نمودار Glassnode شاخص Realized Supply Density بیتکوین را نشان میدهد؛ یعنی چه مقدار از عرضهی بیتکوین آخرین بار در محدودهی حدوداً ۱۵٪ بالا یا پایین قیمت فعلی جابهجا شده است. این شاخص میگوید چه حجمی از کوینها نزدیک قیمت فعلی خرید و فروش شدهاند و هزینهتمامشدهی مالکان آنها به قیمت امروز نزدیک است.
نکته مهم در نمودار این است که در سقف اخیر بازار، تراکم عرضه بسیار سنگینتر از بسیاری از سقفهای چرخههای قبلی بوده. چرا؟ چون بیتکوین مدت زیادی در محدودههای بالا نوسان کرد و سقف بازار بهصورت سریع و شارپ شکل نگرفت. همین فاز طولانی باعث شد تعداد بیشتری از خریداران در قیمتهای بالا وارد شوند.
نتیجه این میشود که بخش بزرگی از بازار حالا با cost basis بالا گیر افتاده است. این افراد معمولاً با هر برگشت قیمت به محدوده خریدشان، یا فروشنده میشوند یا حداقل اجازه نمیدهند بازار راحت و بدون اصطکاک عبور کند.
برای همین، وقتی سقف بازار سنگین باشد، بازار معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد تا این عرضهی گیر افتاده را جذب کند. این دقیقاً همان چیزی است که میتواند توضیح دهد چرا فاز فعلی بیتکوین بیشتر شبیه یک دورهی طولانی توزیع و هضم عرضه است، نه یک اصلاح ساده و سریع.
بیتکوین الزاما وارد فاز ریزشی کلاسیک نشده، اما ساختار عرضه نشان میدهد عبور دوباره از سقفها کار آسانی نیست. بازار باید اول فشار کسانی را که نزدیک سقف خریدهاند هضم کند.
تا وقتی این عرضه جذب نشود، هر رشد قیمت میتواند با فروش سنگینتر روبهرو شود و فاز نوسانی/توزیعی بازار طولانیتر از چیزی شود که بسیاری انتظار دارند.
@ehsanviews
نکته مهم در نمودار این است که در سقف اخیر بازار، تراکم عرضه بسیار سنگینتر از بسیاری از سقفهای چرخههای قبلی بوده. چرا؟ چون بیتکوین مدت زیادی در محدودههای بالا نوسان کرد و سقف بازار بهصورت سریع و شارپ شکل نگرفت. همین فاز طولانی باعث شد تعداد بیشتری از خریداران در قیمتهای بالا وارد شوند.
نتیجه این میشود که بخش بزرگی از بازار حالا با cost basis بالا گیر افتاده است. این افراد معمولاً با هر برگشت قیمت به محدوده خریدشان، یا فروشنده میشوند یا حداقل اجازه نمیدهند بازار راحت و بدون اصطکاک عبور کند.
برای همین، وقتی سقف بازار سنگین باشد، بازار معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد تا این عرضهی گیر افتاده را جذب کند. این دقیقاً همان چیزی است که میتواند توضیح دهد چرا فاز فعلی بیتکوین بیشتر شبیه یک دورهی طولانی توزیع و هضم عرضه است، نه یک اصلاح ساده و سریع.
بیتکوین الزاما وارد فاز ریزشی کلاسیک نشده، اما ساختار عرضه نشان میدهد عبور دوباره از سقفها کار آسانی نیست. بازار باید اول فشار کسانی را که نزدیک سقف خریدهاند هضم کند.
تا وقتی این عرضه جذب نشود، هر رشد قیمت میتواند با فروش سنگینتر روبهرو شود و فاز نوسانی/توزیعی بازار طولانیتر از چیزی شود که بسیاری انتظار دارند.
@ehsanviews
❤11👍3
گزارش مرکز مدیریت بدهیهای عمومی نشان میدهد که تا بیست و چهارم تیرماه، در مجموع دویست و بیست و سه هزار میلیارد تومان (همت) اوراق مرابحه عام منتشر شده که شامل صد و پنجاه و هشت همت نقدی و شصت و پنج همت غیرنقدی بوده است.
در این بازه زمانی، از اوراق اراد ۲۵۵ تا ۲۸۸ که طی شش مرحله به حراج گذاشته شد، مجموعاً ۱۱۱.۲ همت به فروش رسیده است. با این حال، دولت در همین مدت بیش از ۱۷۰.۲ همت از تعهدات پیشین خود را تسویه کرده که منجر به ثبت تراز منفی ۵۹ همتی در تأمین مالی از محل اوراق شده است. این در حالی است که بر اساس قانون بودجه، مجوز انتشار ۱۰۳۰ همت اوراق برای دولت صادر شده است.
برنامه بازپرداخت دولت برای ماههای آتی فشرده است؛ دولت که در تیرماه ۵۷.۶ همت تسویه انجام داده، باید تا پایان تابستان ۱۶۴.۳ همت و تا پایان سال نیز ۵۷۸.۷ همت دیگر از تعهدات خود را بازپرداخت کند.
ترکیب خریداران اوراق است؛ بانکها و مؤسسات اعتباری با سهم ۵۵ درصدی، همچنان اصلیترین خریدار اوراق دولتی بوده و ۶۱.۳ همت از این بدهیها را جذب کردهاند.
«تراز منفی» در این مقطع، اگرچه به معنای فشار نقدینگی برای بازپرداختهاست، اما میتواند برای بازار سهام «دو لبه» باشد؛ از طرفی فشار تأمین مالی از بازار بدهی را (بهصورت موقت) کم کرده، اما از طرف دیگر، بلعیدنِ منابع توسط بانکها برای خرید اوراق، قدرت وامدهی آنها به شرکتهای بورسی را محدودتر میکند.
@ehsanviews
در این بازه زمانی، از اوراق اراد ۲۵۵ تا ۲۸۸ که طی شش مرحله به حراج گذاشته شد، مجموعاً ۱۱۱.۲ همت به فروش رسیده است. با این حال، دولت در همین مدت بیش از ۱۷۰.۲ همت از تعهدات پیشین خود را تسویه کرده که منجر به ثبت تراز منفی ۵۹ همتی در تأمین مالی از محل اوراق شده است. این در حالی است که بر اساس قانون بودجه، مجوز انتشار ۱۰۳۰ همت اوراق برای دولت صادر شده است.
برنامه بازپرداخت دولت برای ماههای آتی فشرده است؛ دولت که در تیرماه ۵۷.۶ همت تسویه انجام داده، باید تا پایان تابستان ۱۶۴.۳ همت و تا پایان سال نیز ۵۷۸.۷ همت دیگر از تعهدات خود را بازپرداخت کند.
ترکیب خریداران اوراق است؛ بانکها و مؤسسات اعتباری با سهم ۵۵ درصدی، همچنان اصلیترین خریدار اوراق دولتی بوده و ۶۱.۳ همت از این بدهیها را جذب کردهاند.
«تراز منفی» در این مقطع، اگرچه به معنای فشار نقدینگی برای بازپرداختهاست، اما میتواند برای بازار سهام «دو لبه» باشد؛ از طرفی فشار تأمین مالی از بازار بدهی را (بهصورت موقت) کم کرده، اما از طرف دیگر، بلعیدنِ منابع توسط بانکها برای خرید اوراق، قدرت وامدهی آنها به شرکتهای بورسی را محدودتر میکند.
@ehsanviews
👍9❤3
عکس برگه صحیح شده یکی از دانش آموزا که امتحان نهاییش رو ۰.۲۵ (بیست و پنج صدم) شده!
در جواب تمام سوالات نوشته: با این مملکت درس خوندن جواب نمیده. تو کی هستی، چی هستی مرد!
@ehsanviews
در جواب تمام سوالات نوشته: با این مملکت درس خوندن جواب نمیده. تو کی هستی، چی هستی مرد!
