شعر 🌿
5 subscribers
و شعر آخرین شفای اندوه آدمی ... 🍃
Download Telegram
‏خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
وز سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم...

#حافظ
ناگهان
پنجره پر شد از شب....

#فروغ

آری، تو آن که دل طلبد، آنی ...


#اخوان_ثالث
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم

-حامد ‌عسگری.
*
و رفت تا لبِ هیچ

"سهراب سپهری"
و عشق بودآن حس مغشوشی که در تاریکی
ناگاه محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد

#فروغ


«بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آن‌ست که خاموش کنیم»

- هلالی
و چشمانت راز آتش است 
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت، اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن

#احمد_شاملو
1
🌸

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
تو با اغیار خوش بنشین که من بار سفر بستم.

#صائب
💔1


دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز.

-امیرخسرو دهلوی


شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست

مردم همه در خواب و من از فکر تو مست...

#سعدی
🍂

گرچه تو دوری از برم،
همره خويش می‌برم...

شب همه شب به بسترم،
ياد تو را به جای تو...

#حسین_منزوی