دیدگاه‌های احسان
2.49K subscribers
318 photos
1 video
12 links
کانال تحلیل و بررسی موقعیت‌های بازار فارکس و کریپتو:
https://t.me/ehsanviews_tradepulse
Download Telegram
روزهای اخیر روند صعودی مارکت به خاطر فعالیت مارکت میکر و دیلرها بود که برای مدیریت ریسک (به خصوص ریسک گاما)، مجبور بودند مدام سهام بخرند و بازار رو بالا نگه دارند تا پوزیشن‌های آپشن‌شون هج بمونه.اما امروز که آپشن‌های ماهانه منقضی می‌شه بالطبع این اجبار تموم می‌شه. دیگه نیازی ندارند که برای هج کردن دلتا، سهام بخرند. از روزهای آینده ممکنه داستان بازار کاملا تغییر کنه و فشار خرید که تا حالا بازار راپو بالا نگه داشته از بین بره!

@ehsanviews
👍722🙏1👀1
اگر درگیری ایران، آمریکا و اسرائیل ادامه‌دار شود، نفت تا کجا می‌تواند بالا برود؟ پاسخ کوتاه این است که بازار نفت با ریسک واقعی اختلال عرضه قیمت‌گذاری می‌شود. تنگه هرمز همچنان شاه‌راه اصلی بازار انرژی است و طبق داده‌های EIA، در ۲۰۲۴ به‌طور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز، معادل نزدیک به ۲۰٪ مصرف جهانی مایعات نفتی، از این مسیر عبور کرده است. یعنی هر تهدید جدی علیه هرمز، مستقیماً به قلب بازار نفت شلیک می‌کند.

از طرف دیگر، شدت حساسیت بازار فقط روانی نیست. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده که عرضه جهانی نفت در مارس ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز افت کرده و این وضعیت را بزرگ‌ترین اختلال تاریخ توصیف کرده است. در چنین فضایی، دیگر با یک نوسان عادی طرف نیستیم؛ بازار دارد احتمال کمبود واقعی نفت را قیمت‌گذاری می‌کند. همزمان EIA هم گفته قیمت لحظه‌ای برنت در ۲ آوریل تا نزدیک ۱۲۸ دلار بالا رفت و میانگین مارس حدود ۱۰۳ دلار بود؛ ضمن اینکه در سناریوی پایه خودش، اوج برنت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ را حدود ۱۱۵ دلار برآورد کرده است.

اگر از زاویه تکنیکال و با الهام از الگوی وایکوف به چارت بلندمدت نفت نگاه کنیم، تصویر روشن است: نفت در دو دهه اخیر بارها با شوک‌های ژئوپلیتیک به سمت بالا پرتاب شده، اما فقط زمانی توانسته وارد فاز صعودی پایدار شود که در سطوح بالاتر تثبیت داده باشد. به زبان ساده، ناحیه ۹۵ تا ۱۰۵ دلار برای بازار فقط یک مقاومت معمولی نیست؛ مرز روانی و ساختاری ورود به فاز صعودی بزرگ‌تر است. اگر نفت بالای این محدوده جا بیفتد، می‌شود گفت بازار از یک جهش خبری صرف عبور کرده و وارد فاز صعودی جدی‌تری شده است. اما اگر نتواند بالای این محدوده دوام بیاورد، احتمالاً با یک اسپایک جنگی و سپس بازگشت به نوسان‌های خشن طرف خواهیم بود.

بر همین مبنا، سناریوی اول این است که درگیری ادامه داشته باشد اما هنوز به اختلال فراگیر و طولانی در عرضه نرسیم. در این حالت، نفت می‌تواند به محدوده ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار برسد و حتی مدتی آنجا بماند. این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین سناریوی صعودی است: بازار پرمیوم جنگ را نگه می‌دارد، اما هنوز وارد فاز وحشت کامل از کمبود عرضه نشده است. گزارش رویترز هم در روزهای اخیر نشان داده که با تشدید تنش‌ها و گره خوردن دوباره وضعیت هرمز، نفت جهش‌های چنددرصدی را تجربه کرده و برنت حتی دوباره به نزدیکی ۱۰۰ دلار برگشته است.