@ehsanviews
💔40👍15👎4❤2🌚1
دیدگاههای احسان
عکس برگه صحیح شده یکی از دانش آموزا که امتحان نهاییش رو ۰.۲۵ (بیست و پنج صدم) شده! در جواب تمام سوالات نوشته: با این مملکت درس خوندن جواب نمیده. تو کی هستی، چی هستی مرد! @ehsanviews
ممکنه در نگاه اول کارش لجبازی، تنبلی یا بیمسئولیتی بهنظر بیاد، اما پشت این یک جمله، حجم بزرگی از خشم و ناامیدی خوابیده. دانشآموزی که باید در این سن برای آیندهاش انگیزه داشته باشه، به این نتیجه رسیده که درسخوندن قرار نیست چیزی در زندگی تغییر بده. وقتی یک نسل مدام میبینه مسیر پیشرفت نه از استعداد و تلاش، بلکه از پول، رابطه، رانت و .... میگذره، طبیعی هست که انگیزهاش رو از دست بده.
از طرف دیگه، نظام آموزشی ما همچنان متصلب و گرفتار یکسری اصول قدیمی باقی مونده، حفظ کن، امتحان بده، نمره بگیر و فراموش کن. نه استعداد دانشآموز درست شناسایی میشه، نه مهارت کاربردی یاد میگیره، نه برای بازار کار و زندگی واقعی آماده میشه. بعد هم انتظار داریم نوجوانی که هیچ چشمانداز روشنی مقابل خودش نمیبینه، با اشتیاق کتابهای پر از مطالب غیرکاربردی رو حفظ کنه.
نتیجه این وضعیت اینه که سرمایههای انسانی ما یا مهاجرت میکنند، یا اگر امکان مهاجرت نداشته باشند، همینجا ناامید، بیانگیزه و فرسوده میشن. استعدادهایی که میتونستن رشد کنند و برای کشور ارزش بسازند، چون محیط مناسبی برای بروز و شکوفاییشون وجود نداره، یکییکی از دست میرن. این برگه مردودی دانش آموز مملکت نیست برگه مردودی مسئولین اداره کننده هست، تبریک به اونهایی که وضع کشور رو به اینجا رسوندن و نتونستن یا نخواستند به نسل جدید امید، مسیر و دلیل قانعکنندهای برای تلاش کردن بدن.
@ehsanviews
از طرف دیگه، نظام آموزشی ما همچنان متصلب و گرفتار یکسری اصول قدیمی باقی مونده، حفظ کن، امتحان بده، نمره بگیر و فراموش کن. نه استعداد دانشآموز درست شناسایی میشه، نه مهارت کاربردی یاد میگیره، نه برای بازار کار و زندگی واقعی آماده میشه. بعد هم انتظار داریم نوجوانی که هیچ چشمانداز روشنی مقابل خودش نمیبینه، با اشتیاق کتابهای پر از مطالب غیرکاربردی رو حفظ کنه.
نتیجه این وضعیت اینه که سرمایههای انسانی ما یا مهاجرت میکنند، یا اگر امکان مهاجرت نداشته باشند، همینجا ناامید، بیانگیزه و فرسوده میشن. استعدادهایی که میتونستن رشد کنند و برای کشور ارزش بسازند، چون محیط مناسبی برای بروز و شکوفاییشون وجود نداره، یکییکی از دست میرن. این برگه مردودی دانش آموز مملکت نیست برگه مردودی مسئولین اداره کننده هست، تبریک به اونهایی که وضع کشور رو به اینجا رسوندن و نتونستن یا نخواستند به نسل جدید امید، مسیر و دلیل قانعکنندهای برای تلاش کردن بدن.
@ehsanviews
👍49❤15👎5😢5
بین طلا و نقره در حال حاضر نقره سرمایه گذاری بهتریه با توجه به این نکته که طلا همیشه بیمه دارایی بوده و هست و خواهد بود، اونس برفرض از همینجا خودش رو برسونه تا ۴۸۰۰ میشه ۲۰ درصد افزایش ولی نقره ممکنه تا ۹۰ دلار هم برسه که میشه حدود ۶۰٪ افزایش، نقره برای بازه زمانی ۳ ساله تارگتهای خوبی داره میتونه ۳ الی ۴ برابر قیمت فعلی بشه.
@ehsanviews
@ehsanviews
👍37❤9👀5🤔2👎1
صندوقهای ETF بیتکوین در هفته گذشته ۹۰۰ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند؛ بیشترین ورود هفتگی از اوایل ماه مه تاکنون.
این رقم نسبت به ورود ۱۹۷ میلیون دلاری هفته قبل، جهش قابلتوجهی نشان میدهد.
بزرگترین ETF بیتکوین، یعنی IBIT، نقش اصلی را در این موج داشت و هفته گذشته ۱۹۳ میلیون دلار سرمایه جذب کرد؛ این صندوق در هفته پیش از آن نیز ۲۸۲ میلیون دلار ورودی داشت.
پس از آن، در روزهای دوشنبه و سهشنبه نیز بهترتیب ۱۱۵ میلیون دلار و ۱۶۴ میلیون دلار سرمایه جدید وارد IBIT شد.
به این ترتیب، مجموع ورودی سرمایه به IBIT از ابتدای ماه جولای تاکنون به ۵۰۱ میلیون دلار رسیده و در مسیر ثبت بیشترین جذب سرمایه ماهانه از آوریل و سومین عملکرد برتر سال قرار دارد.
@ehsanviews
این رقم نسبت به ورود ۱۹۷ میلیون دلاری هفته قبل، جهش قابلتوجهی نشان میدهد.
بزرگترین ETF بیتکوین، یعنی IBIT، نقش اصلی را در این موج داشت و هفته گذشته ۱۹۳ میلیون دلار سرمایه جذب کرد؛ این صندوق در هفته پیش از آن نیز ۲۸۲ میلیون دلار ورودی داشت.
پس از آن، در روزهای دوشنبه و سهشنبه نیز بهترتیب ۱۱۵ میلیون دلار و ۱۶۴ میلیون دلار سرمایه جدید وارد IBIT شد.
به این ترتیب، مجموع ورودی سرمایه به IBIT از ابتدای ماه جولای تاکنون به ۵۰۱ میلیون دلار رسیده و در مسیر ثبت بیشترین جذب سرمایه ماهانه از آوریل و سومین عملکرد برتر سال قرار دارد.
@ehsanviews
🔥4❤2
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به نقل از آکسیوس گفته است که به تصمیمگیری درباره انجام یک «حمله گسترده» علیه ایران نزدیک شده است.
جزئیات اظهارات او:
۱. ترامپ درباره حملهای که طی هفتههای گذشته بارها به آن اشاره کرده، گفت: «همهچیز برای انجامش آماده است.»
۲. او مدعی شد این حمله «بزرگتر از هر حملهای در گذشته» خواهد بود.
۳. ترامپ گفت اسرائیل «اگر از آنها بخواهم، ظرف دو دقیقه به حمله ملحق میشود»، اما اضافه کرد: «ما به هیچکس نیاز نداریم.»
ترامپ همچنین درباره ایران گفت: «آنها هنوز بهاندازه کافی درد و فشار تحمل نکردهاند.»
@ehsanviews
جزئیات اظهارات او:
۱. ترامپ درباره حملهای که طی هفتههای گذشته بارها به آن اشاره کرده، گفت: «همهچیز برای انجامش آماده است.»
۲. او مدعی شد این حمله «بزرگتر از هر حملهای در گذشته» خواهد بود.
۳. ترامپ گفت اسرائیل «اگر از آنها بخواهم، ظرف دو دقیقه به حمله ملحق میشود»، اما اضافه کرد: «ما به هیچکس نیاز نداریم.»
ترامپ همچنین درباره ایران گفت: «آنها هنوز بهاندازه کافی درد و فشار تحمل نکردهاند.»
@ehsanviews
❤9🔥5🖕3
در بزرگترین بازار صعودی تاریخ طلا، قیمت طلا ۲۴ برابر شد اما با این حال، بسیاری از سرمایهگذاران نمیتوانستند نوسانات شدید آن را تحمل کنند.
در طول آن بازار صعودی، طلا چهار بار بیش از ۲۰٪ اصلاح قیمت را تجربه کرد:
۱۹۷۳ (طی ۴ ماه): ۲۹٪ افت / تنها ۴ ماه بعد، ۱۰۰٪ رشد کرد.
