بازه باز
severity": {
"type": "score",
"score": 2.0,
"legend": {
"0": "Minor: No business impact",
"1": "Moderate: Some users affected",
"2": "Disaster: Full outage with direct financial loss"
},
"type": "score",
"score": 2.0,
"legend": {
"0": "Minor: No business impact",
"1": "Moderate: Some users affected",
"2": "Disaster: Full outage with direct financial loss"
},
توی سطح بحران هم
اسکور 2 داد، یعنی بالاترین سطح هشدار
اسکور 2 داد، یعنی بالاترین سطح هشدار
بازه باز
"type": "noul",
"noul": 0.97
"noul": 0.97
فوریت هم 0.97 زده
یعنی خیلی فوری و نزدیک 100
یعنی خیلی فوری و نزدیک 100
حالا اینو میخوام ببرم توی لایه اسکیل بر اساس اسکیلی که خود استارتاپ ارائه کرده ببینم چطور میشه روتینگ ایجنت رو بر اساس این بهینه کرد.
توی علوم شناختی،
تفکر مغز دو نوعه
تفکر سریع و تفکر کند
تفکر سریع همیشه فعاله،
و قطعیت داره.
مثلا وقتی یه سگ وحشی میبینی فرار میکنی،
مدل jev دقیقا همینو اومدن پیاده کردن.
تفکر کند، پر هزینه تره،
مثل llm ها،
حالا چه کمکی به ایجنت میکنه؟
نوع دستورات رو تعیین میکنه و اینکه ایا نیازه بده به مدل سنگین یا نه،
تفکر مغز دو نوعه
تفکر سریع و تفکر کند
تفکر سریع همیشه فعاله،
و قطعیت داره.
مثلا وقتی یه سگ وحشی میبینی فرار میکنی،
مدل jev دقیقا همینو اومدن پیاده کردن.
تفکر کند، پر هزینه تره،
مثل llm ها،
حالا چه کمکی به ایجنت میکنه؟
نوع دستورات رو تعیین میکنه و اینکه ایا نیازه بده به مدل سنگین یا نه،
بازه باز
توی علوم شناختی، تفکر مغز دو نوعه تفکر سریع و تفکر کند تفکر سریع همیشه فعاله، و قطعیت داره. مثلا وقتی یه سگ وحشی میبینی فرار میکنی، مدل jev دقیقا همینو اومدن پیاده کردن. تفکر کند، پر هزینه تره، مثل llm ها، حالا چه کمکی به ایجنت میکنه؟ نوع دستورات…
چون تا الان هوش مصنوعی همش رو تفکر نوع 2 بود،همون کند
حتی برای یه "سلام خوبی"
کلی منابع و استدلال مصرف میکرد.
معماری jev کمک میکنه تا اون تفکر سریع و نوع 1 توی llm پیاده بشه.
این معماری واقعا میتونه انقلابی باشه.
عملا دارن هی بیشتر و بیشتر به سمت شبیه سازی کامل ذهن انسان میرن.
حتی برای یه "سلام خوبی"
کلی منابع و استدلال مصرف میکرد.
معماری jev کمک میکنه تا اون تفکر سریع و نوع 1 توی llm پیاده بشه.
این معماری واقعا میتونه انقلابی باشه.
عملا دارن هی بیشتر و بیشتر به سمت شبیه سازی کامل ذهن انسان میرن.
Linuxor ?
مدل Jev واقعا سرو صدای زیادی کرده ولی مشکلی که داره اینه به احتمال خیلی زیاد فقط سرویس API پولی بده و مدل اوپن ویت برای ران کردن لوکال نده
دیروز چند نفر شروع کردن و با فاین تیون کردن Qwen نزدیک ترین چیز ممکن به Jev رو ساختن، لوکال میتونید روی سیستم خودتون رانش کنید :
دیروز چند نفر شروع کردن و با فاین تیون کردن Qwen نزدیک ترین چیز ممکن به Jev رو ساختن، لوکال میتونید روی سیستم خودتون رانش کنید :
ایناش مهم نیست،
مهم پیشرفتیه که در معماری ایجنت و llm میتونن بدن.
و اینکه با فاین تیون نمیشه مدلی شبیه jev ساخت.