سناریوی دوم، سناریوی تشدیدشده است: جنگ طولانی‌تر شود، حمله به زیرساخت‌ها بیشتر شود، عبور نفتکش‌ها محدودتر بماند و بازار به این جمع‌بندی برسد که مشکل عرضه موقتی نیست. در این صورت، محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۸ دلار کاملاً قابل تصور است. این همان ناحیه‌ای است که بازار قبلاً هم در همین بحران نشان داده توانایی لمسش را دارد. در واقع، اگر نفت بالای ۱۱۰ تثبیت بدهد، حرکت به سمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ دیگر سناریوی عجیب و دور از ذهن نیست، بلکه امتداد طبیعی همان فشار عرضه است که بازار الآن هم با آن درگیر است

اما سناریوی سوم، سناریوی بحران حاد است: اختلال شدیدتر و طولانی‌تر در تنگه هرمز، حملات گسترده‌تر به زیرساخت‌های انرژی، یا قفل شدن بخشی از صادرات منطقه. در این وضعیت، بازار می‌تواند به سمت ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار حرکت کند و حتی در جهش‌های هیجانی، محدوده‌های بالاتر را هم ببیند. با این حال باید یک نکته مهم را فراموش نکرد: رسیدن به ۱۴۰ یا ۱۵۰ دلار با ترس ممکن است، اما ماندن در آن سطوح فقط با اختلال پایدار واقعی امکان دارد. اگر بحران به‌تدریج کنترل شود یا مسیرهای صادراتی دوباره باز شوند، بازار همان‌طور که سریع بالا می‌رود، می‌تواند بخشی از آن رشد را هم پس بدهد.

پس در شرایط فعلی، سقف منطقی اول نفت محدوده ۱۱۰ دلار است. اگر بحران عمیق‌تر شود، ۱۲۰ تا ۱۲۸ دلار روی میز می‌آید. و اگر پای اختلال شدید و ماندگار در عرضه به‌میان بیاید، باید از ناحیه ۱۳۵ تا ۱۴۵ دلار حرف زد. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا نفت می‌تواند یک شوک صعودی دیگر بزند یا نه، مسئله اصلی این است که آیا بازار می‌تواند مجدد در سطوح بالای ۱۱۰ دلار تثبیت شود یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، فاز بعدی افزایش قیمت می‌تواند خیلی سریع‌تر و سنگین‌تر از چیزی باشد که بسیاری تصور می‌کنند.

@ehsanviews
👍922
وزیر دارایی فرانسه امروز (۲۱ آوریل ۲۰۲۶) در مصاحبه با رادیو RTL گفته که پیامدهای اقتصادی بحران ایران (افزایش قیمت انرژی، آشفتگی بازارهای جهانی، بالا رفتن نرخ بهره و هزینهٔ استقراض دولت) تا الان بین ۴ تا ۶ میلیارد یورو به اقتصاد فرانسه ضربه زده. بخش عمده‌اش هم حدود ۳.۶ میلیارد یورو فقط از افزایش هزینهٔ بدهی‌های دولتی می‌آید، چون سرمایه‌گذاران ترسیده‌اند و نرخ بهرهٔ اوراق قرضهٔ فرانسه بالا رفته. دولت فرانسه حالا داره بودجه رو فریز می‌کنه، هزینه‌ها رو قطع می‌کنه و احتمالاً کمک‌های محدودی به مردم برای قبض انرژی می‌ده.

یعنی یک کشور اروپایی که هزاران کیلومتر دورتر از ایرانه، فقط به خاطر تلاطم ناشی از درگیری در خاورمیانه، باید اینقدر پول از جیب مالیات‌دهنده‌های فرانسوی دربیاره.

پیشنهادم اینه برن کتاب صلح پایدار رو ترجمه کنند، چند سمینار در دانشگاه سوربن برگزار کنند، و امیدوار باشند که تا سال ۲۰۳۶ قیمت گاز برگرده به حالت عادی.تا اون موقع، فرانسوی‌ها می‌تونن قبض برقشون رو با قاب عکس ماریان (نماد جمهوری فرانسه) تزئین کنند و زیرش بنویسند: اینجا نتیجه نه گفتن به خشونت و از دموکراسی گفتن ماست ما مشول خودمون رو خودمون باید حل کنیم.

واقعیت اینه که وقتی در برابر اتفاقات و چالش‌های خاورمیانه سکوت میکردند باید به روزی فکر میکردند که قدرت، اقتصاد و امنیتشون به چالش کشیده میشه و حالا همه باید هزینه واقعی‌ رو پرداخت کنند.

@ehsanviews
👏20👍72👎1🌚1
در روزهای اخیر، خبر تعدیل نیروی گسترده در برخی صنایع، از جمله تعدیل هزاران نفر در مجموعه‌های صنعتی مثل کرمان موتور، تنها یک نشانه از بحرانی بزرگ‌تر است؛ بحرانی که به‌صورت هم‌زمان از چند جهت به اقتصاد ایران فشار وارد می‌کند. این اتفاق زمانی خطرناک می‌شود که با دو عامل دیگر ترکیب شود:
_ اختلال و قطعی اینترنت بین‌الملل:
در اقتصادی که بخش قابل توجهی از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط(از فریلنسینگ گرفته تا فروش آنلاین)به اینترنت وابسته‌اند، هر ساعت قطعی، معادل از دست رفتن درآمد این بیزنس‌های شکننده است.
برای بسیاری از این کسب‌وکارها، اینترنت نه ابزار، بلکه خط حیاتی است. قطع شدن این خط، یعنی توقف کامل جریان پول.

