغالتحصیلان کالجهای امروزی چه چیزی را با خود از دانشگاه یادگار میبرند؟» و خودش درباره دانشگاه میگوید «... به جای آنکه استخوانبندی اخلاقی دانشجویان را محکم کنیم آنها را با آبنبات خوشحال و راضی میکنیم.»
📚لوییس علاوه بر اینکه نشان میدهد حتی هاروارد نیز فهمی سطحی و ضعیف از هدف آموزشی خود در دوره کارشناسی دارد، به مصائب رقابت علمی در بین اساتید برای کسب ارتقا و جایگاه شغلی بهتر نیز میپردازد. او نشان میدهد که رقابت برای نوشتن مقالات هر چه بیشتر استادان تازهکار را وادار میکند چیزهایی بنویسند که زودتر در مجلات پذیرفته میشوند و در نهایت نتیجه میگیرد اساتید در طی فرایندهای آکادمیک به کسانی تبدیل میشوند که به قلب و روح دانشجویان توجهی ندارند و صرفاً بر ذهن ایشان متمرکز میشوند. «هیچ فشار رقابتیای بر اساتید اعمال نمیشود تا آنها را وادار کند از دانشجویان انسانهای بهتری بسازند.»
📚لوییس معتقد است هاروارد به دانشجویان درس میدهد اما آنها را خردمند بار نمیآورد. دانشگاه دیگر دانشجویان را برای مسئولیتپذیری در برابر جامعه - جامعهای که به آنها اجازه و امکانات داده تا در بهترین دانشگاه تحصیل کنند – تربیت نمیکند. دانشگاه حتی دانشجویان را برای طرح سؤالات بنیادین در زندگی سیاسی و اجتماعی هم آماده نمیکند. دانشگاه تحت تأثیر نظام ارتقای اساتید، پولیشدن روابط، توسعه ورزش حرفهای (در دانشگاه آمریکایی) مبتنی بر پول، و عواملی دیگر، دانشجویان را برای زندگی در جامعه آماده نمیکند.
📚آنچه لوییس میگوید درباره هاروارد – برترین دانشگاه دنیا – است که حداقل از نگاه اول، سهمی بزرگ در تخصصها و تحقیقات در جهان دارد؛ ولی وظیفه تربیتی و اجتماعیاش را درست انجام نمیدهد. خوانندگان کتاب که خود تجربه دانشگاه ایرانی را – بالاخص در یک دهه گذشته داشته باشند – در تطبیق دادن بسیاری از ایدههای کتاب «نگاه انتقادی به دانشگاه هاروارد» با شرایط دانشگاه ایرانی مشکلی نخواهند داشت. استاد و دانشجو با خواندن این کتاب با نگاه دیگری به وظیفه و مسئولیت دانشگاه آشنا خواهند شد.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آيا ازدواج به دردسرش مىارزد؟
بهتر است جدایی سخت باشد يا آسان؟
#ازدواج #رابطه
پست مرتبط: https://t.me/eudaemonia/183
@persianschooloflife
@Eudaemonia
بهتر است جدایی سخت باشد يا آسان؟
#ازدواج #رابطه
پست مرتبط: https://t.me/eudaemonia/183
@persianschooloflife
@Eudaemonia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوران مجردى، حافظه، و فراموشی
ترجمه: پريسا ميرزاجانى
صدا: ايمان فانى
#رابطه #ازدواج
@persianschooloflife
@Eudaemonia
ترجمه: پريسا ميرزاجانى
صدا: ايمان فانى
#رابطه #ازدواج
@persianschooloflife
@Eudaemonia
گفتوگو با استیون هِیز، بنیانگذار رویکرد پذیرش و تعهد(ACT)
ترجمۀ علی فیضی
▪️انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب «از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن»[ترجمۀ علی صاحبی و مهدی اسکندری، نشر دانژه] شما با بسیاری از انگارههای اساسی روانشناسی مخالفت میکنید. بهعنوانمثال میگویید: پذیرش دردی که فرد میکشد گامی بهسوی رهایی او از رنج است یا اینکه: ما فرض میکنیم رنج کشیدن طبیعی است و آنچه نامعمول است دیدن فردی است که یاد میگیرد تا به آرامش ذهنی برسد. چطور شد به افکاری رسیدید که با بسیاری از مدلهای اخیر روانشناسی در تضاد است؟
▪️استیون هِیز: درواقع بهسختی میتوان گفت که ایده فراگیر بودن رنج آدمی فکر نویی است. بهعنوانمثال بسیاری از سنتهای معنوی و مذهبی ما بابیان این نکته آغاز میشوند و سنتهای مبتنی بر علم رواندرمانی نیز بهطور غیرعمدی این باور را در دل خود دارند؛ هرچند به نظر نمیرسد کسی متوجه این نکته باشد. در هر پیشنهاد پژوهشی که به دنبال گرفتن بودجه است شما بخشی را میبینید که در آن به گستردگی یک مشکل فرضی در جامعه اشاره میشود. همینطور ما در نوشتههای عامهپسند هم بهوفور داستانهایی درباره تعداد زیاد و باورنکردنی افراد آزاردیده یا معتاد یا دچار مشکلات رابطهای یا اختلال روانی یا تنش محیط کاری میخوانیم.
