از بامداد ۲۱ مرداد، عرضه بنزین بدون یارانه در کرمان با نرخ تمامشده پالایشگاهی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر آغاز شده است. البته برخلاف بعضی روایتها، سهمیههای یارانهای فعلاً حذف نشدهاند و این رقم مربوط به نرخ چهارم و بنزین بدون یارانه است. اما پیام اقتصادی ماجرا روشن است: دولت میگوید جایی که مصرف از سهمیههای تعیینشده عبور میکند، مصرفکننده باید هزینه واقعیتری از کالا را بپردازد.
همین چند روز قبل رئیس اتحادیه مرکزی دام سبک کشور اعلام کرده قیمت هر کیلو دام زنده حدود ۶۵۰ هزار تومان و قیمت لاشه در کشتارگاه حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیون تومان است. با این حال در بخشی از بازار، گوشت با قیمتهای بالاتر از ۲ میلیون تومان فروخته میشود. خود او صراحتاً گفته چنین قیمتهایی منطقی به نظر نمیرسد و سود دامدار معمولاً تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد است.
یعنی اگر میانگین قیمت لاشه را ۱.۳۵ میلیون تومان بگیریم، تا رسیدن به دو میلیون تومان حدود ۴۸ درصد دیگر به قیمت اضافه میشود. طبیعتاً کشتار، حملونقل، سردخانه، بستهبندی، افت وزن و سود خردهفروش رایگان نیست؛ اما سؤال دقیقاً همین است: این زنجیره چقدر هزینه واقعی دارد و هر حلقه دقیقاً چقدر سود میبرد؟
مسئله حتی عجیبتر میشود وقتی بخشی از گوشت گاومیش وارداتی هند که قبلاً بیشتر مصرف صنعتی داشته، وارد بازار خانوار شده و در مواردی بدون درج عنوان گاومیش، با نام و قیمت گوشت گوساله فروخته میشود. از طرف دیگر، دبیر انجمن تأمینکنندگان گوشت گفته قیمت گوشت گاومیش در مبدأ خارجی حدود دو دلار در هر کیلو ارزانتر از گوشت گاو و گوساله است، در حالی که این اختلاف در بازار داخلی بسیار کمتر به مصرفکننده منتقل میشود.
حتی گزارشهای همین روزها نشان میدهد قیمت دام زنده نسبت به عید قربان حدود ۳۰ درصد پایین آمده، اما این کاهش هنوز به همان نسبت در خردهفروشی احساس نمیشود. یعنی وقتی قیمت نهاده یا ارز بالا میرود، افزایش هزینه تقریباً با سرعت نور به مصرفکننده منتقل میشود؛ اما وقتی قیمت ماده اولیه یا دام پایین میآید، کاهش قیمت جایی در میانه زنجیره گم میشود.
همین سؤال را میتوان درباره مرغ، برنج، روغن، خودرو و بسیاری از کالاهای دیگر پرسید.
در بازار مرغ همین روزها قیمت مرغ زنده حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ هزار تومان اعلام شده و مرغ کامل برای مصرفکننده حدود ۳۰۰ تا ۳۲۰ هزار تومان است، در حالی که قیمت برخی قطعات بسیار بالاتر میرود. اگر این اختلافها حاصل هزینه واقعی فرآوری، حمل، بستهبندی و سود قانونی است، بسیار خوب؛ عددها را منتشر کنید. اگر نیست، پس چه کسی در این فاصله سود میبرد؟
درباره خودرو اگر قرار است مصرفکننده بنزین را بر اساس هزینه واقعی تولید بخرد، چرا مردم نباید حق داشته باشند بدانند هزینه واقعی تولید یک خودرو داخلی یا مونتاژی چقدر است، قطعات با چه ارزی وارد شدهاند، حاشیه سود تولیدکننده و مونتاژکار چقدر است و فاصله قیمت کارخانه تا بازار در جیب چه کسانی میرود؟
مشکل اقتصاد عدم تقارن در اقتصاد است.
وقتی قرار است یارانه حذف شود، ناگهان از قیمت واقعی، هزینه تمامشده، مصرف بهینه و اصلاح اقتصادی صحبت میشود. اما وقتی پای انحصار، واسطهگری، رانت واردات، شبکه توزیع ناکارآمد و حاشیه سودهای غیرشفاف به میان میآید، همان حساسیت نسبت به قیمت واقعی ناپدید میشود.
اصلاح اقتصادی فقط این نیست که دولت قیمت بنزین را از ۵ هزار تومان به ۸۷ هزار تومان برساند و اسمش را واقعیسازی بگذارد. واقعیسازی اگر قرار است انجام شود، باید دوطرفه باشد.
در مقابل قیمت واقعی بنزین، قیمت واقعی گوشت هم مشخص شود. هزینه واقعی مرغ مشخص شود. قیمت خرید برنج از کشاورز و قیمت فروش آن روی قفسه فروشگاه مشخص شود. هزینه واردات روغن و حاشیه سود زنجیره آن منتشر شود. قیمت تمامشده خودرو، میزان ارزبری و سود مونتاژکار هم شفاف شود.
حتی راهحل اصلی قیمتگذاری دستوری نیست؛ برعکس، آنچه اقتصاد ایران بیش از هر چیز نیاز دارد رقابت، شفافیت و امکان ردیابی قیمت از تولیدکننده تا مصرفکننده است. مردم باید بدانند از هر یک میلیون تومان پولی که بابت یک کالا پرداخت میکنند، چند تومان به تولیدکننده میرسد، چند تومان هزینه واقعی است و چند تومان سهم واسطهها، انحصارها و رانتهای پنهان میشود.
وگرنه آنچه در حال اجراست اصلاح قیمتها نیست، اصلاح جیب مردم است.اگر قرار است یارانه و قیمت غیرواقعی حذف شود، رانت، انحصار و سود غیرشفاف هم باید حذف شود.
نمیشود هزینهها را جهانی کرد، قیمتها را واقعی کرد، یارانه را حذف کرد؛ اما وقتی نوبت به رانت و انحصار رسید، اقتصاد دوباره دولتی و غیرشفاف شود. این همان تناقضی است که مردم هر روز بیشتر از قبل با پوست و استخوانشان لمس میکنند: قیمت تمامشده برای مردم، سود بی پایان برای زنجیره رانت.
@ehsanviews
همین چند روز قبل رئیس اتحادیه مرکزی دام سبک کشور اعلام کرده قیمت هر کیلو دام زنده حدود ۶۵۰ هزار تومان و قیمت لاشه در کشتارگاه حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیون تومان است. با این حال در بخشی از بازار، گوشت با قیمتهای بالاتر از ۲ میلیون تومان فروخته میشود. خود او صراحتاً گفته چنین قیمتهایی منطقی به نظر نمیرسد و سود دامدار معمولاً تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد است.
یعنی اگر میانگین قیمت لاشه را ۱.۳۵ میلیون تومان بگیریم، تا رسیدن به دو میلیون تومان حدود ۴۸ درصد دیگر به قیمت اضافه میشود. طبیعتاً کشتار، حملونقل، سردخانه، بستهبندی، افت وزن و سود خردهفروش رایگان نیست؛ اما سؤال دقیقاً همین است: این زنجیره چقدر هزینه واقعی دارد و هر حلقه دقیقاً چقدر سود میبرد؟
مسئله حتی عجیبتر میشود وقتی بخشی از گوشت گاومیش وارداتی هند که قبلاً بیشتر مصرف صنعتی داشته، وارد بازار خانوار شده و در مواردی بدون درج عنوان گاومیش، با نام و قیمت گوشت گوساله فروخته میشود. از طرف دیگر، دبیر انجمن تأمینکنندگان گوشت گفته قیمت گوشت گاومیش در مبدأ خارجی حدود دو دلار در هر کیلو ارزانتر از گوشت گاو و گوساله است، در حالی که این اختلاف در بازار داخلی بسیار کمتر به مصرفکننده منتقل میشود.
حتی گزارشهای همین روزها نشان میدهد قیمت دام زنده نسبت به عید قربان حدود ۳۰ درصد پایین آمده، اما این کاهش هنوز به همان نسبت در خردهفروشی احساس نمیشود. یعنی وقتی قیمت نهاده یا ارز بالا میرود، افزایش هزینه تقریباً با سرعت نور به مصرفکننده منتقل میشود؛ اما وقتی قیمت ماده اولیه یا دام پایین میآید، کاهش قیمت جایی در میانه زنجیره گم میشود.
همین سؤال را میتوان درباره مرغ، برنج، روغن، خودرو و بسیاری از کالاهای دیگر پرسید.
در بازار مرغ همین روزها قیمت مرغ زنده حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ هزار تومان اعلام شده و مرغ کامل برای مصرفکننده حدود ۳۰۰ تا ۳۲۰ هزار تومان است، در حالی که قیمت برخی قطعات بسیار بالاتر میرود. اگر این اختلافها حاصل هزینه واقعی فرآوری، حمل، بستهبندی و سود قانونی است، بسیار خوب؛ عددها را منتشر کنید. اگر نیست، پس چه کسی در این فاصله سود میبرد؟
درباره خودرو اگر قرار است مصرفکننده بنزین را بر اساس هزینه واقعی تولید بخرد، چرا مردم نباید حق داشته باشند بدانند هزینه واقعی تولید یک خودرو داخلی یا مونتاژی چقدر است، قطعات با چه ارزی وارد شدهاند، حاشیه سود تولیدکننده و مونتاژکار چقدر است و فاصله قیمت کارخانه تا بازار در جیب چه کسانی میرود؟
مشکل اقتصاد عدم تقارن در اقتصاد است.
وقتی قرار است یارانه حذف شود، ناگهان از قیمت واقعی، هزینه تمامشده، مصرف بهینه و اصلاح اقتصادی صحبت میشود. اما وقتی پای انحصار، واسطهگری، رانت واردات، شبکه توزیع ناکارآمد و حاشیه سودهای غیرشفاف به میان میآید، همان حساسیت نسبت به قیمت واقعی ناپدید میشود.