- اختلال در زنجیره تأمین و واردات:
محدودیت در مسیرهای تجاری، مخصوصا در بنادر جنوبی، عملا باعث توقف ورود کالا شده است که منجر به افزایش هزینه تولید، کمبود مواد اولیه، و در نهایت فشار بیشتر بر شرکت‌ها برای کاهش هزینه‌ها که اغلب با تعدیل نیرو جبران می‌شود.

وقتی این عوامل کنار هم قرار می‌گیرند، یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد:
-افت شدید درآمد کسب‌وکارها
-افزایش تعدیل نیرو
-کاهش قدرت خرید مردم
-افت تقاضا در بازار
-فشار بیشتر بر تولیدکننده
-و دوباره تعدیل بیشتر نیرو

این چرخه، اگر متوقف نشود، به‌سرعت به یک رکود عمیق همراه با بیکاری گسترده تبدیل می‌شود. در شرایط عادی، مردم حتی با فشار اقتصادی، تلاش می‌کنند وضعیت را تحمل کنند چون هنوز چیزی برای حفظ کردن دارند: شغل، درآمد، یا امید به بهبود. اما وقتی چشم‌انداز روشنی وجود ندارد رفتار جامعه تغییر می‌کند. افراد از حالت تحمل وارد فاز واکنش می‌شوندکه این واکنش می‌تواند در قالب‌های مختلف مثل اعتصابات و اعتراضات صنفی یا در ابعاد بزرگتر مجددا اعتراضات سراسری بروز پیدا کند و با چشم‌انداز فعلی این امکان در آینده نزدیک وجود دارد‌.

@ehsanviews
👍95👌2🤯1😨1
اگر ضرورتی نداره در شرایط فعلی فروشنده طلا و ارز نباشید صرفا در صورت داشتن نقدینگی خریدار باشید.

@ehsanviews
👍179
در ایران بارها یک الگوی تکرارشونده دیده‌ایم: شکل‌گیری یک حرکت جمعی اعتراضی، رسیدن به نقطه اثرگذاری، و سپس فروپاشی همان حرکت در مواجهه با یک محرک کوتاه‌مدت.

نمونه‌ش کمپین تحریم خودروهای داخلی در سال ۱۳۹۴ بود. فشار اجتماعی تا جایی پیش رفت که فروش شرکت‌هایی مثل ایران خودرو و سایپا به شکل محسوسی افت کرد و حتی نشانه‌هایی از بحران جدی در جریان نقدینگی آن‌ها دیده می‌شد. اما این روند با یک تصمیم ساده شکست: ارائه تسهیلات فروش جذاب. همان مردمی که در کمپین مشارکت داشتند، در برابر یک منفعت کوتاه‌مدت، تصمیم جمعی خود را کنار گذاشتند و موج خرید شکل گرفت.این اتفاق نشانه یک الگوی عمیق‌تر در رفتار اقتصادی جامعه است: غلبه منافع کوتاه‌مدت بر اهداف بلندمدت و شکنندگی هماهنگی جمعی در نبود ساختار پایدار و آسیب‌پذیری کمپین‌ها در برابر سیاست‌های جبرانی سریع.

حالا اگر این الگو را به وضعیت امروز تعمیم بدهیم مثلا در مسئله قطع طولانی مدت اینترنت و فیلترینگ و ارائه خدمات اپراتورها مثل همراه اول در زمینه اینترنت پرو یک نکته مهم روشن می‌شود: هر حرکت جمعی، حتی اگر در ابتدا قدرتمند باشد، تا زمانی که به یک ساختار پایدار تبدیل نشود د منافع جمعی به منفعت فردی اولست پیدا نکند با اولین مشوق یا فشار معکوس از هم می‌پاشد.

ارائه‌دهندگان خدمات، به جای اصلاح ساختاری و عمل به خواست جامعه یاد می‌گیرند با ابزارهای کوتاه‌مدت (تخفیف، تسهیلات، رفع محدودیت‌های موقتی با ایجاد تبعیض جهت شکستن اتحاد و ایجاد تفرقه) رفتار جامعه را مدیریت کنند بدون اینکه تغییری واقعی ایجاد شود.

@ehsanviews
👍293👌3🤔2
دیدگاه‌های احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه به‌خصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده و همزمان برای ارز در بازار شده
وقتی تعداد بیشتری از افراد و شرکت‌ها به‌صورت مستقل اقدام به تأمین ارز می‌کنند، فشار روی منابع ارزی بالا میره. در حالی که سمت عرضه، به‌دلیل همون محدودیت‌های لجستیکی و کاهش درآمدهای ارزی به اندازه کافی تقویت نشده.