۱۹۷۴ (طی ۳ ماه): ۲۶٪ افت / ۵ ماه بعد، ۵۰٪ بالاتر رفت.
۱۹۷۵ تا ۱۹۷۶ (طی ۹ ماه): ۴۹٪ افت / ظرف ۱۳ ماه، ۱۵۰٪ رشد کرد.
۱۹۷۸ (طی ۱ ماه): ۲۳٪ افت / ظرف ۱۴ ماه، ۳۲۰٪ افزایش یافت.
هیچیک از این اصلاحها پایان بازار صعودی طلا نبود؛ بلکه هر کدام زمینه را برای موج بعدی رشد فراهم کردند و در نهایت، آخرین موج صعودی، قدرتمندترین رشد را رقم زد.
@ehsanviews
در طول آن بازار صعودی، طلا چهار بار بیش از ۲۰٪ اصلاح قیمت را تجربه کرد:
۱۹۷۳ (طی ۴ ماه): ۲۹٪ افت / تنها ۴ ماه بعد، ۱۰۰٪ رشد کرد.
۱۹۷۴ (طی ۳ ماه): ۲۶٪ افت / ۵ ماه بعد، ۵۰٪ بالاتر رفت.
۱۹۷۵ تا ۱۹۷۶ (طی ۹ ماه): ۴۹٪ افت / ظرف ۱۳ ماه، ۱۵۰٪ رشد کرد.
۱۹۷۸ (طی ۱ ماه): ۲۳٪ افت / ظرف ۱۴ ماه، ۳۲۰٪ افزایش یافت.
هیچیک از این اصلاحها پایان بازار صعودی طلا نبود؛ بلکه هر کدام زمینه را برای موج بعدی رشد فراهم کردند و در نهایت، آخرین موج صعودی، قدرتمندترین رشد را رقم زد.
@ehsanviews
❤26🙏4👍2🔥2
ترامپ دوباره از حملهای بزرگتر از همیشه به ایران حرف زد و همزمان گفت هنوز تصمیم نهایی را نگرفته. این مدل صحبت بخشی از یک بازی روانی و مذاکرهای است. هدف این است که فضای نااطمینانی دائما حفظ شود، بازارها و افکار عمومی تحت فشار بمانند و طرف مقابل احساس کند هر لحظه ممکن است سطح درگیری تغییر کند.
اما فشار اصلی متوجه توان اقتصادی و اداره روزمره کشور است. یعنی آسیبزدن به زیرساختها، درآمدهای ارزی، تجارت، حملونقل و در نهایت افزایش هزینه زندگی مردم. در چنین سناریویی، فروپاشی اقتصادی میتواند مهمترین ابزار فشار برای گرفتن امتیاز سیاسی باشد.
اگر فشار خارجی با تورم، کمبود، بیکاری و ضعف مدیریت داخلی ترکیب شود، نارضایتی اجتماعی میتواند خیلی سریعتر از میدان نظامی گسترش پیدا کند. ادامه این وضعیت، بدون یک مسیر روشن برای کاهش تنش، ممکن است کشور را وارد چرخهای کند که هزینه آن بسیار بالا باشد.
@ehsanviews
اما فشار اصلی متوجه توان اقتصادی و اداره روزمره کشور است. یعنی آسیبزدن به زیرساختها، درآمدهای ارزی، تجارت، حملونقل و در نهایت افزایش هزینه زندگی مردم. در چنین سناریویی، فروپاشی اقتصادی میتواند مهمترین ابزار فشار برای گرفتن امتیاز سیاسی باشد.
اگر فشار خارجی با تورم، کمبود، بیکاری و ضعف مدیریت داخلی ترکیب شود، نارضایتی اجتماعی میتواند خیلی سریعتر از میدان نظامی گسترش پیدا کند. ادامه این وضعیت، بدون یک مسیر روشن برای کاهش تنش، ممکن است کشور را وارد چرخهای کند که هزینه آن بسیار بالا باشد.
@ehsanviews
👍26😢6❤2👎2
تنگه بابالمندب یکی از حساسترین شاهراههای ارتباطی جهان هم محسوب میشود. حدود ۱۶ تا ۱۷ کابل زیردریایی از کریدور دریای سرخ عبور میکنند و برآورد میشود نزدیک به ۱۷ درصد ترافیک اینترنت جهان و بیش از ۹۰ درصد ظرفیت ارتباطی میان اروپا و آسیا به این مسیر وابسته باشد.
آسیب همزمان به چند کابل در شرایط جنگی میتواند باعث کندی شدید اینترنت، افزایش پینگ، اختلال در خدمات ابری، بانکداری، پرداختهای بینالمللی، ارتباطات شرکتها و مراکز داده در اروپا، آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا شود.
مسئله مهمتر، تعمیر کابلهاست؛ کاری که در شرایط عادی هم ممکن است هفتهها یا ماهها زمان ببرد و در منطقه جنگی، بهدلیل خطرات امنیتی، کمبود کشتیهای تعمیراتی و نیاز به مجوز کشورهای مختلف، پیچیدهتر خواهد شد. تجربه آسیبهای قبلی در دریای سرخ نیز نشان داده که قطع چند کابل میتواند بخش قابلتوجهی از ترافیک را روی مسیرهای جایگزین بیندازد و شبکه را تحت فشار قرار دهد.
حالا باید دید جنگ خاورمیانه فقط مسیر انرژی و تجارت جهان را مختل میکند، یا این بار مردم اروپا و آسیا هم قرار است برای مدتی طعم تلخ قطعی اینترنت را مثل مردم ایران بچشند!
@ehsanviews
آسیب همزمان به چند کابل در شرایط جنگی میتواند باعث کندی شدید اینترنت، افزایش پینگ، اختلال در خدمات ابری، بانکداری، پرداختهای بینالمللی، ارتباطات شرکتها و مراکز داده در اروپا، آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا شود.
مسئله مهمتر، تعمیر کابلهاست؛ کاری که در شرایط عادی هم ممکن است هفتهها یا ماهها زمان ببرد و در منطقه جنگی، بهدلیل خطرات امنیتی، کمبود کشتیهای تعمیراتی و نیاز به مجوز کشورهای مختلف، پیچیدهتر خواهد شد. تجربه آسیبهای قبلی در دریای سرخ نیز نشان داده که قطع چند کابل میتواند بخش قابلتوجهی از ترافیک را روی مسیرهای جایگزین بیندازد و شبکه را تحت فشار قرار دهد.
حالا باید دید جنگ خاورمیانه فقط مسیر انرژی و تجارت جهان را مختل میکند، یا این بار مردم اروپا و آسیا هم قرار است برای مدتی طعم تلخ قطعی اینترنت را مثل مردم ایران بچشند!
@ehsanviews
👍27⚡4❤3
ایلان ماسک معتقد است اگر هوش مصنوعی و رباتها بتوانند کالاها و خدمات را در حجم بسیار بالا و با هزینه بسیار پایین تولید کنند، نقش پول در زندگی انسان کمرنگ خواهد شد.
منطق این حرف ساده است, ما پول را برای خود پول نمیخواهیم، بلکه برای غذا، مسکن، حملونقل، درمان، آموزش و سرگرمی به آن نیاز داریم. اگر بخش زیادی از این نیازها توسط ماشینها ارزان یا رایگان تأمین شود، طبیعتا نیاز به درآمد و کار سنتی نیز کمتر میشود.
نشانههای این تحول همین حالا دیده میشود. هوش مصنوعی هزینه تولید محتوا، ترجمه، طراحی، برنامهنویسی، آموزش و تحلیل را بهشدت کاهش داده است. در مرحله بعد، رباتها میتوانند همین اتفاق را در کارخانهها، حملونقل، کشاورزی، خدمات درمانی و حتی کارهای خانه رقم بزنند.
برای مثال، تاکسیهای خودران میتوانند هزینه حملونقل را کاهش دهند، کارخانههای تمامرباتیک کالاها را ارزانتر تولید کنند و معلم یا دستیار پزشکی هوش مصنوعی خدمات تخصصی را در اختیار میلیونها نفر قرار دهد.