اصلاح اقتصادی فقط این نیست که دولت قیمت بنزین را از ۵ هزار تومان به ۸۷ هزار تومان برساند و اسمش را واقعیسازی بگذارد. واقعیسازی اگر قرار است انجام شود، باید دوطرفه باشد.
در مقابل قیمت واقعی بنزین، قیمت واقعی گوشت هم مشخص شود. هزینه واقعی مرغ مشخص شود. قیمت خرید برنج از کشاورز و قیمت فروش آن روی قفسه فروشگاه مشخص شود. هزینه واردات روغن و حاشیه سود زنجیره آن منتشر شود. قیمت تمامشده خودرو، میزان ارزبری و سود مونتاژکار هم شفاف شود.
حتی راهحل اصلی قیمتگذاری دستوری نیست؛ برعکس، آنچه اقتصاد ایران بیش از هر چیز نیاز دارد رقابت، شفافیت و امکان ردیابی قیمت از تولیدکننده تا مصرفکننده است. مردم باید بدانند از هر یک میلیون تومان پولی که بابت یک کالا پرداخت میکنند، چند تومان به تولیدکننده میرسد، چند تومان هزینه واقعی است و چند تومان سهم واسطهها، انحصارها و رانتهای پنهان میشود.
وگرنه آنچه در حال اجراست اصلاح قیمتها نیست، اصلاح جیب مردم است.اگر قرار است یارانه و قیمت غیرواقعی حذف شود، رانت، انحصار و سود غیرشفاف هم باید حذف شود.
نمیشود هزینهها را جهانی کرد، قیمتها را واقعی کرد، یارانه را حذف کرد؛ اما وقتی نوبت به رانت و انحصار رسید، اقتصاد دوباره دولتی و غیرشفاف شود. این همان تناقضی است که مردم هر روز بیشتر از قبل با پوست و استخوانشان لمس میکنند: قیمت تمامشده برای مردم، سود بی پایان برای زنجیره رانت.
@ehsanviews
❤37👍23🔥1💩1
منطق مالی در ایران وارونه شده: اگر کالایی رو واقعا لازم داری، پولش رو داری یا میتونی با بدهی و پرداخت اقساط تأمینش کنی تردید نکن! تو کشورهای دیگه مردم پول جمع میکنند تا ثروتمندتر بشن، اینجا باید سریع خرجش کنی تا فقیرتر نشی!
@ehsanviews
@ehsanviews
❤43😢17👍9👏1
انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ خورشیدی تلاشی بود برای محدود کردن قدرت مطلقه، ساختن دولت مدرن، و بیرون آوردن سیاست از انحصار دربار و روحانیت وابسته به آن بود. در ادبیات تاریخی، مشروطه ایران با مفاهیمی مثل لیبرالیسم، قانونگرایی و سکولاریسم پیوند خورده است، یعنی همان نقطهای که ایران میخواست وارد جهان دولت-ملت مدرن شود. مشروطه از همان ابتدا دو مخالف داشت استبداد سلطنتی و مشروعهخواهی مذهبی. شیخ فضلالله نوری و جریان مشروعه از همین نقطه با مشروطه مشکل داشتند و میخواستند قانون مدرن زیر سایه فقه بماند. بنابراین نزاع اصلی ایران از همان لحظه روشن بود ملت یا امت؟ قانون یا فتوا؟ شهروند یا مقلد؟
در اواخر سلسله قاجار، ایران کشوری ضعیف، بدهکار، گرفتار نفوذ روس و بریتانیا و فاقد دولت مرکزی مؤثر بود. مشروطه واکنشی به همین وضعیت بود. ایرانیان فهمیده بودند بدون قانون، ارتش ملی، مالیه مدرن، آموزش علوم روز و دولت پاسخگو، کشور ایران میدان بازی قدرتهای خارجی میماند. مشروطه نیمهکاره ماند. مجلس آمد، قانون آمد، اما دولت مدرن هنوز شکل نگرفته بود. روحانیت همچنان قدرت اجتماعی داشت، قبایل و نیروهای محلی مستقل بودند، دربار ضعیف بود و خارجیها در سیاست ایران دخالت میکردند. ایران از نظر فکری جلوتر از ساختار اجرایی خودش حرکت کرده بود.
رضاشاه با پروژه دولتسازی آمد: ارتش واحد، ثبت احوال، دادگستری مدرن، آموزش نوین، محدود کردن قدرت روحانیت، کشف حجاب، تمرکزگرایی و ساختن دولت ملی. این مرحله، سکولاریسم را از سطح ایدههای مشروطه به سطح سیاست رسمی دولت آورد. در دوره رضاشاه، نهادهای سنتی به نفع دولت مدرن عقب رانده شدند ولی مشکل این بود که این سکولاریسم، بیشتر دولتی و آمرانه بود تا اجتماعی و دموکراتیک. یعنی به جای اینکه جامعه مدنی، احزاب، رسانهها و طبقه متوسط آن را تثبیت کنند، دولت با زور آن را جلو برد. نتیجه این شد که روحانیت از سیاست رسمی عقب نشست، اما نفوذ خود را در جامعه حفظ کرد و منتظر فرصت تاریخی ماند.
محمدرضاشاه پروژه مدرنسازی را با سرعت بیشتری ادامه داد: اصلاحات ارضی، حق رأی زنان، گسترش دانشگاهها، توسعه شهری، صنعتیسازی و نزدیکی به غرب. این دوره از نظر سبک زندگی، آموزش، حقوق زنان و رشد طبقه متوسط، ایران را از بسیاری از کشورهای منطقه جلو انداخت.
اما باز هم یک ضعف بزرگ وجود داشت توسعه اقتصادی و اجتماعی جلو رفت، ولی توسعه سیاسی عقب ماند. احزاب مستقل، رسانه آزاد، انتخابات واقعی و گردش قدرت وجود نداشت. همین خلأ باعث شد مخالفان مذهبی، چپها، ملیگراها و روشنفکران ناراضی، در یک ائتلاف علیه سلطنت متحد شوند.
در واقع پهلوی دوم، ایران را مدرن کرد، اما نتوانست برای این مدرنیته یک نظام سیاسی مشارکتی بسازد. نتیجه این شد که نیرویی که سازمان اجتماعی قویتری داشت، یعنی روحانیت، توانست رهبری انقلاب ۵۷ را به دست بگیرد که آغاز بازگشت روحانیت به مرکز قدرت بود و با نظریه ولایت فقیه، سیاست را دوباره زیر سلطه فقه برد. قانون اساسی جدید، برخلاف مشروطه، حاکمیت را در چارچوب دینی تعریف کرد اما نتوانست جامعه ایران را شبیه ایدئولوژی خودش کند. هرچه بیشتر اجبار کرد، جامعه بیشتر از ایدئولوژی فاصله گرفت. نتیجه این شد که ایران از نظر حکومت، دینی شد اما از نظر جامعه، یکی از سکولارترین جوامع منطقه شد و این تناقض، کلید فهم ایران امروز است.
از دوم خرداد تا جنبش سبز، از اعتراضات ۹۶ و ۹۸ تا زن، زندگی، آزادی، خواسته اصلی جامعه ایران کمکم از اصلاحات عبور کرد و به سمت عبور از خود ساختار رفت. شعارهای نسل جدید دیگر حول اصلاحات یا بازگشت به خوانش نرمتر از دین نمیچرخید، مسئله اصلی، آزادی فردی، حق انتخاب، کرامت شهروندی، رابطه عادی با جهان، اقتصاد نرمال و پایان دخالت در زندگی خصوصی بود.
از این زاویه، سکولاریسم در ایران امروز به یک تجربه زیسته تبدیل شده. زنانی که علیه حجاب اجباری ایستادند، جوانانی که سبک زندگی جهانی دارند، طبقه متوسطی که دنبال زندگی عادی با استانداردهای جهانی است، کارگری که از ایدئولوژی به نان نمیرسد و حتی مذهبیهایی که نمیخواهند دین ابزار حکومت باشد، همه در عمل بخشی از سکولاریزاسیون اجتماعی ایرانند.
ایران اگر توسعهمحور و متصل به اقتصاد جهانی شود تبدیل به یک رقیب تمدنی، اقتصادی و ژئوپلیتیک برای کل منطقه میشود.
ایران چهار سرمایه دارد که بسیاری از کشورهای همسایه به طور همزمان ندارند جمعیت بزرگ و نسبتا تحصیلکرده، موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع انرژی، و حافظه تاریخی دولتداری. اگر این چهار عامل با حکمرانی صحیح، اقتصاد باز و سیاست خارجی نرمال ترکیب شود، ایران میتواند در چند دهه به قدرت اول قاره کهن تبدیل شود.
@ehsanviews
در اواخر سلسله قاجار، ایران کشوری ضعیف، بدهکار، گرفتار نفوذ روس و بریتانیا و فاقد دولت مرکزی مؤثر بود. مشروطه واکنشی به همین وضعیت بود. ایرانیان فهمیده بودند بدون قانون، ارتش ملی، مالیه مدرن، آموزش علوم روز و دولت پاسخگو، کشور ایران میدان بازی قدرتهای خارجی میماند. مشروطه نیمهکاره ماند. مجلس آمد، قانون آمد، اما دولت مدرن هنوز شکل نگرفته بود. روحانیت همچنان قدرت اجتماعی داشت، قبایل و نیروهای محلی مستقل بودند، دربار ضعیف بود و خارجیها در سیاست ایران دخالت میکردند. ایران از نظر فکری جلوتر از ساختار اجرایی خودش حرکت کرده بود.