مدل jev یه معماری نان اتوریگرسیوه،
اما مدل های متنی اتوریگرسیون.
اساسا ماهیتش فرق میکنه، توی فاین تیون فقط میشه شبیه سازیش کرد.
تازه اونم نمیشه دقیق چون ماسک علیت هنوز هست، jev ماسک علیت رو حذف کرده.
مهم پیشرفتیه که در معماری ایجنت و llm میتونن بدن.
و اینکه با فاین تیون نمیشه مدلی شبیه jev ساخت.
مدل jev یه معماری نان اتوریگرسیوه،
اما مدل های متنی اتوریگرسیون.
اساسا ماهیتش فرق میکنه، توی فاین تیون فقط میشه شبیه سازیش کرد.
تازه اونم نمیشه دقیق چون ماسک علیت هنوز هست، jev ماسک علیت رو حذف کرده.
👍3
از این تفکرات ضد ai خوشم میاد،
این افراد باعث میشن جایگاه ما در آینده خالی تر بمونه.
رقیب کمتر زندگی بهتر
این افراد باعث میشن جایگاه ما در آینده خالی تر بمونه.
رقیب کمتر زندگی بهتر
اگر ج ا برامون آیندهای بذاره
🤣4
همه خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند؛ هر خانواده بدبخت، به شیوه خودش بدبخت است.
آنا کارنینا - تولستوی
👍2
بازه باز
همه خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند؛ هر خانواده بدبخت، به شیوه خودش بدبخت است. آنا کارنینا - تولستوی
آنا کارنینا از اون کتاباییه که بار اول بیشتر داستان رو میخونی؛ بار دوم آدمها رو.
باید یه بار دیگه بخونمش.
باید یه بار دیگه بخونمش.
👍3
بازه باز
ایناش مهم نیست، مهم پیشرفتیه که در معماری ایجنت و llm میتونن بدن. و اینکه با فاین تیون نمیشه مدلی شبیه jev ساخت. مدل jev یه معماری نان اتوریگرسیوه، اما مدل های متنی اتوریگرسیون. اساسا ماهیتش فرق میکنه، توی فاین تیون فقط میشه شبیه سازیش کرد. تازه اونم…
از وقتی jev رو آوردم توی ورک فلوی اسکیلهام، سرعت تسک هام رو چند برابر کرده.
مثلا قبل ده دقیقه وقت میبرد ai دنبال باگ بگرده، الان با کمک jev ظرف چند ثانیه نقطه زنی میکنه رو فولدری که احتمال باگ توش زیاده.
مثلا قبل ده دقیقه وقت میبرد ai دنبال باگ بگرده، الان با کمک jev ظرف چند ثانیه نقطه زنی میکنه رو فولدری که احتمال باگ توش زیاده.
❤1
Forwarded from Infinite Loop Of Math² (ژوبین)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
Infinite Loop Of Math²
چون طولانی میشد بخوام همشو بگم
ویدیو کردم نصفشو
میخواستم کلاسترها هم بگم ولی دیگه زیادی باید مقدمه بچینم اصلا کلاستر چیه
ویدیو کردم نصفشو
میخواستم کلاسترها هم بگم ولی دیگه زیادی باید مقدمه بچینم اصلا کلاستر چیه
دوروز پیش یه مدلی توی Arena مخفیانه تست شده
که احتمال میدادن جمنای 4 باشه.
نکته اینه که کاربران تست کننده میگن کانتکست 10 میلیون توکنی داشته!
ده برابر مدلهای فعلی.
اگر با همین کانتکست بیاد بیرون که با یک شاهکار طرفیم
که احتمال میدادن جمنای 4 باشه.
نکته اینه که کاربران تست کننده میگن کانتکست 10 میلیون توکنی داشته!
ده برابر مدلهای فعلی.
اگر با همین کانتکست بیاد بیرون که با یک شاهکار طرفیم
🔥2
Forwarded from 𝐃𝐞𝐥𝐮𝐥𝐮 𝐋𝐢𝐛𝐫𝐚𝐫𝐲 (ژوبین)
میخوام از واقعنمایی ژانری بگم.
ما توی داستان فانتزی جادو داریم، اژدها داریم، انواع و اقسام موجودات تخیلی.
