دیدگاه‌های احسان
2.49K subscribers
318 photos
1 video
12 links
کانال تحلیل و بررسی موقعیت‌های بازار فارکس و کریپتو:
https://t.me/ehsanviews_tradepulse
Download Telegram
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا یا همان SPR به پایین‌ترین سطح خود از اوایل دهه ۱۹۸۰ رسیده که در فضای فعلی بازار نفت و تنش‌های خاورمیانه، معنای بسیار مهمی دارد.

ذخایر استراتژیک نفت قرار نیست مصرف روزمره آمریکا را تأمین کند. این ذخایر برای روزهای بحرانی هستند، زمانی که جنگ، تحریم، طوفان، اختلال در واردات یا بسته‌شدن مسیرهای مهم انرژی، عرضه نفت را تهدید می‌کند.

دولت آمریکا طی سال‌های اخیر برای کنترل قیمت بنزین و کاهش اثر شوک‌های نفتی، بارها از این ذخایر برداشت کرده است. نتیجه این سیاست آن است که واشنگتن امروز همچنان ابزار مداخله در بازار نفت را دارد، اما قدرت مانورش نسبت به گذشته محدودتر شده است.

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم ذخایر تجاری نفت، بنزین و فرآورده‌های نفتی آمریکا نیز در سطح خیلی بالایی قرار ندارند. بنابراین اگر یک اختلال بزرگ دیگر در عرضه جهانی رخ دهد، دولت آمریکا شاید نتواند مانند گذشته به‌سادگی با آزادسازی گسترده نفت، قیمت‌ها را مهار کند.
یکی از مهم‌ترین ریسک‌ها همچنان تنگه هرمز است مسیری که بخش قابل‌توجهی از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند. هرگونه اختلال جدی در تردد نفتکش‌ها می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و به‌سرعت روی بنزین، حمل‌ونقل، مواد غذایی، محصولات پتروشیمی و هزینه تولید اثر بگذارد.
افزایش دوباره قیمت انرژی همچنین می‌تواند تورم آمریکا را بالا نگه دارد و برنامه فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره را پیچیده‌تر کند. به همین دلیل پایین‌آمدن ذخایر استراتژیک مستقیما با تورم، نرخ بهره، بازارهای مالی و حتی سیاست خارجی آمریکا ارتباط دارد.

مشکل دیگر، بازسازی این ذخایر است. ایالات متحده برای پرکردن دوباره SPR باید صدها میلیون بشکه نفت خریداری کند. اما خرید گسترده در قیمت‌های بالا، هم هزینه زیادی برای دولت دارد و هم می‌تواند خود باعث افزایش تقاضا و رشد بیشتر قیمت نفت شود. در نتیجه واشنگتن با یک معادله دشوار روبه‌روست اگر برای کنترل قیمت‌ها دوباره از ذخایر برداشت کند، سپر امنیت انرژی خود را ضعیف‌تر می‌کند، اگر ذخایر را بازسازی کند، ممکن است فشار بیشتری به بازار نفت وارد شود.

@ehsanviews
👍175
تحولات چند روز اخیر نشان می‌دهد رقابت کشورها برای ساخت زیرساخت مالی نسل بعد وارد مرحله جدی‌تری شده است.

در آمریکا، مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین بازیگران وال‌استریت از جمله جی‌پی‌مورگان، بلک‌راک، گلدمن ساکس، ونگارد، بورس نیویورک و شرکت تسویه و سپرده‌گذاری DTCC در پروژه توکنیزه‌کردن سهام، صندوق‌ها و اوراق خزانه مشارکت کرده‌اند. هدف این است که دارایی‌های سنتی بدون ازدست‌دادن حقوق قانونی خود، روی شبکه‌های مبتنی بر بلاکچین منتقل و معامله شوند.

ژاپن نیز با تصویب اصلاحات قانونی، رمزارزها را از چارچوب ابزار پرداخت خارج کرده و به‌عنوان دارایی مالی به رسمیت شناخته است. این تصمیم رمزارزها را به بازار سهام و سایر ابزارهای سرمایه‌گذاری نزدیک‌تر می‌کند و هم‌زمان نظارت، شفافیت و مقررات معاملات داخلی را افزایش می‌دهد.

بریتانیا هم نقشه‌راهی برای دیجیتالی‌کردن بازارهای عمده‌فروشی مالی ارائه کرده است. این برنامه از توکنیزه‌کردن اوراق دولتی، بازار ریپو و سایر دارایی‌های واقعی حمایت می‌کند و برآورد شده که تسریع این روند می‌تواند طی سال‌های آینده ده‌ها میلیارد پوند به اقتصاد بریتانیا اضافه کند.

بنابراین آینده نظام مالی در توکنیزه‌شدن است.

سناریوی محتمل این است که سهام، اوراق قرضه، سپرده‌های بانکی، صندوق‌ها، املاک و حتی پول بانک مرکزی به توکن‌های قابل‌برنامه‌ریزی تبدیل شوند، اما همچنان تحت نظارت دولت‌ها، بانک‌های مرکزی و مؤسسات مالی فعالیت کنند.