@ehsanviews
👍14🤣1
دیدگاه‌های احسان
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه به‌خصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده…
یادتون باشه قبل شروع مجدد درگیری‌ها و حین مذاکرات یکسری به اصطلاح کارشناس، سیگنال خروج از طلا و ارز میدادند و میگفتن ما تبدیل میکنیم روی ریال میمونیم(غیرمستقیم سیگنال موفقیت مذاکرات میدادن) حالا بشینن سماق بمکند و با ضرر مجدد طلا و ارزی که فروختند رو خریداری کنند.

@ehsanviews
👍17🤣62😐1
جنگ ایران و آمریکا یک اتفاق مهم را عریان کرد: اوپک دیگر آن قدرت دهه ۷۰ میلادی نیست که با چند جلسه بتواند قیمت نفت را تعیین کند. امروز وقتی صادرات نفت از تنگه هرمز مختل می‌شود، بازار انرژی به اوپک نگاه نمی‌کند بلکه به واشنگتن، ناوگان آمریکا، صادرات نفت شیل، ذخایر استراتژیک، بیمه نفتکش‌ها و مسیرهای جایگزین نگاه می‌کند.

طبق داده‌های IEA، جریان نفت و فرآورده از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به کمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز در مارس سقوط کرده است، همزمان صادرات مسیرهای جایگزین مثل ساحل غربی عربستان و فجیره امارات بالا رفته است. این یعنی قیمت نفت دیگر فقط تابع تولید نیست، تابع کنترل مسیر عبور است.

اینجاست که جنگ، جایگاه آمریکا را عوض کرد. آمریکا از قبل بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان بود، اما در این بحران نقش جدیدی گرفت: تأمین‌کننده جایگزین برای اروپا و آسیا. رویترز گزارش داده صادرات نفت خام آمریکا به رکورد ۶.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا برای نخستین بار در مقیاس هفتگی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده؛ چون اروپا و آسیا بعد از اختلال هرمز به نفت آمریکا هجوم آوردند.

جنگ ایران و آمریکا باعث شد نفت از ابزار اوپک، به ابزار ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل شود.
نه به این معنی که آمریکا هر قیمتی بخواهد تعیین می‌کند بلکه به این معنی که آمریکا می‌تواند با مدیریت بحران، مسیر صادرات، تحریم، ناوگان دریایی، بیمه، ذخایر و صادرات شیل، فشار را بین بازیگران جهانی پخش کند.

چین بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان است و به نفت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و قیمت پایین انرژی نیاز دارد. وقتی هرمز ناامن می‌شود، چین سه ضربه می‌خورد:
اول، هزینه واردات انرژی بالا می‌رود.
دوم، امنیت مسیر تأمین انرژی‌اش زیر سؤال می‌رود.
سوم، مجبور می‌شود یا نفت گران‌تر بخرد یا به روسیه و مسیرهای پرریسک‌تر وابسته‌تر شود.

IEA گفته جنگ ایران چشم‌انداز تقاضای جهانی نفت را به‌هم زده و برای ۲۰۲۶ حتی کاهش تقاضای جهانی را پیش‌بینی کرده؛ مخصوصاً در آسیا-پاسیفیک و خاورمیانه، مصرف نَفتا، LPG و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است.

این برای چین خطرناک است، چون چین اقتصاد صادرات‌محور دارد. نفت گران یعنی هزینه تولید، حمل‌ونقل، پتروشیمی و زنجیره تأمین بالا می‌رود. آمریکا در چنین شرایطی می‌تواند با یک پیام غیرمستقیم فشار بیاورد: امنیت انرژی آسیا بدون نظم دریایی تحت رهبری آمریکا شکننده است.

اروپا بعد از جنگ اوکراین خودش را از انرژی روسیه جدا کرد، اما حالا با بحران ایران دوباره فهمید که هنوز از نظر انرژی آسیب‌پذیر است. AP گزارش داده جنگ ایران باعث افزایش شدید هزینه انرژی اروپا شده و مقام‌های اتحادیه اروپا هشدار داده‌اند که کمک‌های انرژی اگر هدفمند نباشد، میلیاردها یورو هدر می‌رود. در همان گزارش آمده بحران می‌تواند روزانه حدود ۵۰۰ میلیون یورو به اروپا فشار بیاورد.

یعنی آمریکا از دو مسیر به اروپا اهرم پیدا می‌کند:
۱. فروش نفت و فرآورده بیشتر به اروپا
۲. تقویت وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا در مسیرهای انرژی و دریایی
اروپا می‌خواهد مستقل باشد، ولی در بحران انرژی مجبور است دوباره به واشنگتن نگاه کند. این دقیقاً همان چیزی است که نفت را به ابزار فشار تبدیل می‌کند.

