فقط فرج.مقتل
2.16K subscribers
2 photos
1 file
68 links
بسم رب المهدی
پخش مصائب امام حسین و اولاد و اصحاب گرامشان سلام الله علیهم اجمعین

ارتباط با ادمین: @smz110110

سید عبدالمحسن ذبیحی: ۰۹۱۵۳۰۴۶۱۸۸
Download Telegram
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 598
در کتاب شعیا از انبیا گذشته آمده که چون جمعی وارد بیابان بی آب و علف شوند خاندان خراب شود و آسمان و زمین و ستاره ها گریه کنند و ملکوت به نوحه آید و جهان تاریک شود و بدن های نازینان پایمال شود و زنان در آفتاب نشینند و زبان شیر خواره به کام بچسبد و پسران کشته و کودکان ماه رخسار اسیر شوند و در اثر آفتاب صورت ایشان متغیر شود و در کوچه ها به رسم گدایان به ایشان آب و نان دهند ای زنان گریه کنید بر پستان شیر داری که شیر خواره او را بکشند و ای خلایق گریه کنید که تاک مثمر و شاخه های آن مقطوع شوند
🍐کتاب چاپ سنگی بحرالمصائب (جعفر روضه خان تبریزی) 1/ 118

#انبیاء #امام_حسین #عطش #حضرت_علی_اصغر #کوفه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 599
حضرت آدم در کوه سراندیب تعزیه دار اهل بیت صلوات الله علیهم بود.
و نوح نوحه گر مصیبت اهل بیت صلوات الله علیهم بود که شناور در طوفان محنت شد.
و ابراهیم از سوز دل و جگر عطشان ابا عبدالله صلوات الله علیه خودش را به آتش نمرود انداخت.
و اسماعیل مبتلای غربت شد و خنجر به حنجر داد.
و موسی در تپه حیران و یونس در بطن ماهی سرگردان شد و خضر در کوه و بیابان و یعقوب ساکن بیت الاحزان و یوسف بسته به زنجیر در چاه زندان شد و ایوب مبتلا به کرم شد و عیسی از ناله و فغان اسیران بی یار از سر دار به آسمان دوار عروج کرد.
🍐کتاب چاپ سنگی بحرالمصائب (جعفر روضه خان تبریزی) 1/ 119

#انبیاء #عطش
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 600
حضرت علی اکبر صلوات الله علیه با آن همه زخم شمشیر و نیزه و خنجر و ازدحام قوم کفار به عقب نظر کرد گفت السلام علیک یا ابا عبدالله،سلام شما را به خدمت جد و جده ام صلوات الله علیهم می رسانم.
🍐کتاب چاپ سنگی بحرالمصائب (جعفر روضه خان تبریزی) 1/ 135

#حضرت_علی_اکبر #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 602
قال امیرالمومنین صلوات الله علیه عند فقده فاطمه صلوات الله علیها: یا عمارلاتلمنی فان الصبر عمن فقدته لعزیز.
🍐سلسله مجمع مصایب اهل البیت ص 93
امیرالمومنین صلوات الله علیه بعد شهادت حضرت زهرا صلوات الله علیها فرمود: ای عمار مرا ملامت نکن که صبر بر کسی که از دست دادم بسی سخت است.

#حضرت_زهرا #امیرالمومنین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 603
از امیرالمومنین صلوات الله علیه درباره ی سخت ترین چیزی که یک مرد ممکن است با آن مواجه شود چیست؟
فرمود: آن است که همسر او را مقابل او بزنند و او مامور باشد به سکوت.
🍐کتاب حسین سید الشهدا حقیقت بلا انتها ص 392

#امیرالمومنین #حضرت_زهرا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 604
وقتی حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه بر سر بالین علی اکبرش صلوات الله علیه آمد چنان نعره کشید که زمین و آسمان لرزید و دیده انس و جان و بلکه اسبان مخالفان حتی کوفیان و شامیان گریان گردیدند.
🍐کتاب چاپ سنگی بحرالمصائب (جعفر روضه خان تبریزی) 1/ 135