البته بعید است پول کاملا حذف شود، چون چیزهایی مثل زمین، خانه در موقعیتهای خاص، منابع طبیعی و کالاهای کمیاب همچنان محدود خواهند بود. بنابراین احتمالا پول برای نیازهای روزمره کماهمیتتر میشود، اما برای داراییهای کمیاب همچنان نقش اصلی خواهد داشت.
مزیت این تحول میتواند کاهش هزینه زندگی، افزایش رفاه، حذف کارهای سخت و تکراری و فراهمشدن زمان بیشتر برای خانواده، آموزش و خلاقیت باشد.
در مقابل، بزرگترین نگرانی این است که مالکیت رباتها و زیرساختهای هوش مصنوعی در اختیار تعداد کمی شرکت یا دولت قرار بگیرد. در این صورت، بهجای حذف نابرابری، ممکن است قدرت و ثروت بیشتر متمرکز شود.
پس آینده محتمل جهانی است که در آن بسیاری از کالاها و خدمات فراوان و بسیار ارزان میشوند، اما داراییهای کمیاب همچنان ارزش بالایی دارند و سوال مهم این هست که این ثروت چگونه میان مردم توزیع خواهد شد.
@ehsanviews
منطق این حرف ساده است, ما پول را برای خود پول نمیخواهیم، بلکه برای غذا، مسکن، حملونقل، درمان، آموزش و سرگرمی به آن نیاز داریم. اگر بخش زیادی از این نیازها توسط ماشینها ارزان یا رایگان تأمین شود، طبیعتا نیاز به درآمد و کار سنتی نیز کمتر میشود.
نشانههای این تحول همین حالا دیده میشود. هوش مصنوعی هزینه تولید محتوا، ترجمه، طراحی، برنامهنویسی، آموزش و تحلیل را بهشدت کاهش داده است. در مرحله بعد، رباتها میتوانند همین اتفاق را در کارخانهها، حملونقل، کشاورزی، خدمات درمانی و حتی کارهای خانه رقم بزنند.
برای مثال، تاکسیهای خودران میتوانند هزینه حملونقل را کاهش دهند، کارخانههای تمامرباتیک کالاها را ارزانتر تولید کنند و معلم یا دستیار پزشکی هوش مصنوعی خدمات تخصصی را در اختیار میلیونها نفر قرار دهد.
البته بعید است پول کاملا حذف شود، چون چیزهایی مثل زمین، خانه در موقعیتهای خاص، منابع طبیعی و کالاهای کمیاب همچنان محدود خواهند بود. بنابراین احتمالا پول برای نیازهای روزمره کماهمیتتر میشود، اما برای داراییهای کمیاب همچنان نقش اصلی خواهد داشت.
مزیت این تحول میتواند کاهش هزینه زندگی، افزایش رفاه، حذف کارهای سخت و تکراری و فراهمشدن زمان بیشتر برای خانواده، آموزش و خلاقیت باشد.
در مقابل، بزرگترین نگرانی این است که مالکیت رباتها و زیرساختهای هوش مصنوعی در اختیار تعداد کمی شرکت یا دولت قرار بگیرد. در این صورت، بهجای حذف نابرابری، ممکن است قدرت و ثروت بیشتر متمرکز شود.
پس آینده محتمل جهانی است که در آن بسیاری از کالاها و خدمات فراوان و بسیار ارزان میشوند، اما داراییهای کمیاب همچنان ارزش بالایی دارند و سوال مهم این هست که این ثروت چگونه میان مردم توزیع خواهد شد.
@ehsanviews
❤20👍15👌4🆒1
دیدگاههای احسان
بین طلا و نقره در حال حاضر نقره سرمایه گذاری بهتریه با توجه به این نکته که طلا همیشه بیمه دارایی بوده و هست و خواهد بود، اونس برفرض از همینجا خودش رو برسونه تا ۴۸۰۰ میشه ۲۰ درصد افزایش ولی نقره ممکنه تا ۹۰ دلار هم برسه که میشه حدود ۶۰٪ افزایش، نقره برای بازه…
چه مذاکره بشه چه جنگ ادامه پیدا کنه الان برای خرید نقره فرصت مناسبی هست اگر حرف از مذاکره و تفاهم بشه اونس طلا و نقره مستعد حرکت هست اگر جنگ و درگیری بشه دلار مستعد حرکت هست. چرا میگم نقر چون نظرم اینه نسبت به طلا درصد بیشتری حرکت میکنه، حالا اشکالی که مطرح میشه اینه که ما بخوایم بفروشیم نقره رو کمتر از طلا برمیدارن کارمزد و این مسائل رقم بیشتری کسر میکنند ولی ازون سمت در نظر بگیرید وقتی درصد بیشتری نقره حرکت کرده باز در نهایت تو سود هستید. سوال بعدی اینکه آیا طلامو بفروشم تبدیل به نقره کنم؟ خیر نفروشید با خرید نقره به سبد سرمایه گذاری تنوع بدید(مصداق همه تخم مرغهارو در یک سبد نگذار). آیا دلار رو تبدیل به نقره بکنم؟ اگر بیش از میزان نیازتون دلار دارید بله فکر خوبیه، بیش از نیاز یعنی چی؟ یعنی منِ نوعی قدر مخارج یکی دو ماه ریال دارم مابقی رو تا بیشتر از ششماه الی یکسال آینده دلار نگه داشتم، اگر بیشتر از این بازه زمانی دلار دارید میتونید بخشی رو به خرید نقره اختصاص بدید ایده مناسبی هست.
حالا نقره چجوری بخرم؟ هرجور براتون مناسبتره من ترجیحم خرید نقره فیزیکی هست که مال زیر سرم باشه شما بر اساس شرایط خودتون تصمیم بگیرید.
@ehsanviews
حالا نقره چجوری بخرم؟ هرجور براتون مناسبتره من ترجیحم خرید نقره فیزیکی هست که مال زیر سرم باشه شما بر اساس شرایط خودتون تصمیم بگیرید.
@ehsanviews
👍30❤14👎1🤔1
روزی دوست قدیمی بایزید بسطامی عارف بزرگ را در نماز جمعه دید، پس از احوالپرسی و خوش و بش از بایزید پرسید : یا شیخ ما همکلاس و هم مکتب بودیم، هر آنچه تو خواندی من هم خواندم، استادمان نیز یکی بود ، حال تو چگونه به این مقام رسیدی ومن چرا مثل تو نشدم ؟
بایزید گفت : تو هر چه شنیدی اندوختی و من هر چه خواندم عمل کردم.
" به عمل کار بر آید ، به سخندانی نیست."
@ehsanviews
بایزید گفت : تو هر چه شنیدی اندوختی و من هر چه خواندم عمل کردم.
" به عمل کار بر آید ، به سخندانی نیست."
@ehsanviews
👍38👏11❤5
هرچه تنشها، درگیریها و نااطمینانیها بیشتر میشود، حجم اخبار زرد، شایعات و تحلیلهای هیجانی در تایملاین هم بالا میرود. در چنین شرایطی ذهن سرمایهگذار وارد وضعیت نوسانی میشود.
مغز انسان در شرایط خطر برای تحلیل به دور از تنش و بلندمدت طراحی نشده، اول تلاش میکند تهدید را سریع تشخیص دهد و واکنش نشان دهد. به همین دلیل، هنگام بحران خبرهای ترسناک بیشتر توجه ما را جلب میکنند، احتمال وقوع بدترین سناریو را بالاتر از واقعیت تصور میکنیم و احساس میکنیم باید فورا کاری انجام دهیم. اینجاست که خیلیها خبر را با تحلیل اشتباه میگیرند.
وقتی چند ساعت پشت سر هم اخبار جنگ، تحریم، حمله، مذاکره یا فروپاشی اقتصادی را دنبال میکنید، ممکن است بدون اینکه اتفاق بنیادی تازهای رخ داده باشد، احساس کنید ریسک بازار چند برابر شده و این احساس میتواند شما را وادار کند دارایی مناسبی را در قیمت نامناسب بفروشید، در اوج هیجان خرید کنید یا کل برنامه سرمایهگذاریتان را با یک تیتر خبری تغییر دهید.