که توسط مخاطب پذیرفته میشه،
چون منطق درون داستان باهاش میخونه.
اما چرا؟
بذارید قیاس کنیم،
اگر در واقعنمایی فرهنگی ملاک مقایسه جهان واقعی و عقل سلیم باشه، در واقعنمایی ژانری ملاک مقایسه یک قانون نانوشته میان متن و مخاطب آن ژانر است.
به قول نظریه پردازان ژانر،
هر ژانر یک دستور زبان ساختاری دارد که تعیین میکند چه چیزی در درون آن بستر طبیعی یا غیرطبیعیست.
ما توی داستان فانتزی جادو داریم، اژدها داریم، انواع و اقسام موجودات تخیلی.
که توسط مخاطب پذیرفته میشه،
چون منطق درون داستان باهاش میخونه.
اما چرا؟
بذارید قیاس کنیم،
اگر در واقعنمایی فرهنگی ملاک مقایسه جهان واقعی و عقل سلیم باشه، در واقعنمایی ژانری ملاک مقایسه یک قانون نانوشته میان متن و مخاطب آن ژانر است.
به قول نظریه پردازان ژانر،
هر ژانر یک دستور زبان ساختاری دارد که تعیین میکند چه چیزی در درون آن بستر طبیعی یا غیرطبیعیست.
Forwarded from 𝐃𝐞𝐥𝐮𝐥𝐮 𝐋𝐢𝐛𝐫𝐚𝐫𝐲 (ژوبین)
𝐃𝐞𝐥𝐮𝐥𝐮 𝐋𝐢𝐛𝐫𝐚𝐫𝐲
میخوام از واقعنمایی ژانری بگم. ما توی داستان فانتزی جادو داریم، اژدها داریم، انواع و اقسام موجودات تخیلی. که توسط مخاطب پذیرفته میشه، چون منطق درون داستان باهاش میخونه. اما چرا؟ بذارید قیاس کنیم، اگر در واقعنمایی فرهنگی ملاک مقایسه جهان واقعی و عقل…
خب،
ما توی خود داستان هم یک واقعنمایی داریم،
واقعنمایی درونی.
یعنی چی اصلا؟
خب مخاطب داستان هیچوقت در خلا وارد داستان نمیشه، بلکه انتظار داره،
انتظاراتش از صدها کتاب و فیلمی هست که دیده، در اون ژانر
مخاطب انتظار مشخصی از جادو داره
مثلا قدرتمند، کشنده و...
اما تو بیای در داستان جادو رو کلا تغییر ماهیت بدی
تو به ژانر پشت پا زدی
این مخاطب میگه، وات د؟
حالا بیا منطقش رو بهم یاد بده آقای نویسنده.
حالا واقعنمایی درونی شکل میگیره،
یعنی چیزی که مختص همون اثره.
مثلا فلان موجود،
به زبون دیگه،
واقعنمایی ژانری، یعنی یک نگاه کلیتر، از ژانر.
اما واقعنمایی درونی مختص هر اثر.
هر اثر یک واقعنمایی درونی تقریبا داره، اگر کلیشه نباشه.
ما توی خود داستان هم یک واقعنمایی داریم،
واقعنمایی درونی.
یعنی چی اصلا؟
خب مخاطب داستان هیچوقت در خلا وارد داستان نمیشه، بلکه انتظار داره،
انتظاراتش از صدها کتاب و فیلمی هست که دیده، در اون ژانر
مخاطب انتظار مشخصی از جادو داره
مثلا قدرتمند، کشنده و...
اما تو بیای در داستان جادو رو کلا تغییر ماهیت بدی
تو به ژانر پشت پا زدی
این مخاطب میگه، وات د؟
حالا بیا منطقش رو بهم یاد بده آقای نویسنده.
حالا واقعنمایی درونی شکل میگیره،
یعنی چیزی که مختص همون اثره.
مثلا فلان موجود،
به زبون دیگه،
واقعنمایی ژانری، یعنی یک نگاه کلیتر، از ژانر.
اما واقعنمایی درونی مختص هر اثر.
هر اثر یک واقعنمایی درونی تقریبا داره، اگر کلیشه نباشه.