Ευδαιμονια📓
83 subscribers
154 photos
35 videos
29 files
30 links
Eudaimonia :بمعنی خوشروانی

هدف حقیقی کتاب‌ها این است که ذهن را به دام فکر کردن بیندازند.

💡کانال دیگر ما: @phsychic
Download Telegram
Forwarded from +آگاهـــــی
یک گفتگو متضمّن این فرض است که دیگری می‌تواند حق داشته باشد

#گادامر
👍1
همچنین نمی‌دانی که جهان برای تو نیست بلکه تو برای آنی...

#افلاطون
2
آیا غیرمنصفانه است که بعضی از انسان‌ها ثروتمند متولد می‌شوند و بعضی دیگر فقیر؟ اگر غیرمنصفانه است، آیا باید در این خصوص کاری کرد؟ جهان آکنده از نابرابری‌هاست: نابرابری‌هایی در داخل کشورها و نابرابری‌هایی از یک کشور به کشور دیگر.  برخی از کودکان در خانه‌های راحت و مرفه به دنیا می‌آیند، و با تغذیه و تحصیلی خوب بزرگ می‌شوند. کودکانی دیگر در فقر به دنیا می‌آیند، و از تغذیه‌ی کافی برخوردار نیستند، و هرگز به تحصیل یا مراقبت پزشکی خوب دسترسی ندارند

واضح است که اینها چیزی از سنخ بخت و اقبال هستند: ما مسئول طبقه‌ی اجتماعی یا اقتصادی‌ای که در آن به دنیا می‌آییم نیستیم. سؤال این است: نابرابری‌هایی که تقصیر انسان‌هایی نیست که با آنها دست به گریبان هستند چقدر نامطلوب است؟ آیا حکومت‌ها باید قدرتشان را در جهت کاستن نابرابری‌هایی از این دست به کار گیرند که قربانیانشان مسببِ آنها نیستند؟ بعضی از نابرابری‌ها آگاهانه و خودخواسته تحمیل می‌شوند. مثلاً تبعیضِ نژادی، افراد یک نژاد را از شغل، مسکن، و تحصیل که در دسترس نژاد دیگر است عالماً و عامداً محروم می‌کند. یا ممکن است زنان از تصدی مشاغلی محروم شوند یا از امتیازات ویژ‌ه‌ای که فقط مردان به آن‌ها دسترسی دارم محروم شوند‌. اینها صرفاً چیزی از سنخ بخت و اقبال بد نیستند

واضح است که تبعید نژادی و جنسی غیرمنصفانه‌اند: این تبعیض‌ها اشکالی از نابرابری هستند که از آن عواملی نشأت می‌گیرند که نباید اجازه داد بر رفاه اولیه‌ی انسان‌ها تأثیر بگذارد. انصاف ایجاب می‌کند که فرصت‌ها باید به روی کسانی که صاحب صلاحیت‌اند باز باشد، و مسلماً کار خوبی است که حکومت‌ها می‌کوشند تا این برابری در فرصت را تقویت کنند

#اینها_همه_یعنی_چه
#تامس_نیگل
1
وقتی احساسات کسی را جریحه‌دار می‌کنم، حتی اگر دشمنم باشد، خودم هم آزرده می‌شوم

#سکوت_دریا
#ورکور
Forwarded from +آگاهـــــی
زمانی که آدمی بیمار است، «خوب» بودن او نیز بیمارگونه است

#اراده‌ی_قدرت
#فردریش_نیچه
Forwarded from +آگاهـــــی
انسان در خلال چیرگی روزافزونش بر طبیعت، پرومته‌وار عظمت میابد

#کارل_مارکس
Forwarded from +آگاهـــــی
هنگامی‌که مسن‌تر شدم، هنگامی‌که چشم واکردم و واقعیت را دیدم، شروع کردم به خندیدن و از آن پس خنده‌ام بند نیامده است

دیدم زندگی معنایی جز امرار معاش و هدفی به غیر از رسیدن به مقام و منصب ندارد، دیدم میل سرشار عشق را غایتی جز تصاحب دختری پولدار نیست، دیدم حکمت یعنی آنچه از نظر اکثریت دانایی است، دیدم شوق‌وذوق مایه‌ای جز شهوت سخنرانی ندارد، دیدم شجاعت یعنی خطرِ ده سکه جریمه‌شدن را به‌جان خریدن، و ترس از خدا یعنی سالی یک‌بار رفتن به مراسم عشاءربانی

#یااین_یاآن
#سورن_کرکگارد
1
Forwarded from +آگاهـــــی
اگر بیش‌تر بودنِ کیفیت خشونت‌ورزی انسان‌ها در مقایسه با حیوانات، دقیقا به دلیلِ ناطق بودن آن‌ها باشد چطور؟ همان‌گونه که هگل پیشاپیش به‌خوبی می‌دانست نفسِ فروکاستنِ هرچیز به یک نماد که معادلِ مرگ و نابودیِ آن چیز است در دلِ خود آبستنِ خشونت است