خروج امارات از اوپک همزمان با جنگ، ضربه دوم به نظم قدیمی نفت بود. امارات می‌گوید دیگر نمی‌خواهد زیر سقف‌های اوپک محدود بماند و دنبال منافع ملی خودش است. این یعنی حتی داخل خلیج فارس هم اجماع قدیمی تولیدکنندگان ترک برداشته است. خروج امارات از اوپک از ۱ می ۲۰۲۶ اجرایی می‌شود.

برای آمریکا این خبر خوشایند است. هرچه انسجام اوپک کمتر شود، توان آمریکا برای اثرگذاری روی بازار بیشتر می‌شود. چون وقتی تولیدکنندگان خلیج فارس باهم هماهنگ نیستند، واشنگتن راحت‌تر می‌تواند با هرکدام جداگانه بازی کند: یکی را به افزایش تولید تشویق کند، یکی را با امنیت دریایی وابسته نگه دارد، یکی را با تحریم کنترل کند.

آمریکا اهرم انرژی جهان را در دست گرفته، اما این اهرم مثل شمسیر دو لبه است: می‌تواند با آن به چین و اروپا را فشار بیاورد، اما اگر قیمت نفت بیش از حد بالا بماند، تورم و نارضایتی را به داخل آمریکا میکشاند و این یک چالش بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.

@ehsanviews
👍175👎1
در بازار کار یک تغییر مهم در حال رخ دادن است، دیگر سخت کار کردن مزیت رقابتی نیست، بلد بودنِ استفاده از ابزارهای جدید، مخصوصا در زمینه هوش مصنوعی، مزیت واقعی شده است.
شرکت‌های بزرگ دنیا مثل متا با مدیریت مارگ زاگرلدگ، وقتی هزاران نفر را تعدیل می‌کنند و همزمان میلیاردها دلار روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند، در واقع یک پیام واضح به بازار می‌دهند که دیگر تعداد نیروی انسانی مهم نیست بلکه میزان اثرگذاری نیروی انسانی مهم است. یعنی یک نفر بتواند با کمک هوش مصنوعی، کاری را انجام دهد که قبلاً چند نفر انجام می‌دادند. در گذشنه هر نفر یک شغل داشت حالا هر شخص مسلط به ابزارهای حوزه هوش مصنوعی چند برابر خروجی دارد و در آینده نزدیک افراد غیرمسلط در این حوزه از چرخه اشنغال حذف خواهد شد. خیلی‌ها تصور می‌کنند: هوش مصنوعی می‌آید و شغل‌ها را نابود می‌کند اما در واقع کسی که بلد نیست از هوش مصنوعی استفاده کند، شغلش را به کسی می‌بازد که بلد است.

هوش مصنوعی چه چیزهایی را حذف می‌کند؟
-کارهای تکراری
-تصمیم‌گیری‌های ساده
-تولید محتوای عمومی و بدون عمق
-اجرای صرف بدون نیاز به تحلیل عمیق

چه کسانی در این پروسه حذف نمی‌شوند؟
هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزار بشناسند، نه رقیب.
به‌جای ترسیدن، از آن برای تقویت کارشان استفاده کنند.
خروجی‌محور باشند، نه زمان‌محور. دیگر مهم نیست چند ساعت کار می‌کنی مهم این است چه نتیجه‌ای تولید می‌کنی.

یک مثال ساده اما واقعی
دو نفر تولیدکننده محتوا را در نظر بگیرید:
نفر اول: روزانه چند ساعت وقت می‌گذارد و یک محتوا تولید می‌کند.
نفر دوم: با کمک هوش مصنوعی، چندین محتوا تولید می‌کند، تحلیل اضافه می‌کند و کیفیت کارش را بالا می‌برد.
در بلندمدت کدام‌یک باقی می‌ماند؟

آینده متعلق به کسی است که سریع‌تر یاد می‌گیرد و قابلیت تطبیق پذیر بیشتر دارد، نه کسی که فقط بیشتر کار می‌کند.

@ehsanviews
👍203👎1
افزایش نقدینگی شرکت برکشایر هاتاوی به محدوده حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، توجه بسیاری از فعالان بازار را جلب کرده است. برداشت اولیه برخی این است که این اقدام می‌تواند نشانه‌ای از انتظار برای یک سقوط سنگین در بازارهای مالی باشد. باید توجه داشت که این نقدینگی به‌صورت غیرفعال نگهداری نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از آن در اوراق خزانه کوتاه‌مدت ایالات متحده قرار دارد؛ ابزاری کم‌ریسک که در شرایط فعلی، بازدهی قابل قبولی نیز ارائه می‌دهد. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه خروج از بازار تلقی شود، نوعی مدیریت بهینه نقدینگی است.