#حضرت_علی_اکبر #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 605
حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه وقتی علی اکبرش صلوات الله علیه را فرستاد میدان فرمود اللهم امنعهم برکات الارض و فرقهم تفریقا
(خدایا برکات زمین را از آنها منع کن و بین آنها جدایی بیانداز)
🍐بیان الولایه 117

#حضرت_علی_اکبر #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 606
بر سر نعش حضرت علی اکبر صلوات الله علیه،حضرت زینب کبری صلوات الله علیها آمد و دست گذاشت بر سینه ی برادر صلوات الله علیه تا آرام شود.
🍐بیان الولایه ص245

#حضرت_علی_اکبر #حضرت_زینب #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 607
امام سجاد صلوات الله علیه فرمود گاهی از رودخانه ها ما را عبور می دادند که نزدیک بود فاطمیات و کودکان صلوات الله علیهم در آب غرق شوند.
🍐بیان الولایه ص239

#امام_سجاد #منازل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 608
وقتی که سیدالشهداصلوات الله علیه برزمین قرارگرفت ابن سعد ملعون جوان نصرانی را پیدا کردند و آن لعین تیغی را به دست او داد و گفت: برو سر این مقتول را جدا کرده به نزد من آور تا ترا انعام دهم، و بدان که او از دین شما بیزار و درهم شکنندهٔ دین شماست،جوان نصاری قبول کرده شمشیر را گرفت و روان شد تابالای سر آن جناب رسید،حضرت سر مبارک از روی خاک برداشت و نظری به او نمود،جذبهٔ اشتیاق جوان نصاری به حرکت آمده باخودگفت: آیا این مقتول مظلوم کیست که مرا به قتل او می گمارند؟
حضرت فرمود: ای جوان تو دیشب عیسی علیه السلام را درخواب دیدی که تورا به بهشت وعده فرمود،
نصرانی چون دید که از خواب او خبر می دهد تیغ از دست بینداخت و قدمهای حضرت را می بوسیدو عرض کرد: فدایت شوم تو کیستی که از قلب من و خواب من خبرمیدهی؟
فرمود: منم فرزند پیغمبر آخرالزمان ،من آن کسی که جمیع پیغمبران بواسطهٔ من به خدا تقرب جستند چون نصرانی آن جناب را شناخت از صدق دل مسلمان شد وهمان شمشیر رابرداشته رو بجانب اشرار نمود و چندتن را به جهنم فرستاد تا شربت شهادت نوشیدو از جملهٔ شهدا گردید.
🍐طریق البکاءص۲۰

#قتلگاه #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 609
روزی حضرت عبدالله بن جعفر صلوات الله علیه قصد داشت به نخلستان رود، به غلام گفت فلان اسب را مهیا کن.
غلام گفت آقا اسب نعل آن ساییده شده، تا حضرت زینب کبری صلوات الله علیها اسم نعل را شنید شروع نمود به گریستن و بر سر و صورت زدن.
🍐بیان الولایه ص 239