رضاشاه با پروژه دولتسازی آمد: ارتش واحد، ثبت احوال، دادگستری مدرن، آموزش نوین، محدود کردن قدرت روحانیت، کشف حجاب، تمرکزگرایی و ساختن دولت ملی. این مرحله، سکولاریسم را از سطح ایدههای مشروطه به سطح سیاست رسمی دولت آورد. در دوره رضاشاه، نهادهای سنتی به نفع دولت مدرن عقب رانده شدند ولی مشکل این بود که این سکولاریسم، بیشتر دولتی و آمرانه بود تا اجتماعی و دموکراتیک. یعنی به جای اینکه جامعه مدنی، احزاب، رسانهها و طبقه متوسط آن را تثبیت کنند، دولت با زور آن را جلو برد. نتیجه این شد که روحانیت از سیاست رسمی عقب نشست، اما نفوذ خود را در جامعه حفظ کرد و منتظر فرصت تاریخی ماند.
محمدرضاشاه پروژه مدرنسازی را با سرعت بیشتری ادامه داد: اصلاحات ارضی، حق رأی زنان، گسترش دانشگاهها، توسعه شهری، صنعتیسازی و نزدیکی به غرب. این دوره از نظر سبک زندگی، آموزش، حقوق زنان و رشد طبقه متوسط، ایران را از بسیاری از کشورهای منطقه جلو انداخت.
اما باز هم یک ضعف بزرگ وجود داشت توسعه اقتصادی و اجتماعی جلو رفت، ولی توسعه سیاسی عقب ماند. احزاب مستقل، رسانه آزاد، انتخابات واقعی و گردش قدرت وجود نداشت. همین خلأ باعث شد مخالفان مذهبی، چپها، ملیگراها و روشنفکران ناراضی، در یک ائتلاف علیه سلطنت متحد شوند.
در واقع پهلوی دوم، ایران را مدرن کرد، اما نتوانست برای این مدرنیته یک نظام سیاسی مشارکتی بسازد. نتیجه این شد که نیرویی که سازمان اجتماعی قویتری داشت، یعنی روحانیت، توانست رهبری انقلاب ۵۷ را به دست بگیرد که آغاز بازگشت روحانیت به مرکز قدرت بود و با نظریه ولایت فقیه، سیاست را دوباره زیر سلطه فقه برد. قانون اساسی جدید، برخلاف مشروطه، حاکمیت را در چارچوب دینی تعریف کرد اما نتوانست جامعه ایران را شبیه ایدئولوژی خودش کند. هرچه بیشتر اجبار کرد، جامعه بیشتر از ایدئولوژی فاصله گرفت. نتیجه این شد که ایران از نظر حکومت، دینی شد اما از نظر جامعه، یکی از سکولارترین جوامع منطقه شد و این تناقض، کلید فهم ایران امروز است.
از دوم خرداد تا جنبش سبز، از اعتراضات ۹۶ و ۹۸ تا زن، زندگی، آزادی، خواسته اصلی جامعه ایران کمکم از اصلاحات عبور کرد و به سمت عبور از خود ساختار رفت. شعارهای نسل جدید دیگر حول اصلاحات یا بازگشت به خوانش نرمتر از دین نمیچرخید، مسئله اصلی، آزادی فردی، حق انتخاب، کرامت شهروندی، رابطه عادی با جهان، اقتصاد نرمال و پایان دخالت در زندگی خصوصی بود.
از این زاویه، سکولاریسم در ایران امروز به یک تجربه زیسته تبدیل شده. زنانی که علیه حجاب اجباری ایستادند، جوانانی که سبک زندگی جهانی دارند، طبقه متوسطی که دنبال زندگی عادی با استانداردهای جهانی است، کارگری که از ایدئولوژی به نان نمیرسد و حتی مذهبیهایی که نمیخواهند دین ابزار حکومت باشد، همه در عمل بخشی از سکولاریزاسیون اجتماعی ایرانند.
ایران اگر توسعهمحور و متصل به اقتصاد جهانی شود تبدیل به یک رقیب تمدنی، اقتصادی و ژئوپلیتیک برای کل منطقه میشود.
ایران چهار سرمایه دارد که بسیاری از کشورهای همسایه به طور همزمان ندارند جمعیت بزرگ و نسبتا تحصیلکرده، موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع انرژی، و حافظه تاریخی دولتداری. اگر این چهار عامل با حکمرانی صحیح، اقتصاد باز و سیاست خارجی نرمال ترکیب شود، ایران میتواند در چند دهه به قدرت اول قاره کهن تبدیل شود.
@ehsanviews
👍51❤6👎4✍3👏1🤔1
در ادامه مطلب دیروز به این میپردازیم که چرا منافع برخی دولتهای منطقه با تداوم وضعیت فعلی گره میخورد.
۱. دولتهای عربی خلیج فارس؛ رقیب انرژی، سرمایه و پرستیژ
برای بسیاری از دولتهای عربی خلیج فارس، در حال حاضر ایران یک دشمن پرهزینه است، اما در عین حال یک ایران فلجشده، تحریمشده و منزوی، مزیت رقابتی بزرگی هم برای آنها ساخته است. وقتی ایران زیر تحریم است، سرمایه خارجی به دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض میرود. وقتی ایران از بازار جهانی انرژی عقب میماند، عربستان، امارات و قطر سهم بیشتری از بازار، سرمایهگذاری و قراردادهای بلندمدت میگیرند. وقتی ایران درگیر تنش دائمی با غرب است، کشورهای عربی خلیج فارس خودشان را بهعنوان شریک باثباتتر، قابل پیشبینیتر و امنتر معرفی میکنند.
مشکل آنها با ایران توسعه محور این است که چنین ایرانی میتواند همزمان رقیب نفتی، گازی، صنعتی، ترانزیتی، گردشگری و فرهنگی شود. ایران متصل به اقتصاد جهانی میتواند بخشی از سرمایه، توریسم، نیروی متخصص و توجه ژئوپلیتیک را از جنوب خلیج فارس به شمال خلیج فارس برگرداند. برای این دولتها حاکمیت فعلی یک تهدید امنیتی است، اما ایران توسعه محور یک تهدید رقابتی عمیقتر است.
۲. ترکیه، ترس از بازگشت رقیب تاریخی:
ترکیه و ایران قرنها دو قطب اصلی قدرت در منطقه بودهاند. امروز ترکیه از ضعف ایران سود زیادی برده: در تجارت منطقهای، ترانزیت، گردشگری، نفوذ فرهنگی، سریالسازی، جذب سرمایه، هاب هوایی و حتی نقش میانجی میان شرق و غرب.
یک ایران توسعهمحور میتواند مستقیما با ترکیه رقابت کند. ایران از نظر انرژی، بازار داخلی، موقعیت جغرافیایی و عمق تمدنی ظرفیت بالایی دارد. اگر تحریمها برداشته شود و سیاست خارجی ایران نرمال شود، مسیرهای ترانزیتی از خلیج فارس به قفقاز، آسیای میانه و اروپا میتواند بخشی از مزیت ترکیه را کاهش دهد.
از نگاه آنکارا، حاکمیت فعلی ایران اگرچه دردسرساز اما قابل مدیریت است، چون گرفتار تحریم، بحران داخلی و انزوای بینالمللی است. ولی ایران متصل به افتصاد جهانی، باثبات و متصل به غرب و شرق، میتواند دوباره به رقیب ژئوپلیتیک شماره یک ترکیه تبدیل شود.
۳. پاکستان، مسئله بلوچستان، مذهب و توازن منطقهای
پاکستان با ایران رابطهای پیچیده دارد همسایه است، همکاری دارد، تنش مرزی دارد، مسئله بلوچستان دارد، و از طرف دیگر در معادلات عربستان، چین، آمریکا و افغانستان هم گیر افتاده است. پاکستان از یک ایران ضعیف و درگیر تحریم، کمتر میترسد، اما ایران توسعه محور میتواند برای اسلامآباد مسئلهساز شود. چرا؟ چون چنین ایرانی روی هویت ملی، توسعه بلوچستان، مرزهای امن، مبارزه با گروههای تندرو و رابطه متوازن با هند تمرکز میکند. این برای پاکستان که سالها با مسئله افراطگرایی، رقابت با هند و شکنندگی مرزی درگیر بوده، ساده نیست.
از طرف دیگر، ایدئولوژی فعلی با وجود اختلاف شیعه و سنی، برای پاکستان قابل فهمتر از یک ایران سکولار ملیگراست. چون پاکستان خودش هم بر پایه هویت دینی ساخته شده. ایران از نظر نمادین میتواند این پیام را بدهد که یک کشور باثباتتر و مدرنتر میتواند باشد. این پیام برای ساختارهای ایدئولوژیک منطقه خطرناک است.
۴. افغانستان؛ وابستگی، مهاجرت و ترانزیت
افغانستان، بهخصوص در وضعیت طالبان، از ایران هم تأثیر میگیرد و هم به ایران وابسته است: مهاجران، آب، تجارت، سوخت، مرز، مواد غذایی، ترانزیت و مسیرهای جایگزین پاکستان. گزارشهای تجاری اخیر هم نشان دادهاند که افغانستان برای کاهش وابستگی به پاکستان، بخشی از مسیرهای تجاری خود را به سمت ایران و آسیای میانه برده است.
اما یک ایران متفاوت میتواند روی افغانستان فشار فرهنگی و سیاسی بگذارد. ایران امروز با وجود همه مشکلات، برای میلیونها افغان بازار کار و مسیر تنفس اقتصادی است. اما ایران توسعه محور ممکن است نسبت به طالبان سختگیرتر شود، مسئله آب هیرمند را جدیتر پیگیری کند، مهاجرت غیرقانونی را مدیریت کند و در سیاست فرهنگی منطقه اثر بگذارد.
جامعه فارسیزبان، شهرنشین و سکولار ایران میتواند برای نسل جوان افغانستان یک الگوی بدیل باشد؛ الگویی کاملاً متضاد با حکومت ایدئولوژیک طالبان.
