اِپیدِمی |ᵉᵖⁱᵈᵉᵐⁱ
63 subscribers
17 photos
メ ɪɴ
メ ʏᴇ ᴊᴍ ʙɴᴅʏᴇ
メ ᴋ ᴀᴢ ᴊᴍᴇʏᴀᴛ ᴅɪᴅᴍ
メ ᴘs ᴀᴠᴀ ، ᴅᴠᴍɪᴏ
メ ᴀʀᴊᴀᴇʏᴛ ᴍɪᴅᴍ...


#سکوت_عمیق_اِپیدِمی •
Download Telegram

شادی بطلب،
که حاصل عمر دمی است ..

بی‌درد را به صحبت ارباب دل چه‌کار
خندیدن آشنا نبود با گریستن ..

بجز زخمی که دارم بر دلم یاری نمی‌بینم
به دردی مبتلا هستم که محتاج مداوا نیست!

این کهنه جهان
به کَس نماند باقی!

دقیق‌تر بنگر، این غبار از آینه نیست
خود این منم که در آیینه از غبار پرم

یک‌ دم نگاه کن که چه بر باد می‌دهی
چندین هزار امید بنی‌آدم است این

می‌برد ما را میان خاطرات دور دست
گاه شعر شاعران و گاه عطر عابران ..

من در میان این کوچه ها، و در این شب ها،
که انگار صبح ندارد! دارم از دست می روم
‌‌
دل به تدریج از میان سینه رفت ..

کاش تا دل می گرفت و می شکست
دوست می آمد کنارش می نشست

آدمی را آزمودن به کردار باید کرد نه به گفتار
چراكه بیشتر مردم، زشت کردار و نیکو گفتارند

هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
زانک پیش هرکسی راز دلم بگشاده است

ز شوقت بر دل دیوانه ماست
غمی کان سنگ خارا برنتابد ..
زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند؛

امّا تصویری را که از آن‌ها داریم، ثابت نگه می‌دارد.
هیچ‌چیز دردناک‌تر از دگرگونی آدم‌ها
و ثبات خاطره‌ها نیست.

تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم‌!

به آتش می‌کشد جان را غم ویرانی دوران
که آه جانگدازم را لب خاموش می‌داند

یاری‌ست هرچه هست و ز یاری غرض وفاست
یاری که بی وفاست کجا می‌برد کسی ..

سینه مالامال درد است
ای دریغا مرهمی!

ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
جرم از تو نباشد، گنه از بخت منست!