باید از خودمان بپرسیم به یک داده جدید واکنش نشان میدهم یا به اضطرابی که از تکرار یک خبر در ذهنم ساخته شده؟
یکی از خطاهای رایج ذهنی این است که هرچه خبری بیشتر تکرار شود، احتمال وقوع آن را بیشتر تصور میکنیم. اگر تایملاین پر از پیشبینی جهش دلار، سقوط بورس یا آغاز یک جنگ بزرگ باشد، مغز بهتدریج آن سناریو را قطعیتر از چیزی که واقعاً هست میبیند، حتی اگر تمام این مطالب از یک منبع نامعتبر کپی شده باشند.
خطای دیگر، جستوجوی اخباری است که باور قبلی ما را تأیید میکنند. کسی که از قبل منتظر رشد طلاست، فقط خبرهای صعودی طلا را میبیند. کسی که از بازار ترسیده، تمام اخبار منفی را نشانه سقوط میداند. در این حالت ما دیگر بازار را تحلیل نمیکنیم؛ فقط برای تصمیمی که از قبل گرفتهایم مدرک جمع میکنیم.
برای جلوگیری از این وضعیت، پیش از هر تصمیم مالی سه مرحله را از هم جدا کنید:
اول: خبر چه میگوید؟
بدون تفسیر، هیجان و نظر دیگران، اتفاق واقعی را مشخص کنید.
دوم: این خبر از چه مسیری بر دارایی من اثر میگذارد؟
آیا واقعاً عرضه، تقاضا، نرخ بهره، تجارت، درآمد شرکتها یا جریان نقدینگی را تغییر میدهد؟ یا فقط یک تهدید و موضعگیری سیاسی است؟
سوم: آیا لازم است همین حالا اقدامی انجام دهم؟
گاهی خبر مهم است، اما هنوز دلیل کافی برای خرید و فروش نیست. هر اطلاعاتی الزاماً نیاز به واکنش فوری ندارد.
یک تمرین ساده هم این است که قبل از معامله، دلیل تصمیمتان را در یک جمله بنویسید. اگر نتوانستید بدون استفاده از کلماتی مثل «احساس میکنم»، «همه میگویند» یا «ظاهراً قرار است» تصمیم را توضیح دهید، احتمالاً هنوز تحلیل شما تحتتأثیر هیجان قرار دارد.
در دورههای بحرانی، توانایی هیچ کاری نکردن یک مهارت سرمایهگذاری است. بازار دائما تلاش میکند به شما القا کند که اگر همین لحظه اقدام نکنید، فرصتی را از دست میدهید یا سرمایهتان نابود میشود. اما بسیاری از زیانها نه از ندانستن، بلکه از تصمیمگیری در زمانی ایجاد میشوند که ذهن در وضعیت ترس، خشم یا طمع قرار دارد.
قبل از تغییر سبد از خودتان بپرسید اگر این خبر را ده بار در تایملاین ندیده بودم و فقط یکبار از منبع اصلی میخواندم، باز هم همین تصمیم را میگرفتم؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که تصمیم شما حاصل تحلیل است یا نتیجه بمباران خبری.
روی خوراک ذهنتان حساس باشید. همانطور که هر دارایی را وارد سبد سرمایهگذاری نمیکنید، هر خبر، تحلیل و پیشبینی را هم وارد ذهنتان نکنید. ورودی آلوده فقط اطلاعات غلط تولید نمیکند؛ ادراک شما از ریسک را هم تغییر میدهد و ممکن است تصمیمی را که در حالت آرام هرگز نمیگرفتید، منطقی جلوه دهد.
واقعیت امر مدیریت سرمایه مدیریت ذهنی است که درباره آن پول تصمیم میگیرد.
@ehsanviews
مغز انسان در شرایط خطر برای تحلیل به دور از تنش و بلندمدت طراحی نشده، اول تلاش میکند تهدید را سریع تشخیص دهد و واکنش نشان دهد. به همین دلیل، هنگام بحران خبرهای ترسناک بیشتر توجه ما را جلب میکنند، احتمال وقوع بدترین سناریو را بالاتر از واقعیت تصور میکنیم و احساس میکنیم باید فورا کاری انجام دهیم. اینجاست که خیلیها خبر را با تحلیل اشتباه میگیرند.
وقتی چند ساعت پشت سر هم اخبار جنگ، تحریم، حمله، مذاکره یا فروپاشی اقتصادی را دنبال میکنید، ممکن است بدون اینکه اتفاق بنیادی تازهای رخ داده باشد، احساس کنید ریسک بازار چند برابر شده و این احساس میتواند شما را وادار کند دارایی مناسبی را در قیمت نامناسب بفروشید، در اوج هیجان خرید کنید یا کل برنامه سرمایهگذاریتان را با یک تیتر خبری تغییر دهید.
باید از خودمان بپرسیم به یک داده جدید واکنش نشان میدهم یا به اضطرابی که از تکرار یک خبر در ذهنم ساخته شده؟
یکی از خطاهای رایج ذهنی این است که هرچه خبری بیشتر تکرار شود، احتمال وقوع آن را بیشتر تصور میکنیم. اگر تایملاین پر از پیشبینی جهش دلار، سقوط بورس یا آغاز یک جنگ بزرگ باشد، مغز بهتدریج آن سناریو را قطعیتر از چیزی که واقعاً هست میبیند، حتی اگر تمام این مطالب از یک منبع نامعتبر کپی شده باشند.
خطای دیگر، جستوجوی اخباری است که باور قبلی ما را تأیید میکنند. کسی که از قبل منتظر رشد طلاست، فقط خبرهای صعودی طلا را میبیند. کسی که از بازار ترسیده، تمام اخبار منفی را نشانه سقوط میداند. در این حالت ما دیگر بازار را تحلیل نمیکنیم؛ فقط برای تصمیمی که از قبل گرفتهایم مدرک جمع میکنیم.
برای جلوگیری از این وضعیت، پیش از هر تصمیم مالی سه مرحله را از هم جدا کنید:
اول: خبر چه میگوید؟
بدون تفسیر، هیجان و نظر دیگران، اتفاق واقعی را مشخص کنید.
دوم: این خبر از چه مسیری بر دارایی من اثر میگذارد؟
آیا واقعاً عرضه، تقاضا، نرخ بهره، تجارت، درآمد شرکتها یا جریان نقدینگی را تغییر میدهد؟ یا فقط یک تهدید و موضعگیری سیاسی است؟
سوم: آیا لازم است همین حالا اقدامی انجام دهم؟
گاهی خبر مهم است، اما هنوز دلیل کافی برای خرید و فروش نیست. هر اطلاعاتی الزاماً نیاز به واکنش فوری ندارد.
یک تمرین ساده هم این است که قبل از معامله، دلیل تصمیمتان را در یک جمله بنویسید. اگر نتوانستید بدون استفاده از کلماتی مثل «احساس میکنم»، «همه میگویند» یا «ظاهراً قرار است» تصمیم را توضیح دهید، احتمالاً هنوز تحلیل شما تحتتأثیر هیجان قرار دارد.
در دورههای بحرانی، توانایی هیچ کاری نکردن یک مهارت سرمایهگذاری است. بازار دائما تلاش میکند به شما القا کند که اگر همین لحظه اقدام نکنید، فرصتی را از دست میدهید یا سرمایهتان نابود میشود. اما بسیاری از زیانها نه از ندانستن، بلکه از تصمیمگیری در زمانی ایجاد میشوند که ذهن در وضعیت ترس، خشم یا طمع قرار دارد.
قبل از تغییر سبد از خودتان بپرسید اگر این خبر را ده بار در تایملاین ندیده بودم و فقط یکبار از منبع اصلی میخواندم، باز هم همین تصمیم را میگرفتم؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که تصمیم شما حاصل تحلیل است یا نتیجه بمباران خبری.
روی خوراک ذهنتان حساس باشید. همانطور که هر دارایی را وارد سبد سرمایهگذاری نمیکنید، هر خبر، تحلیل و پیشبینی را هم وارد ذهنتان نکنید. ورودی آلوده فقط اطلاعات غلط تولید نمیکند؛ ادراک شما از ریسک را هم تغییر میدهد و ممکن است تصمیمی را که در حالت آرام هرگز نمیگرفتید، منطقی جلوه دهد.