برای بسیاری از بازیگران منطقه، ایرانِ تحریمشده و بحرانزده، از ایران آزاد توسعهگرا و متصل به جهان آزاو قابلتحملتر است.
چون ایران اگر از قفس ایدئولوژی بیرون بیاید، دیگر فقط یک کشور عادی در خاورمیانه نخواهد بود؛ دوباره به همان چیزی تبدیل میشود که تاریخ، جغرافیا و ظرفیت انسانیاش وعده میدهد، قدرت طبیعی فلات ایران.
@ehsanviews
۱. دولتهای عربی خلیج فارس؛ رقیب انرژی، سرمایه و پرستیژ
برای بسیاری از دولتهای عربی خلیج فارس، در حال حاضر ایران یک دشمن پرهزینه است، اما در عین حال یک ایران فلجشده، تحریمشده و منزوی، مزیت رقابتی بزرگی هم برای آنها ساخته است. وقتی ایران زیر تحریم است، سرمایه خارجی به دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض میرود. وقتی ایران از بازار جهانی انرژی عقب میماند، عربستان، امارات و قطر سهم بیشتری از بازار، سرمایهگذاری و قراردادهای بلندمدت میگیرند. وقتی ایران درگیر تنش دائمی با غرب است، کشورهای عربی خلیج فارس خودشان را بهعنوان شریک باثباتتر، قابل پیشبینیتر و امنتر معرفی میکنند.
مشکل آنها با ایران توسعه محور این است که چنین ایرانی میتواند همزمان رقیب نفتی، گازی، صنعتی، ترانزیتی، گردشگری و فرهنگی شود. ایران متصل به اقتصاد جهانی میتواند بخشی از سرمایه، توریسم، نیروی متخصص و توجه ژئوپلیتیک را از جنوب خلیج فارس به شمال خلیج فارس برگرداند. برای این دولتها حاکمیت فعلی یک تهدید امنیتی است، اما ایران توسعه محور یک تهدید رقابتی عمیقتر است.
۲. ترکیه، ترس از بازگشت رقیب تاریخی:
ترکیه و ایران قرنها دو قطب اصلی قدرت در منطقه بودهاند. امروز ترکیه از ضعف ایران سود زیادی برده: در تجارت منطقهای، ترانزیت، گردشگری، نفوذ فرهنگی، سریالسازی، جذب سرمایه، هاب هوایی و حتی نقش میانجی میان شرق و غرب.
یک ایران توسعهمحور میتواند مستقیما با ترکیه رقابت کند. ایران از نظر انرژی، بازار داخلی، موقعیت جغرافیایی و عمق تمدنی ظرفیت بالایی دارد. اگر تحریمها برداشته شود و سیاست خارجی ایران نرمال شود، مسیرهای ترانزیتی از خلیج فارس به قفقاز، آسیای میانه و اروپا میتواند بخشی از مزیت ترکیه را کاهش دهد.
از نگاه آنکارا، حاکمیت فعلی ایران اگرچه دردسرساز اما قابل مدیریت است، چون گرفتار تحریم، بحران داخلی و انزوای بینالمللی است. ولی ایران متصل به افتصاد جهانی، باثبات و متصل به غرب و شرق، میتواند دوباره به رقیب ژئوپلیتیک شماره یک ترکیه تبدیل شود.
۳. پاکستان، مسئله بلوچستان، مذهب و توازن منطقهای
پاکستان با ایران رابطهای پیچیده دارد همسایه است، همکاری دارد، تنش مرزی دارد، مسئله بلوچستان دارد، و از طرف دیگر در معادلات عربستان، چین، آمریکا و افغانستان هم گیر افتاده است. پاکستان از یک ایران ضعیف و درگیر تحریم، کمتر میترسد، اما ایران توسعه محور میتواند برای اسلامآباد مسئلهساز شود. چرا؟ چون چنین ایرانی روی هویت ملی، توسعه بلوچستان، مرزهای امن، مبارزه با گروههای تندرو و رابطه متوازن با هند تمرکز میکند. این برای پاکستان که سالها با مسئله افراطگرایی، رقابت با هند و شکنندگی مرزی درگیر بوده، ساده نیست.
از طرف دیگر، ایدئولوژی فعلی با وجود اختلاف شیعه و سنی، برای پاکستان قابل فهمتر از یک ایران سکولار ملیگراست. چون پاکستان خودش هم بر پایه هویت دینی ساخته شده. ایران از نظر نمادین میتواند این پیام را بدهد که یک کشور باثباتتر و مدرنتر میتواند باشد. این پیام برای ساختارهای ایدئولوژیک منطقه خطرناک است.
۴. افغانستان؛ وابستگی، مهاجرت و ترانزیت
افغانستان، بهخصوص در وضعیت طالبان، از ایران هم تأثیر میگیرد و هم به ایران وابسته است: مهاجران، آب، تجارت، سوخت، مرز، مواد غذایی، ترانزیت و مسیرهای جایگزین پاکستان. گزارشهای تجاری اخیر هم نشان دادهاند که افغانستان برای کاهش وابستگی به پاکستان، بخشی از مسیرهای تجاری خود را به سمت ایران و آسیای میانه برده است.
اما یک ایران متفاوت میتواند روی افغانستان فشار فرهنگی و سیاسی بگذارد. ایران امروز با وجود همه مشکلات، برای میلیونها افغان بازار کار و مسیر تنفس اقتصادی است. اما ایران توسعه محور ممکن است نسبت به طالبان سختگیرتر شود، مسئله آب هیرمند را جدیتر پیگیری کند، مهاجرت غیرقانونی را مدیریت کند و در سیاست فرهنگی منطقه اثر بگذارد.
جامعه فارسیزبان، شهرنشین و سکولار ایران میتواند برای نسل جوان افغانستان یک الگوی بدیل باشد؛ الگویی کاملاً متضاد با حکومت ایدئولوژیک طالبان.
برای بسیاری از بازیگران منطقه، ایرانِ تحریمشده و بحرانزده، از ایران آزاد توسعهگرا و متصل به جهان آزاو قابلتحملتر است.
چون ایران اگر از قفس ایدئولوژی بیرون بیاید، دیگر فقط یک کشور عادی در خاورمیانه نخواهد بود؛ دوباره به همان چیزی تبدیل میشود که تاریخ، جغرافیا و ظرفیت انسانیاش وعده میدهد، قدرت طبیعی فلات ایران.
@ehsanviews
👍53❤11👎2🤔1
آنچه نایبرئیس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی درباره سه ماه توان مقابله با محاصره شدید دریایی گفته شاید یکی از جدیترین هشدارهای اقتصادی ماههای اخیر باشد. وی عنوان کرده کشور تنها حدود ۳ تا ۴ ماه ذخیره دارد و کشاورزی داخلی قادر به تأمین کامل گندم، جو، ذرت و نهادههای مورد نیاز نیست، یعنی ادامه محاصره میتواند به امنیت غذایی کشور گره بخورد. او همچنین میگوید مرزهای زمینی توان جایگزینی حجم عظیم واردات دریایی را ندارند.
ایران تنگه هرمز را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود در برابر محاصره دریایی آمریکا نگه داشته و اعلام کرده بازگشایی کامل تنگه را به تغییر رفتار و امتیاز دادن آمریکا گره زده است.
اما این اهرم یک مشکل اساسی دارد هرچه بیشتر استفاده شود، اثرش کمرنگتر میشود ولی به اقتصاد ایران ضربات مهلکی وارد میکند. بسته ماندن هرمز میتواند بازار انرژی جهان را ملتهب کند و هزینه به کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی تحمیل کند، اما محاصره بنادر ایران در سمت مقابل، مسیر ورود غذا، نهادههای دامی، مواد اولیه و بسیاری از کالاهای ضروری به داخل کشور را محدود میکند.
اظهار نظر اردوغان که بازگشایی تنگه هرمز را اولویت ترکیه دانسته و گفته ادامه بسته بودن آن به نفع هیچکس نیست، نشان میدهد فشار دیگر محدود به تهران و واشنگتن نیست و کشورهای منطقه نیز از طولانی شدن این وضعیت نگرانند.
نکته خطرناکتر داخل ایران است. همانطور که عضو اتاق بازرگانی هشدار داده، حتی قبل از تمام شدن ذخایر، انتشار خبر کمبود میتواند باعث خرید هیجانی و احتکار خانگی شود و قیمتها را سریعتر بالا ببرد. یعنی بحران لزوما بعد از پایان سه ماه آغاز نمیشود ممکن است آثارش خیلی زودتر در قیمت مواد غذایی، خوراک دام، گوشت، مرغ و کالاهای وارداتی ظاهر شود.
بنابراین امروز کارت هرمز بیش از آنکه یک برگ برنده بدون هزینه باشد، تبدیل به یک بازی بسیار پرریسک شده است. آمریکا میتواند امیدوار باشد فشار اقتصادی و کمبود، تهران را وادار به امتیازدهی کند، حاکمیت ایران هم امیدوار است اختلال در هرمز و فشار بر بازار جهانی انرژی، آمریکا و کشورهای منطقه را وادار به شکستن محاصره کند.
اگر تفاهمی برای شکستن محاصره و بازگشایی هرمز شکل نگیرد که احتمالا اینگونه خواهد بود فشار بر واردات، کمبود مواد اولیه، جهش دوباره تورم و تشدید نارضایتی داخلی میتواند هزینه ادامه این بنبست را برای حکومت بهسرعت بالا ببرد. و درست در همین نقطه است که فشار اقتصادی میتواند دوباره به بحران نارضایتی اجتماعی دامن بزند و سپس در دور بعدی جنگ که به احتمال زیاد در نیمه دوم امسال اتفاق خواهد افتاد ضربات مهلکی بر کشور وارد سازد.