▪️برای دیدن حقیقت آنچه در این کتاب نوشتهام کافی است لحظهای درنگ کنید و از خود بپرسید: چه میشود اگر همه این مشکلات را باهم جمع بزنیم؟ آن موقع چه تعداد از افراد عضو گروههای دچار شرایط نابهنجار نخواهد بود؟ وقتی سؤال را بهخوبی بپرسید سؤال درست جلوی روی شما است: درد بهنجار است نه شادمانی. بسیاری از افرادی که میشناسم اطلاعات شخصی لازم را برای رسیدن به چنین نتیجهای دارند. فقط از خود بپرسید: چه تعداد از افرادی که میشناسم بارها دچار مشکلاتی ازایندست نشدهاند؟
▪️به نظر میرسد توطئهای در سکوت جریان دارد چون به ما گفتهشده است شادمانی بهنجار است. ما به همین خاطر تمایل داریم تا درباره دشواریهای زندگی ساکت بمانیم چون اگر صدایمان را دربیاوریم معنیاش این خواهد بود که نابهنجار هستیم. چون بسیاری از افراد همین راز را در سینه پنهان نگه میدارند ما احساس انزوا و تنهایی میکنیم. این حرفهها به این معنی نیست که شما نمیتوانید شادمان باشید اما بایستی یاد بگیرید از دامهایی که ذهنتان درراه شما پهن میکند دوریکنید. دلیل گستردگی رنج آن است که ما با آن خیلی بد تا میکنیم.
▪️راهحل طبیعی و عقلانی در مواجهه با مشکل این است که تشخیص بدهیم چطور از دست آن خلاص بشویم و بعد همین اتفاق هم میافتد. در دنیای بیرون از ذهن توانایی ما برای انجام این کار به ما اجازه داده تا کره زمین را فتح کنیم؛ اما این شیوه مقابله با مسائل فقط در دنیای بیرون از ذهن کاربرد دارد؛ اما ما این نکته را تشخیص نمیدهیم و سعی میکنیم تا با مشکلات روانی هم از طریق خلاص شدن از دست آن احساسات دردناک، خاطرات بد یا افکار نگرانکننده مقابله کنیم تا درنهایت به شادمانی برسیم. این راهحل فایدهای ندارد.
▪️علم مدرن به ما نشان داده که استفاده از چنین راهحلی یکی از مطمئنترین راهها برای ناکامی در شادمان شدن است. بهعبارتدیگر رنج بردن بسیار فراگیر است چون آنچه برای حلوفصل آن انجام میدهیم درواقع آن را پایدارتر میکند. ما در دامی که خود گستردهایم گرفتار میشویم. موضع کنونی من سهپایه دارد. مدل سنتی درمانی برای من مؤثر نبود؛ برای بیماران من مؤثر نبود؛ و همچنان که شروع به پژوهش در این مورد کردم فهمیدم که چرا اینگونه است. پژوهش ما نشان داد که انجام کارهایی بهشدت نابدیهی است که مؤثر واقع میشود.
@Eudaemonia
منبع:
https://goo.gl/P9arfB
ترجمۀ علی فیضی
▪️انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب «از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن»[ترجمۀ علی صاحبی و مهدی اسکندری، نشر دانژه] شما با بسیاری از انگارههای اساسی روانشناسی مخالفت میکنید. بهعنوانمثال میگویید: پذیرش دردی که فرد میکشد گامی بهسوی رهایی او از رنج است یا اینکه: ما فرض میکنیم رنج کشیدن طبیعی است و آنچه نامعمول است دیدن فردی است که یاد میگیرد تا به آرامش ذهنی برسد. چطور شد به افکاری رسیدید که با بسیاری از مدلهای اخیر روانشناسی در تضاد است؟
▪️استیون هِیز: درواقع بهسختی میتوان گفت که ایده فراگیر بودن رنج آدمی فکر نویی است. بهعنوانمثال بسیاری از سنتهای معنوی و مذهبی ما بابیان این نکته آغاز میشوند و سنتهای مبتنی بر علم رواندرمانی نیز بهطور غیرعمدی این باور را در دل خود دارند؛ هرچند به نظر نمیرسد کسی متوجه این نکته باشد. در هر پیشنهاد پژوهشی که به دنبال گرفتن بودجه است شما بخشی را میبینید که در آن به گستردگی یک مشکل فرضی در جامعه اشاره میشود. همینطور ما در نوشتههای عامهپسند هم بهوفور داستانهایی درباره تعداد زیاد و باورنکردنی افراد آزاردیده یا معتاد یا دچار مشکلات رابطهای یا اختلال روانی یا تنش محیط کاری میخوانیم.
