بازه باز
268 subscribers
327 photos
95 videos
107 files
418 links
برای خودم مینویسم اینجا که بعدا یادم باشه؛ ذهن فریبکاره
https://jobinhasani.ir
ناشناس:
@bazehbazbot
Download Telegram
بازه باز
شرکت آنتروپیک، x Ai، و openai توافق کردن سرعت پیشرفت ai رو کاهش بدن.
ولی خب، چین مگه میذاره))
الان وقت یکه تازی چینه
fun main() {
println("Happy Programmer's Day!")
}

روز برنامه‌نویس مبارک اساتید کدزن
بازه باز
fun main() { println("Happy Programmer's Day!") } روز برنامه‌نویس مبارک اساتید کدزن
رفتم ببینم اسکرینی از اولین برنامه‌ای که نوشتم دارم یا نه
که خب پیداش نکردم.
گالریم خیلی شلوغه.
بازه باز
رفتم ببینم اسکرینی از اولین برنامه‌ای که نوشتم دارم یا نه که خب پیداش نکردم. گالریم خیلی شلوغه.
ولی یه دیالوگ از یه داستانم پیدا کردم
اسم داستان این بود"مرگ بدون امام"
حدود 7 سال پیش نوشته بودم
بازه باز
ولی یه دیالوگ از یه داستانم پیدا کردم اسم داستان این بود"مرگ بدون امام" حدود 7 سال پیش نوشته بودم
خب می‌کرد، او هم انجامش می‌داد، معلوم است که می‌کشت.
باید کشته می‌شد!
نمی‌شد؟ مگر همان نبود که تحقیرش کرده بود؟
میگفتند نه او قاتل است.
گفت غلط کرده‌اند، همه می‌کشن، منم میکشم،
گفتند قانون کارش عدالت است.
گفتم که همه می‌کشن منم میکشم، چطور پس باقی قاتلان که خونسردانه میکشند کسی به آن ها خرده نمی‌گیرد؟
ببین دست‌های من گرم است، خون من می‌جوشد خونسرد نیستم، اضطراب دارد مرا می‌بلعد.
همه می‌کشند پس منم میکشم.
آیا کسی هست که احساس کند کار بهتری برای محافظت از آنها انجام می‌دهد؟
بازه باز
یافتم
یه مسنجر بود مثلا
سرور نداشتم پشت فایربیس گذاشته بودم
با جاوا نوشته بودم از روی چندتا ویدیو
میشه گفت جزو اولین برنامه‌های کاملی که نوشتم یعنی صرفا کد ناقص نبود و کار میکرد.

حدود 8 سال پیش
1
Forwarded from localhost (Yousef Taheri)
مسئولای کشورهای دیگه بیشتر به فکر نابغه‌های ما هستن تا مسئولای مملکت خودمون؛

تو ایتالیا عکس مریم میرزاخانی، نابغه دنیای ریاضیو روی جلد کتاب ریاضی دانش‌آموزا قرار دادن.
مریم میرزاخانی سال 2014 برنده مدال فیلدز شد. این مدال معتبرترین و بالاترین جایزه دنیای ریاضیه.
متاسفانه مریم میرزاخانی در سال 2013 به سرطان مبتلا شد و بعد از 3 سال مبارزه با این بیماری در سال 2016، تو بیمارستان استنفورد کالیفرنیا درگذشت.
2
~•﴾On Fire﴿•~
یعنی اینا به AI دسترسی به بانک اطلاعاتی ثبت احوالشون رو دادن؟ چون اگه فقط اسکن تاریخ تولد و ظاهر کارت و لوگو بود که اوکی بود همه چی...
نه دسترسی ندادن
یه سری سرویس هستند تخصصی واسه اینجور مواردن،
البته سیستم‌های آنالیز کارت و ID صرفا عکسو مثل انسان نمی‌بینن، نویزهای پیکسلی رو میتونن ببین.
روی ID ها معمولا الگوهای غیرقابل دیدن و به شدت پیچیده و ضد جعل وجود داره که با ادیت از بین میرن.
👍2
ماکیاولی در قسمتی از کتاب شهریار میگه که
برای دوام آوردن باید همیشه برای بدترین سناریو آماده باشی.
من الان چند وقته روی این حالت هستم.
و خب ضررش بیشتر از فایدشه.
😭3
بازه باز
ماکیاولی در قسمتی از کتاب شهریار میگه که برای دوام آوردن باید همیشه برای بدترین سناریو آماده باشی. من الان چند وقته روی این حالت هستم. و خب ضررش بیشتر از فایدشه.
در این حالت کمتر غافل گیر میشی تحمل روان بالاست.
حتی در بدترین وقایع خونسرد میتونی بمونی.
ولی ذهن خسته تر میشه و هی فرسوده‌تر.
بازه باز
در این حالت کمتر غافل گیر میشی تحمل روان بالاست. حتی در بدترین وقایع خونسرد میتونی بمونی. ولی ذهن خسته تر میشه و هی فرسوده‌تر.
البته نمیشه سرزنش کرد.
سیستم روان انسان خودش تشخیص میده چی براش خوبه.
همون روش رو برای پایداری انتخاب میکنه حتی اگر در بلند مدت به ضررش باشه.
https://github.com/JihoonJeong/agora-12