@ehsanviews
ایران تنگه هرمز را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود در برابر محاصره دریایی آمریکا نگه داشته و اعلام کرده بازگشایی کامل تنگه را به تغییر رفتار و امتیاز دادن آمریکا گره زده است.
اما این اهرم یک مشکل اساسی دارد هرچه بیشتر استفاده شود، اثرش کمرنگتر میشود ولی به اقتصاد ایران ضربات مهلکی وارد میکند. بسته ماندن هرمز میتواند بازار انرژی جهان را ملتهب کند و هزینه به کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی تحمیل کند، اما محاصره بنادر ایران در سمت مقابل، مسیر ورود غذا، نهادههای دامی، مواد اولیه و بسیاری از کالاهای ضروری به داخل کشور را محدود میکند.
اظهار نظر اردوغان که بازگشایی تنگه هرمز را اولویت ترکیه دانسته و گفته ادامه بسته بودن آن به نفع هیچکس نیست، نشان میدهد فشار دیگر محدود به تهران و واشنگتن نیست و کشورهای منطقه نیز از طولانی شدن این وضعیت نگرانند.
نکته خطرناکتر داخل ایران است. همانطور که عضو اتاق بازرگانی هشدار داده، حتی قبل از تمام شدن ذخایر، انتشار خبر کمبود میتواند باعث خرید هیجانی و احتکار خانگی شود و قیمتها را سریعتر بالا ببرد. یعنی بحران لزوما بعد از پایان سه ماه آغاز نمیشود ممکن است آثارش خیلی زودتر در قیمت مواد غذایی، خوراک دام، گوشت، مرغ و کالاهای وارداتی ظاهر شود.
بنابراین امروز کارت هرمز بیش از آنکه یک برگ برنده بدون هزینه باشد، تبدیل به یک بازی بسیار پرریسک شده است. آمریکا میتواند امیدوار باشد فشار اقتصادی و کمبود، تهران را وادار به امتیازدهی کند، حاکمیت ایران هم امیدوار است اختلال در هرمز و فشار بر بازار جهانی انرژی، آمریکا و کشورهای منطقه را وادار به شکستن محاصره کند.
اگر تفاهمی برای شکستن محاصره و بازگشایی هرمز شکل نگیرد که احتمالا اینگونه خواهد بود فشار بر واردات، کمبود مواد اولیه، جهش دوباره تورم و تشدید نارضایتی داخلی میتواند هزینه ادامه این بنبست را برای حکومت بهسرعت بالا ببرد. و درست در همین نقطه است که فشار اقتصادی میتواند دوباره به بحران نارضایتی اجتماعی دامن بزند و سپس در دور بعدی جنگ که به احتمال زیاد در نیمه دوم امسال اتفاق خواهد افتاد ضربات مهلکی بر کشور وارد سازد.
@ehsanviews
👍23❤3😢1
معاون وزیر نیرو: به دلیل سنگین شدن بهای برق در بازههای دوماهه، در دستور کار است تا دوره صدور قبضهای برق به یک ماه برسد. روش حل مشکلشون هم اینطوریه، برای حل معضل بنزین هم باید باک ماشینها رو کوچکتر بسازند تو هربار بنزین زدن هزینه پایینتر در بیاد.
@ehsanviews
@ehsanviews
💩38👍6❤4🤷♂3👎2🤡2
👍56❤13⚡6🗿4👎3🖕1
سالهاست که امیرنشین دوبی یکی از نزدیکترین شرکای تجاری ایران بوده؛ حتی پس از بازگشت تحریمهای آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۱۸. صادرات امارات به ایران از کمتر از ۶ میلیارد دلار به حدود ۲۲ میلیارد دلار در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ افزایش یافت؛ بهطوریکه امارات به بزرگترین تأمینکننده غیرنفتی ایران و دومین شریک تجاری کشور پس از چین تبدیل شد. همچنین بیش از ۱۲۰ هزار صاحب کسبوکار ایرانی در امارات مستقر هستند. حالا امارات تمام تجارت با ایران را متوقف کرده است؛ اقدامی که میتواند در راستای همان چیزی باشد که «بِسِنت» وعده داده بود: انزوای اقتصادی در ابعادی که جهان تاکنون به خود ندیده است.
با این اقدام یکی از مهمترین دروازههای ایران برای واردات کالا، انتقال پول، تأمین قطعات، ماشینآلات و دور زدن تحریمها بسته میشود. اگر این اتفاق همزمان با ادامه محاصره بنادر ایران و فشار مالی جدید آمریکا ادامه پیدا کند، شوک آن میتواند ظرف یک تا سه ماه در بازار ارز، قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه کارخانهها و کمبود برخی اقلام محسوس شود. با محدود شدن واردات و درآمد ارزی، تولید داخلی هم بهدلیل نبود قطعه و مواد اولیه ضربه میخورد و حاکمیت برای پوشش کسری بودجه بیشتر به چاپ پول و کاهش ارزش ریال پناه میبرد، یعنی همان چرخهای که تورم، رکود و نارضایتی اجتماعی را همزمان تشدید میکند.
اگر مسیرهای جایگزین از چین، ترکیه، عراق، قطر یا آسیای میانه نتوانند بخش قابلتوجهی از این مسئله را جبران کنند بازه سه تا شش ماه آینده میتواند به مرحله بحران بسیار شدید ارزی و مالی برسد جایی که تأمین منظم کالا، پرداخت هزینههای دولت و حفظ قدرت خرید مردم بهشدت دشوار میشود. چیزی که میتوان گفت این است که با ادامه همزمان محاصره دریایی، قطع کانال امارات، سقوط درآمد نفتی، فشار مالی آمریکا، از پاییز امسال ریسک ورود کشور به مرحلهای که بحران اقتصادی به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود، بهطور جدی افزایش پیدا میکند.
@ehsanviews
با این اقدام یکی از مهمترین دروازههای ایران برای واردات کالا، انتقال پول، تأمین قطعات، ماشینآلات و دور زدن تحریمها بسته میشود. اگر این اتفاق همزمان با ادامه محاصره بنادر ایران و فشار مالی جدید آمریکا ادامه پیدا کند، شوک آن میتواند ظرف یک تا سه ماه در بازار ارز، قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه کارخانهها و کمبود برخی اقلام محسوس شود. با محدود شدن واردات و درآمد ارزی، تولید داخلی هم بهدلیل نبود قطعه و مواد اولیه ضربه میخورد و حاکمیت برای پوشش کسری بودجه بیشتر به چاپ پول و کاهش ارزش ریال پناه میبرد، یعنی همان چرخهای که تورم، رکود و نارضایتی اجتماعی را همزمان تشدید میکند.
اگر مسیرهای جایگزین از چین، ترکیه، عراق، قطر یا آسیای میانه نتوانند بخش قابلتوجهی از این مسئله را جبران کنند بازه سه تا شش ماه آینده میتواند به مرحله بحران بسیار شدید ارزی و مالی برسد جایی که تأمین منظم کالا، پرداخت هزینههای دولت و حفظ قدرت خرید مردم بهشدت دشوار میشود. چیزی که میتوان گفت این است که با ادامه همزمان محاصره دریایی، قطع کانال امارات، سقوط درآمد نفتی، فشار مالی آمریکا، از پاییز امسال ریسک ورود کشور به مرحلهای که بحران اقتصادی به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود، بهطور جدی افزایش پیدا میکند.
@ehsanviews
👍29❤12🔥2🥴2🥰1
ترامپ در تروث سوشال نوشت:
هیچکس به جمهوری اسلامی ایران فرصت بزرگتری برای بستن یک معامله نداده است بهاندازه من. متأسفانه، آنها نتوانستند از این فرصت استفاده کنند. بنابراین، امروز اعلام میکنم که شدیدترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را آغاز میکنم! این جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بیسابقه خواهد بود. نیروی دریاییشان نابود شده، نیروی هواییشان منهدم شده، کارخانههای نظامیشان اکنون به آوار تبدیل شده، ارزشان بیارزش است و کشورشان در حال آویزان شدن از یک نخ است.
امروز همچنین اعلام میکنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هرگونه کمک به ایران ارائه دهند، خودش با پیامدهای اقتصادی عظیم روبهرو خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقالات نقدی، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای پوششی — همه اینها باید همین حالا متوقف شود. شما میدانید که هستید. این یک روز اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند تا تهدید ایران را منزوی و شکست دهند. این دیوانهها در حال اضمحلال هستند و این اقدامات تاریخی آنها و تواناییشان برای پخش ترور در سراسر جهان را فلج خواهد کرد.
ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت.
از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ
@ehsanviews
هیچکس به جمهوری اسلامی ایران فرصت بزرگتری برای بستن یک معامله نداده است بهاندازه من. متأسفانه، آنها نتوانستند از این فرصت استفاده کنند. بنابراین، امروز اعلام میکنم که شدیدترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را آغاز میکنم! این جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بیسابقه خواهد بود. نیروی دریاییشان نابود شده، نیروی هواییشان منهدم شده، کارخانههای نظامیشان اکنون به آوار تبدیل شده، ارزشان بیارزش است و کشورشان در حال آویزان شدن از یک نخ است.
امروز همچنین اعلام میکنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هرگونه کمک به ایران ارائه دهند، خودش با پیامدهای اقتصادی عظیم روبهرو خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقالات نقدی، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای پوششی — همه اینها باید همین حالا متوقف شود. شما میدانید که هستید. این یک روز اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند تا تهدید ایران را منزوی و شکست دهند. این دیوانهها در حال اضمحلال هستند و این اقدامات تاریخی آنها و تواناییشان برای پخش ترور در سراسر جهان را فلج خواهد کرد.
ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت.