این خشونت در سطوح متعددی عمل می‌کند. زبان، امرِ نام‌گذاری شده را ساده می‌کند و آن را به یک ویژگیِ واحد فرو می‌کاهد. امر مورد بحث را تکه پاره می‌کند و با از بین بردنِ یکپارچگیِ اندامگانیِ آن، برای اجزا و خواصِ آن استقلال قائل می‌شود. زبان، امرِ نام‌گذاری شده را به حوزه‌ای معنایی می‌خوراند که در نهایت به آن تعلق ندارد و بیرون از آن است. وقتی نام «طلا» را بر طلا می‌گذاریم به طرزی خشونت‌بار یک فلز را از بافتِ طبیعی خود بیرون می‌کشیم و رؤیاهای خودمان را در مورد ثروت، قدرت، خلوصِ روحانی و غیره.. که هیچ ربطی به واقعیتِ بلافصل طلا ندارند بر آن بار می‌کنیم و به آن می‌خورانیم

#خشونت (پنج نگاه زیرچشمی)
#اسلاوی_ژیژک
1
جهان میل به آشوب و آنتروپی دارد. این از اصول اولیه‌ی ترمودینامیک است. شاید حتی اصول اولیه‌ی وجود. کارَت را از دست می‌دهی و بعد اتفاقات بد دیگری می‌افتد...

باد میان درختان نجوا می‌کرد. باران باریدن گرفت. نورا با حس عمیق و البته درست، از اینکه قرار بود همه‌چیز بدتر بشود، به سمت یک روزنامه‌فروشی رفت تا از باران در امان بماند.
مجله ی نشنال جئوگرافیک روی ویترین بود. در حالی که به عکس سیاه‌چاله ‌ی روی جلد مجله خیره شده بود، متوجه شد که در واقع خودش همین است، یک سیاه‌چاله؛ ستاره‌ای در حال مرگ که در خود فرو می‌ریزد. نورا به یاد داشت که چقدر شیفته‌ی مقاله‌ای درباره‌ی مجمع‌الجزایری نروژی در اقیانوس منجمد شمالی به نام سوالبارد شده بود. تا به حال هیچ جایی را ندیده بودکه به اندازه آنجا از همه چیز دور باشد

#کتابخانه_نیمه_شب
#مت_هیگ
که آدمی را می‌باید تا از مصیبت‌ها بیاموزد و آنگاه که دل از یاد زخم‌های کهنه خون می‌چکاند و خفتن نمی‌تواند، خِرَد، خواهی نخواهی راه در آن دل خواهد گشود

#آیسخولوس
مجموعه آثار
👍1
فرآیند استدلال استقرایی سبب می‌شود با مشاهده‌ی تعدادی مورد مشابه، دست به تعمیم بزنیم. مثلاً شخصی قوهای سفید زیادی می‌بیند و با هیچ قوی سیاهی مواجه نمی‌شود. پس به این نتیجه می‌رسد که«تمام قوها سفیدند.» در همین راستا، ما می‌دانیم انسان‌ها اغلب می‌میرند. پس نتیجه می‌گیریم«تمام انسان‌ها فانی‌اند.» اما این تعمیم‌ها از تجربه فراتر می‌روند و توجیه منطقی ندارند. قوهای سیاه در استرالیا دیده شده‌اند و همواره این احتمال منطقی وجود دارد که با انسانی نامیرا مواجه شویم. هیوم می‌گوید نباید با تکیه بر استدلال استقرایی دنبال حقیقت باشیم، زیرا مشاهده‌ی یک قاعده‌مندی، منجر به حذف این احتمال نمی‌شود که دفعه‌ی بعد اتفاق متفاوتی نیفتد. از آن‌جا که تمام قوانین علمی صرفاً تعمیم‌هایی حاصل از استدلال استقرایی هستند، «مسأله‌ی استقرا» یکی از مشکلات مهم پیش روی فیلسوفان علم بوده است

#متفکران_بزرگ_فلسفه
#فیلیپ_استوکس
چیزی که بی‌اراده یا با زور انجام شود، اصیل نیست. اعمال شرافتمندانه همه داوطلبانه هستند
#سنکا

#روزنگار_رواقی‌گری
#رایان_هالیدی #استیون_هانسلمن
👍1
درس ماندگار تراژدی یونانی؛ قانون مستلزم این است که رنج ببریم تا به حقیقت برسیم

#آلبر_کامو
#رابرت_زارتسکی
👍1
شبیه‌سازی نمی‌تواند واقعیت را نشان دهد؛ چرا که هیچگاه امر شبیه‌سازی شده نمی‌تواند متناسب با واقع باشد.