چه پروژه جالبی
میاد ایجنت‌ها رو میندازه توی یه محیط اولیه مثل انسان‌های اولیه خودشون رشد کنن، ارتباط بگیرن
بعد بهشون بحران میده مثل خشکسالی، سیل و..
تا ببینن ایجنت چطور یاد میگیره
یه جوری طراحی شده تا ایجنت نتونه از ابزاری استفاده کنه
ابزارهای محدودی بهش میده.
https://github.com/skmdroid/aria

این یارو کار جالبی کرده
اومده یه سیستم عامل شبیه مک رو وب ساخته بعد پشت این او اس، ایجنت وجود داره، هر کدوم در سشن خودش
ایجنت ریسرچ، کدر، دستیار صوتی و...
در واقع سیستم عامل بک اندش ایجنته، هرکاری بکنید روش ایجنت میفهمه میبینه، تصمیم میگیره، حتی میتونه سیستم عاملو تغییر بده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I want to go back to those days.
😭1
Audio
😭1
یه موقعی دغدغه‌مون این بود که آب شیرآب شهری رو بجوشونیم مبادا مریضی بگیریم.
😢2
من شاهکارم.

دست از پا درازتر، از تختی که بوی نمور خاکستر و انزوا می‌داد کنده شدم؛ گویی تکه‌ای گوشت کپک‌زده از تشک جدا شده باشد.
روبه‌روی آینه‌ای با چهره تیره نشستم و خیره ماندم به آن جمجمه‌ی کرخت؛ خطوط گودافتاده‌ای زیر چشم‌هایم نمایان می‌شد که تصویر عریان بدبختی بود.
گویی نفرت فروخورده‌ام از تمام این جهان بر شیشه می‌کوبید تا پرده از سیمای زجرآور حیوانی دوپایم بردارد که به لجن عادت کرده است.
باید مشتی آب یخ به صورتم می‌پاشیدم، برای روشن نگه داشتن چراغ بردگی؛ نباید تندیس سگی مطیع در چشم‌های ارباب دچار لغزش می‌شد.
کتی رنگ‌ورورفته با شلواری که سال‌هاست رخوت و بوی تعفن تنم را به دوش می‌کشد، گوشه‌ی اتاق، چون هر روز منتظرم بود.
آشغالی مندرس که اگر حرف‌های تلخ مادرم نبود، هرگز زحمت پوشیدنش را به این تن مرده نمی‌دادم.
حالا که به بیرون می‌زنم می‌فهمم هوا بوی اسفالت سوخته و مسمومیت می‌دهد.
سایه‌‌های مردمان قوز کرده که چیزی به نام فردا را در انتهای جیب‌های سوراخشان گم کرده بودند از گوشه چشمانم رد می‌شد.
امواج بدیع گرسنگی هر صبح با طلوع آفتاب راه می‌افتند و ارزش گوشت و استخوانت را ارزان‌تر از پهن گاو روی زمین می‌کنند؛ بی‌آنکه خونی ریخته شود یا کسی بر زمین بی‌افتد مثل موریانه از درون جانت را می‌جود.
بدتر از آلودگی هوا، نگاه‌های لزجی است که از کنارت رد می‌شوند. این جماعت با هم سخن نمی‌گویند؛ به هم دندان نشان می‌دهند. چشم‌هایی گرسنه که مدام در کار معیارسازی ضعف‌های تو هستند.
کافی است لحظه‌ای پایت روی آسفالت یخ‌زده بلغزد تا دستی بی‌معطلی در جیبت فرو رود و اندک درآمدت را غارت کند؛ بعد هم با پوزخندی به ریشِ حماقتت بخندد که چرا خیال می‌کردی در جنگل، کسی به عهد گرگ‌ها وفا می‌کند.
در این چارجوب، نجابت تنها نام دیگر بی‌دست‌وپایی‌ست.
به کارگاه که می‌رسم، نگاهم به کفش‌های دهان‌بازکرده‌ام می‌افتد که روی پله‌ها کشیده می‌شوند. هیچ معجزه‌ای در دست این تقویم لعنتی نیست، هیچ راه گریزی از این چرخ‌گوشت وجود ندارد؛ فقط باید سر را خم کرد، تحقیر را بلعید و جان کند، دوام آوردن در این مقیاس خود به نوعی شاهکار متعالی محسوب می‌شود.
دروغ می‌گویم جنابعالی؟
2
یه اصلی داریم توی امنیت اطلاعات
تحت عنوان اصل حداقل دسترسی
Principle of Least Privilege
یا به اختصار PoLP
هر موجودیت، مثل کاربر، پردازش، سرویس یا برنامه باید تنها به حداقل سطح دسترسی‌ها و منابعی مجهز باشه که برای انجام وظیفه مشخصش ضروریه.
حتی یک سطح بیشتر هم نه و برای مدت طولانی‌تر از زمان مورد نیاز هم نه
​اگر یک بخش سیستم به دسترسی خاصی برای عملکرد عادی نیاز نداره نباید دسترسی بیشتری بهش بدیم.
هدف اصلی این اصل، کاهش سطح حمله هست و محدود کردن شعاع تخریب در زمان هک، نفوذ یا باگ.
2