از سوی دیگر، شرایط فعلی بازار نیز نقش مهمی در این رویکرد دارد. در حال حاضر ارزش‌گذاری سهام در سطوح بالایی قرار دارد و تمرکز رشد بر تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ است یافتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری با حاشیه امن مناسب دشوارتر شده است. افزایش سطح نقدینگی می‌تواند یک تصمیم منطقی و محافظه‌کارانه تلقی شود.

وارن بافت همواره تلاش کرده در دوره‌هایی که بازار دچار تنش یا عدم تعادل می‌شود، با در اختیار داشتن نقدینگی بالا، از فرصت‌های استثنایی استفاده کند. به بیان دیگر، این نقدینگی در عین حال یک مزیت استراتژیک برای ورود در شرایط خاص محسوب می‌شود. البته نباید از تأثیر نرخ‌های بهره نیز غافل شد. در شرایط فعلی، نگهداری دارایی‌های نقد و شبه‌نقد، برخلاف گذشته، دارای بازدهی است و همین موضوع انگیزه برای حفظ نقدینگی را افزایش می‌دهد.

@ehssnviews
3👌3👍2🤔1
دیدگاه‌های احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
دلار عدد روانی ۲۰۰ رو رد کنه و بعد از تثبیت تبدیل به کف حمایتی بشه تارگت بعدی ۲۵۰ هزار تومان هست.

@ehsanviews
😢10🔥8🙈1
دیدگاه‌های احسان
در لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت از یک‌سو مالیات پلکانی حقوق را با ظاهری عدالت‌محور معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر همان حقوق را عملاً زیر تیغ تورم و مالیات می‌گذارد. در ظاهر تا ۴۰ میلیون تومان معافیت از مالیات وجود دارد و پلکان‌های ۱۰ تا ۳۰٪ مالیات برای حقوق‌های…
آپدیت تحلیل قیمت دلار: اگر در آذر ۱۴۰۴ می‌گفتیم بودجه ۱۴۰۵ می‌تواند دلار را تا پایان سال به محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برساند، امروز دیگر باید آن تحلیل را از پایه به‌روزرسانی کرد.
آن پیش‌بینی بر مبنای چند متغیر بود: کسری بودجه، حذف تدریجی حمایت‌های ارزی، افزایش مالیات، رشد پایین حقوق نسبت به تورم، فروش بیشتر اوراق، و فشار ساختاری بر منابع ارزی دولت.
اما حالا و در اردیبهشت ۱۴۰۵، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی شده، فازی که در آن بودجه انقباضی با جنگ، انسداد تجاری، شوک ارزی و تخریب انتظارات ترکیب شده است. دلار امروز در محدوده ۱۹۰ هزار تومان ایستاده یعنی بخشی از سناریویی که قرار بود شاید تا انتهای ۱۴۰۵ رخ دهد، در همان ابتدای سال فعال شده است.

در تحلیل قبلی، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ یک سناریوی نسبتاً بدبینانه اما منطقی بود. اما آن تحلیل هنوز سه شوک بزرگ امروز را در خود نداشت:

اول، جنگ مستقیم و پرهزینه ایران با آمریکا و اسرائیل که طبق برخی گزارش‌ها، خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن برای اقتصاد ایران حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده و در برخی برآوردها حتی تا ۳۰۰ میلیارد دلار هم بالا می‌رود. پس ما با یک شوک معمولی طرف نیستیم، با ضربه‌ای در مقیاس چند سال درآمد ارزی کشور مواجهیم.

دوم، اختلال جدی در صادرات نفت و مسیرهای دریایی است. گزارش‌های بین‌المللی هم نشان می‌دهند بسته‌شدن یا اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت خلیج فارس را به‌شدت محدود کرده و قیمت نفت را به ۱۲۰ دلار رسانده است. این یعنی حتی اگر نفت گران شود، ایران لزوماً از آن منتفع نمی‌شود؛ چون مسئله اصلی، توان فروش، حمل، بیمه، تسویه و وصول پول است.

سوم، از دست رفتن نقش امارات و حواله درهم است. قبل از جنگ، بازار ارز ایران تا حد زیادی با کانال درهم امارات تنظیم می‌شد. درهم، ستون تسویه واردات، تجارت غیررسمی، حواله‌جات، قیمت‌گذاری کالا و حتی انتظارات بازار بود. وقتی این کانال تضعیف یا از دسترس خارج می‌شود، بازار ارز عملا به مسیرهای کوچک‌تر و شکننده‌تر مثل سلیمانیه و هرات وابسته می‌شود، مسیرهایی که ظرفیت کنترل بازار بزرگ ایران را ندارند.

بودجه ۱۴۰۵ پیش از جنگ هم بودجه‌ای ضدرفاه و فشارزا بود.افزایش حقوق ۲۰ درصدی در برابر تورم بالای ۵۰٪، یعنی کاهش واقعی قدرت خرید.

