𝙁𝙖𝙡𝙡 𝙞𝙣 𝙝𝙚𝙖𝙫𝙚𝙣
7 subscribers
29 photos
4 videos
5 links
  ʚ⃬۫🍵᩻˖ִ֗◍۫ ˖ִ
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Mathematics was right don't believe it until it's proven ;
Its your thinking that needs to change‌‌ ;
در دل شب، وقتی که هوا هنوز لطیف و آرام بود، باد ملایمی از میان درختان بلند می‌گذشت و شاخه‌ها را به نرمی تکان می‌داد. خیابان‌های خلوت و تاریک زیر نور کم‌سوی چراغ‌های خیابانی، حالتی رازآلود و ساکت داشتند. در گوشه‌ای از این شب زیبا، یک کافه کوچک با پنجره‌های شیشه‌ای بخار کرده و چراغ‌های گرم درونش، دعوتی بود برای کسانی که به دنبال پناهی از سرمای شب می‌گشتند.
در این کافه، تنها صدای آرام موسیقی جاز در پس‌زمینه به گوش می‌رسید و زمزمه‌ای از گفت‌وگوهای بی‌پایان به همراه بوی قهوه تازه، فضا را پر کرده بود. کنار پنجره‌ای نشسته بود، کسی که در دنیای خودش غرق شده بود. نگاهش به بیرون دوخته شده بود، جایی که باد درختان را به رقص درمی‌آورد و گاه‌گاهی برگ‌های خشک به زمین می‌افتادند.
باد ملایم که گاهی از لابه‌لای درختان عبور می‌کرد، حسی از آرامش و بی‌نیازی به زمان را در دل شب می‌آفرید. این لحظه‌های کوتاه و گذرا، همچون خاطراتی نیکو، در دلش حک شده بودند. شاید برای او، همین باد ملایم و این شب آرام بهترین چیزی بود که به زندگی‌اش معنا می‌بخشید.
شاید او منتظر کسی بود، یا شاید خودش را در این شب تنها و در آرامش یافت. در هر حال، برای لحظاتی، همه چیز به نظر می‌رسید که در جایی میان خواب و بیداری قرار گرفته باشد؛ جایی که نه گذشته و نه آینده، تنها همین لحظه زنده است و وجود دارد.
Forwarded from تیکه کتاب
آن‌ها که واقعا حرفی برای گفتن دارند، حرفی از آن نمی‌زنند.

- آلبر کامو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مسیر زندگی با افرادی مواجه می‌شوی که همیشه برایشان بهترین بودی، اما هیچ‌گاه در حساب تو نبوده‌اند. بهترین هدایا را به آنان تقدیم کرده‌ای، سخنان دلگرم‌کننده و پر از اعتماد به نفس را در اختیارشان گذاشته‌ای، اما چه تأسف‌بار که از همان اعتمادی که به آن‌ها داده‌ای و همان آموزش‌هایی که برای رشدشان فرامی‌خوانی، سوءاستفاده می‌کنند. نمی‌توان آنان را با هیچ کلمه‌ای وصف کرد، چرا که زبان توان بیان آن را ندارد.
آن‌ها ممکن است بد، بی‌احساس یا نمک‌ناشناس باشند، اما هیچ واژه‌ای نمی‌تواند تمام ابعاد شخصیتشان را به درستی تصویر کند. افرادی که پشت سر بهترین دوستشان غیبت می‌کنند و در مورد او سخنان منفی می‌گویند؛ کسانی که همواره در تلاش‌اند تا از دیگران پیشی بگیرند، و در حالی که به تو بد می‌گویند، همان‌ها با آغوش باز از کسانی که از نظرشان کم‌ترند استقبال می‌کنند.
آدم‌هایی که فقط به ظاهر می‌اندیشند، کسانی که در برابر عیوب دیگران به راحتی انتقاد می‌کنند و در عین حال تمام قد و هیکلشان را به رخ می‌کشند. گاهی دلم می‌خواهد از خود بپرسم این اعتماد به نفس بی‌حد و مرز از کجا نشأت می‌گیرد؟ آنان که به جای نگرانی از حقیقت، در پی چند دانه جنس مخالف می‌دوند و با هیجان از اشخاصی می‌گویند که شاید در حقیقت از خودشان هم پایین‌تر باشند، این دغدغه‌های عجیب را تا کجا باید ادامه دهند؟
گاهی از رفتارشان متنفرم، اما چه می‌شود کرد؟ نباید مانند آن‌ها شویم. شاید این خوبی‌هایی که در خود داریم، همیشه در محیط‌های اجتماعی به کار نیاید، اما در ذهن دیگران باقی می‌ماند، حتی اگر در جمع از ما بد بگویند. مطمئن باش در خلوت به رفتار خود و دیگران خواهند اندیشید.
در عین حال دلم برایشان می‌سوزد. آن‌ها گناهی ندارند؛ شاید در یک زمان خاصی دچار سردرگمی و فازهای خاصی شده‌اند، یا شاید تحت تأثیر اطرافیانشان قرار گرفته‌اند. به هر حال، همه این‌ها تأسف‌بار است.
چشم‌ها، پنجره‌های روح‌اند؛ گاهی آبیِ آسمان را در خود دارند و گاهی خاکستریِ روزهای سرد و بی‌امید. در نگاه هر فرد، قصه‌ای نهفته است؛ قصه‌ای که به زبان نمی‌آید، اما در عمق چشم‌ها جاری است. آن‌ها می‌توانند دنیای پر از عشق را روایت کنند یا بغضی تلخ و ناتمام. در هر نگاه، هزاران احساس پنهان است؛ لبخندی که هیچ‌گاه بر لب نمی‌آید، اشکی که از ترس رها نمی‌شود، یا امیدی که همچنان زنده است. چشم‌ها تنها برای دیدن نیستند، بلکه برای احساس کردن هستند؛ آنها نمی‌گویند، اما دنیایی از حرف‌های ناگفته را به زبان می‌آورند.
Forwarded from تیکه کتاب
آرامش، هنر رهاکردن چیزهایی است که
نمی توانی تغییر دهی.

- مارکوس اورلیوس