▪️برای دیدن حقیقت آنچه در این کتاب نوشتهام کافی است لحظهای درنگ کنید و از خود بپرسید: چه میشود اگر همه این مشکلات را باهم جمع بزنیم؟ آن موقع چه تعداد از افراد عضو گروههای دچار شرایط نابهنجار نخواهد بود؟ وقتی سؤال را بهخوبی بپرسید سؤال درست جلوی روی شما است: درد بهنجار است نه شادمانی. بسیاری از افرادی که میشناسم اطلاعات شخصی لازم را برای رسیدن به چنین نتیجهای دارند. فقط از خود بپرسید: چه تعداد از افرادی که میشناسم بارها دچار مشکلاتی ازایندست نشدهاند؟
▪️به نظر میرسد توطئهای در سکوت جریان دارد چون به ما گفتهشده است شادمانی بهنجار است. ما به همین خاطر تمایل داریم تا درباره دشواریهای زندگی ساکت بمانیم چون اگر صدایمان را دربیاوریم معنیاش این خواهد بود که نابهنجار هستیم. چون بسیاری از افراد همین راز را در سینه پنهان نگه میدارند ما احساس انزوا و تنهایی میکنیم. این حرفهها به این معنی نیست که شما نمیتوانید شادمان باشید اما بایستی یاد بگیرید از دامهایی که ذهنتان درراه شما پهن میکند دوریکنید. دلیل گستردگی رنج آن است که ما با آن خیلی بد تا میکنیم.
▪️راهحل طبیعی و عقلانی در مواجهه با مشکل این است که تشخیص بدهیم چطور از دست آن خلاص بشویم و بعد همین اتفاق هم میافتد. در دنیای بیرون از ذهن توانایی ما برای انجام این کار به ما اجازه داده تا کره زمین را فتح کنیم؛ اما این شیوه مقابله با مسائل فقط در دنیای بیرون از ذهن کاربرد دارد؛ اما ما این نکته را تشخیص نمیدهیم و سعی میکنیم تا با مشکلات روانی هم از طریق خلاص شدن از دست آن احساسات دردناک، خاطرات بد یا افکار نگرانکننده مقابله کنیم تا درنهایت به شادمانی برسیم. این راهحل فایدهای ندارد.
▪️علم مدرن به ما نشان داده که استفاده از چنین راهحلی یکی از مطمئنترین راهها برای ناکامی در شادمان شدن است. بهعبارتدیگر رنج بردن بسیار فراگیر است چون آنچه برای حلوفصل آن انجام میدهیم درواقع آن را پایدارتر میکند. ما در دامی که خود گستردهایم گرفتار میشویم. موضع کنونی من سهپایه دارد. مدل سنتی درمانی برای من مؤثر نبود؛ برای بیماران من مؤثر نبود؛ و همچنان که شروع به پژوهش در این مورد کردم فهمیدم که چرا اینگونه است. پژوهش ما نشان داد که انجام کارهایی بهشدت نابدیهی است که مؤثر واقع میشود.
@Eudaemonia
منبع:
https://goo.gl/P9arfB
مرکز مشاوره زندگی (مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی)
مصاحبه با دکتر استیون هِیز بنیان گذار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
مصاحبه با دکتر استیون هِیز بنیان گذار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
مترجم: علی فیضی
این مطلب به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی ترجمهشده است.
انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب از ذهن خود خارج شوید و به زندگی وارد شوید، شما با بسیاری…
مترجم: علی فیضی
این مطلب به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی ترجمهشده است.
انتشارات نیوهاربینگر: در کتاب از ذهن خود خارج شوید و به زندگی وارد شوید، شما با بسیاری…
Forwarded from BBCPersian
🎶 موسیقی کلاسیک موسیقی زندگی است - موسیقی "بهتر زندگی کردن" است
🎼 انسان، آهنگساز است - همیشه بوده، و همیشا خواهد بود. انسان نخستین آخر روز، خسته از دویدن و شکار، با دیگران دور آتش مینشست و آواز میخواند. نیاکان ما همین کار را میکردند. جهان را اینگونه میفهمیدند. و از این طریق یاد میگرفتند چگونه زندگی کنند.