از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ
@ehsanviews
👍28❤7🍌7👎5🥴1
کارت تنگه هرمز قرار بود اهرم فشار ایران روی غرب باشد، با قطع صادرات نفت قیمت جهانی بالا برود و هزینه جنگ و تحریم برای طرف مقابل سنگین شود حالا رویترز میگوید عرضه نفت ایران در چین آنقدر کم شده که نفتی که همیشه برای فروشش مجبور به تخفیف بودیم، بعضی محمولههایش حتی بالاتر از برنت قیمت میخورند. چون نفت ایران برای فروش کم شده.
خرید چین از نفت ایران از متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال گذشته، به حدود ۵۳۴ هزار بشکه رسیده( بیش از ۶۰ درصد افت.)
چین به فکر جایگزین کردن نفت ایران افتاده. پالایشگاههای چینی حالا نفت عراق، برزیل و منابع دیگر را بررسی میکنند. این همان جایی است که اهرم هرمز علیه خود ایران عمل میکند؛ چون چین برای نفت ایران جایگزین دارد، اما ایران برای چین بهعنوان خریدار بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتیاش، جایگزین مشابهی ندارد.
اهرم بستن تنگه هرمز زمانی برای حاکمیت ایران مفید بود که تهدید به اختلال، هزینه طرف مقابل را بالا ببرد اما مسیر صادرات خود ایران همچنان کار کند. وقتی همان اختلال، صادرات ایران را هم خفه کند بخشی از اصلیترین منبع ارز کشور را قربانی همان اهرم میکنیم.
اگر پالایشگاههای چینی در این چند ماه زنجیره تأمین جدید پیدا کنند، قراردادهای تازه ببندند و بفهمند بدون نفت ایران هم میتوانند کار کنند. آن وقت حتی اگر فرداروزی تنگه هرمز باز شود، بخشی از بازاری که سالها با تخفیف و دور زدن تحریم حفظ شده بود، از دست رفته است.
کارت تنگه هرمز به مثابه یک چاقوی دو لبه بود که در حال حاضر خلاف جهت عمل میکند.
@ehsanviews
خرید چین از نفت ایران از متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال گذشته، به حدود ۵۳۴ هزار بشکه رسیده( بیش از ۶۰ درصد افت.)
چین به فکر جایگزین کردن نفت ایران افتاده. پالایشگاههای چینی حالا نفت عراق، برزیل و منابع دیگر را بررسی میکنند. این همان جایی است که اهرم هرمز علیه خود ایران عمل میکند؛ چون چین برای نفت ایران جایگزین دارد، اما ایران برای چین بهعنوان خریدار بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتیاش، جایگزین مشابهی ندارد.
اهرم بستن تنگه هرمز زمانی برای حاکمیت ایران مفید بود که تهدید به اختلال، هزینه طرف مقابل را بالا ببرد اما مسیر صادرات خود ایران همچنان کار کند. وقتی همان اختلال، صادرات ایران را هم خفه کند بخشی از اصلیترین منبع ارز کشور را قربانی همان اهرم میکنیم.
اگر پالایشگاههای چینی در این چند ماه زنجیره تأمین جدید پیدا کنند، قراردادهای تازه ببندند و بفهمند بدون نفت ایران هم میتوانند کار کنند. آن وقت حتی اگر فرداروزی تنگه هرمز باز شود، بخشی از بازاری که سالها با تخفیف و دور زدن تحریم حفظ شده بود، از دست رفته است.
کارت تنگه هرمز به مثابه یک چاقوی دو لبه بود که در حال حاضر خلاف جهت عمل میکند.
@ehsanviews
👍46❤10😁2👎1
طلا از ۴ شنبه حدودا ۵ ٪افزایش قیمت داشته افزایش دلار هم طبق صحبتی که دوشنبه داشتیم و تقریبا ۳٪ افزایش اتفاق افتاده حالا این وسط بازی اونس طلا مهمه که اونس دوشنبه رو چه قیمتی باز شه و چه رفتاری داشته باشه.
در رابطه با دلار در صورتیکه عدد روانی ۲۰۰ هزار تومن تاچ بشه(اینمدت تلاش بر این بود دلار این عدد رونبینه) احتمالا یک اصلاح میده و طبق معمول همیشه هر اصلاح در بازار فرصت خرید هست .
دلار بالای ۲۳۰ هزار تومن بره و تثبیت بده به راحتی اعداد ۲۵۰ و بالاتر رو خواهیم دید تارگتهای دلار بر اساس ۳ سناریو محتمل هم که قبلا مفصل عرض کردم.
@ehsanviews
در رابطه با دلار در صورتیکه عدد روانی ۲۰۰ هزار تومن تاچ بشه(اینمدت تلاش بر این بود دلار این عدد رونبینه) احتمالا یک اصلاح میده و طبق معمول همیشه هر اصلاح در بازار فرصت خرید هست .
دلار بالای ۲۳۰ هزار تومن بره و تثبیت بده به راحتی اعداد ۲۵۰ و بالاتر رو خواهیم دید تارگتهای دلار بر اساس ۳ سناریو محتمل هم که قبلا مفصل عرض کردم.
@ehsanviews
👍32❤10😢4👌2👏1
در رابطه با نقره هم دیگه میدونید من خودم نقره رو خیلی دوست دارم و به آینده این کامودیتی خوشبینم، ولی یه نکته رو نباید نادیده گرفت.
الان توی ایران تعداد صندوقهای نقره به حدود ۱۲ تا رسیده، در حالی که در بازار آمریکا، اگر صندوقهای واقعا متمرکز بر نقره فیزیکی رو حساب کنیم، دو سه ابزار اصلی بیشتر نداریم؛ مثل SLV و SIVR و با احتساب PSLV.
این اختلاف خودش یه زنگ خطره. زیاد شدن تعداد صندوق لزوما به معنی جذابتر شدن خود دارایی نیست. نقره بازاری پرنوسان، دورهای و وابسته به کلی متغیر صنعتی، اقتصادی و سرمایهگذاریه، هم میتونه رالیهای دیوانهوار بده، هم ممکنه بره تو رکود و سرمایهگذار رو خسته کنه. تو سبدتون نقره داشته باشید اما مقدار معقول و انتظار متعارف ازش داشته باشید. اونهایی که نوسانگیری بلدن و خودشون تحلیل میکنند بحثشون جداست.
@ehsanviews
الان توی ایران تعداد صندوقهای نقره به حدود ۱۲ تا رسیده، در حالی که در بازار آمریکا، اگر صندوقهای واقعا متمرکز بر نقره فیزیکی رو حساب کنیم، دو سه ابزار اصلی بیشتر نداریم؛ مثل SLV و SIVR و با احتساب PSLV.
این اختلاف خودش یه زنگ خطره. زیاد شدن تعداد صندوق لزوما به معنی جذابتر شدن خود دارایی نیست. نقره بازاری پرنوسان، دورهای و وابسته به کلی متغیر صنعتی، اقتصادی و سرمایهگذاریه، هم میتونه رالیهای دیوانهوار بده، هم ممکنه بره تو رکود و سرمایهگذار رو خسته کنه. تو سبدتون نقره داشته باشید اما مقدار معقول و انتظار متعارف ازش داشته باشید. اونهایی که نوسانگیری بلدن و خودشون تحلیل میکنند بحثشون جداست.
@ehsanviews
👍25❤12
درباره بحث مسکن، تو فضای مجازی چندهفته اخیر بعضیها خیلی بهش پرداختند که چه نشستید که مسکن گران شد و از طلا بیشتر سود داد هرکی سرمایه گذاری نکرد عقب افتاد. من فرض میگیرم یک اپارتمان دارم ۱۰ میلیارد تومان. ۶ ماه بعد میشه ۲۰ میلیارد تومان پول احتیاج دارم میخوام بفروشمش آیا مشتری هست؟ خوشبینانه ترین حالت ۳ماه باید منتظر بمونم! ما تو شرایط متزلزل فعلی نباید دنبال این باشیم کدوم بازار بالاترین سود رو میده بلکه باید ببینیم کدوم بازار قابلیت نقدشوندگی بالاتری داره. بارها تاکید کردم خرید ملک تبدیل شده به یک امر تخصصی، گذشت اون زمان که هرجا زمین یا آپارتمان میخریدی ۶ ماه یکسال بعد با سود میفروختی. پولتون رو تو یک بازار با اینده مبهم قفل نکنید اگر برنامه روشنی ندارید.
@ehsanviews
@ehsanviews
👍37❤23
بصورت مجزا درباره بازارها نوشتم هرکی خواست برای دوست و آشنا فوروارد کنه اونیکه بیشتر به درد اون شخص میخوره رو ارسال کنه براش.
@ehsanviews
@ehsanviews
❤44😁2
دیدگاههای احسان
طلا از ۴ شنبه حدودا ۵ ٪افزایش قیمت داشته افزایش دلار هم طبق صحبتی که دوشنبه داشتیم و تقریبا ۳٪ افزایش اتفاق افتاده حالا این وسط بازی اونس طلا مهمه که اونس دوشنبه رو چه قیمتی باز شه و چه رفتاری داشته باشه. در رابطه با دلار در صورتیکه عدد روانی ۲۰۰ هزار تومن…
مثل اینکه طلا بیشتر از همه بازارها طرفدار داره، حواسم بهتون هست شیطونها! جالبه تو فارکس هم کسی راهنمایی میخواد ترید رو از کدوم نماد شروع کنم من همیشه EUR/USD رو پیشنهاد میکنم چون حرکاتش نظام مندتر هست و تریدر تازه کار بهتر میتونه خودش رو محک بزنه اما خود فرد معمولا میره سراغ طلا و یکماه بعد هم مسیج میده میگه کال شدم چیکار کنم.
@ehsanviews
@ehsanviews
❤30👍15
دیدگاههای احسان
نفت ۱۵۰ دلاری رو ندیدیم ولی بزودی دلار ۲۰۰ هزار تومنی رو میبینیم. @ehsanviews
نفت وست تگزاس ۸۷.۵ دلار، دلار ۲۰۰هزار تومن.
😢14👍10🖕3💔2❤1
هفته گذشته یک واگرایی مهم در بازار شکل گرفت:
بازده اوراق بلندمدت آمریکا بالا رفت، اما همزمان دلار ضعیف شد و طلا رشد کرد.
در حالت عادی، افزایش بازده اوراق باید به تقویت دلار و فشار بر طلا منجر شود. اینکه این بار چنین اتفاقی نیفتاده، میتواند نشانه این باشد که بخشی از رشد بازده فقط به سیاستهای فدرال رزرو مربوط نیست؛ بلکه بازار برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا، بهخاطر کسری بودجه، عرضه سنگین اوراق، تورم و ریسک انرژی، بازده بیشتری مطالبه میکند.
نکته مهم اینجاست که هنوز نمیتوان از «فرار سرمایه از آمریکا» حرف زد. آخرین دادههای رسمی نشان میدهد ورود سرمایه خارجی به داراییهای آمریکا همچنان قوی بوده و حتی همزمان با فشار بازار اوراق، حدود ۱۱.۷ میلیارد دلار سرمایه وارد صندوقهای سهام آمریکا شده است.
پس سؤال اصلی فعلاً این نیست که:
«آیا دیگر کسی اوراق آمریکا را نمیخرد؟»
سؤال مهمتر این است:
«سرمایهگذاران با چه نرخ بازدهی حاضرند ریسک بدهی بلندمدت آمریکا را نگه دارند؟»
بازار سهام هنوز روی رشد سود شرکتها و رونق هوش مصنوعی حساب میکند، اما بازار اوراق دارد هزینه بالاتری برای تأمین مالی و نگهداری بدهی بلندمدت قیمتگذاری میکند. این دو روایت نمیتوانند برای همیشه بدون اصطکاک کنار هم بمانند.
اگر بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا در سطوح بالا تثبیت شود، مخصوصاً اگر نفت هم گران بماند، احتمالاً اولین فشار جدی را نزدک و سهام شرکتهای رشدی و فناوری احساس خواهند کرد.
بازده اوراق ۳۰ساله ↑ + دلار ↓ + طلا ↑
اگر این واگرایی ادامه پیدا کند، بازار اوراق بلندمدت آمریکا میتواند به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده قیمت سهام، طلا و دلار در هفتههای آینده تبدیل شود.
@ehsanviews
بازده اوراق بلندمدت آمریکا بالا رفت، اما همزمان دلار ضعیف شد و طلا رشد کرد.
در حالت عادی، افزایش بازده اوراق باید به تقویت دلار و فشار بر طلا منجر شود. اینکه این بار چنین اتفاقی نیفتاده، میتواند نشانه این باشد که بخشی از رشد بازده فقط به سیاستهای فدرال رزرو مربوط نیست؛ بلکه بازار برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا، بهخاطر کسری بودجه، عرضه سنگین اوراق، تورم و ریسک انرژی، بازده بیشتری مطالبه میکند.
نکته مهم اینجاست که هنوز نمیتوان از «فرار سرمایه از آمریکا» حرف زد. آخرین دادههای رسمی نشان میدهد ورود سرمایه خارجی به داراییهای آمریکا همچنان قوی بوده و حتی همزمان با فشار بازار اوراق، حدود ۱۱.۷ میلیارد دلار سرمایه وارد صندوقهای سهام آمریکا شده است.
پس سؤال اصلی فعلاً این نیست که:
«آیا دیگر کسی اوراق آمریکا را نمیخرد؟»
سؤال مهمتر این است:
«سرمایهگذاران با چه نرخ بازدهی حاضرند ریسک بدهی بلندمدت آمریکا را نگه دارند؟»
بازار سهام هنوز روی رشد سود شرکتها و رونق هوش مصنوعی حساب میکند، اما بازار اوراق دارد هزینه بالاتری برای تأمین مالی و نگهداری بدهی بلندمدت قیمتگذاری میکند. این دو روایت نمیتوانند برای همیشه بدون اصطکاک کنار هم بمانند.
اگر بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا در سطوح بالا تثبیت شود، مخصوصاً اگر نفت هم گران بماند، احتمالاً اولین فشار جدی را نزدک و سهام شرکتهای رشدی و فناوری احساس خواهند کرد.
بازده اوراق ۳۰ساله ↑ + دلار ↓ + طلا ↑
اگر این واگرایی ادامه پیدا کند، بازار اوراق بلندمدت آمریکا میتواند به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده قیمت سهام، طلا و دلار در هفتههای آینده تبدیل شود.
@ehsanviews
👍16❤8
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مقالهٔ فوقالعاده تند و خصمانهای رو در فایننشالتایمز منتشر کرده.
چند پاراگرافش رو بخونید.
اسکات بسنت: یک «روز دی» اقتصادی در راه ایران است
کشورهایی که مماشات با ایران را گزینهای امنتر میدانند، باید در محاسبات خود تجدیدنظر کنند.
ادامه:
در سال ۱۹۴۳، قدرتهای متفقین در «کنفرانس تهران» گرد هم آمدند تا مسیر اقدامی بیسابقه را ترسیم کنند.
در حالی که روزولت و چرچیل درباره کارزاری میاندیشیدند که سرانجام به پیادهشدن نیروهای متفقین در نرماندی انجامید، از خود پرسیدند چه میتوان کرد تا «بیشترین فشار ممکن بر دشمن وارد شود».
تاریخ بار دیگر همین پرسش را به تهران بازگردانده است. و اکنون زمان آن رسیده که با تمام قدرت و عزم آمریکا به آن پاسخ داده شود.
اکنون وارد مرحله نهایی شدهایم. با طلوع صبح، یک «روز دی اقتصادی» آغاز میشود — بزرگترین تهاجم مالی که تاکنون علیه یک دشمن سازماندهی شده است.
پرزیدنت ترامپ اقتصاد ایران را چنان تحت فشار قرار داده که ارزش ریال هرگز تا این اندازه پایین نبوده و تورم نیز بهندرت تا این حد بالا بوده است. آخرین امکان برای حکومت ایران اکنون خودفریبیِ کشورهای هراسانی است که همچنان تصور میکنند با کنار آمدن با تجاوزگری میتوان به صلحی پایدار دست یافت.
حامیان ایران نفت آن را خریداری و حمل میکنند. جریان مالی آن را از طریق صرافیها و مناطق آزاد تجاری تسهیل میکنند. به پروازهای ایران اجازه فعالیت میدهند و ثبت کشتیها را از جانب آن انجام میدهند. چشم خود را بر انتقال سوخت از کشتی به کشتی و استفاده غیرقانونی از بانکهایشان میبندند و همزمان میزان همدستی خود را پنهان میکنند.
خلاصه اینکه این کشورها محاسبه کردهاند که مماشات با حکومت ایران مسیر امنتری است. اما بهتر است پیامدهای زنده نگه داشتن آن را نیز در نظر بگیرند.
پرزیدنت ترامپ کاری را انجام میدهد که پیشینیانش از انجام آن سر باز زدند: پایان دادن به تهدیدی که آنان خود را به مدیریت کردنش قانع کرده بودند. طبقه سیاسی برای دههها بهجای پیشبرد منافع آمریکا، چرخهای بیپایان از تحریک و تنش را پذیرفت. نباید نسل دیگری محکوم به زندگی زیر تهدید کسانی باشد که خود را وقف شعار «مرگ بر آمریکا» و تحقق بلندپروازی هستهای کردهاند. انزوای کامل مالی میتواند نیاز به استفاده از نیروی نظامی آمریکا را برطرف کند و همزمان حوزه آزادی متحدان ما را گسترش دهد.
کشورهایی که باقیمانده ارتباطات مالی و تجاری ایران را قطع کنند، ارتباطات اقتصادی خود را تقویت خواهند کرد. دسترسی آنها به سرمایه جهانی عمیقتر خواهد شد، اعتماد به بازارهایشان افزایش خواهد یافت و جایگاهی را که در اقتصاد جهانی در پی آن هستند به دست خواهند آورد.
گزینه دیگر برای کشورهایی که خود را به تهران گره میزنند، بسته شدن هرگونه مسیر به سوی رفاه پایدار است. همانگونه که اغلب رخ میدهد، هر جا اعتماد فروبپاشد، تأمین مالی غیرقانونی شکوفا خواهد شد. و هر کشوری که بهعنوان شریان مالی ایران عمل کند، باید انتظار داشته باشد در انزوای آن نیز شریک شود.
کسانی که از خطر ایستادگی در برابر تهران میترسند، نباید هزینه آزمودن عزم واشنگتن را دستکم بگیرند.
رئیسجمهور شرایطی را فراهم کرده است که بتوان از تمام سازمانها، تمام اختیارات و تمام اقداماتی استفاده کرد که بسیاری تصور میکردند هرگز به آنها متوسل نخواهیم شد. هرگونه ارتباط باقیمانده با تهران، روند طرد اقتصادی کشورها و نهادها را تسریع خواهد کرد؛ چه آن ارتباط عامدانه ایجاد شده باشد و چه آگاهانه نادیده گرفته شود.
جهان باید بداند که هدف ما قطع تکتک شریانهای اقتصادی ایران است... تا زمانی که تهران کاملاً تنها بماند.
@ehsanviews
چند پاراگرافش رو بخونید.
اسکات بسنت: یک «روز دی» اقتصادی در راه ایران است
کشورهایی که مماشات با ایران را گزینهای امنتر میدانند، باید در محاسبات خود تجدیدنظر کنند.
ادامه:
در سال ۱۹۴۳، قدرتهای متفقین در «کنفرانس تهران» گرد هم آمدند تا مسیر اقدامی بیسابقه را ترسیم کنند.