در چنین سیستمی، تسویه‌ای که امروز چند روز زمان می‌برد می‌تواند تقریباً آنی شود، بازارها به سمت فعالیت ۲۴ساعته حرکت کنند، انتقال وثیقه سریع‌تر شود و بسیاری از واسطه‌ها و هزینه‌های عملیاتی کاهش یابد. بانک تسویه بین‌المللی نیز از مدلی به نام دفترکل یکپارچه حمایت می‌کند که پول بانک مرکزی، سپرده‌های بانکی و دارایی‌های توکنیزه‌شده را در یک زیرساخت قابل‌برنامه‌ریزی به هم متصل می‌کند.

باید در نظر داشت بخش بزرگی از پروژه‌های کریپتو ممکن است هیچ جایگاهی در نظام مالی آینده نداشته باشند. برندگان واقعی شبکه‌هایی خواهند بود که بتوانند میان بانک‌ها، بازار سرمایه، دولت‌ها و دارایی‌های واقعی ارتباط امن، قانونی و مقیاس‌پذیر ایجاد کنند.

نظام مالی سنتی در حال بلعیدن بلاکچین و بازسازی خودش با استفاده از آن است.

@ehsanviews
👍137🔥1
بیت‌کوین پس از ریزش اخیر بخشی از افت خود را جبران کرده و مومنتوم کوتاه‌مدت دوباره صعودی شده است. شاخص قدرت نسبی ۱۴روزه از ۵۰.۸ به ۶۶.۹ رسیده و بازار را به محدوده اشباع خرید نزدیک کرده؛ بااین‌حال، داده‌های زیرسطحی نشان می‌دهند این رشد هنوز به یک روند صعودی قدرتمند و فراگیر تبدیل نشده است.

حجم معاملات بازار اسپات با کاهش ۲۱.۵ درصدی به ۴.۱ میلیارد دلار رسیده و CVD اسپات نیز از مثبت ۱۷ میلیون دلار به منفی ۵۸.۸ میلیون دلار تغییر کرده است. یعنی درحالی‌که قیمت رشد کرده، سفارش‌های تهاجمی بازار بیشتر به سمت فروش متمایل شده‌اند. این واگرایی نشان می‌دهد رالی اخیر بیشتر روی نقدینگی کم شکل گرفته تا ورود گسترده خریداران واقعی.

در بازار مشتقات نیز شرایط دوگانه است. فاندینگ‌ریت افزایش یافته و معامله‌گران برای حفظ موقعیت‌های لانگ پول بیشتری می‌پردازند، اما حجم خرید تهاجمی در بازار پرپچوال بیش از ۸۱ درصد کاهش یافته است. در بازار آپشن نیز تقاضا برای پوشش ریسک نزولی همچنان بالاست؛ بنابراین فعالان بازار با وجود رشد قیمت، هنوز احتمال اصلاح را جدی می‌گیرند.

نقطه مثبت بازگشت تدریجی سرمایه نهادی است. ETFهای اسپات آمریکا پس از خروج سرمایه در هفته قبل، حدود ۱۶۱ میلیون دلار ورود خالص ثبت کرده‌اند. بااین‌حال، حجم معاملات ETFها نزدیک ۱۲ درصد کاهش یافته و نشان می‌دهد تقاضای نهادی فعلاً محتاطانه است، نه هیجانی و سفته‌بازانه.

فعالیت آن‌چین نیز همچنان ضعیف باقی مانده است:
-تعداد آدرس‌های فعال ۷.۶ درصد کاهش یافته
-حجم انتقالات شبکه ۱۶.۱ درصد افت کرده
-کارمزدهای شبکه حدود ۱۴ درصد پایین آمده

یعنی افزایش قیمت هنوز با رشد استفاده واقعی از شبکه همراه نشده است.

در مقابل، ساختار هولدرها همچنان مقاوم است. سهم عرضه هولدرهای کوتاه‌مدت در برابر هولدرهای بلندمدت کاهش یافته و بخش بزرگ‌تری از بیت‌کوین‌ها در اختیار سرمایه‌گذارانی قرار دارد که تمایل کمتری به فروش دارند. این وضعیت می‌تواند فشار عرضه را محدود کند.


بیت‌کوین از نظر مومنتوم و ورود سرمایه نهادی نشانه‌هایی از بهبود دارد، اما کاهش حجم اسپات، ضعف فعالیت آن‌چین، افت خرید تهاجمی و افزایش تقاضا برای پوشش ریسک نزولی نشان می‌دهد این رشد هنوز از اطمینان و مشارکت گسترده برخوردار نیست.

@ehsanviews
👍13👏122👌1
بندرعباس هم مثل شب‌های گذشته هدف حمله قرار گرفت، این حملات یکی از ضعف‌های قدیمی و عمیق ساختار دفاعی را آشکارتر می‌کند.