#امام_حسین #حضرت_زینب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 610
مَجْمُوعَةُ الشَّهِيدِ، عَنْ يَزِيدَ بْنِ الْأَصَمِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صلوات الله علیه مِنَ الْحَمَّامِ فَبَيْنَا هُوَ جَالِسٌ يَحُكُ‏ ظَهْرَهُ‏ مِنَ‏ الْحِنَّاءِ إِذْ أَتَتْ إِضْبَارَةُ كُتُبٍ فَمَا نَظَرَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْهَا حَتَّى دَعَا الْخَادِمَ بِالْمِخْضَبِ وَ الْمَاءِ فَأَلْقَاهَا فِيهِ ثُمَّ دَلَّكَهَا فَقُلْتُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مِنْ أَيْنَ هَذِهِ الْكُتُبُ فَقَالَ مِنَ الْعِرَاقِ مِنْ عِنْدِ قَوْمٍ لَا يَقْصُرُونَ عَنْ بَاطِلٍ وَ لَا يَرْجِعُونَ إِلَى حَقٍّ أَمَا إِنِّي لَسْتُ أَخْشَاهُمْ عَلَى نَفْسِي وَ لَكِنِّي أَخْشَاهُمْ عَلَى ذَاكَ وَ أَشَارَ إِلَى الْحُسَيْنِ صلوات الله علیه.
🍐مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ‏8/436
یزید بن اصم گوید با امام حسن صلوات الله علیه از حمام خارج شدم در حالی که ایشان حنا را از پشت خود برمی داشت که شخصی همان وقت بسته ای نامه آورد، حضرت به چیزی نگاه نکرد و به خادم خود را خواند به جایی که خضاب می کردند بیاید و نامه ها را داخل آب انداخت و تکان داد، پرسیدم این کتاب ها از کجاست؟
فرمود از نزد گروهی است در عراق که اهل باطل اند و به حق بر نمی گردند ولی من بر خودم نمی ترسم بلکه بر او از آنها می ترسم و اشاره به امام حسین صلوات الله علیه کرد.

#امام_حسن #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 611
قال منصور بن الياس : رفعوا أكثر من ألف علم استقبالا لرأس الحسين صلوات الله علیه ، وكان رأس الحسين صلوات الله علیه معه فأراد أن يدخل البلد فتقهقر حصانه فأقبلوا بعدة أفراس له فلم تتقدم، فبينما هم كذلك إذ وقع رأس الحسين صلوات الله علیه من أعلى الريح وكان إبراهيم الموصلي في القوم فاحتاط للرأس لأنه عرفه رأس الحسين صلوات الله علیه فلام الناس و قتله الشاميون.
🍐کامل البهائی 2/360
منصور بن الیاس گفت : بیش از هزار آذین بستند . آن لعین که سر امام حسین صلوات الله علیه را بر سر نیزه داشت خواست که وارد شهر شود ، اسب او فرمان نبرد . چند اسب برایش آوردند فایده نکرد . سر امام حسین صلوات الله علیه از نیزه بیفتاد . ابراهیم موصلی آنجا بود سر را نیک احتیاط کرد ، دانست که سر امام حسین صلوات الله علیه است . خلق را ملامت بسیار کرد و شامیان او را شهید کردند .

#راس_الحسین #منازل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 612
وقتی می خواستیم طرف کوفه حرکت کنیم،لشکریان حمله کردند و حضرت زينب صلوات الله علیها به صدای بلند فرمودند:بابن سعد سود الله وجهك یابن سعد في الدنيا و الاخرة تأمر هولاء القوم بان یرکبونا و نحن ودائع رسول الله صلی اللّه علیه وآله (ای ابن سعد پروردگار تو را در دنیا و آخرت سیاه نماید زیرا به نامحرمها امر می نمائی که ما اهل بیت را سوار نمایند و حال آن که ما امانات رسول خدا صلی اللّه علیه وآله می باشیم.) دستور بده لشکر برگردند، ما یکدیگر را سوار می کنیم.
در کتاب «مجموعه مشکاة» می نویسد که عمربن سعد خشمناک شد و اعتناء به فرمایش حضرت زینب صلوات الله علیها نکرد یک مرتبه حضرت سجاد صلوات الله علیه فرمود: «عمه من الان به زمین امر می کنم.» حضرت به زمین فرمان داد، یک دفعه دیدند، به امر حضرت زمین سوارگان و پیادگان را عقب برد، به نوعی که دیگر لشکر دیده نمی شدند، بعد زینب خاتون و ام كلثوم تمام اهلبیت امام حسین صلوات الله علیهم را سوار کردند.
🍐صد و چهل منزل (شیخ علی فلسفی) ص 113