واقعیت امر مدیریت سرمایه مدیریت ذهنی است که درباره آن پول تصمیم میگیرد.
@ehsanviews
❤20👍8
این نمودار یک واقعیت مهم درباره چرخههای بیتکوین را نشان میدهد بازده هر چرخه نسبت به چرخه قبلی کوچکتر شده است.
در چرخههای ابتدایی، قیمت از کف بیش از ۲۰ هزار درصد رشد میکرد، چرخه بعدی این رشد به چند هزار درصد رسید، در چرخه ۲۰۲۰ حدود ۱۵۰۰ درصد بود و در چرخه فعلی، سقف رشد فعلاً حوالی ۵۰۰ درصد ثبت شده است. هرچه ارزش بازار بیتکوین بزرگتر میشود، برای چندبرابر شدن قیمت به سرمایه بسیار بیشتری نیاز دارد. بیتکوین هنوز میتواند رشدهای بزرگی داشته باشد، اما انتظار تکرار سودهای نجومی سالهای ابتدایی دیگر چندان منطقی نیست.
چرخه فعلی بعد از ثبت سقف، وارد فاز کاهش بازده شده و رشد از کف به محدوده ۲۵۰ تا ۳۰۰ درصد برگشته است. این لزوماً به معنی پایان قطعی بازار صعودی نیست، اما نشان میدهد بازار دیگر در مرحله رشد آسان و کمریسک قرار ندارد.
هرچه چرخهها بالغتر میشوند، سود کمتر، نوسان پیچیدهتر و اهمیت مدیریت ریسک بیشتر میشود. هالوینگ همچنان اثرگذار است، اما دیگر بهتنهایی تضمینکننده چندبرابر شدن قیمت نیست.
@ehsanviews
در چرخههای ابتدایی، قیمت از کف بیش از ۲۰ هزار درصد رشد میکرد، چرخه بعدی این رشد به چند هزار درصد رسید، در چرخه ۲۰۲۰ حدود ۱۵۰۰ درصد بود و در چرخه فعلی، سقف رشد فعلاً حوالی ۵۰۰ درصد ثبت شده است. هرچه ارزش بازار بیتکوین بزرگتر میشود، برای چندبرابر شدن قیمت به سرمایه بسیار بیشتری نیاز دارد. بیتکوین هنوز میتواند رشدهای بزرگی داشته باشد، اما انتظار تکرار سودهای نجومی سالهای ابتدایی دیگر چندان منطقی نیست.
چرخه فعلی بعد از ثبت سقف، وارد فاز کاهش بازده شده و رشد از کف به محدوده ۲۵۰ تا ۳۰۰ درصد برگشته است. این لزوماً به معنی پایان قطعی بازار صعودی نیست، اما نشان میدهد بازار دیگر در مرحله رشد آسان و کمریسک قرار ندارد.
هرچه چرخهها بالغتر میشوند، سود کمتر، نوسان پیچیدهتر و اهمیت مدیریت ریسک بیشتر میشود. هالوینگ همچنان اثرگذار است، اما دیگر بهتنهایی تضمینکننده چندبرابر شدن قیمت نیست.
@ehsanviews
👍20❤6🔥1
اعداد آنقدر بزرگاند که دیگر حتی قابل تصور نیستند، ۹۴ میلیارد یورو تعهد ارزی رفعنشده!
رئیس سازمان بازرسی میگوید بیش از ۲۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی این حجم از ارز کشور را برنگرداندهاند، فقط ۲۱۹ شرکت خصوصی، ۲۳ میلیارد یورو بدهی ارزی دارند و یک تراستی هم ۲۰۰ میلیون دلار را برداشته و از کشور خارج شده است.
آنوقت همین کشور برای دسترسی به چند میلیارد دلار از پول خودش، باید ماهها مذاکره کند، امتیاز بدهد و دارو و نیازهای اساسی مردم را گروگان تحریمها ببیند.
این غارت آینده یک ملت است. پولی که باید صرف اشتغال، مسکن، درمان، آموزش و ساختن زندگی جوانها میشد، میان تراستیها، شرکتها و افراد خاص گم شده است.
در مقابل، کافی است قسط وام ازدواج یک زوج جوان چند روز عقب بیفتد، تماس، اخطار، جریمه و تهدید ضامن شروع میشود و برایشان آبرو باقی نمیگذارند. اما وقتی میلیاردها یورو برنمیگردد، تازه بعد از سالها میشنویم برخی خیانت کردهاند!
مردم خستهاند از فقر، بیکاری، تبعیض، بیعدالتی و قانونی که برای ضعیفها سختگیر و در برابر صاحبان قدرت و ثروت، ناتوان و ملاحظهکار است.
@ehsanviews
رئیس سازمان بازرسی میگوید بیش از ۲۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی این حجم از ارز کشور را برنگرداندهاند، فقط ۲۱۹ شرکت خصوصی، ۲۳ میلیارد یورو بدهی ارزی دارند و یک تراستی هم ۲۰۰ میلیون دلار را برداشته و از کشور خارج شده است.
آنوقت همین کشور برای دسترسی به چند میلیارد دلار از پول خودش، باید ماهها مذاکره کند، امتیاز بدهد و دارو و نیازهای اساسی مردم را گروگان تحریمها ببیند.
این غارت آینده یک ملت است. پولی که باید صرف اشتغال، مسکن، درمان، آموزش و ساختن زندگی جوانها میشد، میان تراستیها، شرکتها و افراد خاص گم شده است.
در مقابل، کافی است قسط وام ازدواج یک زوج جوان چند روز عقب بیفتد، تماس، اخطار، جریمه و تهدید ضامن شروع میشود و برایشان آبرو باقی نمیگذارند. اما وقتی میلیاردها یورو برنمیگردد، تازه بعد از سالها میشنویم برخی خیانت کردهاند!
مردم خستهاند از فقر، بیکاری، تبعیض، بیعدالتی و قانونی که برای ضعیفها سختگیر و در برابر صاحبان قدرت و ثروت، ناتوان و ملاحظهکار است.
@ehsanviews
❤44👍33🤯6👎1🤬1
فدرال رزرو برای پنجمین نشست متوالی نرخ بهره را بدون تغییر نگه داشت.
اعضای کمیته با رأی ۹ موافق در برابر ۳ مخالف تصمیم گرفتند نرخ بهره معیار را در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد حفظ کنند.
بت همک، نیل کشکاری و لوری لوگان با این تصمیم مخالفت کردند و خواستار افزایش نرخ بهره بودند.
فدرال رزرو اعلام کرد که با وجود تداوم ابهامات، فعالیتهای اقتصادی با سرعتی «مطلوب و قابلقبول» در حال گسترش است.
همچنین اعلام شد که رشد اشتغال همگام با افزایش نیروی کار ادامه داشته است.
فدرال رزرو بار دیگر تأکید کرد که همچنان متعهد به دستیابی به هدف تورم ۲ درصدی است.
در نتیجه، طولانیترین دوره توقف فدرال رزرو در تغییر نرخ بهره از زمان چرخه سیاستگذاری پس از بحران مالی ۲۰۰۸ همچنان ادامه دارد.
@ehsanviews
اعضای کمیته با رأی ۹ موافق در برابر ۳ مخالف تصمیم گرفتند نرخ بهره معیار را در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد حفظ کنند.
بت همک، نیل کشکاری و لوری لوگان با این تصمیم مخالفت کردند و خواستار افزایش نرخ بهره بودند.
فدرال رزرو اعلام کرد که با وجود تداوم ابهامات، فعالیتهای اقتصادی با سرعتی «مطلوب و قابلقبول» در حال گسترش است.
همچنین اعلام شد که رشد اشتغال همگام با افزایش نیروی کار ادامه داشته است.
فدرال رزرو بار دیگر تأکید کرد که همچنان متعهد به دستیابی به هدف تورم ۲ درصدی است.
در نتیجه، طولانیترین دوره توقف فدرال رزرو در تغییر نرخ بهره از زمان چرخه سیاستگذاری پس از بحران مالی ۲۰۰۸ همچنان ادامه دارد.