در حالی که روزولت و چرچیل درباره کارزاری میاندیشیدند که سرانجام به پیادهشدن نیروهای متفقین در نرماندی انجامید، از خود پرسیدند چه میتوان کرد تا «بیشترین فشار ممکن بر دشمن وارد شود».
تاریخ بار دیگر همین پرسش را به تهران بازگردانده است. و اکنون زمان آن رسیده که با تمام قدرت و عزم آمریکا به آن پاسخ داده شود.
اکنون وارد مرحله نهایی شدهایم. با طلوع صبح، یک «روز دی اقتصادی» آغاز میشود — بزرگترین تهاجم مالی که تاکنون علیه یک دشمن سازماندهی شده است.
پرزیدنت ترامپ اقتصاد ایران را چنان تحت فشار قرار داده که ارزش ریال هرگز تا این اندازه پایین نبوده و تورم نیز بهندرت تا این حد بالا بوده است. آخرین امکان برای حکومت ایران اکنون خودفریبیِ کشورهای هراسانی است که همچنان تصور میکنند با کنار آمدن با تجاوزگری میتوان به صلحی پایدار دست یافت.
حامیان ایران نفت آن را خریداری و حمل میکنند. جریان مالی آن را از طریق صرافیها و مناطق آزاد تجاری تسهیل میکنند. به پروازهای ایران اجازه فعالیت میدهند و ثبت کشتیها را از جانب آن انجام میدهند. چشم خود را بر انتقال سوخت از کشتی به کشتی و استفاده غیرقانونی از بانکهایشان میبندند و همزمان میزان همدستی خود را پنهان میکنند.
خلاصه اینکه این کشورها محاسبه کردهاند که مماشات با حکومت ایران مسیر امنتری است. اما بهتر است پیامدهای زنده نگه داشتن آن را نیز در نظر بگیرند.
پرزیدنت ترامپ کاری را انجام میدهد که پیشینیانش از انجام آن سر باز زدند: پایان دادن به تهدیدی که آنان خود را به مدیریت کردنش قانع کرده بودند. طبقه سیاسی برای دههها بهجای پیشبرد منافع آمریکا، چرخهای بیپایان از تحریک و تنش را پذیرفت. نباید نسل دیگری محکوم به زندگی زیر تهدید کسانی باشد که خود را وقف شعار «مرگ بر آمریکا» و تحقق بلندپروازی هستهای کردهاند. انزوای کامل مالی میتواند نیاز به استفاده از نیروی نظامی آمریکا را برطرف کند و همزمان حوزه آزادی متحدان ما را گسترش دهد.
کشورهایی که باقیمانده ارتباطات مالی و تجاری ایران را قطع کنند، ارتباطات اقتصادی خود را تقویت خواهند کرد. دسترسی آنها به سرمایه جهانی عمیقتر خواهد شد، اعتماد به بازارهایشان افزایش خواهد یافت و جایگاهی را که در اقتصاد جهانی در پی آن هستند به دست خواهند آورد.
گزینه دیگر برای کشورهایی که خود را به تهران گره میزنند، بسته شدن هرگونه مسیر به سوی رفاه پایدار است. همانگونه که اغلب رخ میدهد، هر جا اعتماد فروبپاشد، تأمین مالی غیرقانونی شکوفا خواهد شد. و هر کشوری که بهعنوان شریان مالی ایران عمل کند، باید انتظار داشته باشد در انزوای آن نیز شریک شود.
کسانی که از خطر ایستادگی در برابر تهران میترسند، نباید هزینه آزمودن عزم واشنگتن را دستکم بگیرند.
رئیسجمهور شرایطی را فراهم کرده است که بتوان از تمام سازمانها، تمام اختیارات و تمام اقداماتی استفاده کرد که بسیاری تصور میکردند هرگز به آنها متوسل نخواهیم شد. هرگونه ارتباط باقیمانده با تهران، روند طرد اقتصادی کشورها و نهادها را تسریع خواهد کرد؛ چه آن ارتباط عامدانه ایجاد شده باشد و چه آگاهانه نادیده گرفته شود.
جهان باید بداند که هدف ما قطع تکتک شریانهای اقتصادی ایران است... تا زمانی که تهران کاملاً تنها بماند.
@ehsanviews
❤29🤬2🤣2👍1😢1😨1
در رابطه با بیتکوین هنوز معتقد نشدم بازار بولیش شده اگر پوزیشن لانگ از پایینتر دارید و یا اسپات خریدید بسیار عالی، نظرم همچنان همون سناریو قبلی هست و ما زیر ۶۰ هزار دلار رو خواهیم دید. حالا اگر تو قیمت های بالای ۸۰ هزار تثبیت داد و مطمئن شدیم روند کلی تغییر کرده در پولبکها خریدار خواهیم بود(بقول اون استاد اینستاگرامی که میگفت بیت کوین و طلا یا میره بالا یا میاد پایین هرچی میشد میگفت برکت! دست میچرخونیم) شما از همینجا هم خرید کنی دلاری ۲برابر سود خواهی کرد پس حس جا ماندگی نداشته باشید. در بازارهای مالی قرار نیست ما کف بخریم سقف بفروشیم قرار هست برآیند مثبت بسازیم. این رو نوشتم اینجا ثبت شه چه درست در بیاد چه نقض بشه آدمی نیستم که صبر کنم یک اتفاق بیفته بعد بیام حرف بزنم اون دیگه اسمش تحلیل نیست گزارشگریه!
پس سناریوی من این دو حالت خواهد بود و در این لحظه صرفا نظاره گر خواهم موند.
@ehsanviews
پس سناریوی من این دو حالت خواهد بود و در این لحظه صرفا نظاره گر خواهم موند.
@ehsanviews
❤30👍17😁2🤔1
Forwarded from Markets
دفتر کنترل داراییهای خارجی خزانهداری آمریکا OFAC همگام با وزارت امور خارجه، بسته اجرایی و مقرراتی جدیدی صادر کرده است که نشاندهنده یک تغییر ساختاری عمده در سیاست منطقهای واشنگتن است: گشایش اقتصادی و بازتعریف روابط با دمشق پس از دوران اسد از یک سو، و تشدید همزمان فشارهای نظارتی و مسدودسازی شریانهای مالی و لجستیکی ایران از سوی دیگر.
بر این اساس و برمبنای اطلاعیه اوفک، با پایان مهلت رسمی بازبینی کنگره، برچسب دولت حامی تروریسم از سوریه برداشته شد.
در این راستا موانع بانکی و تجاری لغو خواهند شد و با لغو این وضعیت، اوفک موانع قانونی تجارت بینالمللی، محدودیتهای خط اعتباری و کنترلهای صادراتی کلی علیه نهادهای دولتی سوریه را رفع میکند تا امکان بازسازی زیرساختها و تعامل با نظام مالی جهانی فراهم شود.
تحریمهای مرتبط با نقض حقوق بشر، پولشویی، شبکه تجارت کاپتاگون و وابستگان رژیم سابق اسد همچنان ذیل فهرستهای فردی SDN پابرجا خواهند بود.
بیانیه اوفک در مورد ایران حاوی محورهای زیر است:
✔️ گسترش فهرست SDN: افزودن اشخاص، نهادها و شناورهای جدید به فهرست سیاه با تمرکز بر ناوگان کشتیرانی خاکستری و شبکههای تراکنشی غیررسمی.
✔️ تمرکز بر دور زدن تحریمها: هدف قرار دادن شبکههای کارگزاری ارزی و شرکتهای صوری ثالث که صادرات انرژی و بازگشت عواید حاصل از آن را تسهیل میکنند.
✔️ تنظیم بازههای انطباق و تسویه: تعریف مهلتهای مشخص برای طرفهای تجاری ثالث جهت خاتمه دادن به تعاملات با نهادهای تازهتحریمشده بدون اعمال جریمه مستقیم.
✔️ شفافسازی معافیتها و استثنائات: بازتنظیم خطمشیها پیرامون ایمنی دریایی، محیط زیست و تبادلات کالاهای اساسی و بشردوستانه بهمنظور بهینهسازی دامنه پیگرد قانونی.
@marketswithme
بر این اساس و برمبنای اطلاعیه اوفک، با پایان مهلت رسمی بازبینی کنگره، برچسب دولت حامی تروریسم از سوریه برداشته شد.
در این راستا موانع بانکی و تجاری لغو خواهند شد و با لغو این وضعیت، اوفک موانع قانونی تجارت بینالمللی، محدودیتهای خط اعتباری و کنترلهای صادراتی کلی علیه نهادهای دولتی سوریه را رفع میکند تا امکان بازسازی زیرساختها و تعامل با نظام مالی جهانی فراهم شود.
تحریمهای مرتبط با نقض حقوق بشر، پولشویی، شبکه تجارت کاپتاگون و وابستگان رژیم سابق اسد همچنان ذیل فهرستهای فردی SDN پابرجا خواهند بود.
بیانیه اوفک در مورد ایران حاوی محورهای زیر است:
✔️ گسترش فهرست SDN: افزودن اشخاص، نهادها و شناورهای جدید به فهرست سیاه با تمرکز بر ناوگان کشتیرانی خاکستری و شبکههای تراکنشی غیررسمی.
✔️ تمرکز بر دور زدن تحریمها: هدف قرار دادن شبکههای کارگزاری ارزی و شرکتهای صوری ثالث که صادرات انرژی و بازگشت عواید حاصل از آن را تسهیل میکنند.
✔️ تنظیم بازههای انطباق و تسویه: تعریف مهلتهای مشخص برای طرفهای تجاری ثالث جهت خاتمه دادن به تعاملات با نهادهای تازهتحریمشده بدون اعمال جریمه مستقیم.
✔️ شفافسازی معافیتها و استثنائات: بازتنظیم خطمشیها پیرامون ایمنی دریایی، محیط زیست و تبادلات کالاهای اساسی و بشردوستانه بهمنظور بهینهسازی دامنه پیگرد قانونی.
@marketswithme
❤10😢2🍌1