#حضرت_زینب #حضرت_ام_کلثوم #امام_سجاد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 613
وقتی حضرت زینب صلوات اللّه علیها به دنیا آمدند، حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله به فاطمه زهرا صلوات اللّه علیها فرمودند: این دختر تو در عمر خویش، نپوشد به جز لباس سیاه.
🍐مقتل مجالس کرمانشاهی ص 44

#حضرت_زینب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 614
قالت الصدّيقة الصغرى زينب الكبرى صلوات اللّه علیه : يا اخي ان ولدك علي الاصغر صلوات اللّه علیه لمّا سمع استغاثتك قطع القماط والقى نفسه وبكى وضجّ مشيراً بذالك الى اجابة دعوتك .
🍐کتاب خطی مقتل الحسين
حضرت زینب کبری صلوات اللّه علیه فرمودند: ای برادرم وقتی علی اصغر تو صلوات اللّه علیه صدای استغاثه ی شما را شنید، بند قنداقه را پاره کرد و خودش را انداخت و گریه کرد تا با این کار اجابت دعوت تو را بکند.

#حضرت_علی_اصغر #حضرت_زینب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 615
حضرت ابوالفضل صلوات اللّه علیه در کودکی دنبال اباعبدالله صلوات اللّه علیه راه می افتاد چون حضرت در مجلس می نشست،حضرت عباس صلوات اللّه علیه کفش حضرت را به سینه می چسباند و چون بر می خواست کفش حضرت را جفت می کرد.
🍐منتهی المصائب (انصاری) 155

#حضرت_عباس #امام_حسین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 616
اولین عزاداری در کربلا زمانی صورت گرفت که حضرت علی اکبر صلوات اللّه علیه با لب های تشنه مقابل خیام ایستاده و فرمودند: «یا أماه و یاعمتاه علیکن منی السلام»، با این سلام تمام مخدارت جمع شده و حلقه عزایی به پا کردند، هر کدام لباس ایشان را گرفته و بر پاهای حضرت بوسه می زدند و می گفتند: بعد از شما بر چه کسی تکیه کنیم؟!
هنگامی که وداع کردند و به سمت میدان رهسپار شدند ناگهان ندایی بلند شد، حضرت علی اکبر صلوات اللّه علیه صورت خود را برگردانده و دیدند حضرت فضه صلوات اللّه علیها با سنگ بر پیشانی خود می زنند و صورت ایشان خونی است.
🍐انوار خمسه (سید محمد شبّر عباس) ص۳

#حضرت_فضه #حضرت_علی_اکبر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 617
حضرت زینب صلوات اللّه علیها شال گردنش را باز کرد و حضرت رقیه صلوات اللّه علیها را در آن شال کفن کرد و آن قدر گریست که حضرت زین العابدین صلوات اللّه علیه فرمود عمه جان داغ برادر و علی اکبر و عباس صلوات اللّه علیهم دیدی این قدر گریه نکردی.
🍐مقتل خطی ( رضا بن محمد تقی معروف به مشتری) ص 25
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 618
تهذیب الکمال للمزی و کان له من الولد الذکور احد و عشرون و العباس الاکبر ابوالفضل صلوات الله علیه یقتل بالطف و العباس الاصغر صلوات الله علیه یقال انه قتل بالطف .
🍐العباس بین الاسطوره و الواقع ص 90
و امیرالمومنین صلوات الله علیه بیست و یک فرزند پسر داشت که یکی عباس اکبر صلوات الله علیه بود که در کربلا شهید شد و یکی نیز عباس اصغر صلوات الله علیه که گویند در کربلا شهید شد.

