تبعات اقتصادی و اجتماعی قطع اینترنت بهمراتب گستردهتر و عمیقتر از آن چیزی است که در تصمیمگیریها دیده میشود. میلیونها نفر در ایران معیشت خود را به اینترنت گره زدهاند؛ از فریلنسرها و برنامهنویسها گرفته تا فروشگاههای آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، استارتاپها و حتی کسبوکارهای سنتی که به بسترهای دیجیتال مهاجرت کردهاند. وقتی اینترنت برای مدت طولانیرقطع میشود، این افراد عملا از چرخه درآمدی حذف میشوند؛ بدون بیمه بیکاری، بدون حمایت مؤثر، و بدون چشمانداز مشخص برای بازگشت شرایط به حالت عادی.
از سوی دیگر، این تصمیم نوعی اختلال در اعتماد اقتصادی است. وقتی فعال اقتصادی بداند که هر لحظه ممکن است زیرساخت اصلی کارش (اینترنت) شود، دیگر نمیتواند برنامهریزی بلندمدت داشته باشد، سرمایهگذاری کند یا حتی مشتری جذب کند.
در سطح خانوار نیز، فشار این تصمیم بسیار ملموس است. خانوادههایی که درآمدشان به صفر رسیده، با تورم، اجاره، هزینههای روزمره و نااطمینانی شدید مواجهاند. قطع اینترنت نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه آن را تشدید میکند؛ چون یکی از معدود راههای انعطافپذیر برای درآمدزایی را هم از بین میبرد.
در دنیای امروز که اینترنت، ستون فقرات اقتصاد، آموزش، ارتباطات و حتی تابآوری اجتماعی است. محدودسازی گسترده اینترنت، به کنترل کامل فضا منجر نمیشود، بلکه هزینههای جانبی زیادی ایجاد میکند؛ از رشد بازارهای غیررسمی و ابزارهای دور زدن فیلتر گرفته و تحمیل هزینه های سنگین به مردم تا افزایش نارضایتی عمومی.
@ehssnviews
از سوی دیگر، این تصمیم نوعی اختلال در اعتماد اقتصادی است. وقتی فعال اقتصادی بداند که هر لحظه ممکن است زیرساخت اصلی کارش (اینترنت) شود، دیگر نمیتواند برنامهریزی بلندمدت داشته باشد، سرمایهگذاری کند یا حتی مشتری جذب کند.
در سطح خانوار نیز، فشار این تصمیم بسیار ملموس است. خانوادههایی که درآمدشان به صفر رسیده، با تورم، اجاره، هزینههای روزمره و نااطمینانی شدید مواجهاند. قطع اینترنت نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه آن را تشدید میکند؛ چون یکی از معدود راههای انعطافپذیر برای درآمدزایی را هم از بین میبرد.
در دنیای امروز که اینترنت، ستون فقرات اقتصاد، آموزش، ارتباطات و حتی تابآوری اجتماعی است. محدودسازی گسترده اینترنت، به کنترل کامل فضا منجر نمیشود، بلکه هزینههای جانبی زیادی ایجاد میکند؛ از رشد بازارهای غیررسمی و ابزارهای دور زدن فیلتر گرفته و تحمیل هزینه های سنگین به مردم تا افزایش نارضایتی عمومی.
@ehssnviews
👍7❤3👎2👏2😭1
آمار تلفات درگیری ها در منطقه به روایت الجزیره
براساس اطلاعات از ۲۸ فوریه تا ۷ آوریل ۲۰۲۶، آمار تلفات و مجروحان به این صورت گزارش شده است:
ایران: ۲٬۰۷۶ کشته، ۲۶٬۵۰۰ زخمی
لبنان: ۱٬۴۹۷ کشته، ۴٬۶۳۹ زخمی
اسرائیل: ۲۶ کشته، ۷٬۱۸۳ زخمی
عراق: ۱۰۹ کشته، دهها زخمی
کویت: ۷ کشته، دهها زخمی
بحرین: ۳ کشته، دهها زخمی
عربستان سعودی: ۲ کشته، ۲۲ زخمی
امارات: ۱۲ کشته، ۲۲۱ زخمی
عمان: ۳ کشته، ۱۵ زخمی
اردن: ۲۹ زخمی
قطر: ۱۶ زخمی
فلسطین: ۴ کشته
سوریه: ۴ کشته
نیروهاینظامی آمریکا: ۱۳ کشته، ۲۰۰ زخمی
توجه داشته باشید این آمار برای ۴۰ روز جنگ همه جانبه هست، اونوقت چطوری تو ۲ روز ...
@ehsanviews
براساس اطلاعات از ۲۸ فوریه تا ۷ آوریل ۲۰۲۶، آمار تلفات و مجروحان به این صورت گزارش شده است:
ایران: ۲٬۰۷۶ کشته، ۲۶٬۵۰۰ زخمی
لبنان: ۱٬۴۹۷ کشته، ۴٬۶۳۹ زخمی
اسرائیل: ۲۶ کشته، ۷٬۱۸۳ زخمی
عراق: ۱۰۹ کشته، دهها زخمی
کویت: ۷ کشته، دهها زخمی
بحرین: ۳ کشته، دهها زخمی
عربستان سعودی: ۲ کشته، ۲۲ زخمی
امارات: ۱۲ کشته، ۲۲۱ زخمی
عمان: ۳ کشته، ۱۵ زخمی
اردن: ۲۹ زخمی
قطر: ۱۶ زخمی
فلسطین: ۴ کشته
سوریه: ۴ کشته
نیروهاینظامی آمریکا: ۱۳ کشته، ۲۰۰ زخمی
توجه داشته باشید این آمار برای ۴۰ روز جنگ همه جانبه هست، اونوقت چطوری تو ۲ روز ...
@ehsanviews
💔17👍8❤1😁1🤬1
این افراد تحلیلگر نیستند بلکه گزارشگر هستند هر خبری میاد بیرون همون رو نقل قول میکنند با چند جمله پس و پیش. مسیر همونی هست که از قبل اکتیو شدن اسنپ بک گفتم و بازه زمانی هم تعیین کردم،چرخ زمان به عقب برنمیگرده.
@ehsanviews
@ehsanviews
✍7👍6❤4🫡2👏1🤔1👌1
هاول در مقاله معروفش قدرت بیقدرتان به یک واقعیت ساده اما عمیق اشاره دارد: در بسیاری از سیستمهای توتالیتار، از مردم انتظار ندارند که واقعا به اهداف سیستم باور داشته باشند، فقط کافیست همراهی کنند. او مثال فروشندهای را میزند که تابلوی کارگران جهان متحد شوید را در ویترینش میگذارد، در حالی که خودش هم به آن اعتقادی ندارد. این کار نه از روی اعتقاد بلکه برای این است که دردسری پیش نیاید و زندگیاش آرام بماند. این رفتار ظاهرا کوچک، بیاهمیت نیست. همین انتخابهای روزمره دروغ را به یک نظم جمعی تبدیل میکند. سیستمها با اعمال زور سرنیزه دوام نمیآورند، بیشتر با عادت دادن آدمها به سازش زنده میمانند. افراد کمکم یاد میگیرند حقیقت را نگویند، سوال نپرسند و فقط نقش خودشان را بازی کنند، و این روند آنقدر آرام اتفاق میافتد که حتی متوجهش نمیشوند.
در دل همین وضعیت، هاول به یک ایده کلیدی اشاره میکند قدرت واقعی از جایی شروع میشود که یک نفر تصمیم میگیرد در حقیقت زندگی کند. نه با حرکتهای بزرگ یا قهرمانگونه، بلکه گاهی حتی با یک انتخاب ساده، اینکه چیزی را که باور ندارد تکرار نکند، یا نقشی را که به او تحمیل شده بازی نکند.
مسئله همیشه این نیست که چه چیزی خطرناکتر است، مسئله این است که چه چیزی آرامتر ما را تغییر میدهد. انسان اغلب بین دو مسیر قرار میگیرد آرامش کوتاهمدت یا حفظ چیزی عمیقتر در درون خودش. بسیاری از تغییرات بزرگ، نه از لحظات پرهیاهو، بلکه از همین انتخابهای کوچک و روزمره آغاز میشوند.
شاید مهمترین سوال این نباشد که سیستم چه میکند بلکه این باشد که ما هر روز در سکوت چه چیزی را انتخاب میکنیم؟
@ehsanviews
در دل همین وضعیت، هاول به یک ایده کلیدی اشاره میکند قدرت واقعی از جایی شروع میشود که یک نفر تصمیم میگیرد در حقیقت زندگی کند. نه با حرکتهای بزرگ یا قهرمانگونه، بلکه گاهی حتی با یک انتخاب ساده، اینکه چیزی را که باور ندارد تکرار نکند، یا نقشی را که به او تحمیل شده بازی نکند.
مسئله همیشه این نیست که چه چیزی خطرناکتر است، مسئله این است که چه چیزی آرامتر ما را تغییر میدهد. انسان اغلب بین دو مسیر قرار میگیرد آرامش کوتاهمدت یا حفظ چیزی عمیقتر در درون خودش. بسیاری از تغییرات بزرگ، نه از لحظات پرهیاهو، بلکه از همین انتخابهای کوچک و روزمره آغاز میشوند.
شاید مهمترین سوال این نباشد که سیستم چه میکند بلکه این باشد که ما هر روز در سکوت چه چیزی را انتخاب میکنیم؟
@ehsanviews
👍22❤2👏2🤝2
اگر بخواهیم فقط با تکیه بر الگوی سیکل قبلی برای بیتکوین فکر کنیم، وسوسهانگیز است که بگوییم چون قیمت در سیکل قبل از ۶۹ هزار دلار تا ۱۵هزار دلار سقوط کرد، پس این بار هم اگر سقف ۱۲۶ هزار دلار را دیده باشد، باید تا حوالی ۲۸ هزار دلار پایین بیاید. از نظر ریاضی این محاسبه درست است، چون افت سیکل قبلی حدود ۷۷.۸ درصد بوده و تکرار همان درصد، کف تئوریک نزدیک ۲۸ هزار دلار را میدهد. اما بازار بیتکوین دیگر بازار چند سال قبل نیست و تکرار خام همان نسبت، سناریوی محتمل را نشان نمیدهد.
بیتکوین هرچه بزرگتر و بالغتر شده، عمق اصلاحهای سیکلیاش هم کمتر شده است. ورود ETFها، افزایش حضور سرمایهگذاران نهادی، رشد مارکتکپ و عمیقتر شدن نقدشوندگی، باعث شده ساختار بازار با سیکلهای ابتدایی تفاوت داشته باشد. به همین دلیل، عدد ۲۸ هزار دلار را بهتر است نه بهعنوان کف محتمل اصلی بلکه بهعنوان یک سناریوی بسیار بدبینانه در نظر داشت.
اگر بهجای تکرار کامل سیکل قبل، سناریوی منطقیتر را بررسی کنیم و فرض بگیریم که اصلاح سیکلی بین ۵۵ تا ۶۵ درصد باشد، کف به محدودهای بین حدود ۴۴هزار تا ۵۷هزار دلار منتقل میشود. این بازه از نظر رفتاری و ساختاری، با بلوغ امروز بازار سازگارتر است. در واقع هرچه افت را از حالت افراطی قبلی کمتر فرض کنیم، کفها به نواحی واقعیتر نزدیک میشوند.
از لحاظ ساختار قیمتی منطقیتر این است که نواحی ۵۲ تا ۶۸ هزار دلار را بهعنوان بازههای مهم تصمیمگیری در نظر بگیریم. محدوده ۶۴ تا ۶۸ هزار دلار میتواند ناحیه یک کف سبکتر و اصلاح سالم باشد که بازار فقط بخشی از رشد اخیر را پس میدهد و بعد برای موج بعدی آماده میشود. اگر فشار فروش عمیقتر شود، ناحیه ۵۲تا ۵۸ هزار دلار اهمیت پیدا میکند و میتواند نقش کف سیکلی میانمدت را بازی کند. زیر این ناحیه، یعنی حوالی ۴۴ تا ۵۰ هزار دلار، وارد سناریوی اصلاح سنگین میشویم.
فقط اگر بازار وارد فاز ترس شدید و شکست ساختاری عمیق شود، سناریوی ۲۸هزار دلار ارزش بررسی جدی پیدا میکند.
@ehsanviews
بیتکوین هرچه بزرگتر و بالغتر شده، عمق اصلاحهای سیکلیاش هم کمتر شده است. ورود ETFها، افزایش حضور سرمایهگذاران نهادی، رشد مارکتکپ و عمیقتر شدن نقدشوندگی، باعث شده ساختار بازار با سیکلهای ابتدایی تفاوت داشته باشد. به همین دلیل، عدد ۲۸ هزار دلار را بهتر است نه بهعنوان کف محتمل اصلی بلکه بهعنوان یک سناریوی بسیار بدبینانه در نظر داشت.
اگر بهجای تکرار کامل سیکل قبل، سناریوی منطقیتر را بررسی کنیم و فرض بگیریم که اصلاح سیکلی بین ۵۵ تا ۶۵ درصد باشد، کف به محدودهای بین حدود ۴۴هزار تا ۵۷هزار دلار منتقل میشود. این بازه از نظر رفتاری و ساختاری، با بلوغ امروز بازار سازگارتر است. در واقع هرچه افت را از حالت افراطی قبلی کمتر فرض کنیم، کفها به نواحی واقعیتر نزدیک میشوند.
از لحاظ ساختار قیمتی منطقیتر این است که نواحی ۵۲ تا ۶۸ هزار دلار را بهعنوان بازههای مهم تصمیمگیری در نظر بگیریم. محدوده ۶۴ تا ۶۸ هزار دلار میتواند ناحیه یک کف سبکتر و اصلاح سالم باشد که بازار فقط بخشی از رشد اخیر را پس میدهد و بعد برای موج بعدی آماده میشود. اگر فشار فروش عمیقتر شود، ناحیه ۵۲تا ۵۸ هزار دلار اهمیت پیدا میکند و میتواند نقش کف سیکلی میانمدت را بازی کند. زیر این ناحیه، یعنی حوالی ۴۴ تا ۵۰ هزار دلار، وارد سناریوی اصلاح سنگین میشویم.
فقط اگر بازار وارد فاز ترس شدید و شکست ساختاری عمیق شود، سناریوی ۲۸هزار دلار ارزش بررسی جدی پیدا میکند.
@ehsanviews
❤8👍7🙏3
در صداوسیما کارشناس میآورند، با اعتماد به نفس مثالزدنی میگوید اکثریت قاطع مردم ایران خواهان ادامه جنگ هستند. مجری هم برای اینکه خیال همه راحت شود، عدد را دقیقتر عنوان میکند: ۸۷ درصد!
واقعا باید اعتراف کرد، هیچوقت فکر نمیکردم روزی صداوسیما آماری اعلام کند که انقدر قابلباور به نظر برسد!
@ehsanviews
واقعا باید اعتراف کرد، هیچوقت فکر نمیکردم روزی صداوسیما آماری اعلام کند که انقدر قابلباور به نظر برسد!
@ehsanviews
👍17😁11🔥4
روزهای اخیر روند صعودی مارکت به خاطر فعالیت مارکت میکر و دیلرها بود که برای مدیریت ریسک (به خصوص ریسک گاما)، مجبور بودند مدام سهام بخرند و بازار رو بالا نگه دارند تا پوزیشنهای آپشنشون هج بمونه.اما امروز که آپشنهای ماهانه منقضی میشه بالطبع این اجبار تموم میشه. دیگه نیازی ندارند که برای هج کردن دلتا، سهام بخرند. از روزهای آینده ممکنه داستان بازار کاملا تغییر کنه و فشار خرید که تا حالا بازار راپو بالا نگه داشته از بین بره!
@ehsanviews
@ehsanviews
👍7✍2❤2🙏1👀1
اگر درگیری ایران، آمریکا و اسرائیل ادامهدار شود، نفت تا کجا میتواند بالا برود؟ پاسخ کوتاه این است که بازار نفت با ریسک واقعی اختلال عرضه قیمتگذاری میشود. تنگه هرمز همچنان شاهراه اصلی بازار انرژی است و طبق دادههای EIA، در ۲۰۲۴ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز، معادل نزدیک به ۲۰٪ مصرف جهانی مایعات نفتی، از این مسیر عبور کرده است. یعنی هر تهدید جدی علیه هرمز، مستقیماً به قلب بازار نفت شلیک میکند.
از طرف دیگر، شدت حساسیت بازار فقط روانی نیست. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده که عرضه جهانی نفت در مارس ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز افت کرده و این وضعیت را بزرگترین اختلال تاریخ توصیف کرده است. در چنین فضایی، دیگر با یک نوسان عادی طرف نیستیم؛ بازار دارد احتمال کمبود واقعی نفت را قیمتگذاری میکند. همزمان EIA هم گفته قیمت لحظهای برنت در ۲ آوریل تا نزدیک ۱۲۸ دلار بالا رفت و میانگین مارس حدود ۱۰۳ دلار بود؛ ضمن اینکه در سناریوی پایه خودش، اوج برنت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ را حدود ۱۱۵ دلار برآورد کرده است.
اگر از زاویه تکنیکال و با الهام از الگوی وایکوف به چارت بلندمدت نفت نگاه کنیم، تصویر روشن است: نفت در دو دهه اخیر بارها با شوکهای ژئوپلیتیک به سمت بالا پرتاب شده، اما فقط زمانی توانسته وارد فاز صعودی پایدار شود که در سطوح بالاتر تثبیت داده باشد. به زبان ساده، ناحیه ۹۵ تا ۱۰۵ دلار برای بازار فقط یک مقاومت معمولی نیست؛ مرز روانی و ساختاری ورود به فاز صعودی بزرگتر است. اگر نفت بالای این محدوده جا بیفتد، میشود گفت بازار از یک جهش خبری صرف عبور کرده و وارد فاز صعودی جدیتری شده است. اما اگر نتواند بالای این محدوده دوام بیاورد، احتمالاً با یک اسپایک جنگی و سپس بازگشت به نوسانهای خشن طرف خواهیم بود.
بر همین مبنا، سناریوی اول این است که درگیری ادامه داشته باشد اما هنوز به اختلال فراگیر و طولانی در عرضه نرسیم. در این حالت، نفت میتواند به محدوده ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار برسد و حتی مدتی آنجا بماند. این سناریو در حال حاضر محتملترین سناریوی صعودی است: بازار پرمیوم جنگ را نگه میدارد، اما هنوز وارد فاز وحشت کامل از کمبود عرضه نشده است. گزارش رویترز هم در روزهای اخیر نشان داده که با تشدید تنشها و گره خوردن دوباره وضعیت هرمز، نفت جهشهای چنددرصدی را تجربه کرده و برنت حتی دوباره به نزدیکی ۱۰۰ دلار برگشته است.
سناریوی دوم، سناریوی تشدیدشده است: جنگ طولانیتر شود، حمله به زیرساختها بیشتر شود، عبور نفتکشها محدودتر بماند و بازار به این جمعبندی برسد که مشکل عرضه موقتی نیست. در این صورت، محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۸ دلار کاملاً قابل تصور است. این همان ناحیهای است که بازار قبلاً هم در همین بحران نشان داده توانایی لمسش را دارد. در واقع، اگر نفت بالای ۱۱۰ تثبیت بدهد، حرکت به سمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ دیگر سناریوی عجیب و دور از ذهن نیست، بلکه امتداد طبیعی همان فشار عرضه است که بازار الآن هم با آن درگیر است
اما سناریوی سوم، سناریوی بحران حاد است: اختلال شدیدتر و طولانیتر در تنگه هرمز، حملات گستردهتر به زیرساختهای انرژی، یا قفل شدن بخشی از صادرات منطقه. در این وضعیت، بازار میتواند به سمت ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار حرکت کند و حتی در جهشهای هیجانی، محدودههای بالاتر را هم ببیند. با این حال باید یک نکته مهم را فراموش نکرد: رسیدن به ۱۴۰ یا ۱۵۰ دلار با ترس ممکن است، اما ماندن در آن سطوح فقط با اختلال پایدار واقعی امکان دارد. اگر بحران بهتدریج کنترل شود یا مسیرهای صادراتی دوباره باز شوند، بازار همانطور که سریع بالا میرود، میتواند بخشی از آن رشد را هم پس بدهد.
پس در شرایط فعلی، سقف منطقی اول نفت محدوده ۱۱۰ دلار است. اگر بحران عمیقتر شود، ۱۲۰ تا ۱۲۸ دلار روی میز میآید. و اگر پای اختلال شدید و ماندگار در عرضه بهمیان بیاید، باید از ناحیه ۱۳۵ تا ۱۴۵ دلار حرف زد. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا نفت میتواند یک شوک صعودی دیگر بزند یا نه، مسئله اصلی این است که آیا بازار میتواند مجدد در سطوح بالای ۱۱۰ دلار تثبیت شود یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، فاز بعدی افزایش قیمت میتواند خیلی سریعتر و سنگینتر از چیزی باشد که بسیاری تصور میکنند.
@ehsanviews
از طرف دیگر، شدت حساسیت بازار فقط روانی نیست. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده که عرضه جهانی نفت در مارس ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز افت کرده و این وضعیت را بزرگترین اختلال تاریخ توصیف کرده است. در چنین فضایی، دیگر با یک نوسان عادی طرف نیستیم؛ بازار دارد احتمال کمبود واقعی نفت را قیمتگذاری میکند. همزمان EIA هم گفته قیمت لحظهای برنت در ۲ آوریل تا نزدیک ۱۲۸ دلار بالا رفت و میانگین مارس حدود ۱۰۳ دلار بود؛ ضمن اینکه در سناریوی پایه خودش، اوج برنت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ را حدود ۱۱۵ دلار برآورد کرده است.
اگر از زاویه تکنیکال و با الهام از الگوی وایکوف به چارت بلندمدت نفت نگاه کنیم، تصویر روشن است: نفت در دو دهه اخیر بارها با شوکهای ژئوپلیتیک به سمت بالا پرتاب شده، اما فقط زمانی توانسته وارد فاز صعودی پایدار شود که در سطوح بالاتر تثبیت داده باشد. به زبان ساده، ناحیه ۹۵ تا ۱۰۵ دلار برای بازار فقط یک مقاومت معمولی نیست؛ مرز روانی و ساختاری ورود به فاز صعودی بزرگتر است. اگر نفت بالای این محدوده جا بیفتد، میشود گفت بازار از یک جهش خبری صرف عبور کرده و وارد فاز صعودی جدیتری شده است. اما اگر نتواند بالای این محدوده دوام بیاورد، احتمالاً با یک اسپایک جنگی و سپس بازگشت به نوسانهای خشن طرف خواهیم بود.
بر همین مبنا، سناریوی اول این است که درگیری ادامه داشته باشد اما هنوز به اختلال فراگیر و طولانی در عرضه نرسیم. در این حالت، نفت میتواند به محدوده ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار برسد و حتی مدتی آنجا بماند. این سناریو در حال حاضر محتملترین سناریوی صعودی است: بازار پرمیوم جنگ را نگه میدارد، اما هنوز وارد فاز وحشت کامل از کمبود عرضه نشده است. گزارش رویترز هم در روزهای اخیر نشان داده که با تشدید تنشها و گره خوردن دوباره وضعیت هرمز، نفت جهشهای چنددرصدی را تجربه کرده و برنت حتی دوباره به نزدیکی ۱۰۰ دلار برگشته است.
سناریوی دوم، سناریوی تشدیدشده است: جنگ طولانیتر شود، حمله به زیرساختها بیشتر شود، عبور نفتکشها محدودتر بماند و بازار به این جمعبندی برسد که مشکل عرضه موقتی نیست. در این صورت، محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۸ دلار کاملاً قابل تصور است. این همان ناحیهای است که بازار قبلاً هم در همین بحران نشان داده توانایی لمسش را دارد. در واقع، اگر نفت بالای ۱۱۰ تثبیت بدهد، حرکت به سمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ دیگر سناریوی عجیب و دور از ذهن نیست، بلکه امتداد طبیعی همان فشار عرضه است که بازار الآن هم با آن درگیر است
اما سناریوی سوم، سناریوی بحران حاد است: اختلال شدیدتر و طولانیتر در تنگه هرمز، حملات گستردهتر به زیرساختهای انرژی، یا قفل شدن بخشی از صادرات منطقه. در این وضعیت، بازار میتواند به سمت ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار حرکت کند و حتی در جهشهای هیجانی، محدودههای بالاتر را هم ببیند. با این حال باید یک نکته مهم را فراموش نکرد: رسیدن به ۱۴۰ یا ۱۵۰ دلار با ترس ممکن است، اما ماندن در آن سطوح فقط با اختلال پایدار واقعی امکان دارد. اگر بحران بهتدریج کنترل شود یا مسیرهای صادراتی دوباره باز شوند، بازار همانطور که سریع بالا میرود، میتواند بخشی از آن رشد را هم پس بدهد.
پس در شرایط فعلی، سقف منطقی اول نفت محدوده ۱۱۰ دلار است. اگر بحران عمیقتر شود، ۱۲۰ تا ۱۲۸ دلار روی میز میآید. و اگر پای اختلال شدید و ماندگار در عرضه بهمیان بیاید، باید از ناحیه ۱۳۵ تا ۱۴۵ دلار حرف زد. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا نفت میتواند یک شوک صعودی دیگر بزند یا نه، مسئله اصلی این است که آیا بازار میتواند مجدد در سطوح بالای ۱۱۰ دلار تثبیت شود یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، فاز بعدی افزایش قیمت میتواند خیلی سریعتر و سنگینتر از چیزی باشد که بسیاری تصور میکنند.
@ehsanviews
👍9❤2✍2
وزیر دارایی فرانسه امروز (۲۱ آوریل ۲۰۲۶) در مصاحبه با رادیو RTL گفته که پیامدهای اقتصادی بحران ایران (افزایش قیمت انرژی، آشفتگی بازارهای جهانی، بالا رفتن نرخ بهره و هزینهٔ استقراض دولت) تا الان بین ۴ تا ۶ میلیارد یورو به اقتصاد فرانسه ضربه زده. بخش عمدهاش هم حدود ۳.۶ میلیارد یورو فقط از افزایش هزینهٔ بدهیهای دولتی میآید، چون سرمایهگذاران ترسیدهاند و نرخ بهرهٔ اوراق قرضهٔ فرانسه بالا رفته. دولت فرانسه حالا داره بودجه رو فریز میکنه، هزینهها رو قطع میکنه و احتمالاً کمکهای محدودی به مردم برای قبض انرژی میده.
یعنی یک کشور اروپایی که هزاران کیلومتر دورتر از ایرانه، فقط به خاطر تلاطم ناشی از درگیری در خاورمیانه، باید اینقدر پول از جیب مالیاتدهندههای فرانسوی دربیاره.
پیشنهادم اینه برن کتاب صلح پایدار رو ترجمه کنند، چند سمینار در دانشگاه سوربن برگزار کنند، و امیدوار باشند که تا سال ۲۰۳۶ قیمت گاز برگرده به حالت عادی.تا اون موقع، فرانسویها میتونن قبض برقشون رو با قاب عکس ماریان (نماد جمهوری فرانسه) تزئین کنند و زیرش بنویسند: اینجا نتیجه نه گفتن به خشونت و از دموکراسی گفتن ماست ما مشول خودمون رو خودمون باید حل کنیم.
واقعیت اینه که وقتی در برابر اتفاقات و چالشهای خاورمیانه سکوت میکردند باید به روزی فکر میکردند که قدرت، اقتصاد و امنیتشون به چالش کشیده میشه و حالا همه باید هزینه واقعی رو پرداخت کنند.
@ehsanviews
یعنی یک کشور اروپایی که هزاران کیلومتر دورتر از ایرانه، فقط به خاطر تلاطم ناشی از درگیری در خاورمیانه، باید اینقدر پول از جیب مالیاتدهندههای فرانسوی دربیاره.
پیشنهادم اینه برن کتاب صلح پایدار رو ترجمه کنند، چند سمینار در دانشگاه سوربن برگزار کنند، و امیدوار باشند که تا سال ۲۰۳۶ قیمت گاز برگرده به حالت عادی.تا اون موقع، فرانسویها میتونن قبض برقشون رو با قاب عکس ماریان (نماد جمهوری فرانسه) تزئین کنند و زیرش بنویسند: اینجا نتیجه نه گفتن به خشونت و از دموکراسی گفتن ماست ما مشول خودمون رو خودمون باید حل کنیم.
واقعیت اینه که وقتی در برابر اتفاقات و چالشهای خاورمیانه سکوت میکردند باید به روزی فکر میکردند که قدرت، اقتصاد و امنیتشون به چالش کشیده میشه و حالا همه باید هزینه واقعی رو پرداخت کنند.
@ehsanviews
👏20👍7❤2👎1🌚1
در روزهای اخیر، خبر تعدیل نیروی گسترده در برخی صنایع، از جمله تعدیل هزاران نفر در مجموعههای صنعتی مثل کرمان موتور، تنها یک نشانه از بحرانی بزرگتر است؛ بحرانی که بهصورت همزمان از چند جهت به اقتصاد ایران فشار وارد میکند. این اتفاق زمانی خطرناک میشود که با دو عامل دیگر ترکیب شود:
_ اختلال و قطعی اینترنت بینالملل:
در اقتصادی که بخش قابل توجهی از کسبوکارهای کوچک و متوسط(از فریلنسینگ گرفته تا فروش آنلاین)به اینترنت وابستهاند، هر ساعت قطعی، معادل از دست رفتن درآمد این بیزنسهای شکننده است.
برای بسیاری از این کسبوکارها، اینترنت نه ابزار، بلکه خط حیاتی است. قطع شدن این خط، یعنی توقف کامل جریان پول.
- اختلال در زنجیره تأمین و واردات:
محدودیت در مسیرهای تجاری، مخصوصا در بنادر جنوبی، عملا باعث توقف ورود کالا شده است که منجر به افزایش هزینه تولید، کمبود مواد اولیه، و در نهایت فشار بیشتر بر شرکتها برای کاهش هزینهها که اغلب با تعدیل نیرو جبران میشود.
وقتی این عوامل کنار هم قرار میگیرند، یک چرخه خطرناک شکل میگیرد:
-افت شدید درآمد کسبوکارها
-افزایش تعدیل نیرو
-کاهش قدرت خرید مردم
-افت تقاضا در بازار
-فشار بیشتر بر تولیدکننده
-و دوباره تعدیل بیشتر نیرو
این چرخه، اگر متوقف نشود، بهسرعت به یک رکود عمیق همراه با بیکاری گسترده تبدیل میشود. در شرایط عادی، مردم حتی با فشار اقتصادی، تلاش میکنند وضعیت را تحمل کنند چون هنوز چیزی برای حفظ کردن دارند: شغل، درآمد، یا امید به بهبود. اما وقتی چشمانداز روشنی وجود ندارد رفتار جامعه تغییر میکند. افراد از حالت تحمل وارد فاز واکنش میشوندکه این واکنش میتواند در قالبهای مختلف مثل اعتصابات و اعتراضات صنفی یا در ابعاد بزرگتر مجددا اعتراضات سراسری بروز پیدا کند و با چشمانداز فعلی این امکان در آینده نزدیک وجود دارد.
@ehsanviews
_ اختلال و قطعی اینترنت بینالملل:
در اقتصادی که بخش قابل توجهی از کسبوکارهای کوچک و متوسط(از فریلنسینگ گرفته تا فروش آنلاین)به اینترنت وابستهاند، هر ساعت قطعی، معادل از دست رفتن درآمد این بیزنسهای شکننده است.
برای بسیاری از این کسبوکارها، اینترنت نه ابزار، بلکه خط حیاتی است. قطع شدن این خط، یعنی توقف کامل جریان پول.
- اختلال در زنجیره تأمین و واردات:
محدودیت در مسیرهای تجاری، مخصوصا در بنادر جنوبی، عملا باعث توقف ورود کالا شده است که منجر به افزایش هزینه تولید، کمبود مواد اولیه، و در نهایت فشار بیشتر بر شرکتها برای کاهش هزینهها که اغلب با تعدیل نیرو جبران میشود.
وقتی این عوامل کنار هم قرار میگیرند، یک چرخه خطرناک شکل میگیرد:
-افت شدید درآمد کسبوکارها
-افزایش تعدیل نیرو
-کاهش قدرت خرید مردم
-افت تقاضا در بازار
-فشار بیشتر بر تولیدکننده
-و دوباره تعدیل بیشتر نیرو
این چرخه، اگر متوقف نشود، بهسرعت به یک رکود عمیق همراه با بیکاری گسترده تبدیل میشود. در شرایط عادی، مردم حتی با فشار اقتصادی، تلاش میکنند وضعیت را تحمل کنند چون هنوز چیزی برای حفظ کردن دارند: شغل، درآمد، یا امید به بهبود. اما وقتی چشمانداز روشنی وجود ندارد رفتار جامعه تغییر میکند. افراد از حالت تحمل وارد فاز واکنش میشوندکه این واکنش میتواند در قالبهای مختلف مثل اعتصابات و اعتراضات صنفی یا در ابعاد بزرگتر مجددا اعتراضات سراسری بروز پیدا کند و با چشمانداز فعلی این امکان در آینده نزدیک وجود دارد.
@ehsanviews
👍9❤5👌2🤯1😨1
اگر ضرورتی نداره در شرایط فعلی فروشنده طلا و ارز نباشید صرفا در صورت داشتن نقدینگی خریدار باشید.
@ehsanviews
@ehsanviews
👍17❤9
در ایران بارها یک الگوی تکرارشونده دیدهایم: شکلگیری یک حرکت جمعی اعتراضی، رسیدن به نقطه اثرگذاری، و سپس فروپاشی همان حرکت در مواجهه با یک محرک کوتاهمدت.
نمونهش کمپین تحریم خودروهای داخلی در سال ۱۳۹۴ بود. فشار اجتماعی تا جایی پیش رفت که فروش شرکتهایی مثل ایران خودرو و سایپا به شکل محسوسی افت کرد و حتی نشانههایی از بحران جدی در جریان نقدینگی آنها دیده میشد. اما این روند با یک تصمیم ساده شکست: ارائه تسهیلات فروش جذاب. همان مردمی که در کمپین مشارکت داشتند، در برابر یک منفعت کوتاهمدت، تصمیم جمعی خود را کنار گذاشتند و موج خرید شکل گرفت.این اتفاق نشانه یک الگوی عمیقتر در رفتار اقتصادی جامعه است: غلبه منافع کوتاهمدت بر اهداف بلندمدت و شکنندگی هماهنگی جمعی در نبود ساختار پایدار و آسیبپذیری کمپینها در برابر سیاستهای جبرانی سریع.
حالا اگر این الگو را به وضعیت امروز تعمیم بدهیم مثلا در مسئله قطع طولانی مدت اینترنت و فیلترینگ و ارائه خدمات اپراتورها مثل همراه اول در زمینه اینترنت پرو یک نکته مهم روشن میشود: هر حرکت جمعی، حتی اگر در ابتدا قدرتمند باشد، تا زمانی که به یک ساختار پایدار تبدیل نشود د منافع جمعی به منفعت فردی اولست پیدا نکند با اولین مشوق یا فشار معکوس از هم میپاشد.
ارائهدهندگان خدمات، به جای اصلاح ساختاری و عمل به خواست جامعه یاد میگیرند با ابزارهای کوتاهمدت (تخفیف، تسهیلات، رفع محدودیتهای موقتی با ایجاد تبعیض جهت شکستن اتحاد و ایجاد تفرقه) رفتار جامعه را مدیریت کنند بدون اینکه تغییری واقعی ایجاد شود.
@ehsanviews
نمونهش کمپین تحریم خودروهای داخلی در سال ۱۳۹۴ بود. فشار اجتماعی تا جایی پیش رفت که فروش شرکتهایی مثل ایران خودرو و سایپا به شکل محسوسی افت کرد و حتی نشانههایی از بحران جدی در جریان نقدینگی آنها دیده میشد. اما این روند با یک تصمیم ساده شکست: ارائه تسهیلات فروش جذاب. همان مردمی که در کمپین مشارکت داشتند، در برابر یک منفعت کوتاهمدت، تصمیم جمعی خود را کنار گذاشتند و موج خرید شکل گرفت.این اتفاق نشانه یک الگوی عمیقتر در رفتار اقتصادی جامعه است: غلبه منافع کوتاهمدت بر اهداف بلندمدت و شکنندگی هماهنگی جمعی در نبود ساختار پایدار و آسیبپذیری کمپینها در برابر سیاستهای جبرانی سریع.
حالا اگر این الگو را به وضعیت امروز تعمیم بدهیم مثلا در مسئله قطع طولانی مدت اینترنت و فیلترینگ و ارائه خدمات اپراتورها مثل همراه اول در زمینه اینترنت پرو یک نکته مهم روشن میشود: هر حرکت جمعی، حتی اگر در ابتدا قدرتمند باشد، تا زمانی که به یک ساختار پایدار تبدیل نشود د منافع جمعی به منفعت فردی اولست پیدا نکند با اولین مشوق یا فشار معکوس از هم میپاشد.
ارائهدهندگان خدمات، به جای اصلاح ساختاری و عمل به خواست جامعه یاد میگیرند با ابزارهای کوتاهمدت (تخفیف، تسهیلات، رفع محدودیتهای موقتی با ایجاد تبعیض جهت شکستن اتحاد و ایجاد تفرقه) رفتار جامعه را مدیریت کنند بدون اینکه تغییری واقعی ایجاد شود.
@ehsanviews
👍29❤3👌3🤔2
دیدگاههای احسان
اگر درگیری ایران، آمریکا و اسرائیل ادامهدار شود، نفت تا کجا میتواند بالا برود؟ پاسخ کوتاه این است که بازار نفت با ریسک واقعی اختلال عرضه قیمتگذاری میشود. تنگه هرمز همچنان شاهراه اصلی بازار انرژی است و طبق دادههای EIA، در ۲۰۲۴ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون…
نفت در تلاش جهت تثبیت بالای ۱۱۰ دلار در حالیکه بالای ema 20 در تایم فریم یکساعته قرار داره. تحلیل قبلی درباره سناریوهای احتمالی معتبر هست.
@ehsanviews
@ehsanviews
🔥5👍4
دیدگاههای احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه بهخصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده و همزمان برای ارز در بازار شده
وقتی تعداد بیشتری از افراد و شرکتها بهصورت مستقل اقدام به تأمین ارز میکنند، فشار روی منابع ارزی بالا میره. در حالی که سمت عرضه، بهدلیل همون محدودیتهای لجستیکی و کاهش درآمدهای ارزی به اندازه کافی تقویت نشده.
@ehsanviews
وقتی تعداد بیشتری از افراد و شرکتها بهصورت مستقل اقدام به تأمین ارز میکنند، فشار روی منابع ارزی بالا میره. در حالی که سمت عرضه، بهدلیل همون محدودیتهای لجستیکی و کاهش درآمدهای ارزی به اندازه کافی تقویت نشده.
@ehsanviews
👍14🤣1
دیدگاههای احسان
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه بهخصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده…
یادتون باشه قبل شروع مجدد درگیریها و حین مذاکرات یکسری به اصطلاح کارشناس، سیگنال خروج از طلا و ارز میدادند و میگفتن ما تبدیل میکنیم روی ریال میمونیم(غیرمستقیم سیگنال موفقیت مذاکرات میدادن) حالا بشینن سماق بمکند و با ضرر مجدد طلا و ارزی که فروختند رو خریداری کنند.
@ehsanviews
@ehsanviews
👍17🤣6❤2😐1
جنگ ایران و آمریکا یک اتفاق مهم را عریان کرد: اوپک دیگر آن قدرت دهه ۷۰ میلادی نیست که با چند جلسه بتواند قیمت نفت را تعیین کند. امروز وقتی صادرات نفت از تنگه هرمز مختل میشود، بازار انرژی به اوپک نگاه نمیکند بلکه به واشنگتن، ناوگان آمریکا، صادرات نفت شیل، ذخایر استراتژیک، بیمه نفتکشها و مسیرهای جایگزین نگاه میکند.
طبق دادههای IEA، جریان نفت و فرآورده از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به کمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز در مارس سقوط کرده است، همزمان صادرات مسیرهای جایگزین مثل ساحل غربی عربستان و فجیره امارات بالا رفته است. این یعنی قیمت نفت دیگر فقط تابع تولید نیست، تابع کنترل مسیر عبور است.
اینجاست که جنگ، جایگاه آمریکا را عوض کرد. آمریکا از قبل بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود، اما در این بحران نقش جدیدی گرفت: تأمینکننده جایگزین برای اروپا و آسیا. رویترز گزارش داده صادرات نفت خام آمریکا به رکورد ۶.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا برای نخستین بار در مقیاس هفتگی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده؛ چون اروپا و آسیا بعد از اختلال هرمز به نفت آمریکا هجوم آوردند.
جنگ ایران و آمریکا باعث شد نفت از ابزار اوپک، به ابزار ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل شود.
نه به این معنی که آمریکا هر قیمتی بخواهد تعیین میکند بلکه به این معنی که آمریکا میتواند با مدیریت بحران، مسیر صادرات، تحریم، ناوگان دریایی، بیمه، ذخایر و صادرات شیل، فشار را بین بازیگران جهانی پخش کند.
چین بزرگترین واردکننده انرژی جهان است و به نفت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و قیمت پایین انرژی نیاز دارد. وقتی هرمز ناامن میشود، چین سه ضربه میخورد:
اول، هزینه واردات انرژی بالا میرود.
دوم، امنیت مسیر تأمین انرژیاش زیر سؤال میرود.
سوم، مجبور میشود یا نفت گرانتر بخرد یا به روسیه و مسیرهای پرریسکتر وابستهتر شود.
IEA گفته جنگ ایران چشمانداز تقاضای جهانی نفت را بههم زده و برای ۲۰۲۶ حتی کاهش تقاضای جهانی را پیشبینی کرده؛ مخصوصاً در آسیا-پاسیفیک و خاورمیانه، مصرف نَفتا، LPG و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است.
این برای چین خطرناک است، چون چین اقتصاد صادراتمحور دارد. نفت گران یعنی هزینه تولید، حملونقل، پتروشیمی و زنجیره تأمین بالا میرود. آمریکا در چنین شرایطی میتواند با یک پیام غیرمستقیم فشار بیاورد: امنیت انرژی آسیا بدون نظم دریایی تحت رهبری آمریکا شکننده است.
اروپا بعد از جنگ اوکراین خودش را از انرژی روسیه جدا کرد، اما حالا با بحران ایران دوباره فهمید که هنوز از نظر انرژی آسیبپذیر است. AP گزارش داده جنگ ایران باعث افزایش شدید هزینه انرژی اروپا شده و مقامهای اتحادیه اروپا هشدار دادهاند که کمکهای انرژی اگر هدفمند نباشد، میلیاردها یورو هدر میرود. در همان گزارش آمده بحران میتواند روزانه حدود ۵۰۰ میلیون یورو به اروپا فشار بیاورد.
یعنی آمریکا از دو مسیر به اروپا اهرم پیدا میکند:
۱. فروش نفت و فرآورده بیشتر به اروپا
۲. تقویت وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا در مسیرهای انرژی و دریایی
اروپا میخواهد مستقل باشد، ولی در بحران انرژی مجبور است دوباره به واشنگتن نگاه کند. این دقیقاً همان چیزی است که نفت را به ابزار فشار تبدیل میکند.
خروج امارات از اوپک همزمان با جنگ، ضربه دوم به نظم قدیمی نفت بود. امارات میگوید دیگر نمیخواهد زیر سقفهای اوپک محدود بماند و دنبال منافع ملی خودش است. این یعنی حتی داخل خلیج فارس هم اجماع قدیمی تولیدکنندگان ترک برداشته است. خروج امارات از اوپک از ۱ می ۲۰۲۶ اجرایی میشود.
برای آمریکا این خبر خوشایند است. هرچه انسجام اوپک کمتر شود، توان آمریکا برای اثرگذاری روی بازار بیشتر میشود. چون وقتی تولیدکنندگان خلیج فارس باهم هماهنگ نیستند، واشنگتن راحتتر میتواند با هرکدام جداگانه بازی کند: یکی را به افزایش تولید تشویق کند، یکی را با امنیت دریایی وابسته نگه دارد، یکی را با تحریم کنترل کند.
آمریکا اهرم انرژی جهان را در دست گرفته، اما این اهرم مثل شمسیر دو لبه است: میتواند با آن به چین و اروپا را فشار بیاورد، اما اگر قیمت نفت بیش از حد بالا بماند، تورم و نارضایتی را به داخل آمریکا میکشاند و این یک چالش بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.
@ehsanviews
طبق دادههای IEA، جریان نفت و فرآورده از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به کمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز در مارس سقوط کرده است، همزمان صادرات مسیرهای جایگزین مثل ساحل غربی عربستان و فجیره امارات بالا رفته است. این یعنی قیمت نفت دیگر فقط تابع تولید نیست، تابع کنترل مسیر عبور است.
اینجاست که جنگ، جایگاه آمریکا را عوض کرد. آمریکا از قبل بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود، اما در این بحران نقش جدیدی گرفت: تأمینکننده جایگزین برای اروپا و آسیا. رویترز گزارش داده صادرات نفت خام آمریکا به رکورد ۶.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا برای نخستین بار در مقیاس هفتگی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده؛ چون اروپا و آسیا بعد از اختلال هرمز به نفت آمریکا هجوم آوردند.
جنگ ایران و آمریکا باعث شد نفت از ابزار اوپک، به ابزار ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل شود.
نه به این معنی که آمریکا هر قیمتی بخواهد تعیین میکند بلکه به این معنی که آمریکا میتواند با مدیریت بحران، مسیر صادرات، تحریم، ناوگان دریایی، بیمه، ذخایر و صادرات شیل، فشار را بین بازیگران جهانی پخش کند.
چین بزرگترین واردکننده انرژی جهان است و به نفت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و قیمت پایین انرژی نیاز دارد. وقتی هرمز ناامن میشود، چین سه ضربه میخورد:
اول، هزینه واردات انرژی بالا میرود.
دوم، امنیت مسیر تأمین انرژیاش زیر سؤال میرود.
سوم، مجبور میشود یا نفت گرانتر بخرد یا به روسیه و مسیرهای پرریسکتر وابستهتر شود.
IEA گفته جنگ ایران چشمانداز تقاضای جهانی نفت را بههم زده و برای ۲۰۲۶ حتی کاهش تقاضای جهانی را پیشبینی کرده؛ مخصوصاً در آسیا-پاسیفیک و خاورمیانه، مصرف نَفتا، LPG و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است.
این برای چین خطرناک است، چون چین اقتصاد صادراتمحور دارد. نفت گران یعنی هزینه تولید، حملونقل، پتروشیمی و زنجیره تأمین بالا میرود. آمریکا در چنین شرایطی میتواند با یک پیام غیرمستقیم فشار بیاورد: امنیت انرژی آسیا بدون نظم دریایی تحت رهبری آمریکا شکننده است.
اروپا بعد از جنگ اوکراین خودش را از انرژی روسیه جدا کرد، اما حالا با بحران ایران دوباره فهمید که هنوز از نظر انرژی آسیبپذیر است. AP گزارش داده جنگ ایران باعث افزایش شدید هزینه انرژی اروپا شده و مقامهای اتحادیه اروپا هشدار دادهاند که کمکهای انرژی اگر هدفمند نباشد، میلیاردها یورو هدر میرود. در همان گزارش آمده بحران میتواند روزانه حدود ۵۰۰ میلیون یورو به اروپا فشار بیاورد.
یعنی آمریکا از دو مسیر به اروپا اهرم پیدا میکند:
۱. فروش نفت و فرآورده بیشتر به اروپا
۲. تقویت وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا در مسیرهای انرژی و دریایی
اروپا میخواهد مستقل باشد، ولی در بحران انرژی مجبور است دوباره به واشنگتن نگاه کند. این دقیقاً همان چیزی است که نفت را به ابزار فشار تبدیل میکند.
خروج امارات از اوپک همزمان با جنگ، ضربه دوم به نظم قدیمی نفت بود. امارات میگوید دیگر نمیخواهد زیر سقفهای اوپک محدود بماند و دنبال منافع ملی خودش است. این یعنی حتی داخل خلیج فارس هم اجماع قدیمی تولیدکنندگان ترک برداشته است. خروج امارات از اوپک از ۱ می ۲۰۲۶ اجرایی میشود.
برای آمریکا این خبر خوشایند است. هرچه انسجام اوپک کمتر شود، توان آمریکا برای اثرگذاری روی بازار بیشتر میشود. چون وقتی تولیدکنندگان خلیج فارس باهم هماهنگ نیستند، واشنگتن راحتتر میتواند با هرکدام جداگانه بازی کند: یکی را به افزایش تولید تشویق کند، یکی را با امنیت دریایی وابسته نگه دارد، یکی را با تحریم کنترل کند.
آمریکا اهرم انرژی جهان را در دست گرفته، اما این اهرم مثل شمسیر دو لبه است: میتواند با آن به چین و اروپا را فشار بیاورد، اما اگر قیمت نفت بیش از حد بالا بماند، تورم و نارضایتی را به داخل آمریکا میکشاند و این یک چالش بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.
@ehsanviews
👍17❤5👎1
در بازار کار یک تغییر مهم در حال رخ دادن است، دیگر سخت کار کردن مزیت رقابتی نیست، بلد بودنِ استفاده از ابزارهای جدید، مخصوصا در زمینه هوش مصنوعی، مزیت واقعی شده است.