نیروی زمینی ایران، چه در دوره شاه و چه در جنگ هشت‌ساله، بر پایه هماهنگی نزدیک با نیروی هوایی و هوانیروز طراحی شده بود. یگان‌های زمینی برای پوشش خطوط مقدم، مقابله با ستون‌های زرهی دشمن، انتقال نیرو، پشتیبانی لجستیکی و حفاظت از عقبه، به‌شدت به پشتیبانی هوایی وابسته بودند.

در این ساختار، بالگردهای کبرا وظیفه پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی و مقابله با اهداف زرهی را بر عهده داشتند و جنگنده‌هایی مانند اف‌۴ و اف‌۵ نیز برای پوشش هوایی، حمله به مواضع دشمن و حفاظت از مسیرهای تدارکاتی استفاده می‌شدند. نیروی زمینی بدون چتر هوایی مؤثر، بخش مهمی از توان عملیاتی خود را از دست می‌دهد.

طی چند دهه گذشته، این توازن به‌تدریج از بین رفت. ناوگان هوایی ایران به‌روز نشد، قطعات و تجهیزات فرسوده شدند و توان عملیاتی بسیاری از هواپیماها و بالگردها کاهش یافت. هم‌زمان، بخشی از تفکر نظامی کشور به سمت الگوهای روسی حرکت کرد، الگوهایی که با جغرافیای پیچیده ایران، خطوط ساحلی طولانی، فاصله زیاد میان مراکز مهم و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور هماهنگ نیستند.

نتیجه این تغییرات را امروز می‌توان دید نیروی زمینی همچنان ساختاری دارد که برای عملکرد مؤثر به پشتیبانی هوایی نیازمند است، اما آن نیروی هوایی و هوانیروزی که باید این پشتیبانی را تأمین کند، دیگر از آمادگی، فناوری و توان عملیاتی کافی برخوردار نیست و با این تجهیزات نمی‌تواند در یک میدان نبرد مدرن، زیر فشار جنگ الکترونیک، پدافند نیروی مهاجم، حملات دورایستا و برتری اطلاعاتی طرف مقابل، مأموریت مؤثر و مستمر انجام دهد.

ارتشی که ستون‌های زرهی، لجستیک و خطوط مقدمش پوشش هوایی کافی نداشته باشند، حتی با داشتن نیروی انسانی و تجهیزات زمینی قابل‌توجه، در برابر قدرتی که برتری هوایی و اطلاعاتی دارد بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود.

@ehsanviews
👍3371🖕1🤓1
داده‌های RWA.xyz نشان می‌دهد سولانا طی سال‌های ۲۰۲۴ تا نیمه نخست ۲۰۲۶، با میانگین رشد ماهانه ۲۳۳ درصدی در ارزش دارایی‌های دنیای واقعی توکنیزه‌شده، بالاتر از تمام شبکه‌های بزرگ قرار گرفته است. بعد از آن BNB Chain با ۲۱۶ درصد دیده می‌شود، درحالی‌که رشد اتریوم فقط حدود ۹.۵ درصد بوده است.

البته این اعداد را نباید به‌اشتباه به معنای ۲۳۳ درصد رشد ماهانه یا برتری سولانا از نظر اندازه بازار دانست. میانگین رشد ماهانه در شبکه‌ای که از پایه کوچک‌تری شروع کرده و طی این مدت چند پروژه بزرگ به آن اضافه شده، می‌تواند بسیار بالا باشد. اتریوم همچنان حجم قابل‌توجهی از بازار RWA را در اختیار دارد، اما به‌دلیل بزرگ‌تر بودن پایه اولیه، درصد رشد آن پایین‌تر دیده می‌شود.

نکته مهم‌تر نوع دارایی‌هایی است که وارد سولانا شده‌اند. رشد این شبکه دیگر فقط وابسته به میم‌کوین و فعالیت معامله‌گران خرد نیست؛ صندوق‌های بازار پول، اوراق خزانه، سهام و ETFهای توکنیزه‌شده، طلا و ابزارهای اعتباری در حال ورود به این اکوسیستم‌اند. ارزش RWAهای سولانا در پایان ژوئن برای اولین بار از ۳ میلیارد دلار عبور کرد و ارزش بازار استیبل‌کوین‌های آن نیز در ماه مه به حدود ۱۶.۴ میلیارد دلار رسید. سولانا همچنین در آن مقطع میزبان حدود ۹۷ درصد بازار سهام توکنیزه‌شده بود، موضوعی که نشان می‌دهد بخش مهمی از رشد اخیر آن از حوزه بازار سرمایه آمده، نه سفته‌بازی رمزارزی.

ورود مدیران دارایی سنتی هم به این روند اعتبار بیشتری داده است. برای نمونه، WisdomTree مجموعه صندوق‌های توکنیزه‌شده خود شامل صندوق‌های بازار پول، اوراق با درآمد ثابت و سهام را روی سولانا عرضه کرده است. در کنار آن، پلتفرم‌هایی مانند Ondo نیز میلیاردها دلار دارایی توکنیزه‌شده و صدها محصول مالی را وارد فضای آن‌چین کرده‌اند.