به صورت ایدئولوژیک، این پندار وجود دارد که عروسک باربی، گزینه‌های ممکن و متعدّد زندگی را برای دختربچه‌هایی شبیه‌سازی می‌کنند که آن‌ها را می‌خرند. بنابراین، فرد می‌تواند باربی غواص، باربی عروس، باربی پرستار و مانند آن را خریداری نماید. اما البته در واقعیت، هیچ زنی هیچ شباهتی به باربی ندارد. باربی، هیچ زن واقعی‌ای را شبیه‌سازی نمی‌کند. در عوض، هزاران هزار دختربچه، اکنون به دور و اطراف می‌روند و تلاش می‌کنند تا عروسک باربی مورد علاقه‌ی خود را که گاهی نتایج اسفناکی داشته است، شبیه‌سازی کنند. آن‌ها، زنان شبیه‌سازی شده‌ای را شبیه‌سازی می‌کنند که خودشان، شبیه‌سازی‌هایی بدون ارجاع به واقعیت هستند. دختربچه‌های ما به شبیه‌سازی‌های سطح سوم تبدیل می‌شوند

#ژان_بودریار
#امرواقع_چیست
افراد عصبی، که برای هیچ و پوچ به خشم می‌آیند، بر‌عکس همین که کسی علیه‌شان تعرضی بکند بی‌آزار می‌شوند، و پاشیدن سطل آبی به صورتشان بهتر آرامشان می‌کند تا کوشش برای اثبات این که خشم و آزردگی‌شان بی اساس است


#درجستجوی_زمان‌_ازدست‌رفته
#مارسل_پروست
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مستند #مناظره
آیا تجربه یک امر مادی است؟

▪️دیوید چالمرز/ پیتر هکر/سوزانا مارتینز
چه خوب بود اگر حکمت همانند آب می‌بود که چون از یک ظرف لبریز گردد، به ظرف خالی دیگری ریخته شود تا هر دو به اندازه یکدیگر از هم بهرمند شوند

#ضیافت
#سقراط
زرتشت نخستین روان‌شناسِ نیکان -و بنابراین‌- دوستِ شروران است. وقتی یک نوعِ انسانِ تباه شده، به مرتبه‌ی بالاترین نوعْ ارتقا می‌یابد، چنین کاری را تنها به قیمتِ پایمال کردنِ نوعِ متضادش، یعنی انسانِ توانمند و مطمئن به زندگی، توانسته است انجام دهد. وقتی جانورِ گله در پرتوِ ناب‌ترین فضیلت می‌درخشد، انسانِ استثنائی الزاماً باید به رده‌ی «شروران» نزول کند. وقتی دروغ به هر قیمتی نامِ «حقیقت» را در راستایِ مورد نظرش غصب می‌کند، کسی که به راستی حقیقی است الزاماً باید زشت‌ترین نام‌ها را به خود بگیرد. در این باره زرتشت جایِ هیچ شکی باقی نمی‌گذارد. او می‌گوید آنچه باعثِ بیزاری‌اش از انسان به طورِ کلی شده است، درست همین شناخت از نیکان، از «بهتران» بوده است: و همین بیزاری است که به او بال و پر داده تا به «آینده‌هایِ دور پر کشد». او این موضوع را پنهان نمی‌کند که سنخِ انسانِ او، که سنخی به نسبت فرا انسانی است، درست نسبت به نیکان فرا انسانی است و نیکان و عادلان‌اند که فرا انسان او را شیطان می نامند...

«شما ای بلند‌پایه‌ترین مردمی که از برابرِ چشم‌ام گذشته‌اید! این است شکّ‌ِ من به شما و خنده‌ی پنهان‌ام: به گمان‌ام شما اَبَرانسانِ مرا شیطان نام خواهید داد!... و روانِ شما چندان با بزرگی بیگانه‌ است که اَبَرانسان هنگامِ نیکی‌اش نیز برایِ شما ترسناک خواهد بود!»

#فردریش_نیچه
#این_است_انسان
به طور کلی نود درصد سعادت ما فقط مبتنی بر سلامت ماست. همه چیز در صورت وجود سلامت مایه لذت می گردد؛ برعکس، بدون سلامت ، هیچ موهبت بیرونی نیست که لذتبخش باشد و حتی موهبت های ذاتی دیگر، خصوصیات ذهنی و خُلق و مزاج در اثر رنجوری کاهش می یابند و بسیار ضعیف می شوند. پس بی دلیل نیست که به هنگام دیدن یکدیگر نخست جویای سلامت هم می شویم و برای یکدیگر آرزوی سلامت می کنیم، زیرا سلامت، برای سعادت انسان از هر چیز دیگر اساسی تر است

بنابر آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که بزرگ ترین حماقت ، قربانی کردن سلامت خویش است ، حال به هر منظور که باشد، چه در راه کسب و کار، چه برای ارتقا مقام، چه به منظور دانش و شهرت ، چه رسد به قربانی کردن ملامت در راه کسب لذت های حسی و گذرا. پس باید هرچیز دیگر را از لحاظ اهمیت پس از سلامت قرار داد

#درباب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور