دیدگاه‌های احسان
2.51K subscribers
319 photos
1 video
12 links
کانال تحلیل و بررسی موقعیت‌های بازار فارکس و کریپتو:
https://t.me/ehsanviews_tradepulse
Download Telegram
سفارت آمریکا در کویت، بحرین، قطر، لبنان و اردن هشداری امنیتی برای شهروندان آمریکایی صادر کرده و از احتمال بسته شدن فضای هوایی به دلیل تحولات اخیر در منطقه خبر داده است.

سفارتخانه مجازی آمریکا در ایران هشداری امنیتی برای شهروندان آمریکایی صادر کرده و احتمال بسته شدن فضای هوایی را اعلام کرده است.

@ehsanviews
👍8🔥5❤2💔2🤬1
دیدگاه‌های احسان
هفته قبل چه گفتیم و چه شد؟ سرمایه در حال دفاعی‌شدن است، اما هنوز بازار اعتبار نشکسته. که این سناریو تأیید شد. در هفته منتهی به ۹ سپتامبر: حدود ۳۲.۳ میلیارد دلار از صندوق‌های سهام آمریکا خارج شد؛ تقریباً سه برابر هفته قبل و بزرگ‌ترین خروج هفتگی طی ۹ ماه. …
در هفته گذشته به یک تغییر مهم در بازار اوراق اشاره کردیم افزایش بازده اوراق آمریکا دیگر فقط ناشی از نگرانی درباره تورم نبود. بخش عمده فشار از افزایش «بازده واقعی» می‌آمد؛ یعنی بازدهی که سرمایه‌گذار پس از در نظر گرفتن تورم از سرمایه خود مطالبه می‌کند. تحلیل نه‌تنها تأیید شد، بلکه وارد مرحله تازه‌ای شد. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا از مرز ۵٪ عبور کرد و بازده واقعی آن به حوالی ۲.۷٪ رسید.

با این حال اتفاقی که انتظار داشتیم هنوز رخ نداده و بازار سهام و اعتبار نشکسته‌اند.

هفته گذشته گفتیم افزایش نرخ‌های بلندمدت بیشتر از آنکه ناشی از افزایش انتظارات تورمی باشد، حاصل افزایش بازده واقعی است. فدرال رزرو این هفته نرخ بهره را ۰.۲۵ درصد افزایش داد و محدوده آن را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند؛ نخستین افزایش از سال ۲۰۲۳.

همزمان پیش‌بینی‌های جدید فدرال رزرو نیز تصویر جالبی ارائه کرد:
-رشد اقتصادی بالاتر
-بیکاری پایین‌تر
-تورم بالاتر
-نرخ بهره بالاتر.

یعنی بانک مرکزی فعلاً انتظار رکود ندارد؛ بلکه اقتصادی نسبتاً قوی می‌بیند که برای کنترل تورم به سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تری نیاز دارد. اما مهم‌ترین اتفاق همچنان در بازار اوراق بود. بازده ۱۰ساله از ۴.۹۶٪ به ۵.۰۱٪ رسید. در همین مدت بازده واقعی ۱۰ساله از ۲.۶۰٪ به ۲.۶۸٪ افزایش یافت.

در مقابل، تورم مورد انتظار بلندمدت تقریباً از ۲.۳۶٪ به ۲.۳۳٪ کاهش پیدا کرد. یعنی بازده اسمی اوراق بالا رفت، درحالی‌که انتظارات تورمی حتی کمی پایین آمد. پس نتیجه هفته قبل همچنان پابرجاست بازار برای نگهداری بلندمدت سرمایه، بازده واقعی بیشتری مطالبه می‌کند.

اگر شرایط فعلی را کنار هم بگذاریم، انتظار داریم فشار بسیار بیشتری بر بازارها ببینیم:بازده ۱۰ساله بالای ۵٪ وبازده واقعی به حدود ۲.۷ درصد رسیده. فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش داده. احتمال افزایش مجدد نرخ مطرح است. نفت بالای ۱۰۰ دلار قرار دارد و دلار تقویت شده.

اما در همین هفته شاخص نزدک رشد کرد، شاخص اس‌اندپی تقریباً بدون تغییر ماند، طلا بالا رفت و فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک با اوراق دولتی فقط حدود ۵ واحد پایه افزایش یافت. پهزینه سرمایه به‌شدت تغییر کرده، اما قیمت ریسک هنوز به همان اندازه تغییر نکرده است.

چرا این ۵٪ مهم است؟وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند با خرید اوراق دولتی آمریکا حدود ۵٪ بازده اسمی و نزدیک ۲.۷٪ بازده بالاتر از تورم دریافت کند، معادله ارزش‌گذاری تقریباً تمام دارایی‌ها تغییر می‌کند.

سهام، املاک، سرمایه‌گذاری خصوصی، شرکت‌های نوپا، پروژه‌های هوش مصنوعی، مسکن و حتی تصمیم شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری باید با یک گزینه کم‌ریسک‌تر و پربازده‌تر رقابت کنند.

هر پروژه‌ای که قبلاً با هزینه پایین سرمایه جذاب بود، الزاماً در این شرایط جذاب نیست. اما بازار هنوز به‌جای سقوط گسترده، با تفکیک برنده‌ها و بازنده‌ها به این شرایط واکنش نشان می‌دهد.

چرا بازار اعتبار هنوز آرام است؟ اقتصاد آمریکا هنوز نشانه‌های واضح رکودی نشان نمی‌دهد. فروش خرده‌فروشی ماه اوت ۱.۲٪ رشد کرد و نسبت به سال قبل ۶٪ بالاتر بود.

درخواست‌های اولیه بیمه بیکاری نیز به ۱۹۶ هزار مورد کاهش یافت و نرخ بیکاری همچنان ۴.۱٪ است. پس بازار اوراق برای سرمایه‌گذاری، بازده واقعی بیشتری می‌خواهد و بازار اعتبار همزمان دلیلی ندارد فکر کند شرکت‌ها قادر به پرداخت بدهی‌هایشان نیستند. این دو گزاره با یکدیگر تناقض ندارند. هزینه بالای تأمین مالی الزاماً بلافاصله به بحران اعتباری منجر نمی‌شود.

تا زمانی که فروش شرکت‌ها، اشتغال، جریان نقدی و رشد اسمی اقتصاد قوی باقی بمانند، شرکت‌ها می‌توانند هزینه بالاتر سرمایه را تحمل کنند. به همین دلیل فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک با اوراق دولتی هنوز حوالی ۲۷۰ واحد پایه باقی مانده است.

اما زیر ظاهر آرام شاخص‌ها، وضعیت چندان آرام نیست. شاخص‌های اصلی تصویر کاملی از بازار نشان نمی‌دهند.

روز جمعه در بورس نیویورک، به ازای هر سهم صعودی تقریباً ۱.۸ سهم نزولی وجود داشت. ۳۴۶ سهم به کف‌های جدید رسیدند، درحالی‌که فقط ۹۲ سهم سقف جدید ثبت کردند. در نزدک نیز تعداد سهام نزولی به‌وضوح بیشتر از صعودی‌ها بود. بنابراین بازار افزایش نرخ واقعی را نادیده نگرفته است. چند شرکت بزرگ و بسیار سودآور فناوری و نیمه‌رسانا همچنان قادرند شاخص‌ها را بالا نگه دارند، درحالی‌که وضعیت سهم متوسط بازار ضعیف‌تر شده است. شوک افزایش نرخ تنزیل لزوماً با سقوط ناگهانی شاخص آغاز نمی‌شود. ممکن است ابتدا مشارکت سهام در صعود کاهش پیدا کند، بعد اختلاف عملکرد صنایع بیشتر شود، سپس ارزش‌گذاری‌ها تحت فشار قرار بگیرند و در نهایت فشار به بازار اعتبار منتقل شود. ما اکنون نشانه‌های مراحل ابتدایی همین زنجیره را می‌بینیم.

@ehsanviews
❤8🙏2❤‍🔥1
دیدگاه‌های احسان
در هفته گذشته به یک تغییر مهم در بازار اوراق اشاره کردیم افزایش بازده اوراق آمریکا دیگر فقط ناشی از نگرانی درباره تورم نبود. بخش عمده فشار از افزایش «بازده واقعی» می‌آمد؛ یعنی بازدهی که سرمایه‌گذار پس از در نظر گرفتن تورم از سرمایه خود مطالبه می‌کند. تحلیل…
برای چهارمین هفته متوالی، صندوق‌های سهام آمریکا خروج سرمایه ثبت کردند. این هفته حدود ۳۱.۴ میلیارد دلار خارج شد که تقریباً ۲۸.۷ میلیارد دلار آن مربوط به صندوق‌های شرکت‌های بزرگ بود.

اما همزمان پول وارد برخی بخش‌ها شد:
حدود ۱.۴ میلیارد دلار به بخش مالی،
نزدیک ۸۰۰ میلیون دلار به کالاهای مصرفی غیراساسی،
حدود ۷۷۵ میلیون دلار به فناوری،
نزدیک ۵۷۰ میلیون دلار به صندوق‌های شرکت‌های کوچک وارد شد.
جالب‌تر اینکه صندوق‌های بازار پول حدود ۵۸.۹ میلیارد دلار خروج سرمایه داشتند.

سرمایه‌گذاران انتخابی‌تر سرمایه‌گذاری میکنند.

پول از مواجهه گسترده با بازار خارج می‌شود، اما همچنان به بخش‌هایی که سرمایه‌گذاران جذاب می‌دانند وارد می‌شود. این بیشتر شبیه بازتوزیع ریسک است.

طلا هفته را حوالی ۴۳۹۰ دلار به پایان رساند و حدود یک درصد رشد کرد. این اتفاق در شرایطی افتاد که فدرال رزرو نرخ بهره را بالا برد، بازده واقعی ۱۰ساله به ۲.۶۸٪ رسید، دلار به بالاترین سطح هفت هفته اخیر رسید بازار همچنان احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را در نظر دارد.

در شرایط معمول، ترکیب دلار قوی و افزایش بازده واقعی باید برای طلا منفی باشد. اما طلا بعد از افت اولیه، خیلی سریع بازیابی شد چون بخشی از تقاضای فعلی طلا تابع نرخ بهره نیست. در ماه آگوست حدود ۱۸ میلیارد دلار وارد صندوق‌های با پشتوانه فیزیکی طلا شد؛ دومین ورود ماهانه بزرگ در تاریخ. ذخایر این صندوق‌ها نیز به رکورد ۴۱۸۹ تن رسید. همزمان بانک مرکزی چین در ماه آگوست ۲۰ تن دیگر طلا خرید. بنابراین رابطه سنتی طلا با نرخ بهره واقعی از بین نرفته، اما تقاضای ساختاری در حال خنثی‌کردن بخشی از فشار نرخ‌های بالاتر است. این یکی از مهم‌ترین روابطی است که در هفته‌های آینده باید دنبال کنیم.

تصویر بزرگ‌تر چیست؟ بررسی دیتای چند هفته اخیر نشان داد یک فرآیند در حال شکل‌گیری است، هزینه سرمایه سریع‌تر از فشار مالی در حال افزایش است. این فاصله می‌تواند مدتی ادامه پیدا کند، اما برای همیشه نه.

در نهایت یکی از دو اتفاق باید رخ دهد یا رشد اقتصادی و سود شرکت‌ها ثابت می‌کنند که قیمت فعلی دارایی‌های پرریسک قابل‌دفاع است، یا سرمایه‌گذاران برای نگهداری این دارایی‌ها نیز بازده بیشتری مطالبه خواهند کرد و قیمت‌ها باید تعدیل شوند.

سناریوی اصلی ۵۰٪
بازده ۱۰ساله حوالی ۵ درصد باقی می‌ماند.
بازده واقعی همچنان بالا خواهد بود، اما اقتصاد به‌اندازه‌ای قوی می‌ماند که از وقوع بحران اعتباری جلوگیری کند.

در این حالت احتمالا شاخص‌های بزرگ نسبتاً مقاوم می‌مانند، اما تعداد کمتری از سهام در صعود شرکت می‌کنند، چرخش بین صنایع ادامه پیدا می‌کند، فشار خروج پول از صندوق‌های شرکت‌های بزرگ باقی می‌ماند و طلا همچنان از تقاضای ساختاری حمایت می‌شود. مهم‌ترین شرط فاصله بازده اوراق پرریسک زیر محدوده ۳۰۰ واحد پایه باقی بماند.

سناریوی مثبت ۲۰٪
اقتصاد نشان می‌دهد که توان تحمل بازده ۵ درصدی را دارد.
رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری شرکت‌ها قوی باقی می‌ماند، نفت آرام می‌شود و بازده واقعی دیگر افزایش نمی‌یابد. در این حالت فقط رشد نزدک کافی نیست. نشانه واقعی بهبود این خواهد بود که تعداد بیشتری از سهام و صنایع وارد صعود شوند و بازار از وابستگی به چند شرکت بزرگ خارج شود.

سناریوی منفی ۳۰٪
بازده واقعی حوالی ۲.۷٪ یا بالاتر باقی می‌ماند و بازده ۱۰ساله بالای ۵٪ تثبیت می‌شود. اما این بار داده‌های اقتصادی شروع به ضعیف‌شدن می‌کنند.
زنجیره‌ای که باید مراقبش باشیم ضعف فعالیت اقتصادی، کاهش انتظارات سود شرکت‌ها، افزایش فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک به بالای ۳۰۰ واحد پایه، ضعیف‌تر شدن مشارکت سهام در بازار، شکستن مقاومت شرکت‌های بزرگ و رهبران شاخص. اگر این اتفاق رخ دهد، شوک بازده واقعی بالاخره به شوک شرایط مالی تبدیل شده است.

این هفته چه چیزی مهم است؟تقویم اقتصادی سبک است و همین موضوع رفتار داخلی بازار را مهم‌تر می‌کند. داده‌های فعالیت تولیدی و خدماتی آمریکا می‌توانند اولین آزمون مهم باشند:آیا اقتصاد هنوز قادر به تحمل هزینه بالای سرمایه است؟
بازار مسکن نیز اهمیت زیادی دارد. نرخ وام مسکن نزدیک ۷٪ است و این بخش یکی از اولین جاهایی است که اثر نرخ‌های بالا باید در اقتصاد واقعی ظاهر شود. سفارش کالاهای بادوام نیز مهم است، چون سرمایه‌گذاری شرکت‌ها یکی از پایه‌های روایت رشد قوی اقتصاد آمریکاست. اگر شرکت‌ها با وجود هزینه بالای سرمایه همچنان سرمایه‌گذاری کنند، سناریوی مقاومت اقتصاد تقویت می‌شود. اگر سرمایه‌گذاری شروع به افت جدی کند، بازار باید دوباره درباره پایداری بازده واقعی ۲.۷٪ فکر کند.

@ehsanviews
❤9🙏2👍1🔥1
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل را با تاکید بر قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا آغاز کرد و گفت: «آمریکا بازگشته است و کشور ما امروز از هر زمان دیگری قوی‌تر است.»

او گفت اقتصاد آمریکا «مورد رشک جهان» است، ارتش این کشور «قدرتمندترین در جهان» و فناوری آمریکا «بی‌رقیب» است. ترامپ همچنین گفت آمریکا در حال رشد است و «آینده کشور بسیار روشن» است.

دونالد ترامپ گفت که از زمان آغاز دوره ریاست‌جمهوری‌اش بیش از یک میلیون شغل در بخش خصوصی ایجاد شده و مدعی شد نرخ فقر در آمریکا به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده است.
او همچنین گفت که بازارهای سهام آمریکا رکورد زده‌اند و مدعی شد دولتش تعهدهایی برای ۲۱ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری تازه در آمریکا جذب کرده است.
ترامپ در ادامه گفت که مرز آمریکا اکنون «امن‌ترین مرز در تاریخ» این کشور است و مدعی شد طی ۱۶ ماه گذشته هیچ مهاجر غیرقانونی وارد آمریکا نشده است. او همچنین کاهش جرم و قتل را از دستاوردهای دولتش دانست.

دونالد ترامپ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران را «بزرگ‌ترین حامی تروریسم» خواند و گفت که حکومت ایران سال‌ها در خاورمیانه «مرگ، ویرانی و هرج‌ومرج» گسترش داده است.
او گفت: «هرگز اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند» و افزود پس از آغاز دوره ریاست‌جمهوری‌اش، مذاکراتی را با ایران آغاز کرد و در مقابل پایان برنامه هسته‌ای و حمایت از تروریسم، پیشنهاد همکاری اقتصادی کامل داد، اما به گفته او ایران این پیشنهاد را رد کرد.
ترامپ همچنین گفت که ارتش آمریکا در عملیات «چکش نیمه‌شب» برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار داد و پس از آن نیز از تهران خواست توافق کند، اما ایران بار دیگر نپذیرفت. او سپس ایران را به ادامه انباشت موشک‌ها و پهپادهایی متهم کرد که به گفته او امنیت نیروهای آمریکایی و دیگر کشورهای منطقه را تهدید می‌کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ادامه سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت ایران به ساخت ذخایر گسترده موشکی و پهپادی ادامه داده و مدعی شد تهران موشکی ساخته بود که توان هدف قرار دادن اروپا را داشت. او گفت هدف ایران این بود که در پوشش چنین توان موشکی‌ای، به سوی ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند.
ترامپ همچنین با اشاره به حمله هفتم اکتبر گفت عاملان این حمله از سوی ایران تامین مالی شده بودند و افزود حکومت ایران «چنین خشونتی را جشن گرفت». او سپس حکومت ایران را به کشتار گسترده شهروندان خود متهم کرد و گفت چنین حکومتی نباید امکان فعالیت «در پشت سپر هسته‌ای» را پیدا کند.

به گفته او، «هر فرصتی برای توافق» را رد کرد، آمریکا اقدام نظامی کرد تا مانع از شکل‌گیری تهدید هسته‌ای شود.
او مدعی شد در نتیجه عملیات «خشم حماسی »، همه ۱۵۹ شناور نیروی دریایی ایران از بین رفته‌اند و نیروی هوایی، سامانه‌های راداری و تجهیزات ضدهوایی ایران نیز نابود شده‌اند. ترامپ همچنین گفت ظرفیت تولید موشک و پهپاد ایران «تقریباً از بین رفته» و اقتصاد این کشور نیز به‌شدت آسیب دیده است.
ترامپ در ادامه مدعی شد حتی پس از توافق بر سر آتش‌بس برای مذاکرات هسته‌ای، ایران با «اقدامات تروریستی علیه کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر» آن را نقض کرده است.
دونالد ترامپ در ادامه سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که آمریکا باید فشار بر ایران را حفظ کند و افزود نیروی دریایی آمریکا تاکنون بیش از یک میلیارد بشکه نفت را از تنگه هرمز اسکورت کرده است. او گفت اکنون نفت بیشتری نسبت به هر زمان دیگری از آغاز جنگ از این مسیر عبور می‌کند.
ترامپ سپس گفت که در برابر ایران با یک «تصمیم بزرگ» روبه‌روست: یا توافقی حاصل شود که به گفته او به ایران امکان بازسازی و تبدیل شدن به کشوری «بسیار بزرگ‌تر» را بدهد، یا آمریکا مسیر نظامی را در پیش بگیرد. او در عین حال گفت: «فکر می‌کنم درست بعد از انتخابات به توافق خواهیم رسید، چون منطقی نیست که آنها توافق نکنند.»
دونالد ترامپ در ادامه سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت ایران ممکن است منتظر نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باشد، اما تاکید کرد این انتخابات در تصمیم او درباره ایران «اصلاً وارد محاسباتش نمی‌شود.» او گفت: «تنها چیزی که اهمیت دارد این است که ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت.»
ترامپ همچنین گفت برخلاف ادعاهایی که به گفته او مطرح می‌شود، آمریکا با کمبود مهمات روبه‌رو نیست و ذخایر تسلیحاتی این کشور با سرعتی بی‌سابقه در حال افزایش است.
دونالد ترامپ در ادامه سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل از همه کشورها خواست به آمریکا بپیوندند و «انزوای کامل اقتصادی ایران» را اعمال کنند؛ تا زمانی که به گفته او تهران حملات به کشتی‌های تجاری را متوقف کند، از «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای» خود دست بکشد و حمایت از تروریسم را پایان دهد.

@ehsanviews
❤17💩2👍1👎1
در حال حاضر ترکیه، گرجستان، امارات متحده عربی، قطر، آذربایجان و عراق که همگی مقاصد اصلی تردد مسافرتی و اقتصادی با ایران هستند، پروازها به ایران را به دلیل تحریم‌ها ممنوع کرده‌اند. محاصره هوایی جدی گرفته شده و در حال تکمیل هست. باید دید موضع روسیه چیه ممکنه یک خط هوایی از ایران به مسکو یا یک شهر نزدیکتر ایجاد شه مسافرین ازونجا به مقصد پرواز کنند.

@ehsanviews
❤16🥴7🤬4😢3👍1🤷1
دیدگاه‌های احسان
شاخص کل بورس در پایان معاملات امروز با جهش ۱۵۳ هزار واحدی به ۷ میلیون ۴۳۱ هزار واحد رسید. من تو بورس سرمایه چندانی مدارم ولی هرکس در موج اخیر وارد شده بد نیست یک سیو سودی داشته باشه. @ehsanviews
بازار سهام امروز رو هم منفی شروع کرد و این روند تا انتهای بازار ادامه داشت. در نهایت شاخص کل با کاهش ۱.۴۳ در سطح ۷,۱۵۳,۰۸۸ واحد به کار خود پایان داد.

امیدوارم حواستون به سرمایتون باشه و سودتون رو از دست ندید.

@ehsanviews
❤18🤬1🙏1😐1
دیدگاه‌های احسان
در هفته گذشته به یک تغییر مهم در بازار اوراق اشاره کردیم افزایش بازده اوراق آمریکا دیگر فقط ناشی از نگرانی درباره تورم نبود. بخش عمده فشار از افزایش «بازده واقعی» می‌آمد؛ یعنی بازدهی که سرمایه‌گذار پس از در نظر گرفتن تورم از سرمایه خود مطالبه می‌کند. تحلیل…
هفته گذشته پرسیدیم آیا بازار سهام می‌تواند بازده اوراق ۱۰ساله بالای ۵٪ و بازده واقعی نزدیک ۲.۷٪ را تحمل کند؟ پاسخ مثبت بود. این هفته بازده ۱۰ساله تا نزدیکی ۵.۲۰٪ و بازده واقعی آن تا ۲.۸۳٪ بالا رفت. با این حال اس‌اندپی۵۰۰ حدود ۱.۲٪ و نزدک ۲٪ رشد کردند. فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک نیز با وجود افزایش به حدود ۲۸۰ واحد پایه، هنوز زیر محدوده ۳۰۰ واحد پایه‌ای است که برای تأیید فشار جدی اعتباری دنبال می‌کنیم. پس همچنان هزینه سرمایه بالا رفته، اما بازار سهام و اعتبار هنوز نشکسته‌اند.

این هفته اما مشخص‌تر شد که این فشار در تأمین مالی رونق هوش مصنوعی خود را نشانی داده است.

حدود ۳۷.۶ میلیارد دلار وارد صندوق‌های سهام آمریکا شد و صندوق‌های فناوری نیز نزدیک ۴.۹ میلیارد دلار جذب کردند. یعنی سرمایه‌گذاران سهام همچنان روی رشد سود ناشی از هوش مصنوعی حساب می‌کنند اما بازار اوراق نگاه دیگری دارد. فاصله بازده اوراق شرکت‌های بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی با اوراق دولتی حدود ۱۱۵ واحد پایه است؛ درحالی‌که این فاصله برای کل بازار اوراق شرکتی با کیفیت بالا حدود ۷۸ واحد پایه است. یعنی بازار برای تأمین مالی این شرکت‌ها حدود ۳۷ واحد پایه بازده اضافی مطالبه می‌کند. این نشانه نگرانی از ورشکستگی نیست. مسئله، حجم سرمایه‌ای است که برای ادامه این رقابت لازم است. برآوردها نشان می‌دهد انتشار بدهی شرکت‌های بسیار بزرگ فناوری می‌تواند در سال ۲۰۲۷ به حدود ۴۲۰ میلیارد دلار برسد؛ حدود ۶۰٪ بیشتر از سال قبل.

پس تناقض ظاهری سهام و اوراق قابل توضیح است بازار سهام، درآمد آینده هوش مصنوعی را می‌خرد؛ بازار اوراق، هزینه رسیدن به آن درآمد را قیمت‌گذاری می‌کند. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی از یک طرف تقاضا برای تراشه، مراکز داده، تجهیزات و برق را بالا می‌برد و از رشد اقتصادی و سود شرکت‌ها حمایت می‌کند. از طرف دیگر، همین سرمایه‌گذاری به استقراض و انتشار بیشتر اوراق نیاز دارد. در شرایطی که دولت آمریکا و صنایع دیگر نیز حجم عظیمی سرمایه می‌خواهند، رقابت برای جذب پول شدیدتر می‌شود و هزینه سرمایه بالا می‌رود.

نمونه روشن آن سافت‌بانک بود. این شرکت این هفته ۱۱.۱ میلیارد دلار اوراق منتشر کرد و بازار تمام آن را جذب کرد؛ اما نرخ برخی اوراق به حدود ۸.۶٪ تا ۹.۷۵٪ رسید. پس هنوز بحران تأمین مالی نداریم. سرمایه وجود دارد اما انتخابی عمل می‌کند. این نقطه‌ای است که رونق هوش مصنوعی می‌تواند در آینده با محدودیت خودش روبه‌رو شود. اگر بازده پروژه‌ها بیشتر از هزینه تأمین مالی باشد، سرمایه‌گذاری ادامه پیدا می‌کند. اما اگر هزینه سرمایه سریع‌تر بالا برود هزینه تأمین مالی بیشتر می‌شود حداقل بازده مورد انتظار پروژه‌ها بالا می‌رود، پروژه‌های کم‌بازده به تعویق می‌افتند، سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و رشد اقتصادی و سود شرکت‌ها ضعیف‌تر می‌شود.

بنابراین اثر نرخ‌های بالا ممکن است ابتدا نه با سقوط بازار سهام، بلکه با حذف تدریجی پروژه‌هایی ظاهر شود که دیگر صرفه اقتصادی ندارند.

دلیل مقاومت بازار سهام هم مشخص است و فعلا رشد هزینه را پوشش می‌دهد. شاخص فعالیت اقتصادی آمریکا در سپتامبر به ۵۸.۴ رسید؛ بالاترین سرعت رشد از سال ۲۰۲۱. سفارش کالاهای سرمایه‌ای اصلی نیز ۱.۶٪ رشد کرد؛ بیش از سه برابر انتظار بازار. بنابراین سرمایه‌گذاران معتقدند رشد اقتصاد و سود شرکت‌ها برای تحمل هزینه بالاتر سرمایه کافی است.

در ماه سپتامبر، ۸ صنعت از ۱۱ صنعت اصلی S&P500 منفی هستند و شاخصی که به شرکت‌های این مجموعه وزن تقریباً یکسان می‌دهد حدود ۴٪ افت کرده است. پس مقاومت بازار هنوز گسترده نیست و بخش مهمی از آن به شرکت‌های بزرگ وابسته است.

سه سناریوی پیش رو
سناریوی اصلی — ۵۰٪
رشد ناشی از هوش مصنوعی از فشار هزینه تأمین مالی جلو می‌ماند. سهام فناوری حمایت می‌شود و هزینه استقراض شرکت‌های این حوزه بالا باقی می‌ماند، اما فشار به بحران گسترده اعتباری تبدیل نمی‌شود.

سناریوی مثبت — ۲۰٪
درآمد و جریان نقدی حاصل از هوش مصنوعی آن‌قدر سریع رشد می‌کند که سرمایه‌گذاری‌های عظیم را توجیه کند. مهم‌ترین نشانه آن کاهش صرف بازده اوراق شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، با وجود ادامه سرمایه‌گذاری بالا خواهد بود.

سناریوی منفی — ۳۰٪
هزینه تأمین مالی باز هم افزایش پیدا می‌کند و فشار به کل بازار اعتبار سرایت می‌کند. عبور فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک از ۳۰۰ واحد پایه، همراه با کاهش برنامه‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌ها، هشدار اصلی این سناریو خواهد بود.

@ehsanviews
👏7❤6👍5
طبق برآورد گلدمن ساکس، بانک‌های مرکزی جهان در ماه جولای ۴۴ تن طلا خریداری کرده‌اند؛ رقمی که ۱۵۸٪ بالاتر از میانگین ۱۷ تنی پیش از سال ۲۰۲۲ است.
میانگین سه‌ماهه خرید طلا نیز به ۹۱ تن در ماه رسیده که نزدیک به بالاترین سطح از اواسط سال ۲۰۲۵ است. در مقایسه، میانگین متحرک ۱۲ماهه طی ماه‌های اخیر عمدتاً بین ۵۰ تا ۶۰ تن در نوسان بوده است.
اما نکته مهم، اختلاف با آمار رسمی است: خرید رسمی اعلام‌شده بانک‌های مرکزی در جولای تنها ۲۳ تن بوده؛ یعنی ۲۱ تن کمتر از برآورد خرید واقعی.
علاوه بر این، از نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون در هیچ ماهی خرید رسمی بانک‌های مرکزی از ۶۰ تن عبور نکرده؛ موضوعی که شکاف قابل‌توجه میان آمار رسمی و برآورد تقاضای واقعی را نشان می‌دهد.


@ehsanviews
❤11
دیدگاه‌های احسان
دلار ۲۳۳ طلای گرمی ۲۴۱۵۰ طلا و دلار همینطوری داره میره بالا در حالیکه حجم معامعات بشدت پایینه. اگر دلار بالای ۲۳۰ تثبیت بده و تبدیل به حمایت بشه همونطور که قبلا هم گفتیم تارگت بعدی ۲۵۰. مثل همیشه قاعدمون ایته تو سقف نباید خرید کرد(کما اینکه الان تو بازار خریدار…
دلار فردایی تهران ۲۵۲۷۰۰. بعضی از اساتید میگفتن برای آخر سال دلار بین ۲۵۰ تا ۲۷۰ هزار تومان هست. هنوز ۶ ماه به آخر سال مونده و همیشه رشد اصلی قیمت ارز در نیمه دوم سال اتفاق می‌افته! اردیبهشت تارگت‌های قیمتی رو تا آخر سال دادم.

@ehsanviews
👍34🔥3❤1😢1
یک اتفاق مهم در بازار نفت در حال رخ دادن است که برای اقتصاد ایران شاید از خودِ افزایش قیمت نفت هم مهم‌تر باشد، صادرات نفت عربستان در سپتامبر به حدود ۵.۴ میلیون بشکه در روز رسیده، تقریباً دو برابر ماه آگوست که حدود ۲.۴ تا ۲.۵ میلیون بشکه بود. عراق هم صادرات نفت جنوب خود را به حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز رسانده؛ در حالی که در ماه‌های ابتدایی جنگ، صادراتش به‌شدت مختل شده بود.

بارگیری نفت ایران در آگوست به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد و طبق داده‌های ردیابی نفتکش‌ها، بخش بزرگی از همین نفت هم عملاً نتوانست از منطقه محاصره خارج شود. داده‌های مقدماتی سپتامبر نیز جریان نفت ایران از هرمز را در محدوده فقط ۱۰۰ هزار بشکه در روز نشان می‌دهد.

ایران در ماه‌های مارس و آوریل حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کرد. یعنی در عرض چند ماه، بخش عمده این جریان از بازار حذف شده است.

عربستان، عراق و امارات به‌تدریج مسیرهای صادراتی خود را بازسازی کرده‌اند. صادرات نفت کشورهای اصلی منطقه در سپتامبر به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است. عربستان از خط لوله East-West و بندر ینبع استفاده کرده و هم‌زمان صادرات از خلیج فارس را دوباره بالا برده است. عراق نیز با تخفیف‌های سنگین توانسته مشتری پیدا کند؛ حتی Vitol فقط در سپتامبر دست‌کم ۲۵ میلیون بشکه نفت عراق خریده و تخفیف بعضی محموله‌های عراقی به حدود ۱۵ تا ۲۰ دلار در هر بشکه رسیده است.

چینی‌ها هم منتظر ایران نمانده‌اند. پالایشگاه‌های مستقل چین یا همان Teapotها که سال‌ها یکی از مهم‌ترین مشتریان نفت تحریمی ایران بودند، با کاهش عرضه ایران مجبور شده‌اند به دنبال خوراک جایگزین بروند و بخشی از تقاضا به سمت نفت عراق و سایر تولیدکنندگان منتقل شده است. ایران فقط درآمد امروز را از دست نمی‌دهد، ممکن است بخشی از بازاری را که طی سال‌ها و با تخفیف و دور زدن تحریم ساخته بود نیز از دست بدهد.

مشتری وقتی خوراک پالایشگاهش را از عراق، عربستان یا تولیدکننده دیگری تأمین کرد، بازگرداندنش به نفت ایران سریع و بدون هزینه نخواهد بود.

حالا اثر این وضعیت روی اقتصاد ایران تا پایان ۱۴۰۵ چیست؟ اولین ضربه مستقیم به ورودی ارز است. اگر صادرات نزدیک ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز را با شرایط فعلی مقایسه کنیم، حتی با نفت ۹۰ تا ۱۰۰ دلاری، صحبت از چند میلیارد دلار درآمد بالقوه‌ای است که طی چند ماه می‌تواند از دسترس اقتصاد ایران خارج شود. ضمن اینکه داشتن نفت ۱۰۰ دلاری وقتی امکان صادرات و انتقال پول وجود ندارد، کمک چندانی نمی‌کند.

دومین فشار روی بودجه دولت وارد می‌شود. در بودجه ۱۴۰۵ فقط حدود ۲۶۳ همت درآمد نفت و گاز برای دولت در نظر گرفته شده بود؛ رقمی که خودش نسبت به بودجه سال قبل حدود ۵۶٪ پایین‌تر بود. بنابراین بودجه از ابتدا هم با فرض درآمد نفتی محدودتری بسته شده بود، اما اگر وضعیت فعلی صادرات ادامه پیدا کند، حتی تحقق همین منابع نیز دشوارتر می‌شود.

آن وقت دولت چند انتخاب بیشتر ندارد، افزایش مالیات و فشار بیشتر بر بخش رسمی اقتصاد، فروش اوراق بیشتر، کاهش مخارج واقعی، استفاده بیشتر از منابع بانکی و صندوق‌ها یا تأمین کسری از مسیرهایی که در نهایت پایه پولی و نقدینگی را تحت فشار قرار می‌دهد.

و تقریباً همه این مسیرها یک نقطه مشترک دارند هزینه‌شان نهایتاً به اقتصاد داخلی منتقل می‌شود.

سومین اثر روی بازار ارز است. وقتی ورودی ارز نفتی کاهش پیدا می‌کند اما تقاضای ارز برای غذا، دارو، مواد اولیه، قطعات و سایر واردات باقی می‌ماند، بانک مرکزی فضای بسیار کمتری برای مدیریت بازار خواهد داشت.

نشانه این فشار همین حالا هم دیده می‌شود؛ نرخ ارز ملی در پایان سپتامبر به کف تاریخی جدیدی رسیده و از ۲.۵ میلیون ریال(۲۵۰ هزار تومان) در برابر هر دلار عبور کرده است.

چهارمین ضربه، تورم وارداتی است. افزایش نرخ ارز فقط طلا و دلار را گران نمی‌کند. مواد اولیه، ماشین‌آلات، دارو، خوراک دام، تجهیزات و بسیاری از کالاهای واسطه‌ای اقتصاد ایران مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به واردات‌اند. در نتیجه شوک ارزی با چند ماه تأخیر خودش را در قیمت کالا و خدمات نشان می‌دهد.

اقتصاد ایران حتی قبل از کامل‌شدن این شوک نیز با تورم بسیار سنگینی وارد نیمه دوم سال شده؛ برآورد IMF برای متوسط تورم ۲۰۲۶ حدود ۶۹٪ است.

پنجمین مشکل از جایی می‌آید که کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود صنعت پتروشیمی. طبق برآورد کپلر، صادرات محصولات پتروشیمی ایران نیز از ابتدای ۲۰۲۶ حدود ۶۳٪ کاهش کرده است. یعنی فشار ارزی فقط به نفت محدود نیست و دومین منبع مهم ارز صادراتی کشور هم تحت فشار قرار گرفته.

اگر مخازن پر شوند و صادرات نتواند ادامه پیدا کند، مشکل بعدی دیگر فقط «نداشتن دلار» نیست؛ کاهش تولید کارخانه‌ها، افت فروش شرکت‌ها و در نهایت فشار روی اشتغال است.

ادامه در متن بعدی⬇️

@ehsanviews
👍14❤12
اما یک ریسک بلندمدت حتی از این هم مهم‌تر است. عربستان و عراق در حال اثبات این هستند که می‌توانند بخشی از صادرات خود را با مسیرها و سازوکارهای جدید دوباره به بازار برگردانند. اگر این روند تثبیت شود، بازار جهانی به‌تدریج خودش را با نبود نفت ایران تطبیق می‌دهد. آن وقت حتی اگر چند ماه بعد محدودیت صادرات ایران کاهش پیدا کند، تهران ممکن است با یک بازار متفاوت روبه‌رو شود بازاری که مشتری سابق ایران، دیگر منتظر نفت ایران نمانده است و شاید همین، پرهزینه‌ترین بخش این محاصره برای اقتصاد ایران باشد.

@ehsanviews
❤20👍12
یک زمانی دلار ۱۰۰ تا تک تومان بالا پایین میشد مملکت بهم میریخت الان روزی چند هزار تومان نوسان داره و انگار نه انگار، دیگه آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب اکثریت مردم تو تامین مایحتاج روزانه مشکل پیدا کردن غذای بیرون خوردن و خرید لباس و مسافرت و اینا که پیشکش.

@ehsanviews
👍53😭20😢5🔥4💅4👎2❤1😁1💩1