دلیل جذابیت سولانا برای این بازار سرعت بالای تسویه، هزینه پایین انتقال، امکان معامله ۲۴ساعته و قابلیت ترکیب دارایی‌های مالی با کیف‌پول‌ها، صرافی‌ها و پروتکل‌های دیفای است. درحال‌حاضر انواع اوراق خزانه، ETF، کالا و سهام توکنیزه‌شده روی این شبکه فعال‌اند و زیرساخت‌های مرتبط با نقدشوندگی، تطبیق مقررات و نگهداری دارایی نیز درحال توسعه است.

ارزش دارایی‌های توکنیزه‌شده توزیع‌شده روی بلاکچین‌ها از ۲۷ میلیارد دلار عبور کرده و ارزش اوراق خزانه آمریکا در این بازار به حدود ۱۱ میلیارد دلار رسیده است. کالاهای توکنیزه‌شده نیز بیش از ۷.۵ میلیارد دلار ارزش دارند.

رقابت بلاکچین‌ها وارد مرحله تازه‌ای شده رقابت برای میزبانی از سهام، اوراق بدهی، صندوق‌ها و سایر دارایی‌های نظام مالی سنتی.

سولانا سریع‌ترین رشد را دارد، اما هنوز باید ثابت کند که این رشد از چند عرضه بزرگ و اثر پایه کوچک فراتر می‌رود و می‌تواند به نقدشوندگی پایدار، کاربران واقعی و درآمد مستمر برای شبکه تبدیل شود. در صورت تحقق این شرایط، سولانا ممکن است از یک شبکه عمدتاً کریپتویی، به یکی از زیرساخت‌های اصلی بازار سرمایه جهانی در عصر توکنیزه‌شدن تبدیل شود.

@ehsanviews
👍131
یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات سرمایه‌گذار خرد این است که فکر کند همه دارایی‌ها با یک منطق حرکت می‌کنند. سهام، طلا، اوراق، دلار، کریپتو، صندوق‌ها و کالاها هرکدام چرخه، نقدشوندگی، ریسک و محرک قیمتی مخصوص خودشان را دارند. بعضی دارایی‌ها آهسته رشد می‌کنند و آرام اصلاح می‌شوند؛ بعضی‌ها مثل کریپتو می‌توانند در چند ساعت سود چند هفته را پس بگیرند.

بازار امروز دیگر بازاری نیست که فقط با چند اسم جذاب، چند نمودار صعودی و چند جمله انگیزشی بتوان در آن دوام آورد. در بازارهای نقد و سریع مثل کریپتو، تغییر جریان پول، اخبار رگولاتوری، لیکوئیدیشن اهرمی و رفتار نهنگ‌ها می‌تواند مسیر قیمت را ناگهانی عوض کند. در بازارهای سنتی هم اقتصاد جهانی، نرخ بهره، وضعیت بانک‌ها، جنگ، تورم، بدهی دولت‌ها و جریان سرمایه تعیین می‌کند که کدام دارایی جلو بزند و کدام عقب بماند. اینجاست که مفهوم مدیریت فعال سبد سرمایه‌گذاری اهمیت پیدا می‌کند.

مدیریت فعال سبد یعنی سرمایه‌گذار فقط خریدار نباشد؛ ناظر، تنظیم‌گر و مدیر ریسک دارایی‌های خودش باشد. یعنی بداند چه بخشی از سرمایه‌اش در سهام است، چه بخشی در طلا، چه بخشی در کریپتو، چه بخشی نقد یا شبه‌نقد، و چه بخشی در دارایی‌های کم‌ریسک‌تر. مهم‌تر از آن، بداند چه زمانی باید وزن‌ها را دوباره تنظیم کند.

مثلاً ممکن است فردی با هدف ۲۰٪ کریپتو وارد بازار شود، اما رشد سریع بیت‌کوین یا آلت‌کوین‌ها باعث شود بعد از چند ماه وزن کریپتو در سبدش به ۴۰٪ برسد. او ظاهراً سود کرده، اما در واقع سطح ریسک سبدش دو برابر شده است. اگر بازار کریپتو ناگهان اصلاح کند، ضربه‌ای می‌خورد که اصلاً در برنامه اولیه‌اش نبوده.

این همان جایی است که Rebalancing یا بازتنظیم سبد معنی پیدا می‌کند. وقتی یک دارایی بیش از حد رشد می‌کند، بخشی از سود آن به دارایی‌های عقب‌مانده یا کم‌ریسک‌تر منتقل می‌شود. وقتی یک دارایی بیش از حد افت می‌کند، باید بررسی شود که آیا فرصت خرید است یا نشانه تغییر روند بنیادی. تفاوت سرمایه‌گذار حرفه‌ای و آماتور همین‌جاست: حرفه‌ای فقط دنبال سود نیست، دنبال کنترل ریسک سود هم هست.