@ehsanviews
❤10👏2👍1🤨1
خلاصه بیانیه رئیس فدرال رزرو، وارش:
۱. اقتصاد آمریکا «تابآوری چشمگیری» نشان میدهد.
۲. تورم نسبت به هدف ۲ درصدی فدرال رزرو «همچنان بالا» باقی مانده است.
۳. بیانیه سیاستی «صرفاً حقایق» را بیان میکند و از ارائه راهنمایی «پرهیز» میکند.
۴. هیچ هدف تورمی نرمی وجود ندارد؛ تنها هدف، ۲ درصد است.
۵. فدرال رزرو یادآور میشود که بازدهیهای اسمی و واقعی از زمان نشست قبلی فدرال رزرو بهطور قابل توجهی بالاتر رفتهاند.
۶. فعالان بازار در حال «یادگیری بازی با توپ هستند، نه با داور».بار دیگر، فدرال رزرو از ارائه راهنمایی خودداری کرده است.
@ehsanviews
۱. اقتصاد آمریکا «تابآوری چشمگیری» نشان میدهد.
۲. تورم نسبت به هدف ۲ درصدی فدرال رزرو «همچنان بالا» باقی مانده است.
۳. بیانیه سیاستی «صرفاً حقایق» را بیان میکند و از ارائه راهنمایی «پرهیز» میکند.
۴. هیچ هدف تورمی نرمی وجود ندارد؛ تنها هدف، ۲ درصد است.
۵. فدرال رزرو یادآور میشود که بازدهیهای اسمی و واقعی از زمان نشست قبلی فدرال رزرو بهطور قابل توجهی بالاتر رفتهاند.
۶. فعالان بازار در حال «یادگیری بازی با توپ هستند، نه با داور».بار دیگر، فدرال رزرو از ارائه راهنمایی خودداری کرده است.
@ehsanviews
❤11👍5🔥1
تا امروز، ۳۱ جولای ۲۰۲۶، شواهد نشان میدهد انتقال نفت از منطقه خلیج فارس بهآرامی در حال ازسرگیری است اما آنچه شکل گرفته نوعی شبکه اضطراری، پرهزینه و شکننده برای انتقال انرژی است.
پیش از آغاز بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد، معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. اما آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده بود متوسط جریان عبوری در ماههای مارس، آوریل و مه به حدود ۲.۷ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است. حتی پس از بهبود نسبی ماه ژوئن، تولید جهانی نفت همچنان حدود ۹.۴ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی مانده بود.
راهکاری که اکنون بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد، انتقال نفت میان دو کشتی در آبهای عمان و امارات است. نفتکشهای محدود و آماده پذیرش ریسک، محموله را از داخل خلیج فارس خارج میکنند و در آبهای امنتر به کشتی دیگری تحویل میدهند. به این ترتیب، همه ناوگان مجبور نیست وارد پرریسکترین بخش مسیر شود.
اما این سازوکار چند مشکل اساسی دارد: کشتی بیشتری لازم دارد، زمان حمل را افزایش میدهد، ظرفیت بنادر و مناطق لنگرگاهی را اشغال میکند و هزینه اجاره، سوخت و بیمه را بالا میبرد. بنابراین انتقال کشتیبهکشتی شبیه ساختن یک پل موقت روی مسیر تخریبشده است.
دادههای تازه ردیابی کشتیها نیز تصویر شکنندهای ارائه میکنند. روز ۳۱ جولای فقط چهار کشتی حامل کالا از تنگه خارج شدند که دو فروند از آنها نفتکش غولپیکر حامل حدود چهار میلیون بشکه نفت عربستان و عراق بودند. روز قبل نیز تنها سه کشتی عبور کرده بودند. حتی نخستین نفتکش LNG تحت کنترل قطر انرژی پس از نزدیک به سه هفتهوموفق شد از تنگه خارج شود؛ آن هم از مسیری که بر اساس گزارشها با تأیید ایران تعیین شده بود.
ملیت کشتی، مالکیت محموله، مقصد، شرکت بیمهگر و حتی روابط سیاسی کشور خریدار میتواند بر اجازه عبور و میزان ریسک اثر بگذارد. بازار نفت در حال حرکت از یک سیستم آزاد و قابل پیشبینی به سمت نوعی عبور گزینشی و مذاکرهشده است.
بیمه نیز به یکی از مهمترین موانع تبدیل شده است. طبق گزارشهای بازار دریایی، هزینه پوشش ریسک جنگ برای برخی نفتکشهای بسیار بزرگ در یک سفر از هرمز به بیش از ۱۰ میلیون دلار رسیده و نرخ بیمه هفتروزه منطقه نسبت به قبل از جنگ حدود ده برابر شده است. برخی شرکتهای بیمه و مالکان نیز حاضر به پوشش یا انجام سفر نیستند.
در واکنش به این وضعیت، شرکتهای بزرگ نفتی در حال افزایش کنترل مستقیم خود بر ناوگان هستند. شرکت ملی نفت ابوظبی پنج نفتکش غولپیکر را به ارزش تقریبی ۵۹۰ میلیون دلار خریداری کرده، دهها کشتی جدید سفارش داده و حدود ۲۵ نفتکش دیگر را اجاره کرده است. این اقدام نشان میدهد تولیدکنندگان ترجیح میدهند زنجیره حمل خود را مستقیم کنترل کنند.
مسیرهای جایگزین نیز بخشی از فشار را جذب کردهاند. عربستان نفت را از طریق خط لوله شرق–غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و امارات از خط لوله منتهی به فجیره بهره میبرد. بااینحال، ظرفیت این خطوط برای جایگزینی کامل حدود ۲۰ میلیون بشکه عبوری از هرمز کافی نیست. علاوه بر این، تهدید بابالمندب و حملات اخیر در نزدیکی مسیر سوئز نشان داده که مسیرهای جایگزین نیز کاملاً امن نیستند. حمله پهپادی به دو کشتی گازبر در بندر دمیاط مصر، نگرانیها درباره امنیت کانال سوئز و خط لوله سومد را افزایش داده است.
بازار نفت از مرحله وحشت کمبود فوری عبور کرده و وارد مرحله سازگاری با کمبود مزمن و هزینه بالاتر حملونقل شده و با عبور چند نفتکش یا افزایش موقت صادرات، قیمت نفت برای مدتی کاهشی میشود، اما تا زمانی که حجم پایدار عبور کشتیها، هزینه بیمه و تمایل مالکان به ورود به هرمز به سطح عادی بازنگردد، ریسک ژئوپلیتیک از قیمت نفت حذف نخواهد شد.
برنت در پایان جولای در محدوده ۹۰ دلار قرار گرفته و طی این ماه حدود ۲۳ تا ۲۴ درصد رشد کرده است. این افزایش نشان میدهد بازار برای احتمال حمله مجدد، توقف ناگهانی کشتیها و تهدید همزمان هرمز، بابالمندب و سوئز نیز حق پرداخت بیمه بیشتر آماده شده است.
@ehsanviews
پیش از آغاز بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد، معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. اما آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده بود متوسط جریان عبوری در ماههای مارس، آوریل و مه به حدود ۲.۷ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است. حتی پس از بهبود نسبی ماه ژوئن، تولید جهانی نفت همچنان حدود ۹.۴ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی مانده بود.
راهکاری که اکنون بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد، انتقال نفت میان دو کشتی در آبهای عمان و امارات است. نفتکشهای محدود و آماده پذیرش ریسک، محموله را از داخل خلیج فارس خارج میکنند و در آبهای امنتر به کشتی دیگری تحویل میدهند. به این ترتیب، همه ناوگان مجبور نیست وارد پرریسکترین بخش مسیر شود.
اما این سازوکار چند مشکل اساسی دارد: کشتی بیشتری لازم دارد، زمان حمل را افزایش میدهد، ظرفیت بنادر و مناطق لنگرگاهی را اشغال میکند و هزینه اجاره، سوخت و بیمه را بالا میبرد. بنابراین انتقال کشتیبهکشتی شبیه ساختن یک پل موقت روی مسیر تخریبشده است.