#حضرت_عباس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 619
وروي أنّ الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه كان ذات يوم جالساً في مسجد النبي صلی الله علیه وآله بين أصحابه يحدّثهم ويعظهم، ويبشّرهم وينذرهم، إذ جاء أعرابي وعقل راحلته على باب المسجد، ودخل ومعه صندوق، وأقبل نحو الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه،فسلّم على الإمام ووضع الصندوق بين يديه، ثمّ قبّل يدي الإمام وقال: جئتك يا أمير المؤمنين بهديّة.
فقال :وما هي هديّتك؟
قال: هديّتي في هذا الصندوق، ثمّ فتح الصندوق وإذا فيه شيء ملفوف، ففلّه فإذا هو سيف عضب من السيوف الجيّدة، وله حمائل جميلة، وقدّمه للإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه،فأخذه الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه وشكره على هديّته، ثمّ أخذ يقلّب السيف بيده وينظر إليه، وهو يقول لمن كان معه من أصحابه: أيّكم يستطيع أن يؤدّي حقّ هذا السيف فيكون حقيقاً بأن أهديه له؟ وبينا الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه يكلّم أصحابه، إذ دخل أبو الفضل العباس المسجد - وهو إذ ذاك لم يبلغ الحلم - وأقبل نحو أبيه أمير المؤمنين صلوات الله علیه،فسلّم عليه ووقف بين يديه متأدّباً وأخذ يطيل النظر إلى السّيف الّذي في يد أبيه، فأجاب الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه سلام ولده، ثمّ أخذ ينظر إليه وهو يعيد مقالته ويقول: أيّكم يستطيع أن يؤدّي حقّ هذاالسيف ف يكون جديراً بأن أهديه له؟ فقال أبو الفضل العباس صلوات الله علیه:وما حقّ هذا السيف يا أبتاه؟ فقال الإمام أمير المؤمنين صلوات الله علیه:ولدي عباس! حقّ هذا السيف.
هو: أن تحمي به أخاك الإمام الحسين صلوات الله علیه وتحامي عنه.
فقال أبو الفضل العباس صلوات الله علیه وبكلّ انشراح ورحابة: أنا لذلك يا أبتاه.
فقال أمير المؤمنين صلوات الله علیه وقد ابتهج بشجاعة ولده العباس صلوات الله علیه وهشّ لبسالته ووفائه:نعم، أنت له، ثمّ أشار إليه بأن يدنو منه، فلمّا دنى منه قلّده إيّاه، فطال نجاد السيف على العباس فقصّره له، ثمّ جعل ينظر إليه ويطيل نظره وهو يبكي ودموعه تتحادر على خدّيه.
فقال له أصحابه: وما يبكيك يا أمير المؤمنين لا أبكى الله عينيك؟
فقال وقد اختنق بعبرته: كأنّي بولدي هذا وقد أحاطت به الأعداء من كلّ جانب، وهو يضرب فيهم بهذا السيف يمنة ويسرة، ويحمي به أخاه الإمام الحسين صلوات الله علیه ويحامي عنه، حتّى تقطع يداه في نصرته، ويقصف رأسه بعمد من حديد فيرحمايته والدفاع عنه، ثمّ بكى وبكى من كان حاضراً عنده من أصحابه.
🍐العصمه الکبری لولی الله العباس بن امیرالمومنین صلوات الله علیهما (حمود عاملی) ص238
روزی عربی برای امیرالمومنین صلوات الله علیه هدیه ای آرود حضرت صندوق را باز کرد دید شمشیری است به اصحاب رو کرد فرمود چه کسی می تواند حق این شمشیر را ادا کند که شمشیر از او باشد ناگهان حضرت عباس صلوات الله علیه که به سن بلوغ نرسیده بود وارد شد فرمود من ادا می کنم حق آن چیست فرمود این است که از برادرت حسین صلوات الله علیه حمایت کنی.
فرمود حمایت می کنم حضرت شمشیر بوسید و گریه کرد اصحاب گفتند چرا گریه می کنید؟
فرمود گویا می بینم فرزندم را که دشمنان از هر طرف بر او روی آورده و او با این شمشیر چپ و راست می زند تا اینکه دستانش قطع شود و شروع به گریه کردن و اصحاب هم به گریه امیرالمومنین صلوات الله علیه گریه کردند.

#حضرت_عباس #امیرالمومنین