در سال ۲۰۲۶، این موضوع حتی مهم‌تر شده است. هم‌زمان چند موتور ریسک در بازار فعال‌اند: ارزش‌گذاری بالای سهام فناوری، جنگ و ریسک ژئوپلیتیک، بدهی دولت‌ها، مسیر نامطمئن نرخ بهره، رشد سریع دارایی‌های دیجیتال، و شکنندگی بخشی از سیستم مالی غیربانکی. این یعنی بازار ممکن است در ظاهر آرام باشد، اما زیر سطح آن فشار جمع شده باشد.

اشتباه رایج این است که سرمایه‌گذار بعد از رشد یک دارایی، تازه با هیجان وارد همان دارایی می‌شود. سهام رشد کرده، می‌خرد. بیت‌کوین رشد کرده، می‌خرد. طلا سقف زده، می‌خرد. بعد وقتی بازار وارد اصلاح می‌شود، تازه می‌فهمد که سبد سرمایه‌گذاری نداشته، فقط مجموعه‌ای از خریدهای هیجانی داشته است.

مدیریت فعال سبد الزاماً به معنی ترید روزانه نیست. اتفاقاً برای خیلی‌ها ترید زیاد، خودش منبع اصلی زیان است. مدیریت فعال یعنی داشتن چارچوب، وزن هر دارایی چقدر باشد؟ حداکثر ریسک هر بخش چقدر است؟ در چه شرایطی باید سود ذخیره شود؟ چه زمانی باید نقدینگی بالا برود؟ چه زمانی باید از دارایی پرریسک به دارایی دفاعی‌تر رفت و چه زمانی نباید کاری کرد؟

در بازار فعلی، هزینه یادگیری با آزمون و خطا بالا رفته است. یک اشتباه در بازار سهام شاید چند ماه زمان ببرد تا خودش را نشان دهد، اما در کریپتو یا بازارهای اهرمی، همان اشتباه می‌تواند در چند ساعت سرمایه را نصف کند. به همین دلیل، هر سرمایه‌گذار باید یکی از این دو مسیر را انتخاب کند: یا مدیریت سبد، مدیریت ریسک، تخصیص دارایی و بازتنظیم پرتفوی را جدی یاد بگیرد؛ یا این کار را به متخصصی بسپارد که واقعاً سابقه، چارچوب و انضباط دارد.

دوره‌ای که می‌شد فقط یک دارایی را خرید و با امید نگه داشت، برای بسیاری از بازارها تمام شده است. جهان وارد دوره‌ای شده که دارایی‌ها با سرعت‌های متفاوت رشد می‌کنند، با شدت‌های متفاوت سقوط می‌کنند و تحت تأثیر شوک‌های متفاوت قرار می‌گیرند.

بازارهای جدید به سرمایه‌گذار منفعل رحم نمی‌کنند. یا باید مدیریت فعال سبد سرمایه‌گذاری را یاد گرفت، یا باید پذیرفت که هزینه یادگیری در این بازار می‌تواند بسیار گران تمام شود.

@ehsanviews
17👍31
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8👎1
کی خوشحاله کی ناراحت؟

@ehsanviews
🤣54😢22🍾17🤷‍♂10😁7🥱3😐3🥴2
نمودار Glassnode شاخص Realized Supply Density بیت‌کوین را نشان می‌دهد؛ یعنی چه مقدار از عرضه‌ی بیت‌کوین آخرین بار در محدوده‌ی حدوداً ۱۵٪ بالا یا پایین قیمت فعلی جابه‌جا شده است. این شاخص می‌گوید چه حجمی از کوین‌ها نزدیک قیمت فعلی خرید و فروش شده‌اند و هزینه‌تمام‌شده‌ی مالکان آن‌ها به قیمت امروز نزدیک است.

نکته مهم در نمودار این است که در سقف اخیر بازار، تراکم عرضه بسیار سنگین‌تر از بسیاری از سقف‌های چرخه‌های قبلی بوده. چرا؟ چون بیت‌کوین مدت زیادی در محدوده‌های بالا نوسان کرد و سقف بازار به‌صورت سریع و شارپ شکل نگرفت. همین فاز طولانی باعث شد تعداد بیشتری از خریداران در قیمت‌های بالا وارد شوند.

نتیجه این می‌شود که بخش بزرگی از بازار حالا با cost basis بالا گیر افتاده است. این افراد معمولاً با هر برگشت قیمت به محدوده خریدشان، یا فروشنده می‌شوند یا حداقل اجازه نمی‌دهند بازار راحت و بدون اصطکاک عبور کند.

برای همین، وقتی سقف بازار سنگین باشد، بازار معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد تا این عرضه‌ی گیر افتاده را جذب کند. این دقیقاً همان چیزی است که می‌تواند توضیح دهد چرا فاز فعلی بیت‌کوین بیشتر شبیه یک دوره‌ی طولانی توزیع و هضم عرضه است، نه یک اصلاح ساده و سریع.

بیت‌کوین الزاما وارد فاز ریزشی کلاسیک نشده، اما ساختار عرضه نشان می‌دهد عبور دوباره از سقف‌ها کار آسانی نیست. بازار باید اول فشار کسانی را که نزدیک سقف خریده‌اند هضم کند.

تا وقتی این عرضه جذب نشود، هر رشد قیمت می‌تواند با فروش سنگین‌تر روبه‌رو شود و فاز نوسانی/توزیعی بازار طولانی‌تر از چیزی شود که بسیاری انتظار دارند.

@ehsanviews
11👍3
گزارش مرکز مدیریت بدهی‌های عمومی نشان می‌دهد که تا بیست و چهارم تیرماه، در مجموع دویست و بیست و سه هزار میلیارد تومان (همت) اوراق مرابحه عام منتشر شده که شامل صد و پنجاه و هشت همت نقدی و شصت و پنج همت غیرنقدی بوده است.

در این بازه زمانی، از اوراق اراد ۲۵۵ تا ۲۸۸ که طی شش مرحله به حراج گذاشته شد، مجموعاً ۱۱۱.۲ همت به فروش رسیده است. با این حال، دولت در همین مدت بیش از ۱۷۰.۲ همت از تعهدات پیشین خود را تسویه کرده که منجر به ثبت تراز منفی ۵۹ همتی در تأمین مالی از محل اوراق شده است. این در حالی است که بر اساس قانون بودجه، مجوز انتشار ۱۰۳۰ همت اوراق برای دولت صادر شده است.

برنامه بازپرداخت دولت برای ماه‌های آتی فشرده است؛ دولت که در تیرماه ۵۷.۶ همت تسویه انجام داده، باید تا پایان تابستان ۱۶۴.۳ همت و تا پایان سال نیز ۵۷۸.۷ همت دیگر از تعهدات خود را بازپرداخت کند.

ترکیب خریداران اوراق است؛ بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با سهم ۵۵ درصدی، همچنان اصلی‌ترین خریدار اوراق دولتی بوده و ۶۱.۳ همت از این بدهی‌ها را جذب کرده‌اند.

«تراز منفی» در این مقطع، اگرچه به معنای فشار نقدینگی برای بازپرداخت‌هاست، اما می‌تواند برای بازار سهام «دو لبه» باشد؛ از طرفی فشار تأمین مالی از بازار بدهی را (به‌صورت موقت) کم کرده، اما از طرف دیگر، بلعیدنِ منابع توسط بانک‌ها برای خرید اوراق، قدرت وام‌دهی آن‌ها به شرکت‌های بورسی را محدودتر می‌کند.

@ehsanviews
👍93
عکس برگه صحیح شده یکی از دانش آموزا که امتحان نهاییش رو ۰.۲۵ (بیست و پنج صدم) شده!
در جواب تمام سوالات نوشته: با این مملکت درس خوندن جواب نمیده. تو کی هستی، چی هستی مرد!

@ehsanviews
💔40👍15👎42🌚1
دیدگاه‌های احسان
عکس برگه صحیح شده یکی از دانش آموزا که امتحان نهاییش رو ۰.۲۵ (بیست و پنج صدم) شده! در جواب تمام سوالات نوشته: با این مملکت درس خوندن جواب نمیده. تو کی هستی، چی هستی مرد! @ehsanviews
ممکنه در نگاه اول کارش لجبازی، تنبلی یا بی‌مسئولیتی به‌نظر بیاد، اما پشت این یک جمله، حجم بزرگی از خشم و ناامیدی خوابیده. دانش‌آموزی که باید در این سن برای آینده‌اش انگیزه داشته باشه، به این نتیجه رسیده که درس‌خوندن قرار نیست چیزی در زندگی تغییر بده. وقتی یک نسل مدام می‌بینه مسیر پیشرفت نه از استعداد و تلاش، بلکه از پول، رابطه، رانت و .... می‌گذره، طبیعی هست که انگیزه‌اش رو از دست بده.
از طرف دیگه، نظام آموزشی ما همچنان متصلب و گرفتار یک‌سری اصول قدیمی باقی مونده، حفظ کن، امتحان بده، نمره بگیر و فراموش کن. نه استعداد دانش‌آموز درست شناسایی میشه، نه مهارت کاربردی یاد می‌گیره، نه برای بازار کار و زندگی واقعی آماده میشه. بعد هم انتظار داریم نوجوانی که هیچ چشم‌انداز روشنی مقابل خودش نمی‌بینه، با اشتیاق کتاب‌های پر از مطالب غیرکاربردی رو حفظ کنه.
نتیجه این وضعیت اینه که سرمایه‌های انسانی ما یا مهاجرت می‌کنند، یا اگر امکان مهاجرت نداشته باشند، همین‌جا ناامید، بی‌انگیزه و فرسوده میشن. استعدادهایی که می‌تونستن رشد کنند و برای کشور ارزش بسازند، چون محیط مناسبی برای بروز و شکوفایی‌شون وجود نداره، یکی‌یکی از دست میرن. این برگه مردودی دانش آموز مملکت نیست برگه مردودی مسئولین اداره کننده هست، تبریک به اونهایی که وضع کشور رو به اینجا رسوندن و نتونستن یا نخواستند به نسل جدید امید، مسیر و دلیل قانع‌کننده‌ای برای تلاش کردن بدن.

@ehsanviews
👍4915👎5😢5
بین طلا و نقره در حال حاضر نقره سرمایه گذاری بهتریه با توجه به این نکته که طلا همیشه بیمه دارایی بوده و هست و خواهد بود، اونس برفرض از همینجا خودش رو برسونه تا ۴۸۰۰ میشه ۲۰ درصد افزایش ولی نقره ممکنه تا ۹۰ دلار هم برسه که میشه حدود ۶۰٪ افزایش، نقره برای بازه زمانی ۳ ساله تارگت‌های خوبی داره میتونه ۳ الی ۴ برابر قیمت فعلی بشه.

@ehsanviews
👍379👀5🤔2👎1
صندوق‌های ETF بیت‌کوین در هفته گذشته ۹۰۰ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند؛ بیشترین ورود هفتگی از اوایل ماه مه تاکنون.

این رقم نسبت به ورود ۱۹۷ میلیون دلاری هفته قبل، جهش قابل‌توجهی نشان می‌دهد.
بزرگ‌ترین ETF بیت‌کوین، یعنی IBIT، نقش اصلی را در این موج داشت و هفته گذشته ۱۹۳ میلیون دلار سرمایه جذب کرد؛ این صندوق در هفته پیش از آن نیز ۲۸۲ میلیون دلار ورودی داشت.

پس از آن، در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه نیز به‌ترتیب ۱۱۵ میلیون دلار و ۱۶۴ میلیون دلار سرمایه جدید وارد IBIT شد.

به این ترتیب، مجموع ورودی سرمایه به IBIT از ابتدای ماه جولای تاکنون به ۵۰۱ میلیون دلار رسیده و در مسیر ثبت بیشترین جذب سرمایه ماهانه از آوریل و سومین عملکرد برتر سال قرار دارد.

@ehsanviews
🔥42
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به نقل از آکسیوس گفته است که به تصمیم‌گیری درباره انجام یک «حمله گسترده» علیه ایران نزدیک شده است.

جزئیات اظهارات او:

۱. ترامپ درباره حمله‌ای که طی هفته‌های گذشته بارها به آن اشاره کرده، گفت: «همه‌چیز برای انجامش آماده است.»

۲. او مدعی شد این حمله «بزرگ‌تر از هر حمله‌ای در گذشته» خواهد بود.

۳. ترامپ گفت اسرائیل «اگر از آن‌ها بخواهم، ظرف دو دقیقه به حمله ملحق می‌شود»، اما اضافه کرد: «ما به هیچ‌کس نیاز نداریم.»

ترامپ همچنین درباره ایران گفت: «آن‌ها هنوز به‌اندازه کافی درد و فشار تحمل نکرده‌اند.»

@ehsanviews
9🔥5🖕3
در بزرگ‌ترین بازار صعودی تاریخ طلا، قیمت طلا ۲۴ برابر شد اما با این حال، بسیاری از سرمایه‌گذاران نمی‌توانستند نوسانات شدید آن را تحمل کنند.

در طول آن بازار صعودی، طلا چهار بار بیش از ۲۰٪ اصلاح قیمت را تجربه کرد:

۱۹۷۳ (طی ۴ ماه): ۲۹٪ افت / تنها ۴ ماه بعد، ۱۰۰٪ رشد کرد.

۱۹۷۴ (طی ۳ ماه): ۲۶٪ افت / ۵ ماه بعد، ۵۰٪ بالاتر رفت.

۱۹۷۵ تا ۱۹۷۶ (طی ۹ ماه): ۴۹٪ افت / ظرف ۱۳ ماه، ۱۵۰٪ رشد کرد.

۱۹۷۸ (طی ۱ ماه): ۲۳٪ افت / ظرف ۱۴ ماه، ۳۲۰٪ افزایش یافت.

هیچ‌یک از این اصلاح‌ها پایان بازار صعودی طلا نبود؛ بلکه هر کدام زمینه را برای موج بعدی رشد فراهم کردند و در نهایت، آخرین موج صعودی، قدرتمندترین رشد را رقم زد.

@ehsanviews
26🙏4👍2🔥2
ترامپ دوباره از حمله‌ای بزرگ‌تر از همیشه به ایران حرف زد و همزمان گفت هنوز تصمیم نهایی را نگرفته. این مدل صحبت بخشی از یک بازی روانی و مذاکره‌ای است. هدف این است که فضای نااطمینانی دائما حفظ شود، بازارها و افکار عمومی تحت فشار بمانند و طرف مقابل احساس کند هر لحظه ممکن است سطح درگیری تغییر کند.
اما فشار اصلی متوجه توان اقتصادی و اداره روزمره کشور است. یعنی آسیب‌زدن به زیرساخت‌ها، درآمدهای ارزی، تجارت، حمل‌ونقل و در نهایت افزایش هزینه زندگی مردم. در چنین سناریویی، فروپاشی اقتصادی می‌تواند مهم‌ترین ابزار فشار برای گرفتن امتیاز سیاسی باشد.

اگر فشار خارجی با تورم، کمبود، بیکاری و ضعف مدیریت داخلی ترکیب شود، نارضایتی اجتماعی می‌تواند خیلی سریع‌تر از میدان نظامی گسترش پیدا کند. ادامه این وضعیت، بدون یک مسیر روشن برای کاهش تنش، ممکن است کشور را وارد چرخه‌ای کند که هزینه آن بسیار بالا باشد.
@ehsanviews
👍26😢62👎2
تنگه باب‌المندب یکی از حساس‌ترین شاهراه‌های ارتباطی جهان هم محسوب می‌شود. حدود ۱۶ تا ۱۷ کابل زیردریایی از کریدور دریای سرخ عبور می‌کنند و برآورد می‌شود نزدیک به ۱۷ درصد ترافیک اینترنت جهان و بیش از ۹۰ درصد ظرفیت ارتباطی میان اروپا و آسیا به این مسیر وابسته باشد.

آسیب هم‌زمان به چند کابل در شرایط جنگی می‌تواند باعث کندی شدید اینترنت، افزایش پینگ، اختلال در خدمات ابری، بانکداری، پرداخت‌های بین‌المللی، ارتباطات شرکت‌ها و مراکز داده در اروپا، آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا شود.

مسئله مهم‌تر، تعمیر کابل‌هاست؛ کاری که در شرایط عادی هم ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها زمان ببرد و در منطقه جنگی، به‌دلیل خطرات امنیتی، کمبود کشتی‌های تعمیراتی و نیاز به مجوز کشورهای مختلف، پیچیده‌تر خواهد شد. تجربه آسیب‌های قبلی در دریای سرخ نیز نشان داده که قطع چند کابل می‌تواند بخش قابل‌توجهی از ترافیک را روی مسیرهای جایگزین بیندازد و شبکه را تحت فشار قرار دهد.

حالا باید دید جنگ خاورمیانه فقط مسیر انرژی و تجارت جهان را مختل می‌کند، یا این بار مردم اروپا و آسیا هم قرار است برای مدتی طعم تلخ قطعی اینترنت را مثل مردم ایران بچشند!

@ehsanviews
👍2743
ایلان ماسک معتقد است اگر هوش مصنوعی و ربات‌ها بتوانند کالاها و خدمات را در حجم بسیار بالا و با هزینه بسیار پایین تولید کنند، نقش پول در زندگی انسان کم‌رنگ خواهد شد.

منطق این حرف ساده است, ما پول را برای خود پول نمی‌خواهیم، بلکه برای غذا، مسکن، حمل‌ونقل، درمان، آموزش و سرگرمی به آن نیاز داریم. اگر بخش زیادی از این نیازها توسط ماشین‌ها ارزان یا رایگان تأمین شود، طبیعتا نیاز به درآمد و کار سنتی نیز کمتر می‌شود.

نشانه‌های این تحول همین حالا دیده می‌شود. هوش مصنوعی هزینه تولید محتوا، ترجمه، طراحی، برنامه‌نویسی، آموزش و تحلیل را به‌شدت کاهش داده است. در مرحله بعد، ربات‌ها می‌توانند همین اتفاق را در کارخانه‌ها، حمل‌ونقل، کشاورزی، خدمات درمانی و حتی کارهای خانه رقم بزنند.

برای مثال، تاکسی‌های خودران می‌توانند هزینه حمل‌ونقل را کاهش دهند، کارخانه‌های تمام‌رباتیک کالاها را ارزان‌تر تولید کنند و معلم یا دستیار پزشکی هوش مصنوعی خدمات تخصصی را در اختیار میلیون‌ها نفر قرار دهد.

البته بعید است پول کاملا حذف شود، چون چیزهایی مثل زمین، خانه در موقعیت‌های خاص، منابع طبیعی و کالاهای کمیاب همچنان محدود خواهند بود. بنابراین احتمالا پول برای نیازهای روزمره کم‌اهمیت‌تر می‌شود، اما برای دارایی‌های کمیاب همچنان نقش اصلی خواهد داشت.

مزیت این تحول می‌تواند کاهش هزینه زندگی، افزایش رفاه، حذف کارهای سخت و تکراری و فراهم‌شدن زمان بیشتر برای خانواده، آموزش و خلاقیت باشد.

در مقابل، بزرگ‌ترین نگرانی این است که مالکیت ربات‌ها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی در اختیار تعداد کمی شرکت یا دولت قرار بگیرد. در این صورت، به‌جای حذف نابرابری، ممکن است قدرت و ثروت بیشتر متمرکز شود.

پس آینده محتمل جهانی است که در آن بسیاری از کالاها و خدمات فراوان و بسیار ارزان می‌شوند، اما دارایی‌های کمیاب همچنان ارزش بالایی دارند و سوال مهم این هست که این ثروت چگونه میان مردم توزیع خواهد شد.

@ehsanviews
20👍15👌4🆒1