از سمت دیگر، افزایش مالیات بر ارزش افزوده از ۱۰ به ۱۲ درصد، حذف ارز ترجیحی برای کالاهای حساس، رشد درآمدهای مالیاتی، افزایش اوراق بدهی و افزایش نرخ‌های گمرکی، همه به این معناست که دولت می‌خواهد کسری خود را از جیب مصرف‌کننده، واردکننده، تولیدکننده و حقوق‌بگیر جبران کند. اما در شرایط جنگی، این سیاست‌ها اثر شدیدتری دارند.

چون وقتی بنادر جنوبی دچار اختلال‌اند، کالا ترخیص نمی‌شود، نفت فروخته نمی‌شود، مسیر دِرهم از کار می‌افتد و واردات تقریبا متوقف می‌شود، افزایش مالیات و حذف ارز ترجیحی تبدیل می‌شود به شتاب‌دهنده تورم و نرخ ارز.

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های بودجه، بستن نرخ ارز در حوالی ۱۰۷ هزار تومان است، درحالی‌که بازار آزاد امروز حوالی ۱۹۰ هزار تومان را دیده. این شکاف یعنی دولت در بودجه یک نرخ می‌نویسد، اما اقتصاد با نرخ دیگری ارزش‌گذاری می‌شود.

این فاصله معمولا از سه مسیر تخلیه می‌شود:
افزایش قیمت کالاهای وارداتی،
افزایش انتظارات تورمی،
و فشار بیشتر روی نرخ بازار آزاد.
به زبان ساده، وقتی نرخ بودجه ۱۰۷ هزار تومان است و نرخ بازار ۱۹۰ هزار تومان، یعنی دولت هنوز دارد صورت‌مسئله را کوچک‌تر از واقعیت نشان می‌دهد.

با شرایط قبل از جنگ، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ سناریوی محتمل بود.
اما با شرایط فعلی، این محدوده می‌تواند به سناریوی میانی سال تبدیل شود، مخصوصا اگر انسداد تجاری و محدودیت فروش نفت ادامه پیدا کند.
با داده‌های فعلی، سناریوی واقع‌بینانه‌تر این است که دلار تا پایان ۱۴۰۵ در محدوده ۳۳۰ تا ۴۵۰ هزار تومان قرار بگیرد، و در صورت تشدید درگیری‌ها و انسداد تجاری، محدوده ۴۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان نیز قابل تصور است.

@ehsanviews
🤯35👍1611🙏73👎2💔2
درگیری اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل برای بازارهای مالی، تبدیل شد به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های جابه‌جایی پول در سال‌های اخیر.

در کمتر از دو ماه، نفت از محدوده زیر ۷۰ دلار تا بالای ۱۲۰ دلار رفت و دوباره با خبرهای آتش‌بس و مذاکره ریزش‌های ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه کرد. بازاری که هر توییت یا خبر و کنفرانس خبری، می‌توانست میلیاردها دلار را جابه‌جا کند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فقط چند دقیقه قبل از بعضی اعلامیه‌های مهم مربوط به جنگ و آتش‌بس، معاملات عظیمی روی بازار نفت انجام شده، معامله‌هایی در ابعاد ۵۰۰ میلیون، ۷۶۰ میلیون و حتی ۹۲۰ میلیون دلار.

یکی از عجیب‌ترین موارد، فروش استقراضی سنگین روی نفت بود که حدود یک ساعت قبل از انتشار خبر نزدیک شدن ایران و آمریکا به توافق انجام شد.

بعد از انتشار خبر، نفت بیش از ۱۲٪ سقوط کرد و تخمین زده می‌شود فقط همان معامله حدود ۱۲۵ میلیون دلار سود ساخته باشد.

حالا هم وزارت دادگستری آمریکا و نهادهای ناظر بازار در حال بررسی بخشی از این معاملات هستند.

جنگ اخیر، برای خیلی از بازیگران بزرگ اقتصادی تبدیل شد به یک فرصت تاریخی کسب درآمد. شرکت‌های بزرگ انرژی مثل شل و برخی غول‌های نفتی، از نوسانات شدید بازار سودهای چند میلیارد دلاری ساختند. خود شل اعلام کرد بخش مهمی از سود سه‌ماهه‌اش از نوسانات ناشی از جنگ بوده است.

صندوق‌های پوشش ریسک، معامله‌گران نفت، بازارسازهای وال‌استریت، شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، بیمه‌های انرژی، شرکت‌های تسلیحاتی و حتی بخشی از بازار رمزارزها، همگی از این تنش منتفع شدند.

وقتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز مطرح می‌شد، نفت و گاز جهش می‌کردند.
وقتی خبر مذاکره یا آتش‌بس می‌آمد، بازار ناگهان فرو می‌ریخت و در این بین، کسانی که چند دقیقه زودتر از بقیه خبر داشتند، پول‌های نجومی جابه‌جا می‌کردند.