⬇️در Instant view ⚡️بخوانید که آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
http://bbc.in/2H0q4WC
@BBCPersian
🎼 انسان، آهنگساز است - همیشه بوده، و همیشا خواهد بود. انسان نخستین آخر روز، خسته از دویدن و شکار، با دیگران دور آتش مینشست و آواز میخواند. نیاکان ما همین کار را میکردند. جهان را اینگونه میفهمیدند. و از این طریق یاد میگرفتند چگونه زندگی کنند.
⬇️در Instant view ⚡️بخوانید که آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
http://bbc.in/2H0q4WC
@BBCPersian
BBC News فارسی
آیا موسیقی کلاسیک میتواند زندگیتان را بهتر کند؟
آیا واقعا ممکن است روزی چند دقیقه موسیقی کلاسیک زندگی آدم را عوض کند؟ از آن پرسشهای عجیب است که ادعاهای بزرگ ناممکن میکنند، اما پاسخش دستکم برای من مثبت بوده - به خصوص در این ماههای سرد و خاکستری زمستان که آدم غمگینتر و بیحوصلهتر است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با غم غروب جمعهها چه کنیم؟
(چرا با پایان تعطیلات آخر هفته عزا میگیریم؟)
@persianschooloflife
@Eudaemonia
(چرا با پایان تعطیلات آخر هفته عزا میگیریم؟)
@persianschooloflife
@Eudaemonia
خیلی از ما در دوران نوجوانی یا در سالهای دانشجویی به دیرخوابیدن عادت میکنیم. خوابیدن بعد از دوی نیمهشب و تا لنگۀ ظهر در تختخواب بودن. بزرگترها هم مداوماً در گوشمان میخوانند که «سحرخیزباش تا کامروا باشی». دنیا به سحرخیزها روی خوش نشان میدهد و کسانی را که تا ظهر میخوابند تنبل و ناکارامد تلقی میکند. اما این حرف حداقل دربارۀ دستهای از دیرخوابها درست نیست، چون شاید ماجرا ریشه در بیولوژی آنها داشته باشد.
@Eudaemonia
#دیرخوابی
http://tarjomaan.com/vdcc.oq4a2bq0xla82.html
@Eudaemonia
#دیرخوابی
http://tarjomaan.com/vdcc.oq4a2bq0xla82.html
عنوان کتاب:
The Subtle Art Of Not Giving a F*ck
عنوان فارسی:
هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن
مترجم:
رشید جعفرپور
نشر کرگدن
وضعیت ترجمه:
ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش
@Eudaemonia
The Subtle Art Of Not Giving a F*ck
عنوان فارسی:
هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن
مترجم:
رشید جعفرپور
نشر کرگدن
وضعیت ترجمه:
ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش
@Eudaemonia
خوب زيستن|بابک عباسی
عنوان کتاب: The Subtle Art Of Not Giving a F*ck عنوان فارسی: هنر ظریف بیخیالی؛ رویکردی نامتعارف به خوب زیستن مترجم: رشید جعفرپور نشر کرگدن وضعیت ترجمه: ترجمه شده و در مراحل نهایی ویرایش @Eudaemonia
راه رسیدن به شادکامی در آگاهی به این است که به چه چیزهایی باید اهمیت داد و از آن مهمتر چه چیزهایی را باید بیخیال شد. نویسندۀ این کتاب با لحنی صمیمی تلاش میکند از دل آزمایشهای علمی، وقایع تاریخی و سرگذشت عجیب خودش، به این سوال پاسخ دهد و از منظر فلسفی و عملی به راهحلی برسد. کتاب «هنر ظریف بیخیالی» رتبهٔ اول را در لیست کتابهای پرفروش نشریه نیویورک تایمز داشت و در عرض یک سال بیش از سه میلیون نسخه از آن به فروش رسید و به بیش از بیستوپنج زبان دنیا ترجمه شده است.
@Eudaemonia
@Eudaemonia
صد تأمل درباره زندگی خوب.pdf
418.3 KB
صد تأمل دربارهٔ زندگی خوب
مروری بر کتاب مهم Pursuing the Good Life: 100 reflections on Positive Psychology
نویسندهٔ مرور: دکتر سیدحسن اسلامی
@Eudaemonia
مروری بر کتاب مهم Pursuing the Good Life: 100 reflections on Positive Psychology
نویسندهٔ مرور: دکتر سیدحسن اسلامی
@Eudaemonia