شرکتهای بزرگ دنیا مثل متا با مدیریت مارگ زاگرلدگ، وقتی هزاران نفر را تعدیل میکنند و همزمان میلیاردها دلار روی زیرساختهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، در واقع یک پیام واضح به بازار میدهند که دیگر تعداد نیروی انسانی مهم نیست بلکه میزان اثرگذاری نیروی انسانی مهم است. یعنی یک نفر بتواند با کمک هوش مصنوعی، کاری را انجام دهد که قبلاً چند نفر انجام میدادند. در گذشنه هر نفر یک شغل داشت حالا هر شخص مسلط به ابزارهای حوزه هوش مصنوعی چند برابر خروجی دارد و در آینده نزدیک افراد غیرمسلط در این حوزه از چرخه اشنغال حذف خواهد شد. خیلیها تصور میکنند: هوش مصنوعی میآید و شغلها را نابود میکند اما در واقع کسی که بلد نیست از هوش مصنوعی استفاده کند، شغلش را به کسی میبازد که بلد است.
هوش مصنوعی چه چیزهایی را حذف میکند؟
-کارهای تکراری
-تصمیمگیریهای ساده
-تولید محتوای عمومی و بدون عمق
-اجرای صرف بدون نیاز به تحلیل عمیق
چه کسانی در این پروسه حذف نمیشوند؟
هوش مصنوعی را بهعنوان ابزار بشناسند، نه رقیب.
بهجای ترسیدن، از آن برای تقویت کارشان استفاده کنند.
خروجیمحور باشند، نه زمانمحور. دیگر مهم نیست چند ساعت کار میکنی مهم این است چه نتیجهای تولید میکنی.
یک مثال ساده اما واقعی
دو نفر تولیدکننده محتوا را در نظر بگیرید:
نفر اول: روزانه چند ساعت وقت میگذارد و یک محتوا تولید میکند.
نفر دوم: با کمک هوش مصنوعی، چندین محتوا تولید میکند، تحلیل اضافه میکند و کیفیت کارش را بالا میبرد.
در بلندمدت کدامیک باقی میماند؟
آینده متعلق به کسی است که سریعتر یاد میگیرد و قابلیت تطبیق پذیر بیشتر دارد، نه کسی که فقط بیشتر کار میکند.
@ehsanviews
شرکتهای بزرگ دنیا مثل متا با مدیریت مارگ زاگرلدگ، وقتی هزاران نفر را تعدیل میکنند و همزمان میلیاردها دلار روی زیرساختهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، در واقع یک پیام واضح به بازار میدهند که دیگر تعداد نیروی انسانی مهم نیست بلکه میزان اثرگذاری نیروی انسانی مهم است. یعنی یک نفر بتواند با کمک هوش مصنوعی، کاری را انجام دهد که قبلاً چند نفر انجام میدادند. در گذشنه هر نفر یک شغل داشت حالا هر شخص مسلط به ابزارهای حوزه هوش مصنوعی چند برابر خروجی دارد و در آینده نزدیک افراد غیرمسلط در این حوزه از چرخه اشنغال حذف خواهد شد. خیلیها تصور میکنند: هوش مصنوعی میآید و شغلها را نابود میکند اما در واقع کسی که بلد نیست از هوش مصنوعی استفاده کند، شغلش را به کسی میبازد که بلد است.
هوش مصنوعی چه چیزهایی را حذف میکند؟
-کارهای تکراری
-تصمیمگیریهای ساده
-تولید محتوای عمومی و بدون عمق
-اجرای صرف بدون نیاز به تحلیل عمیق
چه کسانی در این پروسه حذف نمیشوند؟
هوش مصنوعی را بهعنوان ابزار بشناسند، نه رقیب.
بهجای ترسیدن، از آن برای تقویت کارشان استفاده کنند.
خروجیمحور باشند، نه زمانمحور. دیگر مهم نیست چند ساعت کار میکنی مهم این است چه نتیجهای تولید میکنی.
یک مثال ساده اما واقعی
دو نفر تولیدکننده محتوا را در نظر بگیرید:
نفر اول: روزانه چند ساعت وقت میگذارد و یک محتوا تولید میکند.
نفر دوم: با کمک هوش مصنوعی، چندین محتوا تولید میکند، تحلیل اضافه میکند و کیفیت کارش را بالا میبرد.
در بلندمدت کدامیک باقی میماند؟
آینده متعلق به کسی است که سریعتر یاد میگیرد و قابلیت تطبیق پذیر بیشتر دارد، نه کسی که فقط بیشتر کار میکند.
@ehsanviews
👍20❤3👎1
افزایش نقدینگی شرکت برکشایر هاتاوی به محدوده حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، توجه بسیاری از فعالان بازار را جلب کرده است. برداشت اولیه برخی این است که این اقدام میتواند نشانهای از انتظار برای یک سقوط سنگین در بازارهای مالی باشد. باید توجه داشت که این نقدینگی بهصورت غیرفعال نگهداری نمیشود. بخش قابلتوجهی از آن در اوراق خزانه کوتاهمدت ایالات متحده قرار دارد؛ ابزاری کمریسک که در شرایط فعلی، بازدهی قابل قبولی نیز ارائه میدهد. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه خروج از بازار تلقی شود، نوعی مدیریت بهینه نقدینگی است.
از سوی دیگر، شرایط فعلی بازار نیز نقش مهمی در این رویکرد دارد. در حال حاضر ارزشگذاری سهام در سطوح بالایی قرار دارد و تمرکز رشد بر تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ است یافتن فرصتهای سرمایهگذاری با حاشیه امن مناسب دشوارتر شده است. افزایش سطح نقدینگی میتواند یک تصمیم منطقی و محافظهکارانه تلقی شود.
وارن بافت همواره تلاش کرده در دورههایی که بازار دچار تنش یا عدم تعادل میشود، با در اختیار داشتن نقدینگی بالا، از فرصتهای استثنایی استفاده کند. به بیان دیگر، این نقدینگی در عین حال یک مزیت استراتژیک برای ورود در شرایط خاص محسوب میشود. البته نباید از تأثیر نرخهای بهره نیز غافل شد. در شرایط فعلی، نگهداری داراییهای نقد و شبهنقد، برخلاف گذشته، دارای بازدهی است و همین موضوع انگیزه برای حفظ نقدینگی را افزایش میدهد.
@ehssnviews
از سوی دیگر، شرایط فعلی بازار نیز نقش مهمی در این رویکرد دارد. در حال حاضر ارزشگذاری سهام در سطوح بالایی قرار دارد و تمرکز رشد بر تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ است یافتن فرصتهای سرمایهگذاری با حاشیه امن مناسب دشوارتر شده است. افزایش سطح نقدینگی میتواند یک تصمیم منطقی و محافظهکارانه تلقی شود.
وارن بافت همواره تلاش کرده در دورههایی که بازار دچار تنش یا عدم تعادل میشود، با در اختیار داشتن نقدینگی بالا، از فرصتهای استثنایی استفاده کند. به بیان دیگر، این نقدینگی در عین حال یک مزیت استراتژیک برای ورود در شرایط خاص محسوب میشود. البته نباید از تأثیر نرخهای بهره نیز غافل شد. در شرایط فعلی، نگهداری داراییهای نقد و شبهنقد، برخلاف گذشته، دارای بازدهی است و همین موضوع انگیزه برای حفظ نقدینگی را افزایش میدهد.
@ehssnviews
❤3👌3👍2🤔1
دیدگاههای احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
دلار عدد روانی ۲۰۰ رو رد کنه و بعد از تثبیت تبدیل به کف حمایتی بشه تارگت بعدی ۲۵۰ هزار تومان هست.
@ehsanviews
@ehsanviews
😢10🔥8🙈1