دادههای تازه ردیابی کشتیها نیز تصویر شکنندهای ارائه میکنند. روز ۳۱ جولای فقط چهار کشتی حامل کالا از تنگه خارج شدند که دو فروند از آنها نفتکش غولپیکر حامل حدود چهار میلیون بشکه نفت عربستان و عراق بودند. روز قبل نیز تنها سه کشتی عبور کرده بودند. حتی نخستین نفتکش LNG تحت کنترل قطر انرژی پس از نزدیک به سه هفتهوموفق شد از تنگه خارج شود؛ آن هم از مسیری که بر اساس گزارشها با تأیید ایران تعیین شده بود.
ملیت کشتی، مالکیت محموله، مقصد، شرکت بیمهگر و حتی روابط سیاسی کشور خریدار میتواند بر اجازه عبور و میزان ریسک اثر بگذارد. بازار نفت در حال حرکت از یک سیستم آزاد و قابل پیشبینی به سمت نوعی عبور گزینشی و مذاکرهشده است.
بیمه نیز به یکی از مهمترین موانع تبدیل شده است. طبق گزارشهای بازار دریایی، هزینه پوشش ریسک جنگ برای برخی نفتکشهای بسیار بزرگ در یک سفر از هرمز به بیش از ۱۰ میلیون دلار رسیده و نرخ بیمه هفتروزه منطقه نسبت به قبل از جنگ حدود ده برابر شده است. برخی شرکتهای بیمه و مالکان نیز حاضر به پوشش یا انجام سفر نیستند.
در واکنش به این وضعیت، شرکتهای بزرگ نفتی در حال افزایش کنترل مستقیم خود بر ناوگان هستند. شرکت ملی نفت ابوظبی پنج نفتکش غولپیکر را به ارزش تقریبی ۵۹۰ میلیون دلار خریداری کرده، دهها کشتی جدید سفارش داده و حدود ۲۵ نفتکش دیگر را اجاره کرده است. این اقدام نشان میدهد تولیدکنندگان ترجیح میدهند زنجیره حمل خود را مستقیم کنترل کنند.
مسیرهای جایگزین نیز بخشی از فشار را جذب کردهاند. عربستان نفت را از طریق خط لوله شرق–غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و امارات از خط لوله منتهی به فجیره بهره میبرد. بااینحال، ظرفیت این خطوط برای جایگزینی کامل حدود ۲۰ میلیون بشکه عبوری از هرمز کافی نیست. علاوه بر این، تهدید بابالمندب و حملات اخیر در نزدیکی مسیر سوئز نشان داده که مسیرهای جایگزین نیز کاملاً امن نیستند. حمله پهپادی به دو کشتی گازبر در بندر دمیاط مصر، نگرانیها درباره امنیت کانال سوئز و خط لوله سومد را افزایش داده است.
بازار نفت از مرحله وحشت کمبود فوری عبور کرده و وارد مرحله سازگاری با کمبود مزمن و هزینه بالاتر حملونقل شده و با عبور چند نفتکش یا افزایش موقت صادرات، قیمت نفت برای مدتی کاهشی میشود، اما تا زمانی که حجم پایدار عبور کشتیها، هزینه بیمه و تمایل مالکان به ورود به هرمز به سطح عادی بازنگردد، ریسک ژئوپلیتیک از قیمت نفت حذف نخواهد شد.
برنت در پایان جولای در محدوده ۹۰ دلار قرار گرفته و طی این ماه حدود ۲۳ تا ۲۴ درصد رشد کرده است. این افزایش نشان میدهد بازار برای احتمال حمله مجدد، توقف ناگهانی کشتیها و تهدید همزمان هرمز، بابالمندب و سوئز نیز حق پرداخت بیمه بیشتر آماده شده است.
@ehsanviews
👍10❤5
در اقتصاد ایران، میان دولت، بنگاهها و خانوارها، این خانوارها هستند که بیشترین هزینه سیاستهای اقتصادی و محدودیت منابع را پرداخت میکنند.
تورم ۱۲ماهه به ۸۸ درصد رسیده و درآمد واقعی سرانه نیز از حدود ۱۴۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته؛ یعنی قدرت خرید واقعی مردم طی سیزده سال تقریبا نصف شده و به سطح دهه ۷۰ بازگشته است.
سهم مصرف خانوار از تولید ناخالص داخلی نیز از حدود ۵۵ درصد در ابتدای دهه ۹۰ به ۴۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش، همراه با سرمایهگذاری ضعیف، نشان میدهد که چشمانداز ترمیم رفاه خانوارها در کوتاهمدت چندان امیدوارکننده نیست.
از سوی دیگر، رشد دستمزدها همچنان از تورم عقب مانده است؛ در حالی که افزایش نرخ ارز رسمی و آزادسازی قیمت فروش برخی کالاها، شرایط سودآورتری برای بنگاهها ایجاد کرده است. در نتیجه، در اقتصادی که در حال کوچکشدن است، سهم بیشتری از فشار به مصرفکننده منتقل میشود.
افزایش نرخ ارز رسمی اگرچه به کاهش رانت، کنترل واردات و مهار جهش نرخ ارز آزاد کمک کرده، اما هزینه واردات کالاهای اساسی و در نتیجه مخارج روزمره خانوار را نیز بالا برده است. همزمان، کسری بودجه اجازه نمیدهد حمایتهایی مانند افزایش کالابرگ بدون خلق پول و تشدید تورم اجرا شود.
تأخیر در پرداخت مطالبات گندمکاران، بدهی کالابرگ فروشگاهها و مابهالتفاوت حقوق بازنشستگان نیز نشانه دیگری از محدودیت شدید منابع دولت است. افزایش احتمالی قیمت بنزین هم میتواند فشار تازهای بر هزینه حملونقل و معیشت مردم وارد کند.
در مجموع، ادامه این وضعیت بدون ایجاد منابع جدید برای حمایت هدفمند از خانوارها، میتواند نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد، زمینه استقبال از سیاستهای پوپولیستی را فراهم کند و مسیر اصلاحات اقتصادی را دشوارتر سازد.
@ehsanviews
تورم ۱۲ماهه به ۸۸ درصد رسیده و درآمد واقعی سرانه نیز از حدود ۱۴۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته؛ یعنی قدرت خرید واقعی مردم طی سیزده سال تقریبا نصف شده و به سطح دهه ۷۰ بازگشته است.
سهم مصرف خانوار از تولید ناخالص داخلی نیز از حدود ۵۵ درصد در ابتدای دهه ۹۰ به ۴۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش، همراه با سرمایهگذاری ضعیف، نشان میدهد که چشمانداز ترمیم رفاه خانوارها در کوتاهمدت چندان امیدوارکننده نیست.
از سوی دیگر، رشد دستمزدها همچنان از تورم عقب مانده است؛ در حالی که افزایش نرخ ارز رسمی و آزادسازی قیمت فروش برخی کالاها، شرایط سودآورتری برای بنگاهها ایجاد کرده است. در نتیجه، در اقتصادی که در حال کوچکشدن است، سهم بیشتری از فشار به مصرفکننده منتقل میشود.
افزایش نرخ ارز رسمی اگرچه به کاهش رانت، کنترل واردات و مهار جهش نرخ ارز آزاد کمک کرده، اما هزینه واردات کالاهای اساسی و در نتیجه مخارج روزمره خانوار را نیز بالا برده است. همزمان، کسری بودجه اجازه نمیدهد حمایتهایی مانند افزایش کالابرگ بدون خلق پول و تشدید تورم اجرا شود.
تأخیر در پرداخت مطالبات گندمکاران، بدهی کالابرگ فروشگاهها و مابهالتفاوت حقوق بازنشستگان نیز نشانه دیگری از محدودیت شدید منابع دولت است. افزایش احتمالی قیمت بنزین هم میتواند فشار تازهای بر هزینه حملونقل و معیشت مردم وارد کند.
در مجموع، ادامه این وضعیت بدون ایجاد منابع جدید برای حمایت هدفمند از خانوارها، میتواند نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد، زمینه استقبال از سیاستهای پوپولیستی را فراهم کند و مسیر اصلاحات اقتصادی را دشوارتر سازد.
@ehsanviews
👍18❤3😨2😢1😭1