شعر 🌿
5 subscribers
و شعر آخرین شفای اندوه آدمی ... 🍃
برای دل خودم .....
❤️
Download Telegram
‏دل فریبانِ نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حُسنِ خداداد آمد!!

#حافظ در وصف نچرال بودن یارش اینجوری دلبری می‌کنه 🫠
صدبار وجود را فرو بیخته‌اند
تا همچو تو صورتی برانگیخته‌اند

سبحان‌اللّه ز فرقِ سر تا قدمت
در قالبِ آرزوی من ریخته‌اند

#اثیر_اخسیکتی
«ای آن که نرفتی دمی از یاد، کجایی؟»

- حزین لاهیجی.
از هر که وجود صبر بتوانم کرد
الا ز وجودت که وجودم همه اوست

#سعدی
1
نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی

#سعدی
1
به ترکِ آرزوها کوش اگر آسودگی خواهی...

#بیدل_دهلوی
1
شهريارا گو دل از ما مهربانان مشكنين
ور نه قاضي در قضا نامهرباني ميكند…

شهریار، با عجز و غم واگذار كرده به خدا:)
1
چنین شب‌های بی‌پایان و من بر بستر اندوه
از آن پهلو به این پهلو، از این پهلو به آن پهلو.

- امیرخسرو‌ دهلوی
1
تو عمر گمشده‌ی من به بوسه باز آور ...

#خاقانی
1
هر روز زیر لب زمزمه می‌کنم:

«لیکن چه کنم گر نکنم صبر و شکیب؟»
1
یک نیستان ناله در هر استخوان داریم ما

#حزین_لاهیجی
‏خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
وز سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم...

#حافظ
ناگهان
پنجره پر شد از شب....

#فروغ

آری، تو آن که دل طلبد، آنی ...


#اخوان_ثالث
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم

-حامد ‌عسگری.
*
و رفت تا لبِ هیچ

"سهراب سپهری"
و عشق بودآن حس مغشوشی که در تاریکی
ناگاه محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد

#فروغ


«بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آن‌ست که خاموش کنیم»

- هلالی
و چشمانت راز آتش است 
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت، اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن

#احمد_شاملو
1
🌸

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
تو با اغیار خوش بنشین که من بار سفر بستم.

#صائب
💔1