طبق برآوردها، حدود ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین باعث شد رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، بحران اخیر را بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی جهان توصیف کند.

در دنیای امروز بخش مهمی از جنگ روی مانیتورهای معاملاتی، قراردادهای آتی نفت، بازار مشتقات و اتاق‌های معاملات رخ می‌دهد و برای ساختار مالی جهان، همین بحران‌ها تبدیل شده‌اند به فرصت‌های چندصد میلیون دلاری. اخبار را از رد همین معاملات باید دنبال کرد.

@ehsanviews
👍126👏1😐1
بازار آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به چند شرکت محدود گره خورده، وضعیتی که در تاریخ بازارهای مالی معمولاً فقط در دوره‌های حبابی دیده شده است.

طبق داده‌های جدید بخش تحقیقات "Bank of America Global Research" سهم ۱۰ شرکت بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی و فناوری حالا به حدود ۴۰٪ کل وزن شاخص S&P500 رسیده؛ عددی که از نظر تمرکز سرمایه، تقریباً هم‌سطح حباب دات‌کام سال ۲۰۰۰ و حباب معروف Nifty Fifty در دهه ۷۰ میلادی است.

جالب‌تر اینکه در اوج حباب اینترنت، تمرکز سهام تکنولوژی و مخابرات روی S&P500 حدود ۴۱٪ بود. امروز بازار دوباره تقریبا به همان نقطه برگشته، فقط این‌بار با عاملی به اسم هوش مصنوعی!

سال ۲۰۰۰ بسیاری از شرکت‌های اینترنتی عملا سودده نبودند امروز اما شرکت‌هایی مثل انویدیا، مایکروسافت و متا جریان نقدی عظیم و سودهای چندده میلیارد دلاری دارند. فقط انویدیا طی کمتر از دو سال، از یک شرکت چیپ‌ساز به یکی از ارزشمندترین شرکت‌های جهان تبدیل شد رشدی که حتی در تاریخ وال‌استریت هم کم‌سابقه است.

وقتی چند سهم محدود موتور اصلی رشد شاخص می‌شوند، بازار از بیرون آرام به نظر می‌رسد اما درونش شکننده‌تر می‌شود. یعنی اگر فقط یکی دو حلقه از زنجیره AI دچار مشکل شوند ( از محدودیت صادرات چیپ گرفته تا افت تقاضای دیتاسنترها یا کاهش سرعت رشد سود شرکت‌ها ) اثرش می‌تواند کل شاخص را تحت فشار بگذارد.

تاریخ بازارهای مالی نشان می‌دهد تقریبا تمام حباب‌های بزرگ دنیا با یک فناوری واقعی شروع شدند:
راه‌آهن، برق، اینترنت، مسکن و حالا هوش مصنوعی.

هوش مصنوعی اقتصاد جهان را متحول می‌کند اما این به این معنا نیست که هر قیمتی برای سهام مرتبط با آن منطقی است. اینجاست که تفاوت انقلاب تکنولوژیک با حباب قیمتی مشخص می‌شود.

@ehsanviews
👍95
فعلا چیزی که در منطقه می‌بینیم وقفه برای بازآرایی بوده تا آتش‌بس واقعی. هم‌زمان با اعلام آتش‌بس، حملات محدود، تهدیدها و جابه‌جایی تجهیزات ادامه دارد، یعنی طرف‌های درگیر هزینه و فایده مرحله بعدی را محاسبه می‌کنند.

تماس ترامپ و نتانیاهو می‌تواند مشخص کند نحوه ورود به فاز جدید فشار ترکیبی(ترکیب فشار نظامی اقتصادی، اطلاعاتی و زیرساختی) چگونه خواهد بود.

در جنگ‌های مدرن، بانک اهداف و میزان انعطاف در انتخاب هدف است که موازنه را تغییر می‌دهد.

طرفی که بتواند فشار را از میدان نظامی به اقتصاد، انرژی، حمل‌ونقل، برق، مواد اولیه و روان بازار منتقل کند، بدون استفاده گسترده از مهمات هم می‌تواند فرسایش ایجاد کند.

هر سه بازیگر اصلی بررسی می‌کنند تا ببینند دور بعدی بازی را کجا و با چه هزینه‌ای باید آغاز کنند. در نهایت اسرائیل و امریکا می‌خواهند کار ناتمام را به سرانجام برسانند و طرف مقابل سعی بر بقا با ایجاد هزینه مضاعف برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی دارد.

@ehssnviews
13👍6👎1
دیدگاه‌های احسان
چطور به اینترنت بین الملل دسترسی دارید؟
اگر همه کسانیکه نظرسنجی رو ویو میزنند شرکت کنند جامعه آماری بزرگتر شه ممنون میشم.

@ehsanviews
4